صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

صندلي داغ مرکز انجمنهاي تخصصي

مدیران انجمن: AGeNiS1, MASTER, ASHKAN95, شوراي نظارت

Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط Mahdi1944 »

HB نوشته شده:سلام اقاي عظيمي
سلام


ممنون بابت جوابتون
خواهش ميکنم


نوشتين ازمون هايي براي تخمين ميزان ارزش خودتون از نظر ديگران دارين، ميشه بيشتر توضيح بدين؟
آزمونهاي مختلفي رو ميشه بسته به فرد مورد نظر انجام داد، اما چيزي که براي اغلب افراد قابل انجام هست فکر ميکنم اينه: هر چه اين ارزش گذاري بالاتر باشه، فرد در مقابل شما حريم خصوصي محدود‌تر و کوچک‌تري داره، به عبارت ديگه به سوالات شخصي‌تري در قبال خودش به شما پاسخ خواهد داد و اين يکي از مهمترين شاخصهايي هست که کمک ميکنه تخمين درستي بزنيد، هر چه سوالات شما به محدوده‌ي شخصي فرد نزديک‌تر بشه، عکس العمل فرد نشانه‌ي روشن‌تري از ميزان ارزش‌گذاري خواهد بود، و به نسبت نوع پاسخ ميتونيد ارزش خودتون از ديد فرد رو تخمين بزنيد

اگر احساس کنين جايي اضافي هستين چيکار ميکنين؟
سريعا به اون رابطه خاتمه ميدم و از اون محيط خارج خواهم شد، اما معمولا کاري نميکنم که به اين وضعيت برسم و در چارچوب خودم حرکت ميکنم


فعلا همينا
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط Mil@d »

به نظرم خود مهدی یک حالت ماشینی در برنامه ریزی هاش داره و شبیه دستور Ifدر برنامه نویسی عمل میکنهتصویر و فراروان استدلال و حالت متصور میاره تو ذهن خودش...یکجور حس کردم به مسائل زندگی هم با دید برنامه نویسی نگاه میکنه!شاید چون زیاد با این حرفه عجین شده...

1.حقیقتش بعضی از سوالات کاربران هم برای من عجیب بود! اینکه مهدی تو مایه های سن و سال خودمون است برای من که حداقل واضح بود ولی خودمو زدم به اون راه !تا خودش بگه !یکی گفت سال تولد مهدی 1944 تصویر !!نفهمیدم شوخی بود یا جدی مایل به شوخی یا شوخی مایل به جدی و یا تلفیقی از هر 3 مورد!اینو از چند نفر دیگه هم شنیده بودم! و در جای خود این بحران قابل بررسی است!

2.میگم مهدی جان معیار هایی که برای همسر داری جمع شدنش تو 1 نفر رو من حداقل تا الان ندیدم! البته میشه پیدا کرد ولی تو این دور و زمونه و با تغییراتی که دختران ایرانی کرده اند بسیار سخته! تصویر
3.راستی نگفتی..به هر حال همه ما حداقل یکبار تجربه زدوخورد فیزیکی داشتیم! یک خاطره بگین از این مورد تصویر
-----------------------------------
سری سوم!

1.تشخیص اینکه کسی یا کاربری چه در دنیای مجازی و یا واقع داره ازت تعریف میکنه در حال تملقه و یا احساس واقعی شه برات آسونه یا سخت؟
2.اگر مورد امنیتی در کاربری ببینی چشم پوشی میکنی ویا اگر ببینی برای نظام و کشور فرد مشکوک و خطرناکیه افدام فیزیکی نیز خواهی کرد؟
3.تا الان در سنترال امر خیری انجام شده...دو تا مرغ عشق به هم رسیدن؟(البته اگر کسی بهتون اطلاع داده باشه)
4.در مواضعت انعطاف داری؟
5.بعد از انتخابات صادقانه بگم خیلی از ارزشها برای من تغییر کرد و نسبت به خیلی چیزها بی اعتقاد و نسبت به خیلی چیزها معتقدتر شدم...شما اگر حقیقتی را دیدید ممکن است تغییر نظر بدهید؟
6.وقایع بعد از انتخابات از نظر بین المللی ما را با شرایطی مواجه کرده که 27 کشور اتحادیه اروپا در حال مذاکره بر سر فراخوانی سفر از تهران دارند.پیام تبریک آنچنانی هم برای ...نفرستادند.آیا اگر این روال ادامه یابد در پیشبرد اهداف کشور اختلال پیش نمی آید این را هم اضافه کنم کسانیکه با ...مخالفند بسیارند و جامعه به دو دسته طرفداران افراطی... و مخالفان افراطی... و گروه دیگر میانه رو تقسیم شده است.با توجه به جمع بندی این شرایط آینده را چطور می بینی؟
--------------------------------------
7.دوست داری نماینده مجلس و یا رییس جمهور بشی و اگر بشی چه اولویت هایی داری(شعاری نباشه که فقرا سیر می شوند...برق آسا همه جا آباد می شود..جاده آسفالت میکنیم و سایر مواردی که دم انتخابات زیاد می شنویم)

8.در صورت نیاز مرد رزم هم هستی؟
-------------------------------
9.چیکار میکنی تا ارتباطتت با یک نفر به وابستگی غیر منطقی تبدیل نشه؟

10.مهمونی کلمات

حالتت وقتی بدونی چیزی غلطه و مجبور به پذیرش اون هستی!
اگه بچه ای ازت سوالی بپرسه و تو جواب دادن بمونی! تصویر
نحوه اقناع فردی که 2000 کیلومتر باهات اختلاف عقیده داره!
وقتی ببینی دلیلی که به نظرت قانع کننده بوده با مثال نقض مخاطبت باطل بشه
-----------------------------
تعریفت از حدود روابط بین دختر پسر
تعریفت از یک دختر ایده آل(نه به عنوان همسر)
تعریفت از یک پسر ایده آل
----------------------
دیدار با رهبر
بیت المال
مفسد اقتصادی
مفسد اخلاقی
-----------
حجاب
آزادی زنان
----------
ندا تصویر
30 خرداد
میرحسین
کروبی
محسن رضایی
--------------------
راحت میخندی یا به سختی؟
راحت گریه میکنی یا به سختی؟
تا حالا احساست بر عقلانیت غلبه کرده؟
----------------------------
سینما وفیلم کمدی
پارک و استشمام اکسیژن خالص
کوه و صعود از آن
گردش در جنگل
حواست نیست از پشت هولت میدن تو چشمه آب سرد(3 بار تجربه دارم) تصویر
آفتاب گیری در سواحل شنی کیش!
سوار بر جت اسکی(توضیح:شناورهای کوچک تفریحی که شبیه موتورسیکلت رو آب هستند)
---------------------------------

یاد زادگاهم شیراز که از 16 مرداد 1378 دیگر ندیدمش(10 سال گذشت)تصویر

خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش خداوندا نگه دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله که عمر خضر می‌بخشد زلالش
میان جعفرآباد و مصلا عبیرآمیز می‌آید شمالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش
که نام قند مصری برد آن جا که شیرینان ندادند انفعالش
صبا زان لولی شنگول سرمست چه داری آگهی چون است حالش
گر آن شیرین پسر خونم بریزد دلا چون شیر مادر کن حلالش
مکن از خواب بیدارم خدا را که دارم خلوتی خوش با خیالش
چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجر نکردی شکر ایام وصالش
  بی  
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط SAMAN »

با سلام و درود فروان خدمت همه عزیزان خصوصا مدیریت محترم جناب آقا مهدی عزیز که همه قلبا و از ته دل دوستش دارند. تصویر تصویر تصویر

به نظر من هر کسی در این شرایط سوال خودش رو از جناب مهدی عزیز نپرسه ضرر کرده! تصویر تصویر تصویر

آقا مهدی چند تا سوال:

1-نظر کلی نظر شما راجع به بخش هوا فضا چیه؟ آیا انتظاراتی که داشتید( هر چی که باشه) برآورده شده یا نه؟ راه پیشرفت بخش های تحت کنترل ما رو چطور ارزیابی میکنید؟

2-به عنوان یک مدیر چه انتظاری از ماها بچه های سنترال دارید؟

3- اخلاق / علم / عقیده یا نظر / مسئولیت پذیری , کدوم یک در سنترال کلاب دارای اولویت هستند؟ خواهش میکنم در صورت یکسان بودن مراتب رو تعیین کنید.

4- آیا شما در برخورد با افراد چه در سایت و چه در زندگی روزمره, برای راهنمایی دیگران شفاف هستید یا به طور غیر مستقیم اشاره میکنید؟


5- از دید مدیریت سایت کاربری بنام SAMAN چطور فردی هست؟ با توجه به تمام شرایطی که وجود داره! فکر کنید یک نفر آمده و برای برسی و تحقیق در مورد من از شما سوال میپرسه و اگر خلاف اون چیزی که میدونید پاسخ بدید مسئول خواهید بود! تصویر

  تصویرپاینده باد سنترال تصویر

 راستی یه چیزییادم رفت من عاشق همه رنگ ها هستم
ولی رنگ زرد و در درجه دوم مشکی را از همه بیشتر دوست دارم. تصویر تصویر  
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط Mahdi1944 »

Mil@d نوشته شده:به نظرم خود مهدی یک حالت ماشینی در برنامه ریزی هاش داره و شبیه دستور Ifدر برنامه نویسی عمل میکنهتصویر و فراروان استدلال و حالت متصور میاره تو ذهن خودش...یکجور حس کردم به مسائل زندگی هم با دید برنامه نویسی نگاه میکنه!شاید چون زیاد با این حرفه عجین شده...
در واقع روالها و منطق کامپيوتري بر گرفته از منطق انساني و طبيعت هست، البته خوب محدوديت‌ها و تفاوتهايي هم داره که ناشي از محدوديتها و تفاوتهاي ساختاري اون با دنياي واقعي هست، اما به هر حال اينکه ما بتونيم هر روال، رفتار و رخداد يک موجوديت رو به شکلي قابل فهم توصيف کنيم به ما کمک ميکنه زندگي و درک شفاف‌تري داشته باشيم، پس من مثل ماشين نشدم، بلکه از توصيفات منطقي موجود در علم نرم افزار براي درک بهتر محيط و اشياي اون استفاده ميکنم

1.حقیقتش بعضی از سوالات کاربران هم برای من عجیب بود! اینکه مهدی تو مایه های سن و سال خودمون است برای من که حداقل واضح بود ولی خودمو زدم به اون راه !تا خودش بگه !یکی گفت سال تولد مهدی 1944 تصویر !!نفهمیدم شوخی بود یا جدی مایل به شوخی یا شوخی مایل به جدی و یا تلفیقی از هر 3 مورد!اینو از چند نفر دیگه هم شنیده بودم! و در جای خود قابل بررسی است! تصویر
چي بگم والا تصویر


2.میگم مهدی جان معیار هایی که برای همسر داری جمع شدنش تو 1 نفر رو من حداقل تا الان ندیدم! البته میشه پیدا کرد ولی تو این دور و زمونه و با تغییراتی که دختران ایرانی کرده اند بسیار سخته!
من حداقل يک نفر رو ميشناسم که از نظر من همه‌ي اين خصوصيتها رو داره و بسيار فراتر از اينها هم هست، البته 7 سالشه تصویر


3.راستی نگفتی..به هر حال همه ما حداقل یکبار تجربه زدوخورد فیزیکی داشتیم! یک خاطره بگین از این مورد تصویر
خاطره در اين مورد....
چشم...

فکر کنم کلاس اول راهنمايي بودم، تازه اومده بوديم خونه‌ي جديدمون، توي محله چند تا قلدر (مثلا) بود، خلاصه يه روز از مدرسه برميگشتم، توي راه يکيشون جلو منو گرفت، گفت يا پول ميدي بستني بگيرم يا کتک ميخوري، منم خونسرد گفتم، يه چيزي از اين رفتارت ميخوري، اما نه بستني، احتمالا کتک! اين هم بهش برخورد خواست منو بزنه، من هم دست و پا شکسته يه سري مثلا فن (نميدونم کاراته بود، کونگ‌فو بود، کاراته‌فو!! بود يا ...) از اينور اونور بلد بودم، خلاصه چشامو بستم و .... تصویر
يک دفعه ديدم مثل اينکه کار کرد، طرف نقش زمين شد، من هم نشستم رو سينش بهش گفتم، بچه جان بار آخرت باشه زبون درازي ميکني، اگه قول ميدي تکرار نکني بلند ميشم، وگرنه جنازتم نميرسه خونتون !!! تصویر (حالا اينم بگم هيکلش دو برابر من بود، من بهش ميگفتم بچه و ... تصویر )
بعد اون هر وفت منو ميديد کلي احترام ميگذاشت
الان مدتها از اون دوران گذشته و بعدها با هم دوستان خوبي شديم، هنوز هر وقت همديگه رو ميبينيم از اين واقعه ياد ميکنيم و خاطرات گذشته رو تازه ميکنيم و ...
-----------------------------------
سری سوم!


1.تشخیص اینکه کسی یا کاربری چه در دنیای مجازی و یا واقع داره ازت تعریف میکنه در حال تملقه و یا احساس واقعی شه برات آسونه یا سخت؟
تشخيصش چندان سخت نيست، اما در کل برام فرقي نميکنه کسي ازم تعريف کنه يا نه، چون کاري که فکر ميکنم درسته رو انجام ميدم و هميشه دليل کافي براي کاري که انجام ميدم دارم، به همين دليل نيازي به تعريف يا ملامت ديگران براي زماني که تصميم به انجام يک کار گرفتم و يا در حال انجام اون هستم ندارم


2.اگر مورد امنیتی در کاربری ببینی چشم پوشی میکنی ویا اگر ببینی برای نظام و کشور فرد مشکوک و خطرناکیه افدام فیزیکی نیز خواهی کرد؟
تا به حال چنين چيزي در انجمن نبوده، اما من سعي ميکنم در چارچوب و حيطه‌ي کاري خودم عمل کنم، فردي رو به هر دليلي عامل نامطلوب بدونم نهايتا اينه که اخراجش ميکنم، اينکه واقعا کي يا چي هست رو من مسئول نيستم شناسايي کنم و مسئولان اين امر هم قطعا به من نيازي ندارند براي شناسايي اين افراد!


3.تا الان در سنترال امر خیری انجام شده...دو تا مرغ عشق به هم رسیدن؟(البته اگر کسی بهتون اطلاع داده باشه)
بله ... تصویر


4.در مواضعت انعطاف داری؟
تا به چيزي اطمينان پيدا نکنم، موضع نميگيرم، اما چيزي رو هم مطلق نميدونم، اگر بعدها دلايل روشن و کافي براي رد موضوعي پيدا بشه نظرم رو تغيير ميدم، چون هميشه دنبال حقيقت و واقعيت هستم، نه توهم و ...


5.بعد از انتخابات صادقانه بگم خیلی از ارزشها برای من تغییر کرد و نسبت به خیلی چیزها بی اعتقاد و نسبت به خیلی چیزها معتقدتر شدم...شما اگر حقیقتی را دیدید ممکن است تغییر نظر بدهید؟
در سوال بالا در شکل کلي اون توضيح دادم


6.وقایع بعد از انتخابات از نظر بین المللی ما را با شرایطی مواجه کرده که 27 کشور اتحادیه اروپا در حال مذاکره بر سر فراخوانی سفر از تهران دارند.پیام تبریک آنچنانی هم برای ...نفرستادند.آیا اگر این روال ادامه یابد در پیشبرد اهداف کشور اختلال پیش نمی آید این را هم اضافه کنم کسانیکه با ...مخالفند بسیارند و جامعه به دو دسته طرفداران افراطی... و مخالفان افراطی... و گروه دیگر میانه رو تقسیم شده است.با توجه به جمع بندی این شرایط آینده را چطور می بینی؟
نه نگراني خاصي از اين وضعيت دارم و نه فکر ميکنم بدخواهان بتونند موفقيتي کسب کنند، جامعه هم مثل هميشه با هم متحد هستند و همين الان هم من چنين شکافي که شما نوشتيد نميبينم، همه با هم برادر هستند و به قوانين و نظر اکثريت احترام ميگذارند، عده‌ي کمي هستند که از اين قانون جدا هستند که يا ميپذيرند و يا ترد خواهند شد، دست و پا زدنهاي عده‌اي خاص و اربابان اونها هم مانند هميشه انشاالله راه به جايي نخواهد برد، ما هم محتاج پيام تبريک چند تا کشور مثل انگليس و امثال اون نيستيم

--------------------------------------

7.دوست داری نماینده مجلس و یا رییس جمهور بشی و اگر بشی چه اولویت هایی داری(شعاری نباشه که فقرا سیر می شوند...برق آسا همه جا آباد می شود..جاده آسفالت میکنیم و سایر مواردی که دم انتخابات زیاد می شنویم)
خير، هر وقت صلاحيت لازم رو در خودم ديدم در اين مورد تصميم گيري ميکنم، الان صلاحيت هيچ يک رو ندارم، پس نظري هم در اين مورد ندارم


8.در صورت نیاز مرد رزم هم هستی؟
مسلما، وظيفه‌ي تک تک ما هست که از ميهن و ارزشهاي اون دفاع کنيم، حال به هر شکلي که نياز باشه

-------------------------------

9.چیکار میکنی تا ارتباطتت با یک نفر به وابستگی غیر منطقی تبدیل نشه؟

در جوابهاي قبلي اين مورد رو توضيح دادم، ارزش‌گذاريها رو به شکلي تعيين ميکنم که به چنين وضعيتي منتهي نشه، و البته از نظر شخصيتي چندان تمايلي به سمت وابستگي به هر شکلي ندارم و متکي به خودم بار اومدم

10.مهمونی کلمات

حالتت وقتی بدونی چیزی غلطه و مجبور به پذیرش اون هستی!
سعي ميکنم راهي براي تغييرش پيدا کنم...

اگه بچه ای ازت سوالی بپرسه و تو جواب دادن بمونی! تصویر
ميونه‌ي خيلي خيلي خوبي با بچه‌ها دارم و معمولا به خوبي زبون اونها رو ميدونم و ميتونم در حد خودشون بهشون جواب بدم، مشکلي از اين جهت ندارم، اما اگر پيش بياد هم احتمالا ميخندم تصویر


نحوه اقناع فردی که 2000 کیلومتر باهات اختلاف عقیده داره!
بستگي داره طرف مقابله ارزش اين رو داشته باشه که بخوام براي اين کار تلاشي بکنم يا خير، اما انسانها در اين دوران معمولا اگر تصميمي بگيرند و يا عقيده‌اي داشته باشند حاضر به تغيير اون نخواهند بود، حتي اگر حقيقتي مثل روز روشن باشه، فقط در صورتي نصيحت ميکنم و حرفي ميزنم که بدونم براي فرد اينقدر مورد اعتماد هستم که احتمال توجه و تاثير وجود داشته باشه، در اغلب مواقع کاري به عقايد و نظرات ديگران ندارم

وقتی ببینی دلیلی که به نظرت قانع کننده بوده با مثال نقض مخاطبت باطل بشه
خوشحال ميشم، چون حقيقتي که از چشم من دور مونده بود رو برام روشن کرده


-----------------------------

تعریفت از حدود روابط بین دختر پسر
حدودي که دين و عرف جامعه در اين زمينه تعريف کرده برام منطقي و درست هست، چيزي از خودم تعريف نميکنم، چيزي به نام دوست پسر يا دوست دختر از نظر من تعريف شده نيست

تعریفت از یک دختر ایده آل(نه به عنوان همسر)
تعریفت از یک پسر ایده آل
رعايت حدود تعيين شده در شرع و دين ميتونه فرد رو به حالت ايدال برسونه، جنسيت هم تفاوتي در اين موضوع نميگذاره، هر کدوم با رعايت اين دستورات به حالت ايدال ميرسند
----------------------

دیدار با رهبر
آرزويي که به حقيقت پيوست


بیت المال
بايد از آن پاسداري کرد


مفسد اقتصادی
برخورد قاطع و بدون استثنا نياز هست تا اين آفت از جامعه دور شود


مفسد اخلاقی
با مفسد اخلاقي مطابق شرع بايد رفتار کرد، اما اينکه چطور جلو به وجود آمدن پديده‌ رو بگيريم با اصلاح ساختار جامعه و فرهنگ‌سازي امکان‌پذير خواهد بود، آموزه‌هاي ديني هم هميشه کارگشا هستند

-----------

حجاب
لازم، اما با اجبار در اين مقوله موافق نيستم، عقيده دارم بايد کار فرهنگي کرد


آزادی زنان
بايد ديد آزادي رو چطور تعبير ميکنيد، به طور کلي در اين زمينه نظري ندارم

----------

ندا تصویر
قلب هر انساني رو به درد آورد ...


30 خرداد
يکي از روزهاي خدا


میرحسین
نفر دوم انتخابات


کروبی
نفر آخر انتخابات


محسن رضایی
نفر سوم انتخابات

--------------------

راحت میخندی یا به سختی؟
فکر ميکنم راحت


راحت گریه میکنی یا به سختی؟
به ندرت و به سختي


تا حالا احساست بر عقلانیت غلبه کرده؟
به ياد ندارم، حداکثر اولويت اين دو برابر خواهد بود، هيچ وقت مبناي رفتارم احساسات نبوده لااقل تا به حال

----------------------------

سینما وفیلم کمدی
وقت کنم علاقه دارم


پارک و استشمام اکسیژن خالص
احساس زندگي و طراوت


کوه و صعود از آن
غرور آفرين


گردش در جنگل
تفريحي سالم

حواست نیست از پشت هولت میدن تو چشمه آب سرد(3 بار تجربه دارم) تصویر
معمولا کسي به خودش اجازه‌ي اين کار رو نميده و تا حالا اين وضعيت برام رخ نداده


آفتاب گیری در سواحل شنی کیش!
تجربه نکردم


سوار بر جت اسکی(توضیح:شناورهای کوچک تفریحی که شبیه موتورسیکلت رو آب هستند)
هيجان انگيز

---------------------------------

اینم only4shiraz تصویر
10 سال از ندیدن محل تولدم گذشت!

خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش خداوندا نگه دار از زوالش
ز رکن آباد ما صد لوحش الله که عمر خضر می‌بخشد زلالش
میان جعفرآباد و مصلا عبیرآمیز می‌آید شمالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش
که نام قند مصری برد آن جا که شیرینان ندادند انفعالش
صبا زان لولی شنگول سرمست چه داری آگهی چون است حالش
گر آن شیرین پسر خونم بریزد دلا چون شیر مادر کن حلالش
مکن از خواب بیدارم خدا را که دارم خلوتی خوش با خیالش


چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجر نکردی شکر ایام وصالش
در وصف شيراز هر چه گفته بشه اغراق نيست تصویر


فعلاتصویر


قرار بود سوالات سياسي مطرح نشه ....
در ادامه چنين سوالاتي رو بي‌پاسخ خواهم گذاشت
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط Mahdi1944 »

SAMAN نوشته شده:با سلام و درود فروان خدمت همه عزیزان خصوصا مدیریت محترم جناب آقا مهدی عزیز که همه قلبا و از ته دل دوستش دارند. تصویر تصویر تصویر
سلام سامان عزيز، ممنون از محبت هميشگي شما تصویر

به نظر من هر کسی در این شرایط سوال خودش رو از جناب مهدی عزیز نپرسه ضرر کرده! تصویر تصویر تصویر

آقا مهدی چند تا سوال:


1-نظر کلی نظر شما راجع به بخش هوا فضا چیه؟ آیا انتظاراتی که داشتید( هر چی که باشه) برآورده شده یا نه؟ راه پیشرفت بخش های تحت کنترل ما رو چطور ارزیابی میکنید؟
بخشهاي هوافضا و نظامي از فعالترين بخشهاي انجمن هستند که براي همه‌ي ما افتخار هست، هميشه جاي پيشرفت بيشتر وجود داره و ترجمه‌ي مقالات معتبر ميتونه کمک زيادي به رشد هر چه بيشتر اين بخشها باشه، مخصوصا با ابزار جديد گوگل در زمينه‌ي ترجمه‌ي متون از ديگر زبانها به فارسي راه در اين زمينه بسيار هموارتر خواهد بود

2-به عنوان یک مدیر چه انتظاری از ماها بچه های سنترال دارید؟
سامان جان اين سوال رو در جوابهاي قبلي پاسخ دادم تصویر

3- اخلاق / علم / عقیده یا نظر / مسئولیت پذیری , کدوم یک در سنترال کلاب دارای اولویت هستند؟ خواهش میکنم در صورت یکسان بودن مراتب رو تعیین کنید.
به ترتيب:
علم
اخلاق
مسئوليت پذيري

نظر و عقيده از جنس اين سه نيست، نظر و عقيده‌ي هر فرد محترم بوده و در چارچوب قوانين قابل ابراز هست


4- آیا شما در برخورد با افراد چه در سایت و چه در زندگی روزمره, برای راهنمایی دیگران شفاف هستید یا به طور غیر مستقیم اشاره میکنید؟
اين هم بستگي به فرد مخاطب داره، اما معمولا سعي ميکنم شفاف راهنمايي کنم


5- از دید مدیریت سایت کاربری بنام SAMAN چطور فردی هست؟ با توجه به تمام شرایطی که وجود داره! فکر کنید یک نفر آمده و برای برسی و تحقیق در مورد من از شما سوال میپرسه و اگر خلاف اون چیزی که میدونید پاسخ بدید مسئول خواهید بود! تصویر
مهربان، احساسي، زحمت کش، وظيفه شناس، داراي معلومات تخصصي قابل قبول و البته کمي زود رنج و حساس تصویر

  تصویرپاینده باد سنترال تصویر

 راستی یه چیزییادم رفت من عاشق همه رنگ ها هستم
ولی رنگ زرد و در درجه دوم مشکی را از همه بیشتر دوست دارم. تصویر تصویر  
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط Mil@d »

خوب مثل اینکه شارژ سوال کاربران خالی شد و بیشتر به ما نوبت میرسه!!!

1.سوال سیاسی دیگه تعطیل..البته همین تعداد کافیه و دیدگاههای مهدی از این نظر برای کاربران واضح تر شد.
2.امری خیری هم که در سنترال انجام گرفته امیدواریم زوج خوشبختی شده باشند...ازدواجهای اینترنتی دیگه جای خودش رو باز کرده و انشالله بازم امر خیر در سنترال شاهد باشیم!(شاید هم در حال انجامه)
3.گفتی دوست دختر دوست پسر در تعاریفت جایی ندارند...پس به نظرت اسم این روابط چیه؟ معادل دیگری براش در نظر گرفتی؟
-------------------------------------

1.مهدی گفتی یک چند سالی تنها زندگی کردی و شاید الان هم همینطوره...معمولا آدم در این حالت خوداتکا تر میشه و البته سختی بیشتر میکشه! این تنهایی ها چگونه گذشت..تلخی و شیرینیهایش...!
2.تا حالا احساس کمبود عاطفی بهت دست داده؟(منظورم نیاز به چیزهاییست که الان در دسترس نداری ولی دوست داشتی داشته باشی)
3.تا حالا مقابل سختی کم آوردی؟
4.حقت رو خوردن؟
5.دلت رو شکستند؟
-------------------------
6.روانشناسیت خوبه...میتونی ذهنیت خونی بکنی...منظورم اینه که با نگاه به چهره و حرفهای یک نفر و یا حتی اس ام اس بفهمی طرف چی تو مغزش میگذره؟
7.یکی بهت پیله کنه در باب هر موضوعی حالا...بعد از تموم شدن صبرت چطور کاری میکنی دیگه طرفت نیاد!
8.حس کردی بعضی ها فکر میکنند آدم غیر عادی و فوق العاده ای هستی؟
9.در باب برخی مسائل که جدیتی بیش از اهمیت موضوع نشون میدی (نظر شخصی) شاید کار درستی باشه و من اشتباه می کنم ولی حالا نت رو بی خیال ولی خود من شخصا از این رفتار نتیجه نگرفتم و در طرف مقابلم اثر عکس داشته...حالا شاید در همون لحظه بپذیره ولی از نظر روانی یک حالت آتش زیر خاکستر براش میمونه! تصمیم نداری یکم تجدید نظر کنی...نمیگم این جدیت رو بگذاری کنار..مقداری تلطیفش کنی که تاثیرگذاریش قوی تر بشه!
--------------------------------
10.این صندلی باعث شد چیزاهای جدیدی که پیرامون شخصیتت بهش فکر نکرده بودی رو بشنوی؟وسوالات مفید بود(غیر از سیاسی هاش)
11.مدتی است حضور دختران در سنترال پررنگ تر شده و بهتر بگم روشون باز شده! و کمی جو نظامی زده سایت که خانم ها را فراری میداد تلطیف و معقولانه تر شده...روند رو چطور میبینی؟
-----------------------------------
12.ثبات شخصیتی یک بحث جالبیه...یک نفر میبینی صبح جدی است..ظهر خوشحاله..عصر دلش گرفته...شب دعوا میکنه و کلا روند متلاطمی داره ...روانی هم نیست...چه راهکارهایی هست تا این فرد به ثبات و تعادل برگرده و روی یک مدار دور آرام و منطقی حرکت کنه؟

13.فکر کردن بیش از حد آدم رو دپرس و گفگاهی بیمار میکنه! جقدر در روز فکر میکنی تا به این حالت دچار نشی؟
---------------

و اما ببینیم مهدی درباره اینا چی میگه!

مهدی در سالن کنفرانس در حال سخنرانی(در دو حالت استرس و بدون استرس)
مهدی در حال نوشتن برنامه ای که از بس زمان بر است تمام کردنش را هی به تعویق می اندازه!
مهدی درحال رانندگی و موتور سیکلتی که با سرعت مماس بر اتومبیلش رد می شود!
مهدی در حال عزیمت به تهران برای کاری فوری و بسیار مهم و لغو پرواز فرودگاه شیراز!
مهدی همراه با مبلغ قابل توجهی پول و محاصره شدن توسط اراذل!
مهدی و گیر دادن یک معتاد برای دریافت مقداری پول به او!
مهدی و انجام ناخودآگاه کاری و عذاب وجدانی که ولش نمیکنه!
---------------
مهدی و میلاد نگار و یاسر میم و میلاد در یک جلسه اند...بحث جدی است و میلاد طبق معمول بیش از اینکه فکر بحثهای مطروحه باشد فکر تناول میوه های روی میز است و اینکه صندوق پر کنه و ببره بازار میوه فروشا 2 زار کاسب بشه! حکم یک دستگاه تاییدیه داره وفقط برای خالی نبودن عریضه هرچی اقا مهدی میگه ...میگه درسته و من هم موافقم...میلاد نگار نیز در این زمینه همکاری فعالی دارد!!!!ولی فرقش اینه که ذهنش دو جانبه عمل میکنه هم تو بحث شرکت میکنه و هم از کشفیات میلاد میل میکنه! تازه برنامه ریخته تجهیزات برقی محل جلسه رو هم جمع کنه ببره برای خودش! یاسر میم هم که طبق معمول مشغول بررسی شیمیایی نوشیدنی هایست که روی میز قرار داده شده است و اعلام میکنه همگی کشنده و سمی هستند!!! یاسر نیز در اقدامی انقلابی شیمیایی همه مواد و عناصر جلسه را تجمیع نموده و به برمیداره می بره و میگه میخوام از نظر chemical nano موضوع رو مورد بررسی قرار بدم!

در این وضعیت حالتهای متصور مهدی برای برخورد با این افرادی که اقدام علیه امنیت ملی و براندازی نرم جلسه کرده اند چیست؟
  بی  
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط Mahdi1944 »

Mil@d نوشته شده:خوب مثل اینکه شارژ سوال کاربران خالی شد و بیشتر به ما نوبت میرسه!!!
ظاهرا حق با شماست .... تصویر

1.سوال سیاسی دیگه تعطیل..البته همین تعداد کافیه و دیدگاههای مهدی از این نظر برای کاربران واضح تر شد.
اميدوارم ...


2.امری خیری هم که در سنترال انجام گرفته امیدواریم زوج خوشبختی شده باشند...ازدواجهای اینترنتی دیگه جای خودش رو باز کرده و انشالله بازم امر خیر در سنترال شاهد باشیم!(شاید هم در حال انجامه)
انشاالله تصویر

3.گفتی دوست دختر دوست پسر در تعاریفت جایی ندارند...پس به نظرت اسم این روابط چیه؟ معادل دیگری براش در نظر گرفتی؟
نگفتم اين روابط وجود ندارند، متاسفانه وجود دارند، اما از نظر من مشروعيت ندارند، يعني من براي خودم چنين روابطي رو تعريف نشده ميدونم، حدود روابط جنس مخالف با هم رو به طور کامل دين و عرف تعيين کرده، مثلا به نظر من گردش رفتن، کافي‌شاپ و مواردي از اين قبيل بين دو جنس مخالف توجيهي نداره، مگر به قصد شناخت بهتر همديگه (براي ازدواج) باشه که در اين صورت هم ميشه فقط با يک نفر، با آگاهي خانواده‌هاي طرفين و در چارچوب شفاف و روشن، که اسم اين هم ميشه دوران نامزدي، نه نامهايي که شما نوشتيد و در اين صورت هم با 10 نفر نيست ديگه ....
روابط ديگري هم بين افراد شکل ميگيره، مانند همکار بودن، همکلاسي بودن، روابط خانوادگي و موارد مشروعي مانند اين که اين هم مسلما دوستي نام نميگيره و يک رابطه‌ي منطقي و در چارچوب و دليل روشن هست که با از بين رفتن دليل، روابط هم معمولا از بين ميره و آثار منفي هم به جا نخواهد گذاشت، البته اين موضع من دليل بر اين نميشه مثلا به خانمها کمک نکنم، در اين زمينه جنسيت تفاوتي نداره و اين رو هم افرادي که من رو ميشناسند تاييد خواهند کرد، اما خوب باز هم تکرار ميکنم، روابط در چارچوب دين و عرف از نظر من مشروعيت داره، نه ذره‌اي خارج از اين!

-------------------------------------


1.مهدی گفتی یک چند سالی تنها زندگی کردی و شاید الان هم همینطوره...معمولا آدم در این حالت خوداتکا تر میشه و البته سختی بیشتر میکشه! این تنهایی ها چگونه گذشت..تلخی و شیرینیهایش...!
انسان به طور فطري يک موجود اجتماعي هست، اين اجتماع هم از اجزاي مهم و حياتي کوچک‌تري به نام خانواده و بعد از اون آشنايان و دوستان تشکيل شده، پس به طور کلي فطرت انسان با تنهايي مطلق و در سطح کمتر اون زندگي دور از خانواده، دوستان و آشنايان سازگار نيست، اما از طرفي انسان موجودي هدف محور و تصميم گيرنده بر مبناي عقل، علم و اعتقادات بوده و داراي اراده و همين شرايط باعث ميشود انسان در راه اهداف، علم و اعتقادات خود تن به تحمل تنهايي بعضا طولاني مدت نيز بدهد به اميد رسيدن به رشد در هر يک از ابعادي که هدف اصلي اين تصميم بوده، پس هر چند تنهايي پديده‌ي مطلوبي نيست، اما در راه رشد و تعالي بعضا لازم هست، اگر هدف واقعا مبناي درست عقلي، علمي يا اعتقادي داشته باشد، با اين توصيف، تنهايي رو تا زماني که باعث رشد باشه دوست دارم و عقيده دارم هر فردي بايد اين تنهايي رو براي مدتي درک کنه تا بتونه تواناييهاي خودش رو بشناسه، به بلوغ شخصيتي کافي برسه و به خودش متکي بشه، اينها معمولا تا زماني که فرد تنهايي رو تجربه نکرده نميتونه درک کنه



2.تا حالا احساس کمبود عاطفی بهت دست داده؟(منظورم نیاز به چیزهاییست که الان در دسترس نداری ولی دوست داشتی داشته باشی)
کمبود عاطفي خير، اما دلتنگي براي عزيزان بله


3.تا حالا مقابل سختی کم آوردی؟
کم آوردن زماني هست که در مقابل چيزي عاجز باشيم و راه حلي براي غلبه بر اون ناتواني نداشته باشيم، شده زماني براي لحظه‌اي چنين احساسي داشته باشم، اما به خاطر ندارم نتونسته باشم بر اون غلبه کنم، يعني معمولا در بازسازي شخصيتي و برگشت به شرايط نرمال موفق هستم


4.حقت رو خوردن؟
بله ...


5.دلت رو شکستند؟
بله ...


-------------------------

6.روانشناسیت خوبه...میتونی ذهنیت خونی بکنی...منظورم اینه که با نگاه به چهره و حرفهای یک نفر و یا حتی اس ام اس بفهمی طرف چی تو مغزش میگذره؟
معمولا حدسهاي بسيار نزديک به واقعيت ميزنم که بعضا فرد رو متعجب ميکنه


7.یکی بهت پیله کنه در باب هر موضوعی حالا...بعد از تموم شدن صبرت چطور کاری میکنی دیگه طرفت نیاد!
معمولا بعد از اون واقعه کاري نميکنم، با رفتارم در همون لحظه فرد رو به سمتي که ميخوام هدايت ميکنم و بهش القا ميکنم از نظر من حدودش در رابطه با من تا کجاست و چقدر اون رو رد کرده، اگر کافي نبود، دفعات بعد به درخواستهاي اون پاسخ نميدم


8.حس کردی بعضی ها فکر میکنند آدم غیر عادی و فوق العاده ای هستی؟
غير عادي يعني يا خيلي خوب و يا خيلي بد، کاملا مساوي فوق العاده نيست، چون فوق العاده معمولا به فراتر از نرمال به سمت مثبت اطلاق ميشه، عادي هم معمولا افراد خودشون رو عادي ميدونند و عده‌اي هم اون چيزي که عموم جامعه در اون طبقه بندي قرار ميگيرند رو عادي فرض ميکنند و بر همين دو مبنا ديگران رو مقايسه و طبقه بندي ميکنند، پس قاعدتا نه تنها من، بلکه اکثر افراد چنين چيزي رو در مواجهه با ديگران حس خواهند کرد، به هر دو شکل هم هست، يعني هم افرادي ممکنه فرد رو غير نرمال بدونند، و هم فوق‌العاده و اين دو در يک وضعيت ممکنه از طرف ديگران به فردي نسبت داده بشه، اينکه اين استنباط ديگران تا چه حد اهميت داشته باشه، به ميزان ارزشي که براي هر فرد از ديد خودمون تعيين ميکنيم بستگي داره، اما من معمولا بر اين مبنا تصميم به تغييري نميگيرم و اگر به من ابراز کنند در هر دو صورت سپاسگزاري ميکنم


9.در باب برخی مسائل که جدیتی بیش از اهمیت موضوع نشون میدی (نظر شخصی) شاید کار درستی باشه و من اشتباه می کنم ولی حالا نت رو بی خیال ولی خود من شخصا از این رفتار نتیجه نگرفتم و در طرف مقابلم اثر عکس داشته...حالا شاید در همون لحظه بپذیره ولی از نظر روانی یک حالت آتش زیر خاکستر براش میمونه! تصمیم نداری یکم تجدید نظر کنی...نمیگم این جدیت رو بگذاری کنار..مقداری تلطیفش کنی که تاثیرگذاریش قوی تر بشه!
شايد حق با شما باشه، اما جديت با خشونت تفاوت داره، ممکنه افرادي اين رو خشونت تعبير کنند که براي اين موضوع شايد نياز هست تغييري در نحوه‌ي بروز اون انجام بدم تا به قول شما لطيف‌تر باشه، اما مطمئن باشيد به اين شکل نيست و من در هر شرايطي براي افراد حداقل به خاطر انسان بودنشون ارزش قائل هستم، و اما بخش دوم يعني بيش از اهميت موضوع، شايد فرد مقابل درک نميکنه موضوع چه ميزان اهميتي داره و فکر ميکنه بيش از حد اهميت موضوع هست، اما اين رو ميدونم هيچ وقت بيش از اهميت کلي موضوعي حساسيت به خرج نميدم


--------------------------------

10.این صندلی باعث شد چیزاهای جدیدی که پیرامون شخصیتت بهش فکر نکرده بودی رو بشنوی؟وسوالات مفید بود(غیر از سیاسی هاش)
هميشه چند فکر بهتر از يک فکر زواياي يک موضوع يا موجوديت رو ميتونند بررسي کنند، پس به اين مورد اعتقاد دارم که سوالات ديگران ميتونه آموزنده و مفيد باشه و اين صندلي داغ هم از اين قاعده جدا نيست


11.مدتی است حضور دختران در سنترال پررنگ تر شده و بهتر بگم روشون باز شده! و کمی جو نظامی زده سایت که خانم ها را فراری میداد تلطیف و معقولانه تر شده...روند رو چطور میبینی؟
مهمترين چيزي که هر فردي براي حضور در يک محيط يا جامعه چه مجازي و چه واقعي نياز داره، وجود امنيت هست، چه از بعد رواني و چه از بعد فيزيکي، و براي رسيدن به اين اطمينان هم معمولا زماني لازم هست تا به اون حد از اطمينان برسند، فکر ميکنم اين روند مثبت هست و نشون ميده راه درستي رفتيم، امنيت بدون در نظر گرفتن جنسيت براي همه داراي اهميت بالايي هست و در خانمها اين اهميت بيشتر ميشه و حضور اين عزيزان نشون دهنده درست عمل کردن و مقبوليت هست که از اين بابت خوشحالم، چون يکي از اهداف ايجاد اين انجمن ايجاد محيطي سالم و امن براي فعاليت علمي هست


-----------------------------------

12.ثبات شخصیتی یک بحث جالبیه...یک نفر میبینی صبح جدی است..ظهر خوشحاله..عصر دلش گرفته...شب دعوا میکنه و کلا روند متلاطمی داره ...روانی هم نیست...چه راهکارهایی هست تا این فرد به ثبات و تعادل برگرده و روی یک مدار دور آرام و منطقی حرکت کنه؟
اينکه ما بخواهيم فرد هميشه واقعا در ثبات به سر ببره، خواسته‌ي زياديه اما تا حد زيادي عملي هست، افراد تحت تاثير محيط و رخدادهاي اون هستند، اگر بتوانند براي هر رخدادي روالهاي درستي تعيين کنند تا اثرات اون رو به خوب و بد تجزيه کرده و به نحو موثري اون رو در همون لحظه حل کنند تا درگير نباشند ميتونه راهکار کلي خوبي باشه (هيچ چيز در جهان مطلقا بد و يا مطلقا خوب نيست، پس از بدها درس بگيريم و از خوبها براي تقويت روحيه استفاده کنيم)، معمولا اغلب افراد توان تحمل يک رخداد هر چه قدر سنگين باشه رو دارند، اما چون کاملا اون رو حل و حضم نميکنند، اثرات منفي اون که تخريب کننده ثبات هست رو کاملا دفع نميکنند و در مواجهه با رخدادهاي بعدي هم به همين شکل و اينها روي هم جمع ميشه و به مرحله‌ي خارج از تحمل فرد ميرسه که ميشه همين عدم ثبات و در اين مرحله، چون ظرفيت فرد براي تحمل رخدادهاي ناگوار پر شده، کوچکترين رخداد منفي فرد رو از حالت نرمال خارج ميکنه و به محض حل و حضم نسبي اون رخداد فرد به حالت شاد يا عادي برميگرده، از ديدگاه ديگه، ميزان اهميت و ارزش رخدادها، نوع جهان‌بيني‌اي که ما براي کل جهان ماده قائل هستيم در ثبات و استحکام روحي ما نقش داره، مثلا اگر ما خودمون رو واقعا در دو بعد ببينيم و بعد ماده رو بسيار پست تر از بعد روح بدونيم، مسلما رخدادهاي جهان ماده اهميت کمتري خواهد داشت و اهميت کمتر منجر به بروز تاثيرات منفي کمتر خواهد شد، قديميها به اين بينش جمله‌ي خوبي نسبت ميدادند که شايد شنيده باشيد، ميگفتند فلاني دنيا تا زير زانوشه...
بجز اينها ما يک بعد دروني داريم که حريم خصوصي هست و يک بعد بيروني که رفتار و عکس‌العملهاي ما محسوب ميشه، اگر بتونيم ياد بگيريم حساب اينها رو از هم جدا کنيم و در واقع يک مجموعه عمل و عکس‌العمل روتين و قابل انعطاف رو براي رفتار با ديگران تعريف کنيم، ميتونيم به مرور در حين ناراحتي لبخند بزنيم و در نهايت به کنترل بروز احساسات منتهي خواهد شد که اين با تمرين عملي خواهد بود.
هر يک از اين موارد رو ميشه موشکافانه‌تر بررسي کرد که جاي بحث اون اينجا فکر نميکنم باشه


13.فکر کردن بیش از حد آدم رو دپرس و گفگاهی بیمار میکنه! جقدر در روز فکر میکنی تا به این حالت دچار نشی؟
در آموزه‌هاي ديني داريم، يک ساعت فکر کردن بهتر از 70 سال عبادت است (دقيقا جمله رو يادم نيست، اما همچين مفهومي داشت)، پس فکر اگر در جهت و مبناي درستي باشه، هرگز چنين آثاري به جا نخواهد گذاشت، اما مشکل کار اين هست که معمولا افراد رخدادهاي بد رو مرور ميکنند و در هر بار نکات ريز و کم اهميتي رو براي خودشون بزرگ‌تر و پر رنگ‌تر ميکنند (مثل عملکرد يک پرينتر که هر بار سوزن از يک نقطه ميگذره، بر اساس چيزي که بايد رسم کنه، اون رو پر رنگ تر و نمايان‌تر ميکنه) و در نهايت اين روال به ناديده گرفتن تمام خوبي‌هاي يک موضوع منتهي ميشه و باعث بروز حالتهايي که اشاره کرديد ميشه، مانند دپرس بودن و امثال اون، حالا اينکه ما چرا به اين وضعيت دچار ميشيم يکي از دلايلش نداشتن برنامه‌ي کاري هست، انسان وقتي برنامه داشته باشه، کمتر وقتي براي فکر به ديگر رخدادهاي گذشته خواهد داشت و در کنار اون عدم توان تجزيه‌ و تحليل درست و منطقي يک رخداد با توجه به همه‌ي ابعاد اون هست

---------------

و اما ببینیم مهدی درباره اینا چی میگه!


مهدی در سالن کنفرانس در حال سخنرانی(در دو حالت استرس و بدون استرس)
اگر امادگي نداشته باشم در چنين وضعيتي خودم رو قرار نميدم و فقط در صورتي که آمادگي کامل براي يک وضعيت و عمل رو داشته باشم قبول ميکنم، پس اگر پذيرفتم، امکان اينکه استرس داشته باشم بسيار کمه، تقريبا کاري رو که در توان انجام اون شک داشته باشم و زواياي اون کاملا برام روشن نباشه رو قبول نميکنم و انجام نميدم


مهدی در حال نوشتن برنامه ای که از بس زمان بر است تمام کردنش را هی به تعویق می اندازه!
کلا اينطور اخلاقي ندارم، کاري رو شروع کنم به هر قيمت سعي ميکنم به پايان برسونم، مگر دليل و يا وقفه‌ي منطقي و با اهميت‌تري که از قبل پيش بيني نشده موجب توقف اين پروسه بشه، وگرنه تنبلي نميکنم


مهدی درحال رانندگی و موتور سیکلتی که با سرعت مماس بر اتومبیلش رد می شود!
سعي ميکنم از برخورد جلوگيري کنم، فقط در اون لحظه اين در دستور کار قرار ميگيره و عکس العمل قابل لمسي ديگه‌اي فکر نميکنم داشته باشم


مهدی در حال عزیمت به تهران برای کاری فوری و بسیار مهم و لغو پرواز فرودگاه شیراز!
سعي در پيدا کردن راه ديگري براي رسيدن به مقصود و مقصد


مهدی همراه با مبلغ قابل توجهی پول و محاصره شدن توسط اراذل!
اولا اينکه پول انچنان قابل توجهي ندارم به طور کلي و از طرف ديگه هيچ وقت عادت ندارم بيشتر از پول توجيبي پول حمل کنم به صورت فيزيکي، ما در دوران مدرن زندگي ميکنيم و همه چيز در حال الکترونيکي شدن هست و مورد آخر اينکه هميشه سعي ميکنم در چنين وضعيتهايي قرار نگيرم و قبل از رسيدن به وضعيت محاصره کامل راهي براي برون رفت از اون پيدا ميکنم، اما اگر هم در چنين وضعيتي قرار گرفتم با توجه به توضيحات قبلي، نه پولي دارم و نه اگر داشته باشم همراه دارم، پس اونها هم مبينند من فقير تر اون خودشون هستم، کاري با من ندارند، حتي شايد دلشون سوخت پول تاکسي تا برسم به خونه هم بهم دادند تصویرتصویر


مهدی و گیر دادن یک معتاد برای دریافت مقداری پول به او!
خيليها بهم خورده ميگيرند که چرا اينطور هستم، اما معمولا در مقابل اينچنين درخواستهايي اگر پول خوردي (25،50،100 تومني) داشته باشم به طرف ميدم بدون اينکه فکر کنم راست ميگه يا دروغ، چون هدف من کار خير و در راه خدا هست، حالا اگر اون دروغ ميگه با هر چيز ديگه‌اي پاي من نوشته نميشه، البته اگر مطمئن باشم شياد هست و دروغ ميگه شايد نظرم عوض بشه و در اين قانون فرفي نميکنه معتاد باشه، يا فقير يا ...


مهدی و انجام ناخودآگاه کاری و عذاب وجدانی که ولش نمیکنه!
سعي در جبران اون خطا، اگر خطا حق الناس باشه فرد مورد نظر رو راضي ميکنم، ازش عذر خواهي و طلب بخشش ميکنم و اگر حق الله باشه دعا، استغفار و اميد بخشش از درگاه او


---------------
مهدی و میلاد نگار و یاسر میم و میلاد در یک جلسه اند...بحث جدی است و میلاد طبق معمول بیش از اینکه فکر بحثهای مطروحه باشد فکر تناول میوه های روی میز است و اینکه صندوق پر کنه و ببره بازار میوه فروشا 2 زار کاسب بشه! حکم یک دستگاه تاییدیه داره وفقط برای خالی نبودن عریضه هرچی اقا مهدی میگه ...میگه درسته و من هم موافقم...میلاد نگار نیز در این زمینه همکاری فعالی دارد!!!!ولی فرقش اینه که ذهنش دو جانبه عمل میکنه هم تو بحث شرکت میکنه و هم از کشفیات میلاد میل میکنه! تازه برنامه ریخته تجهیزات برقی محل جلسه رو هم جمع کنه ببره برای خودش! یاسر میم هم که طبق معمول مشغول بررسی شیمیایی نوشیدنی هایست که روی میز قرار داده شده است و اعلام میکنه همگی کشنده و سمی هستند!!! یاسر نیز در اقدامی انقلابی شیمیایی همه مواد و عناصر جلسه را تجمیع نموده و به برمیداره می بره و میگه میخوام از نظر chemical nano موضوع رو مورد بررسی قرار بدم!


در این وضعیت حالتهای متصور مهدی برای برخورد با این افرادی که اقدام علیه امنیت ملی و براندازی نرم جلسه کرده اند چیست؟
در اين وضعيت ميلاد و ياسر که از نظر من در جلسه حضور ندارند، فقط ميلاد نگار طرف بحث من هست، اينکه اون دو تاي ديگه چيکار ميکنند و قراره چطور باهاشون برخورد بشه هم احتمالا در چارچوب کاري من نيست و حراست جلسه مسئول تصميم گيري در مورد اونها خواهد بود،‌ اگر خواستند هم ميتونند باهاشون همکاري کنند تصویر
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 618
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۷, ۱:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1938 بار
سپاس‌های دریافتی: 1909 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط pedmehr »

با سلام خدمت آقا مهدي و اجازه دوستان من هم سولاتي بپرسم .

در جوابهات خيلي از منطق و چارچوب هات حرف زديد ... به نظرت تمام مسائل شخصي و غير شخصي عالم رو ميشه با منطق و علمي كه از منطق نشئت گرفته حل و فصل يا توجيه كرد ؟

بدون حاشيه بگم ... چرا انقدر رسمي ؟ ‌ اينجوري هستيد، اينجوري بايد باشيد يا اينجوري ميخوايد باشيد ؟

سنترال كلابز و رتق و فتق امورش حدود چند ساعت از وقت شبانه روزت رو ميگيره ؟

بعد از بلوغ فكريتون تا حالا شده منطق رو كنار بگذاريد و احساسي عمل كنيد ؟‌ اگه شده كه قريب به يقين شده پشيمونيد يا خير ؟‌

متشكرم
در روح و جان من میمانی ای وطن
Administrator
Administrator
نمایه کاربر
پست: 15899
تاریخ عضویت: جمعه ۷ بهمن ۱۳۸۴, ۷:۵۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 72687 بار
سپاس‌های دریافتی: 31681 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط Mahdi1944 »

pedmehr نوشته شده:با سلام خدمت آقا مهدي و اجازه دوستان من هم سولاتي بپرسم .
سلام

در جوابهات خيلي از منطق و چارچوب هات حرف زديد ... به نظرت تمام مسائل شخصي و غير شخصي عالم رو ميشه با منطق و علمي كه از منطق نشئت گرفته حل و فصل يا توجيه كرد ؟
تمام مسائل عالم رو ميشه با کمک دين و آيين الهي و در کنار اون عقل و منطق بهبود بخشيد و يا حل کرد، منطق و عقل تصميم ميگيره کي و چطور از اموزه‌هاي ديني و امکاناتمون در چارچوب اون استفاده کنيم، اما لااقل ما شيعيان اعتقاد داريم تا قبل از ظهور منجي به مدينه‌ي فاضله نخواهيم رسيد و فقط ميتونيم در حد توانمون در بهبود اون تلاش کنيم، پس هيچ وقت عقيده ندارم با صرفا منطق ميشه همه‌ي مشکلات عالم رو حل کرد!!



بدون حاشيه بگم ... چرا انقدر رسمي ؟ ‌ اينجوري هستيد، اينجوري بايد باشيد يا اينجوري ميخوايد باشيد ؟
من فکر نميکنم رسمي باشه اين تاپيک، شايد اين استنباط شما باشه، اما رفتاري که دارم برخي مواقع اينجوري بايد باشم و برخي مواقع به قول شما ميخوام اينجوري باشم، بستگي داره چي رو چه زماني درست بدونم، هر چيزي که درست تشخيص بدم رو انجام ميدم

سنترال كلابز و رتق و فتق امورش حدود چند ساعت از وقت شبانه روزت رو ميگيره ؟
کار من به نوعي مرتبط با شبکه هست و در واقع نياز هست زمان زيادي آنلاين باشم، در کنار کارهاي ديگه به امورات CC هم رسيدگي ميکنم و وقتي رو صرفا براي انجمن نميگذارم و به موازات ديگر فعاليتهايي که نياز هست انجام بدم CC رو هم مديريت ميکنم

بعد از بلوغ فكريتون تا حالا شده منطق رو كنار بگذاريد و احساسي عمل كنيد ؟‌ اگه شده كه قريب به يقين شده پشيمونيد يا خير ؟‌
شبيه اين سوال قبلا هم مطرح شده، هر چيزي رو بشه با منطق انجام داد و در واقع در محدوده‌ي کاري منطق باشه رو با منطق ميسنجم، اما تصميم نهايي رو هميشه مانند يک ماشين يا روبوت با منطق محض نميگيرم، برخي مواقع منطق تنها تعيين ميکنه راه درست هست يا خير و بعد از اون احساس تعيين کننده و تصميم گيرنده هست، مثلا در روابط عاطفي انسانها ديگه منطق چندان کارگر نيست و فقط تعيين ميکنه کليت کار درسته يا خير، يا مثلا وقتي زندگي فرد يا افرادي در خطر هست، منطق ممکنه انتخاب ديگري انجام بده و اولويت رو به چيزي که سود شخصي در اون هست بده، اما همين منطق کمک و نجات رو تاييد ميکنه، و اين کافيه تا بعد از اون احساسات انساني و شريعت و آييني که به اون اعتقاد داريم تعيين کنه بايد کمک کرد، من نميدونم از کجاي حرفهام اينقدر منطق منطق ميبينيد که اينطور مطرح ميکنيد، اما من منطق رو بخشي از نحوه‌ي تصميم گيري ميدونم، نه تمام اون! ، احساس، شريعت، مصلحت، شرايط و ... مکمل و اصلاح کننده تصميم نهايي خواهد بود



متشكرم
خواهش ميکنم


ادبيات جالبي داشتيد...
زندگي صحنه يکتاي هنرمندي ماست هرکسي نغمه خود خواند و از صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به ياد


[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | مجله الکترونيکي سنترال کلابز

[External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests] | [External Link Removed for Guests]

لطفا سوالات فني را فقط در خود انجمن مطرح بفرماييد، به اين سوالات در PM پاسخ داده نخواهد شد
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط Mohammad 1985 »

اولا بگم واقعا جالب بود این صندلی داغ ! با وجودب که فکر می کردم افکارمون زیاد شبیه نیست ولی دیدم اشتباه می کردم در اکثر موارد با هم هم عقیده هستیم ! جالب بود
نظرت در مورد ای ام دی هم برام جالب بود کلا دیدم تا حدود زیادی عوض شد .
نظرت راجع به من چیه ؟
بالاخره کی منو اخراج می کنی ؟!
گوشیتون چیه ؟
اپراتور ؟
آیا سهام سنترال رو میفروشی ؟
اگه بازم انجمن فیل بشه چی کار میکنی ؟
روزی معمولا چند ساعت آن لاین میشی ؟
گرمایی هستی یا سرمایی ؟
کی میلاد رو اخراج می کنی ؟ بیشتر از 110 هزار نفر راحت بشن !
یادتونه یه زمانی توی یه انجمنی که نام نمی برم در شواری نظارت بودی و به دلایلی بسیار واهی اخراجت کردن ؟ ( مهمترین دلیل تولد سنترال توسط شما بود ) اسم اون انجمن رو نام میبرید یا خودم بگم ؟ یا نباید گفت ؟
دوست داری به دوران کودکی برگردی ؟
حاضری تهران زندگی کنی ؟
اگه مجبور باشی به غیر از شیراز و کلا استان فارس کجا زندگی می کنی ؟ ( ترجیحا استانهای همجوار نباشه ! )
تا حالا به چه شهرهایی از ایران رفتی ؟ ( البته فکر نکنم زیاد جایی رفته باشی نیست که خیلی وقت داری مثل خودم ! )
فلش مموریت چند گیگ ظرفیت داره ؟!
اولین فعالیت شما در اینترنت چی بود ؟
نظرت راجع به حذف نظام وظیفه و ایجاد ارتش حرفه ای ؟
ژ3 یا کلاش ؟
نظرت راجع به کلمات زیر :
مگان 2000 سی سی
کشور
اخراج !
ایرانسل
ایران وبا
همراه آخر
اینترنت پر سرعت
دریا
نظرمخالف
ریگی
اف 4
گارد جاویدان
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Major
Major
پست: 341
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۷, ۱۱:۴۹ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 434 بار
سپاس‌های دریافتی: 553 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط fereshteh blue »

1 انجام چه عملي شما دچار سرخوشي معنوي مي كنه ؟ (يه جور رضايت دروني از بندگي)
2 به كسي غبطه خورديد ؟ چه ويژگي داشته كه چنين حسي پيدا كرديد ؟
3 اگر روزي امكان ادامه فعاليت در اين ضمينه و البته روانشناسي را نداشته باشيد انتخاب بعدي شما چه رشته اي هست ؟
4 دوران دبستان دوست داشتيد چه كار بشويد ؟ من خودم دوست داشتم رياضي دان بشم !
5 از كسي دلگير هستيد منتظر مي مونيد از شما دلجويي كنه يا فراموش مي كنيد ؟
6 نظرتون راجع به وجود موجودات فرازميني چيه ؟ كلاً علاقه اي به ماورا داريد ؟
7 بعضي از علوم هميشه انسان را وسوسه مي كنند براي يادگيري براي شما كدوم علوم بيشتر چنين خاصيتي دارند ؟
8 چقدر آسمان را دوست داريد ؟ هيچ وقت عاشقانه نگاهش كرديد ؟
9 چه آرزويي داريد كه دور از دسترس شماست ؟ مثلاً سفر به كرات ديگه !
10 علاقه اي به امتحان سبك هاي مختلف زندگي داريد ؟
11 آزار دهنده ترين كاستي در مردم ايران از نظر شما چيه ؟
12 گفتيد مدتيه تنها زندگي مي كنيد كدوم يكي از كارهاي منزل براتون آزار دهنده است ؟ (گردگيري! يا اتو كردن لباس ها! )
13 آشپزي را دوست داريد يا مجبوريد انجام بديد ؟
14 من علاقه ي زيادي به لهجه ها و گويش ها دارم مخصوصاً نيمه ي جنوبي كشور ، شما چه لهجه يا گويشي را ترجيح مي دهيد ؟
15 از نظر آقا ياسر تحصيلات عاليه خانم ها باعث بالا رفتن سن ازدواج و از بين رفتن كفويت مي شه ،از نظر شما علت بالا رفتن سن ازدواج چيه ؟
16 كمتر ديدم پسرها علاقه اي به خوندن رمان داشته باشند ، شما چطور ؟ اگر خونيد يه رمان زيبا را معرفي مي كنيد .
17 اگر حس كنيد كسي از صبر شما سوئ استفاده مي كند عكس العملتون چطوره ؟
18 فكر مي كنيد رمز پيشرفت چشمگير سنترال چيه ؟ در مدت سه سال بيش از 110000 كاربر
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 395
تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 425 بار
سپاس‌های دریافتی: 706 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahdi1944...!

پست توسط JavadRadical »

سلام به تمامی دوستان عزیز :razz:
و سلام به مهدی عزیز مدیریت خوب سنترال کلابز :D :razz:

اگر اجازه بدید من هم چند لحظه وقتتون رو بگیرم و چند سوال بپرسم . :D

- مهدی جان , شما به فلسفه و منطق علاقه دارید ؟ ایا مطالعاتی در این زمینه داشتید ؟
( این سوال رو از این جهت میپرسم که گاها شما درمورد بعضی سوالات چند سطر پاسخ مینویسید ولی درنهایت شاید جواب اون چیزی که فرد مورد نظر انتظارش رو داشته باشه نیست :D , البته شاید این برداشت من به این دلیل باشه که تنها به صورت اجمالی به سوالات و پاسخها نگاه کردم )

- تعریفت از استاد خوب ؟

- بجز رشته تحصیلی خودتون با چه رشته ها یا علومی اشنایی نسبی یا کامل داری ؟ ( البته روانشناسی رو ذکر کرده بودید )

- تفاوت جایگاه یک دانشمند و محقق رو در ایران و یک کشور با قطبیت علمی چطور ارزیابی میکنی ؟

- همونطور که میدونی در جوامع یک سری هنجارهای کلی وجود داره که بین تمام جوامع یکسانه و یکسری هنجارهای خاص که تنها مختص خود یک جامعه هست و به دیگر جوامع تعلق نداره ; از نظر شما اگر کسی با هنجارهای خاص یک جامعه وارد جامعه دیگری بشه ایا اون فرد به عنوان یک هنجار شکن شناخته میشه ؟ در جامعه مجازی مثل این انجمن چطور ؟

هم به شما و هم به اقا Mil@d, میلاد که زحمت زیادی میکشند خسته نباشید میگم .
موفق باشید :razz: :razz: :razz:
"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time


تصویر
قفل شده

بازگشت به “صندلي داغ”