وداع حجت الاسلام جمي دلاور 8 سال دفاع مقدس و ياور رزمندگان+زندگينامه

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

وداع حجت الاسلام جمي دلاور 8 سال دفاع مقدس و ياور رزمندگان+زندگينامه

پست توسط Mil@d »

[External Link Removed for Guests]

حجت الاسلام جمی صب امروز دعوت حق را لبیک گفت و به سرای باقی شتافت.زندگینامه خواندنی ایشان که سرشار از خاطرات زیباست بخوانید

حجت الاسلام غلامحسین جمی، امام جمعه شهر آبادان در دوران دفاع مقدس بود که با وجود بمباران شدید شهر توسط نیروهای بعثی هیچگاه تحمل دوری از شهر خود را نداشت و همواره دوشادوش رزمندگان اسلام در این شهر به جنگ علیه نیروهای متجاوز ادامه داد.
به گزارش خبرنگار مهر در اهواز، وی در سال 1304 در روستای اهرم مرکز تنگستان از توابع بوشهر در یک خانواده فقیر و مذهبی چشم به جهان گشود. پدرش با وجود اینکه تحصیلات حوزوی نداشت اکثر سوره های قرآن را حفظ بود و بخش عمده ای از در آمد وی از طریق روزه و نماز استیجاری تامین می شد.

در اوایل سلطنت پهلوی اول غلامحسین 6 یا 7 ساله وارد مکتبخانه شد تا سواد خواندن و نوشتن را بیاموزد ولی در همان ابتدا مکتبخانه آنها به مدرسه ای 4 کلاسه به نام انوشیروان تبدیل شد و او در همان مدرسه مدرک ششم ابتدایی خود را دریافت کرد.

به خاطر عشق و علاقه ای که پدرش به امور مذهبی و روحانیت داشت با همفکری دو تن از روحانیون شهر نجف به نام های حاج شیخ محمد علی ماحوزی و حاج شیخ علی ماحوزی که از شاگردهای خوب مرحوم آقا ضیاء عراقی، مرحوم آیت‌الله سید ابوالحسن اصفهانی، مرحوم محمد کاظم شیرازی و مرحوم اصطهباناتی به شمار می‌رفتند که در اهرم سکونت می کردند، علاقه اش به رفتن به حوزه بیشتر شد.

در سال 1327 بنا به دلایلی به آبادان مهاجرت کردند که وی در این خصوص می گفت: "سال 1327 بود که وارد آبادان شدم. شنیدم یک روحانی به نام حاج شیخ عبدالرسول قائمی در آبادان خیلی خدمت می‌کند. ایشان در آبادان به اصطلاح خیلی گل کرده بود. مرحوم آیت‌الله قائمی مدرسه علمیه‌ای را تاسیس کرده بود و من وارد این مدرسه شدم».

پس از مدتی در پروشگاهی که آیت الله قائمی برای کودکان بی سرپرست تاسیس کرده بود شروع به درس دادن درس عربی کرد تا اینکه شرایط برای عزیمت وی به نجف اشرف مهیا شد و در نهایت به صورت غیرقانونی به شهر نجف رفت.

وی در کتاب زندگی نامه خود در مورد درس خواندن و کنجکاوی های آن زمانش می نوشت: "آن زمانی که درس می‌خواندم، این سئوال برای من مطرح بود که این درس‌ها را برای چه می‌خوانیم؟ اینها که کاربرد عملی ندارند. آنچه که ما در فقه می‌خواندیم، قسمت عمده‌اش مربوط به مسائل اجتماعی و اداره امور دنیایی مردم است، حال آنکه چیزی در دست ما نیست. ما کتاب قضا می‌خوانیم، اما قانون قضای ما از کشورهای دیگر گرفته شده، قانون تجارت ما از قانون بیگانگان اخذ شده است. مملکت ما مملکت اسلامی است، مملکت امام زمان(عج) است، اما آنچه دستگاه حاکمه اجرا می‌کند، غیر از اسلام است، لذا در ذهن من این بود که باید حکومتی داشته باشیم، نیروی اجرایی داشته باشیم تا آنچه اسلام در مورد قضا، ارث، تجارت، بیع و شرا، و... دارد، عملاً پیاده شود".

امام جمعه سابق آبادان در مورد چگونگی گرایش خود به فعالیت های سیاسی نیز می گفت: "یادم هست از همان اوایل جوانی در همان منطقه خودمان خیلی علاقه داشتم روزنامه بخوانم. در آن ایام، تنها روزنامه‌ای که برای ما قابل دسترسی بود، روزنامه اطلاعات بود که آن را هم گاهی از بوشهر یا برازجان تهیه می‌کردم. این روزنامه خواندن مرا به سیاست علاقمند کرد، به‌خصوص وقتی که جنگ دوم جهانی شروع شده بود. اخبار جنگ در روزنامه‌ها مطرح می‌شد. لازم به ذکر است که من از ابتدا، شم سیاسی داشتم و این روزنامه خواندن‌ها و دنبال وقایع بودن، مرا بیشتر به سمت سیاست می‌کشاند".

حجت الاسلام جمی درباره سکونت و زندگی خود در دوران هشت سال دفاع مقدس در آبادان را اینگونه بیان تشریح می کرد: "در دوران جنگ که آبادان تخلیه شد و مردم به خاطر ناامنی و پرتاب خمپاره‌ها، راکت‌ها، موشک‌ها و حمله هواپیماهای عراقی مجبور شدند شهر را ترک کنند، من هم خانواده خود را به جای دیگری فرستادم و به تنهایی در آبادان ماندم، تا اینکه منزل ما بر اثر اصابت گلوله توپ صدمه دید و ناامن شد، از این رو مجبور شدم منزل را به جای دیگری منتقل کنم و از آنجا هم به جای دیگر و از مکان سوم نیز به مکان دیگر و...در طول جنگ 4-5 بار منزل ما تغییر کرد. در آبادان و بعد هم در اهواز همین گونه بود".

وی در مدت هشت سال جنگ هیچگاه برای استراحت و انجام کارهای شخصی از آبادان خارج نشد و معمولا هنگام خروج از شهر مستقیم به بیت امام خمینی(ره) می رفت تا گزارشات مربوط به جنگ و شهر را به ایشان منتقل نماید و در حین همین گزارشات بود که امام با اتکا به گزارشات آقای جمی دستور شکسته شدن حصر آبادان را صادر کرد.



به گزارش مهر ، در طول جنگ نیز وی اصرار عجیبی به برپایی نمازجمعه شهرستان آبادان داشت و حتی با وجود حضور تنها دو نفر وی اقدام به برگزاری نماز جمعه می کرد به همین دلیل اخبار نمازجمعه شهر آبادان از نماز جمعه تهران هم مهمتر بود و مردم با دقت آنرا پیگیری می کردند.

آقای جمی در مورد نحوه برگزاری نمازجمعه شهر آبادان در ایام جنگ می گفت: "تاریخ اولین نمازجمعه را دقیق نمی دانم که چه روزی بوده است، در آبادان آرامش بود و از جنگ خبری نبود، اما وقتی جنگ شروع شد، نمازجمعه هم قهرا تعطیل شد. نماز جمعه دو ماه یا سه ماه تعطیل بود، تاریخ دقیقش را نمی دانم. شهر کم کم خلوت شد، همه رفتند، زن و بچه و آنهایی که کاری با جنگ نداشتند، رفتند. اما رزمندگان و عده ای از کسبه و بازاریان در آبادان مانده بودند. در حالی که جنگ شروع شده بود، بعضی بچه ها دوباره آمدند و گفتند نماز جمعه را در آبادان دایر کنیم؛ باید نماز جمعه داشته باشیم. تعداد مردم هم کم بود. گفتم: حالا کجا نماز جمعه را برگزار کنیم؟ در همه جای شهر گلوله و خمپاره می آید و جایی در امان نیست. یک زیرزمینی در احمد آباد وجود داشت که امن بود و بعدها محل کمیته ارزاق آبادان شد. اولین نماز جمعه جنگ را در همان زیرزمین برگزار کردیم و در واقع اوایل جنگ بود.

تعداد مردم هم برای نماز جمعه به اندازه ای بود که مشروع باشد. تقریباً در حدود ده تا دوازده نفر بودند. هفته های اول خواهران شرکت نمی کردند، ولی بعد خواهران هم شرکت کردند. هر هفته تعداد شرکت کنندگان در نماز جمعه زیادتر می شد، به طوری که زیرزمین پر می شد و کمبود جا وجود داشت. یادم هست که در یکی از این نمازجمعه ها که ما آنجا دایر کردیم، مرحوم رجایی رحمه الله علیه هم آمده بود، ولی من متوجه نشدم".

پس از جنگ بازهم حجت الاسلام جمی به عنوان امام جمعه آبادان ایفای نقش کرد ولی به علت بروز چند نارسایی قلبی مشکلات جسمی وی از حد طبیعی گذشت و مجبور به استعفا از سمت خود شد و در نهایت در آذر ماه سال 1382 پس از 25 سال امامت جمعه آبادان جای خود به حجت الاسلام سید علی دهدشتی سپرد.

وی در این مدت مجبور بود در روزهای گرم سال به علت ممانعت پزشکان از سکونت در آبادان به شهرهای خوش آب و هوا عزیمت کند ولی باز هم بیشتر وقت خود را در آبادان و در کنار مردم این شهر می گذراند. روحش شاد و یادش پر رهرو باد.

اینجانب مصیبت وارده را به خانواده ایشان تسلیت میگویم.آقای جمی در بین مردم آبادان نامی نیک از خود بر جای گذاشت و در بین بسیاری از فرماندهان دفاع مقدس.یادش بخیر...انسان مهربان و رئوفی بود :razz: :razz:
  بی  
Major
Major
پست: 270
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 123 بار
سپاس‌های دریافتی: 582 بار

Re: وداع حجت الاسلام جمي دلاور 8 سال دفاع مقدس و ياور رزمندگان+ز

پست توسط ebrahim13552000 »

نويسنده «نوشتم تا بماند»: يادداشت هاي جنگي جمي، يادآور مرارت هاي اصحاب پيامبر(ص) است
وقتي خواننده مطالب جنگي آقاي جمي را مي خواند، با شادي او شاد و با غمگيني اش غمگين مي شود و اين همذات پنداري سبب پيوند عميقي مي شودكه باعث حفظ باورها و اعتقادات فرد مي شود.


"محسن كاظمي"، گردآورنده يادداشت هاي جنگ آيت الله جمي، با بيان اين مطلب در گفتگو با خبرنگار «نويد شاهد» گفت: واقعياتي كه در اين كتاب وجود دارد، بخش مهمي از تاريخ جنگ عراق عليه ايران را شامل مي شود و به سبب اينكه آقاي جمي خاطرات خود را در موقع جنگ نوشته اند، از حال و هواي خاصي برخوردار است. اين نويسنده افزود: يادداشت هاي آيت الله جمي برآمده از ميان آتش، خون و از زير باران خمپاره و بمب است و فارغ از ملاحظات و آرايه ها و پيرايه هاي بعد از جنگ، سندي بسيار ارزشمند براي تاريخ و براي نسل ها ي بعدي است. وي ادامه داد: جمي مي دانسته است كه اين نوشته ها روزي به دست فرزندان اين آب و خاك خواهد رسيد، بنابراين با آنها در متن روزنوشته ها سخن مي گويد، گاه آنها را در كنار خود مي بيند و دعايي مي كند و آمين را به همراه آنها مي گويد. "كاظمي" همچنين عنوان كرد: وقتي در مطالعه در روز نوشته ها به اين جملات و ارتباط با خوانندگان برخوردم، دريافتم كه ديگر كار ماندگار او يك كار ذوقي و از سر عادت نيست، بلكه هدفمند و مسئولانه اين سطور را به رشته تحرير درآورده است. وي اضافه كرد: اگر او مي توانست برايم توضيح دهد كه در چه حال و فضا و شرايط روحي و با چه حس و كدامين انگيزه اين يادداشت ها را نوشته است، ديگر سئوالي نداشتم. اما وقتي به حضور وي رسيدم، بيش از آنچه كه تصور مي كردم و شنيده بودم، پيرو ناتوان ديدمش، تن و ذهن او بسيار خسته و رنجور بود. نويسنده «نوشتم تا بماند» با بيان اينكه روز نوشته هاي جمي، يكي از مستندات جنگ تحميلي محسوب مي شود، تصريح كرد: اين يادداشت ها به خوبي اوضاع و احوال مقاومت و محروميت هاي شهر جنگ زده و در محاصره را به تصوير مي كشد و يادآور سختيها و مرارتهاي صحابي پيامبر اكرم(ص) در شعب ابي طالب در تاريخ صدر اسلام است. "كاظمي" همچنين اظهار داشت: بعضي از يادداشت هاي منتشر شده از دوران دفاع مقدس، بيشتر حديث نفس و شرح احوال روحي نگارنده آنها است، اما روزنوشته هاي جمي، روايت مديريت در بحران و چگونگي اداره شهر و جنگ در كنار حاكميت بر قلبها و پيوند و تعالي دادن روحها است. وي در بخش ديگري از گفتگوي خود با خبرنگار «نويد شاهد» درباره وضعيت خاطره نويسي دفاع مقدس گفت: نهادهاي فرهنگي و دولتي با هدف زمينه سازي حركت هايي كه سامان بخش كارهاي جدي به شمار مي آيد، طي چند سال اخير، با استناد به مدارك و اسناد باقيمانده از جنگ حركت هاي پژوهشي قابل توجهي را آغاز كردند؛ حركت هايي كه به هر حال، نيازمند بازخواني و استفاده براي خلق آثار ماندگار است. "كاظمي" افزود: مسير خاطره نگاري دفاع مقدس هر چند به حد مطلوب و دلخواه نرسيده، اما روبه تكامل و تعالي است. اين نويسنده تصريح كرد: زماني كه نهادهاي غيردولتي به اين حركت فرهنگي ـ تاريخي اهتمام ورزند، تعداد زيادي از نويسندگان كه به نوعي با سفارش مخالف هستند، با اين موسسات وارد مذاكره خواهند شد ، اما چون امروز سفارش نويسي از جمله آفات ادبيات دفاع مقدس معرفي مي شود و تقريباً همه نويسندگان با آن مخالف هستند، كسي وارد اين حوزه نمي شود. وي ابراز داشت: خاطره نويسي دفاع مقدس، با وجود پيشرفت هاي بسياري كه طي سالهاي اخير به خود ديده، مي بايست از حيطه كار نهادهاي دولتي بيرون بيايد و نهادهاي خصوصي نيز به كار در اين حوزه ترغيب و تشويق شوند. "كاظمي" در خاتمه گفت: فرهنگ ايثار و شهادت، برآمده از باورهاي بنيادي ما است و اگر اين باورها وجود نداشت، خود اين فرهنگ هم وجود نداشت؛ و براي اينكه بتوانيم باورهاي خودمان را حفظ كنيم، نياز به اين داريم كه اين فرهنگ اشاعه پيدا كند.
با كاروان بگوييد از راه كعبه برگرد
من يار رابه مستي بيرون خانه ديدم (امام خامنه اي)
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”