گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله

پست توسط sokuteasemuni »

 [FONT=Tahoma,sans-serif]متن زير رو از كتاب "پيروزي حزب الله" نوشته سيد عبد استار ترجمه محمدرضا ميرزاجان ،انتشارات قدرولايت برداشتم كه در چند قسمت تقديمتون مي كنم(تايپش وقت ميگيره!):  
 [FONT=B Nazanin]گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله  
 [FONT=B Nazanin]به همان ميزان كه در ميدان هاي نبرد، نيروهاي مقاومت توانستند از خود جهاد و رشادت و از خودگذشتگي نشان دهند، شوق و اشتياق ما هم براي ديدن اين قهرمانان شديدتر مي شد، چرا كه آنها معجزه پيروزي بر ارتش اسرائيل  [FONT=Times New Roman,serif]– [FONT=B Nazanin]كه در مورد آن عبارت"لايقهر"يعني شكست ناپذير را مي گفتند-آفريدند و ما اينك در كنار يكي از آن دلاور مرداني هستيم كه رودر روي ارتش صهيونيستي قد علم كرد، و طعم تلخ شكست و نگون بختي را به كام او ريخت، يعني همان مرارتي كه ملت ما در طول پنجاه سال از زندگيمان جرعه جرعه مي نوشيد، البته جنبه هاي حفاظتي و امنيتي اتخاذ شده در مورد اين فرمانده نظامي كمتر از حضور آن رهبر سياسي حزب الله نبود، اما به هر ترتيب، طبيعت كار و مأموريت فرماندهي نظامي در وهله اول، ايجاب مي كند كه او از مشخصات بدني ويژه اي برخوردار باشد، البته نيروي بدني او در اينجا آراسته به تواضع، فروتني و صلاحيتهاي اخلاقي و انساني است كه مي توان آنها را-پيش از شروع گفتگو- بوضوح ديد.  
 [FONT=B Nazanin]پرسشهاي فراواني وجود داشت كه ذهنمان را به خود مشغول كرده بود، پيرامون وقايع روز به روز جنگ و اين كه چگونه نبرد بين «تن» و «تانك» انجام گرفت؟ آن روزها چگونه مي گذشت، در حالي كه همه راهها بسته و امداد رساني هم ممنوع و ناممكن بود؟ احساسات مجاهدين، در آن ايام چگونه بود؟ در حالي كه همه عالم، گويي بسيج شده اند تا سر از تن جدا شده مقاومت را بدست آورند و چون گرگهاي گرسنه، همه مترصد دريدن مقاومت هستند، اما براي برون رفت از اين حالت سكوت و انتظار گريزي نبود، جز اين كه سؤال اول را مطرح كنيم.  
 [FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال  [FONT=B Nazanin]: در اين جنگ، چرا حزب الله به تنهايي حضور داشت؟  
 [FONT=Tahoma,sans-serif]پاسخ: [FONT=B Nazanin] ما شديدا به هر نوع كمك وپشتيباني مردم لبنان، با هر طايفه و عقيده نيازمنديم، چرا كه اساسا جنگ بخاطر لبنان و براي تمام لبنان بود، اما ما به هر حال، تمامي تجربه هاي قبلي خودمان را در جنگ با دشمن خودمان و دشمن خدا، مورد مطالعه قرار داديم، همچنين تجربيات مقاومت فلسطيني، عربي و جهاني را نيز بررسي كرديم، و در نهايت به اين جمع بندي رسيديم كه يك كار مشترك مي تواند در زمينه هاي زياد و متنوعي انجام شود، در حالي كه استثنائا، مسأله مقاومت مسلحانه آنقدر خطير و خطرناك است كه ما را ملزم مي كند كه رازداري تام و تمامي و سري بودن را در آن رعايت كنيم و از هرگونه تخلف يا تشتت، آن را مصون بداريم، همچنين متوجه شديم كه كارهاي جنگي و نظامي با تعدادي مراجع فكري و عقيدتي نمي تواند دمساز باشد، بلكه ميزان سري بودن آن  [FONT=Times New Roman,serif]– [FONT=B Nazanin]كه رزمندگان باخبرند- چه بسا حتي بر اعضاء حزب الله نيز بايد مخفي مي ماند. لذا هيچ گروهي، هيچ اطلاعي نسبت به گروههاي ديگر-كه باآنها كار مشترك انجام نمي دهد-ندارد، ومسأله انواع اسلحه و توانمندي هاي آنها و تعدادشان را كسي نمي داند، مگر عده اندكي كه كارشان مرتبط با قضاياي جنگي است. انبارهاي سلاح و مهمات و طريقه ي رسيدن به آنها، كاملا سري بود و ما در اين زمينه خيلي جدي هستيم و بيش از حد تصور دقت مي كنيم، و خدا را سپاسگذاريم كه در اين زمينه تا به امروز موفق عمل كرده ايم و توانسته ايم كليه دستگاههاي جاسوسي عربي و خارجي را خنثي كنيم، از اين رو آنها نتوانستند اطلاعات قابل ملاحضه اي را از ما بدست آورند.  
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله

پست توسط sokuteasemuni »

  [FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال  [FONT=B Nazanin]:  [FONT=B Nazanin]گفته مي شود، برخي گروههاي اسلامي به شما در جنگ كمك مي كردند، حقيقت مسأله چيست؟     [FONT=Tahoma,sans-serif]پاسخ: [FONT=B Nazanin]   اين حرفها جز رؤيا و توهم بيش نيست، اگر هم اندك كمكي بود، پس از سال 1982.م، به كلي متوقف شد، ما در سال 1998.م، گردانهايي بوجود آورديم كه به گردانهاي لبناني مقاومت بر ضد اشغالگران صهيونيستي معروف بود كه عملا گروههاي اسلامي و مسيحي را در بر مي گرفت كه هر گروهي، گردان خاص خود و آموزش و سلاح خاص خود را در ميدان جنگ هماهنگ مي كرد. اين گردانها، كار خودشان را به سه عمليات نظامي بر ضد دشمن صهيونيستي در مناطق سويداء و حداثه و برعشين در تاريخ 14/3/1998.م آغاز كردند، اما اين تجربه به حد كفايت موفق نبود تا بتوان آن را ادامه داد، زيرا جبهه اي كه در مقابله با صهيونيستها باز شده بود، وجود منفدهاي ناامن و ضمانت نشده را برنمي تابيد، با اين توضيح كه اين گردانها تماما تحت مديريت و اشراف حزب الله بود، و هنوز چارچوب تشكيلاتي آن موجود است و مي توان دوباره آن را فعال كرده و به كار انداخت.    
  [FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال  [FONT=B Nazanin]: يعني اين بدين معني است كه جنگ منحصرا بين حزب و دشمن صهيونيستي درگرفته است؟   
  [FONT=Tahoma,sans-serif] [FONT=B Nazanin]:   شك حزب الله به تنهايي مسئوليت اين جنگ را-بدون كمك و ياري از گروههاي ديگر-به عهده گرفت همانطور كه اهالي جنوب لبنان به تنهايي بار سنگين هجرت و آوارگي را بر دوش گرفتند و همچنان كه ساكنين حومه جنوبي بيروت نيز به تنهايي در معرض بمبارانهاي وحشيانه و جنايتكارانه هوايي دشمن قرار گرفتند در حالي كه همسايگان آنها در محلات و مناطق ديگر آسيب چنداني متوجه آنان نشد حتي پلهايي كه بمباران شدند همه در مناطق حزب الله بود و هدف از آن اين بود كه هر گونه كمك رساني و يا آذوقه رساني به حزب الله قطع شود واقعا جنگ وحشيانه اي بود كه مي خواست منحصرا حزب الله را از ميان بردارد!    
  [FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال چهارم: [FONT=B Nazanin] آيا شما از نظر رزمي براي چنين جنگي از قبل آمادگي داشتيد؟   
 [FONT=Tahoma,sans-serif] [FONT=B Nazanin]:   انتظار داشتيم و مطمئن بوديم كه صهيونيستها پس از شكست سال2000.م مسأله را رها نمي كنند بلكه حتما براي انتقام گرفتن تلاش خواهند كرد و با تحليل شرايط سياسي فعلي و با درنظرگرفتن شكستهاي آمريكا در عراق و افغانستان و پيروزي حماس و عقب نشيني شارون از غزه سپس مرگ كلينيكي او و بي اثر شدن طرحهايش در مقابله با انتفاضه مردم فلسطين همه ي اين رخدادها ثابت مي كرد دشمن تلاش خواهد كرد براي برون رفت از گرفتاريهايش فرار به جلو را تجربه كند و او به هر صورت جنگ را-ظرف چند ماه آينده- عليه ما آغاز مي كرد همچنان كه موضع برخي نيروهاي داخلي و اصرار و پافشاري آنها بر اجراي توطئه خلع سلاح مقاومت اين احساس را براي ما بوجود آورد كه زمان جنگ نزديك شده است! از اين طرف ما حتي يك دقيقه از سال 2000 تا به حال را رها نكرديم بلكه ما فعاليتهاي خود را به سمت و سوي جمع آوري اطلاعات از دشمن متمركز كرديم تا اينكه به يك استراتژي خاصي براي جنگ رسيديم و بر اغلب تاكتيك هايي كه در ميدان جنگ به كار گرفته خواهد شد توافق كرديم و آنقدر نيرو سلاح و تجهيزات بسيج كرديم كه بتوانيم نقشه جنگي مان را پياده كنيم و پيش از آن كه عمليات به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائيلي را انجام دهيم به فضل الهي آمادگي كامل براي نبرد قطعي داشتيم.   
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله

پست توسط sokuteasemuni »

 [FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال  [FONT=B Nazanin]: لطفا كمي در مورد نقشه هاي دشمن صحبت كنيد.  
 [FONT=Tahoma,sans-serif] [FONT=B Nazanin]: اسرائيل در مورد آشنايي با حزب الله، بخصوص از نظر تاكتيك و توان رزمي شكست خورد، لذا وقتي حمله ي زميني خود را آغاز كرد، دقيقا آنچه را كه پيش بيني كرده بوديم انجام داد؛ يعني پيروي كردن از شيوه «جنگ نفوذي»، بسان انگشتان دستي كه از سوراخ هاي سست و ضعيف وارد و مانع مقاومت كننده شوند، و ما متقابلا نقشه مان اين بود كه اجازه دهيم اين دست، تمام انگشتان خود را درمنفذ وارد كند، تا ما هر انگشت را از انتهاي آن قطع كرده و از منبع قدرت و پشتيباني اش جدا نماييم. لذا اين نيروهايي كه هجوم را عليه ما ترتيب داده بودند، چندان ارزشي و اثري نداشتند، بلكه به شكار«چاق و چله اي» براي مقاومت تبديل شدند؛ ضمن اينكه تلاش براي امدادرساني و كمك به نيروهاي جداشده از بدنه، دشمن را متحمل زيانهاي بيشتري كرد، لذا اغلب اين نيروها نتوانستند به عقب برگردند مگر با هزينه هاي گزاف. بهترين جايي كه اين تاكتيك را به مرحله اجرا گذاشتيم، همان نبرد دشت«خيام» است كه بين ما و نيروهاي زرهي دشمن درگرفت. تا آنجا كه دشمن از اين كه بخواهد براي نيروهاي محاصره شده اش كمك بفرستد كاملا مأيوس شده بود؛ لذا ناچار شد مقداري ذخيره سلاح و موادغذايي را بر حيواناتي آموزش ديده به نام«لاما»يا(شتر آمريكايي) باركرده و در تاريكي شب بفرستد، اما همين حيوانات به خواسته ي فرماندهان پاسخ مثبت ندادند و به عقب برگشتند، در حالي كه وحشت زده، به طرف فلستين اشغالي فرار مي كردند كه از نظر ما اين پديده خود يك معجزه محض به حساب مي آيد!  
 [FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال ششم: [FONT=B Nazanin] تعداد نيروهاي مقاومت شما، به هنگام جنگ چند نفر بودند؟  
 [FONT=Tahoma,sans-serif] [FONT=B Nazanin]: تعداد كلي مجاهدان و رزمندگان حزب الله را كسي نمي داند، بجز خداوند و افراد اندكي از رهبران و فرماندهان، اما آنچه را مي توانم قاطعانه بگويم، اين است كه افراد شركت كننده در اين نبرد از نيروهاي مقاومت بيش از يك هزار رزمنده، در مقابل 45000 سرباز مجهز و دوره ديده، نبودند، چرا كه خداي متعال مي فرمايد: «و كم من فئه قليل غلبت فئه كثيره باذن الله، والله مع الصابرين» (سوره بقره آيه 249)؛ يعني: (چه بسا گروه اندكي بر گروه انبوهي پيروز شود، به إذن خداوند كه او با صابران و مقاومت كنندگان است)!  
 [FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال هفتم: [FONT=B Nazanin] موضع مردم لبنان كه در ميدان نبرد عملا حضور داشتندچيست؟  
 [FONT=Tahoma,sans-serif] [FONT=B Nazanin]: در طول جنگ شش سال گذشته، برنامه هاي ما، بيشتر بر روي بوجود آوردن محيطي قابل پذيرش و دربرگيرنده فهم و درك جمعي و قبول ضرورت و مشروعيت آن در ميان توده هاي مردم بوده است، و ما خداوند را حمد و سپاس مي گوييم كه ما را در اين مورد موفق كرد، و سيد حسن نصرالله را به محبوب ترين فرد در دلهاي اهالي جنوب قرار داد، همچنان كه شهادت فرزندش«هادي» در اين جنگ از او الگويي برجسته در فرماندهي اسلامي ساخت-كه اگر سخني بگويد، به آن عمل هم مي كند و اگر وعده اي مي دهد، در آن صادق و راستگو است-لذا جواناني كه مسؤليت اين نبرد را پذيرفتند، عادت كردند كه اطاعت مشروط و آگاهانه داشته باشند، نه اطاعت كوركورانه؛ از اين رو افكار و نظريات آنان، در بالاترين سطوح فرماندهي، با احترام و اهتمام، مورد بررسي قرار مي گرفت؛ و بيشتر آنها به كار گرفته مي شد، چرا كه هر مجموعه و گروه، نسبت به وضع و شرايط مأموريت خود آشناتر بودند، و كادر رهبري حزب، اهميت قاعده و بدنه حزب را كاملا درك مي كرد، و آنقدر كه به آن عنايت و عشق مي ورزد، به چيز ديگري، چنين تعلقي ندارد. از اين گذشته خطاب سيد حسن نصرالله بيشتر متوجه داخل جنبش است تا خارج آن، بر همين اساس بارها از او شنيده ايد كه در مورد مجاهدان و رزمندگان مي گفت: «من از شما تشكر مي كنم كه مرا به عنوان فردي از خودتان قبول كرده ايد، شما نيز اجازه دهيد كه من سرهاي شما را ببوسم».  
 [FONT=B Nazanin]مسلما اينگونه خطاب برادرانه و صميمانه با جوانان، جبهه را چون (بنيان مرصوص) ساخت كه شامل رزمندگان و خانواده هاي آنان است كه يكپارچه به يكديگر كمك مي كردند، و در طول ايام جنگ، جنگاوران ما غذايي را مي خوردند كه خواهران و مادرانمان مي پختند و آبي را مي نوشيدند كه از راه دور تهيه و حتي خوشان را از آن محروم كرده بودند، اين آب را براي آنان آورده بودند تا بنوشند و با آن وضو بگيرند، لذا اين دلاور مردان مسؤليتي جز جنگ و نبرد با دشمن نداشتند.   
 [FONT=B Nazanin]پيش از آنكه از يكديگر جدا بشويم، از اين فرمانده خواستيم به ما نصيحتي بكند كه براي ما سودمند باشد، ايشان هم نصيحتي كردند كه توقع آن را نداشتيم، گفتند: ما شديدا به دعاهاي شما نيازمنديم كه براي ما گرانبهاتر از امول و اسلحه است، دعاهاي شما، پشت سر ما همان زاد و سلاحمان است در غربت اين نبرد، و من از شما مي خواهم كه بچه هاي خردسال و مادران و زنان كهنسال براي ما دعا كنند، چرا كه دعاهاي آنان به اذن خدا، اجابت مي شود، همچنين به تمامي برادران جنبشهاي اسلامي و ديگران نصيحت مي كنم كه روابط خودشان را با طبقات مختلف مردم-كه در ميان آنها زندگي مي كنند-تقويت نمايند، و آنان بايد بسان آبي باشند كه خداوند آن را مايه حيات هر چيزي قرار داده، در حالي كه نه رنگ و نه بو و نه طعم دارد و اگر از آن نوشيدي و يا در آن غوطه ور شدي، مشكلي را براي تو ايجاد نكند، بلكه بر عكس تشنگي ات را رفع و عطشت را سيراب كند و بمحض ديدن آب و نزديك شدن به او، آرامش اعصاب و انبساط روان برايت حاصل شود:«و جعلنا من الماء كل شي حي»(سوره انبياء: آيه 30)  
 [FONT=B Nazanin]براي من غير منتظره بود كه در برابرم جنگاور و دلاوري را ببينم كه از اين همه عواطف و احساسات لطيف و روح آرام برخوردار باشد، اما هيچ جاي شگفتي نيست، چرا كه همه چيز در اينجا، در حومه جنوبي بيروت و در جنوب لبنان تو را به ياد خدا مي اندازد.  
[External Link Removed for Guests]
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2401
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 29119 بار
سپاس‌های دریافتی: 21533 بار
تماس:

Re: گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله

پست توسط sokuteasemuni »

تموم شد.
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”