تاریخچه و تمدن باستانی خوزستان , سوزیانا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

تاریخچه و تمدن باستانی خوزستان , سوزیانا

پست توسط Mardaviz »

   
 [FONT=Times New Roman]تاریخچه و تمدن باستانی خوزستان , سوزیانا    [External Link Removed for Guests] 
تاریخچه و تمدن باستانی خوزستان , سوزیانا
(توضیح:نویسنده این نوشتار در ضبط برخی از نام های تاریخی اشخاص و مکان ها دچار اشکال شده و هم چنین نوشتار از نثر روانی برخوردار نیست،و از این روی از خوانندگان پوزش می طلبم،و بنده نیز به دلیل کمی وقت موفق به تنظیم و ویرایش کامل نوشتار نشدم. - مرداویز)

ای شهر خرمشهر ای خاک گهر خیز ای سینه پر آذرت از غصه لبریز
خاکت ببوسم خاک تو بوسیدنی شد گلهای خرمشهر من بوئیدنی شد
ای قله ایثار و محراب عبادت آی ای مقام شهر ای شهر شهادت
آوای اروند رود بشنو که شعر فتح خواند نخلت اگر سوزند برجا ریشه ماند
خورشید از خون سرزند بر خون نشیند تا شام بد فرجام دشمن را ببیند
سوی تو مرغان مهاجر با آیند بر آشیان سبز در پرواز آیند
با من بخوان شعر ظفر ای بندر سبز شب سر شد و آمد سحر ای بندر سبز

بانو سپیده کاشانی

نام خوزستان بر حسب کتیبه های مختلفی است که با اشکال گوناگون خطاب شده است . در دوره هخامنشیان در فهرست شهرهای ایران که به زبانهای یونانی - عیلامی - پارسی باستانی و بابلی از خوزستان به نام اواجیه - اوازیه - آواز - اوازن - هوج - خوج - سوز - هوز و . . . نامیده شده است . پس از اسلام خوز نامیده شد و به خوزستان که محل زندگی خوزی هاست مشهور شد . خوزستان داراي مردمي خونگرم - ميهمان نواز - باصفا و ميهن دوست است . سند چشم انداز اين واقعيت با سفري كوتاه ملموس است . دلاوري ها و از خودگذشتگي هاي مردم اين خطه در هشت سال نبرد نابرابر و شبانه روزي با دژخيم صدام حسين به شكل افتخار آميزي مشهود بود و به راستي مقاومت مردم اين خطه در تاريخ به ثبت رسيده است . در اين نبرد كه نوعي اتحاد جهاني در ضربه زدن به ايران زمين بود برگ زريني ديگري از حماسه آفريني ملت بزرگ ايران زمين در برابر استعمار و ظلم و ستم رقم خورد.

مردم خوزستان با مردم شيراز از ديدگاه آداب و رسوم و خصوصيات اخلاقي بسيار نزديك هستند . جمعيت كثير خوزستان را بختياري هاي آريايي تشكيل ميدهند ولي از اقوام مختلف ديگري همچون قشقايي ها - لرها – عرب ها و . . . نيز در آن جا سكونت دارند . گويش زيباي خوزستاني يكي از دل نشين ترين گويش هاي ايران محسوب مي شود . به گفته محقيق و ايران شناسان خوزستان يكي از مهم ترين احتمال هاي موجود است كه زادگاه كوروش بزرگ باشد . محققین بر اين باورند كه لرستان و خوزستان دو احتمال زادگاه كوروش بزرگ را تشكيل ميدهند كه خوزستان داراي احتمال قويتري است . از سوي ديگر به دليل آن كه پدر كوروش بزرگ هخامنشي كمبوجيه يا كابوزيا در سال 600 پيش از ميلاد پادشاه دادگستر ( ‌انشان ) خوزستان بوده است . از ديدگاه قوميتي خوزستان و ديگر شهرهاي جنوبي ايران بخشي از پارس هاي آريايي محسوب مي شود . ايران متشكل از اقوام مختلف است كه در برگيرنده :‌لرها - كردها – بلوچ ها – تركمن ها – آذري ها – تالشي ها - پشتوها – تاجيك ها – ارمن ها – گيلاني ها و . . . مي باشد . خوزستان نيز مانند ديگر شهرهاي ايران در طول تاريخ بزرگ تر از اكنون بوده است . در نقشه هاي تاريخي زير كه در كتب ايران شناسي جهان موجود است گستره شهرهاي ايراني ديده مي شود . متاسفانه با نگرشي به نقشه ايران كنوني شهرهاي اشغال شده ايران ديده مي شود :‌

[External Link Removed for Guests]
نقشه ايران بزرگ در زمان هخامنشيان ( 700 تا 330 پيش از ميلاد )

[External Link Removed for Guests]
نقشه ايران بزرگ در زمان اشكانيان ( 247 پيش از ميلاد تا حدود 220 پس از ميلاد )

[External Link Removed for Guests]
نقشه ايران بزرگ در زمان ساسانيان ( 226 تا 648 پس از ميلاد )

[External Link Removed for Guests]
نقشه ايران بزرگ در پس از اسلام - كتب عربي


"مقدسی جغرافی دان" ( ص 404) گفته است خوزستان از طرف کوهستان شامل شوشتر و بعد جندی شاپور و پس از آن عسکرمکرم و سپس اهواز و دورق است . در معجم البلدان یاقوت و زکریای قزوینی در آثار البلاد خوزستان یکی از مهم ترین شهرهای ایران نامیده شده است . که تاریخی بس کهن دارد .
"حمزه اصفهانی" از زبان ابن مقفع گفته است : زبان خوزی زبان پادشاه با محارم خود بوده و از دید نزدیکی به لهجه لری - شوشتری - دزفولی و پارسی بسیار نزدیک است .
مقدسی گوید : در سرزمین ایرانیان زبانی فصیح تر از خوزستانی ها نیست زیرا واژه های پارسی را به به مفردات عربی می آمیزند و قابل درک است .
"یاقوت حموی" از زبان ابوزید بلخی میگوید : مردم خوزستان هم پارسی می دانند و هم عربی و با خودشان به خوزی سخن میگویند که نه عبرانی است و نه سریانی .

ریشه و قومیت های موجود در خوزستان به شرح زیر است :
مهم ترین اقوام گذشته خوزستان ایلامیها بوده اند که دولتی مقتدر و بزرگ داشته اند . يكي گسترده ترين اقوام آريايي ايران بختياريها هستند كه جمعيت كثيري از خوزستان را امروزه پوشش ميدهند .
کیسی ها از اقوام خوزستانی است که استرابون و هرودوت نام خوزستان را مشتق شده از این قوم می دانند .
پراتاکین ها که به گفته استرابون جغرافی دان مشهور در خوزستان به زارعت و دامداری مشغولند .
اوکسی ها که به گفته استرابون در کوهستانهای خوزستان زندگی میکنند .
صائبیان که به گفته ابن ندیم و یاقوت حموی در خوزستان و عراق زندگی می کرده اند و به ستاره پرستی مشغول بوده اند .
هزاران یونانی در دوره هخامنشی پس از اسارت به خوزستان برده شدند و آنجا سکنی گزیدند و حاضر به برگشت به یونان نشده اند .
هندیان که به گفته حمزه اصفهانی بهرام گور عده ای زیادی از آنان را برای شاد کردن مردم ایران به ایران کوچ داده بود تا در شهرهای مختلف سکنی گزینند و به شاد کردن مردم بپردازند .
قبایل عرب که به خوزستان کوچ کرده اند . در کتاب ملکم جلد دوم ص 207 آمده است: برخی اعراب از بیابان های عربستان به کردستان و خراسان ایران کوچ کرده اند و سکنا گزیده اند . گروه دیگری از اعراب به بلخ و بخارا و افغانستان رفته اند و زندگی می کنند . در قم و کاشان نیز عده ای خود را عرب میدانند . بنا به نظر هتوم - شیندلر اعراب ایران بیش از 60 هزار خانوار می باشند . که عده شان بیش از 400 هزار نفر می باشد که پس از لشگر کشی های تازیان در سال 641 پس از میلاد به مناطق بهتر کوچ کرده اند .

شهرهاي مهم خوزستان
اهواز - آبادان - اميديه - آغاجاري - انديمشك - ايذه - باغع ملك - بندر امام - بهبهان - خرمشهر - دزفول - رامهرمز - شادگان - شوش - شوشتر - گتوند - مسجد سليمان - هفت تپه - هنديجان - الگو - ماهشهر .

[External Link Removed for Guests]
جشن ملي نوروز ايرانيان در آمريكا و پاس داري از مقام والاي خوزستان ايران زمين

 [FONT=Times New Roman]تاریخچه خوزستان   خوزستان پیش از اسلام
خوزستان محل یکی از پدیدآورندگان تمدن بشری در جهان محسوب می شود . یکی از تمدن های بشری در شش هزار سال پیش در خوزستان پایه گذاری شد و در حدود پنج هزار سال قبل شوش و مناطق اطراف آن را زیر نفوذ خود گرفت و خط در آنجا اختراع شد . الواحی که در شوش به دست آمده خوزستان را یکی از مراکز مهم تمدن جهانی نشان می دهد که با کشورهای اطراف روابط تجاری و سیاسی قوی داشته است . در پنج هزار سال پیش دولت ایلام در شوش به وجود آمد قدرت و عظمت آن پس از هزار سال به جایی رسید که کشورهای منطقه را به زیر فرمان خود برد و این شکوه و عظمت را بیش از دو هزار سال استوار نگاه داشت .


معبد زیگورات چغازنبیل خوزستان که تاریخی بیش از 3200 سال را نشان می دهد یکی از آثار برجسته جهانی و جزو میراث فرهنگی بشریت است که سازمان یونکسو آن را به ثبت خود رسانده است . در نهایت در سه هزار سال پیش، این حکومت پس از دو هزار سال فرمان روایی بر خاورمیانه به دست آشوریان رو به ضعف رفت و در سال 640 قبل از میلاد به دست پادشاه آشوربانی پال حکومت ایلام در هم شکسته شد .
در این دوره پیش از به قدرت رسیدن کوروش هخامنشی، پدر وی و نیاکان اش ( هخامنش بزرگ - چیش پش - کورش اول - کمبوجیه اول ) بر خوزستان و نواحی اطراف آن شاهی می کردند . مردم خوزستان شهرشان را در دوره باستان به نام های انزان - سوسوتکا - انشان - سوزیانا - می نامیدند . کوروش و نیاکان اش سال های بسیاری شاه سرزمین های انشان بودند . پس از انقراض آشوریان و حکم رانی اجداد کوروش بزرگ، خود وی در سالهای 559 تا 528 پیش از میلاد همه این نواحی را از حالت حکومت های کوچک و گروهی به زیر یک پرجم واحد و قدرت مند گردآورد که ایران بزرگ نام گرفت . داریوش بزرگ پس از کوروش هخامنشی در سالهای 522 تا 486 پیش از میلاد خوزستان را یکی از پایگاه های زمستانی حکومت خود قرار داد. کاخ داریوش بر فراز تپه شوش باستانی یکی دیگر از شکوه قدرت مند دولت هخامنشی است . شوش به گفته خاورشناسان برترین شهر متمدن جهان آن روز بوده است . خشایارشا پس از داریوش بزرگ بناهای را در شوش ساخت . که اردشیر دوم آنها را کامل نمود . کاخ آپادانا شوش یکی از برجسته ترین معماری های ایران است.

در کتیبه بیستون یادگار داریوش بزرگ که یکی از شاه کارهای تمدن جهانی است و به ثبت سازمان جهانی یونسکو هم در آمده است خوزستان به نام اراز یا اواجیه نامیده شده ا ست . در این متون مهم ترین – کهن ترین و معتبرترین شهرهای ایران زمین پس از ماد بزرگ ( عراق عجم و کردستانات ) و ماد خرد ( آذرآبایگان ) و پارس، نام خوزستان است .

بخش هایی از کتیبه جهانی بیستون داریوش بزرگ ( سالهای 522 تا 486 پیش از میلاد ) که نام خوزستان در آن موجود است :

بند 16 – داريوش شاه گويد : چون من گئومات مغ را کشتم پس از آن مردي آثرين ( آثرينا ) نام پسر او در خوزستان ( اووج ) برخاست . به مردم چنين گفت : من در خوزستان شاه هستم . پس از آن خوزيان نافرمان شدند . به طرف آن آثرين گرويدند . او در خوزستان شاه شد . و مردي بابلي ندئيت ب ئير ( نيدنيتوبل) نام پسر ائين ئير او در بابل برخاست . چنين مردم را بفريفت [ که ] : من نبوکدرچرپسر نبتون ئيت هستم . پس از آن همه مردم بابلي به طرف آن ندئيت ب ئير گرويدند . بابل نافرمان شد . او شاهي را در بابل گرفت.
بند 2 – داريوش شاه گويد : مادامي که من در بابل بودم اين [ است ] شهرهایی که نسبت به من نافرمان شدند . پارس ، خوزستان ، ماد ، آشور ، مصر ، پارت ، مرو ، ثت گوش ، سکاييه .
بند 2- داريوش شاه گويد : اين [ است ] آنچه من به خواست اهورا مزدا در همان يک سال پس از آن که شاه شدم کردم . 19 جنگ کردم . به خواست اهورا مزدا من آنها را زدم و 9 شاه دروغگو را گرفتم . يکي گئومات مغ بود . او دروغ گفت چنين گفت : من بردي ي پسر کوروش هستم . او پارس را نافرمان کرد . يکي آثرين نام خوزي . او دروغ گفت چنين گفت : من در خوزستان شاه هستم او خوزستان را نسبت به من نافرمان كرد .
يكي ندئيت ب ئير نام بابلي . او دروغ گفت چنين گفت من نبوکدرچر پسر نبون ئيت هستم او بابل را نافرمان كرد .
يكي مرتي ي نام پارسي . او دروغ گفت چنين گفت: من ايمنيش در خوزستان شاه هستم . او خوزستان را نافرمان كرد .


در کتیبه جنوبی شهر پارسه ( تخت جمشید ) اثر داریوش بزرگ خوزستان بر مادها نیز الویت داده شده و نام آن جلوتر از مادها ( کردستان و آذربایجان و عراق عجم ) آمده است . ولی در لوح سنگی یادگار خشایارشا هخامنشی که در سالهای 486 تا 465 پیش از میلاد شاهنشاهی می نموده است نام ماد بر عیلام الویت داده شده است . در نقش رستم آرامگاه شاهنشاهان هخامنشی نام خوزستان بعد از ماد ذکر شده است .

کتيبه داريوش بزرگ در نقش رستم
به خواست اهورامزدا این است شهرهایی که جدا از پارس متعلق به ایران است . من بر آنان حکم رانی کردم . آنچه از طرف من به آنان گفته شد آنرا کردند . قانون من است که آنان را نگه داشت : ماد - خوزستان - پارت - هرات - بلخ - سغد - خوارزم - زرنگ - رخج - ث ت گوش - گندار - هند - سکائیهای هوم نوش - سکائیهای تیز خود - بابل - آشور - عربستان - مصر - ارمنستان - کپد و کیه - سارد - یونان - سکائیهای ماورای دریا - سکودر - یونانیهای سپر روی سر - لیبیها - حبشیها - اهالی مک - کارائیها

در سال 331 پیش از میلاد توسط اسکندر گجستک به آتش کشیده شد و میراث و طلاهای حکومتی آن به تاراج رفت . در دوره اشکانیان خوزستان دارای اهمیت خاصی بود و پس از آنان در دوره ساسانیان شاهان ایرانی سدها و بناهای بسیاری در خوزستان ساختند . کشاورزی را گسترش دادند و در آبادانی شهر کوشش فراوان نمودند . بسیاری از ایلات و بیابان گردان خوزستانی در دوره ساسانی به شهر نشینی پرداختند و به حالت متمدن در آمدند . آبادانی خوزستان تا پیش از حمله اعراب به ایران زبان زد منطقه بوده است . در زمان شاهنشاهی شاپور اول ساسانی که در 20 مارس سال 242 پس از میلاد تاج گذاری کرد. نام خوزستان بر حسب الویت مقدم بر میشان و پس از پارس آمده است . این کتیبه به زبان پهلوی در کعبه زرتشت در نقش رستم پارس موجود است . در زمان ساسانیان خوزستان مهد دانش و تمدن به حساب می آمد و مرکزش جندی شاپور یا گندی شاپور بود که نام شه بانوی شاپور ساسانی می باشد . دانشگاه جندی شاپور یکی از مراکز تحصیلی جهان آن روزگار بود که از کشورهای مختلف در آنجا به تحصیل مشغول بودند . خوزستان در همه دوره های تاریخی چه دوره عیلامیان و چه در دوره هخامنشیان و چه پس از اسلام در برابر تجاوز بیگانگان ایستادگی کرد و در سرنوشت ایران نقش به سزایی داشته است .


[FONT=Times New Roman]خوزستان پس از اسلام  

متاسفانه خوزستان از سال 17 زیر یورش سهم گین اعراب قرار گرفت . مهم ترین قبیله تاراج گر عرب "بنی تمیم" نام داشت . "هرمزان" از خاندان کهن آریایی خوزستان بود . او لشگری را مهیا ساخت تا جلوی ارتش بدوی و ویران گر عرب را بگیرد . پس از رسیدن سپاه اسلام به "بازار خوزی ها" آنجا را تاراج نمودند و هرمزان در مناطق اطراف شکست خورد و حاضر به تسلیم شد . طبق قراردادی که منعقد شد مناطق "مهرگان کدک" و "هرمزاردشیر" در دست وی باقی ماند و او والی شهر شد و او یکی از باج گذاران مدینه شد . ولی قرارداد صلح چند ماهی دوام نیافت وهرمزان دست به شورش بر ضد اعراب زد . دوباره لشگری عازم شهر شد برای بار دوم قراردادی منعقد شد . ولی باز هم دوام نیافت و هرمزان مجبور به عقب نشینی به شوشتر گردید .

به گفته طبری بیش از 80 حمله به شوشتر برای نابودی هرمزان صورت گرفت .وی با هوادارانی که داشت به درون دژی قرار گرفت و مبارزه کرد . اعراب دژ را محاصره کردند ولی او حاضر به تسلیم نشد . در نهایت وی مجبور به درخواست امان نامه داد .و او رادست بسته به مدینه بردند . وی اولین سرداری بود که زنده تحویل خلیفه مسلمانان میشد . در نتیجه عمرابن خطاب به وی گفت که یا اسلام بیاورد و یا کشته شود . وی با پذیرفتن اسلام جان خود را حفظ کرد . عمر برای او خانه ای تهیه کرد و مقرری 2000 درهم در سال تائین نمود . بعدها که عمر ابن خطاب توسط فیروز نهاوندی این بزرگ مرد ایرانی هلاک شد، معلوم گشت هرمزان یکی از تهیه کنندگان این قتل بوده است هرمزان بعدها توسط عبیدالله پسر عمر ( به خون خواهی پدر ) کشته شد . از اموال شوشتر به هر سوار 3000 درهم رسید و هر پیاده 1000 درهم . این حوادث در سال 21 هجری روی داده است . پس از آن مغیره فرمان دار بصره شد و بعد از آن به آبادی موسوم به "بازار اهواز" حمله برد و فرمان دار انجا را ( دهکان بیرواز ) مجبور به صلح نمود . ولی صلح بعد از مدتی توسط ایرانیان نقض شد و جنگ شروع گشت . ابوموسا اشعری که بعد از او فرماندار بصره شده بود راه وی را ادامه داد و بازار اهواز و نهرتیری ( تیره رود ) را فتح نمود . در نتیجه روستا پس از روستا و رودی پس از رود گشوده شد و عجمان ( ایرانی ها ) از برابر آنان گریختند و مسلمانان زمین هایشان را گرفتند و از مجوسان ( زرتشتیان ) خراج گرفتند و یا به اسلام گرویدند و یا مبارزه کردند و کشته گردیدند . شویس عدوی درباره غارت ايران توسط سپاه اسلام روایت کرده است :

مسلمانان به اهواز لشگر کشیدند و در آنجا مردمانی از " جتها " و " اساوره " حضور داشتند . با آنان با دش واری جنگیدند و نبرد سختی در گرفت . ولی آنان ( ایرانیان ) شکست خوردند و افراد زیادی را به اسارت گرفتیم و زنان و دخترانشان را بین خودمان تقسیم کردیم . سپس ابوموسا به میان آذر ( مناذر ) لشگر کشید و با ایرانیان آنجا وارد نبرد شد . جنگ سختی درگرفت . "مهاجر ابن زیاد حارثی " برادر ربیع بن زیاد که روزه دار بود وارد جنگ شد . سلاحی بر دست گرفت و آماده شهید شدن گشت . او در نبرد با ایرانیان کشته شد و مردمان آنجا سرش را بریدند و در سردرب کاخشان در شهر آویزان کردند . سپس ابوموسا - ربیع ابن زیاد را برای جنگ با شهر مناذر مامور کرد . ربیع ابن زیاد با لشگرش وارد شهر شد و تمام سکنه ای که قادر به جنگ بودند که اکثرا مردان بودن را کشت و زنان و کودکان را به اسارت گرفت . در نتیجه "مناذر کوچک" و "مناذر بزرگ" دو شهر مهم عراق که زیر نظر پادشاه ایران بود و ایرانیان در آنجا سکنا گزیده بودند توسط مسلمانان فتح شد . سپس ابوموسا به شوش در خوزستان لشگر کشید و با مردمان اش جنگ را آغاز کرد . ایرانیان شوش به نبرد پرداختند و ابوموسا آنقدر شهر را محاصره نمود تا قحطی در شهر آمد و غذا و آب سکنه به اتمام رسید . سپس ایرانیان درخواست امان کردند و از سر صلح وارد شدند . مرزبان شوش درخواست امان نامه برای 80 نفر از سکنه شهر داد که نام خودش در لیست نبود . ابوموسا آن 80 نفر را بخشید ولی گردن مرزبان شوش را از بدن جدا کرد و به جز آن 80 نفر کلیه مردان شهر را بکشت و اموال و زنان آنجا را به اسارت گرفت . بعد از آن ابوموسا با مردم رامهرمز قرارداد باج سالیانه بست که مبلغ 900 هزار درهم به مسلمانان پرداخت کنند . بعد از اتمام زمان قراداد وی " ابومریم حنفی " را به جنگ با آنان روانه ساخت زیرا مردمان کفر ورزیده بودند . ایرانیان مقابله نمودند ولی درنهایت لشگر اسلام با قوه قهریه آن شهر را فتح کردند . بعد از آن شهر "سرک" مثل رامهرمز قرارداد باج سالیانه به مسلمانان را نقض کردند و از دادن باج سرباز زدند . پس " حارثه این بدر غدانی " مامور جنگ با مردمان شهر شد و با لشگری عظیم راهی شهر شد . ولی او نتوانست شهر را بگشاید .

پس از "عبدالله ابن عامر" کمک خواست و او با لشگری راهی شد و شهر را با قتل مردمانش فتح نمودند . سپس ابوموسا اشعری به شوشتر در خوزستان لشگر کشید . دشمن ( ایرانیان ) نیروی بسیاری در شوشتر آماده کرده بود تا درب ورودی شهر را ببندد و مبارزه کند . اشعری به عمر ابن خطاب خلیفه و امیرالمومنین آن زمان نامه داد و درخواست مدد کرد . سپس عمر ابن خطاب از "عمار ابن یاسر" کمک خواست . او "جریر ابن عبدالله بجلی" را مامور شوشتر کرد مردم شوشتر با سختی و مشقت بسیاری با آنان جنگیدند و کشته های بسیاری داده شد . ولی در نهایت مسلمانان وارد شوشتر شدند و چون سکنه ایرانی شهر - مسلمانان را در شهر دیدن برای آن که زنان و فرزندانشان به دست مسلمانان نیافتد آنان را در چاه انداختند . در آخر شوشتر مجبور به صلح شد . ولی چندی نگذشت که سر عصیان برافراشت و مسلمانان دوباره به آنجا حمله ور شدند . جنگجویان ایرانی را کشتند و زنانشان را به اسارت برداشتند . سپس ابوموسا به جندی شاپور در خوزستان لشگر کشید . مردم شهر نتواستند مقابله کنند و درخواست صلح دادند . ولی بعد از مدتی شوریدند و در نتیجه "ابوموسا ربیع ابن زیاد" به شهر حمله ور شد و آنان را کشتار نمود سپس "ایذه" پس از جنگی سخت و طولانی گشوده شد و به دست مسلمانان افتاد . بدین گونه خوزستان پس از سال ها نبرد با مسلمانان عرب اسلام آورد و به زیر باج های خلیفه عرب در آمد . اعراب که از مقاومت ایرانیان خوزستان به تنگ آمده بودند در چندین جا از مردم خوزستان شکایت می کنند من جمله ابن مسعود که از صحابه حضرت محمد بوده است میگوید : از خوزی زن نگیرید زیرا آنان بی وفا هستند و از مردش دوری کنید .

در دوره صفویه حکومت خوزستان در دست مشعشعیان بود که نخست در اطراف هویزه و سپس در سایر نقاط مسلط شدند . با انقراض صفوی ها خوزستان به اشغال افغان ها در آمد . پس از این حرکت نادر راهی خوزستان شد و سپاه افغان را شکست داد و آنها را بیرون راند و پس از مدتی شروع به آباد نمودن خوزستان نمود . سد میزان یکی از بناهای نادر در خوزستان است . پس از نادر این شهر دچار قحطی و خشک سالی شد و رو به ویرانی رفت . سد میزان شکسته شد و اختلافات داخلی و قبیله ای سر گرفت . کریم خان زند برای سرکوب شورش های داخلی به خصوص قبیله بنی کعب راهی خوزستان شد . در دوره قاجار خوزستان به دو قسمت تقسیم شده بود . قسمت شمالی در دست میرزا محمد علی دولتشاه و قسمت جنونی در دست حکم ران ایالت پارس .

در زمان فتح علی شاه پسرش خوزستان را ضمیمه کرمانشاهان کرد و جزوی از آن شد و سدهای ویران را تعمیر نمودند . در این دوره بود که بسیاری از مردم خوزستان با آمدن بیماری وبا و طاعون جان باختند .


اشغال خوزستان توسط انگلیسی ها
پس از فتحلیشاه قاجار خوزستان به دلیل ثروت های طبیعی اش چشم طمع بیگانگان را به خود دوخت . در سال 1273 قوای کشور متجاوز انگلستان وارد خوزستان شد و هرج و مرج گسترش یافت . تا سرانجام توسط دولت قاجار با اعزام رجال و حکمرانهای مختلف به خوزستان کمی آرامش و نظم حاکم شد . در سال 1305 حسین قلی خان نظام السلطنه به حکومت بختیاری های خوزستان در آمد و در بهبود شهر کوشش نمود . در سال 1888 میلادی انگلستان امتیاز کشتیرانی در رودخانه کارون را از ناصرالدین شاه قاجار گرفتند و شروع به جولان دادن در آب های گرم سرزمین آریایی خوزستان کردند . یکی از بزرگ ترین فتنه های انگلیس ها و آمریکایی ها در خوزستان توطئه شیخ خزئل معلون بود . این حرکت ننگین در تاریخ ایران به دست رضا شاه پهلوی خنثی و ریشه کن شد . خزئل و یارانش برای تجزیه خوزستان و گسترش حکومت های ملوک الطوایفی در ایران کوشش کردند تا بیگانگان برای استعمار و استثمار این کشور و مردمان آن با دستانی باز اقدام نمایند که خوشبختانه به دست رضاشاه پهلوی و با ایجاد یک ارتش منظم و قدرتمند نابود گردید . شادروان ملک الشعرای بهار در سروده ای ماندگار به نام نفرین بر انگلستان این پیر شوم استعمار پرده از خیانتهای این اهریمن جهانی برداشته است :
ننگ تاریخ بر انگلستان باد
انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی
ز آسیا آواره گردی وز اروپا پا شوی
چون به یاد آری ز آبادان و کشتی نفت
موج زن از شور دل مانند دریا شوی
خطه بحرین را سازی به ایران مسترد- (بحرین توسط انگلستان از ایران تجزیه شد)
بی نصیب از غولگاه لولو لالا شوی
عشق بلع نفت خوزستان و موصل را به گور
برده و آواره از دنیا و مافیها شوی
هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور
از میان بردی اش تا خود در جهان آقا شوی
عهد بستی بی طرف مانی تو در کار هرات- ( هرات بخشی از ایران بود که توسط انگلستان جدا شد)
چو پسندیدی که ناگه بر سر حاشا شوی ؟
آتش جنگ عمومی را نمایی شعله ور
قتل میلیون ها جوان را علت اولی شوی

شادروان ملک الشعرای بهار


شهرهای باستانی خوزستان
ابواسحق ابراهیم اصطخری جغرافی دان مشهور در کتاب مسالک الممالک ( ص 90 تا 95 ذکر دیار خوزستان ) شهرهای و مکان های مهم خوزستان را به شرح زیر نوشته :
هرمزد اردشير= اهواز
رام اردشير = رامشير در اهواز
رام هرمزد = رامهرمز در اهواز
دژپل = دزفول
وه انتيوك شاپور = گندى شاپور یا جندی شاپور
شوش اير كرت = شوش ساخته شده توسط ايرانى ها
ايران خوره كرت شاپور = شهرى در نزديكى شوش
ايران آسان كرت كواذ = شهرى در نزديكى شوش
سوسن كرت = سوسنگرد
شادگان ، دشت ميشان = دشت آزادگان
مهروبان = ماهشهر شادروان شوشتر
شادروان دژپل
بند شاپورى يا خدا آفريد در هرمزد اردشير
نام برخی پلهای مشهور باستانی خوزستان
پل كسرى در اطراف بهبهان
پل دختر ارجان در اطراف بهبهان
پل آب شور يا اوسور دزفول


[FONT=Times New Roman]پیرامون شهر آبادان و وجهه تسمیه آن 
آبادان از شهرهایی است که پس از اسلام ساخته شده است و نام اش از عبادان گرفته شده . منسوب به عبادابن الحصین حبطی است که در روزگار حجاج بن یوسف ثقفی می زیسته . بلاذری می نویسد چون زمین این شهر در دست حمران بن ابان غلام عثمان بوده است و حمران آن را به عباد بخشید بدین جهت عبادان نام گرفت . تاریخ نشان داده است که پس از یورش اعراب به ایران شهرهای کشورمان به عنوان هدیه و غنیمت بین اعراب تقسیم می شده است . پس از نام گذاری عربی بر روی شهر ،مردم و دولت های وقت به مرور زمان جهت ایرانی کردن هویت آبادان «ع» عبادان را به الف پارسی تبدیل کردند و عبادان به آبادان تغییر نوشتاری کرد .
کلبی نوشته است اولین کسی که در آنجا ( آبادان ) به تخت نشست عباد ابن الحصین حبطی بوده است و به همین جهت عبادان نامیده شد .
اصطخری در ص 32 آورده است : در عبادان قلعه ها و دژهایی ساخته شده تا از یورش مردم قطر و سواحل خلیج فارس بدان جا جلوگیری شود تا دزدان دریایی نتوانند وارد شهر شوند .
ابن بطوطه در صفحه 139 آورده است عبادان دهی بزرگ است که شوره زار می باشد و آبادانی در آنجا نیست جز مساجد برای صالحان.
ناصرخسرو قبادانی در سال 443 هجری قمری از خوزستان عبور کرد و در سفرنامه اش در صفحه 134 آورده است : جانب جنوبی عبادان خوردریای محیط است که چون مد باشد تا دیوار عبادان آب گیرد و چون جزر کم شود از دو فرسنگ دور شود .
یاقوت حموی در صفحه 219 جلد هشتم کتابش نوشته است میان روزان یعنی وسط النهار و آن جزیره ایست در پایین بصره که عبادان در آن قرار دارد . رود دجله دو طرف آنرا فرا گرفته است و به دریای پارس ( خلیج فارس ) می ریزد و یک شاخه آن راه کسانی است که به بحرین و کشورهای عرب می روند . شاخه دیگر راه کسانی است که عازم کیش و خاک پارسیان هستند . در عبادان نخلهای بسیاری است .
[FONT=Times New Roman]
پیرامون اهواز و وجهه تسمیه آن
 

اهواز در زمان ساسانیان هرمزداردشیر نام داشته است . نام خود اهواز از واژه اوزایا(اوجاما ) گرفته شده است . مهم ترین سند این گفته کتیبه داریوش بزرگ در بیستون کرمانشاهان است که به راستی اگر امروز نبود معلوم نبود بیگانگان چه سواستفاده هایی از شهرهای آریایی ما می کردند و برای خود سند سازی جعلی و عربی می کردند.. علاوه بر بیستون در نقش رستم کتیبه ای وجود دارد که از واژه "خواجا" نام برده شده است . حمزه اصفهانی نیز گفته است : اردشیر بنای آبادانی شهر اهواز را گذاشت و فرمان به ایجاد دو شهر مهم داد که یکی مقر اشراف و بزرگان ایران است و دیگری محل بازاریان و تجار ایران که به زبان پهلوی هوجستان واجار ( خوزستان بازار ) گفته می شود . بنای اصلی شهر اهواز بسیار کهن تر از ساسانیان است . احتمال بسیار به زمان ایلامیان بر میگردد . زیرا شهری مهم در زمان ایلامیان ساخته شده بود که در حومه اهواز کنونی است به نام اوکسن .
اهواز بر طبق تمامی اسناد باستانی از واژه اوزیا یا اوجیا گرفته شده است ولی یاقوت حموی به اشتباه اهواز را از جمع هوز عربی دانسته است و از مردمان اهواز به بدی یاد کرده است که بدون شک فاقد ارزش تاریخی است . در کتیبه 2500 ساله بیستون از اهواز به نام اوزا یا اواجا نام برده شده است که محکم ترین سند بر این واقیعت آریایی است .

سمعانی دریاره اهواز نوشته است
اهواز یکی از شهرهای مشهور ایران است که دانشمندان و بزرگان و بازرگانان بسیاری در آن زندگی میکنند . ولی اکنون نیم بیشتر اهواز ویران است . پیرامون ویرانی اهواز دلایل گوناگونی وجود دارد . بروز چندین باره ی بیماری طاعون و وبا در گذشته به دلیل گرمای زیادش . شکسته شدن سد شادروان کهن و قحطی آب در آن جا .
بهبهان نیز از شهرهای باستانی خوزستان است که نام گذشته اش ارجان بوده است . حمزه اصفهانی می نویسد ( ص 39 ) ارجان ( بهبهان) توسط شاه قباد ساخته شد . مقدسی نیز میگوید ( ص 421 ) : ارجان ولایتی است که بس مهم که پر از نخل و انجیر و زیتون است . یاقوت حموی می گوید: فارسیان نخستین کسانی بودند که ارجان را ساختند . قباد پسر فیروزه در زمانیکه ملک را از جاماسب پس گرفت و با رومیان جنگید پس از آن امر کرد شهری در میان پارس و خوزستان بنا کند .
ابن منشاد مي‌نويسد: «اهواز شهر بزرگي است، مردمش زرتشتي و مسلمان و انبار کالاها و فرآورده‌هاي خوزستان شکر، بافته‌هاي پشمي، جامه‌هاي ديبا، پارچه‌هاي کنفي و ديگر محصولات را از همه شهرهاي ايران به اهواز مي‌آورند و از اين شهر و به وسيله کشتي از راه خليج فارس به هندوستان و چين و از راه بصره و عراق و اصفهان به ساير کشورهاي جهان حمل مي‌کنند. بازرگانان و سوداگران و بيگانگان در اين شهر سود بسيار مي‌برند. نام اهواز با کالاهاي شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگي موصوف بود و به همين جهت عرب‌ها اين شهر را «سوق‌الاهواز» ناميده‌اند».

مکان هاي ديدني شهر اهواز:
1- ساحل زيباي رود خانه بزرگ کارون
2- باغ پرندگان
3- اولين پل ايران(پل سفيد)
4- پارک جنگلي گمبوئه
5- دومين پل کابلي ايران و خاورميانه
6- خانه ماپار
7- دانشگاه ادبيات معروف به سه گوش
8- دانش سراي مقدماتي پسران متعلق به دوره پهلوي اول (در سال1314 )


گورستان زرتشتيان – اهواز
در کوهستان هاي خاور اهواز دخمه هاي در دل کوه تراشيده شده اند که مدفن زرتشتيان اهواز دردوران پيش از اسلام بوده است
وضع موجود دخمه ها چنين مي نمايد که آن ها ابتدا معبد بوده اند وبعدها به مدفن مرده گان تبديل شده اند. نظير اين دخمه ها در کوه هاي شوشتر و رام هرمز ديده مي شوند.


[External Link Removed for Guests]
کاشی لعاب دار کشف شده در شوش خوزستان متعلق به دوره پیش از شاهنشاهی هخامنشیان 600 پیش از میلاد

[FONT=Times New Roman]چغامیش خوزستان شهر پنج هزار ساله ایران زمین  
چغامیش در پناه کوه زاگروس و حاشیه شمالی شوش در میان رودخانه آب دز و کارون واقع شده است . کوزه ها و آثار باستانی بسیاری از این محل به دست آمد که نشان از قدمت آن دارد . موئسسه شرق شناسی شیکاگو در سالهای 1961 تا 1966 میلادی عازم این منطقه شدند که با کشف آثاری گزارش از شهری باستانی دادند . این گروه و گروه های بعدی که عازم منطقه شدند با شگفتی تمام از فرهنگ و تمدنی نام بردند که به 8 هزار سال پیش باز میگردد و تاکنون ناشناخته بوده است . نقاشی ها و تصاویر اژدها و حیوانات آن با حکاکی زیبا صورت گرفته است . سطح شهر باستانی چغامیش در حدود 16 هزار هکتار می باشد . آثار بدست آمده نزدیک به تمدن بین النهرین بوده ولی با تغییراتی که در آن انجام شده نشان از نقوش باستانی و هویت ایرانی آن دارد . که شبیه به دشت باستانی پاسارگاد دارد . نقاشی هایی از گروهی مرد در این شهر بدست آمده که با پاهای نزدیک به هم به تصویر کشیده شده . باستان شناسان این تصویر را نمونه ای از گروه های نظامی شبه ارتشی برای دفاع از منطقه دانسته اند .

[FONT=Times New Roman]شهر سلطنتی و تاريخی شوش 
اين شهر در ردیف اولين شهرهای متمدن دنيا شناخته شده است . این شهر متجاوز از نیم قرن است که خاورشناسان و باستان شناسان فرانسوی و آلمانی را در خود راه داده است و آنان مشغول بررسی و کشف واقعیت های ایران هستند . این کاوش نیم قرنه در جهان بی سابقه و مهم شناخته شده است . خرابه های شوش در میان دشت وسیع و باشکوهی از نظز جغرافیایی قرار دارد . که ادامه دشت بین النهرین است و بر فراز چهار تپه مرتفع میباشد ( در جنوب غربی ایران) . این دشت در حدود چهار کیلومتر وسعت دارد . 4000 هزار سال پیش از میلاد مسیح مردم فلات ایران از خشک شدن تدریجی دشت شوش استفاده کرده و از دره های مرتفع مشرف بر آن برای سکونت در دشت شوش استفاده نمودند . از آن پس 5000 سال متمادی شوش نامزد ایفای نقش مهمی در زندگی سیاسی و اجتماعی ایران بوده است . میسیون فرانسوی که پیشرفت تمدن از ابتدا تا کنون را قدم به قدم دنبال نموده است میگوید :

" در حدود 3000 سال قبل از میلاد مسیح امر تجارت و پیدایش خط و نوشتن کتاب یعنی شگفت انگیز ترین اختراعات بشری در جنوب ایران تحقق یافته است . در شوش زندگی شهر نشینی جالبی شکفته و این شهر به صورت پایتخت نیرومند امپراطوری های عیلام که تمدن آن مخلوطی از تمدن دولتهای سومر و آکاد بود و هم چنین امپرانوری هخامنشیان قرار گرفت . در دل خاک های شوش ده ها کتیبه و نبشته های تاریخی توسط فرانسویان به دست آمد که در مورد مذهب و جنگ های تاریخی و تمدن بشری سخن گفته است و امپراتوری عیلامی ها را در هزاران سال پیش اثبات نمود . تمدن شوش در کنار اولین تمدن های بشری بابلی و آشوری قرار دارد . ارتش پیروزمند عیلامیان فتوحات بسیاری را در غرب و شمال انجام دادند . عیلام رقیب سرسخت آشور بود و سرانجام در اثر ضربات سهمگین پادشاه آشور " آسوربانی پال " در هم کوبیده شد و کل شهر طعمه حریق ارتش آشوریان گشت آشوریان که به منتهی قدرت و جلال رسیده بودند 30 سال پس از شکست عیلامیان از هم پاشیده شدند و نینوا پایتخت آن به سرنوشت شوش دچار گشت . بعد از عیلامیان داریوش کبیر که از جان و دل پایتخت تازه اش در شوش را دوست میداشت کاخ های باشکوهی در خرابه های عیلام بنا نهاد . در حال حاضر در موزه لوور فرانسه سرستونهای زیبایی به شکل گاومیش و هم چنین صفحات گلین مینا کاری شده و هم چنین نقش سربازان گارد شاهنشاهی ایران ( گارد جاوید ) که از شوش بدست آمده است قرار دارد .

پس از شاهنشاهی پر افتخار هخامشیان اسکندر شوش را از اهداف مهم خود قرار داد و تصمیم به فتح آن گرفت . وی شوش را کاملن تصرف کرد و غنائم بسیاری از آنجا بدست آورد . وی پس از بازگشت از هند با ارتشی نیرومند به شوش رفت و مدتی در آنجا به سر برد . همان جا دختر داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی را به همسری برگزید و در شوش مراسم باشکوهی از عروسی خود بر پاکرد . در شوش عده زیادی از سربازان یونانی دختران ایرانی را به همسری برداشتند و در آنجا اتحادی بین دو دنیای غرب و شرق رقم خورد . "مرگان" و جانشینش "کنت دومکنم"متونی شگفت آور به زبان های عیلامی – بابلی – فرس قدیم یونانی و پهلوی از شوش به دست آوردند.
"
برگرفته از آثار باستانشناسان مشهور : " بازن" و "امیل بنو نیست" از استادان کلژدوفرانس

[External Link Removed for Guests]
نمایی از نخستین تصفیه خانه آب دنیا در شوش

[External Link Removed for Guests]
تصفيه خانه آب چغازنبيل
اين محل بعنوان نخستین و کهن ترین تصفيه خانه آب جهان شناخته شده است که جهت آب شرب شهر دورانتاش. با توجه به قابل شرب نبودن آب دز اين محل ايلاميان با استفاده از يک کانال ۴۵ کيلومتری آب را از رودخانه دز به آنجا منتقل ميکردند . اين کار با استفاده از قانون ظروف مرتبط و ملاط قير طبيعی که بعنوان ملاط ديوارهای آجری در جداره کار گذاشته شده آب را تصفيه می نموده است.
[External Link Removed for Guests]

[FONT=Times New Roman]معبد چغازنبيل  (زيگورات - قلعه آتش )
نام باستانی آن دور اونتاش می باشد . نام شهری که در پايان هزاره دوم قبل از ميلاد توسط اونتاش نپيريشا پادشاه ايلامی ساخته شد است . اين پادشاه در قسمت مرکزی شهر معبدی مطبق که در آن زمان ذيقورات ناميده ميشده بنا می کند . . اين معبد رفيع و سه طبقه به اينشوشيناک و نپيريشا که از خدايان بزرگ ايلامی بودند اهدا گشته بود. محوطه صحن ذيقورات توسط ديواری احاطه گشته است
خارج از محوطه اين معبد بزرگ کاخ ها و آرامگاه ها خانواده شاهی در منتهی اليه زاويه شرقی شهر بنا گشته است . به غير از دو ديوار نامبرده حصاری قطور تمامی شهر را محصور کرده است که مجموع طول آن حدود ۴ کيلومتر ميباشد . دور تا دور معبد با آجرهای پخته شده پوشيده شده است که اين آجرهای با خط ميخی زندگی پادشاه را توصيف کرده است . درهای چوبی معبد و کاخها با قطعات شيشه ای تزئين می شده اند
يکی ديگر از شگفتی های اين معبد آن است که در پشت معبد در روی زمين جای پای انسان ( کودکی ) نقش بسته است که بعد از گذشت بيش از 5300 سال هنوز پابرجاست . محققين گفته اند در هنگام ساخت و آن زمانی که آجرها نرم بوده است انسانی پا گذاشته است . اين جای پا واقعا ديدنی است.


[External Link Removed for Guests]
[FONT=Times New Roman]هفت تپه  
مجموعه تاريخی هفت تپه يکی ديگر از شگفتی های تمدن ايران ميباشد . اين مجموعه مربوط به دوره ايلامی ها ميباشد که بين سالهای ۱۵۰۵ تا ۱۳۵۰ قبل از ميلاد ساخته شده است . به اعتقاد کارشناسان نام ايلامی اين منطقه کاپی ناک بوده است . اين مجموعه شامل آرامگاه تپتی آهار پادشاه ايلامی - آرامگاه دسته جمعی ۲۳ نفری - حياط معبد - سکوی قربانگاه حيوانات به خدای خود و پرستشگاه ها ميباشد . اين مکان ( آرامگاه تپتی آهار) به عنوان نخستین و کهن ترین طاق هلالی جهان معرفی شد.

[FONT=Times New Roman]مجموعه کاخ های آپادانا از زمان داريوش بزرگ  
مجموعه کاخ های هخامنشی شوش توسط داريوش کبير در سال ۵۲۱ قبل از ميلاد ( ۲۵۲۶ سال پيش ) بر پا گشت . اين مجموعه شامل کاخ آپادانا - دروازه - ديوارخانه و بخش های ديگر است. آپادانا ( تالار ستوندار ) سه ايوان ۱۲ ستونی و يک تالار ۳۶ ستونی با ارتفاع ۲۲ متر می باشد . ديوارها از خشت و ايوانها با آجر مينايی ( لعابدار منقوش ) مزين شده بود . در زمان اردشير اول دچار حريق گشت و اردشير دوم آنرا بازسازی کرد . مدت ۲۰۰ سال شوش ( در جنوب غربی ايران ) مرکز سياسی ايران و سرزمين های تحت فرمانروايی هخامشيان بود که اين کشورها شامل بيش از ۲۵ کشور بوده است . سرانجام در سال ۳۲۳ قبل از ميلاد در يورش اسکندر مقدونی ويران شد . در اين مکان کتيبه های به زبان بابلی - ميخی و فارسی باستان کشف شد.

[External Link Removed for Guests]

[FONT=Times New Roman]کاخ شبيه سازی شده خشايار شاه 
اين کاخ با الهام از اقتدار و عظمت شاهان ایران و سيستم بنا کردن کاخها يشان توسط فرانسويان در حدود 100 سال پيش در کنار کاخ داريوش بر فراز تپه ای که از چند کيلومتری به واضح مشخص ميباشد بنا گشت . اين مکان با عظمتی باور نکردنی و معماری فوق العاده ساخته شده که کاملا سالم و زيبا پا برجا می باشد.

[FONT=Times New Roman]لیست برخی آثار کهن و ارزشمند خوزستان  
مربوط به دوران محل بنا نوع بنا ثبت ملی نام بنا ردیف
شاهنشاهی ساسانی آسک آثاری از شهرهای باستانی ایران 42 آسک 1
شاهنشاهی ساسانی اهواز آثاری از شهرهای باستانی ایران 43 ویرانه های شهر قدیم اردشیر بابکان 2
شاهنشاهی ساسانی بهبهان آثاری از شهرهای باستانی ایران 44 خرابه های ارجان 3
شاهنشاهی ساسانی رامهرمز آثاری از شهرهای باستانی ایران 45 آثار دورک 4
شاهنشاهی ساسانی شوشتر آثاری از شهرهای باستانی ایران 46 شهر باستانی جندی شاپور 5
شاهنشاهی ساسانی شوش کاخ 47 ایوان کرخه 6
شاهنشاهی ساسانی هندیجان آثاری از شهرهای باستانی ایران 48 آثار هندیجان 7
شاهنشاهی ساسانی ایذه آتشکده ایرانیان 49 آتشکده 8
شاهنشاهی ساسانی رامهرمز بنا باستانی 50 طاق نصرت 9
مربوط به 4500 سال پیش به این رو هفت تپه در نزدیکی شوش آثار و آرامگاه شاهان عیلامی 51 تپه های باستانی هفتپه 10
شاهنشاهی ساسانی شوشتر سد باستانی 78 بند قیصر 11
شاهنشاهی ساسانی دزفول پل باستانی 84 پل ساسانی 12
عیلامی و ساسانی ایذه نقش برجسته 133 حجاریهای سنگ کوه 13
شاهنشاهی اشکانی و ساسانی مسجد سلیمان آتش 300 آتش کده مسجد سلیمان 14
شاهنشاهی ساسانی خیر آباد آتش کده ایرانیان 371 آتش کده چهار طاقی 15
شاهنشاهی ساسانی میدان نفت آتش کده ایرانیان 372 آتش کده میدان نفت 16
شاهنشاهی اشکانی و ساسانی دستوا ویرانه های باستانی شهر 421 شهر قدیم دستوا 17
عیلامی نزدیکی هفت تپه معبد دینی و بزرگ منطقه 895 معبد باستانی زیگورات 18
شاهنشاهی هخامنشی شوش کاخ سطلنتی داریوش بزرگ - کاخ آپادانا 19



لیست برخی آثار کهن و ارزش مند خوزستان
[External Link Removed for Guests]

از:اقلام دات کام
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”