اپراي مردم پسند و شادي آور اسپانيايي كه مشابه اپراهاي اروپاي شمالي است. زارزوئلا ابداع بازيگران دوره گرد در سدۀ هفدهم بود. همين بازيگران بودند كه آوازها و رقصهاي قومي سنتي را با بازيهاي شاد، گفتگو و داستان خيالي در هم مي بافتند. رفته رفته اين بازيها و داستانها را پدر كالدرون دولاباركار (1600م – 1681 م ، Pedro Calderon de la Barca) براي نخستين بار در سال 1657 ميلادي به شكل ويژه اي با يكديگر تركيب كرد. زارزوئلا در سدۀ هجدهم ادامه پيدا كرد، به ويژه در كارهاي رامون دو لاكروز (1731 م – 1794 م ، Ramon de la Cruz) ارزشهاي موسيقايي و نمايشي بيشتري يافت. همين نمايشنامه نويس بود كه اين نمايش را درگونه اي اپراي عاشقانه (Ballad Opera) گسترد. كم كم زارزوئلا از سه پرده به يك پرده كوتاه شد تا چهار زارزوئلا را در يك شب بتوان نمايش داد. زارزوئلا در سالهاي آخر دهۀ 1800 ميلادي از نظر شكل به اوج خود رسيد. با نفوذ هنر ايتاليايي بر نمايش و موسيقي اسپانيايي، زارزوئلا رو به نابودي نهاد، اما در 1856 ميلادي با گشايش تماشاخانۀ زارزوئلا مقام نمايش غناي ملي يافت. زارزوئلا باوجودي كه بيشتر يك سرگرمي سَبُك با مسخرگي و بذله گويي است، ميتواند جدي يا حتي غم انگيز باشد. به هرحال لحن چيرۀ آن كمدي سبك واقعي گرا، همراه با عنصر نيرومند نمايش تضاد است. شخصيتهاي محلي مانند راهزن، گاوباز، ژاندارم و كشيش پروار،بطور معمول در ان پيدايشان ميشود. رقص بعنوان بخشي از زارزوئلا اهميتي برابر با آواز دارد و يك بازي كامل، بهمان خوبي كه به رقص درمي آيد، خوانده ميشود. در ميان سازندگان برجستۀ سدۀ نوزدهم زارزوئلا بايد از خووان گاتزامبيده (Joaquin Gatzambide) با ساختن «راز ملكه» (The Queen’s Secret) و «درۀ آندورا» (The Valley of Andora)، مانوئل فرناندز كابايرو (Manuel Fernández Caballero) با ساختن «غولها و كودنها» (Giants and Fatheads)، روپرتو چاپي لورنته (Ruperto Chapi y Lorente) با ساختن «ژاندارم ها» (The Gendarmes) و «پدر روحاني هنگ» (The Regimental Padre)، و توماس برتون هرناندز (Tomas Breton y Hernández) با ساختن«دولورز» (La Dolores) در 1895، نام برد. در سدۀ بيستم خوزه سرانو (José Serrano) با ساختن «پليدي هاي عشق» (The Evils of Love)، و آمادئو ويوز (Amadeo Vives) با ساختن «بوهميوس» (Bohemios) از دست اندركاران زارزوئلاي مردم پسند هستند. نمايشنامه نويسان اسپانيايي هنوز هم دست به نوشتن زارزوئلا ميزنند. اين نمايشنامه ها در سراسر دنياي اسپانيايي زبان اجرا ميشود.
زارزوئلا (La Zarzuela) نام يكي از كاخهاي فيليپ چهارم (Philip IV) بود. چون در اين كاخ بسياري از اين گونه نمايشها اجرا شد، نام اين نوع نمايشها به زارزوئلا شهرت يافت.
زمان صحنه اي (Stage Time)،
طول زمان اجراي يك نمايشنامه. زمان صحنه اي در صحنۀ نمايشهاي غربي به طور معمول دو تا چهار ساعت است. در نمايشهاي سنتي شرقي زمان صحنه اي گاه بيش از دوازده ساعت طول ميكشد.
(نيز ر.ك به زمان نمايشي)
زمان نمايشي (Dramatic Time)،
مدت زماني كه داستان يك نمايشنامه در طي آن روي ميدهد. براي نمونه اگر صحنۀ آغاز نمايش طلوع و صحنۀ پاياني غروب خورشيد را نشان بدهد، زمان نمايشي يك روز يا در حدود دوازده ساعت خواهد بود. زماني نمايشي از يك نمايش به نمايش ديگر گونه گوني بسيار زيادي دارد و به نقطۀ عزيمت (Point of Attak) هرنمايش بسته است. در «اديپ» (حدود 430 پ.م ، Oedipus) نوشتۀ سوفوكلس ( حدود 496 پ.م – 406 پ.م ، Sophocles) زمان نمايشي بي كم و كاست با زمان صحنه اي منطبق است. عمل ادامه مي يابد و تمام رويدادهاي گذشته در زمينه چيني گفته ميشود. در نمونۀ ديگر مانند «آنتوني و كلئوپاترا» (1606/7 م) نوشتۀ ويليام شكسپير (1564 م – 1616 م ، William Shakespeare)، زمان نمايشي سالهاي بسيار درازي را در برميگيرد. نمايشنامه رويدادهايي را كه ميان آنتوني و كلئوپاترا پيش آمده نشان ميدهد و ما را تا زمان مرگشان با خود همراهي ميكند.
(نيز ر.ك به زمان صحنه اي؛ زمينه چيني نمايشي)
اين بخش در حال تكميل است...
