نفتكش ها چشم انداز جديدى را بهوجود آورد كه بيانگر تشديد درگيرى و مقدمه جنگ دريايى بود. بعد از آغازجنگ در سال ۱۳۵۹ جنگ نفتكش ها با ساختار كلى جنگ در خليج فارس چنان درآميخته بود كه تفكيك جنگ دريايى از روند كلى جنگ غير ممكن بود. نخستين بار عراق به ترمينال نفتىايران در جزيره خارك در ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۰ ميلادى (۲ مهر ۱۳۵۹) حمله كرد وبيست روز بعد تعدادى از مخازن سوخت را در تهران مورد حمله قرار داد و قبلاز آن نيز ۱۵۰ مخزن ذخيره نفت را در آبادان به آتش كشيد. حمله به ميداننفتى نوروز كه يكى از ۳ ميدان نفتى مهرگان و نزديكترين حوزه نفتى فلاتقاره ايران به جبهه جنگ بود؛ نيز مورد اصابت موشك هاى دشمن واقع شد كه براثر تخريب لوله اصلى و نابودى كامل سكو باعث نشت روزانه ۲ تا ۲ هزار وپانصد بشكه نفت به آبهاى خليج فارس شد. تهاجمات عراق به سكوهاى نفتى،توليد پالايشگاه هاى آبادان، تهران، شيراز و كرمانشاه را به كمتراز نصفتقليل داد. در عين حال، آنچه «جنگ نفتكش ها» ناميده شد تأثير ويژه اى برآغاز جنگ در خليج فارس داشت.
تمايل عراق به گسترش جنگ با حمله به اهداف استراتژيك ايران در جزيره خاركو كشتى هاى در حال بارگيرى يا تردد به اين جزيره، نمايان شد.
جنگ نفتكش ها با عمليات رمضان و حمله عراق به جزيره خارك شروع و در تعييننتيجه نهايى جنگ ايران و عراق به عاملى تحريك كننده تبديل شد. بدين صورتكه پس از ناكامى نخست عراق در حمله به خارك در سال هاى ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ دورجديدى از حملات عراق از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و آنچه مورد نظر عراق بود درواقع در سال ۱۳۶۵ تحقق يافت و پيامدهاى آن با اسكورت نفتكش ها در سال ۱۳۶۶آشكار گرديد و جنگ براثر گسترش و تشديد آن با مداخله قدرت هاى بزرگ در سال۱۳۶۷ به پايان رسيد. تا پايان سال ۶۲ همه تلاش هاى عراق بر اين موضوعمتمركز بود كه كارايى جزيره خارك را براى صدور نفت ايران مختل كند، ولىتعد د نقاط بارگيرى كه براى ۶/۵ ميليون بشكه در روز طراحى شده بود - وتأسيسات محافظت شده، به ايران اجازه مى داد از هدر رفتن نفت جلوگيرى كند وبلافاصله از يك نقطه بارگيرى به نقطه ديگر روى آورد. نقاط بارگيرى مورداصابت قرار گرفته نيز نسبتاً به راحتى تعمير مى شدند و اين امر تلاش عراقرا براى وارد آوردن آسيب بعدى براى اخلال يا توقف كامل صادرات نفت ايرانبا شكست همراه كرد. اما از سال ۱۳۶۳ به بعد تحولى در وضعيت منطقه ايجادشد؛ زيرا عراقى ها براى قطع صادرات نفت ايران حوزه عملياتى را تا منطقهشمال قطر گسترش دادند و به صورت آشكار از دولت فرانسه هواپيماى «سوپراتاندارد» و موشك هاى « اگزوست» دريافت كردند تا توان دريايى خود راافزايش دهند. پيش از اين، عراقى ها با موشك هاى ساحل به دريا يا باهواپيما و هلى كوپتر هاى معمولى به اهداف دريايى حمله مى كردند، اگر چهاين حملات دقيق نبود، اما عراقى ها با گرفتن موشك هاى ضد كشتى اگزوست، كهقيمت هر يك از آنها بيش از يك ميليون دلار بود، فعاليت گسترده اى را آغازكردند و در مجموع تا پايان جنگ از يكهزار و ۲۰۰ فروند موشك اگزوست استفادهكردند.
عراق براى تحقق اهداف خود در حمله به تأسيسات نفتى و نفتكش هاى ايران، بهسلاح هاى جديد و گسترش عمليات هوايى نياز داشت. به اين منظور، طارق عزيزدر پايان سال ۱۳۶۲ تقاضاى خريد پنج فروند هواپيماى «سوپر اتاندارد»، مجهزبه موشك هاى «اگزوست» را تسليم پاريس كرد. فرانسه اجازه داد خلبانان عراقىبه طور محرمانه در يك پايگاه هوايى فرانسه در حوالى شهر «برست» آموزشببينند. هواپيماى سوپر اتاندارد كه على رغم اعتراض هاى ايران به عراقتحويل داده شد، نيروى هوايى عراق را متحول كرد. به نوشته يكى از نشريه هاىآمريكايى، به نقل از منبع خود در وزارت دفاع فرانسه، حتى خلبانان فرانسوىنيروهاى عراقى را در جنگ نفتكش ها يارى دادند.
مرحله جديد حملات عراق در سال هاى ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ متعاقب روابط جديد عراق باآمريكا آغاز شد و در نتيجه عراق سطح استراتژى حمله به اهداف مهم خود راارتقا داد. در اين مرحله، تجهيزات ارسالى به عراق از نظر حجم و كيفيتتغييرات اساسى كرد. فرانسه به درخواست هاى جديد عراق براى دريافت ۲۴ فروندميراژ پاسخ مثبت داد. تحويل هواپيماهاى ميراژ اف-۱ توانايى نيروى هوايىعراق را براى هدف قرار دادن خطوط حمل و نقل دريايى و بويژه خطوط نفتىايران افزايش داد و همين امر باعث شد تا براى نخستين بار اين هواپيماها بهپالايشگاه اصفهان حمله و آن را بمباران كردند.
عراقى ها همچنين پالايشگاه نفت تبريز را در مرداد ۱۳۶۵ بمباران كردند.حملات عراق به جزيره لارك و سيرى در تابستان سال ۱۳۶۵ بيان كننده تحولاساسى در حملات هوايى عراق و استفاده از روش سوختگيرى در آسمان براى حملهبه اهداف در عمق خاك ايران بود.
در جنگ نفتكش ها در حالى كه در ۳ سال اول جنگ فقط به ۴۸ كشتى بازرگانىحمله شده بود، در سال ۱۳۶۳ به ۷۱ كشتى بازرگانى حمله شد و در سال هاى ۶۴ و۶۵ در مجموع بيش از ۱۲۰ هدف مورد حمله قرار گرفت.همچنين تلفات انسانى ناشىاز اين حملات در سال هاى ۶۳ تا ۶۵ به ۱۷۸ نفر رسيد.
عراق با حمله به نفتكش ها و تأسيسات نفتى، موجب كاهش صادرات ايران شد.
ايران در سال ۱۳۶۳ به ميزان ۱/۳۶ ميليون بشكه، سال ۶۴ به ميزان ۱/۸ميليون بشكه و در سال ۶۵ به ميزان ۱/۵ ميليون بشكه نفت در روز صادر كرد.در آمد نفتى ايران ۱۰/۹ ميليارد دلار در سال ۱۳۶۳ و ۱۲/۵۹ ميليارد دلاردر سال ۶۴ و ۶/۸۱ ميليارد دلار در سال ۶۵ بود.
در سال ۱۳۶۵ علاوه بر كاهش صدور نفت ايران، به دليل كاهش قيمت نفت عملاًدرآمد نفتى ايران، به كمترين ميزان در سال هاى جنگ رسيد. در نتيجه، ايرانعلاوه بر تحمل هزينه هاى بسيار، مجبور شد در قيمت نفت تخفيف هاى زيادىبدهد تا با امكان ادامه فروش ، همچنان از درآمدهاى نفتى برخوردار شود.
مقابله به مثل در جنگ نفتكش ها
سياست ايران درباره مردم عراق و تفكيك مردم از حكومت بعث و همچنين نقشتاريخى ثبات بخشى ايران در خليج فارس و نياز به امنيت در منطقه براى صدورنفت، موجب شد تا ابتدا در برابر حملات عراق به نفتكش ها و شهرها هيچواكنشى نشان ندهد، ولى ضرورت جلوگيرى از افزايش فشار عراق به ايران وبازداشتن آن كشور موجب شد تا سياست مقابله به مثل را اتخاذ كند.
سياست مقابله به مثل در خليج فارس از سال ۱۳۶۳ آغاز شد. چنانكه در سال هاى۶۱ و ۶۲ باوجود حملات عراق به خارك و نفتكش ها (دركل ۳۸ مورد) ايران هيچواكنشى از خود نشان نداد، تا اين كه از نيمه دوم سال ۱۳۶۲ با انتشار گزارشتحويل هواپيماى «سوپر اتاندارد» به عراق، نگرانى ايران افزايش يافت. در آنزمان نخست وزير وقت مهندس موسوى گفته بود: «اگر خليج فارس براى ايران ناامن شود، براى همه كشورها نا امن خواهد شد.» از اين رو ايران با هدفبازدارندگى، موضوع مسدود كردن تنگه هرمز را مطرح كرد.» امام راحل نيز خطاببه كشورهاى منطقه و كشورهايى كه از نفت استفاده مى كنند هشدار داد دولتايران با قدرت تنگه هرمز را مسدود مى كند، اما نظر به اين كه ماهيت سياستهاى آشوب طلبانه حزب بعث- به دليل نگرانى از شكست در جنگ- منشأ بحرانآفرينى در خليج فارس ارزيابى مى شد لذا از قرار گرفتن در مسير سياست هاىعراق اجتناب شد و به همين دليل ايران در تحليلى كه از اهداف و ماهيت سياستهاى عراق داشت به جاى مسدود كردن تنگه هرمز سياست جديدى را اتخاذ كرد و درارديبهشت ۶۳ نخستين مقابله به مثل ايران، حمله به نفتكش دشمنى بود. در اينمرحله از اقدام هاى دريايى و هوايى ارتش استفاده مى شد و طبق آمارهاىموجود در مجموع در سال۶۳ عراق به ۵۳ نفتكش ايرانى حمله كرد در حالى كهواكنش ايران حمله به ۱۸ نفتكش عراقى بود.
در تابستان سال۱۳۶۴ عراق موج جديدى از حملات گسترده را به خارك از سرگرفت؛ چنانكه شصت بار حمله هوايى در اين دوره شش ماهه به ثبت رسيد. با اينحملات، نگرانى هاى ايران تشديد شد؛ زيرا علاوه بر خساراتى كه متحمل شدهبود سياست مقابله به مثل تأثير چندانى نداشت. در اين مرحله عراق ۳۳ نفتكشو ايران ۱۴ نفتكش را مورد هدف قرار دادند. در نتيجه ايران بازرسى از كشتىها را در تنگه هرمز آغاز كرد.
ايران براى بار ديگر سياست هاى خود را براى دشمنان اعلام كرد: «روزى كه مانتوانيم از خليج فارس نفت صادر كنيم، خليج فارس براى هيچ كس نبايد آمادهصدور نفت باشد. اگر يك كشتى از ما زده شود، كشتى هاى ديگرى هم زده مى شود،حالا از هر كس مى خواهد باشد.»
در شهريور۱۳۶۴ فرمان امام (ره) براى تشكيل سه نيرو در سپاه نقطه عطفى درگسترش فعاليت هاى سپاه در منطقه خليج فارس بود تا با امكانات كم و با روشهاى جديد و كم هزينه سياست هاى مقابله به مثل را دنبال كند.
در سال۱۳۶۵ سپاه مقابله به مثل را آغاز كرد. در حالى كه عراق به ۶۶ نفتكشحمله كرد. ايران ۴۱ نفتكش را مورد حمله قرار داد. در واقع تعداد حملات درسال۶۴ فقط ۴۷ مورد بود ولى در سال بعد به يكصد و هفت مورد افزايش يافت.علاوه بر اين، سپاه در سال،۶۵با عمليات كربلاى،۳ اسكله العميه را تصرف وعراق را براى مدتى از اين پايگاه دريايى محروم كرد.
در همان سال به موازات حمله به نفتكش ها در مقايسه با سال قبل، قيمت نفتنيز به طور بى سابقه اى كاهش يافت، چنان كه از ۲۶دلار به ۶دلار رسيد.درآمد ارزى ايران در اين سال فقط شش ميليارد دلار بود كه بخش اعظم آن براىادامه جنگ استفاده مى شد.
حضور آمريكا در خليج فارس
موقعيت نظامى ايران پس از تصرف منطقه فاو، كويت را نگران كرد كه ايراننسبت به حمايت هاى آن كشور از عراق واكنش نشان دهد و در وضعيتى كه ايرانپيروزى جديدى در منطقه شرق بصره به دست آورد و عراق مرحله سوم جنگ نفتكشها را شروع كرده بود دولت كويت در تاريخ سيزده ژانويه۱۹۸۷م (۲۳ دى۱۳۶۵) ازسفارت آمريكا خواست تا نفتكش هاى كويت با نصب پرچم آمريكا از حمايت دريايىاين كشور برخوردار شوند. كويت به شوروى نيز درخواست مشابهى داد. ابتداايالات متحده واكنش خاصى نسبت به اين خواست نشان نداد، اما وقتى واشنگتندانست شوروى حاضر شده است پرچم خود را روى يازده كشتى كويتى نصب كند،بلافاصله پذيرفت آن يازده كشتى را زير پرچم خود محافظت كند. از اين رو درتاريخ ۲۱جولاى ۱۹۸۷ (۳۰ تير۱۳۶۶) نخستين پرچم آمريكا بر نفتكش هاى كويتىبرافراشته شد و نخستين كاروان (تحت اسكورت) براساس برنامه ريزى زمان بندىشده در ۲۲جولاى (۳۱تير ۶۶) وارد خليج فارس شد. برخورد نفتكش «بريجتون» بامين، پيش درآمد برخوردهاى ميان نيروهاى ايران و آمريكا بود، چنانكه درهشتم اكتبر (شانزده مهر۶۶) بالگردهاى آمريكايى به قايق هاى ايرانىتيراندازى كردند و متقابلاً ايران نيز اعلام كرد در تاريخ ۲۲نوامبر (اولآذر) به چهار فروند بالگرد آمريكا تيراندازى كرده است. آمريكا همچنينسكوهاى نفتى ايران را مورد تهاجم قرار داد.برخى از تحليلگران معتقدندحادثه كشتى «بريجتون» از لحاظ سياسى به ضرر آمريكا تمام شد و اگر ايراناقدام تلافى جويانه انجام مى داد اين ضرر بيشتر مى شد. در هر صورت درگيرىايران و آمريكا با حملات متقابل ادامه يافت. در اين مرحله، گرچه آمريكاهدفش اسكورت نفتكش ها و تأمين امنيت آمد و شد كشتى ها در خليج فارس بود،ولى آمارها نشان مى دهد دامنه درگيرى ها با گذشت زمان رو به افزايشگذاشت.در حالى كه در سال ۱۹۸۶م (۱۳۶۵) در مجموع به يكصد و يازده هدفدريايى حمله شد، ولى در سال۱۹۸۷م (۱۳۶۶) اين آمار به ۱۷۹ هدف افزايش يافت،كه از اين تعداد ۸۸هدف را عراق و ۹۱ هدف را ايران مورد حمله قرار داد درحالى كه اين آمار در سال قبل، ۶۶هدف از سوى عراق و ۴۵ هدف از سوى ايرانبود. علاوه بر اين، انفجار دفتر هواپيمايى «پان امريكن» در كويت و اصابتموشك به بندر الاحمدى كويت نشان داد، حضور آمريكا به دليل اهداف و ماهيتآن، ناامنى بيشترى را به دنبال دارد. بسيارى از ناظران و تحليلگران،رويارويى ايران و آمريكا را نشان دهنده فشار آمريكا و متحدانش براىواداشتن ايران به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ و ترك عمليات نظامى و ورود به مرحلهسياسى و ديپلماسى عنوان كردند.
سرانجام با تصويب قطعنامه۵۹۸ در تاريخ ۳۰تير ۱۳۶۶ در شوراى امنيت سازمانملل، روند درگيرى در منطقه خليج فارس در زمستان ۱۳۶۶ روبه كاهش گذاشت. يكىاز عوامل مهم در پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى ايران، تغيير استراتژى حمايتمستقيم از صدام، تحت پوشش حفظ صلح و امنيت بين المللى در خليج فارس وجلوگيرى از تبليغات جهانى برضد ايران وجنگ طلب دانستن اين كشور بود.
منابع:
منصورى لاريجانى، اسماعيل، تاريخ دفاع مقدس
دروديان، محمد، نقد و بررسى روند پايان جنگ
اسكندرى، محمد، جنگ تحميلى از ديدگاه حقوق بين الملل
منبع سایت ساجد
نبرد نفتکش ها
مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

- پست: 879
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
- محل اقامت: سلماس
- سپاسهای ارسالی: 1256 بار
- سپاسهای دریافتی: 1595 بار
Re: نبرد نفتکش ها
[HIGHLIGHT=#ff0000] [HIGHLIGHT=#ff0000]جنگ شهرها و نفتکش ها و ماجرای مک فارلین
بدون ترديد، مقطع تاريخي عمليات والفجر 8 تا کربلاي 4 را مي توان مشکلترين و در عين حال، پربارترين سال هاي جنگ تحميلي ناميد. شرايط حاد سياسيو اقتصادي تحميل شده از سوي دشمنان جهاني انقلاب اسلامي، در اين سال،بيشترين تهديدها و طاقت فرساترين فشارها را متوجه مسوولان جنگ کرده،تنگناهايي عمده را - که در وهله اول به نظر بن بست آفرين مي آمد - به وجودآورد. در اين ميان، پيروزي «فاو»، نه تنها به عنوان يک عامل قوي حفظموازنه همچنان خود را نشان مي داد، بلکه به رغم تمامي تلاش هاي دشمن درعرصه تبليغات و سياست جهاني، جمهوري اسلامي در ترسيم معادلات نظامي توسطتحليلگران در وضعيتي برتر قرار داشت. مقاله حاضر با نگاهي اجمالي به کلياتحوادث اين مقطع مي پردازد.
عمليات والفجر 8
عملياتوالفجر 8 را که سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طرح ريزي کرد و به اجرادرآورد و منجر به فتح فاو و پيدايش شرايط جديد سياسي - نظامي در جنگ شد،عمدتاً از دو ويژگي برخوردار بود:
1- پيچيدگي عمليات عبور از رودخانه که در نوع خود در جنگ تحميلي بي نظير بود.
2- توانايي و قابليت رزمندگان اسلام در تامين منطقه متصرفه، به رغم اعمال فشار سنگين دشمن.
قطعاًزمين منطقه عملياتي خيبر و بدر در مقايسه با منطقه عملياتي فاو از نظرنزديکي به شهر بصره، به عنوان هدف استراتژيک جنگ در منطقه جنوب، به مراتباز اهميت بيشتري برخوردار بود، ليکن وجه تمايز عمليات فاو با عمليات هايپيشين، به ويژه خيبر و بدر، عمدتاً به دليل پيچيدگي عمليات و تامين کاملمنطقه تصرف شده بود. همچنين حضور قدرتمندانه در شمال خاک کويت از ويژگيهاي بارز عمليات والفجر 8 محسوب مي شد و همين امر اثرات تعيين کننده يي رابه لحاظ نظامي و سياسي در آن مقطع از جنگ برجاي نهاد. تلاش هاي اوليه عراقبراي باز پس گيري فاو و لطمه زدن به موقعيت برتر سياسي - نظامي جمهورياسلامي، به رغم اجراي ضدحمله هاي مکرر در طول 75 روز جنگ، با موفقيت همراهنبود: ولي براي همين عراق تدريجاً حضور رزمندگان اسلام در منطقه فاو راباور کرد و تلاش براي باز پس گيري منطقه را به زمان ديگري موکول کرد.
دفاع متحرک دشمن
پساز سقوط فاو که موازنه سياسي -نظامي جنگ را به نفع جمهوري اسلامي تغييرداد، ارتش عراق با انتخاب شيوه يي جديد، درصدد برآمد از لاک دفاعي بيرونآمده و شيوه هجومي اتخاذ کند. قبل از اين، پس از عمليات خيبر، دشمن يک بارديگر چنين شيوه يي را با وسعت بسيار محدودتري در هورالهويزه به کار بردهبود. اما اين بار دفاع فعال عراق از دامنه وسيع تر و ابعاد جديدتريبرخوردار بود. مهم ترين دلايل رژيم عراق از اتخاذ چنين شيوه يي عبارتبودند از:1- جبران بخشي از شکست سياسي در فاو 2- خارج شدن از انفعال و بهدست گرفتن ابتکار عمل 3- بازسازي روحي - رواني نظاميان و حل مشکل افکارعمومي 4- تجزيه بيشتر توان سپاه و ممانعت از انجام عمليات آينده.دفاعمتحرک با زمينه هايي که در عقب راندن نيروهاي خودي در منطقه والفجر 9 بهدست آمده بود، شکل گرفت. اين اقدام از 16 اسفند 1364 شروع شد و در 27ارديبهشت 1365 و با اشغال شهر مهران به اوج خود رسيد و عراق با موفقيتي کهدر اين حمله به دست آورد، جرات يافت اتخاذ استراتژي جديدي موسوم به «دفاعمتحرک» را اعلام کند: دشمن در تبليغات خود اعلام مي کرد که تنها در مقابلعقب نشيني جمهوري اسلامي از مناطق عراق، به ويژه فاو، مهران را پس خواهدداد.
ضرورت انجام عمليات هاي محدود
دوعامل باعث شد تا سپاه که بيشتر در فکر آماده سازي عمليات گسترده بعدي بودضمن بازنگري مجدد به خطوط پدافندي نيروهاي خودي، عمليات هاي محدود راسرلوحه برنامه هاي خود قرار دهد. عامل اول تاکيد مکرر حضرت امام)ره( بودکه پس از عمليات فاو طي چندين نوبت و به طور مکرر، در فرمايشات خودرزمندگان اسلام را به استمرار عمليات ها دعوت مي فرمودند: «شما در جبههها، هيچ نگذاريد آرامش پيدا کند دشمن، اگر بگذاريد آرامش پيدا کند، مي رودو تجهيز زيادتر مي کند و شما را به زحمت مي اندازد. بايد نگذاريد که او يکشب از اضطراب بيرون بيايد. الان در اضطراب هستند: نگذاريد از اضطراب بيرونبيايند. بايد عمليات کنيد، ولو ايذايي.» فرمايشات و تاکيدات فوق، مسوولانسپاه را بر آن داشت که به هر نحو شده، تا زمان فرارسيدن عمليات بزرگ، دستبه يک سري عمليات هاي محدود بزنند. اين تاکيدهاي مستمر امام در آغاز سال ودر حالي که نيروهاي رزمنده از پيروزي عظيم فاو شادمان - و شايد مغرور - بهنظر مي رسيدند، موجب تعجب بسياري شد، اما با آغاز دفاع متحرک عراق و حملهبه مهران و چند نقطه ديگر از مناطق خودي ، اهميت اين سخنان به طور مشخصآشکار شد.
عامل دوم ضرورت مقابله با استراتژي دفاع متحرکدشمن بود که عمليات هاي محدود و ايذايي در مقطع فوق الذکر تنها راه حلفوري و عملي بود که دشمن را از سياست تهاجمي به انفعال و زبوني مي کشاند.بر همين اساس و براي تحقق اهداف فوق، سپاه، چندين نقطه را به عنوان مناطقعمليات محدود انتخاب کرده، پس از طرح ريزي و تعيين سازمان رزم، دست بهانجام عمليات زد. مناطق انتخاب شده براي انجام عمليات، نقاطي بودند کهعراق در تهاجمات اخير خود آنها را به تصرف درآورده بود )مهران( و يااحتمال حمله عراق به آنها مي رفت )جزيره جنوبي( و يا اينکه از لحاظپدافندي، نقاط ضعفي در آن ديده مي شد.در ادامه به کليات اهداف اين عملياتاشاره مي کنيم.
1 - عمليات کربلاي 1
باتاکيد حضرت امام)ره( مبني بر آزادي مهران، رزمندگان اسلام در ساعت 30/22نهم تيرماه 1365، با رمز مبارک يا ابوالفضل العباس ادرکني، با يورش بهمواضع دشمن از چهار محور عمليات کربلاي 1 را آغاز کرده و طي پنج مرحله کههفت شبانه روز به طول انجاميد ضمن وارد آوردن تلفات و خسارات فراوان بهدشمن، شهر مهران را آزاد کرده و با 100 درصد موفقيت اهداف عمليات را تامينکردند. اين عمليات پاياني بود بر استراتژي دفاع متحرک و منفعل شدن سياستتهاجمي دشمن.
2 - عمليات کربلاي 2
اينعمليات در 10 شهريور 1365 در منطقه حاج عمران با شرکت 28 گردان از سپاهانجام و هدف آن علاوه بر حفظ دور تک عليه دشمن تا عمليات بزرگ، خارج کردنعقبه خودي از تيررس دشمن و آزادسازي ارتفاعات مهم منطقه با فرماندهيقرارگاه سيدالشهدا انجام شد و ضمن وارد آوردن خسارات و تلفات بر دشمن بهبخش مهمي از اهداف عمليات نائل آمد.
3 - عمليات کربلاي 3
نيرويدريايي سپاه عمليات کربلاي 3 را در 9 شهريور 1359 در شمال خليج فارس بهانجام رساند. در اين عمليات، لشکر 14 امام حسين)ع( با سه گردان شرکتداشت.هدف از انجام عمليات، تصرف اسکله هاي البکر و العميه بود. تصرف ايناسکله ها که 32 کيلومتر تا ساحل فاصله داشتند، اين امکان را براي ايرانفراهم مي کرد که ضمن تامين جناح جنوبي در منطقه فاو، جزيره بوبيان کويت رانيز در معرض تهديد قرار دهد.
4 - عمليات انصارالحسين
عملياتانصار در 20 شهريور 1365، در جزيره جنوبي واقع در هورالهويزه توسط تيپ 32انصارالحسين سپاه انجام شد. هدف از انجام اين عمليات، افزايش استحکام وتثبيت بيشتر خط دفاعي بود. علاوه بر اين، جلوگيري از اقدامات مهندسي دشمنبراي نزديک شدن به خط دفاعي خودي نيز در اين عمليات مورد توجه بود. درجريان اين عمليات بر روي برخي مواضع انفجار صورت گرفت و برخي سيل بندهايدشمن نيز منهدم شد. اما به دليل آتش شديد دشمن و برخي مشکلات ديگر، نيروهابه مواضع اوليه خود بازگشتند. اين عمليات موجب توقف عمليات مهندسي عراق وتاخير در حمله آنان به مواضع خودي شد.
اولين عمليات برون مرزي گسترده
عملياتفتح 1 به عنوان نخستين اقدام مهم و استراتژيک قرارگاه رمضان در 19 مهر1365 بر روي تاسيسات نفتي شهر کرکوک و نيز برخي مراکز اقتصادي و همچنينپايگاه هوايي اين شهر انجام شد.عمليات فتح 1 آغاز جنگ نامنظم در چارچوبيمعين و با هدفي مشخص بود. اين استراتژي از لحاظ عملياتي، جبهه جديدي را دربرابر دشمن مي گشود و معارضان عراقي را فعال مي کرد و همچنين اين عمليات،تجزيه نيرو و فرماندهي ارتش عراق را در پي داشت و نخستين گام عملي برايتهديد منطقه نفت خيز کرکوک و نزديک شدن به آن به شمار مي رفت، از اين رو،جايگاه اين اقدام نظامي در جبهه خودي و تاثير آن بر اوضاع داخلي عراق ومنطقه بسيار مهم بود.
جنگ شهرها
حملات هواييدشمن، که به دنبال مطرح شدن عمليات سرنوشت ساز و همچنين شکست دشمن درعمليات هاي کربلاي 1 ، 2 و 3 در تير و شهريورماه تشديد شده بود، ادامهيافت و طي ماه هاي شهريور، مهر و آبان 1365، مناطق صنعتي، کارگري، اقتصاديو نفتي و نيز شهرها و مناطق مسکوني و مناطق عملياتي زير شديدترين حملاتهوايي و بمباران هاي دشمن قرار گرفتند. عراق از اين کار دو هدف را دنبالمي کرد، يکي هدف کوتاه مدت که جلوگيري از اجراي عمليات سرنوشت ساز بود،ديگري هدف بلندمدت که انهدام منابع ارزي و درآمد کشور و همچنين به ستوهآوردن مردم و برانگيختن مخالفت آنها با جنگ و در نتيجه تسليم جمهورياسلامي و پذيرش آتش بس به نحوي که مطلوب رژيم عراق باشد، بود.افزايش توانهوايي عراق و دسترسي به نقاطي که قبل از اين در توان عراق نبود، علاوه براينکه به دليل واگذاري تجهيزات و هواپيماهاي پيشرفته يي بود که شوروي وفرانسه در اختيار عراق گذاشته بودند، مرهون همکاري کارشناسان امريکاييبود.بيشترين حملات عراقي ها طي اين مدت به باختران صورت گرفت. از جمله درحمله روز هفتم آبان 1365 که باختران و اسلام آباد زير آتش بمب، راکت ومسلسل هواپيماهاي دشمن قرار گرفت، 120 تن شهيد و 580 تن مجروح شدند.همچنين طي اين مدت تاسيسات نفتي خارک و نقاط مسکوني و صنعتي اصفهان، اراک،تهران، سردشت، خرم آباد، تبريز، لرستان، شيراز، آغاجاري، هفت تپه،گيلانغرب، آبادان، پتروشيمي بندر امام، راه آهن انديمشک و سدهاي دز و شهيدعباس پور زير حملات شديد هوايي دشمن قرار گرفت.
جنگ نفت کش ها
عراقجنگ نفت کش ها را با دو هدف به راه انداخت و آن را دنبال کرد. هدف اول درراستاي همان حملات هوايي يعني حمله به تاسيسات نفتي و صنعتي بود تا باجلوگيري کردن از صدور نفت ايران، جمهوري اسلامي را در تنگناي اقتصادي قراردهد و دوم اين که با پيش بيني اقدام متقابل ايران، در تلاش بود تا ديگرکشورهاي منطقه را نيز به طور مستقيم وارد درگيري کرده، جنگ را بين الملليکند تا از فشارهاي وارد بر خود بکاهد.
ماجراي مک فارلين
درآبان 1365 در وضعيتي که ايران تحت فشار همه جانبه يي قرار گرفته بود،افشاي ماجراي مک فارلين به عنوان مهم ترين تلاش سياسي پنهان امريکا برايبرقراري رابطه با ايران و به دست گيري ابتکار عمل در جنگ ايران و عراق،اوضاع سياسي - نظامي جنگ را در موقعيت جديدي قرار داد.تلقي عراق از اهدافو نتايج نهايي تلاش هاي امريکا و احتمال قرباني شدن صدام، به واکنش شديدرژيم عراق در برابر امريکا و گرايش اين رژيم به سوي شوروي منجر شد. بدينترتيب ايران در آستانه عمليات کربلاي 4 در شرايط دشواري قرار گرفت. افشايماجراي مک فارلين که باعث ايجاد توفاني سياسي در ماوراي ايران شده بود برروند تلاش هاي سياسي جمهوري اسلامي براي کسب موقعيت برتر تاثير گذاشت. درچنين اوضاعي موقعيت شوروي، به ويژه با گرايش عراق به سمت آن، بهبود يافت.در واقع شوروي از اهرم قابل ملاحظه يي براي تاثيرگذاري بر روند جنگبرخوردار شد. متقابلاً امريکا، در نتيجه تشتت حاصله در سياست خارجي خود،که از پيامدهاي افشاي ماجراي مک فارلين بود، به همان ميزان از تاثيرگذاريبر روند جنگ ناتوان شد و ناچار بيش از پيش به حمايت از عراق روي آورد.بنابراين امريکا و شوروي عملاً به حمايت از عراق، ايران را تحت فشار مشترکقرار دادند. عراق نيز با توجه به موقعيتي که به دست آورده بود، مي کوشيدبا استفاده از حملات هوايي، جمهوري اسلامي را در موقعيتي قرار دهد که هرچه سريع تر از ادامه جنگ دست کشيده و از تنبيه متجاوز عدول کند.
عمليات سرنوشت ساز
ضرورترويارويي با وضعيت ياد شده و بهره گيري از اثرات مهم فتح فاو و همچنين پيشبيني احتمالي افزايش فشار به ايران براي تحت الشعاع قرار دادن موقعيت برترآن، موجب شد از اوايل سال 1365 سلسله تلاش هاي وسيعي به منظور طرح ريزي وآماده سازي عمليات «سرنوشت ساز» صورت گيرد.
چنين ارزيابيمي شد که گرچه پيروزي فاو تاثيرات قابل ملاحظه يي در تقويت موقعيت برترجمهوري اسلامي داشته است، ولي حاميان منطقه يي و جهاني عراق هنوز حاضر بهتامين حقوق ايران نيستند، بنابراين اگر رزمندگان اسلام يک عمليات تعيينکننده را با موفقيت به انجام برسانند، تحقق خواسته هاي جمهوري اسلاميتسهيل خواهد شد. بر اساس چنين تحليلي، بيش از شش ماه سياست تبليغاتي کشوردر جهت بسيج نيرو و امکانات براي اجراي عمليات سرنوشت ساز متمرکز شد. تااينکه در سوم دي ماه 1365 عمليات کربلاي 4 آغاز شد. عملياتي بسيار پيچيدهو سخت که هدف نهايي آن تصرف شهر ابوالخصيب واقع در جنوب اروندرود و حومهبصره بود. موفقيت عمليات کربلاي 4 به تاکتيک ويژه يي بستگي داشت که محورطرح ريزي عمليات را تشکيل مي داد و هرگونه خللي در اجراي تاکتيک ويژه، اصلعمليات را با ابهام روبه رو مي ساخت. با شروع عمليات کربلاي 4 مشخص شد کهتاکتيک ويژه عمليات لو رفته و دشمن از آن آگاهي کامل دارد. براي همين طيزماني کوتاه دستور توقف عمليات صادر شد. نتيجه عمليات کربلاي 4 به شکلنامطلوبي موقعيت برتر ايران را که با فتح فاو حاصل شده بود، تحت تاثيرقرار داد و شرايطي بحراني به وجود آورد. ضرورت تجديد و تثبيت موقعيت برتر،نياز به تلاشي سريع و وسيع داشت.
عمليات کربلاي 5
تلاشبراي اجراي عمليات پيروز سرنوشت ساز، جوهره و هسته اصلي طرح ريزي عملياتکربلاي 5 را تشکيل مي داد. اين تلاش منجر به طرح ريزي و اجراي يکي ازبرجسته ترين و پيچيده ترين عمليات نظامي از سوي فرماندهان و رزمندگان سپاهپاسداران انقلاب اسلامي شد. عملياتي که نه تنها در طول تاريخ جنگ تحميلي،بلکه در تاريخ نظامي ايران، از اهميت خاصي برخوردار است. درهم شکستنمستحکم ترين و پيچيده ترين مواضع دشمن در شرق بصره و در نتيجه حفظ برتريسياسي - نظامي در برابر عراق بخشي از دستاوردهاي اين عمليات است. همچنينموفقيت هاي جمهوري اسلامي ايران و احتمال پيروزي نظامي قريب الوقوع آن،دنيا را به اين نتيجه رساند که راه هاي به پايان رساندن جنگ را با تصويبقطعنامه 598 هموار سازد. زمينه هاي تصويب اين قطعنامه پس از پيروزي عملياتکربلاي 5 چيده شد. به دنبال اين عمليات بود که غرب و شرق قطعنامه يي را کهدر آن براي اولين بار به نظرات ايران توجه شده بود، تصويب کردند. عراق کهنظام بين الملل را جاي خود مي دانست و تصويب قطعنامه را به عنوان راه حليبراي نجات خود از حملات جمهوري اسلامي تلقي مي کرد، بلافاصله آن راپذيرفت. البته مواد قطعنامه به نفع عراق تنظيم نشده بود، زيرا در اين صورتنمي توانست نظر تهران را جلب کند، براي همين عراق نيز به آن با سوء ظن مينگريست ولي اميدوار بود که در صورت پذيرش قطعنامه از سوي ايران و با توجهبه عدم حمايت دو بلوک قدرتمند شرق و غرب از ايران و متقابلاً حمايت آناناز عراق، ضمن اينکه از ادامه تحميل فشار نظامي ايران نجات پيدا کند، بر سراجراي مواد قطعنامه نيز بتواند با حمايت هم پيمانان خود مانع از تحققخواسته هاي ايران شود. جمهوري اسلامي نيز متقابلاً با درک اين مساله کوشيدتا پذيرش قطعنامه را منوط به رفع ابهام آن کرده و منافع ايران را در آنصراحت بخشد. ليکن دنيا حاضر به اعتراف صريح به حقوق جمهوري اسلامي نشدبلکه با حضور مستقيم نظامي در خليج فارس و ورود نظام بين الملل در جنگ،کوشيد قطعنامه را به ايران اسلامي تحميل کند. در همين راستا تمام همپيمانان عراق از امريکا و شوروي گرفته تا آلمان، انگليس و فرانسه به طورسرسام آوري تجهيزات عراق را تقويت کردند و سلاح هاي مرگبار در اختيار آنگذاشتند تا به هر نحو ممکن مانع از پيروزي ايران اسلامي شوند. اين درموقعيتي بود که جمهوري اسلامي در يک محاصره اقتصادي طولاني به سر مي برد وحتي در تهيه امکاناتي چون خودرو و وسايل بي سيم نيز در فشار بين الملليقرار داشت.
در چنين شرايطي قطعنامه 598 به جمهوري اسلاميتحميل شد. ليکن از آنجا که خداوند پشت و پناه اين نظام است، پس از پذيرشقطعنامه با اوضاعي که در جهان پيش آمد، از جمله واقعه سلمان رشدي و تهاجمعراق به کويت، نه تنها موقعيت جمهوري اسلامي در جهان مجدداً تثبيت شد بلکهاين قطعنامه بيش از آنکه براي عراق سودي داشته باشد، ابزاري در دست ايراناسلامي شد تا توسط آن حقوق خود را محقق سازد[HIGHLIGHT=#000003]
[HIGHLIGHT=#00b050]منبع روزنامه
بدون ترديد، مقطع تاريخي عمليات والفجر 8 تا کربلاي 4 را مي توان مشکلترين و در عين حال، پربارترين سال هاي جنگ تحميلي ناميد. شرايط حاد سياسيو اقتصادي تحميل شده از سوي دشمنان جهاني انقلاب اسلامي، در اين سال،بيشترين تهديدها و طاقت فرساترين فشارها را متوجه مسوولان جنگ کرده،تنگناهايي عمده را - که در وهله اول به نظر بن بست آفرين مي آمد - به وجودآورد. در اين ميان، پيروزي «فاو»، نه تنها به عنوان يک عامل قوي حفظموازنه همچنان خود را نشان مي داد، بلکه به رغم تمامي تلاش هاي دشمن درعرصه تبليغات و سياست جهاني، جمهوري اسلامي در ترسيم معادلات نظامي توسطتحليلگران در وضعيتي برتر قرار داشت. مقاله حاضر با نگاهي اجمالي به کلياتحوادث اين مقطع مي پردازد.
عمليات والفجر 8
عملياتوالفجر 8 را که سپاه پاسداران انقلاب اسلامي طرح ريزي کرد و به اجرادرآورد و منجر به فتح فاو و پيدايش شرايط جديد سياسي - نظامي در جنگ شد،عمدتاً از دو ويژگي برخوردار بود:
1- پيچيدگي عمليات عبور از رودخانه که در نوع خود در جنگ تحميلي بي نظير بود.
2- توانايي و قابليت رزمندگان اسلام در تامين منطقه متصرفه، به رغم اعمال فشار سنگين دشمن.
قطعاًزمين منطقه عملياتي خيبر و بدر در مقايسه با منطقه عملياتي فاو از نظرنزديکي به شهر بصره، به عنوان هدف استراتژيک جنگ در منطقه جنوب، به مراتباز اهميت بيشتري برخوردار بود، ليکن وجه تمايز عمليات فاو با عمليات هايپيشين، به ويژه خيبر و بدر، عمدتاً به دليل پيچيدگي عمليات و تامين کاملمنطقه تصرف شده بود. همچنين حضور قدرتمندانه در شمال خاک کويت از ويژگيهاي بارز عمليات والفجر 8 محسوب مي شد و همين امر اثرات تعيين کننده يي رابه لحاظ نظامي و سياسي در آن مقطع از جنگ برجاي نهاد. تلاش هاي اوليه عراقبراي باز پس گيري فاو و لطمه زدن به موقعيت برتر سياسي - نظامي جمهورياسلامي، به رغم اجراي ضدحمله هاي مکرر در طول 75 روز جنگ، با موفقيت همراهنبود: ولي براي همين عراق تدريجاً حضور رزمندگان اسلام در منطقه فاو راباور کرد و تلاش براي باز پس گيري منطقه را به زمان ديگري موکول کرد.
دفاع متحرک دشمن
پساز سقوط فاو که موازنه سياسي -نظامي جنگ را به نفع جمهوري اسلامي تغييرداد، ارتش عراق با انتخاب شيوه يي جديد، درصدد برآمد از لاک دفاعي بيرونآمده و شيوه هجومي اتخاذ کند. قبل از اين، پس از عمليات خيبر، دشمن يک بارديگر چنين شيوه يي را با وسعت بسيار محدودتري در هورالهويزه به کار بردهبود. اما اين بار دفاع فعال عراق از دامنه وسيع تر و ابعاد جديدتريبرخوردار بود. مهم ترين دلايل رژيم عراق از اتخاذ چنين شيوه يي عبارتبودند از:1- جبران بخشي از شکست سياسي در فاو 2- خارج شدن از انفعال و بهدست گرفتن ابتکار عمل 3- بازسازي روحي - رواني نظاميان و حل مشکل افکارعمومي 4- تجزيه بيشتر توان سپاه و ممانعت از انجام عمليات آينده.دفاعمتحرک با زمينه هايي که در عقب راندن نيروهاي خودي در منطقه والفجر 9 بهدست آمده بود، شکل گرفت. اين اقدام از 16 اسفند 1364 شروع شد و در 27ارديبهشت 1365 و با اشغال شهر مهران به اوج خود رسيد و عراق با موفقيتي کهدر اين حمله به دست آورد، جرات يافت اتخاذ استراتژي جديدي موسوم به «دفاعمتحرک» را اعلام کند: دشمن در تبليغات خود اعلام مي کرد که تنها در مقابلعقب نشيني جمهوري اسلامي از مناطق عراق، به ويژه فاو، مهران را پس خواهدداد.
ضرورت انجام عمليات هاي محدود
دوعامل باعث شد تا سپاه که بيشتر در فکر آماده سازي عمليات گسترده بعدي بودضمن بازنگري مجدد به خطوط پدافندي نيروهاي خودي، عمليات هاي محدود راسرلوحه برنامه هاي خود قرار دهد. عامل اول تاکيد مکرر حضرت امام)ره( بودکه پس از عمليات فاو طي چندين نوبت و به طور مکرر، در فرمايشات خودرزمندگان اسلام را به استمرار عمليات ها دعوت مي فرمودند: «شما در جبههها، هيچ نگذاريد آرامش پيدا کند دشمن، اگر بگذاريد آرامش پيدا کند، مي رودو تجهيز زيادتر مي کند و شما را به زحمت مي اندازد. بايد نگذاريد که او يکشب از اضطراب بيرون بيايد. الان در اضطراب هستند: نگذاريد از اضطراب بيرونبيايند. بايد عمليات کنيد، ولو ايذايي.» فرمايشات و تاکيدات فوق، مسوولانسپاه را بر آن داشت که به هر نحو شده، تا زمان فرارسيدن عمليات بزرگ، دستبه يک سري عمليات هاي محدود بزنند. اين تاکيدهاي مستمر امام در آغاز سال ودر حالي که نيروهاي رزمنده از پيروزي عظيم فاو شادمان - و شايد مغرور - بهنظر مي رسيدند، موجب تعجب بسياري شد، اما با آغاز دفاع متحرک عراق و حملهبه مهران و چند نقطه ديگر از مناطق خودي ، اهميت اين سخنان به طور مشخصآشکار شد.
عامل دوم ضرورت مقابله با استراتژي دفاع متحرکدشمن بود که عمليات هاي محدود و ايذايي در مقطع فوق الذکر تنها راه حلفوري و عملي بود که دشمن را از سياست تهاجمي به انفعال و زبوني مي کشاند.بر همين اساس و براي تحقق اهداف فوق، سپاه، چندين نقطه را به عنوان مناطقعمليات محدود انتخاب کرده، پس از طرح ريزي و تعيين سازمان رزم، دست بهانجام عمليات زد. مناطق انتخاب شده براي انجام عمليات، نقاطي بودند کهعراق در تهاجمات اخير خود آنها را به تصرف درآورده بود )مهران( و يااحتمال حمله عراق به آنها مي رفت )جزيره جنوبي( و يا اينکه از لحاظپدافندي، نقاط ضعفي در آن ديده مي شد.در ادامه به کليات اهداف اين عملياتاشاره مي کنيم.
1 - عمليات کربلاي 1
باتاکيد حضرت امام)ره( مبني بر آزادي مهران، رزمندگان اسلام در ساعت 30/22نهم تيرماه 1365، با رمز مبارک يا ابوالفضل العباس ادرکني، با يورش بهمواضع دشمن از چهار محور عمليات کربلاي 1 را آغاز کرده و طي پنج مرحله کههفت شبانه روز به طول انجاميد ضمن وارد آوردن تلفات و خسارات فراوان بهدشمن، شهر مهران را آزاد کرده و با 100 درصد موفقيت اهداف عمليات را تامينکردند. اين عمليات پاياني بود بر استراتژي دفاع متحرک و منفعل شدن سياستتهاجمي دشمن.
2 - عمليات کربلاي 2
اينعمليات در 10 شهريور 1365 در منطقه حاج عمران با شرکت 28 گردان از سپاهانجام و هدف آن علاوه بر حفظ دور تک عليه دشمن تا عمليات بزرگ، خارج کردنعقبه خودي از تيررس دشمن و آزادسازي ارتفاعات مهم منطقه با فرماندهيقرارگاه سيدالشهدا انجام شد و ضمن وارد آوردن خسارات و تلفات بر دشمن بهبخش مهمي از اهداف عمليات نائل آمد.
3 - عمليات کربلاي 3
نيرويدريايي سپاه عمليات کربلاي 3 را در 9 شهريور 1359 در شمال خليج فارس بهانجام رساند. در اين عمليات، لشکر 14 امام حسين)ع( با سه گردان شرکتداشت.هدف از انجام عمليات، تصرف اسکله هاي البکر و العميه بود. تصرف ايناسکله ها که 32 کيلومتر تا ساحل فاصله داشتند، اين امکان را براي ايرانفراهم مي کرد که ضمن تامين جناح جنوبي در منطقه فاو، جزيره بوبيان کويت رانيز در معرض تهديد قرار دهد.
4 - عمليات انصارالحسين
عملياتانصار در 20 شهريور 1365، در جزيره جنوبي واقع در هورالهويزه توسط تيپ 32انصارالحسين سپاه انجام شد. هدف از انجام اين عمليات، افزايش استحکام وتثبيت بيشتر خط دفاعي بود. علاوه بر اين، جلوگيري از اقدامات مهندسي دشمنبراي نزديک شدن به خط دفاعي خودي نيز در اين عمليات مورد توجه بود. درجريان اين عمليات بر روي برخي مواضع انفجار صورت گرفت و برخي سيل بندهايدشمن نيز منهدم شد. اما به دليل آتش شديد دشمن و برخي مشکلات ديگر، نيروهابه مواضع اوليه خود بازگشتند. اين عمليات موجب توقف عمليات مهندسي عراق وتاخير در حمله آنان به مواضع خودي شد.
اولين عمليات برون مرزي گسترده
عملياتفتح 1 به عنوان نخستين اقدام مهم و استراتژيک قرارگاه رمضان در 19 مهر1365 بر روي تاسيسات نفتي شهر کرکوک و نيز برخي مراکز اقتصادي و همچنينپايگاه هوايي اين شهر انجام شد.عمليات فتح 1 آغاز جنگ نامنظم در چارچوبيمعين و با هدفي مشخص بود. اين استراتژي از لحاظ عملياتي، جبهه جديدي را دربرابر دشمن مي گشود و معارضان عراقي را فعال مي کرد و همچنين اين عمليات،تجزيه نيرو و فرماندهي ارتش عراق را در پي داشت و نخستين گام عملي برايتهديد منطقه نفت خيز کرکوک و نزديک شدن به آن به شمار مي رفت، از اين رو،جايگاه اين اقدام نظامي در جبهه خودي و تاثير آن بر اوضاع داخلي عراق ومنطقه بسيار مهم بود.
جنگ شهرها
حملات هواييدشمن، که به دنبال مطرح شدن عمليات سرنوشت ساز و همچنين شکست دشمن درعمليات هاي کربلاي 1 ، 2 و 3 در تير و شهريورماه تشديد شده بود، ادامهيافت و طي ماه هاي شهريور، مهر و آبان 1365، مناطق صنعتي، کارگري، اقتصاديو نفتي و نيز شهرها و مناطق مسکوني و مناطق عملياتي زير شديدترين حملاتهوايي و بمباران هاي دشمن قرار گرفتند. عراق از اين کار دو هدف را دنبالمي کرد، يکي هدف کوتاه مدت که جلوگيري از اجراي عمليات سرنوشت ساز بود،ديگري هدف بلندمدت که انهدام منابع ارزي و درآمد کشور و همچنين به ستوهآوردن مردم و برانگيختن مخالفت آنها با جنگ و در نتيجه تسليم جمهورياسلامي و پذيرش آتش بس به نحوي که مطلوب رژيم عراق باشد، بود.افزايش توانهوايي عراق و دسترسي به نقاطي که قبل از اين در توان عراق نبود، علاوه براينکه به دليل واگذاري تجهيزات و هواپيماهاي پيشرفته يي بود که شوروي وفرانسه در اختيار عراق گذاشته بودند، مرهون همکاري کارشناسان امريکاييبود.بيشترين حملات عراقي ها طي اين مدت به باختران صورت گرفت. از جمله درحمله روز هفتم آبان 1365 که باختران و اسلام آباد زير آتش بمب، راکت ومسلسل هواپيماهاي دشمن قرار گرفت، 120 تن شهيد و 580 تن مجروح شدند.همچنين طي اين مدت تاسيسات نفتي خارک و نقاط مسکوني و صنعتي اصفهان، اراک،تهران، سردشت، خرم آباد، تبريز، لرستان، شيراز، آغاجاري، هفت تپه،گيلانغرب، آبادان، پتروشيمي بندر امام، راه آهن انديمشک و سدهاي دز و شهيدعباس پور زير حملات شديد هوايي دشمن قرار گرفت.
جنگ نفت کش ها
عراقجنگ نفت کش ها را با دو هدف به راه انداخت و آن را دنبال کرد. هدف اول درراستاي همان حملات هوايي يعني حمله به تاسيسات نفتي و صنعتي بود تا باجلوگيري کردن از صدور نفت ايران، جمهوري اسلامي را در تنگناي اقتصادي قراردهد و دوم اين که با پيش بيني اقدام متقابل ايران، در تلاش بود تا ديگرکشورهاي منطقه را نيز به طور مستقيم وارد درگيري کرده، جنگ را بين الملليکند تا از فشارهاي وارد بر خود بکاهد.
ماجراي مک فارلين
درآبان 1365 در وضعيتي که ايران تحت فشار همه جانبه يي قرار گرفته بود،افشاي ماجراي مک فارلين به عنوان مهم ترين تلاش سياسي پنهان امريکا برايبرقراري رابطه با ايران و به دست گيري ابتکار عمل در جنگ ايران و عراق،اوضاع سياسي - نظامي جنگ را در موقعيت جديدي قرار داد.تلقي عراق از اهدافو نتايج نهايي تلاش هاي امريکا و احتمال قرباني شدن صدام، به واکنش شديدرژيم عراق در برابر امريکا و گرايش اين رژيم به سوي شوروي منجر شد. بدينترتيب ايران در آستانه عمليات کربلاي 4 در شرايط دشواري قرار گرفت. افشايماجراي مک فارلين که باعث ايجاد توفاني سياسي در ماوراي ايران شده بود برروند تلاش هاي سياسي جمهوري اسلامي براي کسب موقعيت برتر تاثير گذاشت. درچنين اوضاعي موقعيت شوروي، به ويژه با گرايش عراق به سمت آن، بهبود يافت.در واقع شوروي از اهرم قابل ملاحظه يي براي تاثيرگذاري بر روند جنگبرخوردار شد. متقابلاً امريکا، در نتيجه تشتت حاصله در سياست خارجي خود،که از پيامدهاي افشاي ماجراي مک فارلين بود، به همان ميزان از تاثيرگذاريبر روند جنگ ناتوان شد و ناچار بيش از پيش به حمايت از عراق روي آورد.بنابراين امريکا و شوروي عملاً به حمايت از عراق، ايران را تحت فشار مشترکقرار دادند. عراق نيز با توجه به موقعيتي که به دست آورده بود، مي کوشيدبا استفاده از حملات هوايي، جمهوري اسلامي را در موقعيتي قرار دهد که هرچه سريع تر از ادامه جنگ دست کشيده و از تنبيه متجاوز عدول کند.
عمليات سرنوشت ساز
ضرورترويارويي با وضعيت ياد شده و بهره گيري از اثرات مهم فتح فاو و همچنين پيشبيني احتمالي افزايش فشار به ايران براي تحت الشعاع قرار دادن موقعيت برترآن، موجب شد از اوايل سال 1365 سلسله تلاش هاي وسيعي به منظور طرح ريزي وآماده سازي عمليات «سرنوشت ساز» صورت گيرد.
چنين ارزيابيمي شد که گرچه پيروزي فاو تاثيرات قابل ملاحظه يي در تقويت موقعيت برترجمهوري اسلامي داشته است، ولي حاميان منطقه يي و جهاني عراق هنوز حاضر بهتامين حقوق ايران نيستند، بنابراين اگر رزمندگان اسلام يک عمليات تعيينکننده را با موفقيت به انجام برسانند، تحقق خواسته هاي جمهوري اسلاميتسهيل خواهد شد. بر اساس چنين تحليلي، بيش از شش ماه سياست تبليغاتي کشوردر جهت بسيج نيرو و امکانات براي اجراي عمليات سرنوشت ساز متمرکز شد. تااينکه در سوم دي ماه 1365 عمليات کربلاي 4 آغاز شد. عملياتي بسيار پيچيدهو سخت که هدف نهايي آن تصرف شهر ابوالخصيب واقع در جنوب اروندرود و حومهبصره بود. موفقيت عمليات کربلاي 4 به تاکتيک ويژه يي بستگي داشت که محورطرح ريزي عمليات را تشکيل مي داد و هرگونه خللي در اجراي تاکتيک ويژه، اصلعمليات را با ابهام روبه رو مي ساخت. با شروع عمليات کربلاي 4 مشخص شد کهتاکتيک ويژه عمليات لو رفته و دشمن از آن آگاهي کامل دارد. براي همين طيزماني کوتاه دستور توقف عمليات صادر شد. نتيجه عمليات کربلاي 4 به شکلنامطلوبي موقعيت برتر ايران را که با فتح فاو حاصل شده بود، تحت تاثيرقرار داد و شرايطي بحراني به وجود آورد. ضرورت تجديد و تثبيت موقعيت برتر،نياز به تلاشي سريع و وسيع داشت.
عمليات کربلاي 5
تلاشبراي اجراي عمليات پيروز سرنوشت ساز، جوهره و هسته اصلي طرح ريزي عملياتکربلاي 5 را تشکيل مي داد. اين تلاش منجر به طرح ريزي و اجراي يکي ازبرجسته ترين و پيچيده ترين عمليات نظامي از سوي فرماندهان و رزمندگان سپاهپاسداران انقلاب اسلامي شد. عملياتي که نه تنها در طول تاريخ جنگ تحميلي،بلکه در تاريخ نظامي ايران، از اهميت خاصي برخوردار است. درهم شکستنمستحکم ترين و پيچيده ترين مواضع دشمن در شرق بصره و در نتيجه حفظ برتريسياسي - نظامي در برابر عراق بخشي از دستاوردهاي اين عمليات است. همچنينموفقيت هاي جمهوري اسلامي ايران و احتمال پيروزي نظامي قريب الوقوع آن،دنيا را به اين نتيجه رساند که راه هاي به پايان رساندن جنگ را با تصويبقطعنامه 598 هموار سازد. زمينه هاي تصويب اين قطعنامه پس از پيروزي عملياتکربلاي 5 چيده شد. به دنبال اين عمليات بود که غرب و شرق قطعنامه يي را کهدر آن براي اولين بار به نظرات ايران توجه شده بود، تصويب کردند. عراق کهنظام بين الملل را جاي خود مي دانست و تصويب قطعنامه را به عنوان راه حليبراي نجات خود از حملات جمهوري اسلامي تلقي مي کرد، بلافاصله آن راپذيرفت. البته مواد قطعنامه به نفع عراق تنظيم نشده بود، زيرا در اين صورتنمي توانست نظر تهران را جلب کند، براي همين عراق نيز به آن با سوء ظن مينگريست ولي اميدوار بود که در صورت پذيرش قطعنامه از سوي ايران و با توجهبه عدم حمايت دو بلوک قدرتمند شرق و غرب از ايران و متقابلاً حمايت آناناز عراق، ضمن اينکه از ادامه تحميل فشار نظامي ايران نجات پيدا کند، بر سراجراي مواد قطعنامه نيز بتواند با حمايت هم پيمانان خود مانع از تحققخواسته هاي ايران شود. جمهوري اسلامي نيز متقابلاً با درک اين مساله کوشيدتا پذيرش قطعنامه را منوط به رفع ابهام آن کرده و منافع ايران را در آنصراحت بخشد. ليکن دنيا حاضر به اعتراف صريح به حقوق جمهوري اسلامي نشدبلکه با حضور مستقيم نظامي در خليج فارس و ورود نظام بين الملل در جنگ،کوشيد قطعنامه را به ايران اسلامي تحميل کند. در همين راستا تمام همپيمانان عراق از امريکا و شوروي گرفته تا آلمان، انگليس و فرانسه به طورسرسام آوري تجهيزات عراق را تقويت کردند و سلاح هاي مرگبار در اختيار آنگذاشتند تا به هر نحو ممکن مانع از پيروزي ايران اسلامي شوند. اين درموقعيتي بود که جمهوري اسلامي در يک محاصره اقتصادي طولاني به سر مي برد وحتي در تهيه امکاناتي چون خودرو و وسايل بي سيم نيز در فشار بين الملليقرار داشت.
در چنين شرايطي قطعنامه 598 به جمهوري اسلاميتحميل شد. ليکن از آنجا که خداوند پشت و پناه اين نظام است، پس از پذيرشقطعنامه با اوضاعي که در جهان پيش آمد، از جمله واقعه سلمان رشدي و تهاجمعراق به کويت، نه تنها موقعيت جمهوري اسلامي در جهان مجدداً تثبيت شد بلکهاين قطعنامه بيش از آنکه براي عراق سودي داشته باشد، ابزاري در دست ايراناسلامي شد تا توسط آن حقوق خود را محقق سازد[HIGHLIGHT=#000003]
[HIGHLIGHT=#00b050]منبع روزنامه
دعا مي كنم خدا از تو بگيرد هر آنچه كه خدا را از تو مي گيرد.

- پست: 879
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۴ دی ۱۳۸۶, ۱:۳۲ ب.ظ
- محل اقامت: سلماس
- سپاسهای ارسالی: 1256 بار
- سپاسهای دریافتی: 1595 بار
Re: نبرد نفتکش ها
به نام خدا
چرا عراق به جنگ نفتکش ها دست زد؟
ایران در خلیجفارس، به جز رویارویی با امریکا، مشکل دیگری به نام جنگ نفتکشها را نیز در مقابل داشت. چرا عراق به این اقدام دست زد؟
جنگ نفتکشها در واقع، اقدامی متقابل است. در واقع عراق از اوایل جنگ دریافت که نمیتواند در جنگ زمینی، برتری ایران را خنثی کند؛ مگر این که عقبههای استراتژیک ایران را مورد تهدید قرار دهد؛ از جمله این که به نفتکشها و مراکز اقتصادی ایران حمله کند. عراق میکوشید صدور نفت را که بزرگترین منبع درآمد ارزی ایران بود، محدود کند. این ابتکار مؤثر واقع شد، ولی با ورود سپاه در جنگ نفتکشها این معادله تا حدی برهم خورد. در مراحل بعدی، عراق درصدد برآمد تا با تشدید حمله به کشتیهای دیگر کشورها در خلیجفارس، علاوه بر ایجاد محدودیت در صدور نفت ایران، نظر کشورهای دیگر را در حمایت از خواستههای خود جلب کند. عراق با اتکا به فروش نفت از طریق لولههایی که از کشورهای عربستان، اردن و ترکیه صادر میشد و همچنین کمکهای مالی کشورهای منطقه، به ویژه عربستان و کویت مشکلی برای خود احساس نمیکرد؛ ولی با توجه به محدودیتهایی که برای ایران به وجود میآمد، این اقدام به نفع عراق بود.
با حمله عراق به نفتکشها ایران از سه طریق تحت فشار فزاینده قرار میگرفت:
الفـ کاهش درآمد نفتی از طریق محدود شدن صدور نفت؛
بـ افزایش هزینههای تولید و صدور نفت به دلیل انهدام منابع و پایانههای نفتی و افزایش حق بیمه نفتکشها؛
جـ تخلف کشورهای صادرکننده نفت به ویژه عربستان و کویت در افزایش صدور نفت و کاهش قیمت آن. این روند تا آنجا پیش رفت که قیمت نفت که در سال 1359 بشکهای 41 دلار بود، در سالهای پایانی جنگ به 15 دلار رسید. البته قیمت 15 دلار، حداقل قیمت نفت نبود؛ بلکه در سال 1365 که یکی از سالهای بحرانی جنگ بود، قیمت نفت تا 8 دلار هم کاهش یافت.
منبع ساجد
چرا عراق به جنگ نفتکش ها دست زد؟
ایران در خلیجفارس، به جز رویارویی با امریکا، مشکل دیگری به نام جنگ نفتکشها را نیز در مقابل داشت. چرا عراق به این اقدام دست زد؟
جنگ نفتکشها در واقع، اقدامی متقابل است. در واقع عراق از اوایل جنگ دریافت که نمیتواند در جنگ زمینی، برتری ایران را خنثی کند؛ مگر این که عقبههای استراتژیک ایران را مورد تهدید قرار دهد؛ از جمله این که به نفتکشها و مراکز اقتصادی ایران حمله کند. عراق میکوشید صدور نفت را که بزرگترین منبع درآمد ارزی ایران بود، محدود کند. این ابتکار مؤثر واقع شد، ولی با ورود سپاه در جنگ نفتکشها این معادله تا حدی برهم خورد. در مراحل بعدی، عراق درصدد برآمد تا با تشدید حمله به کشتیهای دیگر کشورها در خلیجفارس، علاوه بر ایجاد محدودیت در صدور نفت ایران، نظر کشورهای دیگر را در حمایت از خواستههای خود جلب کند. عراق با اتکا به فروش نفت از طریق لولههایی که از کشورهای عربستان، اردن و ترکیه صادر میشد و همچنین کمکهای مالی کشورهای منطقه، به ویژه عربستان و کویت مشکلی برای خود احساس نمیکرد؛ ولی با توجه به محدودیتهایی که برای ایران به وجود میآمد، این اقدام به نفع عراق بود.
با حمله عراق به نفتکشها ایران از سه طریق تحت فشار فزاینده قرار میگرفت:
الفـ کاهش درآمد نفتی از طریق محدود شدن صدور نفت؛
بـ افزایش هزینههای تولید و صدور نفت به دلیل انهدام منابع و پایانههای نفتی و افزایش حق بیمه نفتکشها؛
جـ تخلف کشورهای صادرکننده نفت به ویژه عربستان و کویت در افزایش صدور نفت و کاهش قیمت آن. این روند تا آنجا پیش رفت که قیمت نفت که در سال 1359 بشکهای 41 دلار بود، در سالهای پایانی جنگ به 15 دلار رسید. البته قیمت 15 دلار، حداقل قیمت نفت نبود؛ بلکه در سال 1365 که یکی از سالهای بحرانی جنگ بود، قیمت نفت تا 8 دلار هم کاهش یافت.
منبع ساجد
دعا مي كنم خدا از تو بگيرد هر آنچه كه خدا را از تو مي گيرد.