فرهنگِ واژه ها، اصطلاحات و سبكهاي نمايشي: حرف ج

در اين قسمت مي‌توانيد فرهنگ هنرهاي نمايشي را مشاهده نماييد

مدیران انجمن: MASTER, شوراي نظارت

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 155
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷, ۲:۴۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 446 بار
سپاس‌های دریافتی: 506 بار
تماس:

فرهنگِ واژه ها، اصطلاحات و سبكهاي نمايشي: حرف ج

پست توسط The Passenger »

جابجايي آشكار صحنه،؛ (ر.ك به تغيير آشكار صحنه)

جايگاه كمدي،
كوشش براي شرح سرشت و كاربرد كمدي كه به ويژه در عصر حاضر مطرح بوده است؛ در نقد ادبي دورۀ كلاسيك و نوزايي بطور غريبي جايش خالي است. شايد علتش آن باشد كه تنها تراژدي، مورد توجه بوده است. براي نمونه در فن شعر (Poetics ، حدود 335 پ.م) نوشتۀ ارسوط (384 پ.م – 322 پ.م ، Aristotle) تنها تراژدي بطور كامل به نقد كشيده شده است. هرچند كه گفته ميشود ارسطو شرحي هم بر كمدي بعنوان دومين بخش فن شعرش نوشته، اما اين شرح باقي نمانده است. كهن ترين نظريۀ باقي مانده دربارۀ كمدي قطعۀ بي نامي است مربوط به چهارمين تا دومين سدۀ پيش از ميلاد. اين نوشته بنام تراكتاتوس كويسلينيانوس (Tractatus Coislinianus) شناخته شده است. لِين كوپر (Lane Cooper) در سال 1969 م. از روي همين نوشته نظريۀ ارسطويي را كه گفته ميشد بر كمدي نوشته است بازسازي كرد. اين كاري است به ظاهر دوباره آفريني؛ اما نميتواند چيزي جز حدس و گمان باشد. نگرش انتقادي به كمدي در عصر نوزايي و نوكلاسيك نگرشي بود كه كمدي را چهرۀ شاد تراژدي مي ديد. بنابر اين، باور داشت كه بهمين سبب است كه شخصيتهاي كمدي را شخصيتهاي قشرهاي ميانه و طبقۀ فرودست، رويدادهايش را رويدادهاي خنده آور، بيانش را بيان گفتگويي غير ادبي يا محاوره اي و پايانش را، پايان خوش تشكيل ميدهد. در عصر حاضر بسياري نويسندگان توجهي جدي به كمدي نشان داده اند و نظريه هاي گوناگوني بر مبناي آنچه تشكيل دهندۀ شكل و محتواي كمدي است مطرح كرده اند.
(ر.ك به كمدي)

جماعت الملحنين،
اصطلاحي معادل همسرايان. همسرايان صورت فارسي همين اصطلاح است.
(ر.ك به همسرايان)

جماعت پيادۀ چادر لري،
اصطلاحي كه براي خيمه شب بازي و نمايش سايه يا سايه بازي در تركيه بكار ميرود. چادرهاي جماعت پياده صورت فارسي همين اصطلاح است.
(ر.ك به قره گوز)

جناحين،
عبارت از بخش مسطح و ديوارۀ دو سوي صحنه است. جناحين گوشه هاي پشت صحنه را از چشم تماشاگران پنهان ميكند.
(ر.ك به صحنه)

جُنگ شهادت،؛ (ر.ك به مجموعۀ خوجكو)

جُنگ نمايش (Revue)،
جنگ نمايش يك شكل ويژۀ نمايش است كه در فاصلۀ ميان دو جَنگ جهاني، در امريكا مورد توجه قرار گرفت. از ويژگيهاي اين نمايش، وجود يك داستان، شخصيتهاي اجتماعي كه مورد تمسخر قرار ميگرفتند و آواز و رقص بود. از بنام ترين اين نمايشها «بي خردي هاي زيگفلد» (Ziegfield Follies) است كه در نيويورك ميان سالهاي 1907 تا 1931 ميلادي هرسال اجرا ميشد.
(نيز ر.ك به كمدي موزيكال)

جوان پوش،
اصطلاحي كه براي اشاره به بازيگري بكار برده ميشد كه نقش جوانان يا شاهزاده گان را در تقليد ايراني بازي ميكرد.
(ر.ك به تقليد)

جوانمرد قصاب، تعزيه
اين تعزيه حكايت قصابي را بازگو ميكند كه به حضرت علي (ع) ارادت بسيار دارد. اين قصاب، يك روز به خطا حضرت را نميشناسد و به صورت ايشان سيلي ميزند. پس از اينكار قصاب به اشتباه خويش پي ميبرد. پس به انديشۀ تنبيه خود برمي آيد و با ساطور قصابي دست خو را قطع ميكند. امام چون از آنچه كه روي داده با خبر ميشود معجزه ميكند و دست قصاب را به بدنش پيوند ميدهد. نام ديگر همين تعزيه «قصاب جوانمرد» است.
(ر.ك به بيرالعلم؛ تعزيه)

جووِنتوس رستگار (Lusty Juventus)،
يك ميان پردۀ انگليسي مربوط به سالهاي 1547/1553 ميلادي كه امضاي «ر. ويور» (R. Wever) را دارد. اين ميان پرده سقوط و سپس رستگاري جووِنتوس را كه يك پروتستان مذهب است نشان ميدهد. در اين ميان پرده نشان داده ميشود كه چگونه اهريمن جووِنتوس را به ارتداد ميكشاند، اما «مشاور نيك» و «دانش» رهايي اش ميدهند و رستگار ميشود.
(ر.ك به ميان پرده)

جي جي ويجي،
يك اصطلاح عاميانه كه براي خيمه شب بازي در فارس ايران بكار ميرود. شايد اين اصطلاح از تقليد صداي عروسكها گرفته شده باشد. جي جي بيجي نيز ميگويند.
(ر.ك به خيمه شب بازي)

اين بخش در حال تكميل است...
تصویر
از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده
ارسال پست

بازگشت به “فرهنگ هنرهاي نمايشي”