1) نمايش بي سخن يا قصه هاي كوتاه و پر از حركت ايراني كه با همراهي يك ساز بازي ميشد. براي نمونه در يك بازي، بازيگري درخت ميشد، بازيگر ديگري باغبان و بازيگر سومي نقش رهگذر را بعهده ميگرفت. بر سر چيدن ميوۀ درخت رهگذر و باغبان به بگومگويي خنده آور مي پرداختند و ادامۀ نمايش خوابيدن باغبان بود زير سايۀ درخت و درخت كه جايش را تغيير ميداد و باغبان كه در پي سايه از نفس مي افتاد و ...
(ر.ك به تقليد)
2) گاهي لال بازي در برنامه هاي مطربي ايراني بهمراهي يك ساز، بازي ميشد و از تماشاگران خواسته ميشد تا رمز يا ابهامي كه در آن بوده است بيان كنند.
3) اگر چه اصطلاح لال بازي در جريان تاريخ داراي معني هاي گسترده اي بوده است، اكنون بطور كلي اجراي نمايشي را شامل ميشود كه در آن يك يا تعدادي بازيگر، بدون گفتگو، فقط با حركت، ادا و اشاره و حركتهاي چهره با بيان مقصود مي پردازند.
4) لال بازي در تماشاخانۀ كلاسيك يوناني و رومي به نمايش رقصنده هايي گفته ميشد كه در آن همسرايان به شرح داستاني مي پرداختند. در نمايش نوكلاسيك در انگلستان و فرانسه، كه به تبار كلاسيكش وفادار بود، شگرد اين نمايش بكار گرفته شد.
(ر.ك به كلاسي سيسم؛ نمايش نوكلاسيك)
لوده،
اصطلاحي براي بذله گو و مناسب خوان و شرينكار و رقصنده اي كه گاه در دسته هاي مطربي ايراني پيدا ميشد. در برخي از بخشهاي ايران، لوده به پسر جواني گفته ميشد كه با جامۀ زنانه در دسته هاي مطربي رقصهاي زنانه ميكرد. لوره اصطلاح ديگري بهمين معني است.
(ر.ك به لوده بازي)
لعبت،
اصطلاحي براي عروسك خيمه شب بازي ايراني. عروسك بازي را لعبت بازي و عروسك گردان را لعبتگر يا لعبت باز ميگفتند.
(ر.ك به نمايش عروسكي)
لوده بازي،
اصطلاح اصلي لوده بازي (Farce/فارس) از فارسير (Farcire) لاتين كه بمعني انباشتن است سرچشمه گرفته است. اين ريشه بظاهر، به بالشتك يا لايه اي گفته ميشد كه بازيگران كهن لوده براي برآمده كردن شكم و شينۀ خود بكار ميبردند. كم كم اين اصطلاح به شخصيت لوده گفته شد و سرانجام به لوده بازي اطلاق گرديد. لوده بازي يك شكل كمدي اغراق آميز است كه هدفي جز خنداندن تماشاگر ندارد. لوده بازي انگيزۀ كار را نه از محك زدن شخصيت بازي با يك شيوۀ تفكر ويژه، بل كه از عمل تند، تأثيرهاي بصري و قراردادهاي بي تناسب مربوط به طرح نمايش كه شامل گره افكنيهاي پر سر و صداي نمايشي و دستكاري غير منطقي طرح ميشود، بيرون ميكشد. شخصيتهاي اصلي لوده بازي، دلقكها يا شخصيتهايي هستند كه در جريان عمل به يك دلقك تبديل ميشوند. موضوع اصلي خنده، نقطه ضعفهاي اخلاقي شخصيتها و كند ذهني و ناداني آنهاست. شخصيتهاي كمدي، در كل يك موجود واقعي را نشان ميدهند؛ اما بخاطر سرشت ويژه و ويژگيهاي اخلاقي شخصيتهاست كه تماشاگر را به خنده واميدارند؛ در حالي كه دلقكهاي يك «لوده بازي» چنان در سبك مغزي و يك بعدي بودن برجسته اند كه جز مسخره جز مسخره همه چيز هستند. جوزف وود كروچ (Joseph Wood Krutch) مي نويسد: «در كمدي متعالي، ما در كل به خودمان، اما در لوده بازي به ديگري مي خنديم.»
لوده بازي يكي از كهن ترين شكلهاي كمدي است. منتقدان و نمايشنامه نويسان در طي سده ها، آن را نوعي كمدي سبك دانسته اند؛ اما لوده بازي يكي از عاميانه ترين شكلهاي سرگرمي نمايشي بوده است. لوده بازي نياي كمدي متعالي است كه از نمايشهاي بدوي يوناني كهن بيرون جوشيد. ديرينگي اجراي نمايشهاي كوتاه و لوده بازي در يونان، به سدۀ پنجم پيش از ميلاد ميرسد. همين بازيهاست كه كمدي كهن نويساني چون آريستوفانس (445 پ.م – 385 پ.م ، Aristophanes) از آن الهام گرفتند و لطيفه ها و مسخرگيها را، مانند شيوۀ ساده و شادي آور اش اقتباس كردند.
(ر.ك به كمدي كهن؛ لوده)
كمدي نويسان رومي و از جمله برجسته ترينشان پلوتوس (251 پ.م – 184 پ.م ، Titus Maccius Plautus) به شكل قابل توجهي از لوده بازيهاي يوناني تأثير گرفتند. جز اين، آنها سرچشمۀ غني ديگري در لوده بازيهاي بومي بدوي كه در ميدانگاه بازارهاي جنوبي ايتاليا، بويژه در كامپانيا بازي ميشد يافتند كه منبع الهامشان شد. اين لوده بازيهاي آتلاني (Atellan ، شهري كه سرچشمۀ اصلي اينگونه لوده بازيها بود) كه به آن «فابولا» (Fabulae) ميگفتند، شامل داستانهاي خنده آور بالبداهه اي بود كه مجموعه اي از نقشهاي مست، شكم پرست، غول بياباني، ابله و ترسو را تشكيل ميداد. اين نقشها را گروه بازيگراني كه صورتكهاي در خور شخصيتهايشان به چهره ميزدند به اجرا در مي آمد. بديهه سازيها، با طرح تمهيدهاي سنتي كمدي، چون هويت اشتباهي، جامۀ مبدل، خود را بجاي زني جا زدن و توطئه و دسيسه شكل ميگرفت. هدق تمام اين تمهيدها بطور ثابتي، خنداندن تماشاگر بود. رفته رفته شيوه، شخصيتها، و طرحهاي آزاد؛ اما بهم گره خوردۀ اين لوده بازي روستايي و همچنين لوده بازي يوناني، بوسيلۀ كمدي نويسان رومي و تماشاگرانشان چنان محبوب شد كه شكلهاي ديگر در صحنه هاي رومي ناپديد شدند.
(ر.ك به كمدي رومي؛ لوده بازي آتلان)
در نمايشهاي رمز و راز و معجزه كه در سدۀ شانزدهم در ميدانگاه بازارهاي اروپايي اجرا شد، لوده بازي پر سروصدا يك عنصر عاميانه شد و در سدۀ شانزدهم، كمدي هنرمندان در ايتاليا بسياري از شخصيتها ، گردهاي كار و سنتهاي لوده بازي روستايي آتلاني را دوباره زنده كرد. گروههاي دوره گرد، اين نمايش دوباره زندگي يافته را در سراسر بقيۀ اروپا گستردند. آنها، در انگلستان، جاي پايشان را بر كارهاي ويليام شكسپير (1564م – 1616م ، William Shakespeare) حتي در جدي ترين نمايشنامه هايش، باقي گذاشتند و سپس در فرانسه مولير (1622م – 1673م ، Jean Baptiste Poqueline «Moliére») كه به احتمال در بسياري از لوده بازيهاي كهن بازي كرده بود، عنصرهاي بسياري از آن وام گرفت و لوده بازي را به سطح بالاي هنري رساند. با وجود همۀ اينها، يعني جان دوباره يافتن بسياري از عاميانه ترين لوده بازيها در سدۀ شانزدهم و هفدهم و اجرا و اقتباس بسياري از آنها، دستنوشته اي از اين لوده بازيها هرگز بروي كاغذ نيامد.
(ر.ك به كمدي هنرمندان؛ نمايش معجزه؛ نمايش رمز و راز)
لوده بازي در سده هاي هجدهم و نوزدهم عاميانه باقي ماند. بر روي صحنۀ انگليسي زبان، اغلب هنگامي كه پرده بالا بود و پيش از اجراي يك تراژدي يا نمايش بلند سبك (ملودرام) يك لوده بازي كوتاه روي صحنه ميرفت.
يكي از نمونه هاي لوده بازي كه داراي همان بي پردگي و زشتگويي لوده بازيهاي ميدانگاه، بازارهاي آتيك (وابسته به شهر آتن) و آتلان بود نمايشواره هاي متنوع آغاز دهۀ بيستم در فرانسه و انگلستان بود. از استاداني كه لوده بازيهاي كلاسيك كاملي نوشتند ميتوان از نيكلا گوگول (1809م – 1852م ، Nokolay Gogol)، و. اس. گيلبرت (1836م – 1911م ، W. S. Gilbert)، جورج برنارد شا (1856م – 1950م ، George Bernard Shaw) و اسكار وايلد (1854م – 1900م ، Oscar Wilde) نام برد.
لوده بازي هم اكنون نه تنها در تماشاخانه هاي تجارتي برادوي (Broadway) امريكا و وست اِند (West End) انگلستان و تماشاخانه هاي بولوار (Boulevards) پاريس اجر ميشود، بل كه در كاباره-تماشاخانه هاي پيشرو (Avant-garde) در كنار نمايشهاي سوررآليستي وجودگرا و پوچي، محبوب مردم باقي مانده است.
(ر.ك به پيشرو؛ سوررآليسم؛ نمايش پوچي؛ نمايش وجودگرا)
در حال حاضر لوده بازي با پيدايش واسطه اي مانند تلويزيون بيشتر از هر زمان ديگري تماشاگر پيدا كرده است.
(ر.ك به كمدي بكوب بكوب؛ و دوويل)
،(Atellan Farce) لوده بازي آتلان
يك شكل لوده بازي مربوط به ايتالياي كهن. اين لوده بازي با ماهيت لوده بازيهاي روستايي و همراه با آواز و رقص بود. بازيگران، آن را با صورتكهايي كه شخصيتهاي قالبي را نشان ميداد اجرا ميكردند. لوده بازي آتلان پيش از نفوذ سنتهاي نمايشي يوناني به ايتاليا، عموميت داشت. مردم پسندي اين لوده بازي نه بخاطر ارزشهاي ادبي، بل كه به سبب زدوخورد نمايشي، وجود طرح ساده، گستاخيها و چيرگي آواز و رقص بود. بعدها همين عنصرها بر كمدي هنرمندان دوران نوزايي با شخصيتهايي چون ماكوس (Maccus ، يك دلقك ابله)، بوكو (Bucco ، يك شكم پرست و لاف زن)، پاپوس (Pappus ، يك پير نادان) و دوسنوس (Dossennus ، يك كلاهبردار زيرك) نفوذ كرد.
(ر.ك به شخصيت قالبي؛ كمدي هنرمندان؛ لوده بازي)
لوره،
اصطلاحي كه در برخي از ناحيه هاي ايران مانند اصفهان و حوالي آن، به پسران جواني گفته ميشد كه در دسته هاي مطربي رقصهاي زنانه ميكردند.
(ر.ك به لوده)
اين بخش رو به تكميل است...

