زمان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با فلسفه به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
New Member
پست: 2
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸, ۱۱:۴۶ ب.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 2 بار
سپاس‌های دریافتی: 1 بار
تماس:

زمان

پست توسط pori »

سلام دوستان من . یک مدت است که ذهن من مشغول مساله زمان و حرکت شده است و کلی سوال دارم که نتونستم به آن ها پاسخ بدم پس می خوام از شما کمک بگیرم و بحث را از این سوال شروع کنم که:

   زمان چیست؟  
به زیبایی ها فکر کن ...
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 3472
تاریخ عضویت: جمعه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ق.ظ
سپاس‌های ارسالی: 5879 بار
سپاس‌های دریافتی: 12411 بار
تماس:

Re: زمان

پست توسط Solver »

البته سوال روشن نیست، چون این سوال را میتوان از منظر فیزیک، فلسفه یا عرفان و شاید ... پاسخ گفت.

با این وجود، چون در انجمن فلسفه، مطرحش کردید، پاسخ دادنش از منظر فلسفی به سوال درست تر است اما نیازمند تکیه به دانش فیزیک نیز میباشد.

برخی از فیلسوفان، معتقد هستند که عده دیگری از فیلسوفان، همواره در پی تعریف هایی هستند که بی معنا است. همینطور به دنبال اثبات هایی میروند که باز بی حاصل است. از جمله این تعاریف، تعاریف مولکولی است.

اگر ساختار مواد را بشناسیم، میدانیم که مواد از پیوستن اتمها به یکدیگر تشکیل شده اند، حال ما آمده ایم هر چند اتم را که به یک شکل پیودن خورده اند را یک مولکول نامیده ایم، در حالی که در واقعیت چیزی به نام مولکول موجودیت نداشته و ندارد. این تنها یک تعریف از شکل خاصی پیوند میان اتم ها است. از این رو، مولکول تنها بر روی تعاریف کاغذی قابل پیوند، شکست و ... است و در عمل، چیزی به نام مولکول نبوده که شکسته شده یا پیوند خورده بلکه تعاریف ما بوده است.

اینجا تعاریف مولکولی را مطرح کردم تا متوجبه بشید به چه تعاریفی مولکولی اطلاق میشود. مثلاً تاریکی را یک تعریف مولکولی میدانند. چرا که معتقدند چیزی به نام تاریکی وجود ندارد بلکه فقدان روشنایی را تاریکی تعریف کرده ایم.

این دسته (که بنده نیز موافق ایشان هستم) بسیاری از تعاریف فلسفی را یک تعریف مولکولی میدانند، و متعقدند که واقعیتی در مورد تعریف صورت گرفته وجود ندارد بلکه تنها تعریفی است که ما به آن نسبت داده ایم. و این عمل را گاه مانع رشد علم دانسته و معتقدند نباید تعاریف مولکولی ارائه کرد. خصوصاً در مورد مسائل اجتماعی.

اما زمان ..

در منظر این دسته، عمده تعاریف ارائه شده از زمان، چه آن که از یونان باستان مانده، و چه انها که در پی آنها ارائه شده است، تعاریفی مولکولی بوده است. چرا که در حقیقت زمان یک تعریف است که ما به تغییرات نسبت میدهیم. به همین دلیل هم زمان را با جابه جایی عقربه های ساعت، جابه جایی خورشید در آسمان، تغییر آب و هوا، باد و هر گونه تغییر دیگری میتوان سنجید. این زمان در حقیقت تعریفی است که ما برای این تغییرات و جابه جایی ها میکنیم.

به همین دلیل اگر بتوان محیطی را بدون تغییر داشته باشیم، دیگر زمان بی معنا است. شبیه فریز شدن همه چیز که در ذهن ما تداعی کنند Stop هست.

البته سرعت تغییرات متفاوت است، از یک اپسیلون بزرگتر از صفر تا یک اپسیلون کوچکتر از بی نهایت. مثلاً تغییرات چهره یک فرد، خود یک مورد است که باعث شکل گیری تعریف زمان میشود. همینطور جا به جایی خورشید در آسمان را نیز میتوان یک واحد زمانی دانست. جابه جایی عقربه های کوچک، بزرگ و ثانیه شمار ساعت نیز اینطور است. حتی تغیراتی که با سرعت خیلی بالاتری نیز انجام میشوند، مثل روشن شدن چراغ برق پس از زدن کلید را نیز میتوان به عنوان زمان تعریف کرد.

بنابراین زمان،
تعریفی است که ما برای درک تغییرات پیرامون خود کرده ایم.

البته این تعریف از نوع تعریف مولکولی است.

واحد زمان را نیز، بر اساس سرعت تغییرات انتخاب کرده ایم.

مثلاً:
روز بر اساس جا به جایی زمین به دور خود است.
سال بر اساس جابه جایی زمین به دور خورشید است.
و ...


مطلب بالا برداشت های شخصی بنده، از نظریات فیلسوفان هست، مطمئناً اگر شما خودتان به بررسی دیدگاه افراد مختلف در این باره بپردازید درک بهتری نسبت به موضوع خواهید داشت.

:shock: منبع: فیلسوف میما :-)
Personal Site: [External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “فلسفه”