مولانا(شمس)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
نمایه کاربر
پست: 4
تاریخ عضویت: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۷:۱۲ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 4 بار

مولانا(شمس)

پست توسط نازنین ناهید »

 اندر دو کون جانا،بی تو طرب ندیدم 
 دیدم بسی عجایب،چون تو عجب ندیدم 
 گفتند:«سوز آتش باشد نصیب کافر» 
 محروم زآتش تو جز بولهب ندیدم 
 من بر دریچه دل بس گوش جان نهادم 
 چندان سخن شنیدم اما دو لب ندیدم 
 بر بنده ناگهانی کردی نثار رحمت 
 جز لطف بی حد تو آن را سبب ندیدم 
 ای ساقی گزیده،مانندت،ای دو دیده! 
 اندر عجم نیامد وندر عرب ندیدم  
 چندان بریز باده کز خود شوم پیاده 
 کاندر خودی و هستی غیر تعب ندیدم 
 ای عشق بی تناهی،وی مظهر الهی 
 هم پشت و هم پناهی،کفوت لقب ندیدم 
 پولادپاره هاییم آهن رباست عشقت 
 اصل همه طلب تو،در تو طلب ندیدم 
 خامش کن ای برادر،فضل و ادب رها کن 
 تا تو ادب بخواندی،در تو ادب ندیدم 
عشق تا وقتی همه چیز انسان نیست ، هیچ چیزش نیست.
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”