سلام دوستان
وقتی سرباز بودم در مرز ایران افغانستان هنگ مرزی تایباد گروهان مرزی سمیع آباد پاسگاه مرزی پوسف خان جنوبی بودم
من تو مرز سر اکیپ کمین بودم با سه یا چهار تا سرباز هر روز از ساعت 5 بعد ازظهر تا فردا صبح ساعت 6 به کمین میرفتیم تا اگه گروهای افغانی با بار مواد مخدر اومد بزنیمشون ونزاریم از مرز رد بش
ما تو بیسم رمزهایی داشتیم که اینجا میخوام براتون بنویسم البته تا الان این اسمها تغییر کردن برا همین میزارم
***
اسم رمزها در مرز
مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اسم رمزها در مرز
مرزی که من بودم مرز آبی بود یعنی رودخانه هریرود مرز بین ایران افغانستان بود
***
البته mp4 برده بودم مرز فرمانده گروهان ازم گرفت البته بعدش ازش پس گرفتم این عکسها رو بعدا گرفتم
این عکسها رو خودم گرفتم هم خودم درستشون کردم با فشنگ کلاش
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
***
البته mp4 برده بودم مرز فرمانده گروهان ازم گرفت البته بعدش ازش پس گرفتم این عکسها رو بعدا گرفتم
این عکسها رو خودم گرفتم هم خودم درستشون کردم با فشنگ کلاش
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 2755
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۵, ۱۲:۴۶ ب.ظ
- محل اقامت: شیراز
- سپاسهای ارسالی: 22364 بار
- سپاسهای دریافتی: 5559 بار
Re: اسم رمزها در مرز
یک خورده از خاطراتت هم تعریف کن من خیلی با این خاطرات حال میکنم
چون دوست داشتم که اونجا می بودم و از نزدیک این صحنه ها رو میدیدم حتی اگه بلای جونم بشه
چون دوست داشتم که اونجا می بودم و از نزدیک این صحنه ها رو میدیدم حتی اگه بلای جونم بشه
پروانه نیستم که به یک شعله جان دهم / شمعم که سوزم و دودی نیاورم
گــــــــــــــــاهی تــــــــــــــاوان شیــــــــــر بودن قـــفس اســـت ...
امــــــــا شـــــغال هــــا در شـــــهــــر آزاد مـــــیگـــــــردنــــــــــد ... !
به زودی تعمیرکار لب تاپ می شم
گــــــــــــــــاهی تــــــــــــــاوان شیــــــــــر بودن قـــفس اســـت ...
امــــــــا شـــــغال هــــا در شـــــهــــر آزاد مـــــیگـــــــردنــــــــــد ... !
به زودی تعمیرکار لب تاپ می شم


- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اسم رمزها در مرز
چشم دوست عزیز
این اولین درگیری من بود البته درگیری غیر مستقیم
یه بار وقتی ساعت 5 بعد از ظهر داشتیم شام میخوردیم از مرکز اعلام کردن مخبرها اعلام کردن که قراره از بین پاسگاه ما و پاسگاه که در همسایگی ما بود 17 تا افغانی بار بیارن
از این اطلاعات زیاد میدادن ولی کم اتفاق می افتداد
اینم از شانس بد من بود.....
ماهم حاضر شدیم برا کمین رفتن لباسمونو پوشیدیم اسلحه ها رو گرفتیم رفتیم برا کمین همش تو بیسیم اعلام میکردنو و دستورات هوشیاری میدادن میگفتن از طرف مهدی (فرمانده هنگ مرزی تایباد)اعلام میکنن
ما هم تو کمین منتظر افغانی ها بودیم که یهو اعلام کردن 213 (کد من تو مرز 213 بود) 200 متریت 17 تا افغانی هستش(فرمانده گروهان ما همیشه دو ساعت بعد از اینکه ما می رفتیم کمین با ماشین می اومد هم مرز هم کمینا رو کنترل میکرد همیشه 2 سرباز و دوتا کادری همراهش بودن که سربازا با یه چراغ که نور قوی داشت مینداختن طرف مرز و کادری ها هم با یه دوربین حرارتی مرز رو نگاه میکردن)این فرمانده ما اود از کمین ما رد شد رفت بعد 2 دقیقه یهو گفت 200 متریت افغانی هستش ما هم تا به خودمون بجونبیم درگیری شروع شد ما هم پشت درگیری بودیم البته فرماندمون گفت که کمین ما تو درگیری نباشه فقط پوشش بدیم ما هم از کمین فرار کردیم رفتیم کمین کفی که کف زمین بود همین طور که داشتیم فرار می کردیم گلوله ها به طرف ما می اومدن صدای رد شدن گلوله ها رو میشد شنید اما انگار ما اونجا نبودین هیچ کدوم به ما نمیخورد افغانی ها همیشه اول در گیری رسام میزنن تا بترسونن ما همه که خودمونو گم کرده بودیم بالاخره به کمین کفی رسیدیم داشتیم درگیری رو نگاه میکردیم که دو تا پشت سر هم آر پی جی زدن طرف ماشین فرماندمون خدا رو شکر هیچ کدوم به ماشین نخورد ولی یکی به 10 متریکمین فرماندمون خورد که دیگه صدایی نیومد منم تو بیسیم هی صدا میزدم امید الف امید الف 213 213 ولی جواب نمیداد نگران شدیم خاستیم بریم طرفشون ولی میترسیدیم که افغانی هنوز اونجا باشن بعد 10 دقیقه امید الف خودش تو بیسیم اعلام کرد به پاسگاه از طریق بیسیم بگن که آمبولانس بیاد بعد یه مدتی آمبولانس اومد امید الف رو برد ما هم بعد اون درگیری نوبتی پست میدادیم تا صبح شد رفتیم محل درگیری اون جاهایی که آر پی جی زده بودن ترکشهای آر پی جی هنوز یکمش اونجا بود یکی از ترکشهارو به عنوان یادگادری برداشتم بعد رفتیم اون ور سیم خاردارا تا ببینیم افغانی ها بارا شونو انداختن یا نه که فقط دو تا خشاب انداخته بودم و کلی هم رد پا
این اولین درگیری من بود البته درگیری غیر مستقیم
یه بار وقتی ساعت 5 بعد از ظهر داشتیم شام میخوردیم از مرکز اعلام کردن مخبرها اعلام کردن که قراره از بین پاسگاه ما و پاسگاه که در همسایگی ما بود 17 تا افغانی بار بیارن
از این اطلاعات زیاد میدادن ولی کم اتفاق می افتداد
اینم از شانس بد من بود.....
ماهم حاضر شدیم برا کمین رفتن لباسمونو پوشیدیم اسلحه ها رو گرفتیم رفتیم برا کمین همش تو بیسیم اعلام میکردنو و دستورات هوشیاری میدادن میگفتن از طرف مهدی (فرمانده هنگ مرزی تایباد)اعلام میکنن
ما هم تو کمین منتظر افغانی ها بودیم که یهو اعلام کردن 213 (کد من تو مرز 213 بود) 200 متریت 17 تا افغانی هستش(فرمانده گروهان ما همیشه دو ساعت بعد از اینکه ما می رفتیم کمین با ماشین می اومد هم مرز هم کمینا رو کنترل میکرد همیشه 2 سرباز و دوتا کادری همراهش بودن که سربازا با یه چراغ که نور قوی داشت مینداختن طرف مرز و کادری ها هم با یه دوربین حرارتی مرز رو نگاه میکردن)این فرمانده ما اود از کمین ما رد شد رفت بعد 2 دقیقه یهو گفت 200 متریت افغانی هستش ما هم تا به خودمون بجونبیم درگیری شروع شد ما هم پشت درگیری بودیم البته فرماندمون گفت که کمین ما تو درگیری نباشه فقط پوشش بدیم ما هم از کمین فرار کردیم رفتیم کمین کفی که کف زمین بود همین طور که داشتیم فرار می کردیم گلوله ها به طرف ما می اومدن صدای رد شدن گلوله ها رو میشد شنید اما انگار ما اونجا نبودین هیچ کدوم به ما نمیخورد افغانی ها همیشه اول در گیری رسام میزنن تا بترسونن ما همه که خودمونو گم کرده بودیم بالاخره به کمین کفی رسیدیم داشتیم درگیری رو نگاه میکردیم که دو تا پشت سر هم آر پی جی زدن طرف ماشین فرماندمون خدا رو شکر هیچ کدوم به ماشین نخورد ولی یکی به 10 متریکمین فرماندمون خورد که دیگه صدایی نیومد منم تو بیسیم هی صدا میزدم امید الف امید الف 213 213 ولی جواب نمیداد نگران شدیم خاستیم بریم طرفشون ولی میترسیدیم که افغانی هنوز اونجا باشن بعد 10 دقیقه امید الف خودش تو بیسیم اعلام کرد به پاسگاه از طریق بیسیم بگن که آمبولانس بیاد بعد یه مدتی آمبولانس اومد امید الف رو برد ما هم بعد اون درگیری نوبتی پست میدادیم تا صبح شد رفتیم محل درگیری اون جاهایی که آر پی جی زده بودن ترکشهای آر پی جی هنوز یکمش اونجا بود یکی از ترکشهارو به عنوان یادگادری برداشتم بعد رفتیم اون ور سیم خاردارا تا ببینیم افغانی ها بارا شونو انداختن یا نه که فقط دو تا خشاب انداخته بودم و کلی هم رد پا

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اسم رمزها در مرز
خاطرات زیاد هستش وقتی خاطرات رو مینویسم به یاد مرز می اوفتم درسته که سختی داره دوری از خانواده داره اما برا من شیرین بود
وفتی از خونه با هام تماس میگرفتن میگفتن سخت که نیست میگفتم نه به خدا برا من مثل هتله
وفتی برا کمین حاضر میشدیم از زیر قرآن رد میشیدیم بعضی مواقع روبوسی هم میکردیم
وفتی از خونه با هام تماس میگرفتن میگفتن سخت که نیست میگفتم نه به خدا برا من مثل هتله
وفتی برا کمین حاضر میشدیم از زیر قرآن رد میشیدیم بعضی مواقع روبوسی هم میکردیم

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اسم رمزها در مرز
یه خاطره
تو کمین نشسته بودیم که صدای انفجار اومد که برا آر پی جی بود اطرافو نگاه کردیم دیدیم طرف افغانی ها عروسی هستش (روبروی پاسگاه ما اون طرف مرز روستای افغانی ها بود که اسمش کمانه چسبیده بود به مرز بود)عوضی ها تو عروسی هاشون آر پی جی میزدن بعد رسام زدن خیلی خوشگل بود تو آسمون شب رسام میزدن به صورت حلال اس s مانند خلاصه ما اون شب حال کردیم صداشون هم می اومد
تو کمین نشسته بودیم که صدای انفجار اومد که برا آر پی جی بود اطرافو نگاه کردیم دیدیم طرف افغانی ها عروسی هستش (روبروی پاسگاه ما اون طرف مرز روستای افغانی ها بود که اسمش کمانه چسبیده بود به مرز بود)عوضی ها تو عروسی هاشون آر پی جی میزدن بعد رسام زدن خیلی خوشگل بود تو آسمون شب رسام میزدن به صورت حلال اس s مانند خلاصه ما اون شب حال کردیم صداشون هم می اومد

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اسم رمزها در مرز
حتما این کلیپ دردناک رو در مورد مرز و اشرار که باعث به شهادت رسیدن سربازان و تعدادی کادری هستش رو دانلود کنید و ببینید
[External Link Removed for Guests]
برا همین خدا رو شکر میکنم تو کمین گیر این افغانی های نامرد نیوفتادم
[External Link Removed for Guests]
برا همین خدا رو شکر میکنم تو کمین گیر این افغانی های نامرد نیوفتادم

- پست: 2659
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
- محل اقامت: روبروی شما
- سپاسهای ارسالی: 2234 بار
- سپاسهای دریافتی: 14097 بار
Re: اسم رمزها در مرز
وقتی برا پاکسازی و گشت به رودخانه هریرود میرفتیم از فرماندومون اجازه میگرفتیم که پامونو تو خاک افغانستان بزاریم خیلی حال میداد وقتی بر میگشتیم پاسگاه میگفتیم از خارج اومدیم رفتیم تو خاک افغانستان
تو خدمت سربازی بری خارج حال میده

تو خدمت سربازی بری خارج حال میده


-
- پست: 179
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۵:۴۹ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 9 بار
- سپاسهای دریافتی: 24 بار
- تماس:
Re: اسم رمزها در مرز
فکر می کنید نوشتن این کد رمز ها به چه کسانی جز همونهایی که شما باهاشون می جنگیدین ، کمک کنه ؟
یا لثارات الحسین
ظهور نزدیک است
[External Link Removed for Guests]
ظهور نزدیک است
[External Link Removed for Guests]

