واخلاق پزشکی در بین ایرانیان از قدمتی طولانیبرخوردار است. سابقه پزشكي در ایران طبق برخی منابع مربوط به دوران قبل ازبقراط می باشد که از اخلاق پزشكي پارسیان درآن دوران با اصطلاح "مدرن" یادگردیده است(16 و 1). ایران هم به لحاظ دانش و هم به لحاظ دارا بودن طبیبانحاذق زبانزد بوده است (1 و 16). علاوه بر استعدادی درخور که در ایرانیانوجود داشته است دستیابیبه ترقیبات پزشكي آشوریان بابلیان و یونیان طی قرونمتمادی نیزنقش عمده ای در پیشرفت پزشكي در ایران باستان داشته است. ازقدیمی ترین روزگاران امر طبابت در ایران با دیانت توام بوده است (5) طبباستانی ایرانی با آیین زرتشت و تعلیمات اوستا پیوند جدایی ناپذیری داشتهاست (6). به طور کلی پزشکان از طبقه روحانیون که عالی ترین طبقه از طبقاتچهارگانه (روحانیون-سربازان - کشاورزان و صنعتگران) بودند انتخاب می شدند.این طبقه رشته الهیات و طب را همزمان تحصیل می نمودند وبعد از اتماممقدمات آن یکی از این دو رشته را انتخاب کرده و ادامه می دادند (5).موبدان زرتشتی بر حسن انجام اخلاق پزشكي که بخشی از امور دینی محسوب می شدنظارت میکردند و رئیس پزشکان نیز فن طبابت را تحت مراقبت وکنترل داشت و درکمک به بینوایان امر میکرد(17). در بخش "وندادید"اوستا گفتارهایی در بابت ویژگیهای پزشکان آمده است(18). شرایط طبیب اینبوده که اولا کتب زیادی مطالعه کرده و در فن خود تجربه کافی داشتهو باشدثانیا با صبر و حوصله به سخنان بیمار گوش فرا دهد و بیمار را با وجدانیبیدار معالجه کند و ثالثا از خدا بترسد(6). در آئین زرتشت مهارت در درمانبیماران تنها معیار یک پزشک شایسته نبود بلکه شخصیت اخلاقی و دارا بودنوجدان در رتبه ای اولی تر قرار داشته است (18). زرتشتیان نسبت به اعمالخلاف چون سقط جنین بارداری غیر مشروع و خطاهای پزشكي تعصب وحساسیت خاصیداشتند (5).
هرچند در عهد ساسانی اصولو طبایران کاملا زرتشتی و مبتنی بر روایات اوستایی بود اما نفوذ طبابت یونانینیز در آن مشهود می باشد. صفات یک طبیب شایسته درعصر ساسانی این بود کهدانا بوده و نسبت به اعضا بدن و داروها شناخت کامل را داشته باشد دنیاپرست نباشد وامراض را دقیق معاینه و معالجه نماید.(18)
کلیله و دمنه که در زمانساسانیان به وسیله برزویه طبیب به فارسی میانه ترجمه شده است در بابت نخستخود برخی از صفات طبیب خودب را بر می شمرد از جمله چنین بیانمیکند: فاضل تر اطبا آن است که به معالجت از جهت ذخیره آخرت مواظبت نماید.به صواب آن لایق تر که بر معالجت مواظبتنمایی و بدان التفات نکنی کهمردمان قدر طبیب ندانند (18).
اخلاق پزشکی در ایران باستان
مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
اخلاق پزشکی در ایران باستان
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]

-
- پست: 5234
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 1747 بار
- سپاسهای دریافتی: 4179 بار
- تماس:
Re: اخلاق پزشکی در ایران باستان
دانشگاه جندی شاپور و نقش آن در تاريخ پزشکی ايران و
شمال غربي خوزستان در دوره ساساني، شهر بزرگ وآبادي با كشتزارهاي زيباي نيشكر، جويهاي روان و باغهاي خرم، قرار داشت كهگذشته از زيبائي، يكي از بزرگترين مراكز علمي و فرهنگي زمان خود به شمارميرفت، نام اين شهر جندي شاپور بود كه به واسطه دانشكده پزشكي وبيمارستان معروفش، در جهان آنروز آوازهاي به سزا كسب كرده و از هر سودانشمندان و دانشپژوهان را بسوي خود فرا ميخواند.
بنيانگذار جندي
بنيان اين شهر را شاپور اول فرزند اردشير بنا نهاد.جنديشاپور را آنگونه كه مورخين نوشتهاند يكي از نواحي هفتگانه خوزستانميدانستند كه از ابتدا (اهواز) مركز آن استان به شمار ميرفته است، و دردوره شاپور دوم، جنديشاپور پايتخت دولت ساساني و مركز ولايت خوزستانگرديد.
چگونگي گزينش نام جندي
شاپور در جنگ با والرين قيصر دوم، پيروز گشتو بر انطاكيه (يكي از شهرهاي تركيه فعلي) دست يافت، آن آنرا (وه انديوشاپور) ناميد يعني (به از انطاكيه، شاپور) و به عبارت روانتر (شهر شاپوربهتر از انطاكيه) ميباشد و بعدها به گويشهاي جنديشاپور يا گنديشاپورادا گرديد.
شكوفائي جندي
شك بهترين دورهاي كه جنديشاپور بخود ديده عصرنهضت فرهنگي ايران، يعني دوره انوشيروان است. آنگونه كه برخي از مورخيننوشتهاند، خسرو انوشيروان علاقهفراواني به علم و دانش از خود نشان ميداد و همين انگيزه اصلي وي درگردآوري دانشمندان و پزشكان شايسته آنزمان بوده است. در زمان او دانشگاه جنديشاپور به پيشرفتهاي شاياني نائل آمدو هم به دستور او بود كه برزويه طبيب با جمعي از پزشكان ايراني جهتدستيابي به كتابهاي طب هندي به هندوستان سفر كردند. بدون شك اين سفر كه بادانشگاه جنديشاپور بستگي داشته، براي اين مركز علمي و دانش آموختگان آنآغاز رويدادهاي با ارزشي بوده است.
برخي از كتب تاريخي، از مجالس امتحاني سخن رفتهاست كه بويژه در دوره خسرو براي آزمايش پزشكان و صدور اجازه نامه طبابتبرپا ميشده، در تاريخالحكماء شرح يكي از اين نشستها را ذكر كردهاند كهاز آن بعنوان اولين كنگره پزشكي جنديشاپور ميتوان نام برد.
بيمارستان جنديشاپور و رسالت
دستور انوشيروان، در جوار دانشكده پزشكي،ضرورتاً بيمارستاني نيز تأسيس گرديد. جرجي زيدان (نويسنده مسيحي عرب) دراين مورد مينويسد: خسرو انوشيروان در جنديشاپور براي معالجه بيماران وآموزش پزشكي، بيمارستان جنديشاپور را داير نمود و از هندوستان و يونانپزشكاني استخدام كرد تا در آنجا طب هندي و طب يوناني (بقراطي) تدريس كنند،درنتيجه ايرانيان داراي دو رشته پزشكي شدند و بيمارستان جنديشاپور شهرتبينظيري در دنياي آنروز پيدا كرد. جرجي زيدان تحت عنوان (بيمارستانهاياسلام) مينويسد: بيمارستان كلمهاي فارسي است و به معناي محل بيمارانميباشد. در دوره تمدن اسلامي، بيمارستان مشتمل بر مدارس طب هم بوده وهمانجا درس طب ميخواندند و عملاً از بيماران معاينه و شناسائي مينمودند.عربها ايجاد بيمارستان را از ايرانيانآموختند و همانند بيمارستان جنديشاپور كه بزرگترين بيمارستان پيش ازاسلام بود، بيمارستانهائي در نقاط مختلف ممالك اسلامي دائر كردند.
و نفوذ جنديشاپور در جهان
رغم ركودي كه در دوره حكومت عباسي گريبانگير جنديشاپور گرديد و آثار ظاهري آن از ميان رفت ليكن نفوذ معنوي جنديشاپور در تمام دورههاي اسلامي بخوبي مشهود استزيرا دانشكده پزشكي و بيمارستان آن به منزله پايه و اساسي گرديد كه مؤسساتمشابه اسلامي بر آن قرار گرفت. در فرهنگ اسلام نيز آثار دانشمنداني كه درآنجا پرورش يافته بودند. در بنيان نهادن پايههاي علمي اسلام سعي و كوششفراوان نمودهاند.
شمال غربي خوزستان در دوره ساساني، شهر بزرگ وآبادي با كشتزارهاي زيباي نيشكر، جويهاي روان و باغهاي خرم، قرار داشت كهگذشته از زيبائي، يكي از بزرگترين مراكز علمي و فرهنگي زمان خود به شمارميرفت، نام اين شهر جندي شاپور بود كه به واسطه دانشكده پزشكي وبيمارستان معروفش، در جهان آنروز آوازهاي به سزا كسب كرده و از هر سودانشمندان و دانشپژوهان را بسوي خود فرا ميخواند.
بنيانگذار جندي
بنيان اين شهر را شاپور اول فرزند اردشير بنا نهاد.جنديشاپور را آنگونه كه مورخين نوشتهاند يكي از نواحي هفتگانه خوزستانميدانستند كه از ابتدا (اهواز) مركز آن استان به شمار ميرفته است، و دردوره شاپور دوم، جنديشاپور پايتخت دولت ساساني و مركز ولايت خوزستانگرديد.
چگونگي گزينش نام جندي
شاپور در جنگ با والرين قيصر دوم، پيروز گشتو بر انطاكيه (يكي از شهرهاي تركيه فعلي) دست يافت، آن آنرا (وه انديوشاپور) ناميد يعني (به از انطاكيه، شاپور) و به عبارت روانتر (شهر شاپوربهتر از انطاكيه) ميباشد و بعدها به گويشهاي جنديشاپور يا گنديشاپورادا گرديد.
شكوفائي جندي
شك بهترين دورهاي كه جنديشاپور بخود ديده عصرنهضت فرهنگي ايران، يعني دوره انوشيروان است. آنگونه كه برخي از مورخيننوشتهاند، خسرو انوشيروان علاقهفراواني به علم و دانش از خود نشان ميداد و همين انگيزه اصلي وي درگردآوري دانشمندان و پزشكان شايسته آنزمان بوده است. در زمان او دانشگاه جنديشاپور به پيشرفتهاي شاياني نائل آمدو هم به دستور او بود كه برزويه طبيب با جمعي از پزشكان ايراني جهتدستيابي به كتابهاي طب هندي به هندوستان سفر كردند. بدون شك اين سفر كه بادانشگاه جنديشاپور بستگي داشته، براي اين مركز علمي و دانش آموختگان آنآغاز رويدادهاي با ارزشي بوده است.
برخي از كتب تاريخي، از مجالس امتحاني سخن رفتهاست كه بويژه در دوره خسرو براي آزمايش پزشكان و صدور اجازه نامه طبابتبرپا ميشده، در تاريخالحكماء شرح يكي از اين نشستها را ذكر كردهاند كهاز آن بعنوان اولين كنگره پزشكي جنديشاپور ميتوان نام برد.
بيمارستان جنديشاپور و رسالت
دستور انوشيروان، در جوار دانشكده پزشكي،ضرورتاً بيمارستاني نيز تأسيس گرديد. جرجي زيدان (نويسنده مسيحي عرب) دراين مورد مينويسد: خسرو انوشيروان در جنديشاپور براي معالجه بيماران وآموزش پزشكي، بيمارستان جنديشاپور را داير نمود و از هندوستان و يونانپزشكاني استخدام كرد تا در آنجا طب هندي و طب يوناني (بقراطي) تدريس كنند،درنتيجه ايرانيان داراي دو رشته پزشكي شدند و بيمارستان جنديشاپور شهرتبينظيري در دنياي آنروز پيدا كرد. جرجي زيدان تحت عنوان (بيمارستانهاياسلام) مينويسد: بيمارستان كلمهاي فارسي است و به معناي محل بيمارانميباشد. در دوره تمدن اسلامي، بيمارستان مشتمل بر مدارس طب هم بوده وهمانجا درس طب ميخواندند و عملاً از بيماران معاينه و شناسائي مينمودند.عربها ايجاد بيمارستان را از ايرانيانآموختند و همانند بيمارستان جنديشاپور كه بزرگترين بيمارستان پيش ازاسلام بود، بيمارستانهائي در نقاط مختلف ممالك اسلامي دائر كردند.
و نفوذ جنديشاپور در جهان
رغم ركودي كه در دوره حكومت عباسي گريبانگير جنديشاپور گرديد و آثار ظاهري آن از ميان رفت ليكن نفوذ معنوي جنديشاپور در تمام دورههاي اسلامي بخوبي مشهود استزيرا دانشكده پزشكي و بيمارستان آن به منزله پايه و اساسي گرديد كه مؤسساتمشابه اسلامي بر آن قرار گرفت. در فرهنگ اسلام نيز آثار دانشمنداني كه درآنجا پرورش يافته بودند. در بنيان نهادن پايههاي علمي اسلام سعي و كوششفراوان نمودهاند.
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]