يكي از تعزيه نامه هاي موجود در مجموعۀ خوجكو.
(ر.ك به مجموعۀ خوجكو)
آبجي گلبهار،
يك تقليد زنانۀ ايراني كه در مهمانيها و جشنهاي خصوصي زنانه گاه به وسيلۀ مطربان دوره گرد و گاهي به وسيلۀ خود زنان اجرا مي شد. در اين تقليد يك نفر دمبك يا دايره مي زد و اگر دمبك و دايره نبود بر پشت سيني يا چيزي فلزي ضرب مي گرفت. وسايل بازي يك طشت خالي و چند تكه رخت بود كه ميان اطاق گذاشته مي شد. شخصيت اصلي بازي زن يا دختري بود كه شعارها و اداها و حرفهاي بازي را مي دانست. او - كه نقش عروس خانواده را داشت- نخست با رقصيدن و خواندن اداي شستشوي رختها را در مي آورد. يك نفر نقش پاسخ دهندۀ او را داشت و تماشاگران – يعني مهمانان حاضر هم – مطابق رنگي كه گرفته شده بود دم مي گرفتند. موقع شستشوي جامه هاي خواهر و مادر شوهر كه مي رسيد، عروس آه و ناله و شكايت مي كرد. و وقتي به جامه هاي شوهر و برادرشوهر كه مي رسيد قربان صدقه شان مي رفت و در هر موقع اداهاي مناسب را در مي آورد. گيرايي بازي بستگي به هنرنمايي بازيگر اصلي داشت. در اين تقليد هر يك از حاضران بنا بر ذوق و استعدادش براي گرم كردن مجلس ابتكاري به خرج مي داد.
(ر.ك. به تقليد زنانه)
آبجي نسا،
يك تقليد زنانۀ ايراني كه در عروسيها و جشنها گاه به وسيلۀ مطربها و گاه به وسيلۀ خود زنان اجرا مي شد. موضوع اين تقليد زورگويي خانواده براي شوهر دادن دختر دم بختشان بود. بازيگران اصلي اين تقليد سه نفر بودند: آبجي نسا، مادر؛ سكينه، دختر دم بخت و لجباز، و آبجي خاتو»، دوست آبجي نسا. يكي از حاضران با زدن دايره مجلس را گرم مي كرد و حاضران مجلس دم مي گرفتند. لطافت و گيرايي بازي بستگي به اداهاي مناسب بازيگران داشت.
(ر.ك. به تقليد زنانه)
آب كشي امام حسين (ع)، تعزيه
در اين تعزيه چگونگي دزديده شدن امام، در دوران كودكي و وادار كردن ايشان به باغباني نشان داده مي شود. حسين بن علي (ع) (4 ه.ق / 625 م – 61 ه.ق / 680 م) مشهورترين كنيۀ ايشان ابي عبدالله و مشهورترين لقبشان سيدالشهدا والمظلوم والشهداست. امام حسين (ع) در برابر حكومت يزيد بن معاويه قيام كردند و روز عاشوراي ماه محرم سال 61 ه.ق در صحراي كربلا به وسيلۀ لشكريان عمر بن سعد، عامل عبيدالله بن زيادحاكم يزيد در كوفه، همراه جمعي از خاندان و يارانشان شهيد شدندو بقعه آن حضرت در كربلا است.
(ر.ك به پشيمان شدن يزيد؛ تعزيه)
آتش افروز،
بازيگر دوره گرد ايراني كه جامۀ رنگارنگ زنگوله دار مي پوشيد و صورتك مي زد و با خواندن و رقصيدن و نواختن دو تخته به هم به مناسب خواني و بذله گويي و شيرين كاري مي پرداخت و تماشاگران را سرگرم مي كرد.اين بازيگر جزو دسته هاي نوروزي خوان بود.
(نيز ر.ك به مناسب خواني؛ نوروزي خوان)
آتش باز،
بازيگر دوره گرد ايراني كه با جامۀ رنگارنگ و آويزه هاي مسخره و بَزَكِ مفرط، ميخواند و ميرقصيد و با شعلۀ آتش بازي ميكرد و گاه به گاه آتش به دهان ميبرد. اين بازيگر جزو دسته هاي نوروزي خوان بود.
(نيز ر.ك به نوروزي خوان)
آراگوتو (Aragoto)،
يك بازي مردم پسند در نمايشهاي ژاپني. اين اصطلاح به معني «بازي خشن» (Rough Business) است. ويژگي اين بازي حركت و گفتگوي خشن در بازي است. آراگوتو را «ايچيكاوا دانجوروي اول» (Ichikawa Danjuro I)، بازيگر بزرگ كابوكي در سدۀ هفدهم مطرح كرد. آراگوتو در حركتهاي تند و خشن و روشنش، نزديكي بسيار زيادي در شيوۀ بازي در نمايشهاي عروسكي ژاپني دارد. شخصيت آراگوتو كه ممكن است يك مبارز قهرمان يا يك تبهكار باشد، سرشار از نيروي مردانگي، توان و استحكام جلوه ميكند، هرچند كه آدمي متكبر، خودستا و پر سروصداست. چهرۀ اين شخصيت را بطرز وحشت انگيزي سرخ يا آبي ميكنند. و پاها، بازوها، و دستهايش هم براي تأكيد بر محكمي عضله ها، سرخ و سفيد ميشود. آستينهاي كيمونوي او (Kimono) بسيار بزرگ است و سرانجام گلاه گيسي بر سرش گذاشته ميشود تا سرش بزرگتر از معمول نشان داده شود. اگر تبري با خود دارد، تبرش چهار برابر اندازۀ معمولي است و اگر با شمشير مسلح است بجاي دو شمشير، سه شمشير حمل ميكند. برخي از بازيگراني كه خود را از اين گونه بزرگ نماييها پالوده اند اين نوآوري را مضحك دانستند و آن را نپذيرفتند؛ اما تماشاگران از اين شيوۀ بازيگري و شخصيت پردازي صرفداري كردند و آراگوتو براي مردم ژاپين همچنان زنده است.
(نيز ر.ك به نمايش ژاپني)
آدمك،
1) شخصيتي با ويژگيهاي بسيار اغراق آميز در نمايش و خيمه شب بازي. هدف از بكار گرفتن آدمك شناساندن و بي درنگ يك شخصيت نوعي است به تماشاگران. براي ساختن آدمك برخي از ويژگيهاي شخص مورد نظر را بيش از حد برجسته ميكنند و به نمايش ميگذارند.
2) اين اصطلاح بطور معمول در حالتي تحقير آميز بكار ميرود و اشاره به نبود چيره دستي يا ظرافت در آن بخش از كار نمايشنامه نويس دارد كه به توصيف شخصيت پرداخته است. در اين حالت گفته ميشود كه نويسنده يا كارگردان به جاي شخصيت، آدمك ساخته است.
(ر.ك به شخصيت؛ شخصيت نوعي)
اين بخش در حال تكميل است...

