صندلی داغ با حضور SAMAN...!

صندلي داغ مرکز انجمنهاي تخصصي

مدیران انجمن: AGeNiS1, MASTER, ASHKAN95, شوراي نظارت

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط Mil@d »

من که باز اومدم!تصویر

سلام بروبکس!تصویر

خوب یک دختر رد کردیم دوباره برگردیم سراغ همجنس هام!صندلی خانم مهشید در نوع خود بعد از صندلی مهدی رکورد جدیدی ثبت کرد و آن هم مدت زمان که 8 روز طول کشید!ولی کلا جالب بود و الحمدالله حکایت عدو شود سبب خیر شدیم! و مشکلات روانشناسی بسیارانی حل گردید!تصویر
و اما سامان!
مردی از دیار زرخیز و نظامی خیز و به قول تابلو ورودی شهر شهید پرور خرم آباد! حقیقت امر اینه که بنده با اهالی خرم آباد روابطه تنگاتنگ و بسی بارانی همراه با رگبارهای پراکنده دارم! به علت رانندگی دیوانه وار چه با ماشین و چه موتورسیکلت تاکنون بارها مورد عنایت و الطاف عالیه دوستان عزیز خرم آبادی در نیروی انتظامی و راهنمایی رانندگی بوده ام! کل نیروی انتظامی شهر ما همشهری های سامان هستند و ما را نیز به ادبیات لری ناخودآگاه مسلط نموده اند! ولی لوری نُونُم! چی ایگی کُر!رولُم! و از این صحبتا! البته چیزی که من ازشون شنیدم اینه! پراید شماره....بزن کنار! کارت ماشین !گواهینامه! و یا موتور سی جی 125 باک نقره ای بزن کنار ..سرباز ببرش کلانتری!جناب سروان اشتب گرفتین من پسرخاله ...هستم !سرهنگ...منو میشناسه ها! جدی فامیلشونی!برو آزادی! به همین راحتی...حال می کنم مرام دارن و تا میفهمن همشهری هستیم بی خیالمون میشن!البته یک مدت که میمونن به لاف زنی عادت میکنن و راحت زیر باز نمیرن!

آدمای زحمتکشی هستند و تو عسلویه دیدم چقدر کارگر خرم آبادی تو گرمای نفس گیر و واقعا گریه آور عسلویه که منی که بچه گرما و شرجی هستم رو هم از پا می انداخت بدون ادعا مشغول کارند..البته بنده خداها خیلی هاشون می بریدن و بعد یک ماه فرار را بر قرار ترجیح میدادند...مخصوصا جهنم مرداد ماه عسلویه!


و اما خود سامان!

سامان بچه مودب و با شعور و نسبت به رشته تحصیلی اش یعنی الکترونیک تسلط خوبی داره...اهل ادبیات و شعر سرایی هم هست و شایعاتی مبنی بر دیوان سامان نیز بر سر زبان هاست! تصویر عشق جنگنده و هواپیما و هلی کوپتر...از نظر مذهبی دموکراتیک و انعطاف پذیره و تو مایه های خودم تصویر...حس میکنم آدم احساساتی باشه! تصویر البته در ادامه صندلی محکم کاریش می کنیم! تصویر


معرفی تو همین مایه ها بسه دیگه بی مزه اش نکنیم! تصویر
بریم سراغ کالبد شکافی و بررسی جنایات این شخصیت مرموز و دیالکتیک تصویر

و اما محاکمه متهم سامان در دادگاه عالی جنایات جنگی موسوم به صندلی داغ سنترال!

1.سامان(سن-تحصیلات-محل تولد و زندگی-تاهل-شغل- رنگ مو..رنگ لباس..رنگ چشم..گروه خون...شکل گوش... و سایر موارد!)
2.اخلاقیات و رفتاریات خودت رو در دنیایی واقع شرح بده..
3.فیلم و بازیگر مورد علاقه؟
3.خواننده و آهنگ مورد علاقه؟
4.شخصیت های مورد علاقه در زمینه های مورد علاقه؟
5.غذای مورد علاقه ات چیه و چیا بلدی بپزی؟
6.به چه زبان هایی تسلط داری و در چه حد؟
7.جایگاه اجتماعیت در چه وضعیتی است ؟
8.تیپ و ظاهرت رو مشروح بگو!
9.پرحوصله ای؟عکس العملت در برابر کسی که حوصلشو نداری و بدجوری بهت گیر داده؟
10.ویژگیهای جذاب دختران و پسران و ویژگیهای غیر قابل تجمل آنها؟
11.شدیدترین دعوای عمرت؟بزن بزن هم داشت؟
12.از چیا متنفری؟
13.شیرین ترین و تلخ ترین خاطره عمرت؟
14.جریان آواتور و امضات چیه؟
15.درخواستت از بچه های سنترال؟
16پیشنهادت برای سنترال؟
--------------------------
سامان قبل و بعد از سنترال
سامان و انتقادات به سنترال
سامان و دیدن پَتَرات(اراجیف) برخی کارابران
سامان و اصرار بر بار علمی تاپیک
سامان و رپ متال بلاک راک پاپ
سامان و سوژه های خنده روزانه!
سامان و شکار لحظه ها!
سامان و کوههای اطراف خرم آباد
سامان و فلک الافلاک!
سامان در بازداشتگاه!
سامان و درگیری خیابانی با اراذل و نزاع دسته جمعی با بیل و کلنگ و قمه و قداره
سامان و درگیری مسلحانه با دیانا!
سامان و کارگری!
سامان و مجلس لهو و لعب
سامان و منکرات
سامان و گشت ارشاد
سامان و استکبار جهانی
سامان و صهیونیسزم بین املل
سامان و خلبانی اف 14
سامان و زدن دکمه شلیک سجیل 2
سامان و رانندگی سریع
سامان و موتور سیکلت
سامان و آموزش دانشگاه
سامان و غذای دانشگاه(مخصوصا گوشتهای نپخته و برنج های پر از سنگ و ریگ)
سامان ودختران
سامان و عشق بزرگ زندگی اش
سامان و سیگار
سامان و قلیان
سامان و بافور
سامان و مسعود بختیاری
سامان و تنگ فنی!
سامان و کرخه در حاشیه جاده ترانزیتی تهران جنوب(کلی خاطره خنده دارم)
سامان و جت اسکی
سامان و حرف زدن با خودش
سامان و سامان!
سامان و میلاد!
سامان و مهدی!
سامان از خواب بلند میشود و دلش میخواد هنوز بخوابه!
سامان گرسنه است!
سامان و حمله همزامان چندین سگ گرسنه در جای خلوت به سمتش!
---------------
ارزیابی ات از کارشناسان و متخصصان صندلی داغ
fariborz
sharyar
mohsen
moh-597
mahdi1944
----------
Mil@d
Negar.int
yasermym
Mohamad 1985
و سایر کسانی که دوست داری دربارشون نظر بدی!

--------------
این پیش پرده بود! سری بعد از تسلیحات کشتار جمعی در سوالات استفاده خواهد شدتصویر
  بی  
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

بنده هم سلام و خسته نباشید عرض میکنم خدمت همه دوستان عزیز و خوبم به خصوص دستندرکاران صندلی داغ تصویر امیدوارم که هر جایی که هستید سلامت, موفق و پیروز باشید.

امیدوارم بتونم به سوالات پاسخ قابلی بدم تصویر


Mil@d نوشته شده:من که باز اومدم!تصویر

سلام بروبکس!تصویر

خوب یک دختر رد کردیم دوباره برگردیم سراغ همجنس هام!صندلی خانم مهشید در نوع خود بعد از صندلی مهدی رکورد جدیدی ثبت کرد و آن هم مدت زمان که 8 روز طول کشید!ولی کلا جالب بود و الحمدالله حکایت عدو شود سبب خیر شدیم! و مشکلات روانشناسی بسیارانی حل گردید!تصویر
و اما سامان!
مردی از دیار زرخیز و نظامی خیز و به قول تابلو ورودی شهر شهید پرور خرم آباد! حقیقت امر اینه که بنده با اهالی خرم آباد روابطه تنگاتنگ و بسی بارانی همراه با رگبارهای پراکنده دارم! به علت رانندگی دیوانه وار چه با ماشین و چه موتورسیکلت تاکنون بارها مورد عنایت و الطاف عالیه دوستان عزیز خرم آبادی در نیروی انتظامی و راهنمایی رانندگی بوده ام! کل نیروی انتظامی شهر ما همشهری های سامان هستند و ما را نیز به ادبیات لری ناخودآگاه مسلط نموده اند! ولی لوری نُونُم! چی ایگی کُر!رولُم! و از این صحبتا! البته چیزی که من ازشون شنیدم اینه! پراید شماره....بزن کنار! کارت ماشین !گواهینامه! و یا موتور سی جی 125 باک نقره ای بزن کنار ..سرباز ببرش کلانتری!جناب سروان اشتب گرفتین من پسرخاله ...هستم !سرهنگ...منو میشناسه ها! جدی فامیلشونی!برو آزادی! به همین راحتی...حال می کنم مرام دارن و تا میفهمن همشهری هستیم بی خیالمون میشن!البته یک مدت که میمونن به لاف زنی عادت میکنن و راحت زیر باز نمیرن!
آدمای زحمتکشی هستند و تو عسلویه دیدم چقدر کارگر خرم آبادی تو گرمای نفس گیر و واقعا گریه آور عسلویه که منی که بچه گرما و شرجی هستم رو هم از پا می انداخت بدون ادعا مشغول کارند..البته بنده خداها خیلی هاشون می بریدن و بعد یک ماه فرار را بر قرار ترجیح میدادند...مخصوصا جهنم مرداد ماه عسلویه!

حدود 10 خط نوشته بالای اقا میلاد حقیقت داره و بنده به اون معترف هستم. تصویر


و اما خود سامان!

سامان بچه مودب و با شعور و نسبت به رشته تحصیلی اش یعنی الکترونیک تسلط خوبی داره...اهل ادبیات و شعر سرایی هم هست و شایعاتی مبنی بر دیوان سامان نیز بر سر زبان هاست! تصویر عشق جنگنده و هواپیما و هلی کوپتر...از نظر مذهبی دموکراتیک و انعطاف پذیره و تو مایه های خودم تصویر...حس میکنم آدم احساساتی باشه! تصویر البته در ادامه صندلی محکم کاریش می کنیم! تصویر

این لطف شماست تصویر

اگر جسارت نباشه بله, گهگاهی که دلم میگیره چند خطی شعر هم( اگر بشه روش اسم شعر گذاشت مینوینم)البته دیگه در حد دیوان نیست تصویر در مورد هلیکوپتر هام چیزی بلد نیستم تصویر


معرفی تو همین مایه ها بسه دیگه بی مزه اش نکنیم! تصویر
بریم سراغ کالبد شکافی و بررسی جنایات این شخصیت مرموز و دیالکتیک تصویر

و اما محاکمه متهم سامان در دادگاه عالی جنایات جنگی موسوم به صندلی داغ سنترال!


1.سامان(سن-تحصیلات-محل تولد و زندگی-تاهل-شغل- رنگ مو..رنگ لباس..رنگ چشم..گروه خون...شکل گوش... و سایر موارد!)

بنده سامان هستم. فرزند فصل پاییز بتاریخ 17 آذر 1364 البته در شناسنامه به خاطر مدرسه 3 ماه به سنم اضافه کرده اند. در خرم آباد زندگی و تحصیل میکنم. مجرد هستم و فعلا خواهم ماند. میگن رنگ موهام خرمایی هست ولی من سیاه میبینم!! تصویرچندین دست لباس دارم ولی نمیدونم کدومشونو باید بگم؟ رنگ چشمام هم فک کنم قهوه ایی باشه و گروه خونی ام رو هم نمی دونم چنده! تصویر شکل گوشمم نمیدونم چطوریه فقط میدونم که از این مدل بیرون زده نیست! تصویر صافه تصویر اصلا چرا راه دور بریم من عکسم تو سایت هست تصویر


2.اخلاقیات و رفتاریات خودت رو در دنیایی واقع شرح بده..

من اگر تعریف نباشه از اخلاق خودم راضی هستم چون در محیط زندگی اطرافیانم بهم گفتم و من نقل قول از اونها میکنم. من یک شخص کاملا معمولی هستم. دوست داشتنی ها را دوست دارم و از بدی ها بدم میاد. البته یه فاکتور مهم دارم و اون اینه که تا کسی رو نشناسم باهاش جور نمیشم و حتی المکان ازش فاصله میگیرم. معیار های شناخت دوست رو به خوبی بلدم و در صورتی که با شخصی رودر رو صحبت کنم روحیات و اخلاق طرف رو شناسایی میکنم و با خودم که مرجع هستم مقایسه میکنم. در صورت تفاهم اقدام میکنم.



3.فیلم و بازیگر مورد علاقه؟

باور بفرمایید یه مدتی نمیگذاشتم که حتی یه فیلم یا سریال از دستم رد بشه ولی نمیدونم بگم متاسفانه یا خوشبختانه اما مدت مدیدی هست که وقت پیدا نمیکنم که فیلمی تماشا کنم. اگر وقت آزادی داشته باشم یا لغت زبان میخونم و یا با کامپیوتر کار میکنم.

ولی: فیلم ارباب حلقه به خاطر وجود خیر و شر رو خیلی دوست دارم و بعضی صحنه هاش بهم انرژی میده/ البته فیلم هایی دیگه هم هست که دوستشون دارم ولی اسمشونو متاسفانه الان خاطرم نیست. فقط از فیلم های هندی متنفرم. تصویر

بازیگران ایرانی مورد علاقه : پرویز پرستویی/ اکبر عبدی/ جواد رضویان/ حمید لولایی ( کلا بازیگران طنز) / مهران مدیری و ...
البته از مجالس پنهانی بازیگران سینما اصلا خوشم نمیاد. تصویر



3.خواننده و آهنگ مورد علاقه؟

سوال خیلی کلی هست! برعکس فیلم آهنگ زیاد گوش میکنم و خوشبختانه هم چیز گوش میکنم به جز آهنگ های دشتی و آهنگ های خیلی قدیمی ایرانی
خواننده مورد علاقه ام هم شخص خاصی نیست هر خواننده ایی که آهنگ خوبی بخونه من دوست دارم. البته داریوش و گوگوش (بااینکه طرفدارن زیادی دارند) فک نمیکنم 1 ترانه شون رو هم گوش کرده باشم. اما ابی /سیاوش قمیشی/ امید/ شهرام ناظری و .....


4.شخصیت های مورد علاقه در زمینه های مورد علاقه؟

خلبانان نیروی هوایی / شهید سرلشگر خلبان عباس دوران تصویر

5.غذای مورد علاقه ات چیه و چیا بلدی بپزی؟

من بجز کله پاچه و جگر و کباب برگ و مرغ پخته همه غذایی دوست دارم. تصویر شاید خیلی مسخره باشه ولی دوست ندارم اما اگر مجبور بشم و چیز دیگه ایی نباشه میخورم. تصویر البته غذاهایی که تند و ادویه ایی نباشه چون بشدت حساسیت دارم و نمی خورم. تصویر

کباب کوبیده- جوجه کباب- قرمه سبزی های مامانم و ..... تصویر

6.به چه زبان هایی تسلط داری و در چه حد؟

به جز لری؟؟ تصویر یه کم انگلیسی وسلام تصویر


7.جایگاه اجتماعیت در چه وضعیتی است ؟

الحمدلله به خاطر اخلاق خودم در جایگاه خوبی هستم.


8.تیپ و ظاهرت رو مشروح بگو!

فشنی نیستم تصویر اما خوشتیپ بودن رو دوست دارم. شلوار لی میپوشم / کتان میپوشم/ پارچه ایی میپوشم/ آستین بلند / کوتاه و کاهی اوقات زمستان ها کت میبپوشم.
فقط لباس های آستین کوتاه مارک دار نه !! تصویر نمی پوشم یا مثلا بعضی شلوار لی ها هست که میبینی یه جاش کم رنگه یه جاش پر رنگ یا معذرت میخوام بعض جاهاش پاره!! تصویر نه ما را با این تیپ ها کاری نیست. تصویر

9.پرحوصله ای؟عکس العملت در برابر کسی که حوصلشو نداری و بدجوری بهت گیر داده؟

با ید اعتراف کنم که در دنیای واقعی بسیار پر حوصله هستم البته نه به معنای فس فس کردن. البته اینجا شاید بی حوصله نشون داده باشم ولی اصلا اینطوری نیست و دلیل هم داره چون من کارم با مردم بوده و مردم انسان خوش اخلاق و با حوصله رو دوست دارن و ازش به نیکی یاد میکنند.

قسمت دوم سوال: بستگی داره چی ببینم الان دیشب در خیابون میرفتم که صحنه زشتی از طرف 2 تا پسر جوان اوباش با 3 تا خانم دیدم! که خواستم تذکر بدم ولی دیدم مقصر خانم ها هم هستن چون میتونستن قدم هاشونو سریعتر کنن و یا به طرف دیگه خیابون برن. ولی این کار رو نکرن و من خودم سرعتم رو به 1 متر در ثانیه افزایش دادم و از منطقه دور شدم.

البته تا حالا نشده که کسی بهم گیر بده ولی خوب بلدم چطور از شر هر کسی خلاص بشم.

10.ویژگیهای جذاب دختران و پسران و ویژگیهای غیر قابل تجمل آنها؟

از وقار وسنگین بودن( مودب بودن) هر دختر یا پسر + سطح فکر بالا و سواد بالا و قابل قبول خیلی خوشم میاد. و بر عکس از ادم لات و اوباش و پر رو و همچنین کسی که سطح فکرش خشک و رادیکال باشه خواه پسر یا دختر متنفرم.

11.شدیدترین دعوای عمرت؟بزن بزن هم داشت؟

در طول عمرم تا حالا دعوا نکردم. آدم عینکی هم دعوا میکنه؟ تصویر


12.از چیا متنفری؟

از بی عدالتی و حق خوری / خصوصا دروغ و ریا کاری و کتمان حقیقت بشدت متنفرم.

13.شیرین ترین و تلخ ترین خاطره عمرت؟

خاطره شیرین الان به ذهن ندارم ولی هر وقتی که ناراحت نباشم برام شیرن هست و خدا رو شکر میکنم. و اما تلخ ترین خاطره ( یا بگیم لحظه نمیدونم ولی) فوت مادربزرگم و دختر دایی ام ( به خاطر اینکه سنش کم بود) یه کم دردناک بود. البته متاسفانه خاطرات تلخ زیاد هست که دوست ندارم مرورشون کنم.


14.جریان آواتور و امضات چیه؟

اقا میلاد یعنی میگ-21 رو نمیشناسی؟؟ شوخی میکنم, راستش چیز خاصی نیست. علاقه به این هواپیما دارم و ثابت شده که قدرتمند ترین جت جنگنده کوتاه برد جهان هست. امضام هم هر چند بار تغییر می دم. شاید محل امضا یه جور تبلوی اعلانات باشه؟ نیست؟


15.درخواستت از بچه های سنترال؟

طبق امضای اقای گلدار عزیز HRG دوستی و محبت بین اعضا رو در خواست دارم و سعی میکنم خودم پیش قدم باشم. تصویر تصویر تصویر


16پیشنهادت برای سنترال؟

پیشنهاد خاصی ندارم فقط میدونم سنترال با تمام قدرت پیش میره و از خیلی جهات کامل هست. آرزوی موفقیت براش دارم و امیدوارم هر چند کم براش مفید باشم. تصویر


--------------------------
سامان قبل و بعد از سنترال

قبل سنترال نمی دونستم باید از کجا فعالیت های مورد علاقه ام رو شروع کنم بعضی مواقع روی کاغذ می نوشتم و میکشیدم ولی الان خیلی خوشحالم که محیطی فراهم هست که بتونم توش فعالیت کنم.


سامان و انتقادات به سنترال

انتقادی ندارم و در بالا هم گفتم دوستی رو پیشه بگیرند


سامان و دیدن پَتَرات(اراجیف) برخی کارابران

بعضی مواقع خیلی ناراحت میشم. البته بیشتر کاربرای تازه وارد هستند که بندگان خدا نمی دونن وگر نه اگر با محیط اینجا آشنا بشن دیگه اراجیف نمی بندن

سامان و اصرار بر بار علمی تاپیک

این یه قانونه

سامان و رپ متال بلاک راک پاپ
فقط رپ و پاپ رو می شناسم که اگر حرف بد نزنن گوش میکنم. تصویر

سامان و سوژه های خنده روزانه!

می خندم البته نه به قصد مسخره کردن!!


سامان و شکار لحظه ها!

انجام میدم و دادم و خواهم داد.

سامان و کوههای اطراف خرم آباد

رفتم و سعی میکنم که بشتر برم. اینجا از دید بعضی ها هرچیش بد باشه که مطمنا هم هست, طبیعتش زیباست.

سامان و فلک الافلاک!

رفتم. شمام بیایید برید تصویر

سامان در بازداشتگاه!

[COLOR=#0070c0] خدا نکنه ! من کاری نکردم!!
  تصویر

سامان و درگیری خیابانی با اراذل و نزاع دسته جمعی با بیل و کلنگ و قمه و قداره

بیل کلنگ مال کارگر های ساختمانیه و قمه و قداره مال اراذل تصویر خوشبختانه پیش نیومده ولی از دیدن چنین صحنه هایی خجالت میکشم.

سامان و درگیری مسلحانه با دیانا!

دیانا کیه؟ نکنه منظورت دنیا بوده؟ تصویر

سامان و کارگری!

انجام دادم. و ممکنه بعضی مواقع انجام بدم .البته کارگر دسته بندی های مختلف داره.

سامان و مجلس لهو و لعب

استغفرلله! تو عمرم خوشبختانه نه ندیدم و نه نرفتم و نه خواهم رفت. بابا ولمون کن ...

سامان و منکرات

تصویر


سامان و گشت ارشاد

با من که تا حالا کاری نداشتن یعنی جرات نداشتن ولی بعضی مواقع بعضی ها ( عده بسیار قلیل) رو که دیگه از حد میگذرند خوب کاری میکنن که میگیرن.

سامان و استکبار جهانی

تصویر
سامان و صهیونیسزم بین املل

فقط معتقدم که باید بین صهیونیست های رادیکال و مردم عادی که دینشون یهود هست تمایز قائل شد.

سامان و خلبانی اف 14

آرزویی بود که بر باد رفت البته اف-14 پیش کش با آزمایشی یا سم پاش هم قبول داشتیم تصویر

سامان و زدن دکمه شلیک سجیل 2

به دستور فرمانده و گفتن رمز میزنم تصویر


سامان و رانندگی سریع

نرفتم تا حالا و دوست هم ندارم که سریع برم

سامان و موتور سیکلت

به هیچ عنوان موتور سیکلت رو دوست ندارم و وسیله ایمنی نمی بینم.

سامان و آموزش دانشگاه

بعضی وقتا اذیت میکنن

سامان و غذای دانشگاه(مخصوصا گوشتهای نپخته و برنج های پر از سنگ و ریگ)

نه مال اینجا خوبه بد نیست.

سامان ودختران

سلام علیکم در همین حد

سامان و عشق بزرگ زندگی اش

عاشقش خواهم بود

سامان و سیگار
سامان و قلیان
سامان و بافور

یه چیزی رو بگذارید به عنوان یه دوست بگم. ریشه تمام خلاف ها از این سیگار لعنتی شروع میشه. اگر یک نفر رو ببینم که سیگار میشه به هیچ عنوان بهش اعتماد نمیکنم. وازش تا میتونم فاصله میگیرم. اینجام هر کی سیگاری هست دیگه با من سلام علیک نکنه!! از سیگار بشدت متنفرم وای به حال بقیه. الله اکبر

سامان و مسعود بختیاری

نمی شناسمش

سامان و تنگ فنی!

داغ شدن ماشین. البته الان دیگه درستش کردن و دیگه نیازی نیست از تنگ فنی برای رسیدن به خوزستان وبالعکس رد شد.

سامان و کرخه در حاشیه جاده ترانزیتی تهران جنوب(کلی خاطره خنده دارم)

نرفتم متاسفانه

سامان و جت اسکی
تصویر
سامان و حرف زدن با خودش

نه با خودم حرف نمی زنم ولی گهگاه فکر هایی تو ذهنم عبور میدم مثل همه

سامان و سامان!

من و خود من تا آخرش با همیم تصویر تصویر

سامان و میلاد!

دو تا دوست که دوستیشون با یه دعوا شروع شد . راستی یادته؟؟ تصویر تصویر

سامان و مهدی!

ارادت داریم خدمتشون. ایشون شخصیت دوست داشتنی / با منش و بزرگواری هستن.

سامان از خواب بلند میشود و دلش میخواد هنوز بخوابه!

پیش اومده مخصوصا زمستونها که بارون و برف هم میباره و بخاری روشن هست. اما باید بری و برسی به کلاس ساعت 8 تصویر

سامان گرسنه است!

[COLOR=#0070c0]آی دلم

 سامان و حمله همزامان چندین سگ گرسنه در جای خلوت به سمتش!

اتفاقا پیش اومده چون ما یه باغ داریم که باید بهش آب بدیم و راه طولانی رو باید برای کنترل مسیر اب طی کرد که اونجا سگ های زیادی هست. یه توصیه میکنم هیچ وقت از سگ ها فرار نکنید. اگر خیلی وحشی هم باشن می تونید بشینید اون وقت در میرن. این طبیعتشونه
---------------
ارزیابی ات از کارشناسان و متخصصان صندلی داغ

Fariborz

بهترین دوست من در سایت ایشون هستن و من ایشون رو همیشه رئیس صدا میکنم. آقا فریبرز رو نه تنها من بلکه تمام کاربران سایت دوستشون دارن و بهشون احترام میگذارنو واقعا احترام بزرگانی چون ایشون به من یکی که حتما حتما واجبه. خیلی دوستتون دارم. تصویر تصویر تصویر


Shahryar


اقا شهریار استاد معظم سایت سنترال کلابز هستن. من و ایشون هم عصر بودیم. و من خیلی چیز ها از ایشون یاد گرفتم. یه عکس یادگاری هم از ایشون دارم که دل همتون بسوزه و کاملا سری هست. تصویر تصویر تصویر درود بر استاد عزیزم تصویر تصویر تصویر

Mohsen
[COLOR=#0070c0]خدمت اقا محسن هم زیاد میرسیم و سوال می پرسیم و مزاحم وقتشون میشیم. ایشون رو مایه افتخار سایت سنترال میدونم.
 
تصویر تصویر


moh-597


آقا محمد هم که مصداق روشن و زنده ی زنده کننده یاد و خاطره ایثار گران وشهیدان جنگ هستند. با جناب محمد هم ارتباط خوب و نزدیکی دارم. اقا محمد خیلی بیشتر از همه شماها از من میدونه. ارادتمندیم. تصویر تصویر تصویر

Mahdi1944

مدیریت محترم سایت سنترال کلابز. شخصی صبور و دوست داشتنی که به همه کمک میکنه. من خودم یادمه که روز اولی که در سایت عضو شدم چقدر ایشونو اذیت کردم. دنبال یه تاپیک میگشتم و پیداش نمیکردم ولی ایشون با صبر زیاد برام پیداش کرد اون تاپیک تاپیک قهرمانان نیروی هوایی بود.خیلی مخلصیم. تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر
----------

Mil@d

یکی از کاربران فعال و سرزنده سایت. که خیلی ها دوستش دارن. من هم دوستش دارم. البته شیطونی هم میکنه. تصویر

Negar.int

از کاربران سایت. فقط میدونم رشته اشون الکترونیک هست. و متاسفانه اشنایی آن چنایی از ایشون ندارم. تصویر

yasermym

ایشون هم از کاربران سایت هستند. بیشتر فعالیت اخباری میکنند. متاسفانه با ایشون هم آشنایی آنچنانی ندارم. تصویر
Mohamad 1985
خدمت این دوست عزیز هم نرسیدم تصویر

ولی میدونم که همه کاربران فعال و خوبی هستند. تصویر تصویر

و سایر کسانی که دوست داری دربارشون نظر بدی!

... تصویر

--------------
این پیش پرده بود! سری بعد از تسلیحات کشتار جمعی در سوالات استفاده خواهد شدتصویر



خدا رحم کنه تصویر تصویر تصویر تصویر
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 1297
تاریخ عضویت: شنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1856 بار
سپاس‌های دریافتی: 3546 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط sand_fighter »

SAMAN, به به سامان گل سامان جان این دومین باریست که دارم تو صندلی داغ شرکت می کنیم !
""".به چه زبان هایی تسلط داری و در چه حد؟

به جز لری؟؟ یه کم انگلیسی وسلام""""""
پس لری ! لر خرم آباد یا بختیاری ؟ من لر بختیاریم البته چهارلنگ نه هفت لنگ :grin:
میونت با شکار چطوره ؟
چه رنگی رو بیشتر از همه دوست داری ؟
تا حالا ورزش رزمی کار کردی ؟
اسلحه ی مورد علاقت چیست ؟
تا حالا آکواریم داشتی ؟ میونت با حیوان نگه داشتن چطوره !؟
شیری یا روباه ؟
نظرت در مورد ماکت چیه ؟
تا حالا به مرگ نزدیک شدی ؟ اگر شدی چقدر !
میگ 21 یا اف 7 ؟
چلو کباب یا قرمه سبزی ؟
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط Solver »

:-o البته متذکر میشم که بنده رشته برق بودم اون هم نه در حد تحصیلات عالی :sad:


بررسی با جریان 15 آمپر را شروع میکنیم بعد کم کم میریم بالا:

چه کسی این اسم را برات انتخاب کرد؟ پدر و مادر؟ مناسبت؟ .... ؟

چند سالگی راه افتادی؟

چند سالگی حرف زدی؟

اولین لغتی که گفتی؟

گریه زیاد میکردی وقتی کوچیک بودی یا بچه آرومی بودی؟

هدف از پرسش ها: مجبور کردن شما برای سر زدن و پرسیدن این موضوعات از پدر و مادرت :-)
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

sand_fighter نوشته شده:SAMAN, به به سامان گل سامان جان این دومین باریست که دارم تو صندلی داغ شرکت می کنیم !

درود بر شما دوست عزیز sand_fighter تصویر

خیلی خیلی خوش آمدید تصویر


""".به چه زبان هایی تسلط داری و در چه حد؟

به جز لری؟؟ یه کم انگلیسی وسلام""""""

پس لری ! لر خرم آباد یا بختیاری ؟ من لر بختیاریم البته چهارلنگ نه هفت لنگ :grin:

آره لر هستم ولی کر کوچک یا همون لرستانی ها تصویر چون همنطور که میدونید به بختیاری ها لر بزرگ میگن و به ماها لر کوچیک. یه دوست دارم که تو شهر کرد هست و یه محلی داشتن بنام هفچزون!
به هر حال خوشبختم. تصویر

میونت با شکار چطوره ؟

راستش تا حالا نرفتم ولی بستگی داره شکار چی باشه. آدم میشناسم که میرفتن شکار کبک!! تصویر ادم هم هست که برای دفاع از مزارعشون میرن شکار گراز! تصویر بعضی ها میرن شکار انسان! تصویر

چه رنگی رو بیشتر از همه دوست داری ؟

من همه رنگ ها رو دوست دارم چون معتقدم که خداوند خالق همه رنگ هاست. بدون وجود همه رنگ ها زیبایی معنایی ندارد. اما من خودم رنگ سیاه و زرد رو بیشتر از همه دوست دارم. البته هیچ وقت کفش و لباسم رو این رنگ ها انتخاب نمی کنم. تصویر

تا حالا ورزش رزمی کار کردی ؟

نه متاسفانه. این عینک شد بلای جون ما تصویر


اسلحه ی مورد علاقت چیست ؟

ام-16 امریکا

تا حالا آکواریم داشتی ؟ میونت با حیوان نگه داشتن چطوره !؟

نه آکواریوم نداشتم. از نگهداری حیوانات هم زیاد خوشم نمیاد چون ممکنه بعدا بمیرند بعد ناراحت بشم.

شیری یا روباه ؟

بعضی وقتا شیر شیر بعضی وقتا هم روباه

نظرت در مورد ماکت چیه ؟

خیلی خوشم میاد
تا حالا به مرگ نزدیک شدی ؟ اگر شدی چقدر !

بله! البته فکر کنم حالت اغما بود! حرف سال 81 یا 82 هست, بچه بودم, سرما خوردم و یادمه که از صبح تا غروب اشتها نداشتم که چیزی بخورم بعد دم دم های عصر حالم بد شد و قرار شد که با مادرم برم یه پنی سیلین بزنم.
غافل از اینکه برای تزریق پنی سیلین باید معده فرد خالی نباشه. خلاصه چشمتون روز بد نبینه ما یه 1200000 زدیم. خیلی درد داشت!! یهو احساس سرما کردم.
اون وقت تابستون بود!! بعد رفتم تو دارو خانه که یه قرص بخرم بدبختانه کولر داروخانه هم روشن بود و به سرمای بدن من افزود!! سرم کیج رفت گفتم می تونم اینجا یه دقیقه بشینم؟

گفت حالت بده؟؟

گفتم آره و رفتم نشستم! خون به مغزم نمی رسید تا نشستم ناخودگاه دراز کشیدم و خوابم برد .....

یه کم طولانی هست بقیش بماند.... تصویر



میگ 21 یا اف 7 ؟

قطعا میگ-21 ولی اف- 7 هم در نوع خودش خوبه. کار چین خرابه تصویر

چلو کباب یا قرمه سبزی ؟

چلو کباب بهتره

پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

Negar.int نوشته شده::-o البته متذکر میشم که بنده رشته برق بودم اون هم نه در حد تحصیلات عالی :sad:


سلام و درود بر آقا میلاد عزیز تصویر تصویر


بررسی با جریان 15 آمپر را شروع میکنیم بعد کم کم میریم بالا:

خوشبختانه من مجهز به مدارات محافظ( تمام اتوماتیک ساخته خودم)در برابر سوالات ناگهانی هستم. مجهز به فیوز های 5 آمپر و VDR 75 ولت هستم. تصویر

چه کسی این اسم را برات انتخاب کرد؟ پدر و مادر؟ مناسبت؟ .... ؟

مادرم. البته که مناسبه و راضی هم هستم.

چند سالگی راه افتادی؟
پرسدم گفت کمتر از 1 سالم بوده

چند سالگی حرف زدی؟

2 سالگی؟؟

اولین لغتی که گفتی؟

یادشون نبود ولی قطعا بابا بوده

گریه زیاد میکردی وقتی کوچیک بودی یا بچه آرومی بودی؟

بستگی داشته اگر مریض می بودم گریه میکردم, ولی فک کنم آروم بودم تصویر

هدف از پرسش ها: مجبور کردن شما برای سر زدن و پرسیدن این موضوعات از پدر و مادرت

کار خوبی کردی تصویر تصویر


:-)


اینم عکس کودکی خوب شد؟

 [External Link Removed for Guests] 
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط Mil@d »

دومین هجوم! همراه با پشتیبانی هوایی و شلیک موشک های زمین به زمین!

گروه خونی ات چیست؟ نه که گروه خونی ات چنده! قیمت خون که ازت نخواستم!
عجب!بچه لرستان و تفنگ دیانا رو نشناسه! با همشهری های شما و دیانا می رفتم شکار!البته اگه آلمانی اصلش گیرت بیاد!
لهو و لعب یکبار برو مزه اش که اومد زیر دهنت دیگه نرو!!!تصویر
دیدگاهت درباره گشت ارشاد طالبانی بود!(از اینا هستا میخوان نظرشونو به مخاطب تحمیل کنند!)تصویر
سیگاری های سنترال یک خبر جانگداز! سامان همتونو تحریم کرد!
مسعود بختیاری! همون بهمن علاادین!خواننده معروف آهنگ های لری که 2 سال پیش خدا بیامرز شد! عجبا!تصویر
به سگها رحم نکن!مسلح برو ببندشون به رگبار!! اگر هم ضد گلوله بوند منطقه محل زندگیشونو سمپاشی کن!تصویر
----------------------------------

و اما سکانس دوم فیلم جنایی سامان و یک مشت دلار!تصویر

1.نمی خوام برم تو حریم خصوصیت ولی بگو معشوقه ات چه خصوصیاتی داشته که لایق عشقت بوده!
2.بزرگترین تقلب عمرت چی بوده؟
3.دقیقا اولین بار که جمله دوستت دارم رو گفتی رنگت پریده بود و عرق کردی یا قلبت می زد یا همینطوری از دهنت پرید خودتم نفهمیدی کی گفتی!تصویر
4.خرم آباد گناه داره؟چرا؟
5.یک دوبیتی روانی بگو تا باش بریم تو فضا و برگردیم!
6. صادقانه بگو! نماز روزه ات برای خداست یا حوری و غلمان و بهشت و یک باغ دربست و نوشیدنی و خوارکی های ناب حوض کوثر و از اینجور برنامه ها!
7.آقا ما آخر نفهمیدیم چطور این منکر نکیر رو پیچ بدیم ها! چیکارشون کنم..رشوه قبول میکنن؟فی بازار دستت هست؟
8.سوتی سنگینت تو حرف زدن چی بوده؟
9.بچه های خرم آباد چرا اینقدر به 24(گروهبان یکم=3 تا 8 روی هم دیگه=24) علاقه مندند!
تصویر
10.برخوردت با اینجور ادما!
-منجمد
-شوخ چارلی وار
-اینایی که تا نگاشون میکنی فکر میکنن رژلبشون کمرنگ میشه اونورو نگاه میکنن!
-سوسول و بچه ننه!

11.دماغتو میخوای عمل کنی؟چشاتو لیزیک نمی کنی؟
12.مرجع تقلید داری و روزی چند بار نیاز مستقیم به توجه به بحث تقلید پیدا میکنی؟
13.اتفاقات بعد از انتخابات تاثیری بر طرز فکرت داشت؟

14.در صندلی داغ خودم موقعیت نشد از چند ماه خدمت سربازی ام قبل از دانشگاه چیزی بگویم!ولی خوب الان که بحث خرم آباد شد میگم...راستش من سپاه بودم و همشهری های آقا سامان هم کادری های مافوق ما!کلهم اجمعین گروهبان(در سپاه میگن رزم آور) به غیر از یکی از اونها که ستوان یکم بود! سپاه همانطور که میدونید جو سوپر مذهبی داره و کمی سنگین!ولی من افتاده بودم با چند تا عرب همشهری تخص و جن که دیوار راست رو بالا می رفتن!و بساط سرگرمی و خنده به راه بود!در سپاه با اینکه خدمت عشق و حاله ولی مشکل اصلی ما با گذاشتن ریش بود که اصلا عادت نداشتیم و سریع صورتمون می افتاد به خارش و ریش زیر شماره 4 ممنوع بود!یک روز با بروبکس کله کردیم گفتیم 6 تیغ می کنیم هر چه بادا باد! رفتیم سر صبحگاه و با کل سربازهای گردان تریپمون فرق می کرد!خلاصه همشهری آقا سامان همون ستوان یکم... تشریف آوردن و کلی تیکه بارمون کرد و گفت به به خوش تیپ های گردان...اومدین صبحگاه یا میخواین برین سر قرار! خلاصه ماژیک سیاه برداشت و صورت ما چند نفر به شکل ریش ستاری نقاشی کرد! خلاصه 10 روز هم اضاف زد برامون و فرستادمون نظافت سرویس بهداشتی!!البته مخ زنی کردیم و 1 روز بعد اینقدر خندوندیمش که دیگه باهام رفیق شد و دیگه شدم راننده اش! و یک تویوتا هایلوکس زیر پام بود و تا روز ترخیصی و قبولی دانشگاه با خدمت حال می کردم و همش مشغول گردش! به قول هم خدمتی هامون میلاد شد زن فرمانده!هرچی دست و پا شکسته لری هم یاد گرفتم از ایشون بود!

15.یک تاکتیکی دارم وقتی حس بحث یا کاری نباشه با اصوات غیر متعارف و عجیب کل فضا را عوض میکنم طوری که مخاطب اصلا یادش میره درباره چی داشت با من حرف میزد...مثلا یکیش این صداست که اگه خواستی برات صوتش هم پی ام میکنم! چون مکتوبش زیاد واضح نیست ولی صوتی اش متحیرالعقوله!
دیرررررررررررررررررررررررر رووووووووووووووووومبع بع----نظرت درباره این روش و اینکه تاکتیهای تو در اینجور موارد چیه تا بتونیم با ترکیب تاکتیک ها به یک استراتژی قدرتمند برسیم!
------------------

و اما کشت و کشتار!

سامان در تهران!
سامان در شمال!
سامان در کیش!
سامان در دبی!
سامان در نجف
سامان در مکه!
----------------
سامان و جو گرفتگی!
سامان و حرکات موزون!
سامان و لک لوک(الکلی جات)
سامان و غلبه بر هوای نفس!
سامان و پشیمانی!
سامان و حسرت!
سامان و قرص اکس!
سامان و اعتراف تلویزیونی!
سامان سبز!
سامان و دلداری!
سامان و بچه داری!
سامان و خنده از ته دل!
سامان و گریه سبک کننده!
سامان و عصبانیتی که قابل بروز نیست و مجبور به خودخوری است!
سامان و کم آوردن!
سامان و خودشو به اون راه زدن!
سامان و میخ شدن به چشمانی دلربا و مسحور کننده!
سامان و کابوس!
سامان و تصادف!
سامان و توهم!
سامان و تفکر عمیق رو به غرق شدن!
سامان و افتادن از تخت به پایین(دیشب یک خواب اکشن دیدم و خودم هم اکشن شدم افتادم پایین)تصویر
سامان و همخوانی با آهنگ لری در کوهستان کنار گوسفندانی که مشغول چرا هستند!
سامان و نوستالوژی های اوایل دهه 70!
سامان و وسطی و بالا بلندی و گوشواره طلا!
سامان در بچگی و کل کل با دختران همسایه و سردادن این شعار ها...پسرا شیرن مثل شمشیرن...دخترا موشن مثل خرگوشن!تصویر
سامان و بی بی سی و صدای آمریکا و صدای و سیما
سامان و فیلم سانسور نشده!تصویر
سامان و یک پیشنهاد بی شرمانه!
سامان و حالتش وقتی خیلی خجالت میکشه!
سامان و ناراضی بودن از گرافیک چهره اش و تلاش برای جراحی زیبایی!
سامان و گیر دادن داداش یا آبژی کوچیکه در ساعت 2 نصف شب برای خرید خوراکی!
سامان و رودرواسی!
سامان و سرماخوردگی!
سامان و زخمی شدن و خونریزی!
سامان و صحنه های خشن و دلخراش!
سامان و مهمان کردن سنترالیها به یک جوک شدیدالخنده!
سامان و مهمان کردن سنترالیها به یک عکس شدید الخنده!
سامان و مهمان کردن سنترالیها به یک عکس خاطره انگیز!
--------------------------------------------------------------
نحوه رفتارت با افراد زیر
پدر
مادر
خواهر
برادر
رفیق
دشمن
------------------------------
نحوه برخوردت با حیوانات زیر
سوسک ماده
بچه مارمولک
موش خرما از این بزرگاش
گربه لوس
سگ هار
--------------------
نظرت درباره عکس زیر
[External Link Removed for Guests]
-----------------------------------
قبل از اینکه به اینجا بیاییم همانطور که قبلا گفتم بنا به ماموریت کاری پدر در حاجی آباد شیراز تا اوایل دهه 70 زندگی میکردیم...یک همسایه ای داشتیم یک خر پیری داشت...این الاغ دیگه رمق براش نمونده بود و یک گوشه میگرفت راحت لم میداد و میخوابید و فقط شده بود خرج اضافه رو دست همسایه ما! یک روز این همسایه ما عاصی میشه به زنش میگه برو روغن داغ کن کار دارم...روغن که داغ شد میره کنار الاغه که در خواب عمیقی فرو رفته بوده و میریزه تو گوشش...الاغه فریاد میزنه ارررررررررررررررررررر ارررررررررررر.... و چون درب خانه هم چوبی و نه چندان محکم بود با فشار در رو میشکونه و سر به بیابون میذاره و ساعتی بعد جسد مقتول در 1 کیلومتری روستا پیدا میشه!
تحلیلت از این جنایت و بررسی کارگاهانه ات از انگیزه قاتل چیه؟
----------------------------

باند ممیم که همچنان به جنایات خود علیه بشریت ادامه میدهد در ادامه برنامه های مخوف و مخربش این بار به خرم آباد حمله نظامی میکند! دراخبار واصله به خبرنگار ما آمده ست میلاد نگار تمامی ورودی های خرم آباد را با یک سیستم هماهنگ به برق 33000 ولت وصل کرده است و هر ماشینی که بخواد رد بشه روی تیغه فلزی مخصوصی که رو آسفالت کار گذاشته شده برق دار و سپس منهدم میشود! محمد 1985 نیز درادامه عملیاتهایش با سواستفاده از شلوغ پلوغی اوضاع اقدام به سرقت 5850 راس گربه خرم آبادی نموده و موشهای خرم آباد نیز مراسمن قدردانی خود از ایشان به دلیل این کار را برگزار نمودند! یاسر میم نیز با حمله به مخازن شیمیایی خرم آباد اعلام کرد از همین جا قصد حمله بیولوژیک به صهیونیسم بین الملل و محو اسراییل از روی نقشه جهان را دارد!
میلاد لیدر گروه نیز که اوضاع را از کنترل خارج شده می بیند فرصت را مناسب دیده و شبانه به همگی گوسفندداری های خرم آباد شبیخون می زند! وی افزود به علت مرغوب بودن گوشت گوسفندهای لری زیر کیلویی 12 تومان مشتری قبول نمیکنه و قصد انحصاری کردن این صنعت با توجه به غنائم انبوه بدست امده را دارد.گفتنی است آمارها حاکی از ناپدید شدن 38000 فروند گوسفند در این حمله بی رحمانه دارد!

سامان به عنوان فرمانده لشکر مدافعان خرم اباد در پاتکی خونین به سمت لشکر ممیم یورش می برد و ماجرا از این قرا می شود که...
--------------------------------------------
  بی  
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 1208
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۸۴, ۴:۲۲ ق.ظ
محل اقامت: ایران
سپاس‌های ارسالی: 8769 بار
سپاس‌های دریافتی: 1710 بار
تماس:

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط MASTER »

درود بر برادر بسیار عزیزم سامان گل ...

سامان جان کم و بیش با شما آشنایی دارم و فکر کنم با رفتار و کردارت هم بیگانه نیستم
پرسش خاصی نداشتم و تنها برای ابراز علاقه این پست را زدم

ولی به دلیل قوانین از شما پرسش نیز خواهم کرد ...

1- سامان ، احسان
2- اگر از دوست نزدیکت درخواستی کنی و ایشان به هر دلیل آن کار را انجام ندهد از او دلخور میشوی ؟! مخصوصن که این دوست ساسان باشد ؟!

سامان جان به خدا میسپرمت :razz:
شاد زی مهر افزون ...
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 583
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۳۰ فروردین ۱۳۸۶, ۳:۴۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3433 بار
سپاس‌های دریافتی: 3949 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط naghme »

 درود دوست گرامی تصویر
 
صندلی داغ دلنشینی رو براتون آرزو می کنم

و اما...

 
SAMAN نوشته شده:

سامان ودختران

سلام علیکم در همین حد

جداً، تصویر اونم در قرن حاضر؟؟ نکنه اینم برای صوابشه؟؟تصویر آخه بعضی اوقات در این صورت امورات خیلی سخت می گذره ؟ یه لحظه تصورم نسبت به شما به مانند شهاب حسینی در فیلم دل شکته شد ( البته اون که خیلی فراتر بود خلاصه به علیکم السلام و ادامه اش هم که رسید، حالا واقعاً شما چطور ؟ ) به هر صورت برای من که نمونه های واقعی وغیر متعصبش بسار قابل تحسین و احترام است. برای من که اینطوری برخورد با آقایون خیلی راحت تر می شه تصویر

سامان و عشق بزرگ زندگی اش

عاشقش خواهم بود

( اگه منظورتون عشق زمینیه ) نکنه اینم با همون سلام علیکم شروع شد؟ تصویر در موردش بیشتر بگید؟ باید واقعی، و صادق باشه؟

سامان و سیگار
سامان و قلیان
سامان و بافور

یه چیزی رو بگذارید به عنوان یه دوست بگم. ریشه تمام خلاف ها از این سیگار لعنتی شروع میشه. اگر یک نفر رو ببینم که سیگار میشه به هیچ عنوان بهش اعتماد نمیکنم. وازش تا میتونم فاصله میگیرم. اینجام هر کی سیگاری هست دیگه با من سلام علیک نکنه!! از سیگار بشدت متنفرم وای به حال بقیه. الله اکبر

شما که سطح فکر خشک و رادیکال براتون غیر قابل تحمله دیگه چرا؟ تصویر شاید رابطه شما با اون فرد بتونه کمک به بهبودش کنه؟ در این صورت چی؟ تا حالا اینطوری بهش فکر کردید؟ ( از نظر روان شناسی که علت سیگاری شدن لزوماً فقط مربوط به شرایط حاضر شخص نیست و علتش ریشه در گذشته فرد نیز می تونه داشته باشه ) البته نمی خوام از قشر سیگاری ها دفاع کنم و منکر اینم نیستم که شروعش با سیگاره ( و خودم نیز مخالف سیگار هستم ) اما جدای از استدلال های روان شناسی اگه بخوایم واقع بینانه نگاه کنیم سیگار کشیدن دیگه آخر خط هم که نیست. به نظر من باید تا جای امکان به حل مسأله پرداخت به بیانی و اضحتر به کمک فرد پرداخت. و بعد از آن به اتخاذ تصمیم بپردازیم.

و بالاخره اینکه رابتطون به کمک کردن به افرادی که همه جوره به آخر خط رسیدن ولی می خوان که دوباره شروع کنن چیه؟ به نظر شما اصلاً می شه ؟ باید به حرف فرد اعتماد کرد؟ رهایش کنیم ؟ یا خیلی هنر کنیم فقط برایش دعا کنیم؟تصویر
 
تصویر
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 305
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۷, ۹:۵۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 328 بار
سپاس‌های دریافتی: 335 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط Eagle_of_sky »

درود.
به خاطر اینکه تاریخ تولد من نیز با سامان یکی است (البته سالش نیست )و اینکه رنگ موهامون هم یکی هست تصویر
و اینکه منم رنگ مشکی و زرد را خیلی دوست دارم و اینکه چند نکته مشترک را دیدم اجازه میخواهم من نیز چند سوال را مطرح کنم

1-چرا اکثر قومیت لر تمایل زیادی به نیروی انتظامی و نظامی گرایی دارند؟

2-وقتی یک جک که درباره یک فرد لر ساخته میشه رو میشنوی عکسالعملت چیه؟

3-به نظر شما چرا میلاد انقدر در مطالبی که مینویسه طنز رو به کار میبره؟

4-در دادن پاسخ به سوالات سانسور هم میکنی؟

5-آیا دوست داری وارد نظام بشی؟

6-نظرت در رابطه با حجاب چیه؟

7-نظرت رو درباره مطالب زیر بگو:
هایده

مهستی

نیروی انتظامی

انرژی هسته ای

شوخی

کودکی

جوانی

بزرگسالی

8- میانه ات با ورزش چطوره؟

9-چه تفاوتی بین صندلی داغ سنترال و اداره اطلاعات واواک و سیا و موصاد هست؟

10-میانه ات با ورزش چطوره؟

11-نظرت رو درباره ورزش پینگ پنگ بگو

12-نظرت رو درباره فوتبال بگو

13-نظرت درباره عدد 13 چیه؟آیا نحسه؟

14-تا به حال فکر مهاجرت(به کشور دیگه) رو کردی؟

15-پیتزا . هات داگ. فست فود . میانه ات با این غذا ها چطوره؟

16-به مردن فکر کردی؟

17-به شانس اعتقادی داری؟

18-از چه خواننده ای بدت میاد؟

19-کدام گل رو بیشتر دوست داری؟

20-چرا میگن نمره 20 مال خدا -19 مال پیامبر ها - 18 مال امام ها و 17 مال خانواده شهدا ست؟

در آخر اگر سوالات بنده چیز دار بود مسئولین مربوطه اون را ویرایش کنند.
ببخشید زیاده روی کردیم در سوال پرسیدن
سپاسگزارم تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

Mil@d نوشته شده:دومین هجوم! همراه با پشتیبانی هوایی و شلیک موشک های زمین به زمین!

آقا میلاد غافلی از اینکه داری بایه ژنرال که ارتشش تا دندان مسلح هست حرف میزنی! ما مجهزییم به انواع سیستم های پدافندی و به موقعش تهاجمی (آفندی) تصویر

گروه خونی ات چیست؟ نه که گروه خونی ات چنده! قیمت خون که ازت نخواستم!

پسر حواست خیلی جمع هست. حیف که امکان ویرایشش نبود.

عجب!بچه لرستان و تفنگ دیانا رو نشناسه! با همشهری های شما و دیانا می رفتم شکار!البته اگه آلمانی اصلش گیرت بیاد!

متاسفانه نمی شناسم. من فقط برنو رو می شناسم. اینجا علاقه مندی به تفنگ زیاد خوب نیست. برداشت بد میکنند. ولی من خودم خوشم میاد البته از نوع اتوماتیکش

لهو و لعب یکبار برو مزه اش که اومد زیر دهنت دیگه نرو!!!تصویر

باز رفتی تو جاده خاکی؟؟ تصویر
دیدگاهت درباره گشت ارشاد طالبانی بود!(از اینا هستا میخوان نظرشونو به مخاطب تحمیل کنند!)تصویر

میلاد فکر من روشنه اونقدر که یه لامپ گازی 1000 وات توش روشن کرده باشن. حرفی رو که میزنم اگر تو هم می دیدی قبول میکردی. اما در مجموع من هم مخالفم . ولی یادمون باشه که گفتم عده قلیلی هستند نه بیان همرو بگیرن

سیگاری های سنترال یک خبر جانگداز! سامان همتونو تحریم کرد!

هنوز رو حرفم هستم. مرگ بر دم و دود تصویر ( بعید بدون بین بچه ها کسی باشه)
مسعود بختیاری! همون بهمن علاادین!خواننده معروف آهنگ های لری که 2 سال پیش خدا بیامرز شد! عجبا!تصویر

نمی شناسمش. ایجا 3 4 تا هستن یا شایدم بیشتر البته من آهنگ لری اصلا گوش نمی کنم. تصویر
به سگها رحم نکن!مسلح برو ببندشون به رگبار!! اگر هم ضد گلوله بوند منطقه محل زندگیشونو سمپاشی کن!تصویر

براشون دارم تو کاسه تصویر
----------------------------------

و اما سکانس دوم فیلم جنایی سامان و یک مشت دلار!تصویر

1.نمی خوام برم تو حریم خصوصیت ولی بگو معشوقه ات چه خصوصیاتی داشته که لایق عشقت بوده!

گفتم, من کسی که با وقار باشه, با محبت باشه و مهمتر از همه چیز اخلاق و خانواده خوبی داشته باشه رو ملاک قرار میدم. اخلاق و خانواده از همه چیز برام مهمتره. در درجه سوم ظاهر و زیبایی و چهارم سواد و پنجم و آخرین گزینه وضعیت مالی. البته به همسطح بودن خانواده ها نیز معتقد هستم.

یه بنده خدایی بود همشهریمون الان هم هست ولی خب دیگه قسمت نشد. ما هم رضای هستیم به رضای خدا تصویر

2.بزرگترین تقلب عمرت چی بوده؟

باور میکنی یه بار! اونم سال دوم دبیرستان بودم تقلب نوشتم کف دستم که اومدن گرفتنم. بعد از او هیچ وقت تقلب نکردم اونم فقط برای 1 سوال بود. اصلا از تقلب کردن می ترسم. تصویر همین ترم بچه میگفتن بیا تقلب کنیم گفتم بابا ولم کنید من بلد نیستم و میدونم آخخرش هم شما از من بیشتر میشید!! تصویر

3.دقیقا اولین بار که جمله دوستت دارم رو گفتی رنگت پریده بود و عرق کردی یا قلبت می زد یا همینطوری از دهنت پرید خودتم نفهمیدی کی گفتی!تصویر

تو عمرم به هیچ کس نگفتم دوستت دارم. و این حالت ها هم برام پیش نیومده! تصویر

4.خرم آباد گناه داره؟چرا؟

این سوال خوبی هست. استان لرستان بدبخت ترین و مستضعف ترین استان ایران هست. ما اینجا هیچی نداریم. هیچی!! اینجا در زمان شاه 11 کارخونه داشت که بزرگترین اون کارخانه پارسیلون بود که بزرگترین کارخانه نساجی خاور میانه بود. در زمان آقای هشمی شدن 6 تا در زمان آقای خاتمی شدن 5 تا و در زمان آقای احمدی نژاد شدن 0 تا. فقط الان همین پارسیلون مونده که دادن بخش خصوصی و از 2000 کارگر الان 50 60 نفر دارن کار میکنن. اینجا تو خرم آباد و لرستان ما حتی یه خیابون درست و حسابی هم ندارم. اینها همش درده ولی به کی میشه گفت؟ نمایندگان شهر ما هم بی عرضه ترین نمایندگان مجلس هستند و بوده اند. خلاصه آقا میلاد بدبخت بدبختیم. شغل جوان های اینجا شده مسافرکشی. برا همینه که میگی استان نظامی خیز از سر ناچاری همه می رن به ارتش...

5.یک دوبیتی روانی بگو تا باش بریم تو فضا و برگردیم!

در خواب بدم خردمندی مرا گفت **** کز خواب کسی را گل شادی نشکفت
کاری چکنی که با اجل باشد جفت **** می خور که به زیر خاک میباید خفت


6. صادقانه بگو! نماز روزه ات برای خداست یا حوری و غلمان و بهشت و یک باغ دربست و نوشیدنی و خوارکی های ناب حوض کوثر و از اینجور برنامه ها!

نه بابا این حرفا چیه ما اهل جهنمیم. البته طبقه اولش. تصویر اینو صادقانه گفتم.

7.آقا ما آخر نفهمیدیم چطور این منکر نکیر رو پیچ بدیم ها! چیکارشون کنم..رشوه قبول میکنن؟فی بازار دستت هست؟

نکیر و منکر چرا چیکارشون داری؟ تصویر نه بابا رشوه چیه ! آدم باید به خاطر خشنودی خدا و بعد مردم کاراشو درست انجام بده. اگر مردم برات دعای خیر کنن از برج میلاد هم می زنی بالاتر . تصویر تصویر ولی با رشوه و این تشکیلات زیر پات چهار پایه ایی با خلال دندون درست کردی تصویر

8.سوتی سنگینت تو حرف زدن چی بوده؟
سوتی ندادم یادم نیست

9.بچه های خرم آباد چرا اینقدر به 24(گروهبان یکم=3 تا 8 روی هم دیگه=24) علاقه مندند!


گفتم فقط به خاطر بیکاری میرن ارتش هیچ کدومشون علاقه ندارن برای ترس از بیکاری هست. ما مردم بدبختی اینجا داریم. دلیل پاگرفتن نظامیانیان به قول خودمون عقده ایی هم همین هست دوست نداشتن برم به زور و چون مجبور بودن به ارتش پیوستن. و این باعث بوجود آمدن مشکلات عدیده خواهد بود.
تصویر
10.برخوردت با اینجور ادما!

-منجمد : مثل خوش باهاش برخورد میکنم.

-شوخ چارلی وار : اگر از حد نگذرونه باهاش میخندم

-اینایی که تا نگاشون میکنی فکر میکنن رژلبشون کمرنگ میشه اونورو نگاه میکنن! تصویر

-سوسول و بچه ننه! : خوشبختانه برخورد نداشتم. حتی با بالایی هم همینطور

11.دماغتو میخوای عمل کنی؟چشاتو لیزیک نمی کنی؟ : دماغو نه مگه چشش؟ ( تو هم بگو گوشه تصویر) ولی چشمام چرا ممکنه عملشون کنم

12.مرجع تقلید داری و روزی چند بار نیاز مستقیم به توجه به بحث تقلید پیدا میکنی؟

من مرحوم آیت لله العظمی بهجت رو قبول دارم.

13.اتفاقات بعد از انتخابات تاثیری بر طرز فکرت داشت؟

بی تاثیر نبود.


14.در صندلی داغ خودم موقعیت نشد از چند ماه خدمت سربازی ام قبل از دانشگاه چیزی بگویم!ولی خوب الان که بحث خرم آباد شد میگم...راستش من سپاه بودم و همشهری های آقا سامان هم کادری های مافوق ما!کلهم اجمعین گروهبان(در سپاه میگن رزم آور) به غیر از یکی از اونها که ستوان یکم بود! سپاه همانطور که میدونید جو سوپر مذهبی داره و کمی سنگین!ولی من افتاده بودم با چند تا عرب همشهری تخص و جن که دیوار راست رو بالا می رفتن!و بساط سرگرمی و خنده به راه بود!در سپاه با اینکه خدمت عشق و حاله ولی مشکل اصلی ما با گذاشتن ریش بود که اصلا عادت نداشتیم و سریع صورتمون می افتاد به خارش و ریش زیر شماره 4 ممنوع بود!یک روز با بروبکس کله کردیم گفتیم 6 تیغ می کنیم هر چه بادا باد! رفتیم سر صبحگاه و با کل سربازهای گردان تریپمون فرق می کرد!خلاصه همشهری آقا سامان همون ستوان یکم... تشریف آوردن و کلی تیکه بارمون کرد و گفت به به خوش تیپ های گردان...اومدین صبحگاه یا میخواین برین سر قرار! خلاصه ماژیک سیاه برداشت و صورت ما چند نفر به شکل ریش ستاری نقاشی کرد! خلاصه 10 روز هم اضاف زد برامون و فرستادمون نظافت سرویس بهداشتی!!البته مخ زنی کردیم و 1 روز بعد اینقدر خندوندیمش که دیگه باهام رفیق شد و دیگه شدم راننده اش! و یک تویوتا هایلوکس زیر پام بود و تا روز ترخیصی و قبولی دانشگاه با خدمت حال می کردم و همش مشغول گردش! به قول هم خدمتی هامون میلاد شد زن فرمانده!هرچی دست و پا شکسته لری هم یاد گرفتم از ایشون بود!

تصویر تصویر واقعا خاطره جالبی بود تصویر


15.یک تاکتیکی دارم وقتی حس بحث یا کاری نباشه با اصوات غیر متعارف و عجیب کل فضا را عوض میکنم طوری که مخاطب اصلا یادش میره درباره چی داشت با من حرف میزد...مثلا یکیش این صداست که اگه خواستی برات صوتش هم پی ام میکنم! چون مکتوبش زیاد واضح نیست ولی صوتی اش متحیرالعقوله!
دیرررررررررررررررررررررررر رووووووووووووووووومبع بع----نظرت درباره این روش و اینکه تاکتیهای تو در اینجور موارد چیه تا بتونیم با ترکیب تاکتیک ها به یک استراتژی قدرتمند برسیم!

این صدای افتادن یه چیزی هست درسته؟ تصویر من الان نظری به ذهنم نمیرسه ولی اگر برسته حتما بهت PM میکنم.
------------------

و اما کشت و کشتار!

سامان در تهران!
چندین بار به قصد کارهای اداری

سامان در شمال!

یک بار به قصد مسافرت
سامان در کیش!

نرفتم تا حالا
سامان در دبی!

شاید برم
سامان در نجف
نرفتم
سامان در مکه!
نرفتم
----------------
سامان و جو گرفتگی!

نداشتم
سامان و حرکات موزون!
تصویر این چیه دیگه
سامان و لک لوک(الکلی جات)
ندیم و نخورم تا حالا

سامان و غلبه بر هوای نفس!
خیلی سخته
سامان و پشیمانی!
شدم
سامان و حسرت!
اینو زیاد خوردم
سامان و قرص اکس!
تصویر لعنت خدا بر شیطان
سامان و اعتراف تلویزیونی!
[COLOR=#0070c0]نداشتم

 سامان سبز!
تصویر
سامان و دلداری!
تا حالا کسی رو دلداری ندارم.
سامان و بچه داری!
تصویر
سامان و خنده از ته دل!
تصویر
سامان و گریه سبک کننده!

من تو عمرم 2 بار گریه گردم 1 بار سال 82 برای مادربزرگم فک کنم 10 دقیقه و یه بار هم مراسمی بود در مسجد بودم که برای امام حسین(ع) روضه خوند و خیلی گریه کردم. دیگه بقه اش یادم نیست.

سامان و عصبانیتی که قابل بروز نیست و مجبور به خودخوری است!
داشتم.
سامان و کم آوردن!
آوردم.
سامان و خودشو به اون راه زدن!
نه نشده تا حالا
سامان و میخ شدن به چشمانی دلربا و مسحور کننده!
ای میلاد شیطون تصویر نه میخ نشدم ولی دیدم
سامان و کابوس!
آره دیدم
سامان و تصادف!
الحمدلله نه نداشتم تا حالا
سامان و توهم!
آره این علاقه مون به این مسائل نظامی رو بعضی ها توهم می دونن
سامان و تفکر عمیق رو به غرق شدن!
تصویر
سامان و افتادن از تخت به پایین(دیشب یک خواب اکشن دیدم و خودم هم اکشن شدم افتادم پایین)تصویر
نه من رو تخت نمی خوابم تصویر

سامان و همخوانی با آهنگ لری در کوهستان کنار گوسفندانی که مشغول چرا هستند!
تصویر
سامان و نوستالوژی های اوایل دهه 70!
اقا این اصطلاحات چیه به کار میبری 10 دقیقه مونود سرچ کردم ببینم نوستالوژی یعنی چی؟ ما سوادمون اینقدرام نیست ( قابل توجه دوستان :نوستالوژی به معنای درد کشیده استو یا بازمانده از خانه)

سامان و وسطی و بالا بلندی و گوشواره طلا!
تصویر

سامان در بچگی و کل کل با دختران همسایه و سردادن این شعار ها...پسرا شیرن مثل شمشیرن...دخترا موشن مثل خرگوشن!تصویر

داشتیم تصویر
سامان و بی بی سی و صدای آمریکا و صدای و سیما
تصویر
سامان و فیلم سانسور نشده!تصویر
دیدم
سامان و یک پیشنهاد بی شرمانه!
منظورت چیه؟ تصویر
سامان و حالتش وقتی خیلی خجالت میکشه!
هیچ وقت نشده خیلی خجالت بکشم.
سامان و ناراضی بودن از گرافیک چهره اش و تلاش برای جراحی زیبایی!
نه راضی هستم. درون مهمه ظاهر پوشالی هست.
سامان و گیر دادن داداش یا آبژی کوچیکه در ساعت 2 نصف شب برای خرید خوراکی!

نه نشده تا حالا یعنی ندارم
سامان و رودرواسی!

آره بعضی وقتا
سامان و سرماخوردگی!
تصویر
سامان و زخمی شدن و خونریزی!
نه یادم نمیاد ولی بچگی هام تو تابستون خون دماغ میشدم
سامان و صحنه های خشن و دلخراش!

بشدت متاثر میشم. بشدت متاسفانه زیاد هم می بینم
سامان و مهمان کردن سنترالیها به یک جوک شدیدالخنده!
بدبختانه جوک بلد نیستم بگم ولی یه بار یه مرده یه ساعت میخره یه رفیق هم داره که همراشه. بعد از اینکه مرده ساعت رو میخره دوست همش میپرسده فلانی ساعت چنده؟ فلانی ساعت چنده؟ مرده هم میگه حالا اینقدر بپرس ساعت چنده تا .... توش تصویر

سامان و مهمان کردن سنترالیها به یک عکس شدید الخنده!
سامان و مهمان کردن سنترالیها به یک عکس خاطره انگیز!


اینها اگر اجازه بدید رو بعدا میگذارم تصویر
--------------------------------------------------------------
نحوه رفتارت با افراد زیر
پدر

با احترام و رفتاری دوستانه وبا محبت با هم داریم.
مادر
مثل پدر
خواهر
شوخی با هم میکنیم همدیگر رو دوست داریم بعضی وقتام یکی بدو می کنیم.
برادر
مثل خواهر
رفیق
برخورد با احترام متقابل
دشمن
دوری و در صورت بازگشتن اقدام متقابل
------------------------------
نحوه برخوردت با حیوانات زیر
سوسک ماده
اگر تو خونه باشه با اسپری میکشمش
بچه مارمولک
اصلا کاری باهاشندارم
موش خرما از این بزرگاش
اگر بیرون باشه کاری باهش ندارم. ولی اگر زمانی بیاد تو خونه که تا حالا چنین اتفاقی نیوفتاده سعی میکنمیم بیرونش کنیم
گربه لوس
محلش نمیزارم
سگ هار

اقدام متقابل و دفاع
--------------------
نظرت درباره عکس زیر
[External Link Removed for Guests]


حقیقتا من چنین چیزی ندیدم. هر کسی که تیپش مثل سال اول باشه حساب کتاب های خودشو تا آخر میکنه و بعید بدونم تغییر وضعیت در ظاهر بده ولی در باطل خدا عالمه. اما داریم که از حالت چهارم به حالت اول میرسند و اون هم بعضی ها سر عقل میان, ولی اکثرا به خاطر منافعی که در پی اون هستند تغییر وضعیت میدن. این نمونه رو زیاد دیدم

-----------------------------------
قبل از اینکه به اینجا بیاییم همانطور که قبلا گفتم بنا به ماموریت کاری پدر در حاجی آباد شیراز تا اوایل دهه 70 زندگی میکردیم...یک همسایه ای داشتیم یک خر پیری داشت...این الاغ دیگه رمق براش نمونده بود و یک گوشه میگرفت راحت لم میداد و میخوابید و فقط شده بود خرج اضافه رو دست همسایه ما! یک روز این همسایه ما عاصی میشه به زنش میگه برو روغن داغ کن کار دارم...روغن که داغ شد میره کنار الاغه که در خواب عمیقی فرو رفته بوده و میریزه تو گوشش...الاغه فریاد میزنه ارررررررررررررررررررر ارررررررررررر.... و چون درب خانه هم چوبی و نه چندان محکم بود با فشار در رو میشکونه و سر به بیابون میذاره و ساعتی بعد جسد مقتول در 1 کیلومتری روستا پیدا میشه!
تحلیلت از این جنایت و بررسی کارگاهانه ات از انگیزه قاتل چیه؟


متاسفانه عشایر از این کارا زیاد میکنن اگر پاییز به جاده ها سفر کنید الاغ های لاغری رو میبینید که رها شدن تا طعمه گرگ ها بشن. این کار درستی نیست. آدم میشاسم که ذغال در دهان بز ها میکردند یا نان رو پر از فلفل میکردند و به سگ ها میداند بعضی عشایر این کار ها رو برای تفریح انجام میدن. البته نه همشون. تو هر 10 تا ایل 1 نفر فکر میکنم اونها مشکل روانی داشته باشد.
----------------------------

باند ممیم که همچنان به جنایات خود علیه بشریت ادامه میدهد در ادامه برنامه های مخوف و مخربش این بار به خرم آباد حمله نظامی میکند! دراخبار واصله به خبرنگار ما آمده ست میلاد نگار تمامی ورودی های خرم آباد را با یک سیستم هماهنگ به برق 33000 ولت وصل کرده است و هر ماشینی که بخواد رد بشه روی تیغه فلزی مخصوصی که رو آسفالت کار گذاشته شده برق دار و سپس منهدم میشود! محمد 1985 نیز درادامه عملیاتهایش با سواستفاده از شلوغ پلوغی اوضاع اقدام به سرقت 5850 راس گربه خرم آبادی نموده و موشهای خرم آباد نیز مراسمن قدردانی خود از ایشان به دلیل این کار را برگزار نمودند! یاسر میم نیز با حمله به مخازن شیمیایی خرم آباد اعلام کرد از همین جا قصد حمله بیولوژیک به صهیونیسم بین الملل و محو اسراییل از روی نقشه جهان را دارد!
میلاد لیدر گروه نیز که اوضاع را از کنترل خارج شده می بیند فرصت را مناسب دیده و شبانه به همگی گوسفندداری های خرم آباد شبیخون می زند! وی افزود به علت مرغوب بودن گوشت گوسفندهای لری زیر کیلویی 12 تومان مشتری قبول نمیکنه و قصد انحصاری کردن این صنعت با توجه به غنائم انبوه بدست امده را دارد.گفتنی است آمارها حاکی از ناپدید شدن 38000 فروند گوسفند در این حمله بی رحمانه دارد!

سامان به عنوان فرمانده لشکر مدافعان خرم اباد در پاتکی خونین به سمت لشکر ممیم یورش می برد و ماجرا از این قرا می شود که...


داستان خوبی بود. تصویر آماده دفاع هستم.... تصویر

--------------------------------------------


تصویر تصویر
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: صندلی داغ با حضور SAMAN...!

پست توسط SAMAN »

MASTER نوشته شده:درود بر برادر بسیار عزیزم سامان گل ...

درود بر یگانه بردارم در این سایت, ساسان عزیز و دوست داشتنی تصویر تصویر تصویر تصویر تصویر

سامان جان کم و بیش با شما آشنایی دارم و فکر کنم با رفتار و کردارت هم بیگانه نیستم
پرسش خاصی نداشتم و تنها برای ابراز علاقه این پست را زدم

محبت داری ساسان جان تصویر تصویر

ولی به دلیل قوانین از شما پرسش نیز خواهم کرد ...

1- سامان ، احسان

ارتش سری تصویر بعدا بهت میگم تصویر چیز خاصی نیست. تصویر


2- اگر از دوست نزدیکت درخواستی کنی و ایشان به هر دلیل آن کار را انجام ندهد از او دلخور میشوی ؟! مخصوصن که این دوست ساسان باشد ؟!

اگر دوست باشه آره ولی اگر داداش آدم باشه و این داداش هم بیکار نباشه نه! چرا باید نارحت بشم؟ تازه باید بیام کمکت تصویر

سامان جان به خدا میسپرمت

منم به خدا سپردمت هر جایی که هستی سلامت و مویدباشی. تصویر تصویر تصویر


:razz:
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
قفل شده

بازگشت به “صندلي داغ”