Darya salar MILAD نوشته شده:hedayat.m,
برای رفع هرگونه سوتفاهم بنده هیچ قصد و غرضی از ابراز این موضوع ندارم...به هر حال چشم بسته که نمی گویم یک سری مستندات و واقعیات ثبت شده تاریخی حتی در روزنامه های آن زمان هست.
یعنی موضوع پیشنهاد جبران خسارت های ایران توسط اعراب(حالا چه میدادن چه نمیدادن) رو رد میکنی؟ قطعنامه 514 نیز صادر شد و بازگشت به مرزهای بین المللی و ترک جنگ نیز مورد تاکید قرار گرفت.
البته به مساله خسارات جنگی که به ایران باید پرداخت شود نپرداخت ولی خوب فرقی هم نمی کرد همین 97.2 میلیارد دلار اعلام شده از سوی سازمان ملل هم نتوانستیم بگیریم.
به هر حال نزدیک به 27 سال از آزادی خرمشهر می گذرد و بهتر است در فضایی آرام و منطقی به بحث پیرامون آن پرداخته شود هرچند که چیزی عوض نخواهد شد و زمان برنمیگردد.
دوست عزیز میلاد
مهمترین مساله در آن زمان اشغال قسمت های زیادی از سرزمین ما بود که اگر آتش بس اعلام می شد، محال بود عراق از خاک ما عقب نشینی کند.
اگر عراق را بیرون نکرده بودیم الان خوزستان را هم مثل بحرین از دست داده بودیم. دوست من، برای انجام هر مذاکره ساسی باید در میدان نبرد دست پر داشته باشی وگرنه کلاهت پس معرکه است. اعراب گور دارن که کفن داشته باشن؟ احتمالا با قبول آتش بس سر ما هم همان بلایی می آمد که سر اعراب در جنگ 6 روزه افتاد.
همین دلیل که بارها عنوان شده و خود شما هم اشاره کردید که صدام حتی بعد از 8 سال جنگ و قبول توافقنامه صلح باز تا فکر کرد که اوضاع به نفع خود است دوباره حمله گسترده را شروع کرد خود بهترین دلیل است. (صدام حتی بعد از جنگ با ما هم دست از تجاوزگری بر نداشت و به کویت حمله کرد).
اگر صلح را قبول می کردیم باید یکسری مسائل رو که به دنبال اون پیش می آمد رو هم درنظر می گرفتیم. در آن زمان بیشتر قوای ما بر بسیج توده ملت استوار بود و با قبول صلح آنها به اجبار باید به خانه خود بر می گشتند و جبهه ها خالی از نیرو می شد، مثل الان نبود که نیروهای نظامی ما از جمعیت قابل قبولی برخوردار هستند و می توان تا حد زیادی به آنها متکی بود.
مساله حضور ناظران بین المللی و نیروهای سازمان ملل و ... هم که دیگر خود شما نمونه هایش را در این اواخر زیاد مشاهده کردید که چه وضعی رو بوجود میارن. اگر اونها حائل می شدند حتما قسمت های باقی مانده کشور را باید مثل مزارع شبعا در نظر می گرفتیم.
قطعنامه 514 نیز صادر شد و بازگشت به مرزهای بین المللی و ترک جنگ نیز مورد تاکید قرار گرفت.
آیا به نظر خود شما صدام کسی بود که به سر مرزها برگرده؟
تازه اگه بود خوب بر می گشت، مگه در صورت برگشتن نیروهای عراقی به مرزها و عدم تکرار تجاوزات ایران باز هم تمایل به ادامه جنگ نشان می داد؟
البته به مساله خسارات جنگی که به ایران باید پرداخت شود نپرداخت ولی خوب فرقی هم نمی کرد همین 97.2 میلیارد دلار اعلام شده از سوی سازمان ملل هم نتوانستیم بگیریم.
فقط بحث گرفتن غرامت نیست. هرچند که همان هم جزو حقوق ما هست و اگر توان داشته باشیم از نظر قانونی قابل حصول است، (قیمت هواپیماهای پناهنده شده به ایران رو از مبلغ کم کردید
)، اما دوست عزیز یک نکته مهم متجاوز شناخته شدن صدام است که دستاورد مهمی در قطعه نامه 598 بود. اگر ما این مساله را در قطعه نامه نداشتیم شاید الان متهم به آغاز کردن جنگ هم می شدیم و الان با این قاطعیت نمی گفتیم که ما در طول تاریخ هیچگاه آغاز کننده جنگی نبوده ایم. نکته آخر اینکه از نظرشخص من ادامه جنگ علی رغم مضرات زیاد فواید زیادتری هم داشت.
1- بسیاری از دستاوردهای امروز به خاطر نیازهای شدید زمان جنگ است که با پایان سریع جنگ امکان دستیابی به بسیاری از آنها نبود، یعنی دیگر نیازی به آنها احساس نمی کردیم که از جمله آنها فناوری موشکی و به تبع اون دستیابی به فناوری پرتاب ماهواره و سایر پیشرفت های نظامی.
اگر امروز این توان بالای نظامی را که به برکت همان جنگ است نداشتیم، مطمئن باشید اکنون همانند عراق در وضعیتی اسفبار به سر می بردیم.
ممکن است گفته شود در هر شرایطی می شود پیشرفت کرد، این درست است اما انسان همیشه در شرایطی که مجبور به انجام کاری می شود سریع تر و بیشتر پیشرفت می کند، کمااینکه ما در محصولاتی بیشتر پیشرفت داشته ایم که بیشتر تحریم بوده ایم.
2- یکی از اثرات دیگر طولانی بودن جنگ نشان دادن توان بالای ایران در اداره یک جنگ طولانی مدت و فرسایشی است که اکنون در محاسبات قدرت ها لحاظ شده و یکی از عوامل بازدانده می باشد.
اگر جنگ ما به سرعت تمام می شد آمریکا و شاید حتی رژیم صهیونیستی خیلی پیشتر از این به فکر حمله به ما و از پا درآوردن ما می افتادند، زیرا آنها جنگیدن 8 ساله ما را دیده بودند.
نکته اینکه در مورد وقایع تاریخی زمان به خوبی نشان دهنده درستی یا نادرستی اتخاذ یک تصمیم است (البته اگر شبهه افکنان در همه مسائل ایجاد شبهه نکنند)، این که ایران یک وجب از خاک خود را نداد و اکنون قدرت ایران رو به افزایش است و در طول این سالها هم کسی جرات تعرض را نداشته است نشان از درستی عمکرد گذشته دارد؛ اما آیا اگر تصمیماتی که عده ای می گویند اتخاذ می شد باز به وضعیت کنونی می رسیدیم؟
سوالی است که به راحتی نمی توان به آن پاسخ داد.
مطلب آخر هم اینکه کسانی که این صحبت ها را مطرح می کنند چرا برای دلایلی که موافقان ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر برای ادامه جنگ ارائه می کنند هیچ حرفی ندارند و فقط همان حرفهای خود را تکرار می کنند؟ بیایند و در رد این نظرات هم با دلیل و مدرک بگویند که این سخنان غلط است.



