نبرد درالوک

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

پست توسط Shahbaz »

سه چها روز بعد تقی زاده و بچه ها بر گشتند. در باز گشت، در جاده باتوفه به زاخو چند تایی دکل برق شناسایی کرده بودند.
وقتی امدند. با خود مواد منفجره برداشتند و سراغ دکل ها رفتند. هشت دکل برق و دو دکل مخابراتی.را زدند.
و این باعث شد؛ چهار ، پنج شهر عراق در خاموشی فرو رود.
این گونه عملیاتها مشکلات زیادی را برای عراق بوجود می اورد. بویژه اینکه تعمییر این دکلها حداقل 5-4 روز زمان می برد.
پس از این بود که عراقی ها به این نتیجه رسیدند .که برای دکلها محافظ بگذارند. و دو سه گردان را مامور این کار کردند.
با این عملیات توان نظامی عراق در جبهه ها کاهش می یافت .
درجاده زوایته- دهوک تعدادی دکل های بزرگ فشار قوی بود. که تصمیم گرفتیم انها را منهدم کنیم. از شیاری که در ان مستقر بودیم تا جاده 5/2 روز راه بود.
رودخانه های موجود در مسیرمان به شدت ما را آزار می داد.
در ان هوای سرد تا سینه وارد اب می شدیم؛ سرما انچنان بود که هر لحظه امکان داشت قلبمان از حرکت بایستد.
تا به جاده برسیم سه چهار تا از این رودخانه ها را رد کردیم. پس از رسیدن به جاده ، شروع به شناسایی کردیم.
پس از شناسایی برگشتیم به عقب و مواد منفجره را اماده کردیم. و به همراه تعدادی از بچه ها برای زدن دکل ها رفتیم.
خدا می داند در این رفت و امد ها چه قدر به بچه ها سخت می گذشت.
و از چه جاهای صعب العبوری می گذشتیم . از لا بلای صخره ها و خارها می گذشتیم و دست و پای بچه ها خونین می شد.
وقتی رسیدیم به 14 دکل برق و مخابرات مواد منفجره بستیم و اتش کردیم . دکل ها با انفجار یکی یکی بالا می رفتند و دو باره سر جایشان می افتادند.
با انفجار دکلها ، عراقی ها از زمین و اسمان اتش می ریختند و به هرجا که می توانستند شلیک می کردند.
دکل ها با انفجار روی زمین نیفتادند. کمی دقت کردیم؛
دیدیم ، سر پیچ دکلی هست که اگر ان را بزنیم، دکلهای دیگر هم می خوابند توی جاده.
اما کار لو رفته بود و دشمن در منطقه نیرو پیاده کرده بود.

برگشتیم به عقب و خستگی در تنمان ماند. و حالمان شدید گرفته شده بود.
پس از چند روز که در مقرمان استراحت کردیم. به همراه سه چهار نفر امدیم روی جاده تا قبل از اینکه عراقی ها دکل ها را تعمییر کنند . دکل سر پیچ را بزنیم.
این دکل از سایر دکلها بزرگتر بود و سه تا از پایه هایش این طرف و یکی در ان طرف خاکریز عراقی ها بود.
سینه خیز خود را به دکل رساندیم، پشت خاکریز عراقی ها مستقر بودند.من و دو نفر از بچه ها به پایه های بیرونی مواد منفجره بستیم
و یکی از بچه ها به ان طرف خاکریز رفت تا به پایه ای که ان طرف خاکریز بود مواد منفجره ببندد.
در حالی که داشت به پایه دكل مواد می بست .
یک لحظه دیدم که نگهبان عراقی متوجه او شده است.
معطل نکردم و از این طرف خاکریز خود را رساندم به نگهبان، او را از پشت گرفتم و کشیدمش پائین خاکریز و دهانش را گرفتم
و سرنیزه را در شکمش فرو کردم. در دم جان داد ،
انقدر سریع کشتمش که بچه های خودمان هم متوجه نشدند. چه بر سد به عراقی ها.
کار که تمام شد ، فتیله مواد منفجره را روشن کردیم و عقب کشیدیم.
وقتی دکل منفجر شد.دکل های دیگر هم یکی پس از دیگری وسط جاده افتادند. با افتادن هر دکل صدای مهیبی در بیابان می پیچید.
عراقی ها باورشان نمی شد ما به این سرعت بر گردیم و کار ناتمام را تمام کنیم. مو قع فرار عراقیها با دوشکا به شدت در منطقه اتش می ریختند.
در حین فرار تازه متوجه افزایش پایگاهای عراق در منطقه شدم.
در شب تاریک عراقی ها بالگرد به پرواز در اورده بودند.و بیابان مسیر عقب نشینی ما را زیر اتش گرفته بودند.
از فرط خوشحالی متوجه اتش انها نبودیم. مسیر برگشتی که دو روز و نیم طول می کشید را 5/1 روزه طی کردیم.
چرا که خوشحال بودیم و سر از پا نمی شناختیم.

اینبار 18-17 شهر عراق در خاموشی فرو رفت.
از جمله شهرهای زاویته، منگیش، شیلادیزه،درالوک ، کاوانی و ... و سیستم مخابراتی منطقه از کار افتاد.
عراقی ها خوابش را هم نمی دیدند که ما در منطقه ای که حدود 300 کیلومتر هوایی با مرز ایران فاصله داشت؛ عملیات انجام دهیم.




پايان
Moderator
Moderator
پست: 2646
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 22547 بار
سپاس‌های دریافتی: 14742 بار

Re: نبرد درالوک

پست توسط Shahbaz »

 [External Link Removed for Guests]  
 فيلم «نبرد درالوك» در سيمافيلم ساخته مي‌شود 


سيما فيلم حق اقتباس از كتاب «نبرد درالوك» را از انتشارات سوره مهر خريد.

شوراي اقتباس ادبي سيمافيلم، ساخت فيلم سينمايي يا تلويزيوني بر اساس كتاب «نبرد درالوك» را در گروه انقلاب اسلامي و دفاع‌مقدس اين مجموعه تصويب كرده است.
«نبرد درالوك»، خاطراتي از جعفر جهروتي‌زاده، فرمانده عمليات‌هاي پارتيزاني دوران دفاع‌مقدس را روايت مي‌كند. اين كتاب در دهمين دوره انتخاب بهترين كتاب سال دفاع‌مقدس مورد تقدير قرار گرفت.
كتاب «نبرد درالوك» كه توسط محمود جوانبخت نوشته شده وچاپ اول آن در سال 1384 روانه بازار كتاب شد. اين كتاب تا كنون در انتشارات سوره مهر به چاپ هشتم رسيده و بيش از 18000 نسخه از آن منتشر شده است.

كتاب «نبرد درالوك» چهارمين كتابي است كه پس از كتاب‌هاي «سفر به گراي 270 درجه» احمد دهقان ، «سياه چمن» اميرحسين فردي و «در كمين گل سرخ » محسن مومني حق اقتباس آن را سيما فيلم از انتشارات سوره مهر مي‌خرد.


قرارداد اقتباس از كتاب «نبرد درالوك» با سيمافيلم امضا و متن اثر به كارگاه فيلمنامه نويسي اين مركز سپرده شده است.



فارس

-----------------------------------
البته امیدواریم با سپردن ان به دست یک کارگردان کاربلد فیلمی در خور توجه ساخته شود
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][FONT=times new roman,times]     [FONT=Times New Roman,serif]   [FONT=Times New Roman,serif]    امام خمینی (ره ) :
اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند ، اگر سرمان را بالای دار برند ، اگر زنده زنده در شعله های آتش مان بسوزانند ، اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگان مان به اسارت و غارت برند ، هرگز امان نامه ی کفر و شرک را امضا نمی کنیم .  
           
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”