دماوند و نمادهای"اُبلیسک"
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

- پست: 934
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1043 بار
- سپاسهای دریافتی: 3151 بار
دماوند و نمادهای"اُبلیسک"
درآمد
مرداویز.م
«چندی پیش هنگام جست و جو در اینترنت به مطلب جالبی درباره نمادهای اُبلیسک در وبلاگ آقای عبدالله شهبازی برخورد نمودم.برآن شدم برای مطالعه دوستان این مطلب را در انجمنcc قرار دهم،ولی به دلیل اینکه برخی از تصاویر و مطالب مطرح شده در آن ؛مخالف قوانین انجمن بود،بنده این نوشتار را به صورت کوتاه شده و ویرایش شده تقدیم عزیزان می نمایم.ولی به اصل نوشتار و سبک نگارنده مقاله لطمه ای وارد نشده.و همچنین لازم به یاداوری است که برخی ادعاهای مطرح شده درآن تنها نظریه های نگارنده مقاله می باشد و ربطی به نگرش بنده در مورد نمادهای ابلیسک ندارد.
متاسفانه آنچه که با سرعت سرسام آوری در کشور عزیزمان ایران و جوامع اسلامی شایع شده ،مکتب Satanism(شیطان پرستی) است.غفلت از این موضوع زمانی اثرات خود را عیان می نماید که کودکان،نوجوانان،جوانان و حتی افراد مسن تر را نیز آلوده کرده و دیگر شاید برای جبران آن دیر شده باشد.بنابراین باید اقدام پیشگیرانه صورت پذیرد.هرچند اکنون نیز زمان بسیاری را از دست داده ایم.زیرا آثار شوم این مکتب پلید هم اکنون پدیدار شده و حتی بسیاری از دستگاههای فرهنگی کشور را نیز آلوده کرده است.امید است با مطالعه این نوشتار با بخشی از طرح ها و هدف های کثیف اینان آشنا شویم و راه آینده خود را درست ترسیم کنیم.(اهورا مزدا بپاید این سرزمین را از دروغ ،خشک سالی و از سپاه دشمن- [داریوش بزرگ]»
این نوشتار من نبايد سبب شود که هر جديدالاسلامي را «يهودي مخفي» بپنداريم؛ و از ميان صحابهاي که در رکاب پيامبر اکرم (ص) به شهادت رسيدند مخيريق و اسود راعي را مثال زدم که هر دو کليمي نومسلمان بودند. در اينجا نيز تأکيد ميکنم که يادداشت فوق نبايد توهين به کوه دماوند، بهعنوان يکي از زيباترين نمادهاي ايران زمين، يا به مردم شريف و مسلمان آن سامان، تلقي شود. درباره ساير مناطق ايران نيز چنين کاوشهايي انجام دادهام از جمله درباره اصفهان و شيراز که زادگاه و موطن من است. اگر قرار باشد تنها به صرف تعلق به يک منطقه کساني مورد اتهام قرار گيرند، اين اتهام ميتواند متوجه من نيز باشد زيرا در زمان انقلاب مشروطه، طبق آمار «آليانس اسرائيلي»، يک دهم از جمعيت پنجاه هزار نفري شهر شيراز يهوديان بودند. درباره تکاپوهاي اوّليه کانونهاي استعماري در شيراز پژوهشي انجام دادهام که منتشر خواهد شد. [بخشی از پی نوشت عبدالله شهبازی بر نوشتار]
دماوند و فرقههاي رازآميز
و نماد ابليسک
خواب ميبينم
دماوند گرانسنگ از ميان رفته ست
کوه کوهان
کوه ورجاوند پيروزي
کوه پيشاني بلند آسمان آهنگ
از ميان رفته ست
و تهي جاي عظيمش معبر بادي است پيچنده
(سياوش کسرايي)
[External Link Removed for Guests]
تصوير به بند کشيدن ضحاک در کوه دماوند به دست فريدون در شاهنامه بايسنقري
در اساطير ايراني، ضحاک (اژدها) نماد «ابليس» است؛ همانکه امروزه در غرب «لوسيفر» (Lucifer) خوانده ميشود و پرستندگاني کثير يافته: «شيطان پرستان». در دوران معاصر، مروج بزرگ اين نحله آليستر کرولي بود که طبق روايت مشهور پدر نامشروع باربارا بوش (مادر بزرگ جرج بوش) است. در سال 1966 آنتون لاوي «کليساي شيطان» را در آمريکا بنا نهاد و در 1969 «کتاب مقدس شيطانپرستان» را منتشر نمود.
از منظر شيطان پرستان، «لوسيفر» فرشته مغضوب خداوند است که پيروانش او را «نور» و دشمنانش را «تاريکي» ميدانند. واژه لاتين «لوسيفر»، به معني «ستاره صبحگاهي»، نام ديگري است براي ستاره زهره (ونوس). در پاگانيسم رومي، لوسيفر «ژوپيتر» نام داشت و خداي خدايان بود. «ژوپيتر» در يونان باستان «زئوس» ناميده ميشد. «زئوس» نيز به معني «نوراني» و «درخشان» است. طبق باور شيطانپرستان، سرانجام «لوسيفر» با «ماشي يح» מָשִׁיחַ (مسيح) به تعامل و مصالحه خواهند رسيد و «مسيح» زمين و زمينيان را در سهم «لوسيفر» قرار خواهد داد. بنابراين، برخلاف آرمان کساني که به عبث ظهور مسيح را انتظار ميکشند، در آخرالزمان اين «لوسيفر» است که در زمين ظهور ميکند نه «مسيح». آينده زمين از آن لوسيفر خواهد بود. اين اعتقادات عميق و جدّي است و بايد جدّيشان گرفت.
برخلاف باور اساطيري ايرانيان، که دماوند را محبس و در نهايت محل خروج ضحاک («دجال» اسلامي يا «لوسيفر» غربي= نيروي شر و تاريکي) در آخرالزمان ميدانند، از ديدگاه تئوسوفيستها و نحلههاي رازآميز ماسوني دماوند مأمن و مخفيگاه «استادان نور» و محل خروج «موعود» و «منجي» ايشان است. از اينرو، دماوند در باورهاي ماسوني- يهودي جايگاهي مقدس و برجسته دارد.
بهرامشاه نائوروجي شروف (بهرامشاه نوروزجي صراف)، تئوسوفيست نامدار پارسي (زرتشتي) هند، مدعي است که از هيجده سالگي (1876) سير و سياحت خود را آغاز کرد و در مرز هند و افغانستان تصادفاً با گروهي از «زرتشتيان مخفي» آشنا شد که با نام فرقه صوفي «صاحبدلان» فعاليت ميکردند. رهبر فرقه از بهرامشاه دعوت کرد که با آنان به مخفيگاهشان، غاري در کوه دماوند، رود. بهرامشاه با ايشان به ايران و به دماوند رفت، سه سال با آنان در غارشان زندگي کرد، «علم خُشنوم» را از ايشان فرا گرفت، «اسرار» را آموخت، صاحب «کرامت» شد و حتي قدرت حافظهاش به طرزي شگفت افزايش يافت. او به بمبئي باز گشت و در اوايل سده بيستم «دعوت» خود را علني کرد. خورشيدجي کاما و جيوانجي مودي، سرشناسترين ماسونهاي هند که هر دو پارسي بودند، از او حمايت ميکردند. بر مبناي آموزههاي بهرامشاه در سال 1910 در بمبئي «انستيتوي علم خُشنوم» تأسيس شد. در اين انستيتو چهرههاي نامداري آموزش ديدند که در تحولات هند و ايران مؤثر بودند: فيروز و دينشاه شاپورجي ماساني، فرامرز و جهانگير سهرابجي چينيوالا، کاماجي کاما، جمشيدجي شروف، فيروزشاه شروف، م. ايراني و ديگران.
طبق آموزههاي «خُشنوم»، بهرغم اينکه بهرامشاه از «استادان» خود، فرقه «صاحبدلان» دماوند، جدا شد ولي اين «استادان غيبي» هماره به شکلي مرموز بر او ظاهر ميشدند و راهنمايياش ميکردند. «فرقه صاحبدلان» مرکب از 72 تن پيروان «دين بهي» است که پس از حمله اعراب و سقوط دولت ساساني در غاري در دماوند پنهان شدند. آنان تا به امروز زندهاند. اين غاري ويژه است که در گذشته دور با همين هدف ساخته شد و بيگانگان را به آن راهي نيست. طبق اين باورها، بهرامشاه ورجاوند، که هر از چند در قالب انسان به زمين بازميگردد، در يکي از «بازگشت»هايش در وجود يک نظامي بلندپايه ايراني زاده ميشود و رئيس فرقه مخفي دماوند را از مرگ ميرهاند.
اينگونه باورهاي رازگونه به ظاهر مهمل، ولي معنادار، را مأموران اطلاعاتي بريتانيا نيز رواج ميدادند. کلنل سِر رابرت يانگهزبند، که در سال 1877 ژنرال شد، در خاطراتش مدعي است: روزي در کوه دماوند شکار ميکرد، بهناگاه دري مخفي يافت، به درون غاري رفت، از سوي «صاحبدلان» مورد پذيرايي قرار گرفت، عصر به خانه باز گشت، فردا و روزهاي بعد به جستجو پرداخت ولي هيچ نشاني از آن غار نيافت.
درباره علل «تقدّس» دماوند در ميان فرقههاي رازآميز شيطاني، اعم از فراماسونري و ساير نحلهها، دو علت ميتوان برشمرد:
نخست، و مهمترين، قدمت و عمق سکونت يهوديان در دماوند است. در سده هفدهم ميلادي دماوند سکنه قابل توجه يهودي داشت و علاوه بر يهوديان علني، فرقه کابالا و اعضاي شبکه يهوديان مخفي «دونمه» (پيروان شابتاي زوي) در دماوند پيروان و مبلغيني برجسته چون شموئيل بن هارون دماوندي داشتند.
بهنوشته جودائيکا «گورستان و خرابههاي کنيسه دماوند گواه بر قدمت استقرار يهوديان در اين شهر است. در سده هفدهم بابايي بن لطف، مورخ يهودي- ايراني، از يهوديان دماوند به عنوان يکي از هيجده جامعه يهودي ياد کرده که در جستجوي نسخههاي کابالايي بودند و قرباني موج گروش اجباري به اسلام شدند. تبليغات فرقه شابتاي [دونمه] در ايران با نام شموئيل بن هارون دماوندي در پيوند است.»
طبق مندرجات تاريخ يهود ايران حبيب لوي، دماوند از مراکز مهم يهوديان ايران بود و گورستان کهن آنان بهنام «گيلعاد» پابرجاست. لوي مدعي است که يهوديان دماوند بقاياي اسراي بنياسرائيلاند که در زمان حمله آشور به گيلعاد (جلعاد) دماوند کوچانده شدند. اين ادعا، بر بنياد منابع معتبر تاريخي، مورد تأييد من نيست. معهذا، بر اساس منابع دوران صفوي، ميدانيم که دماوند يهودياني کثير داشت و بخش مهمي از ايشان در زمان شاه عباس دوّم به اسلام گرويدند. منابع يهودي اين گروش را «اجباري» ميدانند و جديدالاسلامهاي دماوند را از «يهوديان مخفي» ميخوانند.حاج نحميا مروتي، حاج اسماعيل اخوان (يزقل شمعون)، اسحاق يونسي (اسحاق يوحنا)، عزيزالله مروتي و بنيامين يهودا بنيانگذاران مدرسه آليانس اسرائيلي در دماوند بودند. پس از صدور اعلاميه بالفور (2 نوامبر 1917) اوّلين سازمان صهيونيستي ايران با نام «انجمن تقويت زبان عبري» تأسيس شد که اندکي بعد «انجمن صيونيت ايران» نام گرفت. يهوديان دماوند در اين سازمان نقش برجسته داشتند و عزيزالله يوحنا دماوندي (راب نعيم) منشي آن بود. بر بنياد «يهوديان مخفي» دماوند در سدههاي نوزدهم و بيستم ميلادي بابيگري و بهائيگري در اين خطه گسترش فراوان يافت. ميرزا نبي دماوندي از بابياني بود که در جريان ترور نافرجام ناصرالدينشاه اعدام شد.
دوّمين عامل که توجه خاص فرقههاي رازآميز و شيطاني به دماوند را توضيح ميدهد، شکل اين قله عظيم است. دماوند را تنها کوه مخروط مثلث نماي بزرگ در ميان کوههاي جهان ميدانند که از اين منظر ميتواند بزرگترين نماد طبيعي اُبليسک شمرده شود. ابليسک Obelisk، که در فراماسونري و نحلههاي رازآميز و شيطاني سخت مورد تکريم است، نماد مقدس پاگانيسم در مصر باستان است و مظهر آلت تناسلي مذکر به معناي حلول يا دخول شيطان در کالبد انسان يا تسليم روح خود به شيطان و اخذ نيرو از او؛ آنگونه که در نمايشنامه «دکتر فائوستوس» کريستوفر مارلو** يا «فائوست» گوته به تصوير کشيده شده و در سالهاي اخير به وفور در فيلمهاي سينمايي، به شکل حلول مستقيم شيطان در جسم انسان يا باروري انسان از شيطان يا موجودات فضايي، ترويج ميشود.
اين همان نماد کهن شيطان در صحراي عرفات (21 کيلومتري شمال مکه) است که هر ساله توسط ميليونها زائر خانه خدا در مناسک «رمي جمرات» در سه نوبت سنگ باران ميشد. در سالهاي اخير، حکومت سعودي اين سه نماد باستاني را، که نه تنها از نظر مناسک اسلامي بلکه از نظر تاريخ اديان و اسطورهشناسي نيز واجد اهميت منحصربهفرد است، برداشت و به جايش ديواري ساده گذارد. با اين تغيير، که قطعاً تصادفي نبود، «رمي شيطان» از غني ترين نماد برائت انسان از شيطان تهي شد. در فضايي نماد ابليسک از مناسک حج حذف ميشود که سر نورمن فاستر (لرد فاستر تمس بنک)، معمار بزرگ انگليسي و ماسون بلندپايه که بازسازي مکه به دست اوست، در سراسر جهان نمادهاي ابليسک يا به تعبير ديگر «هرمهاي ايلوميناتي» به پا ميکند.
عجيب است، ولي باور کنيد، که نمادهاي ابليسک به وفور در معماري ساختمان جديد مجلس شوراي اسلامي در ايران به کار گرفته شده. در معماري اسلامي ابليسک (نماد شيطان) وجود ندارد. نمي دانم چرا رئيس وقت مجلس متوجه اين امر نشد و به معمار طرف قرارداد با مجلس تذکر نداد.(به دلیل پاسداشت قوانین سایت از قرار دادن تصاویر مربوط به مجلس خودداری نمودم – مرداویز)
[External Link Removed for Guests]
نماد ماسوني ابليسک در شهر واشنگتن که به عنوان يادمان جرج واشنگتن، پدر دولت آمريکا، به دست معماران ماسون ساخته شد.
اين نماد با 294/ 169 متر ارتفاع بلندترين ابليسک ساخته بشر است. در سال 1884 نصب شد.
[External Link Removed for Guests]
يکي از نمادهاي ابليسک مصر باستان
المطريه (شمال قاهره، نزديک عين شمس)
[External Link Removed for Guests]
نماد کهن ابليسک در مناسک رمي جمرات (سنگباران شيطان)
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
ديواري که جايگزين نماد کهن ابليسک شده است
بارزترين نماد ابليسک در تهران ساختمان مؤسسه قرضالحسنه قوامين در ميدان آرژانتين است. اين ساختمان زشت، که توجه همگان را به خود جلب ميکند، علاوه بر ارائه نماي يک ابليسک عظيم در يکي از پرترددترين مناطق تهران، و مشرف بر مصلاي بزرگ تهران، با رنگ قرمز نيز تزيين شده. اين رنگ در مناسک شيطانپرستان کاربرد دارد. ساختمان قوامين در حوالي نيمه دهه 1370 به يک نهاد امنيتي تعلق داشت و «صندوق قرضالحسنه امين» ناميده ميشد که از مؤسسات مقتدر مالي کشور بود.
بعدها، ساختمان فوق به مؤسسه قرضالحسنه قوامين فروخته شد. بهرغم اين تغيير، در آذر 1386 مؤسسه قوامين در تبليغات خود اقدام به استفاده از عدد 666 (نماد شيطان) نمود. اين امر اعتراضاتي را سبب شد که منجر به مداخله رئيسجمهور و جلوگيري از پخش تبليغات مؤسسه فوق از تلويزيون شد.
در مراجعه به «گوگل ارث» متوجه شدم که در عکس هوايي از تهران ساختمان فوق با رنگ قرمز به شکلي چشمگير متمايز است.
[External Link Removed for Guests]
عکس هوايي «گوگل ارث» از ابليسک قرمز رنگ ميدان آرژانتين مشرف بر مصلاي بزرگ تهران
[External Link Removed for Guests]
ماکت ابليسک ميدان آرژانتين، مشرف بر مصلاي تهران
نمادهاي اُبليسک در شيراز
پیشتر گفته شدکه ابليسک نمادي است از آلت تناسلي شيطان به معناي دخول شيطان در کالبد انسان يا تسليم روح خود به شيطان. به اين دليل، از دوران کهن ابليسک «آلت تناسلي بعل» Shaft of Baal نيز خوانده ميشد. «بعل»، به معني «استاد» و «ارباب»، خداي کهن اديان غيرابراهيمي در تمدنهاي شرق مديترانه و بينالنهرين بود. اين همان «خدايي» است که در تمدنهاي گوناگون اسامي گوناگون به خود گرفته، مانند مردوخ و نمرود و داگان و اوزيريس و غيره، و در اديان ابراهيمي «شيطان» خوانده ميشود. در تمامي فرقههاي شيطاني معاصر، مانند ايلوميناتي و فراماسونري، اين «خدا» با نام «لوسيفر» مورد پرستش است. نمادهاي «لوسيفر»، از جمله ابليسک، از گذشته کهن تا به امروز بلاتغيير مانده است.
در مسيحيت نام «بعل» به عنوان مترادف «شيطان» به کار ميرفت. و گفتيم که اين همان نماد شيطان است که در مراسم حج توسط ميليونها زائر سنگباران ميشد و در سالهاي اخير حکومت سعودي آن را حذف کرد و به جايش ديواري ساده گذارد. اين حذف به دليل نقش لرد فاستر (سِر نورمن فاستر)، معمار و ماسون نامدار، در بازسازي مکه است.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
نقشي از آنتونيوس پيوس، امپراتور روم، که نماد ابليسک يا «آلت بعل» به شکل آلت تناسلي نشان داده شده
(امپراتوران روم خود را از تبار خدايان ميدانستند)
شيراز از ديرباز داراي مدخلي مقدس بود که اين شهر را از ساير شهرهاي ايران متمايز ميکرد. اين مدخل «دروازه قرآن» نام دارد که در بلندي، در «تنگ الله اکبر»، واقع بوده و بهطور کامل بر شهر مُشرف است. بناي فوق در زمان حکومت شيعي عضدالدوله ديلمي در دروازه شمالي شيراز (راه شيراز به اصفهان) احداث گرديد و قرآني در آن جاي داده شد تا مسافران با گذر از زير آن متبرک شوند. بعدها، کريم خان زند اين دروازه را بازسازي کرد و دو جلد قرآن بزرگ نفيس، به خط سلطان ابراهيم بن شاهرخ تيموري، در اتاقک بالاي آن جاي داد. اين قرآنها، که به «قرآن هفده من» معروفاند، گويا اکنون از دروازه قرآن به موزه پارس انتقال يافته است. زائران بقاع مقدسه شيراز، بهويژه حرم مطهر حضرت احمد بن موسي شاه چراغ (س)، پسر ارشد امام موسي کاظم (ع) و برادر بزرگ امام رضا (ع)، هماره فراوان بودهاند و آنان که از سمت شمال وارد شيراز ميشدند در اين مکان اوّلين زيارتنامه خود را ميخواندند.
معهذا، در شيراز بنايي ديگر وجود دارد که از نيمه دوّم سده نوزدهم ميلادي اين شهر را به يکي از زيارتگاههاي اصلي فرقه بابي- بهايي بدل ساخته است: خانه عليمحمد باب بنيانگذار بابيه در کوچه شمشيرگرها. در دوران متأخر قاجاريه و دوران پهلوي، زائران بابي- بهائي که از دروازه قرآن وارد شيراز ميشدند اندک نبودند. اينان نيز، بهناچار، از همان دروازه قرآن مناسک خود را آغاز ميکردند. مطلعين محلي ميگويند امروزه نيز زوار بابي- بهائي کم نيستند؛ اينان در دروازه قرآن زيارتنامه ميخوانند و مناسک خود را آغاز ميکنند.
در دو دهه اخير در دروازه شمالي شيراز تغييراتي انجام گرفته. در پي اين تغييرات، دروازه قرآن کارکرد ديني ديرين خود را از دست داده و به يادماني صرفاً تاريخي- نمايشي بدل شده. بزرگراه شيراز به اصفهان از کنار اين دروازه ميگذرد نه از زير آن. به عبارت ديگر، برخلاف گذشته، گذر از زير دروازه قرآن زائران و مسافران را متبرک نميکند. در بازسازي جاده «تنگ الله اکبر»، محل وقوع دروازه قرآن، تمهيدي براي حفظ سنت کهن شيعي دروازه قرآن، آنگونه که آلبويه انديشيد و بنياد نهاد، انديشيده نشده. اين درست است که احداث بزرگراه در زير دروازه قرآن ممکن نبود، و به آن آسيب ميرسانيد، ولي يافتن راهکاري براي حفظ اين سنت ديني ممکن بود. ميشد دروازهاي بزرگتر، در محلي دورتر، احداث کرد که همان سنت را با بزرگراههاي جديد انطباق دهد.
در سالهاي اخير، در دو سوي بناي کهن دروازه قرآن دو بناي جديد احداث شده که بهکلي اين نماد کهن اسلامي را تحتالشعاع خود قرار داده. در مدخل کنوني شيراز، در فاصلهاي اندک در شمال دروازه قرآن که اکنون پليس راه شيراز- اصفهان واقع است، سه نماد ابليسک احداث شده. ابليسکهاي سهگانه فوق بسيار شبيه به «برج روسيه» Russia Tower است.
«راشيا تاور» را همان لرد فاستر تيمس بنک (سِر نورمن فاستر)، معمار و ماسون بلندپايه، در «مرکز تجارت جهاني» مسکو، ميسازد؛ همو که بازسازي مکه را به دست گرفته و نمادهاي سهگانه ابليسک را از مناسک «رمي جمرات» (سنگباران شيطان) در حج حذف کرده است. بناي راشيا تاور در سپتامبر 2007 با دو ميليارد دلار بودجه آغاز شده و در سال 2012 به پايان ميرسد. راشيا تاور 648 متر ارتفاع دارد و بلندترين برج دنيا خواهد شد. زبان فرقههاي رازآميز و شيطاني زبان نمادها و اعداد است. در اين زبان، سال 2012 سالي خاص و «مقدس» است. آنان معتقدند که در ساعتي معين از روزي معين از سالي معين (ساعت 11:11 صبح 21 دسامبر 2012) «نظم نوين دنيوي» Novus ordo seclorum آغاز خواهد شد.
ابليسکهاي سهگانه مدخل کنوني شيراز کپي کامل «راشيا تاور» لرد فاستر است در حدي که ماکتي از آن جلوه ميکند. به تصاوير زير بنگريد:
[External Link Removed for Guests]
ابليسک «راشيا تاور» (برج روسيه) لرد فاستر در «مرکز تجارت جهاني» مسکو
ابليسکهاي سهگانه شيراز ماکتي از آن است.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
ابليسک هاي سهگانه مدخل کنوني شيراز (شمال دروازه قرآن)
در سالهاي اخير، بهائيان با خريد يا ساخت خانه و مغازه در حد فاصل ابليسکهاي فوق تا دروازه قرآن عملاً کلنيهاي بستهاي را در اين منطقه تشکيل دادهاند.
در جنوب دروازه قرآن بناي عظيم و عجيب ديگري در دست احداث است بهنام «هتل بزرگ شيراز». اين هتل بر صخرهاي عظيم بنا ميشود و بهکلي دروازه قرآن را تحتالشعاع نماي حجيم و زشت خود قرار داده است. احداث اين بنا، به عنوان هتل، بر صخره سنگي فاقد توجيه اقتصادي است زيرا هزينه گزافي ميطلبد؛ و از نظر اصول شهرسازي و معماري نيز فاقد هر گونه توجيه است. اين يک اصل مسلم در شهرسازي است که بافت تاريخي شهر دستنخورده بماند و بناهاي جديد، بهويژه با معماري چشمگير، بناهاي تاريخي را حقير و کوچک نکند. يک نمونه مخالفت يونسکو با احداث برج مشرف بر ميدان نقش جهان (ميدان امام خميني) در اصفهان است. بهرغم اين، نه يونسکو به احداث «هتل بزرگ شيراز» اعتراض کرد نه مقامات محلي با آن مخالفت کردند. احداث اين بنا، اگر صرفاً از منظر شهرسازي نيز بنگريم، لطمه بزرگي است بر بافت تاريخي شهر شيراز.
اقدام فوق بسيار شبيه است به اقدام لرد فاستر در احداث برجهاي بزرگ موسوم به «ابراج البيت» Abraj- al- Bait بر فراز کعبه؛ که ساختمان مقدسترين مکان اسلامي را تحتالشعاع خود قرار داده است. مسلمانان فهيم اين برجهاي تجاري را، که سرشار از نمادهاي شيطاني و ماسوني است، «شاخهاي شيطان» نام نهادهاند.
در بررسي نماي خارجي «هتل بزرگ شيراز» روشن ميشود که قسمت فوقاني ساختمان فوق يک هرم ناتمام است. ابليسکي که هرم آن ناتمام است در نمادهاي شيطاني- ماسوني داراي معنايي معين است: «ما سهم خود را انجام دادهايم و با ظهور لوسيفر (ناجي بزرگ) هرم کامل خواهد شد.» ابليسک ناتمام همان نمادي است که بر اسکناسهاي دلار ايالات متحده آمريکا نقش شده است. بر بالاي اين نماد، که «مُهر بزرگ» Great Seal نام دارد، به لاتين نوشته شده: Annuit cœptis (او از اعمال ما راضي است). در اين جمله، ضمير «او» به لوسيفر يا «خداي» طريقتهاي شيطاني بازميگردد؛ که از ديدگاه ايشان سرچشمه «نور» است. و در پائين نوشته شده: Novus ordo seclorum (نظم نوين دنيوي).
هرم ناتمام مندرج در «مُهر بزرگ» داراي 13 طبقه است و در نماي بيروني «هتل بزرگ شيراز» نيز 13 رده يا طبقه مشاهده ميشود.
اعداد 3، 7، 9، 11، 13، 33 و 39 در فرقههاي رازآميز اعداد مقدساند. عدد 10 عدد الهي بهشمار ميرود و از ديد آنان منفور است. انفجار برجهاي دوقلو در نيويورک در 11 سپتامبر 2001 (1/ 9/ 11) صورت گرفت. انفجار مادريد 911 روز بعد از انفجار نيويورک انجام گرفت. ويژگي عدد 1- 1- 9 اين است که ميتوان بدون عبور از عدد 10 به عدد 11 رسيد. مهندس حسين امانت، معمار نامدار بهائي که ساختمان بيتالعدل اعظم الهي در حيفا از اوست، در بناي ميدان شهياد (آزادي) عدد 9 را فراوان به کار برده است. عدد 9 در ميان بهائيان نيز مقدس است زيرا بهائيان فرقه خود را نهمين آئين از سلسله اديان موجود ميدانند. طريقت کهن اسکاتي، که بلندپايهترين و رازآميزترين طريقت ماسوني بهشمار ميرود و در تحولات مهم جهاني نقش بزرگ داشته، و بنيانگذاران دولت آمريکا مانند جرج واشنگتن از اين طريقت بودند، داراي 33 درجه است. در سوي ديگر «مُهر بزرگ» آمريکا عقابي منقوش است که دم او داراي 9 پر است، 13 پيکان در يک چنگال و 13 برگ زيتون در چنگال ديگر گرفته و 13 ستاره بر فراز سر اوست.
[External Link Removed for Guests]
دروازه قرآن که امروزه به نمادي مهجور و نمايشي بدل شده
و تحتالشعاع ساختمان عظيم «هتل بزرگ شيراز» قرار گرفته
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
ساختمان «هتل بزرگ شيراز» که قسمت فوقاني آن به شکل هرم ناتمام است
آنگونه که در «مُهر بزرگ» آمريکا مشاهده ميشود
[External Link Removed for Guests]
هرم ناتمام (يک سوي «مُهر بزرگ»)
[External Link Removed for Guests]
سوي ديگر «مُهر بزرگ»
در اين نماد اعداد زير مورد استفاده قرار گرفته است:
دم داراي 9 پراست. عقاب 13 پيکان در يک چنگال و 13 برگ زيتون در چنگال ديگر دارد. 13 ستاره بر فراز سر اوست که در حلقه اوّليه 6 گوشه (نماد ستاره داوود) و در حلقه خارجي 19 گوشه از ابر محصور است. هر بال عقاب داراي 33 پر است.
[External Link Removed for Guests]
برجهاي تجاري مکه (ابراج البيت)، که در واقع بايد «شاخهاي شيطان» خوانده شود، سرشار از نمادهاي ماسوني،
بناي کعبه را به محاصره گرفته، کار لرد فاستر، معمار و ماسون نامدار، و «مجتمع بن لادن»
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
در سال 2012، که از ديدگاه فرقههاي شيطاني شروع «نظم نوين دنيوي» است
ساختمان "ابراج البيت" به پايان ميرسد و کعبه چنين در سايه نمادهاي شيطاني قرار خواهد گرفت.
[External Link Removed for Guests]
سِر نورمن فاستر (لرد فاستر تيمس بنک)، معمار نامدار و ماسون بلندپايه
«هتل بزرگ شيراز» در زميني احداث شده که تا زمان انقلاب در مالکيت عبدالحسين دهقان، ماسون بلندپايه و از سران فرقه بهائي، بود و پس از آن مصادره شد. عبدالحسين دهقان و برادرش همدم دوران نوجواني شوقي افندي، رهبر پيشين فرقه بهائي، بودند و در شيراز عبدالحسين دهقان توليت موقوفات بهائيان را به دست داشت. در دوران پهلوي، چون امروز، به دليل غيرقانوني بودن فرقه بهائي، موقوفات اين فرقه به عنوان ملک خصوصي افرادي ثبت ميشد که «امين بيتالعدل» بودند. املاک و باغات پهناور عبدالحسين دهقان در فارس از اينگونه موقوفات بود.
در سالهاي اخير وکيل دهقان از آمريکا به ايران مراجعت کرده و بخشي از اين اموال را پس گرفته است. با شناخت افراد ذينفوذي که با حمايت و تلاش فراوان بخشي از املاک مصادره شده عبدالحسين دهقان، و نيز املاک دکتر ذبيح قربان (بهائي و ماسون بلندپايه)، را بازگردانيدند، يا هماکنون براي بازگردانيدن آن تلاش ميکنند، ميتوان چهرههاي متنفذ فرقههاي شيطاني در ايران امروز را شناخت. براي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي و آرمانهاي امام راحل، اين شناخت از اهميت بنيادين برخوردار است.
دنباله دارد......
از:وبلاگ عبدالله شهبازی
کوتاه شده و ویرایش شده توسط مرداویز.م
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Let your success
Be your noise

- پست: 934
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1043 بار
- سپاسهای دریافتی: 3151 بار
Re: دماوند و نمادهای"اُبلیسک"
[External Link Removed for Guests]
ابليسک هتل چمران (شيراز، بلوار شهيد چمران)
[ ضلع شرقي ساختمان هتل فوق داراي 19 طبقه است.
عدد نوزده در فرقه بهائي مقدس است زيرا مدعياند هسته اوّليه بابيگري، يعني اصحاب عليمحمد باب (شيرازي) به همراه خود او، جمعاً 19 تن بودند. در فرقه بهايي 19 «عدد حي» ناميده ميشود.
ضلع غربي هتل داراي 17 طبقه است. هفده در فراماسونري عدد مقدس است زيرا اوزيريس، خداي مصر باستان و پدر هوروس خداي خورشيد که هر دو در فراماسونري و ساير طريقتهاي شيطاني مورد تکريماند، در روز هفدهم از ماه سوّم تقويم قديم مصري به قتل رسيد.]
ابليسک هتل چمران (شيراز، بلوار شهيد چمران)
[ ضلع شرقي ساختمان هتل فوق داراي 19 طبقه است.
عدد نوزده در فرقه بهائي مقدس است زيرا مدعياند هسته اوّليه بابيگري، يعني اصحاب عليمحمد باب (شيرازي) به همراه خود او، جمعاً 19 تن بودند. در فرقه بهايي 19 «عدد حي» ناميده ميشود.
ضلع غربي هتل داراي 17 طبقه است. هفده در فراماسونري عدد مقدس است زيرا اوزيريس، خداي مصر باستان و پدر هوروس خداي خورشيد که هر دو در فراماسونري و ساير طريقتهاي شيطاني مورد تکريماند، در روز هفدهم از ماه سوّم تقويم قديم مصري به قتل رسيد.]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Let your success
Be your noise