کجاييد ای شهيدان خدايی
بلاجويان دشت کربلايی
کجاييد ای سبکروحان عاشق
پرندهتر ز مرغان هوايی
کجاييد ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشايی
کجاييد ای ز جان و جا رهيده
کسی مر عقل را گويد کجايی؟
کجاييد ای در زندان شکسته
بداده وامداران را رهايی
کجاييد ای در مخزن گشاده
کجاييد ای نوای بینوايی
در آن بحريد کين عالم کف اوست
زمانی بيش داريد آشنايی
کف درياست صورتهای عالم
ز کف بگذر، اگر اهل صفايی
برآ، ای شمس تبريزی ز مشرق
که اصلِ اصلِ اصلِ هر ضيايی

شیرمرد ایرن زمین اتش خشم خود رو نثار بعثیون غاصب میکند


پاکی و صداقت را فقط اینجا در دیار عشاق می توان یافت


اسوده بخواب فرشته اسمانی


جنگ نابرابر تا اخرین قطره خون

