صندلی داغ با حضور Shahryar ...

صندلي داغ مرکز انجمنهاي تخصصي

مدیران انجمن: AGeNiS1, MASTER, ASHKAN95, شوراي نظارت

Colonel I
Colonel I
نمایه کاربر
پست: 602
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۱۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 587 بار
سپاس‌های دریافتی: 777 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط mohayer »

درود بر شما
رحمی کنید بر این میهمان ما...
البته جناب شهریار نگران نباشند...
تو با خداي خود انداز کار و دل خوش دار ---------- که رحم اگر نکند مدعي خدا بکند

1-نظرت در باره بیت بالا و شاعر آن چیست؟
2-نخستین شعری که هم اکنون بر ذهنت خطور کرده برایمان بنویس؟
3-بهترین و دلنشین ترین شعری که تا کنون خوانده ای کدام است؟ ( شعری که چون زیبا است آن را به خاطر سپرده ای)
4-محبوب تربن نویسنده یا شاعر ایرانی، فرانسوی و روسی از نظر شما کدام است؟
5-نخستین باری که پس از 18 سالگی با صدای بلند گریستی چه زمانی بود؟
6-پر شور ترین و عارفانه ترین لحظه زندگی ات در برابر معبود؟

7- نوشتار زیر را کلمه به کلمه و با دقت بخوان:
شمعي روشن مي‌كنم و بر تخته سنگي كنار دريا قرارش مي‌دهم و در كنار تخته سنگ مي‌نشينم و به شمع خيره مي‌شوم و گوش خود را به موسيقي امواجمي‌سپارم.
شمع و دريا، زير آسمان پرستاره، در دل ظلمت بي‌پايان شب و من دلسوخته بيقرار، همراه شمع مي‌سوزم و به دنبال او اشك مي‌ريزم
و با امواج دريا به بي‌نهايت مي‌روم و تا ستارگان دور آسمان صعود مي‌كنم و دركهكشانها محو و نابود مي‌گردم...
چه احساس عجيبي! چه تجربه زيبايي! چه نماز مقدسي! چه عبادت عميقي! چه عشق‌بازي سوزاني! چه شب قدري! چه معراج و صعودي و وحدتي!
خدايا! تو را شكر مي‌كنم كه از قفس جسم، آزادم كردي. از زير فشار كوههاي غم نجاتم دادي. از ميان توفانهاي ظلمت و جهل و كفر بيرونم كشيدي. ازگردابهاي خطرناك سقوط و يأس و پژمردگي و ذلت و مرگ نجاتم دادي.
خدايا! تو را شكر مي‌كنم كه قلبم را با سوزش شمع، هماهنگ كردي.ديدگانم را به قدرت اشك، حيات دادي. روحم را با وسعت آسمان بي‌پايانت بهنهايت، اتصال دادي.
مرگ به سراغم مي‌آيد: آنقدر آرام و مطمئن به او نگاه مي‌كنم كه گويي خضر پيغمبرم
مرگ به سراغم مي­آيد , آن­قدر آرام و مطمئن به او نگاه مي­كنم كه گويي هيچ نمي­ترسم . گويي احساسي ندارم و رحم و شفقتي در من وجود ندارد .مي­خواهم او را در آغوش بگيرم و شايد با او به ستيزه برخيزم
در عين حال نمي‌توانم مورچه‌يي را بيازارم. نمي‌خواهم دشمني كه قصد حيات من كرده است، از پاي درآورم
در برابر لرزش يك برگ، دلم مي‌لرزد، در مقابل اشك يتيم، آب مي‌شوم. چشمك يك ستاره، قلبم را به خود جذب مي‌كند
نسيم سحري روحم را به آسمانها مي‌برد. اين لطافت با آن خشونت، چگونه جمع شده است؟
! خودم در تعجبم

خدايا! از من سندي اگر بطلبي، قلبم را ارايه خواهم داد و اگر محصول عمرم را بطلبي، اشك را تقديمت خواهم كرد.
خدايا! وجودم اشك شده است. همه وجودم از اشك مي‌جوشد، مي‌لرزد،مي‌سوزد و خاكستر مي‌شود. اشك شده‌ام و ديگر، هيچ. به من اجازه بده كه درجوارت قرباني شوم و برخاك ريخته شوم و از وجود اشكم، غنچه‌يي بشكفد كه نسيم عشق و عرفان و فداكاري از آن سرچشمه بگيرد.
من، زاده توفانها و موج درياهايم.
من حيات خود را مديون آتشفشانها و صاعقه‌ها هستم. آنگاه كه توفان خاموش شود و دريا آرام گردد، ديگر اثري از من وجود نخواهد داشت...
خدايا! مي‌خواستم كه سر بر آسمانت بگذارم و زارزار بگريم تا همه عقده‌هاي فشرده شده در ضمير ناله خودم را آرام كنم.
ناگفتني‌هاي فراوان داشتم كه مي‌خواستم با تو در ميان بگذارم
رازهاي نهفته، نيازهاي سوزان دروني، آه‌هاي زنداني، ناله‌هاي فشرده شده، همه‌ وهمه را مي‌خواستم با تو بازگو كنم.
آرزو داشتم كه لوح وجودم را در برابرت باز كنم و با سيلاب اشك، همهناپاكي‌ها را بشويم تا همچو طفلي نوزاد، پاك و درخشان و معصوم گردم
و از همه آلايش‌ها آزاد شوم و قلبم آيينه تمام‌نماي حقيقت گردد و روحم به ملكوت اعلي بپيوندد.
در ميان طوفانهاي ظلمت، چشمان خسته خود را به نور بگشايم، زيردندانهاي اژدهاي مرگ، به فرشته رحمت متوجه شوم، تلخي شكنجه و درد و عذابرا كشش روح و خاطره‌هاي زيبا، شيرين و لذتبخش كنم.
مي‌خواستم به دريا روم و قلب مالامال [از] دردم را به امواج خروشانبسپارم تا ضربه‌هاي موج، پاره‌هاي غم را از قلبم بكند و تكه‌تكه به درياببرد و قلبم را چون قطعه بلور، پاك و صاف بكند.
مي‌خواستم شمع گردم و بخاطر نور، سرتاپا بسوزم.
مي‌خواستم اشك شوم و عصاره وجودم را در پاك‌ترين و زيباترين شكلش به تو تقديم كنم.
مي‌خواستم سوز گردم، ذوق گردم، شوق گردم، عشق گردم، روح گردم، موج گردم،شمع گردم، نور گردم، اشك گردم، شور گردم، و بالاخره كلمه شوم كه نخستين تجلي خداست...
نام نویسنده این نوشتار چیست؟

8-نیک می دانم که قلب آدمی گاهی با تلنگری می لرزد و روحش به پرواز در می آید. دوست دارم بدانم کدام تلنگر است که تو را از خود بی خود می کند و روح آرامت را طوفانی و مواج می نماید؟


چه زیبا است که گرمای وجودت بر گرمای این صندلی داغ افزوده و حرارت آن از این دور دست ها نیز احساس می شود
شاعران مدحت سراي شهريارانند ليک--------------شهريار ما غزل‌خوان غزال خويشتن
سخن کوتاه می کنم اما دوست داشتم بیش از این سخن بگویم و پاسخ هایت را بشنوم.
بدرود
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2440
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶, ۶:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11143 بار
سپاس‌های دریافتی: 14954 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Shahryar »

  سوالهای میلاد:

22.نظر درباره کشورهای زیر؟
ایران-آمریکا-اسراییل-فلسطین-عراق-امارات-سنت وینت سنت و گرنادین-سائوموته و پرنسیپ-کومور



ایران: کشوری با تاریخی به بزرگی تمام دنیا ...اما مظلوم

23.نظر درباره شخصیت های زیر
امام خمینی-آیت الله خامنه ای-احمدی نژاد-میرحسین-خاتمی-محمد رضا پهلوی-مسعود رجوی-عبدالمالک ریگی-اوباما-پاپ-سرلشکر فیروز آبادی-سرتیپ خلبان شاه صفی


امام خمینی: بنیان گذار دیدگاهی نو در اندیشه های مذهبی و سیاسی
آیت الله خامنه ای: محکم و استوار
سرتیپ خلبان شاه صفی : ?F-16

26.زنان جنسیت درجه 2 هستند؟

چطور میشه مردان بزرگ از دامن زنان درجه 2 پرورش پیدا کنند؟ این سوال از اساس اشتباه است.


27.BBC-VOA-IRIB-CNN-Aljazeera-Alarabiya

BBC: در جنگ جهانی دوم غوغا کرد. در حالیکه ساختمان روبروش بر اثر بمباران کاملا ویران شده بود
همچنان در جنگ روانی برتر بود.


CNN: Be the First to Know (شعار این شبکه)

28.در عمرت رفیقی داشته ای که به شما نارو زده باشد؟

نه. به یاد نمیارم. چون از همون اول در دوستی سعی میکنم سختگیر باشم تا مشکلات بعدی بوجود نیاد.
29.گشت ارشاد و بدحجابی؟

من بعضی مدهائی رو که در اینجا میبینم در اروپاش هم ندیدم. بعضی چیزها دست خودمون هست.
کمی ما ایرانی ها افراط و تفریط گرائیم.

31.با توجه به سن و سالتان از دوران دفاع مقدس خاطره شنیدنی برای ما دارید؟

فکر نمیکنم خاطرات من برای دیگران شیرین باشه. فقط میگم همه ما باید فارغ ار هر اندیشه سیاسی و گرایشی به شهدای جنگ احترام بزاریم. هر کسی که برای کشورش کشته شده مورد احترام است. در همین سایت داریم دوستان عزیزی که بسیاری از اعضای خانواده شان را در جنگ از دست داده اند. قبول دارم در معرفی شهدا گاهی کفه ترازو به سمتی سنگینی میکنه ولی این نباید دلیل بشه که به خاطر اشتباه رسانه ای کلیت یک مطلب زیر سوال بره.


32.اشکالی در خود حس می کنید که دیگران رویشان نمی شود به شما بگویند ولی آزارشان می دهد؟

هیچ آدمی بدون اشکال نیست و من هم استثنا نیستم. ولی چرا بوده. ولی بعدش به هر نحو ممکن سعی کردم جبران کنم.
34.مذهبی بودن شما آیا همراه با تعصب است..منظور اینه که اگر کسی به مقدسات توهین کنه شما از چه دری با او سخن می گویید تا متوجه اشتباهش شود؟

هر انسانی باید به عقیدهای که داره متعصب باشه . شما باید به کارتان متعصب باشید. باید به کشور خودتان متعصب باشید. آنقدر مطالعه دارم که بتونم جواب توهین رو با منطق بدم مگر کسی که شستشوی مغزی شده باشه.

37.صفاتی از یک عاشق واقعی برایمان بگویید؟

عشق محبتی است که خیلی وقتها قدرش را وقتی از دستش میدیم میشناشیم. عشق به خدا- به خانواده - به دوست- به زندگی به میهن. زندگی بدون محبت و عشق و امید بی معنی است. عاشق واقعی کسی است که از خودش بگذرد.

38.-آیا این حرف رو قبول داری که اکه طرفت خیلی زیبا باشه اما از نظر اخلاقی ضعیف,زیبائیش برای تو عادی میشه اما اکه یه چهره نرمال داشته باشه با یه اخلاق محشر تو روز به روز اونو زیباتر از قبل میبینی؟

بله میتونه درست باشه.
39-به نظر شما بیشترآزمایش فزیک یک سال قبل_و فرضیه بوجود آمدن سیاه چاله_ ربطی به پایان تقویم مایا ها در 2012 داره, یا فرضیه جنک جهانی سوم؟

نه این یک فرضیه بود که رد شد. البته الان که اون سیستمها به علت نقص فنی از کار افتادن و تا چند ماه دیگه راه اندازی نمیشن.  
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد..
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2440
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶, ۶:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11143 بار
سپاس‌های دریافتی: 14954 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Shahryar »

 
Ra30ol نوشته شده:Shahryar, درود بر شما

1 آواتورتون چيه؟؟
2 فرزند داريد؟؟ اسماشون؟؟ (هم به فرهنگ ايراني و هم به دينمون اعتقاد خاص داريد ،البته نمي خوام بگم اين دو در تضاد هستند و .... ،يه جورايي دوست دارم بدونم چه نامهايي واسه ميوه هاي زندگيتون انتخاب كرديد)
3 دوست داريد به عقب برگرديد؟چند سال؟؟چرا؟؟ و چه تغييري ميداديد؟؟
4 مدل مو؟؟


سلام

1- حقیقتش من از آواتور کیوان خیلی خوشم آمده بود. سعی کردم یک آواتوری نزدیک به اون پیدا کنم که فکر میکنم این کار رو کرده باشم.   
2- فرزندی ندارم

3- دوست ندارم به عقب برگردم . هر کاری کردم حتما در اون لحظه بهترین تصمیم بوده. ما ایرانی ها همیشه افسوس فرصتهای از دست رفته رو میخوریم در حالیکه عمیق شدن بیش از حد روی فرصتهای از دست رفته گذشته ما رو از فرصتهای آینده باز میداره. باید امید داشت. امید به انسان انرژی مثبت میده . امید به آینده .
 
 

Mohammad 1985 نوشته شده:سوال جنگی سیاسی !
در جنگ روسیه و گرجستان چه کسی متجاوز بود ؟ در کل حق رو به کی میدی؟


اگر بخواهیم به ریشه تاریخی مسئله نگاه کنیم شاید قضاوتمان تغییر کند اما در یک مقطع خاص و در این جنگ شروع کننده گرجستان بود. گرجیها نباید مردم رو قتل عام میکردن و همین مسئله باعث شد اون حمایتی که از غرب انتظار داشت رو به همراه نداشته باشه.  
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد..
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2440
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶, ۶:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11143 بار
سپاس‌های دریافتی: 14954 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Shahryar »

  بر شما
رحمی کنید بر این میهمان ما...
البته جناب شهریار نگران نباشند...
تو با خداي خود انداز کار و دل خوش دار ---------- که رحم اگر نکند مدعي خدا بکند

1-نظرت در باره بیت بالا و شاعر آن چیست؟

خدا خالق تمام زیبائی ها و مهربانی هاست. نگذاریم این محبت از دل ما بیرون بشه.
حتما شنیده اید که یکی از جاهایئی که در جهان بیشترین انرژی مثبت رو داره مکه است؟
میدانید چرا؟...


2-نخستین شعری که هم اکنون بر ذهنت خطور کرده برایمان بنویس؟

نمیدونم چرا ولی از صبح یک بیت شعری رو که مدتها پیش فریبرز عزیز برام تو pm فرستاده بود در ذهنم هی مرور میشه.
ترجیح میدم خود ایشون بیت زیباشون رو بگوید. در باره گذر عمر است. تصویر   
3-بهترین و دلنشین ترین شعری که تا کنون خوانده ای کدام است؟ ( شعری که چون زیبا است آن را به خاطر سپرده ای)

حقیقت من شعر زیاد تو ذهنم نیمونه مثل جوک. جوک هم زیاد یادم نمیمونه. اما از شعرهای حافظ و سعدی خوشم میاد.
سعدی و حافظ انسانهای بزرگی بودند که خداوند رو به زیباترین شکل در نقش کاغذ رسم کردند.   
4-محبوب تربن نویسنده یا شاعر ایرانی، فرانسوی و روسی از نظر شما کدام است؟

ایران- فرانسه و روسیه صاحب یکی از غنی ترین گنجینه های ادبیات نسل بشر هستند.
به شعاری که ریتم داشته باشند علاقه دارم و این ریتم در اشعار ایرانی و فرانسوی بسار زیبا دیده میشه.
یعنی ساختار زبان جوریست که شعر با آواز خوش رو میشه ساخت.

از ایران سعدی و حافظ
از فرانسه: Charles Baudelaire / Hilaire Belloc/ Jean de La Fontaine ...
 5-نخستین باری که پس از 18 سالگی با صدای بلند گریستی چه زمانی بود؟

[COLOR=#1f497d]چرا گریه؟ چرا سوال نکردی نخستین باری که پس از 18 سالگی با صدای بلندخندیدی چه زمانی بود؟ البته قبول دارم ادبیات ایران و موسیقی سنتی ایران به لحاظ بافت عرفانی غمگین است و باید باشه اما کمی هم خنده بد نیست. به برنامه های تلویزیون نگاه کنید. یک برنامه شاد میبینید؟ آیا به نظر شما خنده در جامعه ما گم نشده؟
  
6-پر شور ترین و عارفانه ترین لحظه زندگی ات در برابر معبود؟

هنوز نرسیده. ولی اگر برسه وقتی است که برای اولین بار کعبه رو ببینم.

7- نوشتار زیر را کلمه به کلمه و با دقت بخوان:
شمعي روشن مي‌كنم و بر تخته سنگي كنار دريا قرارش مي‌دهم و در كنار تخته سنگ مي‌نشينم و به شمع خيره مي‌شوم و گوش خود را به موسيقي امواجمي‌سپارم.
شمع و دريا، زير آسمان پرستاره، در دل ظلمت بي‌پايان شب و من دلسوخته بيقرار، همراه شمع مي‌سوزم و به دنبال او اشك مي‌ريزم
و با امواج دريا به بي‌نهايت مي‌روم و تا ستارگان دور آسمان صعود مي‌كنم و دركهكشانها محو و نابود مي‌گردم...
چه احساس عجيبي! چه تجربه زيبايي! چه نماز مقدسي! چه عبادت عميقي! چه عشق‌بازي سوزاني! چه شب قدري! چه معراج و صعودي و وحدتي!
خدايا! تو را شكر مي‌كنم كه از قفس جسم، آزادم كردي. از زير فشار كوههاي غم نجاتم دادي. از ميان توفانهاي ظلمت و جهل و كفر بيرونم كشيدي. ازگردابهاي خطرناك سقوط و يأس و پژمردگي و ذلت و مرگ نجاتم دادي.
خدايا! تو را شكر مي‌كنم كه قلبم را با سوزش شمع، هماهنگ كردي.ديدگانم را به قدرت اشك، حيات دادي. روحم را با وسعت آسمان بي‌پايانت بهنهايت، اتصال دادي.
مرگ به سراغم مي‌آيد: آنقدر آرام و مطمئن به او نگاه مي‌كنم كه گويي خضر پيغمبرم
مرگ به سراغم مي­آيد , آن­قدر آرام و مطمئن به او نگاه مي­كنم كه گويي هيچ نمي­ترسم . گويي احساسي ندارم و رحم و شفقتي در من وجود ندارد .مي­خواهم او را در آغوش بگيرم و شايد با او به ستيزه برخيزم
در عين حال نمي‌توانم مورچه‌يي را بيازارم. نمي‌خواهم دشمني كه قصد حيات من كرده است، از پاي درآورم
در برابر لرزش يك برگ، دلم مي‌لرزد، در مقابل اشك يتيم، آب مي‌شوم. چشمك يك ستاره، قلبم را به خود جذب مي‌كند
نسيم سحري روحم را به آسمانها مي‌برد. اين لطافت با آن خشونت، چگونه جمع شده است؟
! خودم در تعجبم

خدايا! از من سندي اگر بطلبي، قلبم را ارايه خواهم داد و اگر محصول عمرم را بطلبي، اشك را تقديمت خواهم كرد.
خدايا! وجودم اشك شده است. همه وجودم از اشك مي‌جوشد، مي‌لرزد،مي‌سوزد و خاكستر مي‌شود. اشك شده‌ام و ديگر، هيچ. به من اجازه بده كه درجوارت قرباني شوم و برخاك ريخته شوم و از وجود اشكم، غنچه‌يي بشكفد كه نسيم عشق و عرفان و فداكاري از آن سرچشمه بگيرد.
من، زاده توفانها و موج درياهايم.
من حيات خود را مديون آتشفشانها و صاعقه‌ها هستم. آنگاه كه توفان خاموش شود و دريا آرام گردد، ديگر اثري از من وجود نخواهد داشت...
خدايا! مي‌خواستم كه سر بر آسمانت بگذارم و زارزار بگريم تا همه عقده‌هاي فشرده شده در ضمير ناله خودم را آرام كنم.
ناگفتني‌هاي فراوان داشتم كه مي‌خواستم با تو در ميان بگذارم
رازهاي نهفته، نيازهاي سوزان دروني، آه‌هاي زنداني، ناله‌هاي فشرده شده، همه‌ وهمه را مي‌خواستم با تو بازگو كنم.
آرزو داشتم كه لوح وجودم را در برابرت باز كنم و با سيلاب اشك، همهناپاكي‌ها را بشويم تا همچو طفلي نوزاد، پاك و درخشان و معصوم گردم
و از همه آلايش‌ها آزاد شوم و قلبم آيينه تمام‌نماي حقيقت گردد و روحم به ملكوت اعلي بپيوندد.
در ميان طوفانهاي ظلمت، چشمان خسته خود را به نور بگشايم، زيردندانهاي اژدهاي مرگ، به فرشته رحمت متوجه شوم، تلخي شكنجه و درد و عذابرا كشش روح و خاطره‌هاي زيبا، شيرين و لذتبخش كنم.
مي‌خواستم به دريا روم و قلب مالامال [از] دردم را به امواج خروشانبسپارم تا ضربه‌هاي موج، پاره‌هاي غم را از قلبم بكند و تكه‌تكه به درياببرد و قلبم را چون قطعه بلور، پاك و صاف بكند.
مي‌خواستم شمع گردم و بخاطر نور، سرتاپا بسوزم.
مي‌خواستم اشك شوم و عصاره وجودم را در پاك‌ترين و زيباترين شكلش به تو تقديم كنم.
مي‌خواستم سوز گردم، ذوق گردم، شوق گردم، عشق گردم، روح گردم، موج گردم،شمع گردم، نور گردم، اشك گردم، شور گردم، و بالاخره كلمه شوم كه نخستين تجلي خداست...
نام نویسنده این نوشتار چیست؟

نمیدانم ! تصویر من زیاد اهل شعر نیستم و این یک نقطه ضعفه. قبول دارم.

8-نیک می دانم که قلب آدمی گاهی با تلنگری می لرزد و روحش به پرواز در می آید. دوست دارم بدانم کدام تلنگر است که تو را از خود بی خود می کند و روح آرامت را طوفانی و مواج می نماید؟

بی انظباطی فردی و اجتماعی که متاسفانه به یک عادت ظاهرا غیر قابل تغییر در ما تبدیل شده. شما از سوار شدن در هواپیما بگیر تا صف بنزین و نحوه رانندگی که متاسفانه در جهان شهره عام و خاص است....


چه زیبا است که گرمای وجودت بر گرمای این صندلی داغ افزوده و حرارت آن از این دور دست ها نیز احساس می شود
شاعران مدحت سراي شهريارانند ليک--------------شهريار ما غزل‌خوان غزال خويشتن
سخن کوتاه می کنم اما دوست داشتم بیش از این سخن بگویم و پاسخ هایت را بشنوم.
بدرود

مرسی . قبلا هم گفتم . بچه های CC همه بچه های خوب و فهمیده ای هستند و شما یکی از بهترین ها. واقعا وجود انجمنهایی مثل CC برای اتحاد جوانان ایرانی مفید و لازمه.  
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد..
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Mil@d »

مرسی از شهریار... :razz:

انصافا جوابهای محکم و قاطعی دادید و برای بنده حداقل جای سوال نگذاشتید. :-) از استاد مهایر هم به خاطر پست زیبا و نغزی که ارائه کردند سپاسگذارم...ادبیات شیوایی دارند.

و اما سری دوم سوالات من که در پکیجی 15 تایی تنظیم شده است.
سایر دوستان نیز به مشارکت مفید در بحث ادامه دهند...بنده از این صندلی داغ بسیار لذت بردم و شهریار ما را تحت تاثیر قرار داد.خصوصا شهادت دوستش در کنارش که همین جا فاتحه ای نثار روحش می کنیم.

41.دوست دارید در کجا به خاک سپرده شوید؟
42.کدام سخن پدرتان همیشه در ذهنتان جاوید است؟
43.امام زمان از دیدگاه شما؟
44.اول صبح صدقه میدهید؟ با چه نیت هایی؟
45.در جمعی هستید و یک نفر اصلا رعایت آداب و اصول اجتماعیو فرهنگی را نمی کند..شما مجبور به تحمل هستید ولی از حد می گذراند...چه کار می کنید؟
46.خاطره شیرینی از تقلب دادن یا گرفتن در امتحان؟
47.تکیه کلام شما؟
48.تفاوت هایی که با توجه به زندگی و سفر به کشورهای مختلف احساس کردید بیشتر مشهود است؟
49.مشکل یه جوان ایرانی که تازه به خارج از کشور رفته رو در چی میدونی؟
50.احتمالا مکه و در کعبه بوده اید و یا نجف و مدینه و کربلا ..وصف حالش را به ما نیز بگویید و ما را با آن لحظات فیض دهید.
51.نظرتان درباره وفور مواد مخدر در پارکها و اعتیاد روزافزون به مخدرات جدیدی چون شیشه و کراک و کوکایین و همچنین استعمال مشروبات الکلی توسط برخی جوانان؟
52.ریشه طالبانیسم را در چه میدانید؟
53.آهنگی که در خلوت زیر لب زمزمه میکنید و یا بسیار گوش می دهید؟
54.تیم مورد علاقه؟
55.بهترین راه کسب درآمد چیه؟ چه کاری پیشنهاد میکنی؟
  بی  
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2440
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶, ۶:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11143 بار
سپاس‌های دریافتی: 14954 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Shahryar »

  پست استاد مهایر واقعا زیبا بود. من در برابر زیبائی کلام ایشان قاصر بودم.

41.دوست دارید در کجا به خاک سپرده شوید؟   حقیقت به این سوال فکر کردم اما به جوابی نرسیدم.. حداقل تا امروز  
 
42.کدام سخن پدرتان همیشه در ذهنتان جاوید است؟  این جمله: هیچوقت جلوی پدر مادرمان پایمان را دراز نکردیم.     .امام زمان از دیدگاه شما؟   
تا دوستانی مثل Mohsen1001 و رضا 313 در جمع ما هستند من به خودم اجازه نمیدم در مورد اما زمان صحبت کنم.سخن حق رو باید از اهل حق شنید.  
 
44.اول صبح صدقه میدهید؟ با چه نیت هایی؟ من هر روز صبح صدقه میدم. خیلی چیزها در زندگی به من ثابت شده یکیش همین صدقه است.  
 
45.در جمعی هستید و یک نفر اصلا رعایت آداب و اصول اجتماعیو فرهنگی را نمی کند..شما مجبور به تحمل هستید ولی از حد می گذراند...چه کار می کنید؟ اصل بر این است که نباید آبروی کسی رو برد. اولین راه حل ترک اون جمع است.  
 .خاطره شیرینی از تقلب دادن یا گرفتن در امتحان؟ چرا. یکبار سر quiz ریاضی در دانشگاه من تقلبی رو به 2 نفر از همکلاسیام رسوندم و جالبه نمره هر 3 نفر ما در اون سوال با هم متفاوت بود !  
 
47.تکیه کلام شما؟ بیشتر از اسلنگهای مهران مدیری استفاده میکنم. البته نه در محیط کار. 
 .تفاوت هایی که با توجه به زندگی و سفر به کشورهای مختلف احساس کردید بیشتر مشهود است؟ جواب این سوال یک تاپیک مستقله. یک سفرنامه است. اما چیزی که کاملا مشهوده نظم و انضباطه.شما میتونید روی بسیاری از چیزها حتی تا سال آینده برنامه ریزی کنید. یک کارمند در فرانسه از الان میتونه برنامه تعطیلات سال آینده اش رو فیکس کنه. ما خیلی چیزها داریم که به آنها بدیم و هم خیلی چیزها هم باید یاد بگیریم. قوانین کمتر دستخوش تغییر میشن و وجود بیمه رو میتونید کاملا حس کنید. البته نکات منفی هم کم نیست. 
 .مشکل یه جوان ایرانی که تازه به خارج از کشور رفته رو در چی میدونی؟ بستگی به سن و میزان تحصیلات و هدف از سفر داره. مشکل زبان. دوری از خانواده و فرهنگی مهمترین عوامل هستند.  

 .احتمالا مکه و در کعبه بوده اید و یا نجف و مدینه و کربلا ..وصف حالش را به ما نیز بگویید و ما را با آن لحظات فیض دهید. خیر. امیدوارم هر چه زودتر به این آرزو برسم.  
 
51.نظرتان درباره وفور مواد مخدر در پارکها و اعتیاد روزافزون به مخدرات جدیدی چون شیشه و کراک و کوکایین و همچنین استعمال مشروبات الکلی توسط برخی جوانان؟ مشکلات پیچیده اجتماعی - فرهنگی- تربیتی در ایران و تمام دنیا 
 .ریشه طالبانیسم را در چه میدانید؟ جهل و کج فهمی از دینی غنی.  
 
54.تیم مورد علاقه؟ ایران  
 
55.بهترین راه کسب درآمد چیه؟ چه کاری پیشنهاد میکنی؟   هر رشته ای رو انتخاب میکنید زبان فراموش نشود. زبان موقعیتهای شغلی خوبی برای جوانها فراهم میکنه.  
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد..
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Solver »

در انتخابات ریاست جمهوری به چه کسی رای میدهید احتمالا؟

چند بار به نماز جمعه رفته اید؟


تا به حال به کلیسا رفتید؟

سخنرانی در حضور جمع داشته اید؟ چند نفر و به چه مدت؟

سرعت را ترجیح میدهید یا قدرت؟

تلفن را بعد از خوردن چند زنگ جواب میدهید معمولاً؟
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2440
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶, ۶:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11143 بار
سپاس‌های دریافتی: 14954 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Shahryar »

  به حال به کلیسا رفتید؟

بله.

سخنرانی در حضور جمع داشته اید؟ چند نفر و به چه مدت؟

بله. بالای 30 نفر و تا حد اکثر 1 ساعت.   

سرعت را ترجیح میدهید یا قدرت؟

برخی سوالات رو نمیشه تستی جواب داد. بستگی به شرایطی دارن که در اون قرار داریم. در شرایط مختلف انتخابها فرق میکنند.

تلفن را بعد از خوردن چند زنگ جواب میدهید معمولاً؟

بستگی به فاصله من از تلفن دارن  
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد..
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ سنترال کلابزیها...!

پست توسط Mil@d »

درود دوباره بر میهمان عزیز ما شهریار...!

این هم سری سوم پرسشها...

56.کمترین نمره عمرتان؟+ معدل دانشگاهی شما؟
57.تا به حال از شما سرقت کرده اند و چگونه و چه چیز هایی؟
58.در مباحثی که در جمع های مختلف دارید پیش آمده که در اقناع دیگران با مشکل مواجه شوید؟
59.اینترنت بدون سنترال چه مزه ای است؟
60.خدای ناکرده تعرضی به این آب و خاک صورت گیرد آمادگی حضور در نبرد را دارید؟
61.سالهایی از عمرتان را در غربت گذرانده اید...چه عواملی باعث شد در خارج نمانید و برای زندگی ایران را برگزینید..البته پاسخ واضح است همه ایرانی هستیم و وطن را دوست داریم ولی یک سری دلایل حاشیه ای هم هست...اگه ممکنه اونها رو بگید؟
62.بهترین ویژگی اخلاقی که حس می کنید شما را برای دیگران جذاب و دوست داشتنی می کند؟
63.میانه ای با بازیهایی چون پاسور-شطرنج-دومینو-تخته نرد دارید؟
64.دوست داشتن یا عشق؟
65.اگر نظامی بودید چه رسته ای را برمی گزیدید؟
66.پستی بلندیهای اقتصادی در زندگی داشته اید؟ سخت ترینش چگونه بود و چگونه از آن عبور کردید؟بیشتر برای کسب تجربه خوانندگان می گویم.
67.احساستان در روزی که ایران موفق به پرتاب فضانورد به ایستگاه بین المللی فضایی شود.
68.با کدام سبک موسیقی میانه بهترین دارید و صدای کدام خواننده برایتان خوش نوا تر است؟
69.برج میلاد-میدان آزادی-برج ایفل-شان الیزه-لوور-هاید پارک
70.چقدر معیار هایی را در تبدیل یک دوستی اینترنتی به دوستی واقعی مد نظر قرار می دهید؟
71.خونگرم ترین و خونسردترین مردمان در اروپا مال کدام کشورند؟
72.جایگاه فعلی ایران در معادلات جهانی؟
73به کشورهای خارجی که سفر میکنید در فرودگاه مقصد با شما به عنوان یک ایرانی به چه دیدی می نگرند...آیا حرمتها رعایت می شود و یا از بی احترامی هایی که گهگاه می شنویم هم دیده اید؟
74.یک تازه کار عضو سنترال میشه و شروع می کنه آسمون ریسمون بافتن و در چند پست اول جوری جلوه میکنه که همه فکر میکنن طرف مثلا رییس کارخانه موشک سازی سجیل است!
مدتی بعد دست طرف رو می شود و دیگه کسی تحویلش نمی گیره ولی چون از ابتدا دروغ گفته است بر دروغهای قبلی پافشاری میکند...اینگونه کاربران را چگونه ارزیابی میکنید؟ با توجه به اینکه معمولا در بر هم زدن جو تاپیک ها بسیار متبحرند!
75.آیا در حال نماز مثل من! فکرتان 1000 جا است ؟
76. از 1 تا 20 به خودتان چه نمره ای می دهید؟
77.افکار و ادنیشه های انیشتین تا چه حد شناخته شده است؟انیشتین را با توجه به علم70 سال پیش چگونه انسانی می بینی؟
78.احساست با شنیدن این کلمات
زنگ موبایل-اس ام اس-دزدگیر-فریاد های دوره گردان در خیابان-غروب جمعه-تا 4 صبح بیدار بودن و 6 صبح بلند شدن-کوروش بزرگ-نادر شاه افشار-فتحعلی شاه قاجاز
79.سنترال چی کم داره؟
80.نحوه اجرا و درجه حرارت صندلی چطور است؟
  بی  
Super Moderator
Super Moderator
پست: 949
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2396 بار
سپاس‌های دریافتی: 1355 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Reza 313 »

شهریار جان از کی و چطوری به امور نظامی و هوافضا علاقه مند شدید ؟ :D
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند .... تصویر 
New Member
پست: 15
تاریخ عضویت: دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱:۳۴ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 22 بار
سپاس‌های دریافتی: 27 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط مریم0 »

سلام من خیلی کوچیکم !
ولی باهمین پرسش وپاسخها شخصیت قابل احترامی برام ترسیم شد.


*آخرین هدیه ی دوست داشتنی که گرفتیدچی بوده ؟
*شرایطی براتون پیش اومده که مجبورباشید چیزی روخلاف واقعیت نشون بدید،اگه بوده چه حسی بعدش داشید؟
*مهمترین چیزهاتوزندگیتون چیه؟
.keep your face to the sun shine,you cannot see the shadaw.
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2440
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶, ۶:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 11143 بار
سپاس‌های دریافتی: 14954 بار

Re: Shahryar روی صندلی داغ CentralClubs...!

پست توسط Shahryar »

 
Reza 313 نوشته شده:شهریار جان از کی و چطوری به امور نظامی و هوافضا علاقه مند شدید ؟ :D


قبل از انقلاب یکی از اقوان من که استاد خلبان فانتوم بود دایرکتوری نیروی هوائی سلطنتی رو به من داد که برخی از عکسهاشو تو سایت گذاشتم. در شروع جنگ هم دانستنیها با مقالات و عکسهای بسیار زیبا و مقایسه فانتوم و تایگرها با میگ و سوخو حس علاقمندی بسیاری رو در من ایجاد کرد. هنوز عکس شیریجه در حال بمباران یک تایگر در ارتفاع بالا از یادم نرفته. واقعا دست خانم فرانه بهزادی درد نکنه یادش گرامی و بعدش هم که خود جنگ...
کلا نیروی هوائی عراق رو هیچ میدونستیم.
مریم0 نوشته شده:سلام من خیلی کوچیکم !
ولی باهمین پرسش وپاسخها شخصیت قابل احترامی برام ترسیم شد.


*آخرین هدیه ی دوست داشتنی که گرفتیدچی بوده ؟
*شرایطی براتون پیش اومده که مجبورباشید چیزی روخلاف واقعیت نشون بدید،اگه بوده چه حسی بعدش داشید؟
*مهمترین چیزهاتوزندگیتون چیه؟


سلام

-همه هدایا دوست داشتنی هستند و ارزش معنوی آنها بسیار بیشتر از ارزش مادیشان است. خود نویس پارکر بود.

- خلاف واقع خیر اما گاهی در شرایطی قرار میگیریم که باید توام جوانب رو نه فقط برای خودمان بلکه برای افرادی که پیرامون مان هستند در نظر بگیریم.

- اینکه همه مردم در رفاه باشند و رنجی رو شاهد نباشیم.  
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد..
قفل شده

بازگشت به “صندلي داغ”