درود
دلبر روز اَلَست چیز دگر گفت پست هیچ کسی هست کو آرد آن را به یــــــاد
گــــفت:«به تو تاختم،بهر خودت ســـاختم ســـاخته خویش را من ندهم در مراد»
گفتم:تو کیستی» گفت:«مراد همه» گفتم:«من کیستم» گفت:«مرادِ مراد»
ــــــــــــــــــــــــ
اختیاری هست مارا بی گمان حسّ را منـــکر نتانی شد عیان
سنگ را هرگز نگوید کس بیا از کلوخی کس کجا جوید وفا
آدمی را کس نگوید هین بپر یا بیا ای کور تو در من نگر
گفت یزدان ما علی الاعمی حَرَج کی نهد بر کس حَرَج رَبّ الفرج
کس نگوید سنگ را دیرآمدی یا که چو با تو چرا بر من زدی
این چنین واجست ها مجبور را کس بگوید یا زند معذور را
امر و نهی و خشم و تشریف و عتاب نیست جز مختار را ای پاک جیب
مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
این شعر تقدیم به همه مجنون ها
يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پُر ز ليلا شد دل پر آه او
گفت يک شبي مجنون نمازش را شکست
يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو... من نيستم
گفت اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پنهان و پيدايت منم
سالها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا بر نيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سر مي زني
در حريم خانه ام در مي زني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بي قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم
يک شبي مجنون نمازش را شکست
بي وضو در کوچه ليلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
سجده اي زد بر لب درگاه او
پُر ز ليلا شد دل پر آه او
گفت يک شبي مجنون نمازش را شکست
يا رب از چه خوارم کرده اي
بر صليب عشق دارم کرده اي
جام ليلا را به دستم داده اي
وندر اين بازي شکستم داده اي
نشتر عشقش به جانم مي زني
دردم از ليلاست آنم مي زني
خسته ام زين عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن
مرد اين بازيچه ديگر نيستم
اين تو و ليلاي تو... من نيستم
گفت اي ديوانه ليلايت منم
در رگ پنهان و پيدايت منم
سالها با جور ليلا ساختي
من کنارت بودم و نشناختي
عشق ليلا در دلت انداختم
صد قمار عشق يکجا باختم
کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل مي شوي اما نشد
سوختم در حسرت يک يا ربت
غير ليلا بر نيامد از لبت
روز و شب او را صدا کردي ولي
ديدم امشب با مني گفتم بلي
مطمئن بودم به من سر مي زني
در حريم خانه ام در مي زني
حال اين ليلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بي قرارت کرده بود
مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو ليلا کشته در راهت کنم

- پست: 3309
- تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 3096 بار
- سپاسهای دریافتی: 11996 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
مائیم و می و مطرب و این کنج خراب جان و دل و جام و جامه در رهن شراب
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
حکیم عمر خیام
فارغ ز امید رحمت و بیم عذاب آزاد ز خاک و باد و از آتش و آب
حکیم عمر خیام
آخرین ويرايش توسط 1 on Mil@d, ويرايش شده در 0.
بی

- پست: 618
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۷, ۱:۲۸ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1938 بار
- سپاسهای دریافتی: 1909 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
با تشكر از اشعار دوستان؛ لطف كنيد قانون مشاعره رو رعايت كنيد و بيت رو با حرف آخر شعر قبلي ادامه بديد
باد بهار آمد و آورد بوي تو شد تازه باز در دل من آرزوي تو
مرحوم ابوالحسن ورزي
باد بهار آمد و آورد بوي تو شد تازه باز در دل من آرزوي تو
مرحوم ابوالحسن ورزي
در روح و جان من میمانی ای وطن

- پست: 3101
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 19718 بار
- سپاسهای دریافتی: 21369 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
وا که این شب منحوس چه طولانی شد * * * حسرت آبی آسمان بر دل روزها بود
در مه آلود سیاهی های نفرت انگیز * * * گذر یک شهاب نوید نور ها بود
SAMAN
در مه آلود سیاهی های نفرت انگیز * * * گذر یک شهاب نوید نور ها بود
SAMAN
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!

- پست: 356
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۶, ۶:۳۵ ب.ظ
- محل اقامت: Victoria, Australia
- سپاسهای ارسالی: 6778 بار
- سپاسهای دریافتی: 2887 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
دمیدم تا بدانیدم که هستم فتادم تا نگویی خود پرستم
مپنداری که کار دهر ، بازیست مرا این اوفتادن ، سر افرازیست
پروین اعتصامی
ت بده
مپنداری که کار دهر ، بازیست مرا این اوفتادن ، سر افرازیست
پروین اعتصامی
ت بده

هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود

- پست: 3101
- تاریخ عضویت: یکشنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 19718 بار
- سپاسهای دریافتی: 21369 بار
Re: مشاعره / خواهشمندم شرکت بفرماييد.
ترس از خزون یا باد سرد, ریختن گلبرگای تو **** پاک شدن سرمشق عشق,از صفحه دلم ز تو
SAMAN
SAMAN
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
