::::::...:::::: ازدواج و مسايل مربوط به آن ::::::....:::::::

در اين بخش مي‌توانيد در مورد تمامي مسائل مرتبط با خانواده به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

ولي اين كلي نيست و نمي شه گفت كه همه ي اين جور ارتباط ها و ازدواج ها دوام نداره
هر چيزي استثنا داره و خوب و بد :-(
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 665
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 20 بار

پست توسط Admiral »

اوهههه 10 صفحه بحث و مجادله فقط براي اين مسائل جزئي ... بابا امروزه دخترها دارن ميشن پسر و پسرها دارن ميشن دختر باور نداريد بريد ونك ؛: ميلاد نور و ... ببينيد پسره احمق چطوري خودشو مثل دخترها درست كرده و برعكس ...
اين مشكل اساسي ما ايرانيها شده وگرنه ازدواج اسونه :smile:
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 2833
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۵, ۱:۳۹ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 158 بار
سپاس‌های دریافتی: 747 بار

پست توسط Leila »

خوب اين چه ربطي داره به ازدواج
اونقدرام كه شما فكر مي كنيد راحت كه نيست
كليم سخت هست
بالاخره سرنوشت يه عمر زندگيه :-(
اگر مي توانستيد خريدار باور باشيد، كدام باور از همه برايتان مفيد تر بود؟؟
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

Admiral,
سخت ترين كاري زندگي يك انسان ازدواج هست؛ خصوصن در كشوري با فرهنگ عقب مانده نظير ايران. :-o
[External Link Removed for Guests]
Old Moderator
Old Moderator
نمایه کاربر
پست: 941
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۸۵, ۲:۴۱ ب.ظ
محل اقامت: شیراز
سپاس‌های ارسالی: 10 بار
سپاس‌های دریافتی: 80 بار
تماس:

پست توسط Elahe »

Reza6662, دقيقا سخت ترين انتخاب در زندگي و تحمل خوب يا بد ان براي يک عمر :? :lol:
 [FONT=Tahoma,sans-serif]اگر کسی احساس کند که در زندگیش هیچ اشتباهی را نکرده است، به این معنی است که هیچ تلاشی در زندگی خود نکرده.  
 [FONT=Tahoma,sans-serif]If someone feels that they had never made a mistake in their life, then it means they had never tried a new thing in their life  
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

افزايش جرائم با بالا رفتن سن ازدواج

پست توسط Reza6662 »

افزايش جرائم با بالا رفتن سن ازدواج

كارشناسان معتقدند همزمان با افزايش متوسط سن ازدواج جوانان، سن جرائمي مانند فحشا، نزاع هاي خياباني، سرقت، فراز از خانه، مزاحمت و ساير آسيب هاي اجتماعي و نيز تعداد و سابقه مجرمين كم سن و سال نيز افزايش مي يابد.

[External Link Removed for Guests]

آنها بر اين باورند كه در ميان عوامل تاثيرگذار بر كاهش سن جرم، ‌مشكلات رواني ناشي از ارضا نشدن نيازهاي عاطفي، هيجاني و جنسي به طور جدي مطرح مي شود و بر همين اساس توصيه مي كنند كه يكي از راههاي پيشگيري از چنين مشكلاتي، فراهم شدن امكان ازدواج جوانان در سنين مناسب است. آمارهاي مركز آمار ايران نشان مي دهد سن ازدواج براي مردان از 24 سال در سال 65 به 29.7 سال در سال 83 و براي زنان از 20 به 27.9 سال در اين مدت رسيده است.

تصویر

نتايج پژوهشي تحت عنوان تحولات ازدواج و طلاق در ايران نشان مي دهد كه در سال 1345 سن ازدواج مردان 24.5 سال بوده است. اين ميزان سپس با كمي كاهش روبرو شده و بيشترين كاهش را در سال 1365 يعني دهه اول انقلاب داشته و پس از آن افزايش يافته است. اين افزايش حدود نيم سال است و سپس سن ازدواج مردان از 26.5 به 27 سال تغيير يافته است.
دكتر شهلا كاظمي پور، ‌جامعه شناس در تحقيق خود در مورد سن ازدواج جوانان بيان مي كند: سن ازدواج زنان در سال 1345 حدود 18 سال بوده و هم اكنون به 27.4 سال رسيده است.
او مي افزايد : در سال 1345 سن ازدواج براي زنان شهري 19 سال و براي زنان روستايي تقريبا 17 سال بود و پس از آن با مقداري افزايش روبرو شد و سپس با يك توقف بعد از انقلاب، كاهش يافت ولي بايد دانست كه متغيرهاي جمعيتي در جايي توقف مي كند و از حدي بالاتر نمي رود، بنابراين سن ازدواج زنان در حدي متوقف مي شود.
نتايج تحقيق وي همچنين نشان مي دهد، تعداد زنان مجرد 34 تا 15 ساله، 4 ميليون و 348 هزار نفر و تعداد مردان مجرد ، 39 تا20 ساله، 2 ميليون و 361 هزار نفر است كه اين امر نشان مي دهد در حال حاضر ما با فزوني يك ميليون و 900 هزار دختر در معرض ازدواج در مقايسه با پسران روبرو هستيم.
اين آمارها در حالي نشان از افزايش سن ازدواج مي دهد كه فرهنگ ما هنوز توانايي يافتن همسر مناسب و ازدواج موفق را مهمترين ملاك خوشبختي به خصوص براي دختران مي داند به طوري كه حتي گاهي بيشتر فعاليتهاي زندگي دختران مثل تحصيلات بالاتر ، موفقيت شغلي بهتر و ارتقاي پايگاه اجتماعي و اقتصادي معطوف به يافتن همسري مناسب است؛ كه البته معلوم نيست مرداني كه خود از چنين امتيازاتي برخوردارند تا چه حد علاقه مند به ازدواج كردن با دختراني در سطح اجتماعي و حرفه اي خويش هستند.
از طرفي توقعات خانواده ها در رابطه با ازدواج فرزندانشان بسيار بالا رفته و نيز بسياري از مردان كه طبق فرهنگ ما بايد پا پيش بگذارند و مخارج و هزينه هاي زندگي را تامين كنند از حيث تحصيلات، ميزان درآمد و موقعيت اجتماعي و شغلي در وضعيت مناسبي به سر نمي برند و حتي گاهي وضعيت آنها نسبت به دختران نامطلوب است.
براساس نتايج تحقيق ياد شده، ‌آثار افزايش سن ازدواج مي تواند براي دختران و پسران متفاوت باشد؛ ولي آنچه در هر دو جنس مشترك خواهد بود، احساس ناكامي اي بسيار تلخ است. به عقيده روانشناسان، اگر انگيزه هاي قوي به وسيله موانع غير قابل عبور يا موانعي كه نمي توانيم بر آنها فائق آئيم سد شوند، ناكامي به وجود مي آيد كه از بارزترين نتايج آن بروز رفتارهاي پرخاشگرانه است.
از سويي ديگر مردم از نظر روش مقابله با ناكامي با يكديگر متفاوتند و در شرايط ظاهرن مشابه وقتي افراد دچار ناكامي مي شوند، بعضي تسليم شده، بعضي به كوشش خود ادامه مي دهند و بعضي ديگر زير فشار خرد مي شوند.
بر همين اساس روانشناسان تاكيد مي كنند كه ناكامي ناشي از وجود موانع متعدد بر سر راه ازدواج جوانان مي تواند شماري از آنها را به سوي ارتكاب برخي جرائم سنگين اجتماعي بكشاند.

[External Link Removed for Guests]

اين تاكيد در حالي است كه آمارها نشان مي دهد 22 درصد جمعيت ورودي زندانهاي كشور را جوانان تشكيل مي دهند به طوري كه سالانه 27 تا 33 هزار جوان در گروه سني 19 تا 25 سال زنداني مي شوند.
موارد نزاعهاي دسته جمعي، فراز از خانه، اعتياد، خودكشي، خانه هاي فساد و فحشا، پديدهء مردان و زنان خياباني و .... همه بيانگر آن است كه اگر به فكر چاره انديشي نباشيم، آيندهء جوانان ما تيره و تار خواهد بود. از طرفي ازدواج به دليل آنكه در اغلب موارد به افزايش احساس امنيت و تامين نيازهاي جنسي و عاطفي جوان منجر مي شود و مي تواند احساس ناكامي، استرس و فشار رواني را در او كاهش دهد، به عنوان يك راه چاره، نمايان مي شود.
البته اين تاكيد روانشناسان و جامعه شناسان را نيز نبايد فراموش كرد كه وجود چنين آسيب هاي ناشي از افزايش سن ازدواج نبايد به هيچ وجه منجر به انتخاب راهكار ازدواج به هر شكل و با هر شرايطي باشد، زيرا دراين صورت ازدواج نه تنها راهگشا نخواهد بود، بلكه خود به جمع عوامل اثرگذار بر آسيبهاي ياد شده خواهد پيوست.

تصویر

22 درصد جمعيت ورودي زندانهاي كشور را جوانان تشكيل مي دهند
دكتر حميدرضا بيرشك، روانشناس در مورد علل افزايش سن ازدواج در كشور به خبرنگار واحد مرکزي خبر گفت: عوامل مختلف اقتصادي، جامعه شناسي و روانشناسي را مي توان در اين زمينه مطرح كرد.
از جمله عوامل اقتصادي اين است كه جوانان احساس مي كنند امكان تامين هزينه هاي زندگي روزمره را ندارند و كساني هم كه جذب بازار كار مي شوند اغلب درآمد لازم را نخواهند داشت، آنهايي هم كه تحصيل مي كنند اميد چنداني براي يافتن شغل مناسب و حتا غيرمناسب ندارند.
وي درباره ابعاد مثبت و منفي افزايش سن ازدواج مي افزايد: تنها جنبه مثبت تحت اين شرايط مي تواند آن باشد كه افراد به بلوغ سني و جسمي رسيده اند و در نتيجه در انتخاب همسر تنها تابع احساس نيستند؛ اما تبعات منفي آن اين است كه افرادي كه به ازدواج نياز و تمايل دارند، اگر نتوانند ازدواج كنند سعي مي كنند با مشغوليات، رفت و آمدها و معاشرتهاي مسئله ساز، خود را سرگرم كنند و بدين ترتيب ممكن است تصميم گيري براي افراد مشكلتر شود، چون آنها فكر مي كنند كه قبلن معيارهايي براي ازدواج داشته اند.
دكتر بيرشك با بيان اينكه بالا رفتن سن ازدواج تبعات متفاوتي براي دختران و پسران ايجاد مي كند مي افزايد: در جامعه اي كه ما فكر مي كنيم مردها بايد در ازدواج جلو بيايند و تصميم بگيرند، دخترها شانس كمتري خواهند داشت، چون در سن بالا، پذيرفتن هر نوع همسري براي آنها كار آساني نخواهد بود، به خصوص كه الان دختران ما بيشتر وارد جامعه مي شوند و تجربهء درس و دانشگاه را به دست آورده اند، در انتخاب همسر بيشتر دچار ترديد مي شوند و زمان بيشتري صرف مي كنند و اين مسئله شانس ازدواج آنها را در آينده به شدت كاهش مي دهد.

تصویر

او درباره تاثير بالارفتن سن ازدواج در گرايش به جرم توضيح مي دهد: در ازدواج دركنار نياز شديد جنسي، نيازهاي عاطفي مطرح است. يعني هر كسي نياز دارد كه بداند كسي در زندگيش هست كه در كنار رفع نيازهاي طبيعي مي تواند با او همفكري و مشاركت داشته باشد. پس اگر جوانان فرصت ازدواج را از دست بدهند جذب معاشرتهايي مي شوند كه خيلي از آنها زمينه ساز مشكلات احساسي و عاطفي براي آنها باشد، چرا كه وقتي پايبندي فردي كم شد ، بيشتر جذب لذتهاي كوتاه مدت و آني مي شود و در اين ميان امكان معاشرتهاي و گردهمايي هايي براي او فراهم مي شود كه زمينه را براي مصرف مواد مخدر يا روابط نامناسب اجتماعي گسترش خواهد داد.
وي ادامه مي دهد : براي جواناني كه امكان ازدواج فراهم نمي شود از يك طرف نياز و از طرف ديگر مشكلات و محدوديتهايي وجود دارد، در نتيجه بر طبق احساسش جذب موقعيتهايي آني و در دسترس مي شوند.
دكتر بيرشك نقش دوستان را در جذب جوانان به كارهاي خلاف بسيار مهم مي داند و به خبرنگار ما مي گويد: در سنين جواني و نوجواني دوستان، نقش عمده اي ايفا مي كنند به طوري كه جوانان تحت تاثير دوستان و خواسته هايشان يا به خاطر احساس تعلق به يك گروه و نگراني از طرد شدن توسط آنها، حاضرند هر كاري غلطي را انجام دهند.
وي نقش خانواده را نيز بسيار مهم ارزيابي مي كند و مي گويد: اگر اعضاي خانواده اي ارتباط خوبي با يكديگر داشته باشند مي توانند بسياري از مسايل را با فرزندانشان مطرح كنند؛ در نتيجه فرزندان هم با علاقه، تشريك مساعي مي كنند و از نظرات خانواده بهره مند مي شوند. اما اگر شاهد گسستگي در روابط خانوادگي باشيم، نقش دوستان و همسالان به جاي خانواده افزايش مي يابد و دوستان و همسالان هم بيشتر تابع جنبه احساس هستند. دكتر بيرشك درباره تفاوت آسيب پذيري دختران و پسران توضيح مي دهد: دختراني كه سن ازدواج آنها بالا مي رود به خاطر داشتن گرايشها، حساسيتها و حسادتها که لازمه سن و کمي تجربه آنهاست ممكن است بيشتر فريب بخورند و بيشتر مستعد بروز و رفتارها و واكنشهاي برانگيزاننده، پرخاشگرانه و درگيرانه مختلفي شوند و در نتيجه خيلي راحت تر وعده هاي افرادي را كه آماده سو استفاده از آنها هستند مي پذيرند و جذب آنها مي شوند.
دكتر حسين فرجاد آسيب شناس نيز در مورد علل كاهش جرم معتقد است: مشكلات جوانان و نوجوانان زياد است پس جرم ازگروه سني بالا به سمت گروه سني پائين تر مي آيد و چون قدرت ريسك و مخاطره پذيري آنها بيشتر است، متاهلين كمتر مرتكب جرم مي شوند؛ پس افرادي كه ازدواج نمي كنند در زمينه انواع جرائم احتمال ارتكاب جرم آنها بيشتر است.
در كشوري كه روز به روز بر تعداد جمعيت جوان آن افزوده مي شود و راههاي حل مسائل پيش رو، روز به روز پيچيده تر مي شود اگر اكنون كه مي توانيم اقدامي نكنيم، معلوم نيست كه گره كور پيامدهاي ناشي از آن را در آينده چه كسي خواهد گشود.

منبع: مجلهء خانواده
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

آفتاب: جامعه ایران، جامعه جوانی است که در آن به نیازهای جوانانش پاسخ داده نمی شود. جوانانی که به دلیل نرسیدن به خواسته های خود ناکام و سرخورده شده اند،به نوعی سعی دارند هنجارهای اجتماعی موجود را زیر سوال ببرند و با کناره گیری و پشت پازدن به این هنجارها ،به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی روی می آورند. پس بی دلیل نیست که هر روز شاهد کاهش سن آسیب دیدگان اجتماعی، بزه دیدگان، کاهش سن فحشاء و اعتیاد در ایران هستیم.

[External Link Removed for Guests]

دکتر صفابخش، از محققان موسسهء مطالعات و تحقیقات اجتماعی، در این رابطه می گوید: «برخی از نیازهای جوانان بی پاسخ مانده و فرصت های تحصیلی، اشتغال، ازدواج و .... به صورت مساوی در اختیار همه جوانان نگرفته است. این مسائل باعث ایجاد سرخوردگی و ناکامی در جوانان می شود که این ناکامی خود به خشم منجر می شود .از سوی دیگر جوانان ایرانی با این سرخوردگی های عدیده ،جایی برای تخلیه خشم و یا انرژی های مخرب ناشی از شکست و ...ندارند .پس جوانی که نتواند خشم خود را تخلیه کند مجبور آست آن را به درون خود بریزد.»

وی با استناد به تئوری مرتون، ریختن این خشم در درون را عاملی برای کناره گیری از هنجارهای اجتماعی موجود و روی آوردن به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی و یا حتی خودکشی ذکر می کند و می افزاید: «طبق این تئوری، وقتی در جامعه، فرصت های دسترسی به اهداف برای همه به صورت مساوی و یکسان وجود نداشته باشد، عده ای آن اهداف را طرد مي کنند و یا از طریق دیگری مي خواهند به اهداف خود برسند. این افراد انزواطلبی را پیشه می کنند، از نظام اجتماعی کناره گیری می کنند و سعی می کنند خشم شديد خود را در درون خود بریزند و مسلمن در این حالت به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی روی می آورند.»

[External Link Removed for Guests]

صفابخش با اشاره به بحران هویت جوانان ایرانی می گوید: «ریشهء این موضوع را باید در دوران نوجوانی که دوران هویت یابی افراد است،جستجو کرد. همراه با تغییرات جسمی دورهء بلوغ، نوجوانان در جستجوی هویت خویش هستند و اگر نهادهای جامعه پذیر مانند خانواده و آموزش و پرورش بتوانند کارکرد خود را به درستی ایفا کنند و بستر مناسب را برای هویت بخشی به فرد نوجوان مهیا کنند، فرد دچار بحران هویت نخواهد شد.»
وی می افزاید: «اما اگر این نهادها نتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند، احتمال این که فرد برای یافتن هویت خویش به گروه همالان یا همسالان روی بیاورد بسیار زیاد است.»

این محقق اجتماعی ادامه می دهد: «نهادهای جامعه پذیر در گذشته کارکرد بیشتری داشتند ولی هم اکنون به دلیل تفاوت های جدی بین دو نسل، تمام پل های موجود بین نوجوانان و والدین از بین رفته است و زبان گفتگو و تفاهم بین آنان تضعیف شده است. در مدارس ایران هم که مبحث آموزش ضعیف است و به پرورش نوجوانان هم پرداخته نمی شود؛ اما رسانه های گروهی به عنوان سومین نهاد جامعه پذیری تا حدودی توانسته اند در آگاهی رساندن به نوجوانان نقش داشته باشند.
با شرایط ذکر شده نوجوان به چهارمین نهاد جامعه پذیری یا همان گروه همالان روی می آورند که معایب این گروه ذکر شد اما اکنون مشکل از این هم فراتر رفته و این گروه که قبلا قابل مشاهده بود به دلیل استفاده نوجوانان از اینترنت و گپ های اینترنتی، به گروه همالان مجازی تبدیل شده است و نمی توان در این رابطه ها به صداقت و درستی طرفین اعتماد کرد.»

[External Link Removed for Guests]

این استاد جامعه شناس می افزاید: «یکی دیگر از ویژگی های دورهء بلوغ، هیجان طلبی است در حالی که چنین مجاری ای در جامعه ما پدید نیامده است. بعد از انقلاب هم یک سری مجاری که قبلن برای تخلیهء هیجان های دورهء جوانی وجود داشت، مسدود شده و دیگر وجود ندارند؛ از سوی دیگر، هیچ برنامه ریزی صحیحی برای اوقات فراغت نوجوانان مهیا نیست. پس گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می کشاند در حالی که در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است. پس به همان میزان که افراد وقت خود را برای روابط مجازی صرف می کنند از تعامل آنان با دیگران در محیط کار و خانواده کاسته می شود و مسلمن وقتی ارتباط تعاملی به صورت مستقیم باشد آسیب های اجتماعی هم کمتر می شود، ولی روابط مجازی و فاصله دار، آسیب پذیرتر هم می شوند.»

صفابخش با استناد به تحقیقاتی که بر جامعه ایرانی و همچنین رفتار تماشاگران ایرانی در مسابقات فوتبال انجام داده می گوید: «در فرهنگ ما، شادی های دسته جمعی به درستی تعریف نشده است و نسل جوان ما امکان شادی ندارد .تمام اتوبوس هایی که بعد از مسابقات شکسته می شوند خون بهایی است که مسئولان حاضرند برای تخلیه جوانان بپردازند تا به آشوبهای شهری منجر نشود.»
Major II
Major II
نمایه کاربر
پست: 77
تاریخ عضویت: شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۲۸ ق.ظ
تماس:

خشم !

پست توسط mhdsoft »

به نام خدا

پديده ي وحشتناكي است اين خشم . اما مي دانيد چه چيز باعث بالانس نسبي مي شود !
وقتي جواني سرخورده مي شود پس نا اميد مي شود - در اين وقت است كه خشم مي تواند اميد را به وي بر گرداند.
مطالب اين مبحث را مرور كنيم . جوان در ايران ابتدا سر خورد مي شود - سپس نا اميد - سپس خشمگين ( پس اميد وار مي شود )
ههه ! عجب با حال - اينم از شاهكارهاي خود سازي است .

من كه ديگه فكر نكنم ايران جاي زندگي باشه - مگر اينكه - ما خودمان اين روندها را تغيير دهيم - به اميد خدا
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 665
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 20 بار

پست توسط Admiral »

Leila نوشته شده:خوب اين چه ربطي داره به ازدواج
اونقدرام كه شما فكر مي كنيد راحت كه نيست
كليم سخت هست
بالاخره سرنوشت يه عمر زندگيه :-(


متاسفانه داريد سختش مي كنيد وگرنه خيلي هم اسونه.... اصلا خودشما !!!! نمي دونم مجردي يا متاهل فرض رو بر اين بگيريد كه يه خواستگار ازغشر متوسط جامعه ميان منزل شما ... بماند از تعارف و ... خانواده شما سه تا سنگ بزرگ رو جلوي پاي داماد و خانوادش مي ندازيد اوليش مهريه بالاست دوميش ايا كار و منزل و ماشين داري سوميش مربوط ميشه به خودت !!!
حالا چرا ما ايرانيها فرهنگ نداريم رو بايد از خودمون بپرسيم اون اقايي كه مي گه ما فرهنگ ازدواج نداريم چرا ني گه اگه خواهري تو خونه داشته باشه و پسري بهش علافه مند بشه وقتي مياد خواستگاريش پسره رو تو سه سوت مي پيچونند ؛ مهريه بالا بد نيست ولي لازم هم نيست مي شه با مهريه پايين هم درست زندگي كرد ....
من خدارو شكر متعهلم و يه بچه دارم ... با علاقه اي كه به همسرم داشتم رفتم خواستگاريش و دقيقا 6 ماه از زمان سربازي من مونده بود كه عقد كرديم خلاصه مهريه همسر من هم پايين بود و هم خانواده ايشون منو دوست داشتن و همديگر رو كاملا مي شناختيم خب هر چيز هم كه تو زندگيم كم و كاست بود رو خدا خودش درست كرد ...
پس هم ميشه فرهنگ رو اماده بهربرداي درست كرد و هم سطح توقعات مردم رو پايين اورد تا ازدواج صورت بگيرد
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 665
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 20 بار

پست توسط Admiral »

elahe نوشته شده:Reza6662, دقيقا سخت ترين انتخاب در زندگي و تحمل خوب يا بد ان براي يک عمر :? :lol:


درسته كه يه عمر زندگيه ولي اصلا سخت نيست :D شما به كسي علاقه مند مي شيد كه يه عمر بايد باهاش سر كنيد اگه منظورت مراحل ازدواجه كه قبلا گفتم ولي اگه منظورت ادم رو شناختنه كه دوران نامزدي براي همين كاره :) :(
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 665
تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۸۵, ۱۲:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های دریافتی: 20 بار

پست توسط Admiral »

Reza6662 نوشته شده:آفتاب: جامعه ایران، جامعه جوانی است که در آن به نیازهای جوانانش پاسخ داده نمی شود. جوانانی که به دلیل نرسیدن به خواسته های خود ناکام و سرخورده شده اند،به نوعی سعی دارند هنجارهای اجتماعی موجود را زیر سوال ببرند و با کناره گیری و پشت پازدن به این هنجارها ،به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی روی می آورند. پس بی دلیل نیست که هر روز شاهد کاهش سن آسیب دیدگان اجتماعی، بزه دیدگان، کاهش سن فحشاء و اعتیاد در ایران هستیم.

[External Link Removed for Guests]

دکتر صفابخش، از محققان موسسهء مطالعات و تحقیقات اجتماعی، در این رابطه می گوید: «برخی از نیازهای جوانان بی پاسخ مانده و فرصت های تحصیلی، اشتغال، ازدواج و .... به صورت مساوی در اختیار همه جوانان نگرفته است. این مسائل باعث ایجاد سرخوردگی و ناکامی در جوانان می شود که این ناکامی خود به خشم منجر می شود .از سوی دیگر جوانان ایرانی با این سرخوردگی های عدیده ،جایی برای تخلیه خشم و یا انرژی های مخرب ناشی از شکست و ...ندارند .پس جوانی که نتواند خشم خود را تخلیه کند مجبور آست آن را به درون خود بریزد.»

وی با استناد به تئوری مرتون، ریختن این خشم در درون را عاملی برای کناره گیری از هنجارهای اجتماعی موجود و روی آوردن به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی و یا حتی خودکشی ذکر می کند و می افزاید: «طبق این تئوری، وقتی در جامعه، فرصت های دسترسی به اهداف برای همه به صورت مساوی و یکسان وجود نداشته باشد، عده ای آن اهداف را طرد مي کنند و یا از طریق دیگری مي خواهند به اهداف خود برسند. این افراد انزواطلبی را پیشه می کنند، از نظام اجتماعی کناره گیری می کنند و سعی می کنند خشم شديد خود را در درون خود بریزند و مسلمن در این حالت به اعتیاد و سایر آسیب های اجتماعی روی می آورند.»

[External Link Removed for Guests]

صفابخش با اشاره به بحران هویت جوانان ایرانی می گوید: «ریشهء این موضوع را باید در دوران نوجوانی که دوران هویت یابی افراد است،جستجو کرد. همراه با تغییرات جسمی دورهء بلوغ، نوجوانان در جستجوی هویت خویش هستند و اگر نهادهای جامعه پذیر مانند خانواده و آموزش و پرورش بتوانند کارکرد خود را به درستی ایفا کنند و بستر مناسب را برای هویت بخشی به فرد نوجوان مهیا کنند، فرد دچار بحران هویت نخواهد شد.»
وی می افزاید: «اما اگر این نهادها نتوانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند، احتمال این که فرد برای یافتن هویت خویش به گروه همالان یا همسالان روی بیاورد بسیار زیاد است.»

این محقق اجتماعی ادامه می دهد: «نهادهای جامعه پذیر در گذشته کارکرد بیشتری داشتند ولی هم اکنون به دلیل تفاوت های جدی بین دو نسل، تمام پل های موجود بین نوجوانان و والدین از بین رفته است و زبان گفتگو و تفاهم بین آنان تضعیف شده است. در مدارس ایران هم که مبحث آموزش ضعیف است و به پرورش نوجوانان هم پرداخته نمی شود؛ اما رسانه های گروهی به عنوان سومین نهاد جامعه پذیری تا حدودی توانسته اند در آگاهی رساندن به نوجوانان نقش داشته باشند.
با شرایط ذکر شده نوجوان به چهارمین نهاد جامعه پذیری یا همان گروه همالان روی می آورند که معایب این گروه ذکر شد اما اکنون مشکل از این هم فراتر رفته و این گروه که قبلا قابل مشاهده بود به دلیل استفاده نوجوانان از اینترنت و گپ های اینترنتی، به گروه همالان مجازی تبدیل شده است و نمی توان در این رابطه ها به صداقت و درستی طرفین اعتماد کرد.»

[External Link Removed for Guests]

این استاد جامعه شناس می افزاید: «یکی دیگر از ویژگی های دورهء بلوغ، هیجان طلبی است در حالی که چنین مجاری ای در جامعه ما پدید نیامده است. بعد از انقلاب هم یک سری مجاری که قبلن برای تخلیهء هیجان های دورهء جوانی وجود داشت، مسدود شده و دیگر وجود ندارند؛ از سوی دیگر، هیچ برنامه ریزی صحیحی برای اوقات فراغت نوجوانان مهیا نیست. پس گرایش روزافزون به ارتباطات مجازی، نوجوانان را از دنیای واقعی به دنیای مجازی و هیجانی می کشاند در حالی که در دنیای واقعی جامعه ایرانی جایی برای تخلیه این هیجانات اندیشیده نشده است. پس به همان میزان که افراد وقت خود را برای روابط مجازی صرف می کنند از تعامل آنان با دیگران در محیط کار و خانواده کاسته می شود و مسلمن وقتی ارتباط تعاملی به صورت مستقیم باشد آسیب های اجتماعی هم کمتر می شود، ولی روابط مجازی و فاصله دار، آسیب پذیرتر هم می شوند.»

صفابخش با استناد به تحقیقاتی که بر جامعه ایرانی و همچنین رفتار تماشاگران ایرانی در مسابقات فوتبال انجام داده می گوید: «در فرهنگ ما، شادی های دسته جمعی به درستی تعریف نشده است و نسل جوان ما امکان شادی ندارد .تمام اتوبوس هایی که بعد از مسابقات شکسته می شوند خون بهایی است که مسئولان حاضرند برای تخلیه جوانان بپردازند تا به آشوبهای شهری منجر نشود.»


ميشه خواهش كنم ازاين عكسهاي ناهنجار نزاريد من كفري مي شم اينها رو مي بينم :x
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

پست توسط Reza6662 »

Admiral,
ميشه خواهش كنم ازاين عكسهاي ناهنجار نزاريد من كفري مي شم اينها رو مي بينم

تو يك جامعه‏، همه جور انسان با عقايد گوناگون يافت ميشه. :x
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “خانواده”