خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه مباحث مرتبط با حماسه و حماسه آفرینان نيروي هوايي ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2875
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۳:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: DE - CZE
سپاس‌های ارسالی: 39753 بار
سپاس‌های دریافتی: 34089 بار
تماس:

خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط CAPTAIN PILOT »

 تصویر 

خبرگزاري فارس: امير خلبان لشكري باسابقه‌ترين آزاده ايراني كه مدت 18 سال در زندانهاي عراق بود، شب گذشته به ديار باقي شتافت.

به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، امير خلبان آزاده حسين لشكري سيدالاسراء نيروي هوايي ارتش به جمع همرزمان شهيدش پيوست.

اميرحسين لشكري متولد 1331 در يكي از شهرهاي استان قزوين به دنيا آمد و در تير ماه 1356 با درجه ستوان دومي خلباني فارغ‌التحصيل شد و در يگان‌هاي نيروي هوايي دزفول، مشهد و تبريز دوره شكاري را تكميل كرد.
با آغاز جنگ تحميلي به خيل مدافعان كشور پيوست و پس از انجام 12 ماموريت، هواپيماي وي مورد اصابت موشك دشمن قرار گرفت و در خاك دشمن به اسارت نيروهاي بعثي عراق درآمد.

در سه ماهه اول دوران اسارت در سلول انفرادي بود و پس از آن در مدت 8 سال در كنار 60 نفر از ديگر هم‌رزمان در يك سالن عمومي و دور از چشم صليب سرخ جهاني نگهداري مي‌شد اما پس از پذيرش قطعنامه وي را از ساير دوستان جدا كردند كه دوران اسارت انفرادي وي 10 سال طول كشيد.

امير لشكري سرانجام پس از 16 سال اسارت به نيروهاي صليب سرخ معرفي شد و دو سال بعد در 17 فروردين 1377 به خاك مقدس وطن بازگشت.
  When once you have tasted Flight, you will forever walk the earth with your eyes turned skyward, for there you have been and there you will always long to return
 

[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط yasermym »

اطلاعيه نيروي هوايي ارتش:
 
[HIGHLIGHT=#d7e3bc]مقام معظم رهبري شهيد لشكري را سيدالاسرا ناميدند   
 
خبرگزاري فارس: نيروي هواشش ارتش با صدور اطلاعيه‌اي، شهادت امير خلبان لشكري جانباز 70 درصد اين نيرو را تبريك و تسليت گفت.  

 تصویر 



به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط‌ عمومي نيروي هوايي ارتش، متن اين اطلاعيه بدين شرح است:
امير سرلشكر خلبان لشكري جانباز 70 درصد نيروي هوايي ارتش كه با تحمل 18 سال اسارت دشمن بعثي و مقاومت جانانه در برابر تهديد و تطميع و شانتاژ رژيم بعث عراق، پيروزمندانه به ميهن اسلامي بازگشت و در بدو ورود در ديدار صميمانه با فرماندهي معظم كل قوا ضمن تجديد بيعت با معظم له مفتخر به لقب سيد‌الاسراي ايران از سوي رهبر معظم انقلاب گرديد. پس از سالها تحمل رنج و آلام ايام اسارت بامداد روز دوشنبه 19/5/88 در بيمارستان لاله تهران به درجه رفيع شهادت نائل آمد.
امير خلبان حسين لشكري در سال 1331 در يكي از شهرهاي استان قزوين به دنيا آمد، در سال 1351 وارد نيروي هوايي و در سال 1356 با درجه ستواندومي فارغ‌التحصيل از دانشگاه خلباني شد.
با آغاز جنگ تحميلي به خيل مدافعان كشور پيوست و پس از انجام 12 مأموريت هواپيماي وي مورد اصابت موشك دشمن قرار گرفت و مجبور به ترك هواپيما شد كه نهايتا در خاك دشمن به اسارت نيروي بعث عراق در آمد. سه ماه اول دوران اسارت در سلول انفرادي بود و پس از آن در مدت 8 سال با حدود 60 نفر ديگر از همرزمان در يك سالن عمومي و دور از چشم صليب سرخ جهاني نگهداري شد پس از پذيرش قطعنامه وي را از ساير دوستان جدا نمودند و قسمت دوران اسارت 10 سال به طور انجاميد.
وي پس از 16 سال اسارت به نيروهاي صليب سرخ معرفي شد و دو سال بعد در 17 فروردين 1377 به خاك مقدس وطن بازگشت. وي سرانجام پس از سالها تحمل رنج و آلام ايام اسارت، روز دوشنبه 19/5/88 در بيمارستان لاله‌ تهران به درجه‌ رفيع شهادت نائل آمد.
اميرخلبان حسين لشكري در مصاحبه با رسانه‌هاي جمعي در سال 1387 ( مقارن با سالروز ورود آزادگان به ميهن اسلامي) گفت: اعتقادات مذهبي و مكتبي سربازان ايراني مهمترين عامل مقاومت آنها در مقابل فشارهاي بايد با نوع نگرش و رفتارمان اذهان عمومي را نسبت به مسائل ايدئولوژيكي نظام روشن كنيم، لذا وقتي به اسارت دشمن درآمديم با تاسي به سيره‌ اهل بيت(ع) و به خصوص حضرت موسي بن‌جعفر(ع)، تمسك به دين و اهداف آن و بررسي و تفكر در آن خود را از گزند ترفندهاي دشمن حفظ كرديم.

[External Link Removed for Guests]

----------------------------

 روحش شاد 
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Super Moderator
Super Moderator
پست: 949
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۴, ۲:۳۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 2396 بار
سپاس‌های دریافتی: 1355 بار

Re: خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط Reza 313 »

روحشان شاد :razz: :razz: :razz:

در متن خبر فارس و اطلاعیه نیرو در مورد این شهید بزرگوار آمده است که ایشان «با آغاز جنگ تحميلي به خيل مدافعان كشور پيوست و پس از انجام 12 ماموريت، هواپيماي وي مورد اصابت موشك دشمن قرار گرفت» ، حال آنکه ایشان چند روز قبل از آغاز رسمی جنگ ( پنجشنبه 27 شهریور 59) و در یک عملیات برون مرزی که جزیی از درگیری های پراکنده بهار و تابستان 59 بود به اسارت نیروهای بعثی در آمده بودند ، دلیل طولانی شدن ایام اسارت ایشان هم همین اسیر شدن قبل از 31 شهریور بود ، رژیم بعث قصد داشت با استفاده از این بزرگوار ادعای دروغین خود مبنی بر متجاوز بودن ایران را تقویت و اثبات کند.
...آن ها که بر فراز آسمان درس پرواز آموخته بودند ، دیگر زیستن بر خاک زمین میسرشان نبود و جنگ بهانه ای بود تا مشق نیمه کاره ی آسمانی بودنشان را کامل کنند .... تصویر 
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2875
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۳:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: DE - CZE
سپاس‌های ارسالی: 39753 بار
سپاس‌های دریافتی: 34089 بار
تماس:

Re: خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط CAPTAIN PILOT »

خاطره‌اي از امير خلبان لشكري
[HIGHLIGHT=#000000]وقتی رفتنم علي دندان نداشت و موقع بازگشت دندانپزشكي مي‌خواند 

تصویر

خبرگزاري فارس: "فرزندم علي در موقع رفتنم چهار ماه و نيم سن داشت و روزي كه بازگشتم 18 ساله و دانشجوي سال اول دندانپزشكي بود. "

به گزارش خبرنگار "سرويس فضاي مجازي " خبرگزاري فارس، شهيد امير خلبان لشكري در مهرماه سال 86 در گفتگويي به بيان نكاتي از زندگي خود مي‌پردازد.

متن سخنان با سابقه‌ترين آزاده ايراني بدين شرح است:
يك هفته قبل از آن پرواز من در مرخصي به سر مي بردم و به تهران آمده بودم كه به پايگاه هوايي دزفول احضار شدم.
از اواسط مرداد عملا تهاجم هوايي عراقي ها آغاز شده بود و ما هم بايد آمادگي مان در دفاع را به دشمن ثابت مي كرديم . از روز شنبه كه وارد پايگاه شدم تا روز پنج شنبه كه آن اتفاق افتاد جمعا دوازده پرواز در قالب ماموريت هاي شناسايي آلرت و اسكرامبل و عمليات هاي آفندي به مواضع نيروهاي در مرز ارتش بعث عراق انجام داده بودم و در آن روز قرار بود سيزدهمين پرواز را انجام دهم.

به فاصله چند دقيقه بعد از گروه دو فروندي ما يك گروه و بلافاصله بعد از آن هم گروه ديگري ماموريت پروازي به نزديكي‌هاي همان منطقه داشتند. با اين حال جلسه بريفينگ ـ توجيه عملياتي ـ ما به دليل عدم آشنايي ليدر پروازي به منطقه چند دقيقه بيشتر به طول انجاميد و ما هم كه گروه يكم بوديم بعد از دو گروه ديگر پرواز را آغاز كرديم و اين يعني هوشياري دشمن و كسب آمادگي لازم براي دفاع به محض رسيدن به منطقه هدف واقع در مندلي و زرباتيه عراق ديوار آتش عراقي ها در آن لحظات صبحگاهي كه هنوز آفتاب كاملا طلوع نكرده بود به استقبالمان آمد و من كه در حال شيرجه به سمت هدف بودم مورد اصابت قرار گرفتم.

با وجود عدم كنترل هدايت هواپيما و در حالي كه آماده ذكر شهادتين شده بودم از فرصت محدودي كه داشتم استفاده كردم و در همان شرايط هم راكت ها رها و هم هواپيما را براي اصابت به هدف هدايت كردم . بعد از آن هم اهرم اجكت را كشيدم . چشم كه باز كردم عراقي ها را بالاي سرم ديدم . يك افسر عراقي با برخوردي مودبانه به من نزديك شد و با زبان عربي گفت كه قصد دارد دست هايم را ببندد. البته برخوردهاي ناشايست هم كم نبود. آرام آرام هوشياري ام را به دست آوردم و شرايطم را بررسي كردم؛ لبم پاره شده بود، دست چپم هم هنگام پرتاب شدن از هواپيما زخمي شده بود اما تلفات سنگيني به دشمن وارد كرده بودم .

عراقي اولين اسيرشان را گرفته بودند و با تيراندازي هوايي و هلهله ابراز شادي مي كردند. باز بيهوش شدم و بعد از مدتي در چادر بهداري چشم باز كردم در حالي كه يك پزشك عراقي با درجه ژنرالي مشغول مداوا و بخيه لب زخمي من است. سپس مرا به بيمارستان منتقل كردند و بعد هم مراحل بازجويي و بندهاي زندان .

در روز سيزدهم فروردين سال 53 لباس نظامي بر تن كردم و پس از موفقيت در مراحل آموزشي براي افزايش تخصص هاي پرواز با هواپيماي " اف ـ 5 " به كشور ايالات متحده اعزام شدم. بعد از آن هم به كشور بازگشتم و رخدادهاي انقلاب شكوهمند اسلامي را شاهد بودم .

اسارت در روز 27 شهريور سال 1359 هم در سن بيست و هشت سالگي ام رخ داد و به عنوان اولين خلبان ايراني گرفتار زندان رژيم بعث عراق شدم .

در مدت اسارتم در زندان هاي مخابرات ابوغريب و الرشيد زنداني بودم و در نهايت ده سال پاياني را كه بعد از زمان پذيرش قطعنامه بود مجددا به زندان مخابرات بازگشتم تا مدت طولاني زندان انفرادي بدون همدم و هموطن را در سلول شماره 65 طبقه دوم اين زندان طي كنم . در اين مدت به جز يك سال و نيم آخر ـ صليب سرخ جهاني هم اطلاعي از من نداشت. يك گروه از اسرا كه براي مدتي در مخابرات و ابوغريب با من هم سلولي بودند بعدها خبر زنده بودنم را به خانواده ام رساندند.
مهم بود بدانيم كساني كه عملا در بسته ترين محيط ممكن حضور دارند چگونه از اخبار بيرون مطلع مي شوند. امير لشكري از روند عمليات ها و پيروزي هاي رزمندگان اسلام چگونه اطلاع حاصل مي كرد. در ابوغريب موفق شديم از عراقي ها يك عدد راديو به دست آورديم و يك بار هم با نفوذ به يكي از عناصر دشمن موفق شدم راديو به دست بياورم.

بعد از آزادي ساير دوستان براي تهيه اخبار با مشكل مواجه شدم و دسترسي ام به اطلاعات محدود بود اما چون هدف دشمن زنده ماندن من بود در صورتي كه كوچك ترين تغيير در حالاتم مي ديدند سعي مي كردند دليل آن را كشف كنند و مشكلاتم را حل كنند. مثلا برايم قرآن و نهج البلاغه و مفاتيح الجنان مي آوردند آن هم در حالي كه در اردوگاه ها به تعداد زيادي از اسرا فقط يك جلد قرآن مي رسيد.

آنها قصد بهره برداري تبليغاتي از من داشتند و سعي مي كردند در موقعيت مناسب با معرفي من اعلام كنند كه ايران آغازگر جنگ بوده است. به همين دليل هم زنده نگه داشتنم از اهميت ويژه اي برخوردار بود و كوچك ترين اتفاقات زندان من بايد به اطلاع صدام مي رسيد و از او كسب تكليف مي شد. در نهايت با تسليم نشدنم به اجراي خواسته هاي آنها و سپس معرفي عراق به عنوان تجاوزگر مقدمات آزادي من فراهم شد.

اين روند در زمان برگزاري اجلاس سران كشورهاي اسلامي در سال 76 و هنگامي كه يك هيئت نمايندگي از عراق به سرپرستي طه ياسين رمضان وارد ايران شده بود و مذاكره مفصلي كه در خصوص من انجام گرفت به نتيجه رسيد.

در همان روزهاي پذيرش قطعنامه آخرين اسير ايراني را ديدم و بعد از آن به تنهايي به مدت ده سال در زندان مخابرات بودم تا اينكه يك روز از نگهباني اطلاع دادند كه ملاقاتي دارم . تعجب كردم . وقتي كه وارد اتاق ملاقات شدم شخصي با زبان فارسي با من صحبت كردـ براي اولين بار بعد از ده سال. از لهجه اش مشخص بود كه عرب زبان است و فارسي را ياد گرفته او معاون وزير امور خارجه عراق بود و به من اطلاع داد كه با توافق به دست آمده با كميسيون اسرا تا چند روز ديگر آزاد خواهم شد.

فرداي آن روز براي زيارت به كربلا و نجف و سامرا رفتيم و مجددا به زندان بازگشتيم . اين بار ديگر داخل زندان نشدم و وسائلم را كه از قبل آماده گذاشته بودم برايم آوردند و به سمت ايران و مرز خسروي به راه افتاديم . آن روز با حضور نماينده صليب سرخ و مسئولان ايراني از مرز گذشتم و وارد خاك مقدسمان شدم . صحنه پرشوري بود و استقبال با شكوهي از من به عمل آوردند. بعد از آن هم زمينه ايجاد ارتباط تلفني براي من و خانواده ام فراهم كردند و موفق شدم بعد از هجده سال با همسر و پسرم صحبت كنم .

علي در آن روزها چهار ماه و نيم بود و روزي كه بازگشتم هجده ساله و دانشجوي سال اول دندانپزشكي بود.
---------------------------------------------------------
روحشان شاد تصویر
  When once you have tasted Flight, you will forever walk the earth with your eyes turned skyward, for there you have been and there you will always long to return
 

[External Link Removed for Guests]
Commander
Commander
نمایه کاربر
پست: 2875
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۸ اسفند ۱۳۸۷, ۳:۲۳ ب.ظ
محل اقامت: DE - CZE
سپاس‌های ارسالی: 39753 بار
سپاس‌های دریافتی: 34089 بار
تماس:

Re: خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط CAPTAIN PILOT »

یک لیوان آب یخ "  عیدی" اسارت - آزادی خرمشهر شیرین ترین خاطره 

آخرین گفتگوی مهربا شهید لشگری

سرتیپ خلبان حسین لشگری نخستین اسیر ایرانی دفاع مقدس و آخرین آزاده ای که به میهن بازگشت. فاصله آن اسارت و این آزادی 18 سال شد،هجده سال در زبان آسان می چرخد اما در زمان... ! این گفتگو در سال 84 انجام شد که به مناسبت شهادت این سردار رشید بازنشر می شود.
*خبرگزاری مهر - گروه سیاسی : لطفا بیشتر خودتان را معرفی کنید.
- حسین لشگری : سرتیپ خلبان آزاده، حسین لشگری، متولد 1331 ، ضیاءآباد از توابع قزوین.
*آقای لشگری می دانم که شاید این سئوال کلیشه ای باشد ولی برای خوانندگان ما جریان اسارت خود را بگویید.
- من در حال انجام سیزدهم ماموریت خود بودم، 27 شهریور 1359 که هواپیمایم در محور "زرباطیه"، در نزدیکی مهران سقوط کرد.
*یعنی قبل از آغاز رسمی جنگ ایران و عراق؟
-بله و نکته جالب همین است، جنگ عراق علیه ایران، یک سری مقدمات داشت، مثل یک دعوا که اولش با اخم و تهدید و جنگ لفظی است و بعدا به دعوای فیزیکی منجر می شود، جنگ ما هم این حالت را داشت، عراق قبل از شروع رسمی جنگ در 31 شهریور 59، شروع به خرابکاری وسیع و تحریک قومیت ها و همچنین تجاوزات هوایی و حمله به پاسگاههای مرزی ایرانی کرد تا اوضاع ایران را بهم بزند، جنگ عملا از اول سال 59 شروع شده بود. از نظر نظامی ما به عنوان نیروی هوایی ایران باید نوعی "بازدارندگی" ایجاد می کردیم و در ازای حملات مداوم هوایی عراق ، پاسخی به آنها می دادیم، ماموریت من هم از این جنس بود.
 تصویر 


*هواپیمای شما چه بود؟
-من خلبان هواپیمای جنگنده F5 بودم.
*موقع اسارت چند ساله بودید؟
- در آن وقت ، ستوان یکم بودم و 28 سال سن داشتم.
*دقیقا ماموریت شما چه بود؟
-ماموریت من انهدام واحدهای زرهی عراق در 10 کیلومتری خاک عراق بود، این واحدهای زرهی متعلق به سپاه دوم عراق بودند که پشت مهران مستقر شده بودند و مرتب روی مهران آتشبار می ریختند، این ماموریت را داوطلبانه انجام دادم، با اینکه چنین ماموریت های حساسی را معمولا رده های بالاتر مثل سرهنگ یا سرگرد هوایی انجام می دادند اما من خیلی اصرار کردم تا توانستم اجازه این ماموریت ها را بگیرم، چون این برای من یک غرور ملی و دینی بود که بتوانم به سهم خودم جواب دشمن را بدهم.
*چرا هواپیمای شما سقوط کرد؟

-هواپیما را با موشک زدند.

*سرعت هواپیمای تان در موقع سقوط چقدر بود؟

-980 کیلومتر در ساعت! زنده ماندنم شبیه یک معجزه بود، چون در این سرعت و در ارتفاع هشت هزار پایی، پریدن از هواپیما تقریبا به معنای خودکشی بود، ولی وقتی دیدم هواپیما آتش گرفته، چاره ای نداشتم جز اینکه بپرم و به اصطلاح Eject کردم.

*در موقع سقوط مجروح هم شدید؟

-بله، ستون فقراتم آسیب دید ضمن اینکه ضربه محکمی به پشت سرم خورد ،موقعی که به زمین خوردم، بیهوش شدم.، جالب این است که هواپیمای من روی تانکهای عراقی افتاد وو تعدادی از عراقی ها را هم کشت.

*وقتی به هوش آمدید، چه اتفاقی افتاد؟

-وقتی چشم باز کردم در بیمارستان بودم، یک دکتر عراقی به انگلیسی به من گفت: تو سالم هستی ، ما با اشعه ایکس بدنت را آزمایش کردیم، فقط کوفتگی داری که ان هم خوب می شود بعد از ین بود که "باسل" آمد.
*باسل که بود؟

- بازجوی من!
*محور بازجویی ها چه بود و شما چه جوابی می دادید؟
-من اول سعی کردم دست پیش را بگیرم! در اولین بازجویی با دعوا و تندی به عراقی ها گفتم چرا هواپیمای مرا زدید؟ من اشتباهی وارد خاک شما شده بودم، عراقی ها با عصبانیت می گفتند با سرعت 980 کیلومتر در ساعت و با هواپیمای مسلح به بمب و موشک راه را اشتباهی آمده بودی ؟! این بود که جریان بازجویی ها عوض شد.
 تصویر 


*لطفا به اختصار بگویید نیروی هوایی عراق با نیروی هوایی ایران چه تفاوتی داشت؟
عراقی ها به "ایران" می گفتند "خمینی"، این سرباز گفت: خمینی هرچه مردم ایران بوده، ریخته توی خوزستان، و ما را از خرمشهر بیرون کرده البته من به این خبر اعتماد نکردم و با رادیویی که خودم به طور مخفیانه ساخته بودم، خبر آزادی خرمشهر را شنیدم و این خوشحال کننده ترین خبر برای من بود
- سیستم نیروی هوایی عراق "روسی " بود و شوروی ها آن را برای عراق طراحی کرده بودند، ولی سیستم هوایی ایران، آمریکایی بود و سیستم هوایی آمریکا در همه دنیا تک است، تجهیزات و امکانات هوایی ایران را بعضا خود آمریکایی ها یا فقط اسرائیل داشتند، این بود که عراقی ها به شدت از نیروی هوایی ایران حساب می بردند، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی در همان ماههای اول جنگ یک ضرب شصت حسابی به عراق ی ها نشان داد و پایگاه H3 که مقر مهم نیروی هوایی عراق بود را بمباران کرد.
*ادامه جریان بازجویی ها را بگویید.
-محور مهم بازجویی عراقی ها این بود که رژیم عراق می خواست از من یک مدرک زنده برای اثبات تجاوز ایران به عراق بسازد و در همه جای دنیا مرا به عنوان خلبان متجاوز ایرانی معرفی کند به من گفتند به تو پناهندگی می دهیم، برو در دانشگاههای عراق، هر دختری را که خواستی انتخاب کن، فردایش برایت شرعا عقد می کنیم، همین مقاومت من باعث شد که هجده سال اسیر بمانم و رژیم عراق تا اواخر عمرش سعی کند مرا به عنوان یک گروگان نگه دارد.
*امیر لشگری اسارت تلخ است، اما روزهای شیرینی هم دارد، شیرین ترین روز اسارت شما کی بود؟
-من به عنوان یک نظامی اسیر، وقتی خبر پیروزی های کشورم را در اسارت می شنیدم، خیلی خوشحال می شدم، اما خوش ترین روزم ، خبر "آزاد سازی خرمشهر" در خرداد 1361 بود که از یک سرباز عراقی شنیدم.
*چطور آن سرباز این خبر را به شما گفت؟
- با این سرباز دوست شده بودم، چون می خواست انگلیسی یاد بگیرد و دوست داشت با من تمرین زبان کند، عراقی ها به "ایران" می گفتند "خمینی"، این سرباز گفت: خمینی هرچه مردم ایران بوده، ریخته توی خوزستان، و ما را از خرمشهر بیرون کرده
البته من به این خبر اعتماد نکردم و با رادیویی که خودم به طور مخفیانه ساخته بودم، خبر آزادی خرمشهر را شنیدم و این خوشحال کننده ترین خبر برای من بود.
 تصویر 


*بهترین عیدی که این 18 سال اسارت گرفتید ، چه بود؟
-یک نصفه لیوان آب یخ!

*واقعا؟
-بله، عید سال 74 بود، سرباز عراقی نگهبان یک لیوان آب یخ خورد می خواست باقی مانده آن را دور بریزد، نگاهش به من افتاد، دلش سوخت و آن را به من داد، من تا ساعت ها از این مساله خوشحال بودم، این را بگویم که من 12 سال در حسرت دیدن یک برگ سبز، یک منظره بودم، حسرت 5 دقیقه آفتاب.

*شکنجه هایی که عراقی ها انجام می دادند، چه بود؟
-شکنجه ها دو نوع بود، روانی و فیزیکی ، بازجویی های شدید ، بی خوابی ، توهین، شوک برقی، اعدام صوری،
امام(ره) گفتند که جنگ برای ما نعمت است، من در اسارت معنی این را فهمیدم،من در اسارت ، زندگی را دوباره شناختم، خدا را دوباره شناختم، خودم را دوباره شناختم.
این مساله هسته ای خیلی شبیه قضیه جنگ است، ما باید این جنگ را ببریم، هیچ کشوری دلش به حال ما نسوخته است ، ما باید این علم را داشته باشیم،این نقطه جایی است که اگر الان کوتاه بیاییم، وابستگی ما دوباره به غرب شروع می شود، باید بایستیم و مقاومت کنیم و پیروز شویم.
*کی آزاد شدید؟

- من اولین خلبان اسیر ایرانی بودم و آخرین اسیری هم بودم که آزاد شدم،هفدم فرودین 77 ، بعد از 18 سال اسارت آزاد شدم.

*بعد از آزادی ، باز هم با هواپیمای نظامی پرواز داشته اید؟

- نخیر! نداشتم.

*چرا؟

-هزینه هر ساعت پرواز هواپیما، چیزی حدود نیم ملیون تومان است، برای چه باید این هزینه را به بیت المال تحمیل کنم؟ باید جوانان و خلبانان نسل امروز تمرین کنند و پرواز را یاد بگیرند.
* و اما حرف آخر
- باور کنیم که "ایرانی می تواند"، خواستن توانستن است، این مساله هسته ای خیلی شبیه قضیه جنگ است، ما باید این جنگ را ببریم، هیچ کشوری دلش به حال ما نسوخته است ما باید این علم را داشته باشیم،این نقطه جایی است که اگر الان کوتاه بیاییم، وابستگی ما دوباره به غرب شروع می شود، باید بایستیم و مقاومت کنیم و پیروز شویم.
  When once you have tasted Flight, you will forever walk the earth with your eyes turned skyward, for there you have been and there you will always long to return
 

[External Link Removed for Guests]
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 756
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۰ دی ۱۳۸۷, ۱۰:۲۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 559 بار
سپاس‌های دریافتی: 3796 بار

Re: خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط Morteza313 »

فقط مي تونم بگم درد عظيميه ،‌

ايران و به خصوص نهاجا به چنين فولادهاي اب ديده اي احتياج داره ،

رحم الله من يقرء فاتحه مع الصلوات.
ان الارض یرثها عبادی الصالحون ......
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط yasermym »

بيانيه سپاه به مناسبت شهادت امير لشكري؛
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]امير لشكري حماسه‌ ماندگاري در دفاع مقدس به يادگار گذاشت   
 
خبرگزاري فارس: سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با صدور اطلاعيه‌اي، شهادت امير سرلشكر خلبان آزاده حسين لشكري را تسليت و تعزيت گفت.  

 تصویر 
 
به گزارش خبرگزاري فارس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با صدور اطلاعيه‌اي، شهادت امير سرلشكر خلبان آزاده حسين لشكري را به محضر فرمانده معظم كل قوا، تيزپروازان نيروي هوايي ارتش و همرزمان آن شهيد والامقام كه در طول 18 سال دوران اسارت، با صبر و استقامت خود حماسه‌هاي ماندگار و حركت‌آفريني را به يادگار گذارد، تسليت و تعزيت گفت.
در بخشي از اين اطلاعيه آمده است: امير خلبان آزاده حسين لشكري كه پس از 10 سال آزادي از چنگال رژيم بعثي و بازگشت به ايران اسلامي شب گذشته به دليل شدت جراحات و صدمات ناشي از مجروحيت و اسارت از خاك به افلاك پيوست، به حق نام سيدالاسراء نيروي هوايي ارتش لقب گرفت.
وي در طول 18 سال اسارت بارها توسط دژخيمان صدامي شكنجه شد، اما با عزمي استوار و صبري حيرت‌انگيز در برابر مرارت‌ها و سختي‌هاي ناشي از آن آزمون بزرگ، مقاومت و ايستادگي كرد.
در ادامه اين اطلاعيه مي‌افزايد: امير سرلشكر شهيد لشكري با آغاز جنگ تحميلي و گشوده شدن صحيفه دفاع مقدس 8 ساله ملت ايران، به خيل عظيم حافظان آسمان نيلگون ايران اسلامي پيوست و در مأموريت‌هاي مختلف هوايي حماسه‌هايي سترگ و ماندگاري آفريد و در همان ماه‌هاي نخست تجاوز و اشغالگري ارتش عراق هواپيماي وي مورد اصابت موشك‌هاي دشمن بعثي قرار گرفت و به اسارت درآمد.
اين اطلاعيه مي‌افزايد:آن شهيد عاشورايي، سال‌ها به اتفاق شصت تن از اسراي دلاورمرد ايراني در زنداني به دور از چشم صليب سرخ جهاني و برخلاف قوانين بين‌المللي نگهداري شد و پس از پذيرش قطعنامه 598 با جداسازي وي از ساير همرزمانش 10 سال ديگر در اسارت انفرادي به سر برد تا اينكه در 17 فروردين سال 77 پيروزمندانه به آغوش ميهن اسلامي‌مان بازگشت.
اين اطلاعيه تأكيد كرده است: بي‌ترديد منشور درخشاني كه مجاهدان في‌سبيل‌الله و شهيدان هميشه جاويد ميهن اسلامي از جمله اين خلبان شجاع و رشيد فراروي نسل‌هاي مؤمن و انقلابي ايران عزيز قرار داده‌اند، ضامن موفقيت‌هاي سرنوشت‌ساز انقلاب و نظام در امروز و فرداي كشور خواهد بود.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در پايان اين اطلاعيه با تكريم مقام شامخ اين شهيد حماسه‌ساز و تعظيم به ارواح تابناك شهيدان انقلاب اسلامي و هشت سال دفاع مقدس، از آحاد مختلف ملت قدرشناس و شهيدپرور ايران اسلامي دعوت كرد در مراسم تشييع اين شهيد سرافراز كه ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 20 مردادماه از مقابل ستاد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران واقع در خيابان پيروزي آغاز خواهد شد، حضور يافته و به پايمردي‌هاي مثال زدني اين شهيد گرانقدر اداي احترام كنند.  

 [External Link Removed for Guests]  

------------------------------------------------------

بیانات رهبر انقلاب در ديدار امير خلبان شهيد حسين لشگري:  
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]هر وقت به ياد ايشان مى‌افتاديم حقيقتاً غمى دلمان را مى‌گرفت
 

خبرگزاري فارس: حضرت آيت الله خامنه‌اي در ديدار امير خلبان آزاده حسين لشگري فرمودند: ما هر وقت به ياد ايشان مى‌افتاديم، حقيقتاً غمى دلمان را مى‌گرفت. هجده، نوزده سال، زمان بلندى است. زمان كمى نيست كه ايشان در چنگ دشمن بودند و بحمداللَّه صبر و استقامت كردند.

تصویر  
 
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار حضرت ‌آيت‌الله العظمي خامنه‌اي، متن بيانات معظم له در ديدار با امير خلبان آزاده حسين لشگري در مورخه 19 فروردين سال 1377 كه به مناسبت شهادت اين خلبان شهيد منتشر شده به شرح زير است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم

خداى متعال را با همه‌ى وجود و از اعماق دل و جان سپاسگزارم كه بحمداللَّه اين نقطه‌ غم‌انگيز هميشگى را در خاطر و ذهن ما و ملت ايران زدود و شما عزيزان ميهن و آزادگان عزيز را كه در دشوارترين شرايط، حقيقتاً سربازان فداكار انقلاب و اسلام بوديد، به آغوش ميهن و آغوش خانواده برگرداند. اين ساعت كه شما را ملاقات مى‌كنم، براى من ساعتى بسيار عزيز و گرامى است.
البته شما اين را بدانيد - شايد هم مى‌دانيد - كه بنده و مسؤولين و شايد بسيارى از ملت ايران، كمتر وقتى بوده كه از يادتان غافل باشيم و به خاطر ناراحتى شما عزيزان و خانواده‌هايتان، رنج نبريم. حقيقتا در دلهاى مسؤولين به خاطر وجود عزيزان ما در چنگال دشمنانى كه حتى به قواعد جنگ هم پايبند نيستند، يك غصه‌ دائمى وجود داشت؛ وليكن فعلاً اين براى شما اهميت زيادى ندارد. آن چيزى كه بيشتر از همه اهميت دارد، اين است كه بدانيد لحظه لحظه‌ى رنجهاى طولانى‌تان پيش خداى متعال، ثبت و محفوظ است.
هيچ كس نمى‌تواند لحظه‌هاى ناراحتى طولانى شما را توصيف كند. نه انسانهايى كه آن چيزها را درك نكردند، مى‌توانند بفهمند، نه زبانها مى‌توانند آن را درست بيان كنند. لمس ناراحتي‌ها و رنج‌ها چيز ديگرى است. شنيدن آنها از زبان ديگران، نمى‌تواند آنچه را كه بر انسان رنجديده گذشته، تصوير كند. اما در پيشگاه خدا اين‌طور نيست، در پيش كرام‌الكاتبين اين‌گونه نيست. در قيامت، عين عمل شما آن‌جا حاضر مى‌شود - «فمن يعمل مثقال ذرّة خيراً يره» - يعنى انسان، خودِ عمل را آن‌جا مشاهده مى‌كند!
همان ثانيه‌هاى رنج، همان شبهاى طولانى، همان تنهاييها، همان دوريها و غربتها، همه‌ آن مصيبتهايى كه براى انسان در زندان دشمن وجود دارد - آن اهانتها، آن تحقيرها، آن بى‌خبريها، آن نگرانيها و دلهره‌ها، آن ياد زن و فرزند و پدر و مادر و عزيزان، آن اميدهايى كه انسان مى‌بيند كأنّه رفته رفته از افق ديدش، كمرنگ و خاموش مى‌شوند و خود اين، بزرگترين مصيبتهاست - همه‌ اين چيزهاى غيرقابل تصوير، عينا در پيش پروردگار و در محضر ذات مقدّس الهى، حضور پيدا مى‌كنند. عين آن صبرى كه شما كرديد، حضور پيدا مى‌كند - تجسم اعمال - عمل پيش خداى متعال محفوظ است. حسنه محفوظ است و خداى متعال، آن حسنه را در قيامت به شما برمى‌گرداند و آن، هنگامى است كه شما از هميشه بيشتر به چنين چيزى نيازمنديد!
تنها توصيه‌اى كه من به شما مى‌كنم اين است كه عزيزان! حسنات را براى خودتان حفظ كنيد. مبادا خداى نكرده در طول زندگى به خاطر چيزهايى، چيزى از اين حسنات، از دست برود؛ حيف است. اينها - اين صبرى كه شما كرديد - ذخيره‌هاى بسيار ارزشمندى است. تعبيرى در عربى هست كه مى‌گويد: «ذهب العنا و بقى الاجر». سختيها مثل همه چيز عالم، گذراست. خوشى هم مى‌گذرد، سختى هم مى‌گذرد. همه‌ى زندگى مى‌گذرد. خوب؛ اين سختيها تمام شد، اما آن اجرها همه باقى مانده است. براى انسان خيلى قيمتى است كه ببيند آن اجرها، آن پاداشهاى الهى، آن سپاسى كه پروردگار عالم به خاطر تحمّل اين صبر و اين رنج كشيدن از شما دارد، براى شما باقى است.
ان‌شاءالله خداوند اجر شما را زياد كند، آن را پيش خودش محفوظ بدارد، ثوابهاى زيادى به شما عنايت كند، شما را ان‌شاءاللَّه براى استقبال از يك زندگى شيرين در آينده - در ميان عزيزانتان - سالهاى طولانى، مداوم و از همه جهت آماده كند و ان‌شاءاللَّه وسايل رفاه و آسايش و راحتىِ خيال و فكر شما را به جبران آن سختيها فراهم نمايد.
همه‌ شما - بخصوص آنهايى كه زياد ماندند - رمز مقاومت و ايستادگى هستيد. شما نشان دهنده‌ اين حقيقت هستيد كه رنجها مى‌گذرد و اجرها مى‌ماند. از همه بيشتر غم و رنج اين آقاى لشگرى بود كه ما هر وقت به ياد ايشان مى‌افتاديم، حقيقتاً غمى دلمان را مى‌گرفت. هجده، نوزده سال، زمان بلندى است؛ زمان كمى نيست كه ايشان در چنگ دشمن بودند و بحمداللَّه صبر و استقامت كردند. اميدواريم خداى متعال به همه‌ى شما اجر دهد و موفّقتان بدارد و ان‌شاءاللَّه خانواده‌هاى شما - فرزندان و كسان و والدينتان - را مشمول رحمت و خير كند. عين اين ثواب و اجرى را كه خداى متعال به شما مى‌دهد، به كسان شما هم مى‌دهد؛ چون آنها هم خيلى رنج كشيدند، خيلى زجر كشيدند. گاهى مى‌شود آن كسى كه خودش در زندان است و از ميهن عزيز و خانواده‌اش دور است، كمتر رنج مى‌كشد، تا كسانى كه در انتظار او هستند و جاى خالى‌اش را دائماً مى‌بينند. آنها هم خيلى رنج كشيدند. خداوند ان‌شاءاللَّه به آنها هم اجرى وافر عطا كند - كه حتماً هم عطا خواهد كرد - ان‌شاءاللَّه موفّق باشيد.

والسلام عليكم و رحمةاللَّه  
   
 [External Link Removed for Guests] 
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Senior Poster
Senior Poster
پست: 739
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸, ۲:۲۶ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 326 بار
سپاس‌های دریافتی: 1085 بار

Re: خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط HITMAN_KU »

روحش شاد و راهش پر رهرو باد. مثل یه آدم باشرف زندگی کردو رفت. خدا را شکر که این ابر مرد ذلت عراقیها رو دید. ایکاش اینقدر میموند تا روزی رو ببینه که ایران دوباره قدرت اول منطقست.
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 1606
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷, ۱:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 18344 بار
سپاس‌های دریافتی: 12308 بار

Re: خلبان لشكري پرسابقه‌ترين آزاده ايراني به شهادت رسيد

پست توسط shola »

شهيد «حسين لشگري» فردا بر بال ملائك تشييع مي‌شود

خبرگزاري فارس: بار ديگر كبوتر سبك بالي از ديار ما پر كشيد تا به ياران شهيدش بپيوندد؛ سيدالاسرا، امير سرتيپ «حسين لشگري» فردا در ميان حلقه دوستارانش بر بال ملائك تشييع مي‌شود.

.,تصویر

به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، مراسم تشييع اين شهيد سرافراز و خلبان تيز پرواز 8 سال دفاع مقدس، 9 صبح روز چهارشنبه21 مرداد از مقابل ستاد نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، واقع درخيابان پيروزي تهران برگزار مي‌شود.
منم مرگ، مادر تو، منم که دوباره تو را از نو میزایم.
ارسال پست

بازگشت به “حماسه و حماسه آفرینان نيروي هوايي”