روزنامک

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: روزنامک

پست توسط Mardaviz »

   
مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 15 جولای
دکتر نوشیروان کیهانی زاده

[FONT=Times New Roman]  که محمد على شاه قاجار در ميهن خود، به سفارت روسيه پناهنده شد!  
[External Link Removed for Guests]
احمد ميرزا 12 ساله شاه ايران شد ---- محمدعلي ميرزا از شاهي خلع شد
24 تير ماه 1288 (15 ژوئيه 1909) شهر تهران پس از يک روز جنگ خياباني به دست افراد مسلح بختياري و گيلان افتاد و محمدعلي شاه قاجار در پي تصرف تهران به دست نيروهاي مخالف، با خانواده حود به ساختمان تابستاني سفارت روسيه در زرگنده قلهک پناهنده شد. وي قبلا در سلطنت آباد مستقر شده بود و با اين که هنوز پانصد قزاق و تعدادي توپ در اختيار داشت تصميم به تحصّن در سفارتخانه خارجي گرفته بود.
به تفسير برخي از مورخان، وي با تحصّن در ساختمان تابستاني سفارت روسيه، پناهنده شدن به بيگانه را بر مذاكره با سران مخالفان و پذيرفتن شرايط آنان ترجيح داد كه در «تاريخ» به عنوان اقدامي شرم آور ثبت شده است. همزمان، ساير مقامات نزديک به او نيز به سفارتخانه ها پناه بردند. چون (ظاهرا!) سفارتخانه هاي روسيه و انگلستان براي همه متقاضيان تحصّن جاي نداشتند به مقامهاي اضافي، هرکدام يک پرچم اين دو دولت داده شد تا بر بالاي خانه هايشان نصب کنند که کسي متعرضشان نشود!!.
سفيران روسيه و انگلستان سپس به طور جداگانه و با لحني متفاوت از سردار اسعد و سپهدار تنکابني فرماندهان نيروهاي فاتح تهران خواستند که به زد و خورد پايان دهند و مسئله را از راه مسالمت حل کنند!. فاتحان تهران خواستار تسليم سرهنگ لياخوف (فرمانده روس نيروي قزاق مستقر در تهران كه مجلس را به توپ بسته بود) شدند که موافقت شد و لياخوف به فاتحان تهران مراجعه کرد و تامين خواست.
دو روز بعد يک شوراي عالي 28 نفري تشکيل و همان روز محمد علي شاه را به دليل پناهنده شدن در خاک وطن به سفارتخانه خارجي، از سلطنت خلع و پسر 12 ساله او احمد ميرزا را به سلطنت برداشت و چون او هنوز طفل بود؛ قرار شد که عضدالملک «ايلخان قاجار (رئيس وقت ايل مغول تبار قاجار)» نيابت سلطنت را بر عهده گيرد. احمد ميرزا در آن لحظه با پدرش در سفارت روسيه بود که از آنجا به کاخ سلطنتي انتقال يافت.
همه اين ماجرا نتيجه رقابت استعماري روسيه و انگلستان بود که روسيه از محمدعلي شاه و انگلستان از مجلسيان حمايت مي کردند!.


[FONT=Times New Roman]هشدار بموقع روزنامه هاي آلمان به ايران درباره تعرض نظامي، اما ... 
روزنامه هاي آلمان در شماره هاي 15 ژوئن 1941 خود (41 روز پيش از رويداد شهريور 1320و تعرض نظامي) نوشته بودند كه انگلستان عليه ايران دست به توطئه چيني زده و دولت تهران نبايد فريب اظهارات «اسميرنوف» سفير شوروي و «ريدرز بولارد» سفير انگلستان را بخورد كه شايعه احتمال حمله نظامي به ايران را دروغ و نادرست اعلام كرده بودند. اين روزنامه ها نوشته بودند كه انگلستان در حال لشكر كشي به مرزهاي غربي ايران (مرزهاي عراق با ايران) است و چرچيل اين موضوع را به روزولت رئيس جمهوري امريكا هم خبر داده است. ايران بايد براي برخورد با وقايع آتي، خود را آماده كند.
اين مطلب به اين سبب در روزنامه هاي آلمان چاپ شده بود كه هشداري به شاه وقت (رضاشاه) باشد تا چشم و گوش خود را باز كند و مراقب اطرافيان و مقامات دولتي و نظامي باشد و افراد مورد سوء ظن را، ولو موقتا، كنار بگذارد. از آنجا كه رضا شاه سازمان اطلاعاتي وفادار و مستقل از دولت نداشت و زبان ديگري را (جز پارسي) نمي دانست، و تنها از طريق مقامات دولتي مربوط از نوشته هاي مطبوعات ساير كشورها آن هم به اختصار آگاه مي شد، آن هشدر ـ عمدا و يا سهوا ـ به گوش او نرسيد كه وطن قرباني خيانت چند نظامي ارشد و دولتمرد شد و بدون مقاومت چشمگير به اشغال نظامي بيگانه درآمد كه آثار اين اشغال تا نيم قرن بعد ادامه داشت. شاه سابق (پهلوي دوم) با توجه به اين ضعف پدر، از آغاز دهه 1970 براي اين كه خود مستقيما در جريان لحظه به لحظه تحولات جهان قرار داشته باشد، يك گيرنده اخبار اسوشيتدپرس را در دفتر خود نصب كرده بود و دائما به آن سر مي زد، ولي اين كار نه تنها وقت او را گرفته بود بلكه برخي از اوقات باعث ترس و دو دل ساختنش از تحولات شده بود و تصميمگيري هايش را به تاخير مي انداخت. قبل از دهه 1970، شاه از طريق بولتن هاي ويژه آژانس پارس و يا ارسال اصل اخبار واصله از طريق اين خبرگزاري به کاخ سلطنتي آگاه مي شد. ارسال اخبار روز ساير کشورها از مجاري وزارت امور خارجه، سريع و به موقع نبود. شاه بارها نسبت به دقت کار مترجمان اخبار آژانسها ترديد نشان داده و جريان را به مسئولان امر گوشزد کرده بود.


ساير ملل

[FONT=Times New Roman]روزي كه تربت مسيح به دست صليبيون  
صليبيون اروپايي 15 ژوئيه سال 1099 ميلادي (و درجريان نخستين جنگ صليبي) در بيت المقدس (اورشليم) بر كليساي رستاخير مسيح (Church of the Holy Sepulchre) دست يافتند و به هدف ديرين خود كه تربت عيسي دردست مسيحيان باشد رسيدند. 18 اكتبر سال 966 ميلادي اين قديمي ترين كليسا (كه اينك مقرّ اسقف ارتدكس بيت المقدس است) به دستور طارق معروف به «حاكم بامر الله» سلطان مصر و سوريه ويران شده بود و اين اقدام، خشم مسيحيان اروپايي را برانگيخته بود كه بهانه لشكركشي ها و جنگهاي صليبي قرار گرفت.
صليبيون اروپايي در ژوئن سال پيش از اين در سر راه خود به فلسطين، شهر انتاکيه (آنتيوک) را در جنوب غربي ترکيه امروز تصرف و ساکنانش را قتل عام کرده بودند. پيش از رسيدن صليبيون به بيت المقدس، فاطميون مصر آن شهر را از دست ترکان خارج ساخته و آماده دفاع شده بودند.
محاصره بيت المقدس از هفتم ژوئن تا بعد از ظهر 15 ژوئيه (39 روز) طول کشيده بود و پيش از رسيدن نيروي کمکي فاطميون به فرماندهي الافضل، شهر سقوط کرده بود.
صليبيون سپس ضمن غارت بيت المقدس، همانند انتاکيه ساکنان مسلمان و يهودي آن شهر را تا توانستند کشتند. همه نيروهاي فاتح بيت المقدس از 12 هزار پياده و 1250 سوار تجاوز نمي کرد. اعراب مناطق مجاور به دليل عدم رضايت از ترکان حاضر به جلوگيري از اين نيرو نشده بودند و پس از افتادن شهر به دست فاطميون هم ديگر، خيلي دير شده بود.
صليبيون پس از تصرف بيت المقدس و انتخاب يک پادشاه مسيحي براي آن به جلوگيري از نيروهاي الافضل رفتند و او را مجبور به بازگشت به مصر کردند.
كليساي رستاخيز كه در قرن چهارم ميلادي توسط كنستانتين امپراتور وقت روم مرمت شده بود، در سال 614 ميلادي به تصرف ژنرال «شهربراز» سپهبد ايراني درآمده كه وي صليب اصل را (صليبي كه مسيح بر آن مصلوب شده بود و مسيحيان در جنگهاي بزرگ آن را به عنوان نماد پيروزي با خود مي بردند) به تيسفون منتقل كرده بود. صلاح الدين ايوبي حكمران كردتبار مصر و سوريه (متولد در تكريت) كه در تاريخ به جوانمردي مشهور است اين كليسا و شهر قدس را در سال 1186 ميلادي از صليبيون پس گرفت ولي به آن آسيب نزد و اجازه داد كه مسيحيان و از جمله مسيحياني كه از اروپا رفته بودند در آن شهر زندگي كنند. شهر قدس و كليساي رستاخيز در سال 1244 ميلادي به تصرف اميران ترك (سلجوقي ـ خوارزمشاهي) درآمد و بعدا تا اواخر جنگ جهاني اول در كنترل عثماني بود كه از اين زمان به دست انگليسي ها افتاد و ....


از: [External Link Removed for Guests]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: روزنامک

پست توسط Mardaviz »

   
مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 16جولای
دکتر نوشیروان کیهانی زاده

[FONT=Times New Roman]روزي که مرداويز - قهرمان ملي ايرانيان همدان را آزاد  

16 ژوئيه سال 931 ميلادي "مرداويز" قهرمان ملي ايرانيان كه براي احياء كشور مستقل ايران كمر همت بسته بود شهر همدان را از عوامل خليفه عباسي پس گرفت و آنجا را به نام "ايران" متصرف شد. همدان كه از آن به عنوان نخستين پايتخت ايران در هزاره اول پيش از ميلاد نام برده مي شود در سال 642 ميلادي (سال شكست ارتش ايران از اعراب مسلمان در نهاوند)، سقوط كرده بود.
مردآويز حکمران شمال ايران سپس كاشان و اصفهان را متصرف شد؛ اصفهان را پايتخت ايران اعلام كرد و نخستين جشن سده پس از اضمحلال امپراتوري ساسانيان را در بهمن ماه در سال 933 ميلادي در آن شهر برگزار كرد و قصد حمله به بغداد و پايان دادن به خلافت عباسيان را داشت كه به علت سختگيري نسبت به فراهم آوردن مراسم "نوروز" كه مي خواست عينا مطابق عهد قديم باشد به دست کارکنان غير ايراني اش كشته شد.
ابوجعفر محمد ابن جرير طبري مورخ نامي ايران و صاحب تاريخ 16 جلدي طبري به سال 922 ميلادي درگذشت و موفق نشد شرح قهرماني هاي وطندوستانه هموطن خود، مرداويز، را برنگارد. در آن زمان در هر گوشه اي از ايران قهرماناني بپاخاسته بودند تا به وطن عظمت گذشته و استقلال بخشند و زبان پارسي را زنده نگهدارند كه درميان مازندراني ها و گيلاني ها (ديلمان) - اسفار (اسوار)، ماكان، مرداويز و پسران بويه بلند آوازه ترند.


[FONT=Times New Roman]سخنرايي هاي خاتمي در آخرين هفته هاي عمر حكومت ـ آيا مي شود تاريخ را پاك كرد؟ 
از اواسط تيرماه 1384 خورشيدي، مطالب بزرگتر روزنامه هاي تهران به سخنان دلچسب و زيباي خاتمي رئيس جمهور و برخي از وزيران كابينه او و شركت آنان در مراسم متعدد براي ايراد سخنراني در آخرين ماه حكومتشان اختصاص يافته است.
مي دانيم كه تاريخنگاران عمل ها (رويداد ها) را بررسي مي كنند و بر مي نگارند، نه متن سخنان را و تنها آن قسمت از سخنان را نقل مي كنند كه عملي نشده باشند، يعني استناد براي نفي، و همچنين تحليل مي كنند كه منظور و هدف مقام از ايراد آن سخنان چه بوده است.
نگاهي به رسانه هاي چاپي قرن بيستم كه در كتابخانه ها در دسترس هستند، نشان مي دهد كه مقامات كشورهاي ديگر كه حكومت انتخابي دارند در دو ـ سه ماه آخر حكومت، با حفظ سكوت، تنها به امور روزمره مي پردازند و كار تازه آغاز نمي كنند و انتصاب جديد انجام نمي دهند كه دولت بعدي مجبور شود رشته ها را پنبه كند و براي لغو هركدام دليلي بياورد كه اين دلايل ضعف هاي دولت قبلي را آشگار كند و به رسانه ها سر نخ دهد كه كار انتقاد را دنبال كنند.
خاتمي اخيرا در سعدآباد در يك مراسم ديدار با اهل مطبوعات شركت كرده بود. به گزارش ايسنا، خاتمي در اين مراسم گفته بود:
در اين مدت (در طول دو دوره رياست جمهوري اش) تلاش كردم كه به خصوص در ميان اصحاب مطبوعات، هيچ احساسي به جز احساس خودماني بودن ايجاد نكنم تا بدانند كه فرد كوچكي از جامعه هستم و اهل فرهنگ و انديشه. يكي از دستاوردهايم از بين بردن فاصله بين خودم و مردم و هدف ديگرم اعتلاي نام ايران و (شناساندن) جايگاه والاي اين ملت بوده است و ....

تجربه شخصي نگارنده روزنامك نشان مي دهد كه اين نگارنده دوبار درباره علت تاخير در رسيدگي به پرونده «روزنامه سپيده دم» به وي نامه نوشت و يكي از نامه ها از طريق دفتر نمايندگي ايران در سازمان ملل ارسال شد (زيرا كه خاتمي در آن ايام در نيويورك حضور داشت) ولي اقدام مثبتي صورت نگرفت. تنها دفتر وي پاسخ وزارت ارشاد را «كه در نوبت رسيدگي قرار دارد!» برايش ارسال داشت كه از آن زمان نزديك به سه سال گذشته و پي گيري ديگري نشده است. وزير قبلي ارشاد آقاي خاتمي كه مدتي هم مسئول گفتگوي تمدن ها بود اين نگارنده را كه نيم قرن روزنامه نوشته است با همه اصرار به حضور نپذيرفت تا حرفش را گوش كند!!.
خاتمي در مراسم سعدآباد از اعتلاي نام ايران سخن گفت، ولي يك مقام كوچك دولت او در طول هشت سال حكومت خاتمي به اين نگارنده كه بزرگترين و جامعترين سايت تاريخ را در اينترنت (با هزينه خود) به وجود آورده كه استفاده و نقل از آن آزاد و رايگان است يك دست مريزاد خشك و خالي هم نگفت. اين نگارنده بود كه پس از انقلاب، دوباره تاريخ نگاري در مطبوعات ايران را زنده كرد و براي ايرانيان كه داشتند گذشته دور وطن را فراموش مي كردند به زبان روزنامه نگاري، تاريخ نوشت.
خاتمي در آخرين هفته هاي عمر دولت خود از موسسه ايران (روزنامه دولتي كشور) هم ديدن كرد تا از اين فرصت براي ايراد نطق استفاده كند، ولي اشاره اي به زحمات و مشقاتي كه ديگران (پيش از حكومت او) براي ايجاد اين موسسه كشيده بودند نكرد (يا اين كه كرد و در روزنامه هايي كه نگارنده ديد منعكس نشده بود). خاتمي با انتصاب يك مدير براي روزنامه ايران كه سابقه اي چندان در روزنامه نگاري نداشت، بيشتر روزنامه نگاران قديمي كشور را كه به ايجاد روزنامه ايران كمك كرده بودند از اين روزنامه پراكنده ساخت.
خاتمي اهل فرهنگ و انديشه بايد بداند كه با پيدايش اينترنت و وب سايت، ديگر لزومي ندارد كه دولت يك روزنامه عمومي (فروشي و بازرگاني) داشته باشد. هرچه را كه خود و يا وزيران و مديران بخواهند بگويند مي توانند با كمترين هزينه در وب سايت خويش در اينترنت قرار دهند و علاقه مندان بخوانند و نقل كنند، به همان گونه كه پوتين و كاخ كرملين و جورج بوش و كاخ سفيد عمل مي كنند و حرفها و كارها و تصميماتشان را در وب سايت هايشان در اينترنت قرار مي دهند. دكتر احمدي نژاد رئيس جمهور منتخب هم (با اين كه هنوز مدير روزنامه همشهري است) داراي چنين وب سايتي است.
خاتمي نبايد فراموش كند كه قانون مطبوعات مصوب سال 1364 در زمان وزارت او تدوين شده و با همه ضعف هايي كه اين قانون دارد تا ابديت به نام او باقي خواهد ماند. تاريخ را نمي شود پاك كرد. بر پايه همين قانون به هركس جز روزنامه نگاران قديمي با تجربه وطن، پروانه انتشار داده شده است و ....


[FONT=Times New Roman]حقيقت بزرگي كه غلامحسين كرباسچي بيان داشت: «رابطه مستقيم پيشرفت با فرهنگ جامعه»  [External Link Removed for Guests]
GH. Karbaschi 
غلامحسين كرباسچي شهردار پيشين تهران، بنيادگذار روزنامه همشهري، دبيركل حزب كارگزاران و ناشر روزنامه هم ميهن در در نيمه ژوئيه 2007 در يك مصاحبه طولاني با شبكه «بي بي سي» نكاتي ريشه اي بيان داشت كه بيانگر فلسفه توسعه نيافتگي و راه حلهاي آن است. از متن اين مصاحبه مهم كه در «بي بي سي آنلاين» منعكس شده و در آرشيو اين شبكه نگهداري مي شود در رسانه هاي متعدد نقل و در اين رسانه ها مورد اظهار نظر و تفسير قرار گرفته بود. آن قسمت از اين مصاحبه كه رسانه هاي فارسي برون مرزي از آن به عنوان يك نظريه مهم كه بر زبان يكي از معروفترين و موفق ترين مديران در ايران پس از انقلاب جاري شده است نقل مي كنيم ـ نظريه «رابطه مستقيم پيشرفت با فرهنگ جامعه»:
«به تهران و مشکلات آن نمی توان نگاه مطلق داشت، اگر بخواهيم مشکل تهران را در يک جمله خلاصه کنيم بايد بگوييم مشکل تهران مانند بسياری از مشکلات کشور و مشکلات کشورهای جهان سوم؛ مشکل عدم توسعه يافتگی است. توسعه نيافتگی عبارت است از اينکه بخشی از فيزيک، فرهنگ و مجموعه مشخصات شهر و کشور مطابق الگوی تازه اي غير از الگوی گذشته تغيير می کند اما متناسب با آن الگو بقيه شرايط مهيّا نمی شود. برای نمونه، ممکن است در جايي تکنولوژی وارد شود اما فرهنگ استفاده از تکنولوژی وارد نشود. اين مشکل را در کشاورزی، در صنعت و در شهر هم داريم . اين تجربه مختص تهران نيست. در ساير شهرهاي ترکيه، و در قاهره، اسلام آباد، بمبئی، کلکتّه و ... هم داريم . قبلا اين شرايط در شهرهايي مانند بانکوک، سئول و کوالالامپور هم ديده مي شد و بنابراين، شهرهای کشورهای در حال توسعه از يک خصلت توسعه نيافتگی رنج می برند که عامل اصلی و زيربناي ساير مشکلات است. اين توسعه نيافتگی نه تنها در فيزيک شهر، در اقتصاد شهری، و در اقتصاد کشور؛ بلكه در فرهنگ مردم و در نحوه مديريت جامعه نيز وجود دارد.زمانی که من مدير تهران بودم، اين گلايه وجود داشت که چرا يک نفر برای گشايش ۱۰۰۰ دلار اعتبار بايد به تهران مراجعه کند و حتی از شهری مانند اصفهان که نبض اقتصاد کشور در آنجا می زند به تهران سفر كند. از اين نمونه زياد است. برای مثال: مديريت شيلات کشور (امور صيد ماهي) که بايد در بندرعباس و يا در شمال کشور قرار داشته باشد در تهران مسقر شده است. علاوه بر پرسنل مركزي که در تهران مستقر هستند، حساب کنيد شمار افرادي را كه از نقاط ديگر كشور به مركز اين سازمان مراجعه مي كنند!. به همين گونه است سازمان چای کشور و .... بنابراين؛ ريشه مشکلات در بی برنامه بودن و توسعه نيافتگی است.».


ساير ملل

[FONT=Times New Roman]درگذشت آناستاسيوس كه از ايرانيان شكست خورد 
[External Link Removed for Guests]
تصوير آناستاسيوس بر سکه
فلاويوس آناستاسيوس امپراتور روم شرقي كه در يك جنگ سه ساله از ايران شكست خورده بود 15 ژوئيه سال 518 درگذشت. وي از بيم وقوع جنگي ديگر با ايران، به جاي يكي از برادرزاده هايش، ژنرال ژوستين را به عنوان جانشين (وليعهد) تعيين كرده بود. آناستاسيوس در طول حكومت خود گرفتار مسائل بالكان و هجوم طوايف مهاجر به آن منطقه، و جنگ سه ساله ايران و روم بود كه در سال 502 ميلادي (در زمان پادشاهي قباد ساساني) آغاز شد كه ضمن آن، ارتش ايران نيروهاي امپراتور آناستاسيوس را از اطراف «آميدا (آمد ـ ديار بكر)» بيرون راند و شهر تئودوسيوپوليس را تصرف كرد. انگيزه جنگ، تعلل روم از پرداخت باج مقرر به دولت ايران بود. جنگ دو امپراتوري با امضاي يك قرارداد صلح هفت ساله پايان يافت.

[FONT=Times New Roman]اعدام گروهي تزار نيکلاي دوم ، اعضاي خانواده و  
9 ماه پس از پيروزي انقلاب بلشويكي روسيه و 16 ماه پس از تفويض اختيارات، 16 ژوئيه سال 1918 نيكلاي دوم تزار مستعفي روسيه، همسر و فرزندانش كه در سيبري به حالت تبعيد به سر مي بردند اعدام شدند و با اعدام آنان به دودمان "رومانوف" بر روسيه پايان داده شد. تصميم اعدام كه از سوي كميته محلي انقلاب گرفته شده بود در مورد تزار، همسرش الكساندرا، پسرش (وليعهد سابق) الكسيس، چهار دختر تزار و نوكران آنان انجام شد و همانجا دفن شدند. كميته محلي انقلاب بعدا اعلام كرد از آن بيم داشت كه به علت ادامه جنگ داخلي، مخالفان كمونيسم او را بربايند و در برابر انقلاب قرار دهند.
نيكلاي دوم كه از سال 1894 بر روسيه حكومت كرده بود 16 مارس سال 1917 در پي شكست هاي پي در پي ارتش روسيه از آلمان در جبهه و از دست رفتن دو ميليون سرباز روس ، تنها در يك نبرد، مورد انتقاد شديد مردم قرار گرفته بود و قحطي عمومي هم مزيد بر علت شده بود تفويض اختيار كرده بود و قدرت را به نخست يك دولت موقت ميانه رو سپرده بود كه شش ماه بعد انقلاب بلشويكي اين دولت را هم ساقط كرد.
پس از فروپاشي شوروي، استخوانهاي نيكلاي دوم به سن پترز بورگ منتقل و در اينجا با تشريفات رسمي تدفين شده است.

[External Link Removed for Guests]
نيكلاي دوم، همسر و فرزندانش در زمان سلطنت ـــــ فرزندان تزار در تبعيد و چند روز پيش از اعدام
[External Link Removed for Guests]
شكست ارتش روسيه در جنگ با آلمان و تحمل دو ميليون كشته ، يكي از علل فشار و اعتراض مردم و كناره گيري تزار نيكلاي دوم از سلطنت در سال 1917 شد. اين عكس ، اورا در اوايل جنگ جهاني اول در جبهه با آلمان نشان مي دهد كه فرمانده نيروهاي روسيه وضعيت جبهه را از دور به او نشان مي دهد

[FONT=Times New Roman]نخستين عكسبرداري از گردش خون و اولين  
نخستين عكسبرداري از دستگاه گردش خون و رگها با اشعه ايكس 16 ژوئيه سال 1936 ميلادي در شهر رچستر انجام گرفت كه رويداد پزشکي مهمي بشمار مي رود.
براي نخستين بار "پاركومتر" براي دريافت پول به سود شهرداري از صاحبان خودروها كه در خيابانها و ميدانهاي شهر توقف مي كنند 16 ژوئيه سال 1935در اكلاهماسيتي (آمريكا ) نصب شد.


[FONT=Times New Roman]توصيه صدام حسين به اعراب در سال  
[External Link Removed for Guests]
صدام حسين در سال1978
صدام حسين درنيمه ژوئيه 1978به مناسبت هفته سالروزهاي بركناري سلطنت و نيز روي كار آمدن حزب بعث در عراق در مصاحبه اي گفت كه شوروي تا كمونيست شدن و آمريكا تا كاپيتاليست كردن همه جهان ، از تلاش و نيز رقابت با يكديگر دست برنخواهند داشت و دولتهاي عربي حتي اگر يكي از اين دو قدرت از سر راه ديگري كنار برود نبابد جانب هيچكدام را بگيرند ؛ ما اعراب بايد ايدئولوژي اسلامي خودمان را دنبال كنيم كه قدمتي بيش از 13 قرن دارد و با آن بزرگ شده ايم و بكوشيم كه رشته هاي وحدت مان سست و پاره نشود كه اگر اين وحدت را از دست بدهيم نه از اتحاديه عرب رمقي باقي خواهد ماند و نه از استقلال و غرور عربي مان.!!

[FONT=Times New Roman]باز گرداندن يك هواپيماي مسافربر ديگر از آسمان! - مسئله داشتن نام «عربي»! 
در نخستين هفته ماه ژوئيه 2005 به خواست وزارت امنيت ملي آمريكا، هواپيماي ارفرانس ـ پرواز شماره 050 كه از پاريس به مقصد شهر شيكاگو به پرواز درآمده بود از ميان راه به پاريس باز گردانده شد تا افراد يك خانواده از مسافران خود را پياده كند زيرا كه نام خانوادگي آنان مشابه فردي بود كه در ليست افراد مورد سوء ظن قرار دارد.
افراد بازگردانده شده تبعه آمريكا و داراي گذرنامه آمريكايي هستند!.
اين خانواده پس از بازگردانده شدن هواپيما به فرودگاه شارل دوگل، دقيقا مورد بازرسي پليس فرانسه قرار گرفتند و از آنان بازجويي بعمل آمد كه منكر هرگونه آشنايي با تروريستها، حمايت از آنان و ضديت با دولت آمريكا شدند.
پليس فرانسه اعلام كرد كه چيز غير عادي كشف نكرده و مشكل اين خانواده (زن و شوهر و دو فرزند) اين بوده است كه نام خانوادگي عربي دارند كه مشابهت با نام يك مظنون اردني داشته است!.
وزارت امنيت آمريكا از زمان تاسيس خود (پس از رويدادهاي 11 سپتامر 2001) چندين هواپيماي مسافربر به مقصد اين كشور را به همين صورت از نيمه راه باز گردانيده و يا در فرودگاه دور دست فرود آورده و مسافر مشكوك را بازرسي و اخراج كرده است.


از: [External Link Removed for Guests]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: روزنامک

پست توسط Mardaviz »

بنام خدا
[FONT=Times New Roman]مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 18جولای 
دکتر نوشیروان کیهانی زاده
(زین پس تنها رخدادهای مهم ،ارسال خواهد شد.مرداویز.م)

[FONT=Times New Roman]مقدمه ايجاد واحد ثابت در ارتش  
[External Link Removed for Guests]
تصوير يك سرباز پياده ايران در دوران هخامنشيان
بر پايه اسناد موجود در آرشيوها و آثار باستاني، در چنين روزهايي (ماه اول تابستان ـ ژوئيه) در سال 465 پيش از ميلاد در خيابانهاي شهر شوش و نيز تخت جمشيد كه به تازگي تكميل شده بود سربازان تازه اي با يونيفورم ويژه و تنها مسلح به نيزه و كمان و دشنه كمري (خنجري كه خميدگي و انحناء نداشت) كه با نظم خاصي گام برمي داشتند و هر دم به اطراف خود متوجه نمي شدند، داراي قدي بلند و باريك اندام بودند جلب نظر مي كرد و نمايندگان سياسي ملل دوردست در دو پايتخت امپراتوري ايران اين رويداد را گزارش كرده اند. اين سربازان تازه، مقدمه ايجاد يك واحد ثابت ارتش ايران شدند كه نام سپاه جاويدان - سپاهي كه سربازانش پس از هر جنگ به خانه و كسب و كار خود باز نمي گشتند و در سربازخانه در حالت آمادگي بسر مي بردند - به خود گرفت، درست مشابه ارتشهاي امروز در جهان و حرفه سپاهي گري و به قول خواجه نظام الملك «سپاه وري» در جهان خلق شد. افراد اين واحد منظما تمرين و مشق نظامي مي كردند و سازماني درجوار خود داشتند كه همواره در تلاش براي تهيه سلاحهاي تازه و يافتن تاكتيك هاي جديد و پيدا كردن راه مقابله با فنون نظامي ساير ملل بود (سازمان اطلاعات ارتش)؛ سازمان ديگري مهمات و تداركات و اسب و ساز و برگ براي اين واحد را تهيه مي كرد و گروهي هم بودند كه در سراسر ايران به جستجوي بهترين و شايسته ترين نوجوانان و جوانان براي جذب به اين واحد مي پرداختند و از نوجواني اين پسران را زير آموزش و پرورش ويژه قرار مي دادند از جمله كه بايد به ياد مي داشتند كه نبايد در جنگ عقب نشيني كنند و يا تسليم دشمن شوند: مرگ يا پيروز شدن. يك دسته 120 نفري از اين واحد، در طول جنگ مامور محافظت از پرچم بود كه بعدا به نام «كاوه» نخستين انقلابي جهان كه بر ضد ظلم و زورگويي بپاخاست «درفش كاويان» خوانده مي شد. اسپارتاكوس دومين انقلابي بنام جهان در قرن اول پيش از ميلاد و مدتها پس از «كاوه» بر ضد زورگويي و ستم قيام كرد.
ژنرال «كولن پاول» وزير امور خارجه پيشين آمريكا كه قبلا رئيس ستاد ارتش اين كشور بود در كتاب خاطراتش درباره واحد جاويدان ارتش ايران نوشته است كه «... ما در تاريخ هاي نظامي درباره استقامت و وفاداري سپاه (گارد) جاويدان ايران باستان مطالب بسيار خوانده بوديم و ژنرالهايي كه در زمان شاه از ايران به آمريكا مي آمدند و مهمان ما بودند و پس از انقلاب بيشترشان اعدام شدند با تاكيد مي گفتند كه گارد جاويدان با همان كيفيت دوران باستان در ايران امروز بازسازي شده است، ولي با تعجب ديديم كه در سال 1979 چگونه افراد اين گارد كه ما منتظر اقدام آنان بوديم، در برابر انقلابيون، همچون برگ خزان بر زمين افتادند و هيچ شدند و ....».


[FONT=Times New Roman]روزي که محمد ولي خان تنکابني (سپهسالار) خود کشي  
[External Link Removed for Guests]
عكس محمد ولي خان، زماني كه تهران را تصرف كرد(1288 خورشيدي)
محمد ولي خان تنكابني (سپهسالار) كه بارها وزير و نخست وزير بود و در حمله مسلحانه به تهران و خلع محمدعلي شاه از سلطنت، فرماندهي داوطلبان شمال را برعهده داشت 27 تيرماه 1305 در 84 سالگي در خانه اش با شليك گلوله خودكشي كرد. در اين زمينه پژوهش كافي صورت نگرفته است و به همين دليل انگيزه سپهسالار از خودكشي، هنوز به درستي روشن نيست.

[FONT=Times New Roman]آغاز رسيدگي دادگاه به پرونده بانو "زهرا کاظمي" 
[External Link Removed for Guests]
عزت مادر زهرا ( راست) به همراه شيرين عبادي عازم دادگاه
بيست و هفتم تير ماه 1383 کار رسيدگي به پرونده زهرا کاظمي بانوي ايراني که به تابعيت کانادا در آمده بود در دادگاه ، شعبه 1158 ( تهران ) آغاز شد. زهرا سال گذشته پس از دستگيري از مقابل زندان اوين،در جريان بازجويي آسيب مغزي ديده و در بيمارستان درگذشته بود و پزشکي قانوني تهران و شورايي که از سوي دولت تعيين شده بود، علت مرگ او را ضربه وارده به مغز تشخيص داده بود.
زهرا که در فرانسه مدرک دکتراي هنر گرفته بود براي رسانه هاي کانادا عکس و مطلب تهيه مي کرد. وي هنگام عکسبرداري مقابل زندان اوين دستگير شده بود.
رويداد قتل زهرا که در شيراز به دنيا آمده بود و داراي يک پسر است بازتاب وسيعي در سطح جهان داشته و در همان زمان يک هيات مرکب از چند وزير به اين حادثه رسيدگي و گزارش مفصلي به رئيس جمهوري داده بود که عينا در مطبوعات تهران منتشر شد. دوره ششم مجلس هم بموقع خود به اين پرونده رسيدگي کرد.
بر سر اعزام ناظر از کانادا به تهران جهت شرکت در جلسات دادگاه ميان کانادا و ايران اختلاف شديد بروز کرده و دولت کانادا سفير خود را از تهران احضار و تهديد به اقدامات ديگري کرده است زيرا که دولت ايران به ناظران کانادايي اجازه ورود به کشور را نداده است.
روزنامه هاي تهران نام متهم به قتل زهرا را به صورت متفاوت ذکر کرده اند بعضي " م.ر.الف" ، روزنامه کيهان "رضا احمدي " و خبرگزاري هاي بين الملل " محمد رضا اقدم احمدي" 42 ساله . بانو " عزت " مادر زهرا در نخستين جلسه دادگاه گفت که قاتلان اصلي افراد ديگري هستند .وي اتهام " قتل غير عمد "را رد کرد و گفت که قتل تعمدي بوده است. شيرين عبادي يکي از چهار وکيل اين پرونده است.

[External Link Removed for Guests]
پسر زهرا کاظمي(راست) با گروهي معترض ديگر دراوتاوا


در قلمرو دمکراسی

[FONT=Times New Roman]بر ضد حرفه اي شدن سياست و نمايندگي  
[External Link Removed for Guests]
جيمز برايس
امروز - 18 ژوئيه - سالروز انتشار كتاب معروف "مطالعه دمكراسي The study of Democracy" تاليف James Bryce است كه در سال 1920 انتشار يافت و مطالب آن هنوز مورد بحث و جدل است. وي در اين كتاب با ذكر ادله و مثالهاي فراوان مخالفت خود را با حرفه اي شدن سياست و نمايندگي مردم در شوراهاي مختلف ابراز داشت و ادامه آن را نقض غرض دمكراسي خوانده و نوشته است كه نمايندگان و فعالان سياسي و ماموران در امور سياسي [كارهاي ديپلماتيك يعني وزارت خارجه با پوليتيك و سياست فرق دارد، گرچه در زبان فارسي هر دو را "سياسي" ترجمه كرده اند، ولي در حقيقت پوليتيك همان كشورداري است و تازه كشور داري هم با دولتمردي تفاوت دارد؛ دولتمردي يعني مقام اداري داشتن و مي تواند "حرفه" باشد، زيرا تجربه هر چه بيشتر در يك حرفه، مهارت افزونتر به بار مي آورد] اگر اين كار را به مدتي طولاني ادامه دهند و در آن حرفه اي بشوند براي جامعه زيان آور خواهند بود و توليد نوعي باندبازي، فساد و تبعيض خواهند كرد. به اين ترتيب مولف از هواداران محدود شدن سمت نمايندگي انتخابي به يك يا دو دوره است. اين مولف تاكيد بر آموزش دمكراسي به مردم دارد و مي نويسد: مدتي صرف وقت كردم و در گوشه و كنار شهرها پرسه زدم و از مردم عادي - دكاندار، پيشه ور، خانه دار و عابر - پرسيدم كه از انتخابات، نمايندگي حزب، انجمن، روزنامه، كتاب كه همه ستونهاي دمكراسي هستند چه مي دانند و نتيجه گرفتم كه چيزي نمي دانند، يعني معلومات ايشان در اين زمينه از صفر تا ده درصد است و از آنجا كه يك طرف دمكراسي اين مردم هستند، يعني دمكراسي هاي امروز (دهه دوم قرن 20) موازنه ندارند و ما فقط ده درصد دمكراسي داريم و ...

سایر ملل

[FONT=Times New Roman]سالروز انتشار كتاب «نبرد من» و اشاره به مطالبي كه هيتلر در آن نوشته  
[External Link Removed for Guests]
پشت جلد کتاب
18 ژوئيه 1925 آدولف هيتلر كتاب خود تحت عنوان Mein Kampf ماين كامپف (نبرد من = مبارزه و تلاش من = جهد و كوشش من) را كه حاوي ايدئولوژي و نظرات سياسي و هدف هاي دراز مدت وي بود و آنها را به صورت نتيجه گيري از تجربه (سرگذشت) خود نوشته بود به توزيع داد كه به زبانهاي مختلف ترجمه شده و هنوز خواننده دارد.
هيتلر در زندان لاندسبرگ بود كه كار نوشتن اين كتاب را آغاز كرد. وي نخست مندرجات اين كتاب را به «اميل موريس» و سپس ردولف هس ديكته مي كرد. نوشتن اين كتاب در داخل و خارج از زندان، چهار سال و شش ماه طول كشيده بود.
هيتلر در اين كتاب دشمني خود را نسبت به يهوديان منعكس ساخته و نوشته است كه يهوديان از مدتها پيش در حال توطئه كردن و دسيسه اند تا كليدهاي رهبري بر جهان را به دست آورند. به باور هيتلر كه در كتاب او مندرج است، يهوديان با همين هدف «كمونيسم» را ساختند و در روسيه پياده كرده و در نقاط ديگر جهان بسط دادند كه فرضيه اي غير عملي است، و با هدف تخريب سوسياليسم اصيل (كه مورد نياز و قبول بشر است) به وجود آورده شده است.
هيتلر نوشته است كه يهوديان با همين هدف، زبان اسپرانتو را اختراع كردند، عنوان بين المللي بر آن نهادند و .... هيتلر سپس نتيجه گيري كرده است كه به اين دلايل و به خاطر حفظ جهان از دسيسه هاي يهوديان است كه با جوديسم و كمونيسم مبارزه خواهد كرد.
هيتلر در كتاب «تلاش من» از سوسياليسم ملي ـ سوسياليسم در خور فهم و خواست مردم كه جامعه مفت خور، بيكاره و متقلب به وجود نياورد و قوه ابتكار مردم را تقويت كند ـ تمجيد كرده و نوشته است كه به ترويج و اجراي اين ايده خواهد پرداخت. هيتلر دمكراسي را به صورتي كه در اروپاي غربي مشاهده مي شد، و حكومت هاي پارلماني بزعم او مركب از افراد زبانباز و سياستباز را يك بيماري جهاني خوانده و گفته است كه «منتخبين» بايد داوطلبان خدمت باشند نه عاشقان قدرت و شهرت. به زعم هيتلر، دمكراسي واقعي و «حكومت براي خدمت» بايد از نو تعريف شود. وي معاهده ورساي را يك توطئه و اجحاف قدرت هاي فاتح برضد ملل مغلوب و ضعيف قلمداد كرده و نوشته است كه سلطه گران هدفي كوچك و ضعيف كردن كشور ها (با تجزيه آنها) ندارند تا آسان تر بتوانند حكم برانند.
هيتلر در كتاب خود خواهان قرار گرفتن همه سرزمين هاي آلماني نشين (حتي آنها كه بر حسب مندرجات كتب تاريخ در قديم آريايي نشين بودند) در زير يك پرچم شده است تا منشأ پيشرفت قرار گيرند.
وي در تاليف خود در عين حال با توجه به عقيده «نيچه» در كتاب «چنين گفت زرتشت» خواهان عنايت جوامع به سوپر من هاي خود شده، اهميت نوابغ و اليت ها را بيان داشته و اشاره كرده است كه قوم آرين مي تواند بيش از اقوام ديگر «سوپر من» به دست دهد و سوپرمن فردي است كه براي سعادت ديگران فداكاري كند، به ديگران بينانديشد و ....



[FONT=Times New Roman]خشونت استالين در كنفرانس  

در اين روز در سال 1945، كنفرانس پتسدام با شركت استالين، اتلي و ترومن تشكيل شد و ضمن آن ناگهان استالين خود را با شركاي تازه يي روبرو ديد و به هيچيك از طرحهاي آنها، جز اعلان جنگ به ژاپن ترتيب اثر نداد. استالين قبلا خود را براي ملاقات با چرچيل و روزولت آماده مي كرد كه روزولت درگذشت و ترومن جاي او را گرفت و چرچيل كه روز 15 ژوييه وارد پتسدام شده بود، چون شنيد كه حزب او انتخابات انگليس را به حزب كارگر باخته است به لندن بازگشت و "كلمنت اتلي" دبير كل حزب كارگر كه برنده انتخابات شده بود، به جاي او در كنفرانس پتسدام شركت كرد و هر دو تن با پرخاشگري هاي كم سابقه استالين روبرو شدند و كنفرانس شكست خورد زيرا استالين حاضر نشد كشورهايي را كه ارتش سرخ تصرف كرده بود، تخليه كند و يا اجازه دهد در آنها انتخابات آزاد (طبق خواست و روش غرب) به عمل آيد، حتي در نيمه شرقي آلمان. [External Link Removed for Guests]
پتسدام ژوئيه 1945 (80 روز پس از خودكشي هيتلر)
[External Link Removed for Guests]
اين عكس (5 ماه پيش از كنفرانس پتسدام) در حاشيه كنفرانس سران سه كشور در فوريه 1945 در يالاتا گرفته شده است كه مقايسه آن با عكس سران سه كشور در كنفرانس پتسدام ، خشونت استالين را از بي اعتنايي اش به شركاء تازه مي توان استنباط كرد . در حاشيه كنفرانسهاي قبلي همچنان كه در اين عكس ديده مي شود سران سه كشور وارد شوخي و بذله گوئي هم مي شدند. 


[FONT=Times New Roman]نخستين زني كه در فضا قدم زد و جوشكاري  
[External Link Removed for Guests]
Svetlana Savitskaya
در اين روز در سال 1984بانو « سوتلانا ساويتسكايا Svetlana Savitskaya» در آن زمان 36 ساله، كه 17 ژوئيه با سفيه شوروي، ساليوت ـ 7، در مدار زمين قرار گرفته بود از اين سفينه خارج شد و در فضا قدم زد. وي 25 ژوئيه اين كار را تكرار كرد و اين بار در خارج از سفينه به جوشكاري قطعات خارجي آن پرداخت. سوتلانا كه پس از 11 روز پرواز در فضا به زمين بازگشت، نخستين زني بوده است كه تا كنون در فضا قدم زده و در خارج از سفينه به جوشكاري و كارهاي فني پرداخته است. سوتلانا قبلا هم در سال 1982 با سفينه « تي ـ 7 » به مدار زمين رفته و چند روز در فضا گردش كرده بود. نوزده سال پيش او (سال 1963) ، بانو «والنتيا ترشكووا» فضانورد شوروي، به عنوان نخستين زن با « وستوك ـ 6 » به مدت سه روز فضاپيمايي كرده بود. شوروي در واحد فضانوردي خود، زنان فضانورد متعدد داشت، از جمله بانو «النا كندراكووا» كه در 1994 به مدت 5 ماه در ايستگاه فضايي « مير » اقامت كرد. وي قبلا هم پرواز فضايي داشت. به اين ترتيب شوروي(روسيه) در تاريخ فضانوردي، از لحاظ پرواز زنان فضا نورد، مقام اول را دارد و اين مقام براي هميشه محفوظ است. اين كشور بود كه نخستين موشك هدايت شونده به مفهوم امروز را ساخت، نخستين انسان را در مدار زمين قرارداد، به مريخ و ونوس سفينه فرستاد و داراي ايستگاه فضايي شد.
سوتلانا هشتم اوت سال 1948 در مسكو به دنيا آمد و يك خلبان بود . او قبلا برنده چندين مدال بين المللي پرواز در نمايشهاي هوائي شده بود. پيش از ورود به دنياي فضا پيمايي پرواز آزمايشي چند جت تازه ساز شوروي نيز بر عهده سوتلانا قرار داده شده بود. او که در دهه 1990 باز نشسته شده است دختر يک قهرمان نظامي شوروي در جنگ جهاني دوم بود و در جواني در ژيمناستيک بانوان برنده جايزه شده بود. سوتلانا مانند ساير فضانوردان شوروي عضو حزب كمونيست بود.

از: [External Link Removed for Guests]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: روزنامک

پست توسط Mardaviz »

   [FONT=Times New Roman]مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 21جولای 
دکتر نوشیروان کیهانی زاده

[FONT=Times New Roman]سي ام تير، قيام خونين مردم و بازگرداندن دكتر مصدق به قدرت  [External Link Removed for Guests]
دکتر مصدق در چنين روزي (سي ام تير سال 1331 = 21 ژوئيه 1952) پس از پنج روز تظاهرات خونين و پر تلفات در تهران و پاره اي از شهرهاي ديگر، شاه مجبور شد كه شرايط دكتر محمد مصدق را بپذيرد و از او بخواهد كه بار ديگر رياست دولت را بر عهده گيرد.
دكتر مصدق به عنوان اعتراض به مداخلات شاه در امور اجرايي، از رياست دولت كناره گيري كرده بود و شاه احمد قوام (قوام السلطنه) را مامور تشكيل كابينه ساخته بود كه مردم به پشتيباني از دكتر مصدق به خيابان ها ريختند و تا بازگرداندن وي به رياست دولت از پاي نشستند. دكتر مصدق تاكيد داشت كه نظام حكومتي ايران مشروطه پارلماني است و شاه قانونا حق مداخله در امور اجرايي (دولت) را ندارد، زيرا كه رئيس دولت منتخب مجلس (نمايندگان ملت) است.
آيت الله كاشاني قوام السلطنه را مردي خائن، ظالم، مستبد و عامل بيگانه خوانده بود و اعلام كرده بود كه نبايد اجازه داده شود بار ديگر در ايران كساني بر سر كار آيند كه عامل بيگانه باشند و خيانت كنند. وي انتصاب قوام السلطنه را يك توطئه امپرياليستي خوانده بود.
مردم در تهران و چند شهر ديگر از جمله كرمان، شيراز، اصفهان، كرمانشاه و ... از بامداد سي ام تير ماه 1331 مانند روزهاي ديگر در حمايت از دكتر مصدق به خيابانها ريخته بودند كه از ساعت 9 بامداد تظاهرات در منطقه بازار تهران و خيابان ناصرخسرو شدت بيشتري به خود گرفت. اندكي بعد گروههاي ديگري از مردم كه در ميدان توپخانه، خيابان اكباتان، ميدان بهارستان و خيابان شاه آباد (حد فاصل ميدان بهارستان تا ميدان مخبرالدوله) گرد آمده بودند بر شدت تظاهرات افزودند . در اين ميان خبر رسيد كه از كرمانشاه كفن پوشان عازم تهران شده اند.
ساعت ده بامداد از مقابل دانشگاه تهران كه آن زمان در حاشيه شهر بود، هزاران تن ديگر دست به راهپيمائي زده ، فرياد يا مرگ يا مصدق سر داده و به سوي ميدان فردوسي به حركت در آمده بودند و به همين گونه از ميدان فوزيه و نقاط ديگر شهر كه سربازان و تانكها وارد عمل شدند و مردم را به گلوله بستند . شدت عمل نظاميان درميدان بهارستان و خيابانهاي اطراف آن بيشتر بود. با وجود اين، مردم در نيمروز بر شدت تظاهرات خود افزودند و شاه كه خود را در خطر ديد تسليم شد و علاوه بر نخست وزيري، حاضر شد كه وزارت جنگ را هم به دكتر مصدق بسپارد.در مجلس هم هنگام اخذ راي اعتماد مجدد به دكتر مصدق، تنها سه نماينده راي موافق ندادند.
دكتر مصدق « سي ام تير» را در تاريخ مبارزات، روزي فراموش نشدني خواند، كه مردم ايران يكدل و يك زبان بر ضد توطئه و تحريكات خارجي بپاخاستند و پيروز شدند. با وجود اين شكست، چرچيل نخست وزير وقت انگلستان از توطئه و شاه از مخالفت دست بر نداشتند, زيرا که شكست شاه در واقعه سي ام تير، شكست بزرگتري براي انگلستان بود كه ملي شدن صنعت نفت ايران و خلع يد از آن دولت، پايه هاي امپراتوري اش را به لرزه درآورده بود. تا اين كه يك سال و 28 روز بعد با كودتاي 28 مرداد درسال 1332خورشيدي به حكومت دكتر مصدق پايان دادند.چرچيل و دولت او با كوشش زياد ، دولت تازه آمريكا (ژنرال آيزنهاور ) را كه در ژانويه روي كار آمده بود در اين براندازي با خود همدست كرد.چرچيل براي اين منظور به ديدار آيزنهاور به واشنگتن رفته بود. ترومن رئيس جمهوري قبلي آمريكا كه دولت مصدق را منتخب مردم مي دانست ، براي براندازي او تسليم فشار چرچيل نشده بود. نتايج براندازي 28 مرداد در ديدار سران آمريكا ، انگلستان و فرانسه دردسامبر همين سال در «كنفرانس برمودا» مطرح و بررسي همه جانبه شد.
رويدادهاي اواخر تيرماه 1331 خورشيدي ايران همزمان بود با طرد سلطنت در مصر و اوج جنگ كره بود. طرد سلطنت در مصر ضربه ديگري بر پيكر استعمار انگلستان بود.
اتفاقا انگلستان در همين روز (21 ژوئيه) در سال 1588 ميلادي با پيروزي در جنگ دريايي بر اسپانيا، به دوران برتري اسپانيا در جهان پايان داده و برجاي آن نشسته بود و بازگشت دكتر مصدق به دست مردم به قدرت ضربه قاطعي بر امپراتوري انگلستان بود كه روزگاري ايران را ميان خود و روسيه قسمت كرده بود و شاه مي برد و شاه مي آورد، هرات را از ايران جدا مي كرد و ....
 [External Link Removed for Guests]
دكتر مصدق به مزار مقتولان سي ام تير گل مي برد. وي گفته بود كه پس از مرگ ، جنازه اش را در كنار اين قربانيان دفن كنند. روزنامه اطلاعات در شماره 1598 خود، مورخ 28 تيرماه 1358 ، صفحه 4 ، نوشته است كه دولت وقت اجازه نداد كه به وصيت دكتر مصدق ، پس از فوت او در اسفند 1345 عمل شود و بناچار او را در همان تبعيدگاه « غير قانوني » اش روستاي احمد آباد به خاك سپردند كه اينك مقبره او از ابنيه ملي بشمار مي رود.  [External Link Removed for Guests]
مصدق در ميدان بهارستان (مقابل پارلمان) در ميان مردم  [External Link Removed for Guests]
مصدق در دوران تبعيد غيرقانوني (دهه 1340) در احمدآباد 
سایرملل

[FONT=Times New Roman]زادروز اسكندر مقدوني؛ مردي حسابگر و دقيق 
اسكندر مقدوني بيستم ژوئيه در سال 356 پيش از ميلاد در مقدونيه يونان (منطقه يوناني مقدونيه) به دنيا آمد و 33 سال عمر كرد. وي در سال 323 پيش از ميلاد پس از تصرف امپراتوري پارسيان كه دچار مديراني ضعيف و درحال دشمني با هم شده بود، در شهر بابل درگذشت. به نوشته مورخان غرب، اسكندر در هيچ جنگي شكست نخورد زيرا كه با محاسبات دقيق و در زمان و مكان درست، وارد جنگ مي شد.

[FONT=Times New Roman]... و به اين سان جنگ داخلي مرگبار و ويرانگر آمريكا آغاز شد 
[External Link Removed for Guests]
Jefferson Davis
بيستم ژوئيه سال 1861 كنگره كنفدراسيون آمريكا نخستين جلسه خود را در شهر ريچموند با شركت نمايندگان شش ايالت جدايي طلب (كاروليناي جنوبي، ميسي سي پي، فلوريدا، آلباما، جورجيا و لوئيزيانا) تشكيل داد. اين كنفدراسيون برپايه تفسير قانون اساسي آمريكا توسط ايالتهاي برده دار، در پنجم فوريه (پنج ماه پيش از آن) آن سال ايجاد شده بود، جفرسون ديويسJefferson Davis را براي مدت شش به رياست جمهوري انتخاب كرده بود و پايتخت موقت آن شهر بيرمنگام ايالت آلاباما بود. اين ايالات، اختيارات حكومتي را حق خود مي دانستند و معتقد به وجود يك دولت مركزي كوچك با اختيارات محدود كه كار آن تنها حفظ وحدت كشور، هماهنگي ايالتها، برقراري و حفظ مناسبات ديپلماتيك با خارج و بسيج نيرو براي جلوگيري از تعرض خارجي بودند. اين كنفدراسيون پس از قطعي شدن انتخاب آبراهام لينكلن (لينکن) Abraham Lincoln تشكيل شده بود زيرا كه وي ضمن نطق هاي انتخاباتي اش وعده داده بود كه بردگي را در آمريكا لغو و به سياهپوستان آزادي و تابعيت آمريكايي بدهد و ايالات برده دار، اين كار را يك مداخله دولت مركزي در امور خود و مغاير قانون اساسي مي دانستند.
[External Link Removed for Guests]
Abraham Lincoln
پس از ايجاد كنفدراسيون، لينكلن در چهارم مارس 1861 عمل شش ايالت را غير قانوني خواند كه باعث خشم ايالت تكزاش شد و بي درنگ به كنفدراسيون پيوست. لينكلن در يك اعلاميه ديگر، ايالات هفتگانه (شش ايالت قبلي به اضافه تكزاس) را از مداخله در امور گمركات، ادارات فدرال و ساختمان هاي متعلق به دولت مركزي واقع در ايالات ممنوع كرد كه ايالت كاروليناي جنوبي دست به لجبازي زد و با يك دهن كجي نسبت به لينكلن، به ميليشياي ايالت دستور حمله به پادگان نيروهاي دولت مركزي (فدرال) در شهر چارلستون به نام پادگان «سامترSumter» را صادر كرد و اين پادگان پس از مختصر مقاومت تسليم شد. لينكلن از اين عمل برآشفته شد و از ايالتهاي وفادار به دولت مركزي (فدراسيون) و عمدتا شمالي ها خواست كه دست به بسيج نيرو بزنند تا پادگان سامتر پس گرفته شود. اين اقدام لينكلن، ايالت ويرجينيا كه ضلع جنوبي و غربي شهر واشنگتن را تشكيل مي دهد، و ايالتهاي آركانزا، كاروليناي شمالي و تنسي را به خشم آورد و به كنفدراسيون پيوستند و پايتخت كنفدراسيون به شهر ريچموند ويرجينيا منتقل و رابرت لي، ژنرال ويرجينيايي فرماندهي نيروهاي نظامي كنفدراسيون را برعهده گرفت. ايالتهاي ميسوري و كنتوكي هم وعده كمك به كنفدراسيون دادند و اكثريت مردم آريزونا، و نيومكزيكو كه هنوز ايالت كامل نشده بودند اعلام پشتيباني كردند و پنج طايفه سرخپوست ساكن در اوكلاهما هم به كنفدراسيون پيوستند و از 21 ژوئيه 1861 (يك روز پس از تشكيل كنگره كنفدراسيون در ريچموند) جنگ كنفدراسيون با فدراسيون آمريكا شروع شد.
نخستين نبرد در مناساس ( واقع در جنوب شهر واشنگتن) روي داد زيرا كه دولت مركزي در ايالت مريلند حكومت نظامي برقرار كرده بود تا اين ايالت به كنفدراسيون نپيوندد. در نخستين نبرد، نيروهاي كنفدراسيون پيروز شدند. جنگ داخلي ويرانگر آمريكا كه در آن حدود نيم ميليون نظامي كشته شدند چهار سال طول كشيد و دولتهاي اروپايي كوشيدند كه در آن مداخله نكنند و طولاني شدن جنگ به همين جهت بود كه هيچ دولت خارجي حاضر به ميانجي گري ميان طرفين متخاصم آن نبود.


[FONT=Times New Roman]تيربار تا مدتي وسيله برتري كشورهاي دارنده آن بود 
[External Link Removed for Guests]
در اين روز در سال 1899 سيصد و بيست سرباز فرانسوي به دليل داشتن تيربار از نوعي كه در عكس ديده مي شود بر 12 هزار تن نظامي كشور افريقايي چاد غلبه كردند و اين سرزمين را مستعمره فرانسه ساختند.
تيربار در سال 1884 توسط «هيرام ماكزيم» تكميل شد و وسيله برتري كشور دارنده آن به ويژه در استعمار ملل ضعيف قرار گرفت . تير باري را كه ماكزيم ساخت با گاز باروت « فشنگ رساني » مي شد و هر ثانيه 11 گلوله تا مسافت 2500 متر شليك مي كرد.
«اسلحه» از هزاران سال پيش عامل برتري كشورها بوده است. اسكندر مقدوني با بكار بردن نيزه پنج متري جنگ گرانيكوس را برد. از همان زمان ، مخصوصا در قرون جديد و معاصر ، دولتهاي برتري جو مي كوشند كه سلاحهاي پيشرفته در دسترس همگان نباشد.


[FONT=Times New Roman]جزئيات توطئه قتل هيتلر و اعدام طراحان آن 
[External Link Removed for Guests]
فن ستافنبرگ
بيست و يکم ژوئيه 1944 دولت وقت آلمان جزئيات توطئه قتل هيتلر را 28 ساعت پس از وقوع اعلام داشت و يك امير زاده (كنت) آلماني به نام سرهنگ « كلاز گراف فن ستافنبرگ » را به عنوان طراح اصلي نقشه توطئه و با هدف پادشاهي کردن مجدد آلمان معرفي كرد. هيتلر بيستم ژوئيه و اندکي پس از انفجار بمب، سلامت بودن خود را بدون ذکر جزئيات از راديو اعلام کرده بود که روز بعد جزئيات آن فاش شد.
قاضي «رونالد فرايسلر» هشت افسر و غير نظامي آلماني ازجمله سرهنگ فن ستافنبرگ را به جرم دست داشتن در اين توطئه محكوم به مرگ كرد كه هشتم اوت ( 18 روز پس از وقوع حادثه) اعدام شدند.
به ژنرال اروين رومل فاتح فرانسه و قهرمان جنگ طبرق كه از نقشه اين توطئه اطلاع داشت و آن را به پليس منعكس نكرده بود به پاس خدمات گذشته اش دو راه پيشنهاد شده بود: خودكشي و يا محاكمه و احتمالا اعدام، و او خودكشي را انتخاب كرد و 14 اكتبر خود را كشت و با تشييع جنازه رسمي به خاك سپرده شد.
در جريان توطئه قتل هيتلر كه با با انفجار يك كيف دستي انفجاري در جريان جلسه افسران ستاد در يك قرارگاه نظامي به اجرا درآمده بود ي4 نفر كشته، 19 از جمله هيتلر مجروح شده بودند. جراحات هيتلر بسيار سطحي بود.
اين انفجار 40 روز پس از اصابت نخستين موشك آلماني « وي ـ يك » به شهر لندن و درز كردن گزارشهاي پيشرفت توليد بمب اتمي در آلمان صورت گرفت كه هيتلر به آنها چشم اميد دوخته بود. افسران توطئه گر با مشاهده پياده شدن متفقين در نرماندي( فرانسه ) و پيشروي چند شاخه اي ارتش سرخ به سوي برلن، نقشه خود را به منظور نجات آلمان از انهدام كامل طرح کرده بودند و به همين دليل 20 ژوئيه سال 2004 به مناسبت شصتمين سالروز وقوع آن در آلمان مراسمي برگزار شد و گرهارد شرودر صدراعظم سوسيال دمكرات بر گور سرهنگ فن ستافنبرگ تعظيم كرد.

[External Link Removed for Guests]
اطاق پس از انفجار بمب

[FONT=Times New Roman]در فرانسه؛ تنها «اي - ميل» فرانسوي شد، نه سياست! 
كميسيون واژه ها و واژه سازي وزارت فرهنگ فرانسه از 21 ژوئيه 2003 بكار بردن اصطلاح اينترنتي «اي ــ ميل» را که انگليسي زبانان ساخته اند، در آن كشور ممنوع ساخت و تاكيد كرد كه به جاي آن، اصطلاح « كوري ال courriel» را كه تركيبي از دو واژه فرانسوي «كورير» و «الكترونيك» است بكارند. اين دستور دست كم براي موسسات عمومي و مكاتبات دولتي اجباري خواهد بود. رسانه ها در آن زمان اين اقدام را «نشانه اي تازه از ناسيوناليسم در فرانسه» خوانده بودند که چند سال بعد با انتخاب شدن «سارکوزي» به رياست جمهوري فرانسه که يک مهاجرزاده مجارستاني و اسرائيلي نژاد است معلوم شد که آن تعبير رسانه ها درست نبوده است. اگر فرانسويان حرکت به سوي ناسيوناليسم را ازسر گرفته بودند دست کم يک فرانسوي تبار را برجاي ناپلئون و دوگل مي نشانيدند.

از: [External Link Removed for Guests]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: روزنامک

پست توسط Mardaviz »

   [FONT=Times New Roman]مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 24جولای 
دکتر نوشیروان کیهانی زاده

[FONT=Times New Roman]پيشروي روس ها در فرارود - ضعف هاي دولت وقت تهران 
[External Link Removed for Guests]
سکه اشک يکم سازنده اشک آباد
ناصرالدين شاه اواخر ژوئيه 1859 (اوايل مرداد 1328هجري خورشيدي) تسليم نظر رجال ملي گراي وقت شد و حمزه ميرزا (حشمت الدوله) و ميرزا محمد (قوام الدوله) را مامور دفاع از مرو و نواحي اطراف آن كرد که زير تهديد روس ها قرارداشتند. رجال ملي گرا (ايراندوست) در هر فرصتي به ناصرالدين شاه فشار مي آوردند كه مانع تصرف فرارود (ماوراءالنهر) و به ويژه شهرهاي تاريخي ايران در آن منطقه از جمله بخارا، مرو، سمرقند، خجند و ... توسط روس ها شود كه مهد فرهنگ و تمدن ايراني و ادبيات پارسي بودند. در يك جلسه مشورتي حتي به ناصرالدين شاه گفته شده بود كه مي توان براي اين منظور از سراسر كشور داوطلب جمع آوري كرد و فرستاد و نام دفاع ميهني بر آن نهاد.
در پي صدور دستور ناصرالدين شاه به شازده (پرنس) حشمت الدوله و نيز قوام الدوله که با واحدهاي نظامي آماده به مرو بروند و در دفاع از منطقه به نيروهاي محلي کمک کنند، از سوي مقامات محتاط آن زمان به سفير روسيه در تهران اشاره شده بود كه اين نيروها به منظور سركوب كردن تركمن هاي قبيله سالور و طايفه تكله كه نافرمان شده اند و به ساكنان منطقه مرو آسيب وارد مي كنند عازم آنجا خواهند شد و خصومتي با روسيه دركار نيست.
باوجود اين، سران دو واحد اعزامي در نيمه راه با هم نساختند، از يكديگر جدا شدند و ماموريت انجام نشد! و روس ها به تدريج بازهم پايين تر آمدند، و تاشكند (چاچي) را كه گرفته بودند در سال 1865 پايتخت تركستان روسيه اعلام داشتند و به كوچ دادن غير تاجيك (غير پارسي) به مناطق متصرفي دست زدند تا اكثريت به دست آورند.
آخرين نقطه متصرفي روس ها در خراسان بزرگتر، ناحيه نسا بود ( نسا همزه ندارد و كلمه اي عربي نيست، نامي است دو هزار و چهارصد ساله و واژه اي است پهلوي = پارسي دوران اشكانيان). نسا شهري بود كه اشك يکم سردودمان اشكانيان (خراساني ها - پارتها - نياکان تاجيکان) در کنار آن شهر تازه اي ساخت که به نام او اشك آباد ناميده شده است كه اينك اين نام در ايران (فقط در ايران!) عشق آباد تلفظ مي شود زيرا که روس ها اصرار داشتند ايرانيان متوجه هويت اصلي اين شهر نشوند. مهرداد يکم، شاه اشکاني ديگر ايران در اشک آباد يک دژ نظامي عظيم بساخت که اروپاييان به اين دژ "ميترادات کرت = مهرداد کرد" نوشته اند. منطقه نسا (اشك آباد) تا مرز ايران امروز فاصله اي بسيار كوتاه دارد. باقيمانده نسا يک منطقه حراست شده باستاني است و تاکنون از زير خرابه هاي آن آثار باستاني گرانبها و منحصر به فرد مربوط به زمان اشکانيان به دست آمده و نگهداري مي شود.

[External Link Removed for Guests]
مهرداد يکم که در اشک آباد يک دژ نظامي بزرگ ساخت
[External Link Removed for Guests]
خرابه هاي نسا و فعاليتهاي باستانشناسي در آنجا

[FONT=Times New Roman]در قلمرو ادبيات 
[FONT=Times New Roman]درباره الكساندر دوما به مناسبت زادروز او 
[External Link Removed for Guests]
دوما
الكساندر دوما نويسنده شهير فرانسوي 24 ژوئيه 1802 به دنيا آمد. وي از يك خانواده اشرافي و پدرش ژنرال ارتش ناپلئون بود.
در جواني مدتي منشي دوك دوارلئان بود (اين دوك بعدا به نام لوئي فيليپ پادشاه فرانسه شد). گفته مي شود كه دوما 250 كتاب نوشته است. وي براي نوشتن نمايشنامه و داستان حتي براي خود دستيار گرفته بود كه تا آن زمان سابقه نداشت. يكي از دستيارانش يك معلم تاريخ به نام «اوگوست ماكت» بود كه برايش سوژه تاريخي هم پيدا مي كرد.
داستانهاي دوما زمينه تاريخي دارد ولي به لحاظ عدم دقت، ارزش تاريخي ندارند. وي سريال نويسي را باب كرد كه بعدا ديگران آن را دنبال كردند. مشهور ترين كتابهايش سه تفنگدار و «كنت كريستو مون» هستند. داستانهاي تاريخي او پرفروش بودند و وي را مردي پر درآمد ساختند، اما آن چنان ولخرج و سخاوتمند بود كه پولي برايش باقي نمي ماند. پسر وي نيز نويسنده بود.


[FONT=Times New Roman]ساير ملل 
[FONT=Times New Roman]زادروز بوليوار قهرمان ملي لاتين ها و نيز روزتولد شهر كاراكاس 
[External Link Removed for Guests]
بوليوار
امروز 24 ژوئيه زادروز سيمون بوليوار قهرمان استقلال آمريكاي لاتين است كه در 1783 به دنيا آمد، شش جمهوري از جمهوري هاي آمريكايي لاتين را به وجود آورد و سرزمين "بوليوي" به نام وي ناميده شده است. زادروز بوليوار در قاره آمريكا مورد توجه و احترام خاص مردم است و در ونزوئلا و اكوادور روز ملي و تعطيل عمومي است. بوليوار در آمريكاي لاتين «آزاديبخش» خوانده مي شود.
سيمون بوليوار در شهر كاراكاس به دنيا آمد كه سنگ بناي اين شهر سه ميليون و سيصد هزار نفري نيز 24 ژوئيه سال 1567 (440 سال پيش) توسط يك اسپانيايي به نام «دون ديه گو دو لاسادا» گذارده شد. در سال 2005، هوگو چاوز رئيس جمهور ونزوئلا در همين روز جزئيات سوسياليسم خود به نام «سوسياليسم قرن 21» را برپايه عقايد بوليوار (ناسيوناليسم به علاوه سوسياليسم تعاوني)، نظرات پدران سوسياليسم، و برخي آموزش هاي اديان اعلام داشت كه اينك سرگرم پياده كردن تدريجي آن است. شهرداري تهران نيز يکي از ميدان هاي اين شهر را به «سيمون بوليوار» نامگذاري کرده و مجسمه وي را در آنجا قرار داده است که نشانه احترام ايرانيان به وي و قدرداني از خدماتش به بشريت است.
فرانسيسكو دو ميراندا انقلابي ديگر آمريكاي لاتين نيز در كاراكاس به دنيا آمده است. وي در انقلابهاي استقلال ايالات متحده و فرانسه به انقلابيون دو كشور كمك شايان كرده بود ولي انقلاب استقلال او در آمريكاي لاتين از اسپانيا شكست خورد. انقلاب او پيش از انقلاب بوليوار صورت گرفته بود.


[FONT=Times New Roman]انگليسي ها فرانكفورت آلمان را ويران كردند 
بمب افكنهاي انگليسي 24 ژوئيه سال 1942 شهرهاي فرانكفورت و مانهايم آلمان را شديدا بمباران كردند. فرانكفورت كه اينك شهري بزرگ و آباد است در پي بمبارانهاي هوايي به صورتي كه در عكس زير ديده مي شود در آمده بود:
[External Link Removed for Guests]


از: [External Link Removed for Guests]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: روزنامک

پست توسط Mardaviz »

   [FONT=Times New Roman]مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 28جولای 
دکتر نوشیروان کیهانی زاده

[FONT=Times New Roman]نشست بزرگان براي انتقال پايتخت از تيسفون به استخر (شيراز) در لحظه حساس تاريخ ايران
[External Link Removed for Guests]
 
بقاياي طاق كسري (كاخ سلطنتي ساسانيان در تيسفون، 36 کيلومتري جنوب بغداد)
درپي كشته شدن رستم فرخزدا يكي از ژنرالهاي ايران به دست اعراب مسلمان و افتادن درفش كاويان ــ پرچم ارتش ــ به دست آنان، 28 ژوئيه سال 636 ميلادي يزدگرد سوم آخرين شاه ساساني ايران به اصرار بزرگان كشور جلسه مشورتي درعمارت سلطنتي (طاق كسري) تشكيل داد تا پيشنهادهاي تازه شنيده شود. در اين جلسه پيشنهاد شد كه راه حل، انتقال فوري پايتخت از تيسفون (36 کيلومتري جنوب شهر بغداد و هشت قرن پايتخت ايران) به استخر (شيراز) است. تا آن زمان اين نخستين بار بود که پرچم کاويان تصرف شده بود. ارتش ايران در دوران خسرو پرويز و در نتيجه جنگهاي غير ضروري او با روميان و لشکر کشي به مصر و تصرف اين سرزمين و پيش از همه اينها درگيري اش با بهرام چوبين سردار نامدار ايراني (که سامانيان از نسل او هستند) و رنجانيدن ژنرالهاي ديگر، خسته و فرسوده شده بود و به علاوه حمله وسيع اعراب پيش بيني نمي شد که يزدگرد سوم با همه امکانات خود برضد آنان وارد عمليات شود. پس از برکناري خسرو پرويز و قتل او در زندان به تصويب سران كشور، اقتدار دولت ساساني در زمان جانشينان وي که هرکدام مدت کوتاهي حکومت اسمي داشتند تضعيف و ادامه اختلاف طبقاتي در جامعه ايران مزيد برعلت شده بود - همان اختلاف طبقاتي که قبلا مزدک براي ازميان بردنش بپاخاسته بود.
به نوشته مورخان روم شرقي (قسطنطنيه)، يزدگرد سوم در نشست تيسفون (28 ژوئيه 636)، نخست پيشنهاد انتقال پايتخت را پذيرفت، ولي بعدا آن را رد كرد. اعراب، سال بعد تيسفون را مورد حمله قراردادند كه يزدگرد به منطقه حلوان نقل مكان كرد و چون در همين سال در جلولا (نزديك حلوان) هم شكست خورد به سوي نهاوند عقب نشيني كرد كه بعدا در آنجا هم شكست خورد و به خراسان بزرگتر رفت تا در آنجا به مقاومت ادامه دهد كه در مرو ترور شد و دولت چين حاضر نشد كه در اختيار پسر او كه به آنجا متوسل شده بود نيروي نظامي بگذارد. دليل شكست يزدگرد سوم در جنگ نهاوند، عمدتا اين بود كه پياده ارتش حاضر به مقاومت شديد در برابر مسلمانان نشده بود زيرا كه تا اين زمان پيام اعراب مسلمان مبني بر بسط عدالت و برادري به گوش «وركينگ كلاس» ايران كه پياده نظام از ميان آنان بود رسيده بود. به علاوه، سپاهيان مسلمان مي گفتند كه قصد حكومت كردن ندارند و تنها براي ترويج اسلام آمده اند و پس از رسيدن به هدف، باز مي گردند (که ديديم باز نگشتند و تا سه قرن حکومت کردند) و ....


[FONT=Times New Roman]عمومي شدن عزاداري محرم 
طبق اسناد موجود، 28 ژوئيه سال 964 ميلادي (مرداد 343 خورشيدي) احمد بويه ديلمي (معزالدوله) كه از زمان تصرف بغداد در سال 945 ميلادي و تعويض خليفه عباسي، قدرت حكومت را به عناصر ايراني بازگردانده بود دستور داد كه از آن پس هر سال در ده روز اول ماه قمري محرم مراسم عزاداري حسين ابن علي (ع) برگزار شود كه گفته اند هدف وي از اين عمل عمدتا سياسي بود. اين دستور در زماني صادر شد كه شيعيان در قلمرو ديليميان كه از شمال ايران بپا خاسته بودند تا حاكميت را به ايرانيان بازگردانند در اقليت بودند.

[FONT=Times New Roman]شيخ فضل الله نوري به دادگاه انقلاب تسليم شد 
[External Link Removed for Guests]
در اين روز در سال 1288 (28 ژوئيه 1909) شيخ فضل الله نوري كه پس از خلع محمدعلي شاه ، از 26 تير ماه در خانه اش تحت نظر بود به اتهام مخالفت با نظام مشروطه و ترغيب ديگران به اين مخالفت به دادگاه انقلاب تسليم شد.
شيخ فضل الله روز نهم مرداد 1288 به حکم اين دادگاه اعدام شد.


در قلمرو انديشه
[FONT=Times New Roman]زاد روز ابن العربي فرضيه پرداز صوفيسم 
28 ژوئيه سال 1165 ميلادي زادروز محي الدين محمدابن علي ابن محمد العربي الحاتمي است كه مولفان تاريخ فلسفه ، اورا مهمترين فرضيه پرداز صوفيسم نوشته اند. وي كه در اندلس ( اسپانياي جنوبي و شرقي ) به دنيا آمده بود در جواني زادگاه خود را رها ساخت و پس از 30 سال سير و سياحت و مطالعه در شمال افريقا ـ از مغرب عربي ( مراكش ) تا مصر و ديدار از عربستان و آناتولي و سرزمين هاي ديگر آسياي غربي در سوريه رحل اقامت افكند و تا پايان عمر در دمشق بسر برد و 16 نوامبر 1240 ميلادي در 75 سالگي در همين شهر درگذشت . افكار العربي در مهمترين اثر او « الفتوحات المكيه » منعكس است. آثار او را 289 مكتوب گزارش كرده اند كه 150 مورد آن تا به امروز باقي مانده است . وي نوشته است كه هيچ چيز جز خدا باقي ماندني نيست و هر چيز و هركس ، جز خدا فنا پذير است. از نوشته مولفان چنين بر مي آيد كه وي با فقهاء ميانه خوبي نداشت.

صنايع و فنون
[FONT=Times New Roman]درگذشت سازنده نخستين جت جنگنده جهان و يكي از طرحان ارباس 
[External Link Removed for Guests]
مهندس لودويگ بولكو Ludwig Boelkow سازنده نخستين جت جنگنده جهان 28 ژوئيه دو روز پس ازپنجاهمين سالگرد وارد عمليات نظامي شدن اين جنگده در 91 سالگي در مونيخ درگذشت . او كه30 ژوئن 1912 به دنيا آمده بود در سال 1944 موفق به تكميل نخستين جت جنگنده جهان در كارخانه مسر اشميت آلمان شد. مهندس بولكو در عين حال يكي از طراحان جتهاي مسافر ارباس و از موسسان و اعضاي شركت هوايي ــ فضايي اروپا بود( درباره نخستين جت جنگنده به سايت 26 ژوئيه رجوع شود).

ساير ملل
[FONT=Times New Roman]ورق دفعتا برگشت خورد و روبسپير گردن زده شد! 
[External Link Removed for Guests]
روبسپير
روبسپير انقلابي راديكال فرانسه كه بسياري را به تيغ سنگين گيوتين سپرده بود 28 ژوئيه 1794 با 20 تن از همفكرانش با گيوتين و در ملاء عام اعدام شد. درپي اعدام روبسپير، انقلاب فرانسه صورت ديگري به خود گرفت. روبسپير كه ايرلندي تبار بود هنگام اعدام 36 ساله بود. وي كه از اعضاي موثر «كميته امنيت ملي» انقلاب فرانسه بود به كنوانسيون (مجمع ملي) فرانسه پيشنهاد كرده بود كه براي كوتاه كردن دست تجديد نظرطلبان و بورژواها بايد تصفيه ديگري انجام شود و پس از يك نطق دو ساعته در مجمع، درخواست تصويب پيشنهاد را داده بود. همين نطق طولاني كه با كف زدن و حمايت رو به رو مي شد باعث طولاني شدن جلسه و موكول شدن راي گيري به جلسه بعدي شد. در فاصله دو جلسه، ميانه روها به تبادل نظر پرداختند و متوجه شدند كه با تصويب پيشنهاد روبسپير كه قطعي به نظر مي رسيد، 17 هزار تن بركنار، بازداشت و احيانا اعدام خواهند شد و لذا در جلسه بعد (27 ژوئيه) شروع به پرسشهايي از روبسپير كردند و چون وي نسبت به آنان خشن شد داد و قال راه انداختند كه دفعتا ورق برگشت و اكثريت اعضاي جلسه برضد روبسپير شدند و با صداي بلند او را قاتل خواندند و درخواست دستگيري اش را كردند كه پليس حاضر در جلسه كنوانسيون او و همفكرانش را دستگير و همان روز محاكمه و روز بعد اعدام شدند!. افسران ارتش از مخالفان روبسپير بودند زيرا كه وي با جنگ با اتريش مخالفت كرده بود.دليل اين مخالفت اين بود كه عقيده داشت جنگ باعث قهرمان شدن برخي از افسران، و كودتا خواهد شد.

[FONT=Times New Roman]روزي كه جنگ جهاني اول آغاز شد 
28 ژوئيه 1914 امپراتوري اتريش به صربستان اعلان جنگ داد و به اين ترتيب جنگ جهاني اول آغاز شد زيرا كه روسيه به كمك كشور همنژاد خود صربستان شتافت و آلمان نيز براي دفاع از همنژادان اتريشي خود در برابر روسيه وارد جنگ شد و ....
جرقه جنگ جهاني اول در 28 ژوئن 1914 كه گاوريلو پرينسيپ وطندوست صرب در شهر سرايوو وليعهد اتريش، گراندوك فرانتس فرديناند و زنش را ترور كرده بود زده شده بود و در اين فاصله، ارسال اولتيماتوم هاي اتريش به صربستان ادامه داشت. اروپا از سالها قبل از اين با تشكيل اتحاديه هاي نظامي دوگانه براي جنگ آماده مي شد كه مورخان اين دوره را «دوران صلح مسلح» نوشته اند. رقابت قدرت هاي اروپايي بر سر استعمار ساير كشورها باعث دشمني آنها شده بود زيرا كه آلمان ديرتر از ديگران پا به ميدان استعمار گذارده بود و سهم خواهي مي كرد.

[External Link Removed for Guests]
سربازان آلمان پيش به سوي نبرد

[FONT=Times New Roman]روزي كه 42 هزار آلماني به دست انگليسي ها دود شدند 
28 ژوئيه 1943 (هفتم امرداد 65 سال پيش) روزي است كه نيروي هوايي انگلستان هامبورگ آلمان را كه اينك ثابت شده است «عاري از استقرار نظاميان» بود با فروريختن بمب به آتش كشيد. در اين بمباران، بيش از 42 هزار تن از ساكنان هامبورگ معروف به شهر عمودي (شهر آسمانخراش ها و برجهاي مسكوني) كشته و سه چهارم ساختمانهاي شهر ويران شدند. سران آلمان 70 ميليوني اينك در دو اتحاديه، متحد همين انگلستان هستند!.
[External Link Removed for Guests]
هامبورگ پس از بمباران 28 ژوئيه 1943 انگليسي ها

[FONT=Times New Roman]برخورد بمب افكن به آسمانخراش امپاير استيت 
يك بمب افكن ارتش آمريكا از نوع « بي ـ 25 » 28 ژوئيه 1945 ده روز مانده به بمباران اتمي ژاپن ، هنگام عبور از آسمان شهر نيويورك ، براثر مه غليظ به آسمانخراش امپاير استيت برخورد كرد و به يك طبقه از اين ساختمان آسيب رساند . در اين حادثه 13 تن نيز كشته شدند.
[External Link Removed for Guests]
ويراني ناشي از برخورد بمب افکن

از: [External Link Removed for Guests]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: روزنامک

پست توسط Mardaviz »

   [FONT=Times New Roman]
مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 30جولای
 

دکتر نوشیروان کیهانی زاده

[FONT=Times New Roman]مرگ بلاش اول شاه باتدبير اشکاني 
[External Link Removed for Guests]
تصوير بلاش يکم بر سكه اش كه موجود است
بلاش اول شاه انتخابي ايران در دوران اشكانيان، سي ام ژوئيه سال 77 ميلادي درگذشت. وي كه غربيها نامش را Vologeses مي نويسند منسوب به مادها (مردم شمالغربي ايران- ساتراپي ري و مناطق واقع در غرب آن) و يكي از شاهان با تدبير ايران باستان بود و 25 سال سلطنت كرد.
وي در ژوئيه سال 76، يكسال پيش از اين كه فوت شود دستور داده بود «اوستا» به صورت كتاب درآيد كه اين كار او را بعدا اردشير پاپكان تكميل كرد.
پس از درگذشت بلاش اول، مهستان (سناي ايران) بر سر تعيين شاه بعدي مدتها به توافق نمي رسيد و با اين عمل، كشور در آستانه بحران سياسي قرار گرفته بود.


[FONT=Times New Roman]مديريت خوب از ديدگاه خواجه نظام الملك طوسي و اندرزهاي او به سران کشورها 
ترجمه كتاب سياستنامه (سير الملوك) تأليف خواجه نظام الملك (ابوعلي حسن طوسي) در ژوئيه 1891 ميلادي به زبان فرانسه در پاريس انتشار يافت.
خواجه كه سي سال وزير بود و تمامي عمر خود پس از تحصيلات مرسوم آن زمان را در امور اداري دولت گذرانده بود اين كتاب را ظاهرا سال آخر عمر خود تكميل كرد. خواجه كه بنيادگذار دانشكده هاي موسوم به «نظاميه» هم هست دوم نوامبر سال 1092 ميلادي در سر راه خود به بغداد در نزديكي كرمانشاه به دست يكي از فدائيان (پيروان حسن صباح) به قتل رسيد.
خواجه طوسي كه در نيشابور مدفون است سياستنامه را عمدتا خطاب به سران كشورها نوشته و به آنان اندرز داده است. سبك نگارش وي تفاوتي با سبكهاي پيشرفته امروز ندارد. به اين ترتيب كه اصل اندرز خود را در پاراگراف اول بيان داشته و در اثبات آن متوسل به روايات و حكايات و امثله شده است كه با اين كه حكايات به نظر تاريخي مي رسند، ولي مفسران اين كتاب ، آنها را در حد داستان مي دانند.
خواجه هريك از فصول كتاب خود را به يك اندرز اداري (سياسي) اختصاص داده از جمله لزوم دادن وقت ملاقات از جانب يك مدير ارشد به متقاضيان - بدون تبعيض ، و شنيدن درد دل آنان «بدون واسطه» ، و در ملاقات عمومي (به اصطلاح آن زمان : بار عام) به يك چشم نگاه كردن حاضران.
در فصلي ديگر، خواجه به سران و مديران تراز اول- و عمدتا رئيس كشور- اخطار كرده است كه در انتخاب معاشران و نزديكان ( به اصطلاح آن زمان : نديمان) خود نهايت دقت را به عمل آورند كه از اين موقع خود سوء استفاده نكنند و در هر حال نديمان رئيس كشور نبايد از مقامات دولتي باشند كه گستاخ خواهند شد و اجحاف خواهند كرد. فصول ديگر درباره عجله نكردن در تصميم گيري هاي مهم، رعايت نظم و نسق، نگماردن يك فرد براي انجام دو كار، لزوم تشويق و تنبيه كاركنان، داشتن دستگاه جمع آوري خبر از مشكلات و نظرات مردم كه خواجه از آنها به عنوان «جاسوسان» نام برده كه مي توانند به لباس درويش، سياح و بازرگان؛ به منظور حل مسائل، پيش از آن كه بزرگ شوند به جمع آوري اطلاعات دست بزنند.
خواجه شديداً ضد بيگاري و كارمفت كشيدن از مردم است و تأكيد بر منصف و عادل بودن مدير ارشد و رئيس كشور دارد و توصيه به مشورت با اهل اطلاع و خبرگان در زمينه حل مسائل مي كند.
خواجه در موارد متعدد توصيه به استفاده بهينه از مهارت «تجربه آموختگان» و از دست ندادن آنان دارد كه ثروت ملي بزرگي هستند. خواجه توصيه هاي متعدد در انتخاب و چگونگي قضات و سپاهيان كرده است از جمله تهيه بهترين و تازه ترين اسلحه براي ارتش و توجه خاص به صنايع نظامي و ....


در قلمرو انديشه
[FONT=Times New Roman]در گذشت «ديدورو» نويسنده و فيلسوف فرانسوي 
[External Link Removed for Guests]
Diderot
«دوني ديدورو Denis Diderot» نويسنده، فيلسوف، روشنفكر، دائره المعارف نويس، نقد نويس و طنزگوي قرن 18 فرانسه سي ام ژوئيه سال 1784 (در آستانه انقلاب بزرگ) در 71 سالگي درگذشت. وي از فلاسفه «ماترياليسم» بود و اين افكار او در دو كتاب فلسفي اش منعكس است.
ديدورو به عنوان سردبير «دائره المعارف» تقريبا همه نويسندگان عصر روشنگري فرانسه را به كار گرفت و از قلم و اطلاعات آنان بهره برد و «دائره المعارف» يعني گردآوري دانش بشر و "اطلاعات پايه " در هر زمينه در يك مجموعه، كمك بزرگي به پيشرفت فرهنگ و تمدن و توسعه انديشه بوده است.
«ديدورو» كتابهاي داستاني متعدد نوشته است و نوشته هاي ديگر او و نامه هايش منعكس كننده اوضاع روز (آن زمان) بوده و واقعيات زمان خود را به خوبي ترسيم كرده است . وي در عين حال نفوذ زياد روي كاترين دوم رهبر وقت روسيه داشت.


صنايع و فنون
[FONT=Times New Roman]پدر تلويزيون يك روس مهاجر بود 
[External Link Removed for Guests]
V.K.Zworykin
ولاديمير كسما زوريكين V.K.Zworykin مخترع لامپ پرتاب الكترون از ملح يك فلز مشخص برحسب ميزان نوري كه به آن تابانيده شود(لامپ تصوير) كه پدر تلويزيون خوانده مي شود 30 ژوئيه سال 1889 در روسيه متولد شد و در انستيتو مهندسي سن پترزبورگ تحصيل كرد و در 1919 به آمريكا مهاجرت و به عنوان مهندس در كارخانه وستينگهاوس به كار پرداخت.
وي اختراع خود ، چراغهاي تلويزيون سياه و سفيد را در سال 1923 و تلويزيون رنگي را دو سال بعد به ثبت رساند و در كارخانه «آر. سي ، ا» به ساختن فرستنده و گيرنده تلويزيون پرداخت.
مهندس زوريكين كه دهها سال رئيس آزمايشگاه پژوهشي اين كارخانه بود بعدا به اختراع ميكروسكپ الكترونيك ، دستگاه تبديل اشعه ماوراء بنفش به اشعه قابل رويت و سپس مانيتور كامپيوتر موفق شد. او در طول جنگ جهاني دوم مشاور الكترونيك دولت آمريكا بود.
مهندس زوريكين در 1982 در 93 سالگي در گذشت.


ساير ملل
[FONT=Times New Roman]مرگ بيسمارك- مردي كه آلمان را به صورت كشوري واحد درآورد
[External Link Removed for Guests]
 
Otto von Bismark
سي ام ژوئيه سال 1898، اتو فن بيسمارك Otto von Bismark، مردي كه با سه جنگ به قول خودش «محدود» آلمان را به صورت كشوري واحد درآورد و با تدابير خود به عنوان « داور قدرت هاي اروپايي » شناخته شده بود در گذشت. وي 28 سال رئيس دولت و نخستين صدراعظم آلمان واحد ( رايش ) بود.
بيسمارك كه در سال 1862 نخست وزير پروس شده بود نقشه وحدت آلمان را كشيد و براي رسيدن به اين هدف راهي نداشت جز اين كه دست اتريش را از كنفدراسيون ايالتهاي كاتوليك آلمان كوتاه كند و شلسويگ- هلشتاين Schleswig-Holstein را از دانمارك پس بگيرد و به نفوذ فرانسه در ايالتهاي جنوبي آلمان پايان دهد.
وي پس از تقويت بنيه نظامي آلمان با سه جنگ به هر سه هدف خود رسيد. دانمارك، اتريش و فرانسه هر سه شكست خوردند. شكست فرانسه بسيار شديد بود و نيروهاي آلمان در سال 1871 وارد پاريس شدند. با وجود اين كه بيسمارك در ژانويه سال 1871 ايجاد امپراتوري واحد آلمان را اعلام داشت و ويلهلم اول را امپراتور آن و خويش را صدراعظم آلمان واحد اعلام كرد، ولي اين كشور را از صورت فدرال خارج نساخت. وي سپس از دولتهاي روسيه، آلمان و اتريش يك اتحاديه سه جانبه ساخت و بعدا ايتاليا را جانشين روسيه كرد كه در بالكان با اتريش اختلاف داشت.
بيسمارك كه با گسترش تمايلات سوسياليستي در آلمان مواجه شده بود، افكار آنان را به زباني ديگر پياده كرد و بيمه هاي كارگري و نظام بازنشستتگي و از كارافتادگي را به وجود آورد. ساعات كار هفتگي را تعيين، كاركردن زنان را محدود و كار نوجوانان را به كلي ممنوع كرد و دست به ملي كردن مؤسسات عامل المنفعه و كارخانه هاي بزرگ زد و برنامه هاي مفصل براي توسعه صنايع آلمان به اجرا درآورد و سپس بدون اين كه با كشورهاي استعماري اصطكاك منافع پيدا كند در كار استعمار به آنها پيوست. با وجود اين، در سال 1890 با امپراتور تازه آلمان ( ويلهلم دوم ) اختلاف نظر پيدا كرد و كنار رفت و هشت سال باقيمانده عمرش را به نوشتن كتاب پرداخت.


[FONT=Times New Roman]داستان غرق شدن رزمناو ايندياپوليس 
[External Link Removed for Guests]
رزمناو ايندياناپوليس در ژوئيه 1945
سي ام ژوئيه 1945 و يك هفته پيش از بمباران اتمي هيروشيما، يك زيردريايي ژاپني كه فرماندهي آن را موچيتسوكا هاشيموتو بر عهده داشت رزمناو بسيار سنگين آمريكايي ايندياناپوليس را با پرتاب دو اژدر در آبهاي درياي فيليپين غرق كرد. در اين رويداد 883 تن از افسران و ملوانان ناو آمريكايي كشته شدند، ولي «چارلز باتلر مكوي» فرمانده كشتي زنده ماند. بسياري از خدمه ايندياناپوليس كه روزگاري هم فلگ شيپ (كشتي فرماندهي) ناوگان پنجم آمريكا بود توسط كوسه هاي دريا خورده شده بودند زيرا تا رسيدن واحدهاي نجات، پنج روز در آبهاي پر از كوسه، گرسنه و تشنه و بعضا مجروح سرگردان بودند. ايندياناپوليس 16 ژوئيه 1945 بمب هاي اتمي را كه قرار بود بر هيروشيما و ناگاساكي فرو افكنده شوند به نام يك محموله فوق سري و فوري از پايگاه دريايي سانفرانسيسكو تحويل گرفته و به پايگاه بمب افكنهاي مربوط در جزيره تينيان واقع در اقيانوس آرام جنوبي تحويل داده بود كه در بازگشت از اين ماموريت گرفتار زير دريايي «آي ـ 58» ژاپن شده بود.
ژاپن ماه بعد، پس از اصابت دو بمب اتمي تسليم شد و چند ماه از آن زيردريايي «آي ـ 58» را اوراق كردند. مكوي فرمانده ايندياناپوليس پس از درمان زخمهايش در بيمارستان به دادگاه نظامي تسليم شد كه چرا با حركت زيگزاگ، كشتي را نجات نداده بود كه موچيتسوكا فرمانده زيردريايي ژاپني با شهادت خود در دادگاه او را نجات داد. موچيتسوكا در دادگاه گفت كه حتي اگر ايندياپوليس زيگزاگ كرده بود غرق مي شد و دادگاه با اين شهادت، فرمانده كشتي را تنها به اخراج از نيروي دريايي محكوم كرد. ولي، با اين مجازات سبك، مكوي آسوده خاطر نشد. خانواده هاي خدمه مقتول ناو آنقدر به او تلفن كردند و نامه نوشتند و وي را مسئول مرگ فرزندان خود خواندند كه مكوي خسته شد و خودكشي كرد.


از: [External Link Removed for Guests]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: روزنامک

پست توسط Mardaviz »

   [FONT=Times New Roman]
 
 [FONT=Times New Roman]مهم ترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 2 اوت  دکتر نوشیروان کیهانی زاده

[FONT=Times New Roman]نادرشاه در عراق 
 [External Link Removed for Guests]  نادر در اين روز در سال 1743، نادرشاه در جريان جنگ با عثماني در بين النهرين (عراق امروز)، دستور حمله به كركوك را صادر كرد و دو روز بعد توپخانه ارتش ايران مواضع عساكر عثماني در اين شهر را گلوله باران كرد. در طول اين جنگها، نادر در همين سال بغداد و بصره را هم متصرف شد. سليمانيه كه تركمانان (بازماندگان قره و آق قويونلوها) در آنجا سكونت دارند همچنان به ايران وفادار بود. عثماني اواخر كار صفويه كه دولت اصفهان عمدتا بر اثر فساد اداري ناشي از افتادن امور دربار شاهان اين دودمان به دست گرجيان و انتصابات نادرست رو به ضعف نهاده بود با اخراج حكام وابسته به ايران، بسياري از مناطق عراق امروز را متصرف شده بود.

دنياي هنر
[FONT=Times New Roman]بازيگر فيلم سينمايي كه هميشگي بودن اين كار را باور نداشت 
[External Link Removed for Guests]
هدي لامار در جواني
«هدي لامار Hedy Laamar» بازيگر اتريشي چندين فيلم سينمايي هاليوود كه روزگاري به خاطر زيبايي اش شهرت جهاني داشت دوم اوت سال 1991 در 78 سالگي به اتهام دزدي از يك فروشگاه در لس آنجلس دستگير شد كه كاري كم سابقه بود و همين امر سبب شد كه اين مورد هم وارد تاريخچه اهل سينما شود.
هدي لامار كه نهم نوامبر سال 1913 در وين به دنيا آمده و پدرش بانكدار و مادرش پيانيست بود از دوسالگي مورد توجه يك كارگردان تئاتر كه با خانواده آنان دوستي داشت قرار گرفته بود.
هدي لامار كه نام اصلي او « هدويگ اوا ماري كيسلر » بود علاوه بر كار بازيگري در فيلم ، به تكنو لوژي هم علاقه داشت و به تحقق ساخت سلفون كمك بسيار كرد. اين نكته جالب از اوست :
كار فيلم ، تجارت و امثال آن به زمان و مكان محدود است ، ولي آن چه كه هميشگي و نا محدود است « تكنولوژي » است. عمر زيبايي و جواني از همه كمتر است ؛ بنابراين روي شهرت ناشي از اين دو نبايد حساب كرد و زيبارويان و ورزشكاران بايذ به روزي بيانديشند كه زيبايي ظاهر و نيروي جواني كه هردو زود گذرند پشت سر قرار مي گيرند.


در قلمرو انديشه
[FONT=Times New Roman]درباره روش پژوهش و نويسندگي ميشل دو مونتاين 
[External Link Removed for Guests]
مون تاين
دوم اوت سال 1580 «ميشل دو مونتاين» نويسنده و پژوهشگر بنام فرانسوي تاليف دو جلدي خود «رساله ها» را منتشر ساخت كه روزنامه هاي اروپايي به اين مناسبت مدعي شده اند كه وي مبتكر رساله نگاري («اسيEssay» نويسي) بوده است كه اينك قلمرو بيشتري يافته و فيلم و عكس را هم در برگرفته است. مورخان، ابتكار رساله نويسي را به صورتي كه در دانشگاههاي امروز مرسوم است از «پلوتارك» دانسته اند.
تعريف مونتاين از رساله چنين بوده است: جمع آوري هر مطلب و سند و شاهد درباره يك «تاپيك» با مقدمه و نتيجه گيري. وي نوشته است: تاكيد بر «يك تاپيك» يعني نپريدن از اين شاخه به آن شاخه و پرداختن و تمركز كردن تنها روي يك موضوع و مسئله. رساله نقطه مقابل تخيل است. نتيجه گيري نويسنده از رساله اش نمي تواند خيالبافي باشد. چشم انداز و پيش بيني به استناد حقايق و تجربه ها، خيالبافي نيست. «اسي» نه بايد زياد طولاني باشد و نه خيلي كوتاه. جمع آوري رساله هاي مربوط به يك موضوع از نويسندگان و پژوهشگران مختلف در يك كتاب، خدمت بزرگي به امر تحقيق و پيشرفت است. مون تاين كه يك انساندوست بود و سفرها و مطالعات بسيار كرده بود در عين حال روشي جامع براي بررسي و مطالعه انسان، از شناخت طبيعت بشر تا شناخت عادتها، عقايد و استعداد هاي او به دست داده و گفته است كه براي پژوهش بشر، يك پژوهشگر بايد نخست خودش را تحت مطالعه قرار دهد زيرا كه انسانها احساس و عواطف و خواست و ناخواست مشترك فراوان دارند.


ساير ملل
[FONT=Times New Roman]شكست امپراتوري روم از هانيبال 
[External Link Removed for Guests]
عكسي از مجسمه هانيبال
دوم اوت سال 216 پيش از ميلاد (روزي چون امروز) روميها در منطقه «كانائه Cannae» واقع در شمال شرقي پاشنه ايتاليا از هانيبال Hannibal كارتاژي [كارتاژ در حاشيه شمالي آفريقا عمدتا ليبي و تونس امروز بود كه اعراب قرطاجنه مي خوانند] شكست سختي كه قابل پيش بيني نبود متحمل شدند. مورخان، اين پيروزي كارتاژيها را به حساب نبوغ نظامي هانيبال نوشته اند. هانيبال كه قبلا متحد روميها بود به دلايل بسيار از جمله اين كه رومي ها ديگران را به چشم انسانهاي درجه دوم نگاه مي كردند از آنها جدا شد و اسپانيا را كه در قلمرو روم بود تصرف كرد و در سال 214 پيش از ميلاد براي گوشمالي دادن روميها ارتش خود را كه مجهز به فيل جنگي بود از طريق فرانسه از كوههاي سر به فلك كشيده پربرف آلپ عبور داد و پا به شمال ايتاليا گذارد. اين اولين بار بود كه لشكركشي از فراز آلپ انجام شد. دو سال طول كشيد تا رومها براي جنگ با او آماده شدند. عده نفرات هانيبال به مراتب كمتر از روميها بود. برخلاف انتظار روميها، هانيبال جنگ را در ساعات شب آغاز كرد. بر شاخ صدها گاو مشغل بست و آنها را به سوي روميها به حركت درآورد و خود در جهتي ديگر در حالي كه سواران او در دو جناح راست و چپ و پيادگان در قلب آرايش داده شده بودند روميها را مورد حمله قرار داد. پس از آغاز حمله، پيادگان او دستور عقب نشيني يافتند. رومي ها آنها را دنبال كردند و در محاصره سواركاران كارتاژي (آفريقايي) قرار گرفتند و شكست خوردند. در اين جنگ كه تا ظهر دوم اوت ادامه داشت 50 هزار سرباز و افسر رومي از جمله پائولوس کنسول اول روم كشته ،10هزار تن ديگر اسير و هزاران نفر نيز مجروح شده بودند. شمار نيروهاي رومي در اين جنگ 80 هزار تن و عده نظاميان هانيبال 62 هزار نفر گزارش شده اند. پاليبيوس مورخ شرح اين جنگ را نوشته است.

[FONT=Times New Roman]دستور العمل هميشه تازه ناپلئون به مقامات دولتي فرانسه 
[External Link Removed for Guests]
ناپلئون بناپارت كنسول اول فرانسه (رئيس قوه مجريه) دوم اوت 1802 و دو سال پيش از امپراتور شدنش دستور اكيد داد كه مقامات ارشد فرانسوي به نامه هاي مردم ظرف سه روز پس از وصول، پاسخ كتبي دهند و شنبه ها را براي ملاقات با متقاضيان ، صرفنظر از اين كه چه كساني باشند اختصاص دهند. همزمان ، ناپلئون از مردم نيز درخواست كرد كه در صورت مشاهده نقض آن دستور به شخص او شكايت كنند تا شخصا رسيدگي كند.
13 قرن پيش از ناپلئون كه خود را سرباز انقلاب فرانسه مي خواند ، در ايران خسرو انوشيروان دست به چنين كاري زده بود كه از « تاريخ »، نه افراد، لقب « دادگر » گرفته است. پارلمان انگلستان هم پيش از ناپلئون كميسيون عرايض در جوار خود خلق كرد كه الگوي همه پارلمانها شده است، ازجمله پارلمان ما كه كميسيون اصل 90 دارد . پيشرفته بودن كشورها تنها به خاطر دانش و صنعت آنها نيست ، رسيدگي به درد دلها است؛ پيش از آن كه « فرياد » شوند. در برخي از كشورها كمتر از سه روز به نامه مردم ترتيب اثر مي دهند. در اين ممالك رسم نيست كه صاحب نامه را براي اداي توضيح دعوت كنند؛ مديري كه نامه را دريافت مي دارد برحسب اهميت و فوريت نامه، معاون و يا يكي از زير دستان خود را به سراغ شاكي مي فرستد . مسئله تا حل شدن دنبال مي شود و براي حل آن، اگر لازم باشد ضابطه و قانون وضع مي گردد.
يكي از وظايف هر دفتر روابط عمومي يافتن شكايات از لابلاي روزنامه ها و دادن به مقام مربوط و تعقيب آن تا حل مسئله است، و به همين لحاظ است كه شمار ناراضيان از عملكرد ادارات كم مي شود و به حد اقل مي رسد. باوجود اين، در دويست و دومين سالروز صدور دستور حياتي ناپلئون هنوز كشورهايي هستند كه به مشكلات مردم كه در جرايد منعكس مي شود و يا نامه هاي ارسالي آنان ، آن طور كه بايد توجه نمي شود كه يك ضعف اداري بزرگ است.


[FONT=Times New Roman]زادروز ارتش آزاديبخش خلق و اعلام اينكه تفكر جنگ سرد هنوز جهان را ترك نكرده است 

[External Link Removed for Guests]
«يکم ماه اوت» زادروز ارتش آزاديبخش خلق People Liberation Army (چين) است كه بزرگترين نيروي مسلح جهان بشمار مي رود. اين ارتش در اين روز در سال 1927 به عنوان بازوي نظامي حزب كمونيست چين به وجود آمده است. در همين روز در سال 1945، اين ارتش خودجوش نيروهاي متجاوز ژاپن را كه ارتش دولت مركزي چين در طول 12 سال نتوانسته بود متوقف سازد شكست داد و وادار به تسليم شدن كرد.
به مناسبت اين زادروز، يكم اوت 2008 روزنامه نگاران ملل ديگر كه براي پوشش مسابقه هاي المپيك به پكن رفته بودند از يك پادگان هشت هزاري نفري ارتش آزاديبخش خلق PLA در اين شهر ديدن كردند كه همه جنگ افزارها ساخت چين بود. شمار افراد ارتش خلق به مراتب بيش از چهار ميليون است. اين ارتش داراي همين ميزان ميليشياي سنگين اسلحه و دو برابر اين شمار، ميلشياي سبك اسلحه است. به دليل وجود نظام وظيفه در چين، هرآن كه لازم شود مي توان ظرف مدتي بسيار كوتاه دهها ميليون از سربازان منقضي خدمت را نيز به زير پرچم فراخواند. اين ارتش بيش از چهار دهه است كه داراي دندان اتمي شده و براي جمع آوري اطلاعات از ماهواره هاي متعدد استفاده مي كند. پيش بيني شده است كه در دههآينده بودجه دفاعي چين كه هر سال 15 درصد افزيش مي يابد به 360 ميليارد دلار برسد. ارتش آزاديبخش خلق در جريان زلزله سال 2008 چين توان خود را با بكار بردن 130 هزار نظامي و 4 هزار و 688 هلي كوپتر نشان داد و در كوتاهترين مدت يك ميليون و 400 هزار تن را از منطقه آسيب ديده تخليه كرد.
«هو جينتائو Hu Jintao» رهبر چين در سال 2005 به مناسبت 78 ساله شدن ارتش آزاديبخش خلق PLA و شصتمين سال شكست ژاپني ها از اين ارتش (در آن زمان نيرويي داوطلب و غير دولتي) گفته بود كه ارتش چين روحيه انقلابي خود را همچنان حفظ كرده است و روحيه انقلابي يعني انگيزه براي پيشرفت و پيروزي. ما با همان روحيه اي كه ژاپني ها را شكست داديم، داريم پيش مي رويم كه روحيه ملي مان شده است و اين روحيه نيرويي شده است كه ملت ما را به سوي پيشرفت و ترقي مي راند. بنا براين، ما نبايد اجازه دهيم كه اين روحيه تضعيف شود.

[External Link Removed for Guests]
مائوي جوان با لباس PLA
ژنرالهاي چين نيز در يكم اوت 2005 به همين مناسبت ها و هريک به طور جداگانه در برابر واحدهايشان سخنراني كردند. ژنرال «پنگ گوانگ جيان» در سخنراني خود گفت كه تفكر دوران جنگ سرد هنوز جهان را ترك نگفته است و آمريكا نمي خواهد كشورهاي ديگر سريعا پيشرفت كنند. در چنين وضعيتي، نظاميان چين بايد همانند سالهاي گذشته حرف شنو و پيرو آموزشهاي حزب كمونيست باشند. با وجود اين، ما همچنان به قولي كه نزديك به چهل سال پيش «مائو» داد متعهد هستيم و نخستين كشور نخواهيم بود كه از سلاح اتمي استفاده كند. ژنرال ديگر در سخنراني خود اظهار کرده بود: تقويت بنيه نظامي چين يك حق مشروع ما است. در اين دنياي بي قاعده و بي ثبات، تقويت ارتش آزاديبخش چين لازم است و ما در اين راه به حرفهاي ديگران اعتنا نمي كنيم و امنيت وطن را به صلاحديد ديگران وابسته نمي سازيم. ژنرال فو تينگ گويي يكي ديگر از افسران ارشد در نطق خود از افراد ارتش آزاديبخش خلق خواست كه بر يكپارچگي و آمادگي خود را زير نظر حزب (حزب كمونيست چين) بيافزايند زيرا كه هنوز جنبش هاي سوسياليستي از سوي نيروهايي تهديد مي شوند و جهان آن طور كه بايد، امن نيست.
در آن روز اصحاب نظر به مناسبت سالگرد تاسيس ارتش آزاديبخش چين PLA گفته بودند كه بودجه نظامي چين خيلي بيشتر از آن است كه اعلام مي شود. چين ارتش خود را براي جهان قرن 21 تجهيز مي كند و دنبال جنگ افزارهايي نيست كه به سرعت كهنه مي شوند. چين در اين زمينه از تجربه شوروي (سابق) درس گرفته است. چين در حال حاضر بزرگترين خريدار جنگ افزار ساخت روسيه است و با روسيه به توافق كامل دست يافته و دو كشور به دوران اتحاد دهه 1950 بازگشته اند. چين همچنين همه تلاش خود را بكار مي برد تا كدورت و نقار گذشته با هند به فراموشي كامل سپرده شود. چين به اتفاق روسيه مي كوشند كه مانع گسترش نفوذ آمريكا در «اوراسيا» شوند.
به گفته اين صاحبنظران، دادن مهلت شش ماهه از جانب ازبكستان به آمريكا كه پايگاه خود در «خان آباد» را كه به نام «مبارزه با تروريسم» داير كرده است برچيند نيز به اتكاء حمايت چين بود.

اين صاحبنظران اظهارات خشونت آميز «ايوانفIvanov» وزير دفاع روسيه مبني بر خرابتر شدن اوضاع افغانستان پس از مداخله نظامي آمريكا را نوعي اخطار تلقي كرده بودند كه نتيجه سرد شدن مناسبات مسكو با واشنگتن و نيز تقويت هماهنگي هاي روسيه و چين بوده است كه روي هم قدرتي مافوق وسيع به وجود مي آورند.

 [External Link Removed for Guests]  رژه دسته هايي ازPLA و يک سرباز حامل پرچم ويژه آن (يکم اوتسال 2008) 
[FONT=Times New Roman]ماجراي سال 1964 خليج تونكن؛ بهانه براي حمله نظامي به شمال ويتنام! 
[External Link Removed for Guests]
ناوشكن مادوكس در خليج تونكن ـ اين ناو كه در 1944 ساخته شده بود در 1972 بازنشسته شد
دوم اوت سال 1964 ناوشكن آمريكايي مادوكس Maddox در آبهاي خليج تونكن كه ضلع شرقي ويتنام را تشكيل مي دهد مستقر بود كه دستور يافت سواحل ويتنام شمالي آن زمان را تجسس كند كه چون عملي تحريك آميز بود مورد حمله سه ناوچه گشت ساحلي اين كشور قرار گرفت و چند گلوله به بدنه آن اصابت كرد. فرمانده اين ناو از ناوهواپيمابر تيكوندروگا كه در همان نزديكي بود استمداد كرد و هواپيما هاي تيكوندروگا به پرواز در آمدند و يكي از ناوچه ها را از كار انداختند. در آن روز ناوشكن « ترنر جوي » نيز در خليج تونكن بود.
جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا موضوع را بيش از آن چه كه بود بزرگ كرد؛ مردم را آماده ساخت و مجلس نمايندگان آمريكا پنج روز بعد به اتفاق آراء قطعنامه خود برضد ويتنام شمالي را تصويب كرد كه در سنا نيز به تصويب رسيد و تنها دو سناتور به آن راي مخالف دادند. تصويب اين قطعنامه كه دست جانسون را براي هرگونه عمل نظامي بر ضد هانوي باز گذارد سبب شد كه آمريكا وسيعا وارد جنگ ويتنام شود . ظرف يك سال شمار نيروهاي آمريكا در ويتنام جنوبي به 80 هزار تن و تا سال 1969 به 543 هزار تن رسيد.
در باره ماجراي دوم اوت 1964 خليج تونكن بررسي هاي فراوان شده است و بسياري را عقيده بر اين است كه همه اين ماجرا با نقشه قبلي ليندن جانسون رئيس جمهوري وقت آمريكا به منظور به دست آوردن دليلي جهت حمله به ويتنام شمالي به انجام رسيد ــ نقشه اي كه نتيجه منفي براي آمريكا داشت.

[FONT=Times New Roman]
تصرف كويت و چند نظر از چند مورخ درباره اين رويداد ناتمام
 

[External Link Removed for Guests]
پيشروي تانکهاي عراقي در خاک کويت (دوم اوت 1990)
چند ساعت پس از قطع مذاكرات عراق و كويت بر سر تقسيم درآمد نفت يك منطقه مرزي، ارتش عراق در دومين ساعت بامداد دوم اوت 1990(روزي چون امروز) به كويت حمله برد و برق آسا اين سرزمين را متصرف شد و ضميمه خاك عراق كرد. حمله نظامي با شركت يكصد هزار سرباز، هفتصد تانك، چهار اسكادران هوايي و كل ناوگان عراق آغاز شده بود. امير كويت و خانواده او قبلا به كشور سعودي فرار كرده بودند. كاخ امير، ساختمان وزارت دفاع كويت و چند نقطه حساس ديگر بمباران شد. دفاع، چندان سنگين نبود و تلفات نخستين روز حمله، نسبتا سبك گزارش شده بود. دولت عراق كه از دهها سال پيش از آن، كويت را جزيي از خاك عراق مي دانست پس از استقرار در اين سرزمين شنزار كوچك، آن را يك ايالت عراق اعلام كرد و فرماندار عراقي گمارد. شوراي امنيت سازمان ملل همان روز ضمن تصويب قطعنامه اي عمل دولت عراق به رياست صدام حسين را يك تجاوز آشگار اعلام داشت و خواست كه نيروهاي عراقي فورا و بدون قيد و شرط خاك كويت را ترك گويند. دولت هاي اروپايي و آمريكا حسابهاي بانكي و ذخاير كويت را بلوكه كردند تا عراق اين پولها را دريافت نكند.
اختلاف ظاهري عراق و کويت بر سر بهره برداري از منطقه نفتي واقع در مرز مشترک بود. عراق حق خود را از محل صدور اين نفت مطالبه مي كرد و به علاوه دولت كويت را متهم مي ساخت كه از راه خصومت، بازارهاي بين المللي را انباشته از نفت خام كرده تا عراق از محل صادرات نفت خود پولي به دست نياورد و نتواند كشور را كه هشت سال درگير جنگ بود مرمت كند. اتحاديه عرب براي حل اين مسئله، بموقع اقدام نکرده بود!. به علاوه، عراق قبلا از سفير آمريكا در بغداد اين اطمينان را به دست آورده بود كه دولت آمريكا وارد مناقشات عراق با كويت نخواهد شد.
مورخاني كه اخيرا درباره رويداد تصرف كويت در اوت 1990 كتاب نوشته اند به دليل پيامدهاي اين عمل، آن را رويدادي ناتمام خطاب كرده و نظرات متعدد ابراز داشته اند كه چند نمونه از اين نظرات در زير مي آيد:
صدام حسين در زماني نادرست كويت را تصرف كرد، زماني كه از ابر قدرت شوروي تنها نامي باقي مانده بود و در شرف فروپاشيدگي بود. صدام حتي باور نمي كرد كه شوروي در شوراي امنيت برضد عراق كه متحد قديمي اش بود و باهم قرارداد دوستي داشتند راي دهد.
رئيس جمهور عراق خيلي آسان فريب سفير آمريكا را خورده بود. صدام حساب نكرده بود كه همه تلاش آمريكا، استقرار در منطقه خليج فارس و قلمرو كشور سعودي است و با اين كه در طول جنگ با ايران در جريان بازي هاي آمريكا قرارداشت، دچار اشتباه محاسبه شد.
صدام حسين نه نظامي بود و نه ديپلمات و نه تاريخ تحولات جهان را خوانده بود. اگر كوچكترين اطلاعي از جنگ داشت، قبل از اين كه بگذارد، آمريكا در سعودي، قطر و بحرين نيرو پياده كند هر سه منطقه را متصرف مي شد و در آن زمان قادر به اين كار بود و يا دست كم منابع نفت منطقه را نابود مي كرد تا جهان به التماس افتد و دولتهاي عربي صاحب نفت نتوانند هزينه لشكركشي آمريكا را تعهد كنند و بپردازند. اگر ديپلمات بود قبلا اختلافات خود را با سوريه برطرف مي ساخت و پاي مسكو را به ماجراي كويت مي كشانيد و با اين كار احتمالا موفق به احياء ميليتاريسم روسيه و نجات شوروي و در نتيجه خود مي شد.
صدام پس از مشاهده ائتلافي كه آمريكا برضد او ساخته بود بايد دست عقب نشيني تاكتيكي نزد تا منتظر فرصت ديگري شود، همان كاري را كه ژنرال عبدالكريم قاسم در اوايل دهه 1960 در برابر انگلستان انجام داد. (عراق از آن زمان كه كويت هنوز تحت الحمايه و در كنترل انگلستان بود مدعي آن سرزمين بود و عبدالكريم قاسم رئيس دولت وقت عراق در آغاز دهه 1960 و هنگامي كه صحبت از خروج انگلستان از شرق سوئز و دادن استقلال به كويت در ميان بود در صدد تصرف مسلحانه كويت برآمده بود كه با تهديد نظامي انگلستان روبرو شده و موقتا ساكت شده بود)
تنها كار درستي كه صدام در آن زمان انجام داد حل چند مسئله فوري مرزي با ايران بود و اگر بقيه مسائل با ايران را حل كرده بود اينك در زندان نبود و در كشوري ديگر پناهنده بود.
صدام روي تهديد اوليه خود ايستادگي نكرد كه اگر نيروي خارجي درصدد حمله به عراقي ها در كويت برآيد شهر كويت را به گورستان تبديل خواهد كرد و در برابر نيروهاي موتلف دست به جنگ شهري و خياباني نزد كه طولاني و پر تلفات است.
صدام پس از اخراج از كويت، با اين كه از فكر ساختن اسلحه اتمي منصرف شده بود تكبر خود را فرو نداد و درهاي عراق را به روي بازرسان بين المللي باز نگذارد تا دولت آمريكا فرصت اشغال نظامي عراق به دست نياورد. او خود فرصت سازش با كلينتون را كه ملايمتر از جورج بوش بود سوخت و از دست داد. تصور صدام كه كلينتون بيش از حد هوادار اسراييل است اغراق آميز بود.

[External Link Removed for Guests]
نيروهاي عراقي در كمتر از يك روز كويت را متصرف شدند

[FONT=Times New Roman]بازهم يك زير دريايي اتمي موشك اندار تازه 
شنبه 31 ژوئيه «لورا بوش» همسر رئيس جمهوري آمريكا در يك كارگاه كشتي سازي بندر « نيوپورت نيوز » ويرجينيا يك زير دريايي اتمي حمله مجهز به دستگاه پرتاب موشك دور برد را تعميد داد و به آب انداخت. هزينه ساخت اين زير دريايي 2 ميليارد و دويست ميليون دلار شده و نام آن « تكزاس » است. چندي پيش هم زير دريايي تازه ديگري به نام « ويرجينيا » به آب انداخته شده بود.
برخي منابع روس گفته اند كه طبق قرار داد ژوئيه سال 1991 گورباچف ـ بوش قرار بود ساخت سلاحهاي استراتژيك دو كشور محدود شود و به همين لحاظ ما از تكميل دو ناو هواپيمابر دست برداشتيم و آنها به صورت آهن قراضه فروختيم ولي دولت آمريكا به آهنگ توليد تسليحات مخصوصا ساخت موشك ضد موشك، ناو هواپيما بر و زير دريايي شتاب بيشتري داده است؛ به همان گونه كه پس از انحلال پيمان ورشو نه تنها اتحاديه اتلانيك شمالي ( ناتو ) را منحل نكردند بلكه اعضاي سابق پيمان ورشو را هم بر آن افزودند. اينجاست كه ما روسها بايد نگران باشيم.

[External Link Removed for Guests]
زير دريايي تکزاس

[FONT=Times New Roman]تغيير سلطان در كشور سعودي 
[External Link Removed for Guests]
عبدالله در 81 سالگي
ساعت 2 بامداد اول اوت 2005 ملك فهد بن عبدالعزيز ال سعود كه از سال 1982 برجاي برادر متوفايش نشسته و سلطان شده بود در پي ابتلاء به چند بيماري و يك سكته خفيف در دهه گذشته در 82 سالگي درگذشت و برادر ناتني اش پرنس عبدالله 81 ساله بر جاي او نشست و پنجمين سلطان سعودي شد و برادر بعدي نيز وليعهد اعلام گرديد. كشور سعودي تنها كشور بزرگ جهان است كه نام يك خانواده بر آن گذارده شده است. اين كشور بدون پارلمان در سال 1932 استقلال يافته و نفت در نيمه دوم قرن بيستم آن را ثروتمند ساخته است.
طبق يك برآورد، يك چهارم ذخاير نفت جهان در زير شن هاي اين سرزمين قرار گرفته است. فهد كه درگذشت و برجاي برادرش خالد نشسته بود شهرت به دوستي با آمريكا و غرب داشت. در زمان او بود كه نيروهاي آمريكايي در كشور سعودي مستقر شدند. فهد همچنين در چند مورد به خواست آمريكا توليد نفت را تا به آن حد افزايش داد كه بهاي هر بشكه نفت خام به ده دلار رسيد كه روز فوت او (اول اوت 2005) 61 دلار بود.

[External Link Removed for Guests]
فهد

از: [External Link Removed for Guests]
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”