امشب كه شب ميلاد پيغمبر اكرم هست(ضمن عرض تبريك)، اين صفحه رو ايجاد كردم تا اشعاري كه راجع به حضرات معصومين(ع) هست، در يه جا جمع آوري بشه. اميدوارم دوستان با شركت فعال، ياد اون بزرگواران رو در سايت زنده تر نگه دارند(به شخصه معتقدم اگه يكي از ارسالهام سر پل سراط به دردم بخوره،همينه!) :
آمد به جهان نور خدا روح خدا ختم رسالت از بهر جهان پاكي و تقوا و هدايت
شد آمنه مادر بر ختم رسل وباشدش اين حسن افضل به جهان از همه ي ملك و صدارت
خورشيد علي سايه اي از بحر پيمبر باشد به جهان يار و مددكار ولايت
او راست يكي دخت چو زهرا و به حجت بر كل جهان مي كند اين دخت كفايت
بر دوش نبي در حسن ولعل حسين است در هر دو جهان اين تن خمسه است حقيقت
مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 2401
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 29119 بار
- سپاسهای دریافتی: 21533 بار
- تماس:

- پست: 756
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۷, ۱۰:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 559 بار
- سپاسهای دریافتی: 3796 بار
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
یه رباعی از حضرت امام:
این عید سعید عید اسعد باشد.................. ملت به پناه لطف احمد باشد
بر پرچم جمهوری اسلامی ما ....................تمثال مبارک محمد باشد
این عید سعید عید اسعد باشد.................. ملت به پناه لطف احمد باشد
بر پرچم جمهوری اسلامی ما ....................تمثال مبارک محمد باشد
ان الارض یرثها عبادی الصالحون ......

- پست: 756
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۰ دی ۱۳۸۷, ۱۰:۲۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 559 بار
- سپاسهای دریافتی: 3796 بار
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
یه چیزی ،
خضوع و خشوع امام رو در این شعر در برابر ائمه ببینید، نمیگه من که مجتهد اعلمم ، میدونم ،
یا اینکه در مورد حضرت زهرا سخنرانی نمی کنه تا خودشو نشون بده ، هر چند امام پر مغزترین حاشیه ها رو بر دعاهای حضرت زهرا نوشتن.
فاطی عروس حضرت امام، خانم فاطمه طباطبایی هستن که به امام پدر می گفتن امام هم در شعرهاشون ایشون رو دخترم و فاطی می خوندند:
فاطی از فاطمه خواهد سخنی................. بین چه می خواهد از مثل منی
انکه جبریل پیام اور اوست.................عارف منزلتش ، داور، اوست
کیست در جمع رسل جز احمد .................... کاتب وحی وی از سوی احد
دخترم دست بدار از دل من ......................... عشق من جوی در اب و گل من
خضوع و خشوع امام رو در این شعر در برابر ائمه ببینید، نمیگه من که مجتهد اعلمم ، میدونم ،
یا اینکه در مورد حضرت زهرا سخنرانی نمی کنه تا خودشو نشون بده ، هر چند امام پر مغزترین حاشیه ها رو بر دعاهای حضرت زهرا نوشتن.
فاطی عروس حضرت امام، خانم فاطمه طباطبایی هستن که به امام پدر می گفتن امام هم در شعرهاشون ایشون رو دخترم و فاطی می خوندند:
فاطی از فاطمه خواهد سخنی................. بین چه می خواهد از مثل منی
انکه جبریل پیام اور اوست.................عارف منزلتش ، داور، اوست
کیست در جمع رسل جز احمد .................... کاتب وحی وی از سوی احد
دخترم دست بدار از دل من ......................... عشق من جوی در اب و گل من
ان الارض یرثها عبادی الصالحون ......

- پست: 168
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷, ۳:۴۲ ب.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 2625 بار
- سپاسهای دریافتی: 316 بار
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
روح ایمان
ای رخت چون آفتاب خاوری***زیبد از مهر تو ذره پروری
کس نباشد چون تو در عالم دگر***یا مگر در آینه خود بنگری
هر که مهر آل طاها را نداشت***باشد از ایمان و دین حق بری
اوصیا مصطفی را از شرف***هست بر خلق دو عالم سروری
مهر ایشان کوثراست و مست شد***هر که نوشیده ز آن می ساغری
روح ایمان است در اعمال تو***گرکه داری حب شان نیک اختری
گرشود روشن دلت از مهرشان***می نماید از محبت رهبری
پیروی باید ترا از اهلبیت***گر که خواهی ره بقرب حق بری
نور حق بی مهرشان در دل مجو***گر ز پاکی آینه اسکندری
ایکه داری جلوه ها در چشم من***نوبه نو باشی به قصد دلبری
آتش عشقت بجانم زد شرر***جای دل در سینه دارم آذری
در غمت زار است و گریان(معجزه)***خود مگر بر حال زارش بنگری
(حیدر علی معجزه)
ای رخت چون آفتاب خاوری***زیبد از مهر تو ذره پروری
کس نباشد چون تو در عالم دگر***یا مگر در آینه خود بنگری
هر که مهر آل طاها را نداشت***باشد از ایمان و دین حق بری
اوصیا مصطفی را از شرف***هست بر خلق دو عالم سروری
مهر ایشان کوثراست و مست شد***هر که نوشیده ز آن می ساغری
روح ایمان است در اعمال تو***گرکه داری حب شان نیک اختری
گرشود روشن دلت از مهرشان***می نماید از محبت رهبری
پیروی باید ترا از اهلبیت***گر که خواهی ره بقرب حق بری
نور حق بی مهرشان در دل مجو***گر ز پاکی آینه اسکندری
ایکه داری جلوه ها در چشم من***نوبه نو باشی به قصد دلبری
آتش عشقت بجانم زد شرر***جای دل در سینه دارم آذری
در غمت زار است و گریان(معجزه)***خود مگر بر حال زارش بنگری
(حیدر علی معجزه)
فردوسی
ندانی که ایران نشست منست***جهان سر به سر زیر دست منست
امام خمینی
شما حالا بايد از اول شروع كنيد و قصدتان بر اين باشد كه خودتان مستقل در همه چيز باشيد، در صنعت مستقل باشيد؛
وقتي بنا را بر اين گذاشتيد مي توانيد كه كشور خودتان را نجات بدهيد و كشور خودتان را مستقل كنيد.
از ورود كالاھای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند بسازند (قناعت کنند) تا خود ھمه چيز بسازند.
مادامي كه بخواهيم مستقل باشيم و زير بار وابستگي نرويم، بايد تحمل اين مشكلات و قدرت مبارزه با آن را پيدا كنيم.
ندانی که ایران نشست منست***جهان سر به سر زیر دست منست
امام خمینی
شما حالا بايد از اول شروع كنيد و قصدتان بر اين باشد كه خودتان مستقل در همه چيز باشيد، در صنعت مستقل باشيد؛
وقتي بنا را بر اين گذاشتيد مي توانيد كه كشور خودتان را نجات بدهيد و كشور خودتان را مستقل كنيد.
از ورود كالاھای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند بسازند (قناعت کنند) تا خود ھمه چيز بسازند.
مادامي كه بخواهيم مستقل باشيم و زير بار وابستگي نرويم، بايد تحمل اين مشكلات و قدرت مبارزه با آن را پيدا كنيم.

- پست: 2401
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 29119 بار
- سپاسهای دریافتی: 21533 بار
- تماس:
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
خدايا شرح غم خواندن چه سخت است
زداغ لاله پژمردن چه سخت است
تو ميداني كه با دست بريده
ز پشت اسب افتادن چه سخت است
اگر تيري درون چشم باشد
تو ميداني زمين خوردن چه سخت است
تو ميداني كه با چشمان خونين
جمال فاطمه ديدن چه سخت است
كنار علقمه با مشك خالي
ببين شرمنده گرديدن چه سخت است
زداغ لاله پژمردن چه سخت است
تو ميداني كه با دست بريده
ز پشت اسب افتادن چه سخت است
اگر تيري درون چشم باشد
تو ميداني زمين خوردن چه سخت است
تو ميداني كه با چشمان خونين
جمال فاطمه ديدن چه سخت است
كنار علقمه با مشك خالي
ببين شرمنده گرديدن چه سخت است
[External Link Removed for Guests]

- پست: 168
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷, ۳:۴۲ ب.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 2625 بار
- سپاسهای دریافتی: 316 بار
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
بهشت برین
آن بانویی که طاهر و طهر و مطهراست***باشد بتول و فاطمه زهرای اطهراست
یعنی حبیبه حق و دخت محمد است***کفو ولی حق به علی یار و همسر است
با مهر مادر حسنین است و زینبین***بر اوصیای بعد علی نیز مادر است
تا سر زده ز بطن مشیت بدین صفات***سر مشق بر زنان ستوده ز داور است
انسیه است در بشریت بذات پاک***هم او یگانه مظهر خلاق اکبر است
یک گل به هشت جلوه در آمد که باغ خلد***از بهر دوستان علی هشت منظر است
قهرش بود ز آتش قهر خدا کز آن***آماده دوزخ است که آن پر ز آذر است
چشم امید خلق بود بر شفاعتش***بیچاره آنکه فاطمه از او مکدر است
گر بنگرد به دوزخی از لطف و مرحمت***ماوای او بخلد لب حوض کوثر است
او را صحیفه ای ز حقایق بود که آن***نزد امام عصر ز میراث مادر است
در آن صحیفه جمع تمام علوم هست***در قطعه های هر سخنش گنج گوهر است
قدسیه است مریم و از رفعت و مقام***نزد بتول خادمه از عالم زر است
همچون نبی و همچو علی حلمش از خداست***از انبیا به علم مقامش فزونتر است
سیمرغ جان و جسم محمد گشوده بال***یا فاطمه بخلق جهان سایه گستر است
بر اوج قدر او نرسد صد چو جبرییل***با آنکه شرق و غرب جهان زیر آن پر است
سادات را چو من بجلالت نگر کز او***تاج سیادت و همه با زیب و با فر است
گر نه هزار کنگره بر قصر فاطمه است***از چیست عرش خلوت دخت پیمبر است
یک حرف از کتاب مدیحش نشد تمام***با صد حدیث (معجزه)گر چه سخنور است
(حیدر آقا معجزه)
آن بانویی که طاهر و طهر و مطهراست***باشد بتول و فاطمه زهرای اطهراست
یعنی حبیبه حق و دخت محمد است***کفو ولی حق به علی یار و همسر است
با مهر مادر حسنین است و زینبین***بر اوصیای بعد علی نیز مادر است
تا سر زده ز بطن مشیت بدین صفات***سر مشق بر زنان ستوده ز داور است
انسیه است در بشریت بذات پاک***هم او یگانه مظهر خلاق اکبر است
یک گل به هشت جلوه در آمد که باغ خلد***از بهر دوستان علی هشت منظر است
قهرش بود ز آتش قهر خدا کز آن***آماده دوزخ است که آن پر ز آذر است
چشم امید خلق بود بر شفاعتش***بیچاره آنکه فاطمه از او مکدر است
گر بنگرد به دوزخی از لطف و مرحمت***ماوای او بخلد لب حوض کوثر است
او را صحیفه ای ز حقایق بود که آن***نزد امام عصر ز میراث مادر است
در آن صحیفه جمع تمام علوم هست***در قطعه های هر سخنش گنج گوهر است
قدسیه است مریم و از رفعت و مقام***نزد بتول خادمه از عالم زر است
همچون نبی و همچو علی حلمش از خداست***از انبیا به علم مقامش فزونتر است
سیمرغ جان و جسم محمد گشوده بال***یا فاطمه بخلق جهان سایه گستر است
بر اوج قدر او نرسد صد چو جبرییل***با آنکه شرق و غرب جهان زیر آن پر است
سادات را چو من بجلالت نگر کز او***تاج سیادت و همه با زیب و با فر است
گر نه هزار کنگره بر قصر فاطمه است***از چیست عرش خلوت دخت پیمبر است
یک حرف از کتاب مدیحش نشد تمام***با صد حدیث (معجزه)گر چه سخنور است
(حیدر آقا معجزه)
فردوسی
ندانی که ایران نشست منست***جهان سر به سر زیر دست منست
امام خمینی
شما حالا بايد از اول شروع كنيد و قصدتان بر اين باشد كه خودتان مستقل در همه چيز باشيد، در صنعت مستقل باشيد؛
وقتي بنا را بر اين گذاشتيد مي توانيد كه كشور خودتان را نجات بدهيد و كشور خودتان را مستقل كنيد.
از ورود كالاھای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند بسازند (قناعت کنند) تا خود ھمه چيز بسازند.
مادامي كه بخواهيم مستقل باشيم و زير بار وابستگي نرويم، بايد تحمل اين مشكلات و قدرت مبارزه با آن را پيدا كنيم.
ندانی که ایران نشست منست***جهان سر به سر زیر دست منست
امام خمینی
شما حالا بايد از اول شروع كنيد و قصدتان بر اين باشد كه خودتان مستقل در همه چيز باشيد، در صنعت مستقل باشيد؛
وقتي بنا را بر اين گذاشتيد مي توانيد كه كشور خودتان را نجات بدهيد و كشور خودتان را مستقل كنيد.
از ورود كالاھای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند بسازند (قناعت کنند) تا خود ھمه چيز بسازند.
مادامي كه بخواهيم مستقل باشيم و زير بار وابستگي نرويم، بايد تحمل اين مشكلات و قدرت مبارزه با آن را پيدا كنيم.

- پست: 2401
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 29119 بار
- سپاسهای دریافتی: 21533 بار
- تماس:
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
روز ازل كه نامه ي ما را نوشته اند
نام تو را به صفحه ي دلها نوشته اند
دلهاي ما حسينييه ي روضه هاي توست
اين ملك را به نام تو مولا نوشته اند
ما از سلاله ي عشقيم و عاشقيم
اين عاشقي به سر خط تقوا نوشته اند
مركب سوار كشتي سالار زينبيم
او را نجات بخش دو دنيا نوشته اند
تا نور چشم فاطمه صاحب لواي ماست
هر شيعه را فدايي زهرا نوشته اند
زينب اسير كوفه و شام خراب نيست
ما را اسير زينب كبري نوشته اند
نام تو را به صفحه ي دلها نوشته اند
دلهاي ما حسينييه ي روضه هاي توست
اين ملك را به نام تو مولا نوشته اند
ما از سلاله ي عشقيم و عاشقيم
اين عاشقي به سر خط تقوا نوشته اند
مركب سوار كشتي سالار زينبيم
او را نجات بخش دو دنيا نوشته اند
تا نور چشم فاطمه صاحب لواي ماست
هر شيعه را فدايي زهرا نوشته اند
زينب اسير كوفه و شام خراب نيست
ما را اسير زينب كبري نوشته اند
[External Link Removed for Guests]

- پست: 2401
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 29119 بار
- سپاسهای دریافتی: 21533 بار
- تماس:
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
درس آزادي به دنيا داد رفتار حسين
بذر همت در جهان افشاند افكار حسين
با قيام خويش بر اهل جهان معلوم كرد
تابع اهل ستم گشتن بود عار حسين
مرگ با عزت ز عيش در مذلت بهتر است
نغمه اي مي باشد از لعل درر بار حسين
بذر همت در جهان افشاند افكار حسين
با قيام خويش بر اهل جهان معلوم كرد
تابع اهل ستم گشتن بود عار حسين
مرگ با عزت ز عيش در مذلت بهتر است
نغمه اي مي باشد از لعل درر بار حسين
[External Link Removed for Guests]

- پست: 168
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۷, ۳:۴۲ ب.ظ
- محل اقامت: تهران
- سپاسهای ارسالی: 2625 بار
- سپاسهای دریافتی: 316 بار
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
در مدح حضرت فاطمه(س)
قدسیه ای که طاهر و طهر و مطهر است***بانوی قدس حضرت زهرای اطهر است
باشد جلالتی ز جلال خدا در او***یزدان نما و مظهر خلاق اکبر است
هر کس شنید ام ابیها از آن پدر***گفتا چه رازها که در این پاک دختر است
گفتی که فرق نیست میان مقربان***دخت نبی میان همه چیز دیگر است
لبریز عالم است ز نور جمال او***در پیش دیده ای که ز نورش منور است
لرزم به خویشتن چو برم نام فاطمه***بس جلوه گر به دیده ام آن ماه منظر است
آمیزشم چو موج و کنار است ای عجب***آن بحر عشق با من و هم جای دیگر است
تحلیل شد دلی که مرا شد در بتول***در کام جان محبت او شیر و شکر است
انهار جاری است به خلد برین مدام***مهر شراب او است که در حوض کوثر است
پر میکشد همیشه دلم در هوای او***دارم دلی به سینه که همچون کبوتر است
خورشید روی او به جهان میدهد فروغ***بر (معجزه) ز مهر و وفا ذره پرور است
(حیدر علی تهرانی متخلص به معجزه)
قدسیه ای که طاهر و طهر و مطهر است***بانوی قدس حضرت زهرای اطهر است
باشد جلالتی ز جلال خدا در او***یزدان نما و مظهر خلاق اکبر است
هر کس شنید ام ابیها از آن پدر***گفتا چه رازها که در این پاک دختر است
گفتی که فرق نیست میان مقربان***دخت نبی میان همه چیز دیگر است
لبریز عالم است ز نور جمال او***در پیش دیده ای که ز نورش منور است
لرزم به خویشتن چو برم نام فاطمه***بس جلوه گر به دیده ام آن ماه منظر است
آمیزشم چو موج و کنار است ای عجب***آن بحر عشق با من و هم جای دیگر است
تحلیل شد دلی که مرا شد در بتول***در کام جان محبت او شیر و شکر است
انهار جاری است به خلد برین مدام***مهر شراب او است که در حوض کوثر است
پر میکشد همیشه دلم در هوای او***دارم دلی به سینه که همچون کبوتر است
خورشید روی او به جهان میدهد فروغ***بر (معجزه) ز مهر و وفا ذره پرور است
(حیدر علی تهرانی متخلص به معجزه)
فردوسی
ندانی که ایران نشست منست***جهان سر به سر زیر دست منست
امام خمینی
شما حالا بايد از اول شروع كنيد و قصدتان بر اين باشد كه خودتان مستقل در همه چيز باشيد، در صنعت مستقل باشيد؛
وقتي بنا را بر اين گذاشتيد مي توانيد كه كشور خودتان را نجات بدهيد و كشور خودتان را مستقل كنيد.
از ورود كالاھای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند بسازند (قناعت کنند) تا خود ھمه چيز بسازند.
مادامي كه بخواهيم مستقل باشيم و زير بار وابستگي نرويم، بايد تحمل اين مشكلات و قدرت مبارزه با آن را پيدا كنيم.
ندانی که ایران نشست منست***جهان سر به سر زیر دست منست
امام خمینی
شما حالا بايد از اول شروع كنيد و قصدتان بر اين باشد كه خودتان مستقل در همه چيز باشيد، در صنعت مستقل باشيد؛
وقتي بنا را بر اين گذاشتيد مي توانيد كه كشور خودتان را نجات بدهيد و كشور خودتان را مستقل كنيد.
از ورود كالاھای مصرف ساز و خانه برانداز جلوگيري نمايند و به آنچه دارند بسازند (قناعت کنند) تا خود ھمه چيز بسازند.
مادامي كه بخواهيم مستقل باشيم و زير بار وابستگي نرويم، بايد تحمل اين مشكلات و قدرت مبارزه با آن را پيدا كنيم.

- پست: 2401
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷, ۱۱:۰۲ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 29119 بار
- سپاسهای دریافتی: 21533 بار
- تماس:
Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)
امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد
امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد
امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد
با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد
میلاد شیر دخت علی، شیر داور است
سر تا قدم حقیقت زهرای اطهر است
***
باید دوباره خلقت پیغمبری چنین
آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین
بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین
کز دامنش ظهور کند دختری چنین
فخررسول وفاطمه"زِینِ اَب"استاین
امّ الکتاب صبر و رضا، زینب است این
***
بَدرُ المنیر و شمس ضُحای علی است این
بعد از بتول عقدهگشای علی است این
یادآور صدای رسای علی است این
آیینة تمام نمای علی است این
گفتار وحی در سخنش آفریدهاند
یا صورتی ز پنج تنش آفریدهاند
***
این مریم مقدس طاهاست، زینب است
این یادگار ام ابیهاست، زینب است
ایننورچشم حضرت زهراست، زینب است
این افتخار عصمت کبراست، زینب است
در وصف او من آنچه بگویم شکست اوست
آثار بوسههای علی روی دست اوست
***
زینب که لحظههاست همه یادوارهاش
زینب که سالهاست سراسر هزارهاش
زینب که دل برد ز پیمبر نظارهاش
زینب که خلقت است مطیع اشارهاش
زینب که با صدای علی حرف میزند
در شهر کوفه جای علی حرف میزند
***
این است بانویی که پیامآوری کند
هنگام خطبه معجزة حیدری کند
یک عمر بر حسین و حسن مادری کند
با دست بسته بر اسرا رهبری کند
باران رحمت است که ریزد ز ابر او
دین زنده از قیام حسین است و صبر او
***
ای در تن مطهر تو جان پنج تن
ایمان تو حقیقت ایمان پنج تن
از کودکیت شمع شبستان پنج تن
چشم تو آبیار گلستان پنج تن
یادآور تکلم زهرا بیان توست
اعجاز ذوالفقار علی در زبان توست
***
حیدر ثنات گفته که این حیدر من است
کوثر دعات کرده که این کوثر من است
خون حسین گفته پیامآور من است
قرآن دهد شعار که احیاگر من است
صبر و رضا به مادریات کرده افتخار
خون خدا به خواهریات کرده افتخار
***
ایثار و صبر جملهای از مکتب تواند
آیات نور گوهر لعل لب تواند
تو آسمانی و شهدا کوکب تواند
بالای نیزه محو نماز شب تواند
بسیار زن که صابر و نستوه بوده است
کی مثل تو "رَأیتُ جَمیلا" سروده است
***
بر شکر قتلگاه تو از داور آفرین
بر استقامت تو ز پیغمبر آفرین
بر ذوالفقار نطق تو از حیدرآفرین
بر خطبة دمشق تو از مادر آفرین
وقتی شدی به کوفه پیامآور حسین
لبخند فتح زد به سر نی سر حسین
***
از حنجر حسین تو، خنجر شکست خورد
با خطبه تو خصم ستمگر شکست خورد
تنهایی و ز، صبر تو لشکر شکست خورد
طغیان و ظلم تا صف محشر شکست خورد
تو یک تنه تمام سپاه ولایتی
حق است اینکه دختر شاه ولایتی
***
پیغمبر حسین تویی با خطاب فتح
نازل به سینهات شد از اوّل کتاب فتح
گردیده امّتت سپه بیحساب فتح
روی تو شد به برقع خون آفتاب فتح
"میثم" هماره با تو مگر گرم گفتگوست
کز معجز تو بار مضامین به نخل اوست
حاج غلامرضا سازگار
امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد
امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد
با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد
میلاد شیر دخت علی، شیر داور است
سر تا قدم حقیقت زهرای اطهر است
***
باید دوباره خلقت پیغمبری چنین
آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین
بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین
کز دامنش ظهور کند دختری چنین
فخررسول وفاطمه"زِینِ اَب"استاین
امّ الکتاب صبر و رضا، زینب است این
***
بَدرُ المنیر و شمس ضُحای علی است این
بعد از بتول عقدهگشای علی است این
یادآور صدای رسای علی است این
آیینة تمام نمای علی است این
گفتار وحی در سخنش آفریدهاند
یا صورتی ز پنج تنش آفریدهاند
***
این مریم مقدس طاهاست، زینب است
این یادگار ام ابیهاست، زینب است
ایننورچشم حضرت زهراست، زینب است
این افتخار عصمت کبراست، زینب است
در وصف او من آنچه بگویم شکست اوست
آثار بوسههای علی روی دست اوست
***
زینب که لحظههاست همه یادوارهاش
زینب که سالهاست سراسر هزارهاش
زینب که دل برد ز پیمبر نظارهاش
زینب که خلقت است مطیع اشارهاش
زینب که با صدای علی حرف میزند
در شهر کوفه جای علی حرف میزند
***
این است بانویی که پیامآوری کند
هنگام خطبه معجزة حیدری کند
یک عمر بر حسین و حسن مادری کند
با دست بسته بر اسرا رهبری کند
باران رحمت است که ریزد ز ابر او
دین زنده از قیام حسین است و صبر او
***
ای در تن مطهر تو جان پنج تن
ایمان تو حقیقت ایمان پنج تن
از کودکیت شمع شبستان پنج تن
چشم تو آبیار گلستان پنج تن
یادآور تکلم زهرا بیان توست
اعجاز ذوالفقار علی در زبان توست
***
حیدر ثنات گفته که این حیدر من است
کوثر دعات کرده که این کوثر من است
خون حسین گفته پیامآور من است
قرآن دهد شعار که احیاگر من است
صبر و رضا به مادریات کرده افتخار
خون خدا به خواهریات کرده افتخار
***
ایثار و صبر جملهای از مکتب تواند
آیات نور گوهر لعل لب تواند
تو آسمانی و شهدا کوکب تواند
بالای نیزه محو نماز شب تواند
بسیار زن که صابر و نستوه بوده است
کی مثل تو "رَأیتُ جَمیلا" سروده است
***
بر شکر قتلگاه تو از داور آفرین
بر استقامت تو ز پیغمبر آفرین
بر ذوالفقار نطق تو از حیدرآفرین
بر خطبة دمشق تو از مادر آفرین
وقتی شدی به کوفه پیامآور حسین
لبخند فتح زد به سر نی سر حسین
***
از حنجر حسین تو، خنجر شکست خورد
با خطبه تو خصم ستمگر شکست خورد
تنهایی و ز، صبر تو لشکر شکست خورد
طغیان و ظلم تا صف محشر شکست خورد
تو یک تنه تمام سپاه ولایتی
حق است اینکه دختر شاه ولایتی
***
پیغمبر حسین تویی با خطاب فتح
نازل به سینهات شد از اوّل کتاب فتح
گردیده امّتت سپه بیحساب فتح
روی تو شد به برقع خون آفتاب فتح
"میثم" هماره با تو مگر گرم گفتگوست
کز معجز تو بار مضامین به نخل اوست
حاج غلامرضا سازگار
[External Link Removed for Guests]