در ميان برنامههاي چند ميليون دلاري نظامي پنتاگون، يكي از اين برنامهها كه هماكنون حدود 6 ميليارد دلار براي آن هزينه ميشود، به مشكل برخورده و به نظر ميرسد كه براي انجام كارهاي مورد نظرش، يعني نابودي موشكهاي دشمن، شكست خورده است.
اين برنامه، ساخت موشكهاي پاتريوت ميباشد و حتي كاري را هم كه نبايد انجام ميداده، انجام داده است؛ ساقط كردن هواپيماي خودي!
موشك پاتريوت، نزديك به 40 سال پيش براي هدف قرار دادن هواپيماها ساخته شد، اما درست پيش از جنگ خليج در سال 1991، توليدكننده آن شركت «رايتئون» مدل ديگري از اين موشكها را براي شليك به موشكهاي بالستيك ديگر طراحي كرد.
هنگامي كه سال گذشته آمريكا و متحدانش، تجاوز به عراق را آغاز كردند، ارتش آمريكا اين موشكها را در ميدانهاي نبرد مستقر كرد. در 23 مارس يك جت جنگي تورنادوي انگليس با دو سرنشين از كويت پرواز كرد. اين روز، روز سوم جنگ بود و هيچ هواپيماي عراقي نيز پرواز نكرده بود.
به گفته توني ميسون، مارشال هوايي بازنشسته ارتش، آنها مأموريت خود را انجام داده، بدون هيچ سلاحي در حال بازگشت به مقر خود بودند.
به گفته همين مارشال، اين هواپيما در آسمان خودي بود كه ناگهان توسط موشكهاي پاتريوت هدف قرار گرفت.
انفجار حاصل از اين رخداد، آسمان كويت را روشن كرده و به دنبال آن دو سرنشين هواپيما در اين حادثه كشته شدند كه صبح روز بعد، اجساد آنان و بقاياي هواپيما را پيدا كردند. مقامات ارتش اعلام كردند كه موشك پاتريوت، اشتباها به جاي موشك دشمن، هواپيماي خودي را هدف قرار داده و احتمالا علت آن، اختلالات كامپيوتري بوده است.
ميسون ميگويد: اگر سيستم، موشك را با هواپيما اشتباه بگيرد، اشتباه كوچكي نيست. چرا كه اين دو با هم خيلي تفاوت دارند و تصور اينكه سيستمها اين كار را بكنند، بسيار مشكل است. اما سيستم موشك پاتريوت مانند موشكهاي ديگر نيست و ميتوان گفت، كاملا خودكار است. رادار آن اهداف هوايي را در نظر ميگيرد، كامپيوتر آن اهداف را شناسايي ميكند و سپس آن اهداف را بر روي صفحه نمايش ميدهد. اگر صفحه يك موشك بالستيك را نمايش دهد، سيستم عامل آن تنها چند ثانيه براي شليك موشك لازم دارد، اما موشكهاي پاتريوت در اين جنگ، كارهاي عجيب و غريب بسياري انجام دادهاند.
رابرت ريگز، از ايستگاه تلويزيوني دالاس نيز در اينباره ميگويد: «اين صفحات، چندين بار، اهدافي را نشان دادند كه به عنوان موشكهاي دوربرد شناسايي شدند، اما گاهي حتي هيچ چيزي نيز در آن زمان در هوا وجود نداشت. گاهي نيز هواپيماهاي خودي آمريكا را به عنوان TBM شناسايي كردند».
در 25 مارس، يك جنگنده «اف ـ16» آمريكايي، متوجه شد كه از سوي سيگنالهايي كه فكر ميكرد متعلق به رادارهاي دشمن است، مورد هدف قرار گرفته است. او يكي از موشكهايش را براي دفاع از خود شليك و سيستمي كه وي را هدف قرار داده بود، منهدم كرد؛ بنا بر گزارشها، وي موشكهاي پاتريوت را هدف قرار داده بود.
جوزف كريستون، محقق سابق كنگره ميگويد: بيشك بايد پذيرفت كه پاتريوتها، هواپيماها را هم هدف قرار ميدهند. پس بايد استفاده از آنها متوقف شود، چرا كه داراي مشكلات اساسي هستند.
به گفته وي، ارتش ميداند كه اين موشكها، دستكم از سال 1991 داراي مشكلات جدي شدهاند. هنگامي كه وي به دستور كنگره براي تحقيق در مورد عملكرد اين موشكها در جنگ اول خليج اعزام شد، در اخبار، عملكرد اين موشك، تماشايي عنوان شده بود.
كرينسون ميگويد كه وي تصاوير آزمايشي موشك را ديده بود و هنگامي هم كه به خليج فارس رفت، همين تصور را داشت، رسانهها نيز با همين تصور در اينباره صحبت كرده بودند. بوش نيز در ديدار از كارخانه «راي تئون» گفته بود كه موشكهاي «ميهنپرست» (Patriot) به خاطر شما ميهنپرستان كار ميكنند و من باز هم از تكتك شماها سپاسگزارام.
به گفته كرينسون، پس از جنگ خليج فارس، سرمايهگذاري زيادي در اين زمينه شد، چرا كه همه فكر ميكردند، توليد اين موشكها، موفقيت بزرگي بوده است، اما كاملا برعكس شد و بيشتر موشكها غلط عمل كردند. بعضي از آنها موفق نشدند هواپيماها را بزنند. بعضي ديگر در شناسايي موشكهايي كه اصلا وجود نداشتند، دچار اشتباه شدند. برخي در آسمان منفجر شدند و همه فكر ميكردند آنها به هدف زدهاند، حال آنكه اصلا اينگونه نبود؛ موفقيت آنها حدود 10 درصد بوده است.
كرينسون ميگويد: مقامات ارتش به خوبي از مشكلات موشك آگاه بودند، اما هيچكدام از اين مسائل را به دليل آنكه كمك به دشمن است، افشا نكردند.
اما چرا ارتش اين كار را ميكند؟ چرا اين سيستم آنقدر مهم است كه آنان از مدارك كنگره راجع آن چشمپوشي ميكنند؟
نظر كرينسون اين است كه توليد اين موشكها، يك پروژه 6 ميليارد دلاري بوده و هزينه زيادي را در بر داشتهاند. اين فريب دادنها ادامه داشت تا سرانجام پنتاگون در سال 2001 اعلام كرد كه موشكهاي پاتريوت در جنگ اول خليج [فارس] شكست خوردهاند. از آن زمان بود كه مشكلات پاتريوت، روز به روز بيشتر شد. در آزمايشي كه انجام شد، آنان بار ديگر هواپيماهاي خودي را مورد هدف قرار دادند. اما آيا افرادي هم كه به عنوان مسؤول موشكها بودهاند، از اين مشكل موشكها در شناسايي هواپيماها آگاه بودهاند؟
فيليپ كويل، معاون سابق وزير دفاع ميگويد: «مطمئنا بايد همينگونه باشد. من معتقدم كه آنها از اين مسأله آگاه بودهاند، اما تمركز اصلي بر زدن هدف بود و ديگر مسائل همچون آتش خودي يا... در درجههاي بعدي قرار داشت».
اين تجربيات پيدرپي در آزمايشهاي سالهاي 1997، 2000 و 2002 تكرار شد، اما به هيچ وجه اصلاح نگرديد. فرماندهان ارتش نيز هنگام جنگ عليه عراق اعلام كردند كه موشكهاي پاتريوت آماده جنگاند.
كرينسون ميگويد: اين بيدقتيهاي ارتش در رفع معايب، باعث كشته شدن بيدليل سربازان و خلباناني در طول 10 تا 12 سال استفاده از آنهاست.
در دوم آوريل، خلبان آمريكايي «ناتان وايت» براي انجام 14 مأموريت خود پرواز كرد. 21 روز پس از اصابت پاتريوت به جنگنده تورنادوي انگليسي و 9 روز پس از تهديد «اف ـ 16»، پرواز وي در محدوده هوايي تحت نظر پاتريوتها بود. سربازان پس از آن، جريان را براي پدر اين خلبان تعريف كردند: «مأموريت تمام شده و هواپيما در حال بازگشت بود. در همين حال سيستم پاتريوت وي را به عنوان موشك، شناسايي و دو موشك را به سمت آن شليك كرد. وي متوجه موشكها شد و مسير خود را تغيير داد. موشكها به دنبال وي رفتند و همه چيز تمام شد». جسد اين خلبان، 10 روز بعد پيدا شد.
از پاتريوتها در اين جنگ، 12 بار استفاده شد كه سه بار آن برخورد با هواپيماي خودي بوده است. مقامات ارتش، در گزارش خود، تنها گفتهاند كه 9 موشك از 9 موشك مورد استفاده، اهداف را صحيح زدهاند اما در مورد آتش به خودي، هيچ چيز نگفتهاند.




