سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط Mil@d »

دوستان همگی بابک را می شناسید که چگونه 20 سال در برابر اعراب متجاوز به ایران مردانه ایستاد و بیش از 33 هزار تن از آنان را از پای درآورد و مایه افتخار آذری ها تصویرو تبلور غیرت وطن پرستی همه ایرانیان است و در نهایت پس از سالها نبرد و تسلیم نشدن با خیانت برخی به اصطلاح یارانش به دست اعراب به شهادت رسیدتصویر...

متن زیر لحظات آخر زندگی بابک را تصویر میکندتصویر
_____________________________________________________________

معتصم: ای سگ، چرا در جهان فتنه انگیختی و چرا چندین هزار مسلما ن را کشتی؟

بابک:سکوت


معتصم:4 دست و پایش را ببرید

بابک: در هنگامی که دست اول بابک را می‌بریدند. بابک صورتش را با دست دیگرش به خون آلوده می‌کرد.


معتصم:چرا چنین میکنی؟

بابک:ه چون خونریزی باعث رنگ پریدگی صورت می‌شود من صورتم را خونین می‌کنم که کسی گمان نکند که بابک ترسی به دل راه داده است

معتصم :چند نفر را کشتی؟

بابک:33 هزار تن از متجاوزان

معتصم:دستور میدهد تا پوست از گاوی با شاخ ها یش باز کردند و بابک را در میان آن پوست گرفتند چنان که هردو شاخ بردو بنا گوش آمد ودوختند و پوست خشک شد.و به سختی جان دادتصویر

سپس جنازه‌ مثله شده اش را در شهر سامرا بر سر دار کشیدند. بر طبق بعضی منابع سر او را بعدا برای نمایش در شهرهای دیگر و خراسان گرداندند. بابک در همان محلی به دار آویخته شد که دیگر قیام کننده ضد عباسی، مازیار، شاهزاده طبری بعدها به بدستور خلیفه عباسی به دار آویخته شد

تصویر
  بی  
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط Mil@d »

آخرین گفتار بابک ( به نوشته کتاب حماسه بابک اثر نادعلی همدانی ) :

تو این معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد . نه ! این حماقت است اگر فکر کنی چون افشین وطن فروش را با زر خریده ای میتوانی ایرانیان را اسیر کنی . من مبارزه ای را آغاز کرده ام که ادامه خواهد داشت.من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود . تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد.
من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند.مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . اما تو ای افشین . . . در انتظار روزی باش که همین معتصمی را که امروز مانند سگانی در برابرش زانو میزنی و وطن ات را برای او فروختی در همین تالار و روی همین سفره سرت را از بدن جدا کند .
مردی که به مادر خود ( میهن ) خیانت کند در نزد دیگران قربی نخواهد داشت و هیچکس به فرد خود فروخته اعتماد نخواهد کرد . و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود:

” پاینده ایران “
تصویر

روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است. اعدام بابك چنان واقعه‌ي مهمي تلقي شد كه محل اعدامش تا چند قرن ديگر بنام خشبه‌ي بابك یعنی چوبه‌ي دار بابك در شهرِ سامرا كه در زمان اعدام بابك پايتخت دولت عباسي بود شهرت همگاني داشت و يكي از نقاط مهم و ديدني شهر تلقي ميشد . برادر بابك يعني آذين را نيز خليفه به بغداد فرستاد و به نايبش در بغداد دستور نوشت كه اورا مثل بابك اعدام كند. طبري مينويسد كه وقتي دژخيمْ دستها و پاهاي برادر بابك را مي‌بُريد، او نه واكنشي از خودش بروز ميداد و نه فريادي برمي‌آورد. جسد اين مرد را نيز در بغداد بردار كردند . بدين ترتيب كار بابك پس از ٢٢ سال پيروزي پي‌درپي و وارد آوردن شش شكست بزرگ بر شش‌تا از بهترين فرماندهان ارتش عباسي، و پس از اميدهاي فراواني كه روستائيان ايران به او بسته بودند، با توطئه‌ي نماينده‌ي عيسا مسيح و یک شاهزاده خائن به پايان رسيد :razz:
  بی  
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط Mil@d »

قلعه بابک

بناي قلعه در پنجاه كيلومتري شمال شهرستان اهر و از ارتفاعات غربي شعبه اي از رود بزرگ قره سو و در سه كيلومتري جنوب غربي كليبر واقع است. بناي جمهور مركب از قلعه و قصر است بر فراز قله كوهستاني با نام جمهور در ارتفاع بيش از 2300 تا 2600 متر از سطح دريا. اطراف اين قله را از هر طرف دره هايي به عمق 400 تا 600 متر فرا گرفته است و تنها يك راه به اصطلاح (بز رو) دارد. از كليبر تا قلعه بذ 3 كيلومتر راه صعب العبور را بايد طي نمود ولي بعد از صعود به قله و ورود در قلعه رنج راه به كلي از بين مي رود. بعد از حمله اعراب به ايران جنبشهايي بوجود آمد كه يكي از آنها به رهبري بابك خرمدين بود كه مقر جنبش در طول مبارزه در قلعه اي كه بعدها به دليل شجاعت و درايت بابك نام او را به خود گرفت بود. از جمله وقايع مهم و جالب زمان بابك آوردن دين خرمدين است كه خود او رهبرش بود.

كيفيت ظاهري قلعه بابک

قبل از اينكه به دروازه قلعه برسيم از معبري به صورت دالان باريك كه 200 متر از دروازه قلعه فاصله دارد و زير سلطه و نظر نگهبان است بايد عبور نمود پس از صعود از مدخل ديگري با پلكانهايي تقريبا نا منظم عبور ميكنيم ابتدا به بناي قصر كه دو طبقه و سه طبقه است بر ميخوريم طرفين مدخل به وسيله دو ستون كاذب مشخص شده است (ستون كاذب = نيمه ستون كه به ديوار تكيه ميدهد ) . پس از آن تالار اصلي است كه اطراف آن را هفت اطاق فرا گرفته است . اطاقها به تالار مركزي مربوط ميشوند . در جبهه شرقي قصر تاسيسات ديگري مركب از اطاقها و آب انبار ها ساخته اند سقف آب انبارها باطاق جناقي و گهواره اي استوار شده اند . در جبهه شمال غربي قصر از پلكانهايي سرتاسري كه اكنون ويران شده و قسمتهايي از آن بيرون از خاك است به بخش رفيع بنا صعود ميكنيم كه مدخل آنرا رديف پلكانها با دو نيمه ستون شتون مشخص ميكنند در قسمت علياي اين نيمه ستونها محلي براي ديده بانها جايسا زي شده و محدوده پس از آن كه در چند بخش تشكيل شده احتمالا جايگاه سربازان بوده كه به همه چيز و همه جا تسلط كامل داشته اند. از همينجا بوده است كه بابك خرم دين قهرمان تاريخي ايران و يارانش بمدت بيست و چند سال عساكر عرب را كه به قصد محاصره و كوبيدن جنبش او آمده اند در كوه‌ها و كتلها سرگردان كرده و با شبيخونهاي خود آنها را از دم تيغ گذرانده و به عزيمت وادارشان كرده اند. بر طبق كاوش و حفاريهاي پژوهشي كه در قلعه بذ انجام شده در چهار اطاق قصر A, B, C, D, پلكاني در اطاق ‏ - C آلات جرب پوسيده در اطاق D سفالينه هايي تا اواخر قرن سوم هجري در اطاق B بالاخره سكه هايي مربوط به دوره اتابكان بدست آمده همچنين قسمتي از كف آجري اطاقهاي A, C, D, برداشته شده و چندين تنور و سفالينه هاي زيبايي مربوط به قرن سوم هجري كشف شده كه مسلم گرديد كه اين دژ يكي از بناهاي بابك و جايگاه اصلي قهرمان ملي و دلاور آذربايجاني است كه حتي بعد از به شهادت رسيدن وي مورد احترام و داراي سكونت بوده است.
امروزه قلعه بابک پر طرفدارترین جاذبه گردشگری در استان آذربایجان شرقی بوده و از اوایل فروردین ماه تا اواخر آبانماه پذیرای ده‌ها هزار نفر گردشگر می‌باشد.اوج این بازدیدها 10 الی 13 تیرماه هر سال است.
[External Link Removed for Guests]


مسیر دسترسی

از طریق تبریز- اهر- کلیبر، سه مسیر برای صعود به قلعه پیشنهاد می‌گردد. 1- مسیر هتل بابک-قلعه- هتل بابک ( آسانترین مسیر ). 2- مسیر هتل بابک- قلعه- قلعه دره سی ( در مسیر برگشت به قلعه دره سی از جنگل زیبای قلعه درسی عبور خواهید کرد . 3- مسیر قلعه دره سی- قلعه- قلعه دره سی (این مسیر بهترین مسیر برای صعود به قلعه بوده و برای اشخاصی که از آمادگی بدنی نسبتاً بالایی برخوردار می‌باشند توصیه می‌گردد).
[External Link Removed for Guests]

ویکی
  بی  
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط RAHVAR »

من تا به حال اسم و داستانشو نشنیده بودم ممنون دوست عزیز
   تصویر     
  
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1334
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 80 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط samanrossonero »

ممنون دوست عزیز میلاد جان...
ما ایرانیها همیشه با افتخار از بابک یاد می کنیم و مایه افتخار ماست...
نمی توان انسان به این خون خواری را تصور کرد،چه شکنجه دردناکی...
به راستی که منش اعراب هنوز هم در دنیا نکوهیده است و بریدن و زدن و خورد کردن و دریدن در خوی ما ایرانیها جای ندارد...
:razz: :razz: :razz:
(( خدا دوست دارد آن لب که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد



خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))



تصویر تصویر تصویر
Senior Poster
Senior Poster
پست: 739
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۳ تیر ۱۳۸۸, ۲:۲۶ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 326 بار
سپاس‌های دریافتی: 1085 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط HITMAN_KU »

هر باراسم بابک خرمدین را میشنوم بغضم میگیره. نکته ای هم اضافه کنم بابک به شدت تحت تاثیر قیام ابومسلم خراسانی قرار گرفته بود طوری که خود را فرزند او میخواند
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 71
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 8 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط EPEX »

با سلام!
این اولین پست من پس از مدتها ban بودن منه! البته اکثر کاربران قدیمی تر cc عقیده من رو در مورد ناسیونالیسم و شخصیت های به اصطلاح بزرگ تاریخی می دونن! قصد توهین به شما و حوصله ی اخراج دوباره از سایت رو ندارم ! فقط به سوالات من پاسخ دهید؟!
بابک: در هنگامی که دست اول بابک را می‌بریدند. بابک صورتش را با دست دیگرش به خون آلوده می‌کرد.


معتصم:چرا چنین میکنی؟

بابک:ه چون خونریزی باعث رنگ پریدگی صورت می‌شود من صورتم را خونین می‌کنم که کسی گمان نکند که بابک ترسی به دل راه داده است
دقیقا این سخنو این کار در کتاب تذکره اولیا عطار نیشابوری به نقل از منصور حلاج امده است! حالا چطور این عمل و سخنان بابک در هنگام اعدام کپی حرف و سخن منصور حلاج است را بگذارید به حساب عطار دوستی دوستان پان ترکیست!تصویر
معتصم :چند نفر را کشتی؟

بابک:33 هزار تن از متجاوزان
البته روی عدد زیاد نمی توان حساب کرد چون افزودن یک صفر به یک عدد کار سختی نیست! اگر این اقا33000 تن از سپاهیان عباسی را کشته بود مطمئن باشید چیزی از آن امپراطوری عظیم باقی نمی ماند!


االبته اینجور توصیفات اغراق گونه ی بعضی دوستا ناسونالیست من رو یا حرف پل یوزف گوبلز وزیر تبلیغات حزب نازی انداخت که میگفت: به دروغ هرچقدر بزرگ تر باشه باور کردنش برای عوام راحتتره!تصویر
هر آنکه برد زدانش توشه ای
جهانی ست بنشسته بر گوشه ای
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1334
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 80 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط samanrossonero »

با سلام خدمت دوست خوب شکاکم...
اولآ بابک خرمدین نگفته خودم 33000 نفر رو کشتم بعدش هم تو متون تاریخی از عدد استفاده نمیشه و اعداد با حروف بیان میشه پس صفری هم در کار نیست...
اگه اینجوری باشه میشه به کتابهای تاریخی مذهبی هم ایراد گرفت مثلآ اگر امام صادق فرمودن فلان عمل نیکو 70000 ثواب دارد شاید اشتباه تایپی شده و 7000 هست پس عده زیادی به خاطر این اشتباه دچار کمبود ثواب میشن و به جهنم می روند...
سرخ کردن روی با خون نزد عده زیادی از سرداران دلیر ایران مرسوم بوده و حتی در سپاه پادشاه عثمانی افرادی بودند که سر تا پای خود رو با خون رنگ می کردند تا متوجه خونریزی بر اثر زخم نشن و دچار تعلل نشن...

سپاه آتیلا بزرگ سردار مغول 600.000 نفر بودند حالا 33000 نفر زیاد هست برای ممالک عرب که سودان عربستان کویت و و و رو شامل میشده؟؟؟؟


در ضمن معتسم که به بابک گفت سگ خودش گوریل هست،آدم دوس داره دهنش رو باز کنه به این بربرزاده ها یه چیزی بگه اما قوانین دست و پای مارو بسته،تو صدر اسلام به یک سردار دلیر ایران می گن سگ وای به .....
آخرین ويرايش توسط 2 on samanrossonero, ويرايش شده در 0.
(( خدا دوست دارد آن لب که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد



خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))



تصویر تصویر تصویر
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 3309
تاریخ عضویت: شنبه ۱۰ آذر ۱۳۸۶, ۵:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3096 بار
سپاس‌های دریافتی: 11996 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط Mil@d »

دقیقا این سخنو این کار در کتاب تذکره اولیا عطار نیشابوری به نقل از منصور حلاج امده است! حالا چطور این عمل و سخنان بابک در هنگام اعدام کپی حرف و سخن منصور حلاج است را بگذارید به حساب عطار دوستی دوستان پان ترکیست!

اخوی مگر قرار است بنده از جیب شلوارم مطلب تاریخی در بیاورم و در سنترال قرار دهم :? مطالبی است که در کتب تاریخی مکتوب شده و ما نیز استفاده می کنیم.
عطار دوستی پان ترکیستها هم به بنده خوزستانی ارتباطی ندارد از خودشان بپرسید :P
االبته اینجور توصیفات اغراق گونه ی بعضی دوستا ناسونالیست من رو یا حرف پل یوزف گوبلز وزیر تبلیغات حزب نازی انداخت که میگفت: به دروغ هرچقدر بزرگ تر باشه باور کردنش برای عوام راحتتره!

در تاریخ طبری امده است در حمله اعراب به ایران بیش از 500 هزار عرب برای غارت تیسفون حمله ور شدند
بعد این عدد 33000 اینقدر برای شما بزرگ و اغراق امیز است!
تحریف تاریخ با این روشها نخ نما شده است! :-) لطفا تاکتیک دیگری برگزینید!

اگر بنا به بازی با اعداد و کلمات باشد کل تاریخ را میتوان زیر سوال برد حتی مقدساتی که شما برایتان تردید در صحتش ذنب لا یغفر محسوب می شود
  بی  
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 1334
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 80 بار
سپاس‌های دریافتی: 238 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط samanrossonero »

میلاد جان بنده هم عرض کردم...
نه 33000 عددی دور از ذهن هست نه اینکه در کتب تاریخی اعداد را معمولآ با حروف بیان می کنند نه اعداد،مثلآ می نویسند سی و سه هزار تن...
(( خدا دوست دارد آن لب که ببوسد نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد



خدا دوست دارد من و تو بخندیم نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم ))



تصویر تصویر تصویر
Novice Poster
Novice Poster
نمایه کاربر
پست: 71
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۱:۵۹ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 8 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط EPEX »

تصویر
در تاریخ طبری امده است در حمله اعراب به ایران بیش از 500 هزار عرب برای غارت تیسفون حمله ور شدند
بعد این عدد 33000 اینقدر برای شما بزرگ و اغراق امیز است!
تحریف تاریخ با این روشها نخ نما شده است! :-) لطفا تاکتیک دیگری برگزینید!


فعلا که شما دارید تاریخ رو تحریف می کنید نه من! فقط چند تا سوال پرسیدن هم مگه میشه تحریف تاریخ!؟
البته من همیشه به استعداد شگرف شما شونیست ها در تاریخ سازی و اسطوره پرستی غبطه خوردم! فقط خواهش میکنم اگه دفعه ای دیگه خواستید تاریخ بنویسید جوری دروغ بگید که بشه بعدا جمعش کرد!تصویر اخه عزیز من یه می گم منطق و عقل هم چیز خوبیه، شما چطور ادعا میکنید که 500 هزار عرب به تیسفون حمله ور شدند، اخه شبه جزیره عربستان با آب و هوایی خشک ، زندگی قبیله ای و نیمه متمدن که بزرگترین شهرش مکه کمتر از10 هزار نفر جمعیت داشته !مطمئنا کمتر از 50 هزار نفر کل جمعیت آن بود چه برسد به داشتن این تعداد مرد جنگی!! در ضمن کل جمعیت ان روز بشر25 میلیون نفر تخمین زده میشدو عربستان از کم جمعیت ترین آنها بودتصویر
- حالا برفرض محال این همه نیروی جنگی را اعراب داشته باشند ، گرد اوری، سازماندهی و پشتیبانی این نیروی عظیم و همچنین به حرکت در آوردن آن برنامه ریزی طویل المدت و هزینه ی بسیار گزافی را طلب می کند که از توان بزرگترین امپراطوری های آن زمان برنمی امد چه برسد به مشتی عرب به تعبیر شما سوسمار خور!
- در ضمن به گفته ای شما و امثال شما ر آن زمان امپراطوری عظیم ،پیچیده و پیشرفته ای ساسانیان که یکی از دو قدرت زمان خود بود در ایران حکومت میکرد ، اما این امپراطوری مثل آب خورن مغلوب 20 هزار سپاهی عرب که توان رزمیشان کمتر از یک لژیون رومی بود ، شکست خورد!! حالا ما دم خروس را باور کنیم یا قسم عباس روتصویر!
من به شما بگم 20 هزار تن از نیروهای طالبان با کلاش رفتند و آمریکا رو تسخیر کردند! شما و هیچ فرد عاقلی این حرف را باور نمیکنید پس از من هم انتظار چنین حماقتی رو در مورد داستا نهای جذابتان نداشته باشید!تصویر
-در ضمن من در تمامی کتب معتبر تاریخی تعداد پاهیان عرب رو حداکثر 20هزار نفر در جنگ قادسیه ذکر کرده اند!
- بابک خرم دین هم یک ورژن داون گرید شده از کوروش است که جدیدا توسط پان ترکیست ها علم شده ! لطفا مطعالعات رو بیشتر کن!تصویر
- امیدوار تعصبات لجام گسیخته ای نژادی و قومیتی در وجود شما آنچنان نباشد که چشم خود را بر بسیاری ازحقایق ببندید! و ایرانیان را تافته ای جدا بافته از تمام اقوام دنیا بدانید و برای خود تاریخی 60 میلیون ساله سراسر اوج و عظمت خلق کنید! سعی کنید به دیگران و ملیت احترام بگذارید چون تمدن درخشان ایران زمین روی خرابه های تمدن آشور، بابا و عیلام ساخته شد!تصویر
هر آنکه برد زدانش توشه ای
جهانی ست بنشسته بر گوشه ای
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 934
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷, ۸:۲۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1043 بار
سپاس‌های دریافتی: 3151 بار

Re: سخنان تاریخی بابک خرمدین هنگامیکه اعراب دست و پایش را بریدند

پست توسط Mardaviz »

درود

از آن جایی که تاریخ را با دیدی انتقادی می نگرید بسیار مفید است ،بنده نیز در مذهب و تاریخ اسلام گفته های بسیاری دارم ،همان گونه که شما راحت برچسب شوونیست می زنید ،به ما هم برچسب خواهند زد.
نمی دانم چرا با مطالعه یادداشت شما به نظرم رسید تنها تکرار سخنان برخی از تناقض گویان مانند پورپیرار به ذهنم رسید.ولی به هر روی دوست من در نهایت این تاریخ نویس است که گذشته را بازسازی می کند، حال سوال این است که این بازسازی را تاریخ نویس درست ( بطور حقیقی) انجام می دهد و یا نادرست (بطور غیر حقیقی)“
در سایت آزادگان نامه خلیفه دوم اسلام ، عمر، به یزدگرد سوم ، آخرین پادشاه ساسانی، درج شده است و هم چنین جواب یزدگرد به نامه عمر. بطور قطع این یک نامه تخیلی است و عمر آنرا ننوشته است - نویسنده سایت ادعا می کند که نسخه اصلی نامه عمر در یک موزه در لندن نگهداری می شود. نه فقط از عمر، بلکه از سه خلیفه دیگر ( ابو بکر، عثمان و علی) نیز هیچ نوشته و یا سکهء ضرب شده ای، یافت نشده است.
هم چنین از قرن هفت میلاد ( قرن حکمرانی خلفای راشدین از تاریخ ۶۳۲ تا ۶۶۱ میلادی ) نوشته و یا سندی در دست نیست و برای آگاهی از حوادث این دوران باید به سکه ها و یا سنگ نبشته ها و یا به عبارتی کتیبه های موجود از این دوره مراجعه کرد.
مثلن نخستین سکه از خلفای عرب سکه های ضرب شده در استان فارس ( داراب ) از معاویه است . از معاویه نیز یک سنگ نبشته از سال 663 با نقش علامت صلیب (مسیح) در حمام شهر قدیمی یونانی - Gadara ” ام قیس در اردن ” وجود دارد. حکاکی صلیب بر روی سنگ نبشته توسط معاویه باعث تعجب تاریخ نویسان عرب گردیده است.

گزارش ها ، اخبار و حکایت های که امروز ما از قرن هفتم ( دوران خلفاء راشدین ) در اختیار داریم مابین سال های 750 تا 850 میلادی جمع آوری و به تحریر درآمدند. به امکان زیاد این اخبار و یا حکایت ها نخست بصورت پراکنده، کوتاه و بطور شفاهی در سرزمین های اعراب شایع بودند. این روایت ها را تاریخ نویسان عرب و ایرانی از اواسط قرن هشت همانند فتو مونتاژ به یکدیگر ارتباط دادند و بعنوان آثار تاریخی منتشر کردند. اولین اطلاعات از جنگ های عرب ها را - Al-Waqidi الواقدی ( وفات 822 )، بیش 150 سال بعد از جنگ های ایران و اعراب، بدون ارائه یک نسخه ( سند ) اصلی، به ما داده است. ولی تاریخ نویس عرب، البلاذری Al - Baladuris , وفات 892 ) نیز از فتوحات اعراب خبر داده است. البلاذری ادعا کرده که خود اسناد اصلی را دیده است.
(البته این که برخی از وقایع صد سال پس از وقوع نوشته شده اند به علت کامل نبودن خط عرب برای کتابت نیز بوده .در این مورد در تاپیک امیرالمونین توضیح کافی داده ام و نیاز به بازگویی نمی بینم)
بطور مثال بن عمر سه خبر مختلف از تعداد سربازان عرب در جنگ قادسیه و همچنین دو متن متفاوت از یک نامه که فرمانده ارتش اعراب (سعد بن وقاص ) برای عمر فرستاده است می دهد. پراکنده در نوشته های بن عمر از عملکرد افرادی که مدتی پیش در گذشته بودند نام برده می شود. طبری نیز اشاره به دو خبر مختلف از فتح اصفهان توسط اعراب می کند.
طبری به امکان خیلی زیاد این اخبار را از حامد بن سالاما ( Hammad B. Salama ) که در سال 784 وفات یافته نقل کرده است. بدین ترتیب خبر جنگ اصفهان برای اولین بار صد سال بعد از وقوع این درگیری نوشته شده است. همین خبر را البلاذری، ابو یوسف و مسعودی نیر در کتاب های خود درج کرده اند. خبر دوم طبری از جنگ اعراب در اصفهان بخوبی روش تاریخ نویسی نویسندگان ایرانی و عرب از جنگ های ایرانیان و اعراب را نشان می دهد.
شاید که مورخان عرب و یا ایرانی قرن 8 و 9 خاطرات نسل های گذشته ( حافظه جمعی ) از این جنگ ها را به تحریر در آورده باشند. حافظه جمعی مصون از گرایش های سیاسی نیست و در بیشتر مواقع این حافظه جمعی هویت جمعی را می سازد..
حافظه جمعی اعراب از جنگ ها و پیروزی ها در مقابل ایرانیان و بیزانس تا به امروز در میان عرب ها زنده است و فراموش نگردیده اند. اما در حافظه جمعی که از نسلی به نسل دیگری انتقال می یابد، یاد آوری هایی( افسانه، حکایت) از حوادثی و جود دارد ، که رخ نداده اند.حافظه جمعی بیشتر ساخته می شود تا اینکه خود ساخته شود و به شکل گرفتن هویت ملی ( اعراب) نیز کمک می کند.
اولین سوالی که برای تاریخ نویس در رابطه با یک سند تاریخی مطرح می شود این است که چه شخصی این سند را و در چه زمانی نوشته است. آیا نویسنده خود شاهد اتفاق تاریخی ( در این جا : جنگ ) بوده است و یا اینکه خبر جنگ را از شخص دیگری شنیده است ، بدین معنا که خبر دست اول است، دست دوم و یا نسل های بعدی این خبر را به نویسنده سند داده اند. تاریخ نویسی با مقایسه اخبار شاهدان عینی از حادثه تاریخی شروع می شود و به هر اندازه که فاصله زمان نگارش حادثه تاریخی از خود حادثه دور تر می شود به همان اندازه نیز حقیقت و یا واقعیت خبر مورد سوال قرار می گیرد.
مثلن ماخذ نخستین از جنگ اول جهانی می بایست مابین سال های 1914 تا 1918 به تحریر در آمده باشد.
در حوزه اسلام شناسی نیز تاریخ اسلام را، تنها با تکیه بر نوشتار های قرون ۹ و ۱۰ میلادی و به عبارتی قرون ٣ و ۴ هجری توضیح می دهد. چرا که هیچ منابع کتبی و تاریخی مربوط به پیامبر و دین اسلام در دو قرن اولیه در دست نمی باشد.
به همین دلیل برخی پژوهشگران به این نتیجه میرسند که پیدایش و تشکیل دین اسلام بر خلاف اعتقاد مسلمین و اسلام شناسی کلاسیک، مربوط به قرن ۹ میلادی یا به عبارتی قرن سوم هجری است.
پیچیدگی های تاریخی بسیاری در آن زمان وجود داشته است که برای روشن شدن آن به همکاری بسیاری از متخصصان مختلف از جمله فیلولو گ ها ( زبان شنا سی تاریخی – تطبیفی) ، متخصصان زبان شناسی در حوزه زبان سامی ، متخصصان سکه شناسی ( سکه هایی که در آن زمان ضرب شده اند) توجه به امپراتوری ساسا نیان و بیزانس و حرکنها و جنبش های مذهبی و فرهنگی آن زمان و ... نیاز داریم.و این امر برخی رخدادها را به ثبوت رسانده.

ما اگر حتا نوشته های مورخان ایرانی و عرب را با تردید بنگریم با مراجعه به منابع تاریخی مربوط به همان زمان یعنی مورخان بیزانس و مصری بسیاری از مسائل تایید می گردد آنان علیرغم آنکه از یک امپراطوری عرب نام می برند و لی در هیچ آثاری سخن از یک دین مستقل و یا اسلام نیست. از قوم عرب نیز تحت عنوان غارت کننده از آنان یاد شده است.
حال باید تا کشفیات جدید چشم انتظار بود.و از رد یا یک طرفه به قاضی رفتن اجتناب نمود.
زیرا بسیاری از مسائل دیگر که من مایل به بازگویی شان نیستم نیز سند شان هم زمان نیست.

پیروز و پاینده باشید
مرداویز.م
Work hard in silence
Let your success
Be your noise
قفل شده

بازگشت به “تاريخ ايران”