صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

صندلي داغ مرکز انجمنهاي تخصصي

مدیران انجمن: AGeNiS1, MASTER, ASHKAN95, شوراي نظارت

Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط Solver »

سلام یا همان درود :-)

به علت مسافرت اجباری، فرصت پرسش از شما را چندان نداشتم. به همین دلیل شاید این پست بر خلاف میلم مطابق قوانین میلاد شود و بیشتر از 5 سوال باشد.

امیدوارم از سوالات من آزرده نشوید.

» سوالات شخصی از یک روانشناس:

-نظر شما نسبت به این دیدگاه که عده ای متعقد هستند از هر 10 روانشناس 9 نفر خود به علت پرداخت بیش از حد به این مباحث از حالت طبیعی خارج میشوند و به عبارتی خودشان دچار بیماری های روانی هستند اعتقاد دارید؟ و البته آن 1 نفر هم چاق هست و یک روانشانس خوب خواهد شد.

-چرا روانشناسان خوب به شکل قابل توجهی چاق هستند؟

-فارغ از نظر خودتان درباره دو دیدگاه بالا، علت شکل گیری این دیدگاه در جامعه را چه چیزی میدانید؟ رفتار روانشناس ها در جامعه؟ کم سوادی و نداشتن آگاهی کافی نسبت به این علم در جامعه ؟ یا ....؟

- به نظر شما از روانشناسی میتوان استفاده ابزاری کرد، چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی، یا اینکه تنها میتواند استفاده مثبت از آن کرد؟

» سوالات شخصی از خود شما:

- به شکل فاکتوری اطرافیان را آنالیز می کنید یا به صورت جمع بندی رفتاری؟

-منظورم اینه برای سنجش افراد یک سری فاکتورهای خاص مد نظر دارید که در هر فرد سنجش میکنید یا اینکه نه هر فرد را نسبت به آنچه که نمایان میکنه و شما نسبت بهش مطلع هستید بررسی می کیند. (البته اینجا سوال روانشناسی نبود و شخصی پرسیدم)

-نظرتون راجع به مشورت چیست؟ وجود شورا را تضمین موفقیت میدونید یا اینکه با وجود شورا هنوز برای اجرای تصمیمات گام های محکم بر نمیدارید؟

- اگر در جمعی که به شور نشستید برای موضوعی تعداد زوج و مخالفیت و موافقین برابر باشند، راه حلی که به ذهن شما میرسد چیست؟
البته راه های منطقی زیادی وجود دارد که پیاده میشود اما اینجا نمیخوام دنبال اون راه های قانونی برید، فقط نظر خودتون را بگید..


راستی

شب را بیشتر ترسناک می دانید یا آرام؟
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط naghme »

 
تعریفت از روان شناسی علمی و روان شناسی غیر علمی ( بازاری یا عامی ) چیه؟ ( مهشید جان لطفاً به طور واضح و دقیق شرحشون بده و جایگاه روان شناسی علمی را تا جای امکان واضح تر کن :-( )   
به نظرت در حال حاضر کدام یک در رسانه های جمعی ، کتاب های موجود در بازار و گفتگو های میان افراد بیشتر کاربرد دارد روان شناسی علمی یا غیر علمی؟

به عنوان ایشالا یک کارشناس بعد از این در روان شناسیتصویر میزان آگاهی افراد رو در حال حاضر نسبت به روان شناسی علمی در برابر غیر علمی ( بازاری یا عامه ) در چه وضعیتی می بینی ؟ به بیانی واضح تر آشنایی افراد به روان شناسی علمی بیشتر است یا غیر علمی؟

به نظرت دلیل بدگمانی و شایعاتی که به دنبال روان شناسی و روان شناسان هست به علت عدم آگاهی افراد نسبت به روان شناسی علمی نمی باشد؟

جداً چرا موضع این رشته به مانند رشته های دیگر از سخن ها و نظرات به ظاهر کارشناسانه بعضاً حفظ نمی شود ^:)^ و در محافل گوناگون سخن که کم بیاید اغلب وارد حیطه های روان شناسی می شوند؟؟؟؟ ( مثلاً به راحتی به تحلیل شخصیت یکدیگر می پردازند ( یعنی روان شناسی شخصیت با آن گستردگی و پیچیدگی اش ) و یا دیگری را بیمار روانی می خوانند یا به راحتی به او برچسب می زنند ( یعنی روان شناسی مرضی با آن ظرافت هایی که برای تشخیص لازم است که داشته باشیم )

و بالاخره چقدر لازم می دونی که افراد آگاهیشون رو نسبت به روان شناسان و روان شناسی علمی بالا ببرند ؟ تا از بازار گرمی که بسیاری از افراد منفعت طلب در ست کرده اند در امان بمونند :x تصویر

:razz: به امید آن روزی که آگاهی افراد نسبت به جایگاه روان شناسی علمی نسبت به غیر علمی بالا بره :AA: که نتیجه اش داشتن روانی سالم و آرام می باشد در نتیجه ارتباط متقابلی بهتر و در آخر جامعه ای سالمتر می باشد :razz:
و حالا اینکه نظرت نسبت به این بیانیه اینجانب چیه؟ :-(

از پاسختون متشکرم دوست گرام :razz:  
تصویر
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

با تشکر از جناب SAMAN و جناب میلاد برای ارسال سوال هاتصویر

milad نوشته است:
و اما هجوم شماره 2 البته سیستم رو از 2-4-4 به 7-1-1تبدیل میکنیم تا قدرت تهاجمی تیم بره بالا!
اینطوری که میشید 9 نفره!

مقداری تزریق مواد سمی به بحث!
2.تحلیلت روانشناسیت از این تغییر حالت سریع و یا کند افراد از جدی بودن بهریلکس بودن چیه؟با عنایت به این نکته که یعضی ها خیلی دوست دارن ادای جدیبودن در بیارن و فکر میکنن خیلی باکلاسن!(مثل حضور در یک مهمونی و نشستنروی صندلی و آدامس جویدن و قیافه گرفتن که پدیده شایعی است)

چرا از 2؟
من فکر میکنم هر کس یه خود آرمانی در ذهن داره که میخواد بهش برسه و شاید این از نظر شما نوعی مسخره باشه.مورد دیگه مربوط میشه به محیط .ممکنه در یک مجلس رسمی باشی و اونجا لازمه ادای جدی بودن رو در بیاری. نمیدونم تا چه حد تونستم پاسخگوی سوالتون باشم.


3.پس بختیاری هستین! هنوز اصالت بختیاری رو حفظ کردین یا تهران کامل پاکش کرده!
خیر بختیاری نیستیم چون جزو مهاجرانیم. گفته میشه جد ما منشی امیر کبیر بوده و وقتی اوضاع سیاسی مملکت میریزه بهم امیر کبیر به منشی اش میگه از شهر ری برو یه جای دیگه و اون میاد شهرکرد .ایشون هم نام خانوادگی الان ما رو انتخاب کرده اما نمیدونیم این ماجرا صحت داره یانه .یکی از اقوام دور این ماجرا رو تو یه نامه خونده که از یه صندوق قدیمی پیدا کرده.

5.سنجشآی کیو در رابطه با خانمها رو ساده تر میگیریم!در دوتاپیک قبلی هم آقایوننکاتی ریز از دستشون در رفت که در نامه اعمالشون نوشته خواهد شد! اولشمیخواستم دو تا سوال 8 بنویسم ولی خوب گفتم انشالله اگر حواسش نبود سهمیهپست بعدی!
برا همین الان پریدید شماره 5؟ دیگه داره کلیشه میشه!


6.یک سوال که ممکنه با واکنش نظامی برخی از دوستان مواجه امکنه! شما بسیجی هستین؟لفظ برادر-خواهر ادبیات جنگی غالب دهه 60 برای خطابقرار دادن بود الان همون آقا و خانم بیشتر رایجه!!!(شوخی)
چشم برادر


7.گفتی ازاینکه کسی آش نخورده پسرخاله بشه بدت میاد!فرض کنیم طرف آش و چای و ناهارو شام هم بخوره و مرحله اول رو طی کنه! به نظرت مجوز پسرخاله شدن قابلصدوره یا پرونده متهم نیاز به بررسی بیشتر داره؟
نه دیگه تازه میشه جزو دوستام. باید دوستیشو ثابت کنه اگه ظروف رو بشوره شاید امتیاز بگیره بیاد تو گروه اقوام.


8.خوب الان شما بینسال 66 و 67 گرفتار شدین که! 4 سال یکبار 66 محسوب میشین و 3 سال مابقی67!البته خانم ها معمولا با افزایش سن مشکل دارن و پیشنهاد من همون 67 است!
لیلی زن بود یا مرد؟ من متولد 29 ام هستم.


9.خانمهاخیلی زیاد در حال سنجش میزان هیز بودن آقایون هستند!با یه خاطره منظورموبهتر می رسونم---سر کلاس ادبیات بودیم و یک استادی داشتیم خیلی با صدایخودش و حالت شعر خوندنش حال میکرد و منی هم که دلباخته حافظ و مولونا و وکمی هم خیام هستم رو به خواب عمیقی فرو برد! تا خواستم سرمو بذارم رو دستهصندلی تا یک چرتی بزنم پچ پچ ها شروع شد که این میخواد مخفیانه ازمون فیلمبگیره!--به خیال خودشون این حرفها از تیررس گوشهای بنده که واکس زدن کفشمگس را نیز می شنود غافل میماند! این تهمت ناروا رو نقدا و با سرعت نورجواب دادم و گفتم میمون هرچی زشت تره نازو اداش بیشتره!بنده خدا دیگهفهمید با چه آدمی طرفه و سرکلاس ادبیات تا آخر ترم در کمای مطلق فرورفت!تحلیلت از این پیش زمینه ذهنی غلط و منفی خانمها از آقایون چیه؟
اول اینکه جواب شما خیلی بی ادبانه بود! اونم با یه خانوم! اونم تو دانشگاه!
دوم اینکه استثنائا این سوءظن ها برای دخترها و بخصوص در ایران خیلی هم بد نیست چون باعث از خودشون بیشتر مواظبت کنن و از خطرهای احتمالی دور بمونن.


10.اشکالکه نمیشه گفت یک طبیعتی تو دختران هست و اونهم توجه و دقت بی مورد بهمسائل کم اهمیته!آقایون کمتر با این مشکل مواجه اند! و بخوان بی خیال یکمساله بشن زیاد کار سختی براشون نیست..ولی یک دختر معمولا اینقدر توی بحرموضوع میره که گاهی اسباب خنده و تعجب اطرافیان میشه! نظرت چیه؟
بله همینطوره. من قبلا در جواب سوال 22 و 23 شما سری پیش نظرمو گفتم.


11.از گریه کردن گفتی...زمان بین ناراحت شدن و شروع گریه ات چقدره؟(البته بدون نیاز به پیاز و آهنگ غمگین)
شاید زیاد. به هر حال یه جرقه لازم دارم یا دعوا یا اهنگ یا فیلم یا یه شعری که شرح الحال باشه ....


12.درباره من نظر جالبی دادین!دقیقا حالت روحی من در نوشتارم واضحه!الان چه جوریم؟
تصویر
13.میلادنگاراهدافش بیش از حد بزرگه!در آخرین صحبتی که باهاش داشتم زیر دبیرکل سازمانملل قبول نمیکرد!البته مذاکره کردیم فعلا به شهرداری شیراز راضیه!
ولی من فکر میکنم که ایشون مایلترند که از دور دستی بر آتش داشته باشند.

14.یاسرداره مشکوکم میکنه که احیانا با فرق زن ستیزهای جنوب شرق افغانستان تناسبعقیدتی داشته باشه! باید بررسی کنیم! ولی نگران نباشید فمنیست های سنترالبسیارند و یاسر را با قدرت شکست خواهیم داد!
جنگی در کار نیست. با آگاهی همه چی حل میشه.


15.خانم مریم هم احتمالا به سمت وزیر امور دفاع قاطعانه از حقوق زنان در سنترال منصوب خواهند شد!!!!
تصویب شد. بعدی...


------------------------------------------------------------------
1.به ازدواج فکر کردی و همسر ایده آلت چطور شخصیتی داره(از نظر ظاهر-باطن-درک-احساس عاطفه-شوخ طبعی-و گیرایی بالا و سایر مسائل)
شعور و درک بالا. صبور ( تا بتونه آرامش منو تحمل کنه). زرنگ باشه چون من گاهی خیلی زود باورم و باید در مواقع لازم منو تو زندگی اگاه کنه. وفادار. خوش اخلاق. فهمیده. مومن واقعی (باطنی نه اینکه ظاهری). اندکی عارف مسلک. حامی هنر. از همه مهمتر و کلی تر اینکه همدیگه رو قبول و به هم ایمان داشته باشیم. به قول شاعر "دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد" . از نظر ظاهری هم مهمترینش اینکه چشمهای هشیاری داشته باشه.

2.چرا دخترا یک جمله معروف دارن که فعلا میخوام درس بخونم(ناز میکنن)!ولی وقتی یارو میاد خواستگاری و قضیه جدی میشه کوتاه میان!!!!
خوب وقتی میبینن اون فرد مناسبیه تصمیم میگیرن بقیه درو خانه همسر بخونن.
البته بین خودمون بمونه گاهی هم اینا یه نوع مکانیزمه یعنی چون راغبه خودشو بی میل نشون میده!


3.چرا45 دقیقه پشت آینه؟راهکارهایی برای کاهش این تایم نیست..پیشنهاد من آرایشدائمی است که با جراحی انجام میشود و دیگه از علاف شدن بیشتر آقایون منتظرخانمها جلوگیری میکنه!
اتفاقا یه همچین اتفاقی هم بوسیله تاتو درحال جریانه.


4.حالا جهنم 45 دقیقه چرا آخه آرایش رو باامتحان گرافیک و فتوشاپ چهره اشتب میگیرن؟(به پیر به پیغمبر آرایش حقدختره و زیبایی چهره جزظرافتهای طبیعی دختران--- ولی ملایم و ملیح نه دیگهاینجوری رنگ آمیزی کنند)
بله با حرفتون کاملا موافقم. متاسفانه اغلب کسانی که این کار رو میکنن نیاز به توجه و خودنمایشی دارن. عده ای هم که حرمت خود پایینی دارن ممکنه از این افراد تقلید کنند.


5.تفاوت های دختر شهرک غربی دانشجوی رودهن! با دختری که در حوزه علمیه خواهران درس میخونه!
خوب از آمار بچه های تهران خبر دارید؟
در جواب باید بگم نباید تفاوت های فردی رو به گروه ها تعمیم داد.


6.میگن اگه دختر 30 رو رد کرد دیگه امید برای یافتن کیس رویایی زندگیش به حداقل میرسه! شایعه با اساسه یا بی اساسه؟
تا حالا نشنیده بودم. ولی بستگی به رویای اون خانو داره که چند درصد تحقق پذیره.


7.در صندلی یاسر اشاره ای کردم به کاهش قابل توجه مزاحمتهای خیابانی برای خانمها...شما همچین حسی دارین؟
بله به نظر منم کمتر شده البته مکان ها و محیط هایی که من در رفت و امد هستم کلا مزاحمت ها کمه.


-----------------------
Fight With Words
مهشید در ساحل خزر و نفس عمیق و سپس رفتن به جنگل!

مهشید و شور زندگی


مهشید در ساحل کیش و گرمای خرما پزون!
مهشید و لذت بردن از افتاب


مهشید و شباهنگام آرامبخش دربند!
مهشید و گوش دادن به صدای جیرجیرک

مهشید و سرعین
مهشید و شلب شولوب

مهشید و مشهد!
مهشید و نیایش

مهشید در هواپیما و اضطراب از بابت صداهای عجیب هواپیما!
مهشید و سکته ناقص

مهشید و اتوبوس و 36 ساعت تو راه بودن!
مهشید و اهنگ و هدفن


مهشید و تماشای لحظه غرق شدن دی کاپریو در آخرفیلم تایتانیک!

مهشید در التماس قطره ای اشک

مهشید و حوصله نداشتن برای رفتن به دانشگاه!
مهشید و جبر زندگی

مهشید و نمره تک!
مهشید و موقعیت از دست رفته

مهشید و 20!
مهشید و دل خجسته

مهشید و آهنگهای بندری!
بزن اهنگ بعدی

مهشید و نخلستان!
مهشید و دوربین عکاسی

مهشید و لب شط!

مهشید و نفس های عمیق

مهشیید اگر بخواد تو یه پاساژ متنوع الاجناس بره چقدر پول لازم داره تا یه خریدی بکنه که دیگه هیچی تو
دلش نمونه!
مهشید و ورشکستگی

مهشید و و نیاز فوری به پول و خرابی عابر بانک!
مهشید درحال پاچه خواری پدر و برادر


مهشید و گرمای تابستون و بی برقی!
مهشید و نفرین


مهشید و 28 درجه زیر صفر
مهشید و فاتحه

مهشید و 55 درجه بالای صفر
مهشید و تحمل گرما


مهشید به کربلا می رود!
مهشید و یه کوله بار التماس دعا

مهشید و غروب عاشورا!
مهشید و دل گرفته

مهشید و شب احیا!
مهشید و شب سرنوشت

مهشید و صف صبحگاه مدرسه!
مهشید در حال این پا اون پا کردن

مهشید و عصبی شدن از برنامه های بی محتوای تلویزیون!
مهشید و ناسزا



مهشید و جومونگ(ببخشید تو دلم بود بگم مزخرف جومونگ)

مهشید و بی زاری از فیلم جنگی

مهشید و گردوخاک اخیر تهران(گفتنی است ما 2 سال است این گردوخاک را تحمل میکنیم)
مهشید در حال استراحت (اما غمگین از تیره شدن روی ماه)

مهشید و تذکر به کسی که داره پررو میشه!
مهشید و استفاده از روش های ضد صمیمی


مهشید و خسته شدن و عصبی شدن از حجم انبوه سوالات مختلف المحتوای مجری!
مهشید و اجرای تعهد

یک میدون مین هم برای خانم مهشید در نظر گرفتم
نحوه مواجهه مهشید با حیوانات زیر
1.سوسک
اگه برای کشتنش کسی در دست رس نبود خودم اقدام میکنم.

2.مارمولک

حیرت از سرعت مارمولک (خیلی بامزه راه میره)

3.گربه
دوری و دوستی. خوشم میاد ولی دست نمیزنم.

4.سگ
علاقه ای ندارم. الفرار

5.گوسفند
حیوان مفیدیه.

6.کبوتر
زیبا

7.خروس
رنگی رنگی و قشنگ اما اگه بد صدا باشه قابل تحمل نیست.


8.خوی حیوانی بعضی افراد که در مواقعی خاص به شدت بروز میکند!
شناسایی و دوری از موقعیت

بیش از این ادامه بدم خانم مهشید همین الان میزاره میره! تا اینجا نگهش دارین بقیه اش بعدا!
ای بابا اینا برا ما خاطره است. برادرم دو تا مار تو خونه نگه میداشت(البته کوچیک و تحت مراقبت).
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

naghme نوشته است:
سلامی همراه با نگرانی به دوست عزیز و گرام
سلامی چو بوی خوش آشنایی تصویر

از اونجایی که می دونم اهل طول و تفسیر و توضیح نیستی می تونم نگرانیت رو و بخصوص چهره گیج اما در عین حال همراه با جدیت برای پاسخگویی به سوالات رو درک کنم
علی ای حال مهشید جان برات آرزوی حوصله وتفکری فعال برای پاسخگویی به سوالات رو می کنم
البته تا به الان که حدوداً 70% سوالات تقریباً دو مسیر رو طی کرده
1)بحث در رابطه با خانم ها و.... و 2) نظرات کارشناسانه روان شناسی جنابعالیدر رابطه به موضوع هایی ( که البته اونم درصد خانم هاش بالا است)
در ضمن بابت نظرت نسبت به اینجانب
تبریک می گم چونکه 110% هر چی رو که گفتی درست گفتی ( البته با چاشنی لطف زیاد)

و اما نظرت چیه که جهت مسیر سوالات رو تغییر بدم
نظرت رو در مورد 4 فصل سال بگو ؟ کدومشو بیشتر دوست داری؟ چرا؟
بهار: فصل بسم الله سال. فصل باران های پاک. پر ز رنگ. پر زبو. پر ز آرزوهای دور...
تابستان: خنده های بچه ها. چهره های شادِ شاد.جنگ آب. لباس های خیس اب.
پاییز: باد وهمراهش یه راز.سوز و سرد. فصل پژمردن رنگ. فصل خش خش های برگ.فصل کوک کردن درس.
زمستان: دست ها در هم مچاله . اه سرد. رشد کریستالها ز برگ. اخرش هم میلاد من.

پاییز رو خیلی دوست دارم.بخاطر برگ های زرد و نارنجی و قرمزش.بخاطر بارون نغمه سازش. بخاطر خش خش برگهاش زیر پا.
همیشه تو پاییز دعا میکنم کاش رفتگرا میرفتن مرخصی و برگها رو از رو زمین جمع نمی کردن.

نظرت نسبت به دوستی دختر و پسر در کل؟ تو کشور خودمون ؟ و آینده اش رو تو کشورمون چطوری می بینی؟
چیزی که مهمه اینکه این دوستی بر چه مبنایی شکل میگیره.ازدواج؟ ارضاء غرایز؟ گریز از تنهایی؟ پیدا کردن یه هم فکر؟
در کشور ما چون ایرانیها احساساتی اند معمولا طی یه رابطه دوستی دلبستگی به وجود میاد و اگه مبنای این دوستی اشنایی برای ازدواج نباشه معمولا مشکل افرینه.
فکر میکنم درآینده دوستی ها شناختی تر بشه و مبنای کاری و فکری بیشتری پیدا کنه (البته امیدوارم).

چقدر به دنبال دلایل عقایدت، و ارزش هایی که خانواده و جامعه برات به نوعی مشخص کرده می ری؟
عقایدم که بر مبنای دلایلمه پس دنبال دلیل گشتن براش بی معناست. دلایل بوجود امدن ارزش ها در خانواده برام مهمه . در پی اون هستم و بهش احترام میزارم ولی در جامعه به اندازه ای دنبالش میرم که آگاه بشم.

یه کم بیام در جریان سوال های دوستان
نظرت در مورد جنسیتت چیه تا حالا دوست داشتی بیشتر در مورد خودت بدونی(به نوعی همون خودشناسی)؟
دنبال خودشناسی که همیشه بودم و هستم. اصلا رسالت انسان خودشناسیه. اما خودشناسی در قالب جنسیتم خیر. چون به تفاوت های فردی بیشتر اهمیت میدم تا تفاوت های جنسیتی.


تا سوال های بعدی

از پاسختون متشکرم
دوست عزیز
خواهش میکنم.تصویر
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

osilatoria نوشته است:
سلام
علیک سلام

سوال : تصویری که از خودت در مرز 40 سالگی رسم کردی و میخوای بهش برسی چیه ؟ و چه برنامه ای برای رسیدن بهش داری ؟


40 سالگی وقت برداشت و دروکردن تجربه هاست و میزان رضایتمندی فردای من بسته به تصمیم امروز منه.تصویر
این تصویر دارای سه شعب مختلفه فعلا.
به این دلیل که من برای ادامه راهم سه گزینه مختلف دارم.
یا در همین رشته ادامه تحصیل میدم ( 30 درصد).

یا ادامه تحصیل میدم اما با یه رشته ی متفاوت (30 درصد)
و یا از فکر ادامه تحصیل میام بیرون و به علاقه مندی های دیگم میرسم (40 درصد).

بسته به هر یک از این انتخاب ها مسیر مختلفی خواهم داشت.


تصویر
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Captain II
Captain II
پست: 122
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 289 بار
سپاس‌های دریافتی: 1424 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط Mohammad Razzazan »

با سلام خدمت مهمان محترم تصویر

این بار هم می خوام چند تا از عکسهام به عنوان سوال استفاده کنم و نظرتونو در موردشون بدونم. تصویر


1- به نظر شما چرا این گربه با این چشمای دو رنگ و زیبا این قدر قیافه ناله و افسرده ای داره؟تصویر

[External Link Removed for Guests]

2- مرد سالاری، زن سالاری؟ شایدم شایسته سالاری! نظرتون درباره این سوژه؟

[External Link Removed for Guests]

3- جنگ کهکشانها

[External Link Removed for Guests]

4- سیاه یا رنگی. عدالت اجتماعی؟

[External Link Removed for Guests]

5

[External Link Removed for Guests]

مرسی از حوصلتونتصویر
[FONT=Verdana]IRANIAN SPOTTERS 
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 356
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
محل اقامت: Victoria, Australia
سپاس‌های ارسالی: 6778 بار
سپاس‌های دریافتی: 2887 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط noora »

به نام او

مرحبا طایرفرخ پی فرخنده پیام خبر مقدم چه خبر یار کجا راه کدام
یا رب این قافله راه لطف ازل بدرقه باد که ازو خضم به دام آمد و معشوقه به کام


سلام عرض می کنم خدمت تمام دوستان عزیزم درسایت و امیدوارم که همگی شاد و خرم و سر زنده باشید . تصویر

مهشید جان از ته قلبم با هات همدردی می کنم قبلا که بهم می گفتی می خوای بری صندلی داغ پیش خودم می گفتم یه چند تا سوال که چیزی نیست ولی حالا می بینم اینجا بی شباهت با روز قیامت که نیست و زیر و بم زندگی ات مورد سوال قرار گرفته میشودتصویر. امیدوارم بتونی به بهترین شکل سوالها را پاسخ بدی.تصویر
و اما سوال من:
1- یک روز گرم آفتابی را فرض کن که یک امتحان بسیار دشوار هم داری مثل روان شناسی مرضی که کل ترم هم براش زحمت کشیدی وشبانه روز براش درس خوندی. که اون روز هم مثل دیگر روزهای خدا که قربونش برم ،ترافیک سنگینی خیابان اصلی را گرفته تو هم با عجله چند تا از کوچه پس کوچه ها را رد می کنی که توی یکی از این کوچه ها که خلوت هم بود یعنی جز تو و یک آدم دیگر (خانم ، آقا ، کودک ، سالمند ، فرقی نمی کند کدام یک باشند ) ،کسی درکوچه نبود .یکدفعه ماشینی با سرعت از آنجا عبور می کند و به اون آدمی که در حال راه رفتنه می زنه و در میره توهم این اتفاق را به طور کامل می بینی جدا از اینکه می دونم اول ضعف می کنی .بعدش چی کار می کنی؟ میری به داد اون بنده خدامی رسی؟ یا اینکه میری امتحانی که کلی براش زحمت کشیدی و وقت گذاشتی را میدی؟ یا ؟
لطفا واضح توضیح بده؟

2- تعریفت از سلامت روان چیه ؟ یک انسان سالم چه ویژگی هایی داره ؟
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 486
تاریخ عضویت: جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 4873 بار
سپاس‌های دریافتی: 2877 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط mahshid-banoo »

nodet نوشته است:
با سلام...
سلام بر شما

بنده از ابتدای عضو شدنم در سنترال اولیندختری که ازش بسیار خوشم میومد خانم مهشید بودند حتی وقتی آیدی ایشون رومیدیدم یاد دوستایی میفتادم که خیلی برام عزیز بودند... حتی چند ماهیکه به سی سی سر نزدم وقتی یاد سنترال میوفتادم مهشید تنها دختری بود که بهذهنم میومد...بسیاری مواقع نیز تو آمار کاربرا دنبال اسمشون بودم... !! شاید دلیلش بر میگرده به پستایی که پارسال زده بودند و برام بسیارخاطره انگیزبودند...!!
مهشید در نظر من یه دختر ساکت و آروم و بدون حاشیه و دوست داشتنی بود و هست...البته این نظر منه!!!(آروم تو سی سی )
از آواتور مهشید جان نیز بسیار خوشم میاد...
خیلی لطف دارید ممنونتصویر
--------------------------------------------------------------------
حالا به رسم تاپیک چند سوال...
1-کارها و اتفاقاتی در زندگی که زودتر شما رو به یاد خدا میندازه؟؟در این زمینه میانبری نیز دارید؟؟
من هر وقت وارد یه مکان روشن میشم که خورشید میتابه بیشتر یاد خدا میفتم. یا وقتی صبح ها از در خونه میام بیرون و کوچه تمییز و درخت های پاک و اسمون صاف رو میبینم. عاشق نور خورشیدم.
هر وقت عمیقا ناراحت یا عمیقا خوشحال هستم هم زیاد با خدا حرف میزنم.

2-اگه دلتون واسه عزیزی و چیزی تنگ بشه چیکار میکنید؟؟
براش فال حافظ میگیرم.

3-مهشید روزا بیشتر به چه چیز هایی فکر میکنه؟؟
بستگی داره خونه باشم یا بیرون.
وقتی بیرونم به مسائل روز و کارهام.
اگه تو خونه باشم به راه های مختلفی که میتونه اینده منو رقم بزنه فکر میکنم. بخصوص این چند ماهه خیلی فکرم درگیر این مسئله است.


4-شبا موقع خوابیدن اگه چشات به ستاره ها بیفته اولین چیزهایی که از ذهنت میگذره چیه؟؟
اول لبخند میزنم و بعد به این فکر میکنم که الان کی همزمان با من داره به این ستاره ها و ماه نگاه میکنه.

5-مهشید "خوشبختی" رو در چی و رسیدن به کی میدونه؟؟
خوب ما ادما وقتی به کسی کمک میکنیم خوشحالتریم تا وقتی دیگران به ما محبت میکنن و کمک میکنن.
من خوشبختی رو تو این میبینم که بتونم مفید باشم و کمک کنم. اینجوری از خودم رضایت دارم و درونی شاد تر خواهم داشت. اما رسیدن به کی رو نمیدونم.


6-دوس داری (میپسندی) عاشق باشی ازدواج کنی یا ازدواج کنی عاشق بشی؟؟
هنگام ازدواج دوست داشته باشم و بعد از ازدواج عاشق بشم.

7-مهشید شده تا حالا از جو نظامی و جدیدا ورزشی که اسکرول هم کلافه شده،آزرده خاطر بشی؟؟؟
منظورتون در سی سی هست؟ از جو نظامی که زیاد شده اما از جو ورزشی نه چون سایت رو از یه قطبی بودن دراورد.

8-تا حالا شده برا چند دقیقه فکر کنی""هییییشکی منننو دوس نداره!!""؟؟
نه.

----------------------------------------------------------
اینم ضیافت کلمات.....
خدا
وجودبخش . ناظر

فرشته
شاهد

ندای دل!
[COLOR=#c00000]گواه
 

عینک
دقت

آسمان آبی
[COLOR=#c00000]روح تازه
 

آسمان خاکستری
دل گرفته

ماسک

ظاهر


عروسک
[COLOR=#c00000]کودکی
 

هجران

انتظار رسیدن

شهرکرد
نقطه ی سردی که با وجود افراد دوست داشتی گرم ترین نقطه میشه.

-------------------------------------------
موفق باشی....
شما هم همینطور.
تصویر
آشنایان ره عشق درین بحر عمیق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 1045
تاریخ عضویت: شنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۰۵ ب.ظ
محل اقامت: بزقوش?؟قافلانکوه
سپاس‌های ارسالی: 2945 بار
سپاس‌های دریافتی: 2311 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط achachi98 »

سلام مهشید عزیز :razz:

خوشحالم که شما رو بیشتر شناختم. :)

3تا سوال هم من می پرسم.

1. میشه آز آزمون های خودشناسی چند مورد رو نام ببرید؟
2. توی اتاقت چه پوستر هایی رو دیوار زدی؟(البته اگه فضولی نباشه)
3.کارتون مورد علاقه دوران کودکیت؟
[External Link Removed for Guests]

Atlantis اگر اومدی به من pm بده منتظرتمتصویر
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط Mohammad 1985 »

سلام !
ببخشید دیره ! ولی خوشبختانه بر خلاف دیگر صندلی ها که دیگران اکثرا خواننده سوالات بودن تا اینجا خوب کاربران سوال پرسیدن ! و مسولیت من رو به عنوان معاون اول میلاد سبک کرده به همین خاطر فقط همین یه بار سوال میپرسم ! البته قصد داشتم که بیشتر بپرسم ولی خوب نمیشه چون فردا باید برم ! ( نمی خوام موضوع تایپیک رو منحرف کنم ولی فردا دارم میرم جایی ! که نمی تونم بگم ولی یه حس خیلی عجیبی دارم نمی دونم برگشتی هست یا نه ! نمی دونم چی بگم احتمال اینکه دیگه برنگردم زیاده راست میگم اگه تا سه شنبه ( حداکثر شب چهارشنبه ) من آن لاین نشدم بدونید که دیگه در این دنیا حضور فیزیکی ندارم ! کاملا جدی میگم ! ) حالا سوالات :
1 سلام
2 تا حالا شده از دست دنیا خسته بشی ؟
3 به چه شهرهایی از ایران مسافرت کردی ؟
4 مشخصات سیستمتون ؟
5 تا چه حدی با کامپیوتر آشنایی دارید ؟
6 گوشیتون چیه ؟
7 اپراتور ؟
8 نظرتون راجع به گربه ها ؟
9 تا حالا چیزی از شما سرقت شده ؟
10 دوست دارید به غیر از ایران در چه کشوری زندگی کنید ؟
11 گفته بودید در زمانی که بفهمید کسی حوصله نداره بیشتر سر به سرش میزارید ! ( مثل خودم ! ) تا حالا براتون مشکل ساز نشده ؟
12 عکس العمل شما در برابر کسانی که احتمالا در خیابان به شما تیکه میندازن چیه ؟
13 با اعدام موافقی یا مخالف ؟
14 نظرت راجع به زنان نظامی در کشورهای دیگه چیه ؟
15 یه چندتا کتاب روانشناسی خوب معرفی کنید
16 نظرتون راجع به عکسهایی که من گرفتم چی بود ؟
17 پسری به خواستگاری دختری مشرف میشود ! و جواب نه میشنود ! حالا پسر چی کار باید بکنه ؟ :grin:
الف : پاشیدن اسید به سر و صورت دختره ؟
ب : خرید یک اسلحه گرم و قتل عام دختره همراه با خانواده محترم ؟
د : کشتن دختره با هر روشی و سپس خودکشی ؟
ج : گروگان گرفتن داداش کوچیکه دختره و سپس کشتن او و در آخر کشته شدن توسط تیم ویژه رهایی گروگان ؟
18 تا حالا شده به شدت بترسی ؟
19 چیزی راجع به شکنجه های روانی می دونی ؟ ( شکنجه فرد توسط یک رواشناس خبره )
20 آیا چشمها را باید شست ؟ جور دیگر باید دید ؟
و به سبک فیلم نمایش ترومن ( جیم کری ) اگه ندیدمتون ظهر و شبتون به خیر
و دیگر هیچ !
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 155
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷, ۲:۴۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 446 بار
سپاس‌های دریافتی: 506 بار
تماس:

پرسشهاي The Passenger از mahshid-banoo

پست توسط The Passenger »

درود بر شما

دو نكتۀ خيلي بارز بود كه راغب پيوستن به اين جمع صميمي شدم؛ من هم متولد اسفند ماه ام، جوابهاي اين بانو صادقانه و دلنشين ست.
مهشيد بانو؛ كمتر پيش ميآيد يك روانشناس اينطور صادقانه به ابراز شخصيت اش بپردازد، پس به فال نيك ميگيرم و سپاسگزار هستم كه پرسشهاي بنده را هم پاسخ گوئيد؛ ضمناً پاسخ گفتن تعهد ميهمان نيست، بلكه از لطف اوست.

- اعتقاد شما در بارۀ اشتراك ويژگيهاي شاخص شخصيتي بين افراد متولد يك ماه خاص چيست؟ شايعترين جائي كه ميتوان اين اعتقاد را ديد در طالع بيني ماه ها ست كه خيلي ها به اين معقتدند، نظر شما چيست؛ خرافه است يا واقعيت؟ البته از ديد تجربي شما نه ديد تئوريك.

- بنظرتان نسل نُوي بانوي ايراني چه تفاوتهاي عمده اي با نسل مادرش دارد؟ حال دربارۀ خودتان چه؟

- بنظر شما از زماني كه عصر جديد ارتباطات اجتماعي در ايران شروع شد، يعني زماني كه اينترنت عموميت يافت و ارتباط تنها از طريق يك كليك ميسر شد، تعداد كانال هاي ماهواره اي آزاد به هزاران رسيد، و آزادي بيشتري در نشر كتب پديد آمد؛ چقدر از ديدگاه هاي مرد سالارانه بين مردم -و نه سيستم دولتي- دور گشته ايم؟

- در امور سرنوشت ساز چقدر به سنت ها يا به خواست خانواده اهميت ميدهيد و يا آنها را برخواست خويش مقدم ميدانيد؟ اصلاً آدم سنت شكني هستيد؟

- تقريباً هر آدمي علاقمند است كه بخاطر ويژگيهاي شخصيتي اش او را دوست بدارند تا ويژگيهاي ديگرش، بنظر خودتان مهمترين ويژگيهائي كه ميان عامه افراد، شما را از بقيه دوست داشتني تر ميكند چيست؟

- در زندگي تان چقدر استقلال و آزادي عمل داشتيد؟ و طبق خواست هايتان، اين چقدر برايتان اهميت داشته؟

- فكر ميكنيد علاوه بر خانوادۀ خويش، خانواده هاي ايراني تا چه اندازه در پي درك و برآوردن نيازهاي دخترانشان هستند و تا چه حد توفيق مي يابند؟

- اميرالمؤمنين علي (ع) فرموده اند: مُقارَبَة النّاسِ فِي أخلاقِهِم أمْنٌ مِن غَوَائِلِهِم. يعني پيوستن با مردم در اخلاقشان در امان بودن از شرّ شان است. يعني همان ضرب المثل قديمي مان «خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو».
اين چقدر با ويژگيهاي اخلاق شما همخواني دارد؟ كجاها نميتوانيد اينطور باشيد؟

- چطور يك مرد ميتواند عشق واقعي اش را به همسرش ثابت كند؟ با از خودگذشتگي؟ درك متقابل؟ يا اصلاً اين را ميتوان در قالب يك نظر يا تئوري گنجاند؟

اين شعر را سالها پيش يك پسري به اسم «حميد مصدق»، شاعر بلند آوازۀ امروز سرود؛

[COLOR=#0c0c0c] «تو به من خنديدي،
 
و نميدانستي
من به چه دلهره از باعچۀ همسايه
سيب را دزديدم.

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد،
غضب آلوده به من كرد نگاه،
سيب دندان زده از دست تو افتاد بخاك...

و تو رفتي و هنوز
سالهاست
كه در گوش من، آرام آرام
خش خش گام تو
تكرار كنان

ميدهد آزارم
و من انديشه كنان
غرق اين پندارم؛

كه چرا...
خانۀ كوچك ما سيب نداشت...»

- اگر بعد از سالها يك نفر اين را به شما بگويد فكر ميكنيد چه احساسي پيدا كنيد؟
چه خواهيد گفت؟ چه خواهيد كرد؟

- پنج كتابي كه بنظر شما اگر هر كسي نخواند، بابت هركدام يك دهه از عمرش بيهوده گذشته كدامهاست؟

- لطفاً چند تَن از مفاخر شهر اجدادي تان را نام ببريد و ما را به شناخت بيشتر آنها راغب كنيد.

- «محتسب در دفع مي از حد تجاوز ميكند
مي بَرد اين فعل منكَر رونق اسلام را»
لطفاً يك مصداق براي اين سخن، در ايران امروز بيابيد. و نظرتان را بفرمائيد.

(حد، اينجا بمعني حد زدن براي دفع مستي ست)
بيت از خاتم الشعرا جامي ست

- «نقش فَرَوَهَر» با توجه به انديشۀ فروهر در باور ايراني، يك انسان را در لباس هخامنشي نشان ميدهد كه خصوصيات يك انسان كامل را ترسيم ميكند. انساني كه فروهر وجودی اش را بال انديشه نيك، گفتار نيك، كردار نيك داده است و با اهورا مزدا (خداي يكتا) پيمان بسته كه تنها او را ستايش كند و بسوي تعالي و سپنته مَن شدن به پيش رود. ايرانيان از ديرباز اين را سرلوحۀ زندگي خويش قرار ميدادند و هر جاي مُلك ايران كه برويم اين نشان را خواهيم ديد.
بنظر شما ايرانيان امروز چقدر به اين انديشه باورمند و پايبندند؟ بالاخص خود شما؟

- چقدر دربارۀ باورهاي ايرانيان باستان، يعني باورهاي اجداد خويش ميدانيد؟

- چقدر با آموزه هاي پيامبران الهي پيش از اسلام، و يا ديگر مكاتب و آيين هاي مينوي آشنائي داريد؟

- به كدام معتقدات و سنتهاي ميهني يا ديني تان مفتخريد؟

- به چه هنرهائي علاقمنديد؟ به چه هنرهائي مسلّط هستيد؟ پتانسيل كدام هنر را در خويش مي بينيد؟

- لطفاً هركدام از اين گزينه ها را كه علاقمند هستيد شرح بدهيد
- زيباترين نامها براي فرزند
- كشورهاي مورد علاقه براي گردشگري
- يك شعر مورد علاقه كه در خاطرتان هست
- فرهنگ غير ايراني مورد علاقه

- موريس مترلينگ گفت: «آدمي زادۀ افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه ديروز مي انديشيده است»
چقدر به اين گفته معتقديد؟

- نظر شما راجع به اين جمله چيست: «دنيا را زياد جدي نگير، چون از آن زنده بيرون نخواهي رفت» مضحك است يا قابل تأمل؟

- و دوست داريد سؤالهاي بعدي بيشتر در چه زمينه هائي باشند؟

اگر سؤالهام خسته كننده نبودند و ديگرباره وقت و حوصلۀ پاسخ داشتيد انشاءالله باز هم در اين صندلي شركت خواهم كرد.
باز هم سپاسگزارم از توجه و حوصله اي كه قائل هستيد.

در پناه حضرت دوست باشيد
از خون جوانان وطن لاله دميده
از ماتم سرو قدشان، سرو خميده
در سايۀ گل، بلبل ازين غصه خزيده
گل نيز چو من، در غمشان جامه دريده
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور Mahshid-banoo...!

پست توسط Mil@d »

یک تشکر از حضور گسترده بچه های سنترال در این صندلی باید بکنم...واقعا زحمت بنده رو کم کردند...من شخصا دوست دارم بیشتر خواننده باشم تا مجری و پرسشگر...الحمدالله در این صندلی اینگونه شد...و میبینم که دوستان چقدر سطح سوالاتشان از حرفهای کوچه بازاری بنده بالاتر است و الحق نکاتی رو در بین حرفهای دوستان دیدم که در زندگی عادی زیاد به آن توجه زیادی نمی کنم.

چون تاپیک گرمی شده محدوده زمانی تاپیک تا به نتیجه رسیدن بحث تمدید می شود و دوستان و خانم مهشید در آرامش کامل به ادامه بحث بپردازند و نگران ذیق وقت نباشند.


البته انشالله خانم مهشید روند پاسخگویی را تسریع خواهند کرد.

بنده نیز صف رو به هم نمی زنم وفقط یکبار دیگر و پس از پاسخ دادن به 850 کیلو سوالی تو نوبته و رو دست مهمان مونده در صحنه حضور خواهم یافت!

این پست در خاتمه صندلی داغ به علت عدم وجود 5 سوال حذف خواهد شد! ::ss
  بی  
قفل شده

بازگشت به “صندلي داغ”