صندلی داغ با حضور JavadRadical...!

صندلي داغ مرکز انجمنهاي تخصصي

مدیران انجمن: AGeNiS1, MASTER, ASHKAN95, شوراي نظارت

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: صندلی داغ با حضور JavadRadical...!

پست توسط Mil@d »

نباید پست میزدم ولی این تیکه رو تاکید میکنم همه 10 بار بخونند! به اندازه کل صندلی داغ ها لذت بردم

زمانی که برای تحصیل به همراه همسرم امریکا بودیم . 2 بار با مشکل مالی بسیار بزرگ روبرو شدیم . من کار نیمه وقت داشتم و در یک موسسه مالی هم پس اندازی داشتم که با کمک اون و درامد کار نیمه وقت هزینه زندگی رو فراهم میکردیم . بخاطر تعدیل نیروی کار , شغلم رو از دست دادم و کار مناسبی که با ساعات درسی تداخل نداشته باشه پیدا نکردم . شایع شد که یکی از سهام داران موسسه مالی قصد خارج کردن سهامش رو از موسه داره . تمامی سرمایه گذارها برای خارج کردن سرمایه هاشون از موسسه هجوم اوردن تا درصورت ورشکستگی موسسه دچار ضرر و زیان نشن . در چنین مواقعی موسسات مالی و بانکها حسابهارو بلوکه میکنند تا دچار ورشکستگی نشن . با موسسه تماس گرفتم و گفتن حداقل تا 2 ماه اینده وضع به این شکل باقی میمونه . با همسرم شروع کردیم به جمع کردن تمام پولهایی که در منزل داشتیم و صورت برداری از مواد غذایی موجود در منزل . پول و مواد غذایی که در خانه وجود داشت حتی برای یک هفته زندگی عادی هم کافی نبود . با تمام چیزی که وجود داشت یک ماه ادامه دادیم . فقط مقداری شکر و قهوه برامون باقی مونده بود . فاصله زمانی محل زندگی ما تا دانشگاه حدود 1ساعت و 30 دقیقه بود . چون پولی برای هزینه رفت و امد نداشتیم صبح ها زود از خواب بیدار میشدیم و باهم قدم زنان به سمت دانشگاه میرفتیم . بعد از تمام شدن مواد غذایی مون تنها وعده غذایی ما همون یک وعده ای بود که در دانشگاه میخوردیم .
این روزها سخت ترین روزهای زندگی من بود . تمام تلاشم رو برای پیداکردن کار میکردم ولی موفق نبودم .
بلاخره مشکلاتمون رفع شد و کار مناسبی هم پیدا کردم . ولی در تمام این مدت حتی همسرم یکبارهم گله و شکایت نکرد حتی یکبار هم بخاطر مشکلات سرکوفت نزد حتی ابراز ناراحتی هم نکرد .
اگر در سختی ها چنین همراهی داشته باشید هیچ چیزی برای شما ازار دهنده نیست .
وقتی میبینم دختر پسرهای تازه ازدواج کرده با بروز بچه گانه ترین مشکلات و اتفاقات برای طلاق به دادسرا میرن واقعا ناراحت میشم .
پسرهایی که مشکلشون رو غذای همسر تازه عروسشون میدونند و دخترهایی که بوی پا یا دهان همسرشون رو بهانه طلاق میکنند .


اگر همه مثل این زوج قانع و صبور بودند دیگه طلاق چه معنی داشت..دیگه این بهونه های بچه گونه و قهر و غیض های تهوع آور کجا بود...
---------------
چند تا توضیح برای جواد و کسانی که احیانا مثل جواد متوجه نشدند!

تلقین:هنگامی که میت را درون قبر رو به قبله می گذارند فردی با دست راست کتف چپ میت را می گیرد و اسامی معصومین را به او تلقین میکند و بلند میخواند...روح میت در صحنه حضور دارد و برای بار اخر اینها را می شنود.

کره مرگ:چیزی شبیه دیوار مرگ که کروی شکل است و موتور سوار معکوس هم باید برود!

جزیره آدمخواران که فیلم مستندش را 12 سال پیش دیدم جزیره ایست در حوالی شرق جنگلهای اندونزی و آبهای منتهی به استرالیا که در آن ساکنانش از گوشت همدیگر نیز برای تامین غذایشان استفاده میکنند و از چند نفری که که برای تهیه این مستند به جزیره رفتند فقط یک نفر به طرز معجزه آسایی زنده ماند وفیلم ضبط شده را به نیوریورک بازگرداند.
این فیلم را به دوستان توصیه نمی کنم :x بسیار مهوع -خشن و سرشار از صحنه های ...است و تا مدتی من را حتی از غذا خوردن انداختتصویر این فیلم بسیار نایاب است ودیگر نتوانستم آن را ببینم!
-------------------------------------------------------

خوب یکم حرفای خوب بزنیم!

مصاحبه ای استثنایی بود :smile: خودم با مهمان دعوت کردنم حال کردم :-) شما هم همینطور!

جواد برعکس ظاهر آرام و لطیفش درد کشیده بود! :-o من به خوبی میفهمم چون بعضی هاشو به خوبی تجربه کردم ولی اصلا هیچوقت به روی خودم نیاوردم و کاملا شخصیت درونی من با شخصیت بیرونی ام 180 درجه متفاوته و غیر از خودم هیچکس ازش خبر نداره! جواد جور من و امثال من هم کشید که روشون نمیشد خیلی چیزا رو بگن چون به نظرشون جلوی جمع گفتن نداشت...!

مرسی...یاعلی
  بی  
قفل شده

بازگشت به “صندلي داغ”