ايران باستان
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت
-
- پست: 12
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۲ تیر ۱۳۸۸, ۱۰:۵۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 12 بار
ايران باستان
بچه ها من ميخوام يك صفحه درباره ايران باستان بسازم لطفا من در اين راه با نظرهاي خوبتون كمكم كنيد در در جه اول بايدگفت كه معمولا وقتي از ايران باستان صحبت ميشودهمه به دوران هخامنشيان فكر ميكنند اما بايد ازقبل از ازان دوران بگوييم ايران اولين بارتوسط كوچ قبايل اريايي از شمال به فلات ايران ايران نام گرفت وبه اين نام مشهور شد اريايي ها به دو دسته تقسيم شدند كه يكدسته به هند ودسته ديگر به فلات ايران امدند [HIGHLIGHT=#0070c0]
-
- پست: 12
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۲ تیر ۱۳۸۸, ۱۰:۵۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 12 بار
Re: ايران باستان
باگذشت زمان قوم ها وقبايل مختلفي در فلات ايران بوجود امدند كه هر كدامدر محدوده خود فرمانروايي ميكردند از مهمترين اين قبايل مادها پارسها پارتها و...... را ميتوان نام برد مستندات تاريخي زيادي از ان زمان در فلات ايران باقي مانده اما منميخاهم از زماني كه يك قدرت واقي در ايران بوجود امد شروع كنم

- پست: 879
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
- محل اقامت: سلماس
- سپاسهای ارسالی: 1256 بار
- سپاسهای دریافتی: 1595 بار
Re: ايران باستان
اولین حکومت توسط کد خدایی که در نزد مردم به نیکی یاد می شد و مردم برای حل اختلافاتشون به نزد او می رفتند تشکیل شد او پس از شکست دادن رقبا بر تخت سلطنتی نشست و حتی حکومت آشوریان رو هم شکست داد او نمی گذاشت هیچ کس او رو ببینه بنابراین قوانینی رو وضع کرده بود که مردم باید طبق اون رفتار می کردند او سازمانی به نام سازمان گوش و چشم تاسیس کرد که داریوش بعدا اون رو اصلاح کرد در کل حکومت مادها در یه زمانی خیلی قوی بود ولی نتونست از پیروزی هایی که به دست اورد به خوبی استفاده کنه و بعدها هم حکومت مادها به علت ظلم های حاکمان و نارضایتی مردم توسط کوروش کبیر منقرض شد
ان شا الله در آینده نحوه به دنیا امدن کوروش و به پادشاهی رسیدن اونو توضیح خواهم داد
ضمنا برای مطالعه تاریخ ایران باستان توصیه می کنم کتاب ایران باستان نوشته اردشیر خدادایان که در دو جلد است رو مطالعه کنید
ان شا الله در آینده نحوه به دنیا امدن کوروش و به پادشاهی رسیدن اونو توضیح خواهم داد
ضمنا برای مطالعه تاریخ ایران باستان توصیه می کنم کتاب ایران باستان نوشته اردشیر خدادایان که در دو جلد است رو مطالعه کنید
دعا مي كنم خدا از تو بگيرد هر آنچه كه خدا را از تو مي گيرد.

- پست: 934
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1043 بار
- سپاسهای دریافتی: 3151 بار
Re: ايران باستان
هادي آقازاده 2 نوشته شده:اولین حکومت توسط کد خدایی که در نزد مردم به نیکی یاد می شد و مردم برای حل اختلافاتشون به نزد او می رفتند تشکیل شد.......حتی حکومت آشوریان رو هم شکست داد
بعدها..حکومت مادها به علت ظلم های حاکمان و نارضایتی مردم توسط کوروش کبیر منقرض شد
؟؟؟؟
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Let your success
Be your noise

- پست: 879
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
- محل اقامت: سلماس
- سپاسهای ارسالی: 1256 بار
- سپاسهای دریافتی: 1595 بار
Re: ايران باستان
خب حالا نحوه به دنیا امدن کوروش
قضیه از اینجا شروع میشه که آخرین پادشاه ماد تو خواب می بینه که نوه اش میاد و اونو می کشه فوری میره پیش پیش گو و پیش گو میگه که از دخترت یه پسری به دنیا خواهد امد که به سلطنت تو پایان خواهد داد پادشاه فوری صدرالعظم رو صدا می کنه و میگه به محض به دنیا اومدن پسره فورا اونو بکش و صدرالعضم هم بچه رو موقع به دنیا اومدن بر می داره و میبره خونش ولی تو خونش خودش رو نمی تونه راضی کنه که بچه رو بکشه بنابراین چوپان دربار رو صدا می زنه و میگه این بچه رو می بری و می کشی و چوپان بچه رو می بره و می خواد که بکشه ولی همسر چوپان نمی زاره و میگه ما یه بچه ای رو داشتیم که مرده بود حالا جای اینا رو عوض می کنیم و هم تو جان خودت رو نگه می داری هم جان این بچه رو . و چنین می کنه بعد از چند سال که کوروش بزرگ میشه و در کوچه با بچه ها بازی می کنه و بچه ها در بازی هاشون اونو پادشاه خطاب می کنند و کوروش هم که جو گرفتش پسر حاکم رو می زنه و پسره می ره برای شکایت نزد باباش و اینطوری کوروش بار دیگه به دربار راه پیدا می کنه و پادشاهه شکش میره که اینو یه جایی دیده بنابراین صدرالعظم رو صدا میکنه که این بچه رو که من داده بودم بکشیش چیکارش کردی کشتیش و صدرالعظم میگه من دادم چوپان بکشتش و چوپان رو مییارند و با کمی تهدید اذعان می کنه که من اونو رو نکشتم و بقیه ماجرا
پادشاهه به ناچار و به زور دخترش کوروش رو نگه می داره ولی می خواد در وقت مناسب کلکش رو بکنه که کوروش زودتر از اون دست به کار می شه و به مخالفت با پادشاه دست می زنه و یه سپاهی رو جمع اوری می کنه و طی جنگ هایی که با پادشاه می کنه و همچنین
با استفاده از نارضالیتی مردم که فوج فوج به گروه دامول
کوروش می پیوستند موفق شد پادشاه رو شکست بده و بدین ترتیب امپراطوری هخامنشی رو پایگذاری کنه
خب اینطوری شد که کوروش به سلطنت رسید می بینید به دنیا اومدن کوروش چه قدر شبیه فیلم های سینمایی است اگه مطلبی رو خواستید من در خدمتم
اگه اشکالاتی هم داشت لطفا بگید 
قضیه از اینجا شروع میشه که آخرین پادشاه ماد تو خواب می بینه که نوه اش میاد و اونو می کشه فوری میره پیش پیش گو و پیش گو میگه که از دخترت یه پسری به دنیا خواهد امد که به سلطنت تو پایان خواهد داد پادشاه فوری صدرالعظم رو صدا می کنه و میگه به محض به دنیا اومدن پسره فورا اونو بکش و صدرالعضم هم بچه رو موقع به دنیا اومدن بر می داره و میبره خونش ولی تو خونش خودش رو نمی تونه راضی کنه که بچه رو بکشه بنابراین چوپان دربار رو صدا می زنه و میگه این بچه رو می بری و می کشی و چوپان بچه رو می بره و می خواد که بکشه ولی همسر چوپان نمی زاره و میگه ما یه بچه ای رو داشتیم که مرده بود حالا جای اینا رو عوض می کنیم و هم تو جان خودت رو نگه می داری هم جان این بچه رو . و چنین می کنه بعد از چند سال که کوروش بزرگ میشه و در کوچه با بچه ها بازی می کنه و بچه ها در بازی هاشون اونو پادشاه خطاب می کنند و کوروش هم که جو گرفتش پسر حاکم رو می زنه و پسره می ره برای شکایت نزد باباش و اینطوری کوروش بار دیگه به دربار راه پیدا می کنه و پادشاهه شکش میره که اینو یه جایی دیده بنابراین صدرالعظم رو صدا میکنه که این بچه رو که من داده بودم بکشیش چیکارش کردی کشتیش و صدرالعظم میگه من دادم چوپان بکشتش و چوپان رو مییارند و با کمی تهدید اذعان می کنه که من اونو رو نکشتم و بقیه ماجرا
پادشاهه به ناچار و به زور دخترش کوروش رو نگه می داره ولی می خواد در وقت مناسب کلکش رو بکنه که کوروش زودتر از اون دست به کار می شه و به مخالفت با پادشاه دست می زنه و یه سپاهی رو جمع اوری می کنه و طی جنگ هایی که با پادشاه می کنه و همچنین
با استفاده از نارضالیتی مردم که فوج فوج به گروه دامول
کوروش می پیوستند موفق شد پادشاه رو شکست بده و بدین ترتیب امپراطوری هخامنشی رو پایگذاری کنه خب اینطوری شد که کوروش به سلطنت رسید می بینید به دنیا اومدن کوروش چه قدر شبیه فیلم های سینمایی است اگه مطلبی رو خواستید من در خدمتم
اگه اشکالاتی هم داشت لطفا بگید 
دعا مي كنم خدا از تو بگيرد هر آنچه كه خدا را از تو مي گيرد.
-
- پست: 12
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۲ تیر ۱۳۸۸, ۱۰:۵۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 12 بار
Re: ايران باستان
با تشكر ازاين دوست عزيزم كه با توضيحات خودشون كار من رو خيلي اسان كردند اما بهتره كه من يك توضيح كوچولو درباره مادها بدم تا اين مطلب كاملتر بشه
مادها نام قومي اريايي تبار است كه تقريبا هزار سال پيش از ميلاد به منطقه غربي فلات ايران حكومت ميكردند منطقه در حدود اذربايجان امروز ايران كه ماد كوچك ومنطقه تهران و ري وكردستان ولرستان وهمدان وكرمانشاه امروزي كه ماد بزرگ ناميده ميشده نام مادها در كتيبه اي قديمي بسيار امده است وميتوان از قديميترين انها به كتيبه اي كه بر كوه هاي كردستان نوشته شده اشاره كرد نام انان همچنين در تاريخ نگاره هاي هرودوت مورخ يوناني امده است وحتي در تورات نيز اشاراتي به اين قوم شده مادها ميتوان گفت اولين امپراطوري ايراني در جهان را بوجود اوردند انها در سده 6 پيش از ميلاد با شكست اشوريان و فتح شرق ليديه پادشاهي ماد را تبديل به يك امپراطوري بزرگ در اسيا كردند كه اين پادشاهي در زمان هووخشتره بزرگترين شاهنشاهي در غرب اسيا بود انها هگمتانه كه بعد به نام اكباتان مشهور گرديد را پايتخت پادشاهي خود قرار دادند اولين پادشاه مادها دياكو نام دارد كه از طرف مجلس رئساي قبايل ماد براي دفع حملات اشوريان به ان منطقه انتخاب شده او براي اولين بار دولت متمركزي از مادها بوجود اورد كه بعد تبديل به پادشاهي ماد شد او پايتخت خود را هنگمتان يا همدان انتخاب ميكند وتوانست در مقابل سارگن دوم پادشاه اشور بايستد البته او از سارگن دوم شكست خورد بع از او پسرش فرورتيش به تخت پادشاهي نشست او ميخواست بوسسيله كمك كيمري ها كه از صحرانشينان جنوبي درياي سياه بودند بر اشوريان غلبه كند به همين خاطر با انان متحد شد اما نتوانست بر اشوريان غلبه كند بعد از او خشتريه به حكومت مادها رسيد اونيز ميخواست با پيمان دوستي بستن با ماننا ها و سكاها بر اشور غلبه كند او نيز نتوانست در ايراه موفق باشد بعد از او پسرش هووخشتره به پادشاهي رسيد كه تقريبا يك شاهنشاهي بزرگ را بوجود اورد احتمالا منظور از كيخسرو در اوستا وشاهنامه او ميباشد او بود كه توانست اشر راشكست دهد و شرق ليدي را فتح كند ويك شاهنشاهي بزرگ بوجود اورد بعد از او اشنوويگو اخرين پادشاه ماد به حكومت رسيد كه انسان ضعيف وتنپروري بود و كورش بزرگ كه از قبايل پارس بود بر او غلبه كرد وبه اينصورت پادشاهي مادها از بينرفته وپادشاهي هخامنشيان بوجود امد
از دين مادها اطلاع درستي در دست نيست اما از روي تصاوير سنگ نبشته ها ميتوان فهميد كه انان ميتراپرست واتش پرست بودند كه زردتشت بزرگ از ميان مغ هاي مادي بر خواست وخواست تغيراتي در دين بوجود اورد ولي مغ هاي ديگر يامردان روحاني ان زمان با او برخور كردند او نيز مجبور شد بسوي خاور ايران بيايد ودر انجا دين خود را تبيغ كند پس توانست گشتاسب را كه در ان زمان فرمانروا ان منطقه بود را به دين خود علاقمند كه پس اين گو نه بود كه دين زردتشت در ايران گسترش يافت وپادشاهان هخامنشي در اواخر حكومت خود به اين دين گرويدند واين دين تا پيش از اسلام دين رسمي ايران بود (منبع اطلاعات از ويكيپديا)
امير خاني
مادها نام قومي اريايي تبار است كه تقريبا هزار سال پيش از ميلاد به منطقه غربي فلات ايران حكومت ميكردند منطقه در حدود اذربايجان امروز ايران كه ماد كوچك ومنطقه تهران و ري وكردستان ولرستان وهمدان وكرمانشاه امروزي كه ماد بزرگ ناميده ميشده نام مادها در كتيبه اي قديمي بسيار امده است وميتوان از قديميترين انها به كتيبه اي كه بر كوه هاي كردستان نوشته شده اشاره كرد نام انان همچنين در تاريخ نگاره هاي هرودوت مورخ يوناني امده است وحتي در تورات نيز اشاراتي به اين قوم شده مادها ميتوان گفت اولين امپراطوري ايراني در جهان را بوجود اوردند انها در سده 6 پيش از ميلاد با شكست اشوريان و فتح شرق ليديه پادشاهي ماد را تبديل به يك امپراطوري بزرگ در اسيا كردند كه اين پادشاهي در زمان هووخشتره بزرگترين شاهنشاهي در غرب اسيا بود انها هگمتانه كه بعد به نام اكباتان مشهور گرديد را پايتخت پادشاهي خود قرار دادند اولين پادشاه مادها دياكو نام دارد كه از طرف مجلس رئساي قبايل ماد براي دفع حملات اشوريان به ان منطقه انتخاب شده او براي اولين بار دولت متمركزي از مادها بوجود اورد كه بعد تبديل به پادشاهي ماد شد او پايتخت خود را هنگمتان يا همدان انتخاب ميكند وتوانست در مقابل سارگن دوم پادشاه اشور بايستد البته او از سارگن دوم شكست خورد بع از او پسرش فرورتيش به تخت پادشاهي نشست او ميخواست بوسسيله كمك كيمري ها كه از صحرانشينان جنوبي درياي سياه بودند بر اشوريان غلبه كند به همين خاطر با انان متحد شد اما نتوانست بر اشوريان غلبه كند بعد از او خشتريه به حكومت مادها رسيد اونيز ميخواست با پيمان دوستي بستن با ماننا ها و سكاها بر اشور غلبه كند او نيز نتوانست در ايراه موفق باشد بعد از او پسرش هووخشتره به پادشاهي رسيد كه تقريبا يك شاهنشاهي بزرگ را بوجود اورد احتمالا منظور از كيخسرو در اوستا وشاهنامه او ميباشد او بود كه توانست اشر راشكست دهد و شرق ليدي را فتح كند ويك شاهنشاهي بزرگ بوجود اورد بعد از او اشنوويگو اخرين پادشاه ماد به حكومت رسيد كه انسان ضعيف وتنپروري بود و كورش بزرگ كه از قبايل پارس بود بر او غلبه كرد وبه اينصورت پادشاهي مادها از بينرفته وپادشاهي هخامنشيان بوجود امد
از دين مادها اطلاع درستي در دست نيست اما از روي تصاوير سنگ نبشته ها ميتوان فهميد كه انان ميتراپرست واتش پرست بودند كه زردتشت بزرگ از ميان مغ هاي مادي بر خواست وخواست تغيراتي در دين بوجود اورد ولي مغ هاي ديگر يامردان روحاني ان زمان با او برخور كردند او نيز مجبور شد بسوي خاور ايران بيايد ودر انجا دين خود را تبيغ كند پس توانست گشتاسب را كه در ان زمان فرمانروا ان منطقه بود را به دين خود علاقمند كه پس اين گو نه بود كه دين زردتشت در ايران گسترش يافت وپادشاهان هخامنشي در اواخر حكومت خود به اين دين گرويدند واين دين تا پيش از اسلام دين رسمي ايران بود (منبع اطلاعات از ويكيپديا)
امير خاني

- پست: 53
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۱۱ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 36 بار
- سپاسهای دریافتی: 5 بار
Re: ايران باستان
سلام و درود اهورا مزدا بر روح بلند و پاک پدرمان کوروش کبیر
از برادرا و خواهرای خوبم خواهش میکنم همکاری بیشتری انجام بدن تا تاپیک کامل بشه و حقش ادا بشه
mardavize عزیز ما منتظر اطلاعات کامل شما هستیم 
از برادرا و خواهرای خوبم خواهش میکنم همکاری بیشتری انجام بدن تا تاپیک کامل بشه و حقش ادا بشه
mardavize عزیز ما منتظر اطلاعات کامل شما هستیم 
-
- پست: 12
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۲ تیر ۱۳۸۸, ۱۰:۵۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 12 بار
Re: ايران باستان
عیلامیها یا ایلامیان یکی از اقوام سرزمین ایران بودند که از ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات ایران فرمانروایی میکردند.(تاریخ مکتوب موجود از ۳۲۰۰ پیش از میلاد است. [نیازمند منبع]) تمدن عیلام یکی از قدیمیترین و نخستین تمدنهای جهان است. بر اساس بخشبندی جغرافیایی امروز، عیلام باستان سرزمینهای خوزستان، فارس، ایلام و بخشهایی از استانهای بوشهر، استان کرمان، لرستان و کردستان را شامل میشد.
نام اين قوم هالتامتی (Haltamti) و بعد آتامتی (Atamti) بود كه اكديان آن را عيلام تلفظ میكرده و در كتابِ مقدس يهوديان نيز به همين شكل آورده شده است. اين كلمه به معنای «كوهستانی» است، كه به محل سكونتِ اين مردمان در دامنههای زاگرس اشاره دارد.
نام دو استان در ايران امروز برگرفته از نام آنان است. علاوه بر استان ايلام، نام خوزستان نيز از كلمه Ūvja آمده كه مطابق كتيبه نقش رستم[۱] و كتيبههای داریوش در تخت جمشيد و شوش[۲]، به معنای عيلام بوده و بنا به گفته ايرج افشار در «نگاهی به خوزستان: مجموعهای از اوضاع تاریخی، جغرافيايی، اجتماعی و اقتصادی منطقه» در یونانی Uxi تلفظ میشده.[۳] و اگر قول ژول آپِر را بپذيريم در عيلامی Xus يا Khuz بوده است. سِر هنری راولينسون نيز تلفظ پهلوی Ūvja را Hobui دانسته كه ريشه نام اهواز و خوزستان است. اين لفظ از حاجوستان و هبوجستان استخراج شده كه در «مجمع التواريخ و القصص» (ابتدای قرن ششم هجری) در اشاره به خوزستان آمده اس
زبان عيلامي
زبان عیلامی با هیچیک از زبانهای سامی و هندواروپايی ارتباط نداشته و زبانی منفرد بهحساب میآيد. برخی از پژوهشگران این زبان را با زبان دراویدی در هند همخانواده میدانند.[۴] [۵]
زبانِ عيلامی، جایگاه خود را پس از ورود اقوام آریائی نیز حفظ كرد و زبان دوم نوشتاری حكومتِ ايران در دورانِ هخامنشی بود.[۶] [۷] در بيشتر سنگ نوشتههای عصرِ هخامنشی ترجمه عيلامی و بابلی (زبان بين المللی آن روزگار) نوشتهها نيز آمده است.
ابن نديم صاحب «الفهرست» در نقل قولی از المقنع (عبدالله ابن المقفع) زبانهای ايرانی را "پهلوی، دری، خوزی، پارسی و سريانی" میشمارد كه گواهیست بر حضور زبان عيلامی (خوزی) تا اوايل دوران اسلامی.
نژاد
عیلامیان نه آریایی بودند و نه سامی. برخی از پژوهشگران ایلامیان را با دراویدیان هند همخانواده میدانند.
فرمانروايي عيلاميان
پادشاهی عیلام در اوج قدرت خود توانستهبود حتی بر بخشهای مهمی از میانرودان (بین النهرین) هم تسلط یابد، اما محدوده قدرت مرکزی عیلام شامل سراسر سرزمین ایران نمیشده است. این پادشاهی اتحادی بوده كه ایلات و طوایف منطقه را دربر میگرفته، اما چنین اتحادی لزوماً به معنی امپراتوری نیست. هرگاه عیلامیان قدرت داشتند، نقشی مهمی در درگیریهای سیاسی میانرودان ایفا كرده و حتی بر بخشهایی از آن سرزمین ولو در زمان کوتاهی فرمان راندهاند. آنها در حدود سال ۱۹۰۰ پیش ازمیلاد بینالنهرین را به تصرف خود درآوردند و حکومت سومری را برای همیشه از صحنه تاریخ حذف كردند. اما بهطور كلی بیشتر تحت نفوذ و خراجگذار اقوام سامی و سومری بینالنهرین بودند.
پروفسور گيرشمن و بسیاری از تاریخدانان دیگر محل كنونی شهر مسجد سليمان را پایتخت هخامنشیان میدانند.[۱۱]
آثار تمدنی عیلامیان که در انشان و در شوش یافته شده حاکی از تمدن شهری قابل توجه در آن دوران بوده است. تمدن ایلامیان از راه دريایی و بلوچستان با تمدن پیرامون رود سند در هند و از راه شوش با تمدن سومر مربوط میشده است.
به قدرت رسیدن عیلامیان و تشکیل حکومت عیلامی و پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان، مهم ترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پیش از میلاد بود.از آن هنگام تا پیش از ورود مادها و پارسها حدود یک هزار سال آنچه از تاریخ سرزمین ایران میدانیم منحصر به تاریخ سیاسی ایلام میشود.
انقراض عيلاميان
در سال ۶۴۰ ق.م. آشور بانیپال پادشاه نیرومند آشور، عیلام را تصرف کرد. مردم عیلام قتلعام شدند و دولت آن نابود شد. تمدن دیرینه عیلام، پس از هزاران سال مقاومت در برابر اقوام نیرومندی چون سومریها، اَکَدیها، بابلیها و آشوریها از دشمن خود آشور شکست خورد و از صفحه روزگار محو گردید. کتیبه آشور بانیپال در باره فتح و انقراض عیلام چنین میگوید:[۱۲]
” تمام خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم، و در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را به تمامی پهنای آن، جاروب کردم. من این کشور را از حَشَم و گوسپند، و نیز از نغمههای موسیقی بینصیب ساختم و به درندگان، ماران، جانوران و آهوان رخصت دادم که آن را فرو گیرند.
منبع از ويكيپديا
نام اين قوم هالتامتی (Haltamti) و بعد آتامتی (Atamti) بود كه اكديان آن را عيلام تلفظ میكرده و در كتابِ مقدس يهوديان نيز به همين شكل آورده شده است. اين كلمه به معنای «كوهستانی» است، كه به محل سكونتِ اين مردمان در دامنههای زاگرس اشاره دارد.
نام دو استان در ايران امروز برگرفته از نام آنان است. علاوه بر استان ايلام، نام خوزستان نيز از كلمه Ūvja آمده كه مطابق كتيبه نقش رستم[۱] و كتيبههای داریوش در تخت جمشيد و شوش[۲]، به معنای عيلام بوده و بنا به گفته ايرج افشار در «نگاهی به خوزستان: مجموعهای از اوضاع تاریخی، جغرافيايی، اجتماعی و اقتصادی منطقه» در یونانی Uxi تلفظ میشده.[۳] و اگر قول ژول آپِر را بپذيريم در عيلامی Xus يا Khuz بوده است. سِر هنری راولينسون نيز تلفظ پهلوی Ūvja را Hobui دانسته كه ريشه نام اهواز و خوزستان است. اين لفظ از حاجوستان و هبوجستان استخراج شده كه در «مجمع التواريخ و القصص» (ابتدای قرن ششم هجری) در اشاره به خوزستان آمده اس
زبان عيلامي
زبان عیلامی با هیچیک از زبانهای سامی و هندواروپايی ارتباط نداشته و زبانی منفرد بهحساب میآيد. برخی از پژوهشگران این زبان را با زبان دراویدی در هند همخانواده میدانند.[۴] [۵]
زبانِ عيلامی، جایگاه خود را پس از ورود اقوام آریائی نیز حفظ كرد و زبان دوم نوشتاری حكومتِ ايران در دورانِ هخامنشی بود.[۶] [۷] در بيشتر سنگ نوشتههای عصرِ هخامنشی ترجمه عيلامی و بابلی (زبان بين المللی آن روزگار) نوشتهها نيز آمده است.
ابن نديم صاحب «الفهرست» در نقل قولی از المقنع (عبدالله ابن المقفع) زبانهای ايرانی را "پهلوی، دری، خوزی، پارسی و سريانی" میشمارد كه گواهیست بر حضور زبان عيلامی (خوزی) تا اوايل دوران اسلامی.
نژاد
عیلامیان نه آریایی بودند و نه سامی. برخی از پژوهشگران ایلامیان را با دراویدیان هند همخانواده میدانند.
فرمانروايي عيلاميان
پادشاهی عیلام در اوج قدرت خود توانستهبود حتی بر بخشهای مهمی از میانرودان (بین النهرین) هم تسلط یابد، اما محدوده قدرت مرکزی عیلام شامل سراسر سرزمین ایران نمیشده است. این پادشاهی اتحادی بوده كه ایلات و طوایف منطقه را دربر میگرفته، اما چنین اتحادی لزوماً به معنی امپراتوری نیست. هرگاه عیلامیان قدرت داشتند، نقشی مهمی در درگیریهای سیاسی میانرودان ایفا كرده و حتی بر بخشهایی از آن سرزمین ولو در زمان کوتاهی فرمان راندهاند. آنها در حدود سال ۱۹۰۰ پیش ازمیلاد بینالنهرین را به تصرف خود درآوردند و حکومت سومری را برای همیشه از صحنه تاریخ حذف كردند. اما بهطور كلی بیشتر تحت نفوذ و خراجگذار اقوام سامی و سومری بینالنهرین بودند.
پروفسور گيرشمن و بسیاری از تاریخدانان دیگر محل كنونی شهر مسجد سليمان را پایتخت هخامنشیان میدانند.[۱۱]
آثار تمدنی عیلامیان که در انشان و در شوش یافته شده حاکی از تمدن شهری قابل توجه در آن دوران بوده است. تمدن ایلامیان از راه دريایی و بلوچستان با تمدن پیرامون رود سند در هند و از راه شوش با تمدن سومر مربوط میشده است.
به قدرت رسیدن عیلامیان و تشکیل حکومت عیلامی و پادشاهی اوان در شمال دشت خوزستان، مهم ترین رویداد سیاسی ایران در هزاره سوم پیش از میلاد بود.از آن هنگام تا پیش از ورود مادها و پارسها حدود یک هزار سال آنچه از تاریخ سرزمین ایران میدانیم منحصر به تاریخ سیاسی ایلام میشود.
انقراض عيلاميان
در سال ۶۴۰ ق.م. آشور بانیپال پادشاه نیرومند آشور، عیلام را تصرف کرد. مردم عیلام قتلعام شدند و دولت آن نابود شد. تمدن دیرینه عیلام، پس از هزاران سال مقاومت در برابر اقوام نیرومندی چون سومریها، اَکَدیها، بابلیها و آشوریها از دشمن خود آشور شکست خورد و از صفحه روزگار محو گردید. کتیبه آشور بانیپال در باره فتح و انقراض عیلام چنین میگوید:[۱۲]
” تمام خاک شهر شوشان و شهر ماداکتو و شهرهای دیگر را با توبره به آشور کشیدم، و در مدت یک ماه و یک روز کشور عیلام را به تمامی پهنای آن، جاروب کردم. من این کشور را از حَشَم و گوسپند، و نیز از نغمههای موسیقی بینصیب ساختم و به درندگان، ماران، جانوران و آهوان رخصت دادم که آن را فرو گیرند.
منبع از ويكيپديا