من یكی از خوانندگان مجموعه كتابهای هری پاتر و بینندگان فیلم های هری پاتر هستم. مدتی پیش كه تازه خواندن كتاب هری پاتر و قدیسان مرگبار را به پایان رساندم ،به نكاتی برخوردم ، که بهتر دیدم این نکات را به خوانندگان جست و جو گرتقدیم کنم .
شایسته است پیش از هر چیز به خلاصه ی داستان توجه فرمایید :
* هزاران سال پیش در جامعه ساحران چهار جادوگر بزرگ به نام های گودریك گریفندور ، هلگا هافلپاف ، روینا رُوِنكلاو و سالازار اسلیترین به تاسیس مدرسه ای با نام هاگوارتزبرای آموزش سحر اقدام كردند . این چهار جادوگر كه چهار گروه را در مدرسهبه وجود آوردند ، بنا به سلیقه و تفكر خود به آموزش پرداختند . اما درمیان اینها سالازار اسلیترین به این عقیده داشت كه باید جادوگرانی را در مدرسه تعلیم دهیم كه دارای خون خالص جادوگری هستند ، یعنی پدر و مادر آنها جادوگر باشند (وانواع دیگر جادوگران به این صورت است كه : یكی از والدین جادوگر باشد ،یا هیچ یك از والدین جادوگر نباشد و فقط فرزند ساحر متولد شده باشد ) آنسه جادوگر دیگر با عقیده ی وی موافق نبودند بنابراین اسلیترین ازمدرسه خارج شد و قبل از خروج از مدرسه تالاری را در اعماق آن بنا كرد وهیولایی را در آن نهاد و درب تالار را بست ، به امید اینكه روزی نوادهواقعی اش برگردد و با باز كردن درب تالار، مدرسه را از وجود خون ناخالص پاك كند .
* هزاران سال بعد از آن چهار جادوگر ، پسری به نام « تام مارلو ریدل »كه دارای استعداد جادوگری است همراه دیگر محصلین وارد هاگوارتز می شود وسال اول تحصیل خود را آغاز می كند . سالها می گذرد و آن پسر كوچك كه اینكنوجوانی شده ، متوجه می شود كه مادرش جادوگر و پدرش غیر جادوگر بوده و درعین حال از خون مادری اش به سالازار اسلیترین می رسد . او در مدت تحصیلش در هاگوارتز دوستانی را در كنار خود جمع می كند . ‹ تام › برای خلاص شدن از ننگ نام پدرش كه یك غیر جادوگر بوده ، اسم خود را به « لُرد ولدمورت »تغییر می دهد . او یك بار موفق به باز كردن تالار اسرار می شود كه در پیآن دختری به وسیله ی هیولای آزاد شده از تالار ، كشته می شود . تام ریدلاز آنجایی كه زیر نظر یكی از اساتید خود به نام دامبلدور بوده موفق به باز كردن تالار برای بار دوم نمی شود و بعد از مدتی تصمیم به ترك مدرسه می گیرد . سالها بعد ولدمورت به همراه یارانش كه به مرگخواران معروفاند با نیروی سیاه خود به جامعه جادوگری حمله می كنند و با اینكه بامقاومت هایی روبرو می شوند ولی باز به كشتار ادامه میدهند . پیش گویی رخ می دهد كه در آن گفته شده است كه كودكی به دنیا خواهد آمد ، كه ولدمورت را نابود می كند ،ولدمورت در صدد كشتن آن كودك بر می آید و زمانی كه كودك یك سال دارد ،ولدمورت او را پیدا می كند . ولدمورت پدر و سپس مادر كودك را به قتل میرساند . و زمانی كه می خواهد كودك را با طلسم مرگ به قتل برساند ، طلسم بهخودش بر می گردد و او نابود می شود ( به شدت ضعیف می شود ) . جهان جادوگریدوباره روی آرامش را می بیند .
* پسرك یك ساله كه هری پاتر نامدارد ، توسط جادوگران نماینده خیر به خاله اش سپرده می شود . هری پاتربزرگ می شود و در سن یازده سالگی به مدرسه جادوگری می رود و در مدت تحصیلدوستان و دشمنانی پیدا می كند . هری پاتر در مدت تحصیل بارها مانع ازقدرتمند شدن دوباره ی ولدمورت می شود ( كتابهای یك و دو ). ولی بالاخرهولدمورت پس از سیزده سال در برابر چشمان هری پاتر ، قدرتمند می شود ( كتابچهار ) . با اینكه هری ، بارها به جامعه جادوگری می گوید كه ولدمورت بازگشته ، ولی هیچ كس جز معدودی از جادوگران از جمله دامبلدور كه مدیر مدرسهی جادوگری است و همچنین حامی هری می باشد این موضوع را قبول نمی كند .نبرد كوتاهی میان دامبلدور و ولدمورت رخ میدهد( دروزارتخانه ) و از آنجایی كه وزیر برای چند ثانیه ولدمورت را می بیند ،بازگشت ولدمورت را تایید می كند ( كتاب پنج ) . وزیر جادوگری عوض می شود ،پس از مدتی نبردی در هاگوارتز ( مدرسه جادوگری ) رخ میدهد كه طی آندامبلدور ( حامی هری )كشته میشود ( كتاب شش ) . هری و دوستانش در جهتوظیفه ای كه دامبلدور به آنان واگذار كرده دیگر به مدرسه نمی روند ، و ازسوی دیگر ولدمورت وزارتخانه ی جادوگری را تحت كنترل می گیرد ، و آموزش راكنترل میكند و در برخورد با خون ناخالص جادوگری بسیار اهتمام می ورزدبالاخره هری برای مبارزه به مدرسه باز می گردد ، معلمین طرفدار هری ،مدرسه را از وجود طرفداران ولدمورت خالی و هاگوارتز را جبهه ی مقاومت میكنند ، مرگخواران به مدرسه حمله می كنند و جنگ در می گیرد بالاخره هری وولدمورت در مقابل هم قرار می گیرند و ولدمورت به دست او كشته می شود (كتاب هفت ) .
این خلاصه ای بود از داستان هری پاتر كه با درج شماره كتاب آن را عرضه نمودم .

داستانهری پاتر كه از چند كتاب تشكیل شده ، فراتر از یك داستان معمولی براینوجوانان و جوانان است ! این داستان كه در آن به شدت از قوه ی خیالاستفاده شده و در عین حال همچون اسطوره ها یك سیر منطقی را دنبال می كند دارای محتوایی مخفی و دور از خیال است ، محتوایِ پنهانِ این داستان دارای مضامین تاریخی و واقعی می باشد .
بهعبارت دیگر داستان هری پاتر ، داستانی است خیالی درباره سحر و جادو ،جامعه ی جادوگری ، رویارویی خیر و شر ، محبت و كینه ، عشق و سرخوردگی ؛ولی این داستان به ظاهر خیالی دارای چندین لایه ی معنایی است كه سطحیترین لایه ی آن ، كه برای همه قابل درك است ، همان مضامینی بود كه ذكركردم . وباید دانست كه لایه های پنهان داستان به طور ناخودآگاه در ذهنخواننده نقش می بندد و در جای خود نمود می كند .
در اینجا به شرحاین لایه های پنهان پرداخته ام تا خوانندگانِ محترمِ مجموعه كتابهای هریپاتر ، بدانند كه چه هدفی با نوشتن این داستان طولانی و درعین حال مجذوبكننده ، دنبال شده است . [ در قسمت اول مقاله تنها لایه ی تاریخی داستانبررسی می شود و در قسمت های بعدی دیگر سطوح در داستان مورد بررسی قرار میگیرد]
لایه اول : لایه ی تاریخی
خانمرولینگ چند رخ داد تاریخی را در لایه ای نسبتا طولانی از این داستان قرارداده است . حوادثی كه در تاریخ معاصر اروپا رخ داده است :

1. با اقدام آلمان در سال 1914 ، جنگ جهانی اول شروع شد كه كُشتار زیادی در پی داشت .
- o ولدمورت به جامعه ی جادوگری حمله كرد . در این جنگ هم از طرف خوبی و خیر وهم از طرف بدی و شر كشته های زیادی در جهان باقی می ماند .( اولین حمله یولدمورت ، که هری کودک است )
- o طبق پیشگویی كه در داستان ذكر شده: « پسری به دنیا می آید كه باعث نابودی ولدمورت می شود» ، ولدمورت درصدد یافتن آن كودك بر می آید و زمانی كه ، آن پسر یك ساله را پیدا می كند(
یك سال از ورود آمریكا به جنگ می گذرد
) با طلسم مرگ بهاو حمله می كند ولی طلسم به خود ولدمورت بر می گردد ( هر اقدام آلمانبرعلیه آمریكا ، بر ضد خودش تمام می شود ) و ولدمورت نابود می شود ، برخیمی گویند كه او مرده ولی برخی دیگر می گویند كه فقط ضعیف و ناتوان شده است.
- o ولدمورتسعی می كند كه دوباره قدرتمند شود ولی با مقابله ی هری پاتر ( با پشتوانهی دامبلدور = مدیر مدرسه جادوگری هاگوارتز ) روبرو می شود ، كه این مطلبدر دو كتاب یك و دو كاملا مشهود است ؛( هری پاتر و دامبلدور در اینجا نمادمتفقین هستند .)

4. آدولفهیتلر در راس حزب نازی در تلاش بود كه در انتخابات مجلس آلمان ، حزب نازیكرسی های بیشتری بدست آورد و همچنین قصد داشت ، به مقام صدارت اعظمی آلمانبرسد و این اقدامات هیتلر در راه كسب قدرت پس از سیزده سال پس از شكستآلمان در جنگ جهانی اول (1918 ) شدت یافت( یعنی سال 1931 ، این زمان هیتلرو هم حزبیانش در صدد رسیدن به قدرت هستند ) و بالاخره حزب نازی درانتخابات مجلس موفق می شود و مدتی بعد هم هیتلر به صدارت اعظمی آلمان میرسد (1933) . انگلستان و در راس آن چمبرلن نخست وزیر انگلستان به اینماجرا اهمیت نداد و توجهی به این جنب و جوش هیتلر نكرد ولی افرادی درانگلستان و آمریكا بودند كه از این تحركات سیاسی آلمان نگران بودند و یكیاز آن سیاستمداران انگلیسی چرچیل بود .
- o ولدمورتدر برابر چشمان هری پاتر ، پس از سیزده سال ضعف و دوری از جهان جادوگری ،دوباره قدرتمند می شود . ( ولدمورت پس از 13 سال قدرتمند می شود = آلماندر 1918 ضعیف می شود و در حدود 1931كه هیتلر در حال قدرت گرفتن است ، آلمان رو به قدرتمند شدن می رود ) (باید در نظر داشت كه خانم رولینگ نمی توانسته دقیقا سالها را ذكر كند و یامدت زمان های ضعف و قدرت ولدمورت را بیان كند زیرا كه این كار باعث لطمه

دیدناصل داستان و سیر منظم آن می شود و باید بدانیم كه داستان ها و یا فیلمهایی كه به طور كامل سفارشی و برای كنایه به مطلبی هستند ، بسیار رسوا میباشد و آنقدر كه داستان هری پاتر مشهور و مقبول شده نمی توانست مقبول شود، برای نمونه می توان به فیلم ضد ایرانی 300 اشاره كرد كه از آغاز تاپایان بر ضد فرهنگ غنــی ایران است و همان طور كه می دانیـم فقط مدتی غوغابه پا كرد و بلافاصله تاریخ مصرفش به پایان رسید . ) ولدمورت در كتاب چهار، نماد آلمان قیام کرده برای رسیدن به قدرت، می باشد . هری پاتر پس ازبازگشت به سوی دامبلدور كه در راس جبهه ی خیر است و به عبارتی نماد شعور جمعی جامعه ی انگلستان است، به او می گوید كه ولدمورت برگشته ( آمریكا به جامعه ی اروپا می گوید كهدر آلمان تغییرات مهمی در حال وقوع است ) و دامبلدور این سخن را باور میكند . ولی برخی از جادوگران كه در راس آنها وزیر جادوگری است این سخن راباور نمی كنند ( چمبرلن نخست وزیر انگلستان توجهی به قدرت گرفتن آلمان نمیكرد . )

- o ولدمورتقدرتمند شده و برای قدرت بیشتر تلاش می كند ( در كتاب 5 مشهود است ) ،نبردی بین ولدمورت ( هیتلر ) و دامبلدور ( جامعه اروپا ) رخ می دهد و ایننبرد كه بیشتر یك زور آزمایی است ( تلاش هیتلر برای الحاق لهستان به شیوهی قانونی ) بالاخره بی نتیجه به پایان می رسد و ولدمورت متوجه می شوداین نبرد بی فایده است ، و از مقابل دامبلدور می رود ( هیتلر به ایننتیجه می رسد كه نمی تواند مانند دو كشور اتریش و چكسلواكی ، لهستان رابه راحتی ، بدست آورد . )
- در آخر این نبرد كه در وزارتخانه رخداده ، جادوگران به همراه وزیر جادوگری وارد وزارتخانه می شوند و وزیر دریك نگاه كوتاه ولدمورت را می بیند . و قدرت گرفتن ولدمورت را تایید می كند. ( چمبرلن به اشتباه خود پی برد ، و متوجه شد ، كه هیتلر در صدد توسعهقلمرو بوده ؛ البته همان طور كه می دانید توسعه قلمرو كاری است كهانگلستان سالها در پی آن بوده و بعد از اینكه ، از این كار دست كشیده- وباز آن هم به دلایل سیاسی نه برای راحتی ملت های تحت سلطه - دوست ندارداین اقدام را دیگر ملت ها انجام دهند ، زیرا قدرت گرفتن دیگر كشور هاخارج از تحمل انگلستان است . )

یافتهو وقتی فرارسید كه جای این كشور استعمارگر كهن را كشور قدرتمندی بگیرد والبته این از مدت ها پیش اتفاق افتاده و آمریكا جای انگلستان را در صحنهجهانی گرفته بود .
- o حملات توسط ولدمورت و یارانش شروعمیشود . وزیر سحر و جادو عوض می شود ، و‹ اسكریمجور › بجای ‹ فاج › میآید و این همان جابجایی چرچیل با چمبرلن است . به هاگوارتز (هاگوارتز ،نمادی ازمكان هایی است كه مورد تعرض هیتلر قرار گرفت ) حمله می شود ودامبلدور به دست اسنیپ – از مرگخواران سابق - كشته می شود ( كتاب 6 ).این در حالی است كه در كتاب 7 می خوانیم كه دامبلدور ( نماد انگلستان ) مدتها قبل به وسیله ی طلسمی ضعیف شده ، و خودش به اسنیپ گفته كه تو مرابكش چون من مرگ را انتخاب كرده ام ( و این همان جابجایی قدرت جهانی ،آمریكا با انگلیس است كه با رضایت انگلیس انجام شد .) و بارها در اینمجموعه كتابها از قول یاران دامبلدور برای یكدیگر نقل شده كه دامبلدورگفته : امید ما هری پاتر است . و این همان انتقال قدرت به آمریكا است واز نگاه متفقین پیروزی به دست آمریكا محقق می شود ( كتاب 6 ).
- o در سراسرداستان هری پاتر درباره ی علاقه ولدمورت به خون خالص جادوگری صحبت شده ودر كتاب 7 ، جامعه جادوگری نماد جامعه ی آلمان در نظر گرفته شده و وزارتجادوگری هم نماد دولت آلمان است . در این كتاب نوشته شده كه ولدمورتافرادی را در وزارت جادوگری بر سر كار می گذارد كه به نوعی با او همراههستند و همچنین درباره اصل و ریشه كاركنان وزارتخانه بررسی می شود ،همچنین آموزش در هاگوارتز به وسیله ی دست نشانده های ولدمورت كنترل می شود.

8. آلماندر دو جبهه در جنگ بود و سرانجام هم از این دو جبهه مورد هجوم قرار گرفت .یاری زیاد آمریكا به متفقین باعث شد تا آلمان در جنگ جهانی دوم شكست بخورد. یكی از دلایل بزرگ شكست آلمان تمركز ندادن نیرو ها در یك جبهه بود .هیتلر با ایجاد چند جبهه ( شرق و غرب آلمان و همچنین آفریقا ) یكی ازعوامل شكست خود را به دست خود ایجاد كرد .
- o یارانولدمورت به دستور او به هاگوارتز حمله می كنند و جنگ سختی در می گیرد واین جنگ در حالی است كه ولدمورت در گوشه ای در حال تماشا می باشد و بهصحنه ی جنگ وارد نشده (عدم تمركز قدرت در جبهه نبرد دیده می شود ) و ازآنجایی كه هنوز هری پاتر به دلایل ذكر شده در كتاب ( یافتن و نابودی دوهوراكسس باقی مانده ) آماده نبرد ، نبود ، اگر ولدمورت از غرور خود كم میكرد ، با یك حمله برق آسای خود به هاگوارتز می توانست شخصا جنگ را به نفعخود تمام كند . ولی این غرور باعث شد كه او زمانی تصمیم به حمله بگیرد كهدیگر این حمله آن تاثیر قبلی را كه می توانست داشته باشد ، نداشت ( هریپاتر آماده نبرد با او شده بود ) . سرانجام ولدمورت در مقابل هری پاترقرار می گیرد (در داستان ، هری پاتر در جنگل به نزد ولدمورت می رود ولی مااین رویارویی را در نظر نداریم زیرا به نظر من این بخش برای تكمیل سیرمنطقی داستان آمده ، ما رویارویی پایانی ولدمورت و هری پاتر را كه در

هاگوارتزرخ می دهد ، در نظر داریم ؛ که البته در زمان رویارویی هری پاتر باولدمورت در جنگل شاهد این هستیم که ولدمورت هری را به ظاهر می کشد ولیخودش هم کمی از حال می رود ، و این را می توان به نوعی همان حملات به ظاهرموفقیت آمیز آلمان نازی بر ضد متفقین دانست که سطحی بود و هیچ نتیجه اینداشت ، چرا که در داستان می بینیم که هری به ظاهر ، وانمود به مردن میکند ) و این در حالی است كه از چند جبهه ی دیگر به یاران ولدمورت حملهشده ( موجودات افسانه ای جنگل ممنوعه – سنتور ها _ از پشت سر ، و جن هایخانگی هاگوارتز از سوی دیگر ) . ولدمورت در دوئلی كوتاه با هری پاتر ،كشتهمی شود ( این نماد حمله ی عظیم آمریكا به آلمان است كه باعث شد آلمان درمدتی كوتاه نابود شود ) . - در هنگام دوئل می بینیم که هری پاتربا طلسم خلع سلاح با ولدمورت مقابله می کند که باعث می شود که طلسمولدمورت به سوی خودش برگردد و او بمیرد . و البته نکته ای در این بخشنهفته که آن را ، در لایه ای دیگر ، بررسی می کنم .

دستش است به هوا پرتاب می شود و در اینجا است که با چنین توصیفی از خانم رولینگ رو برو می شویم :
- چوباز دست ولدمورت پرتاب شد ، چرخید و چرخید تا به دست اربابی ... رسید کهآمده بود تا بالاخره مالکیت کامل آن را در اختیار بگیرد .
همان طور که می بینید ، خانم رولینگ چطور یک واقعه تاریخی را در دل داستان جا داده است !!
مهم :
در كتاب گفته شده كه چهار جادوگر مدرسه هاگوارتز را بنا كردند كه نام آنها به این صورت نوشته شده : گودریك گریفندور - هلگا هافلپاف - روینا رونكلاو - سالازار اسلیترین .اگر دقت كنید می بینید كه خواننده پس از خواندن این اسامی به این نتیجه میرسد كه هر اسم و فامیل با یك حرف الفبایی شروع می شود ، خواننده در ذهنخود مُخفف اسامی را می سازد : گودریك گریفندور GG – هلگا

هافلپاف HH - روینا رونكلاوRR – سالازار اسلیترین
و ناگهان خواننده متوجه می شود كه مخفف نام آخری SS است كه با معادل كردن این واژه با سازمان امنیتی آلمان نازی كهاس اس (ss) نام داشت به این نتیجه می رسد كه همان طور كه اسلیترین فردظالمی بوده ، سازمان اس اس نیز یك سازمان مخوف بوده . این هم شیوه ایدیگر برای زنده کردن یاد یک سازمان اطلاعاتی است که به تاریخ پیوسته ؛سازمان اس اس مَخوف ترین سازمان امنیتی زمان خود بوده و مانند سازمان هایاطلاعاتی كنونی غَرب ، كشتار بسیار و زندانیان بسیاری داشته است .
نکته ی جالب دیگر این است که نشانی که بر پیشانی هری ازاولین حمله ولدمورت به جا مانده ، همچون نشان صاعقه است ، و در فیلم هایهری پاتر هم این نشان را به وضوح می بینیم ، که به صورت یک s شکسته است ؛ علامت سازمان اس اس آلمان نازی دو s شکسته است که کنار هم قرار دارد !!؛ ولی این یادآوری برای چه لازم است ؟ چرا خانم رولینگ به این كار دست زده ؟

چرا باید یک واقعه تاریخی را به این دقت در قالب یک داستان جا داد ؟!
چرا باید در ناخداگاه خواننده تاثیر این چنینی گذاشت ؟!
همانطور كه ملاحظه كردید ، خانم رولینگ با قلم جادویی خود سعی كرده هم سیرمنطقی داستان به هم نخورد ( همان طور كه دیدیم جامعه جادوگری در یك جاجامعه ی اروپا را ترسیم می كند و در مقطعی كوتاه جامعه ی آلمان را ترسیممی كند و یا وزارت جادوگری در جایی دولت انگلیس را نشان می دهد و در جاییهم دولت آلمان را ) و هم یك موضوع تاریخی را در لابه لای واژه های اینداستان قرار دهد . ولی چرا این موضوع تاریخی از دل تاریخ بیرون كشیده شدهو در پوششی جذاب به مردم جهان عرضه شده ؟
آیا قصد زنده نگه داشتن یك اتفاق تاریخی كه به نحوی با موضوع هولوكاست ارتباط دارد در نظر بوده ؟
آیاهدف از آوردن این لایه ، اشاره به عاملینِ به وجود آورنده ی هولوكاست نیست، تا از این رهگذر ، به نحوی غیر مستقیم به هولوكاست اشاره كند ؟
آیا هدف زنده کردن یاد و داستان هولوکاست نیست ؟
در ادامه این مقاله با لایه ی تحلیل شخصیت ها در متن آشنا می شوید و نکات جالب دیگری را می خوانید.
[HR]
نویسنده و محقق: سید علیرضا واعظ موسوی - بر گرفته از تبیان













