Negar.int,
شما ظاهراً به این دو روایت هیچ نگاهی نفرمودید ؟!
پیامبر خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: "من شوخی می کنم، ولی در گفتارم جز حق نمی گویم".
امام صادق(علیه السلام) فرمود: "مؤمن شوخ طبع و خوش مشرب است، ولی منافق گرفته و خشمآلود".
الان در این دو روایت تفسیر به لغت صورت گرفته ؟
مستقیماً بحث شوخی مطرح شده .
ضمناً ما در روایات بعضاً داریم که پیامبر صلی الله علیه و اله ، شوخی های ظریفی هم انجام دادند که این میتونه عموم و اطلاقی که شما فرمودید را نقض کنه.
یک نمونه :
یک روز پیامبر (صلی الله علیه و اله) با علی(علیه السلام) خرما می خوردند.
پیامبر (صلی الله علیه و اله) از روی مزاح، هسته های خرماهایی را که می خورد به پیش روی علی (علیه السلام) می نهاد.
وقتی که از خوردن خرما فارغ شدند، همه هسته ها در نزد علی(علیه السلام) جمع شده بود.
پیامبر (صلی الله علیه و اله) به علی (علیه السلام) فرمود:
یاعّلیُّ اِنَّکَ لَاَکُولُ:ای علی! بسیار میخوری.
علی (علیه السلام) در پاسخ ( از روی مزاح) عرض کرد:
الاَکُولُ مَن یَاکُلُ الرُّطَبَ و النَّوا: پرخور کسی است که خرما را با هسته اش بخورد!
(الخزائن، ملا احمد نراقي (نقل از: 1001 داستان از زندگاني امام علي (ع)، محمد رضا رمزي اوحدي، انتشارات سعيد نوين).)
یا مورد دیگر :
يامبر (صلی الله علیه و اله) به پيرزني که درباره ي بهشت از آن حضرت مي پرسيد ،
فرمود: «پيرزنان به بهشت نمي روند». بلال، آن پيرزن را گريان ديد و به پيامبر، خبر داد. پيامبر فرمود:
«بلال! سياهان هم به بهشت نمي روند». بلال هم در بيرون مجلس پيامبر و در کنار آن پيرزن، به گريه نشست.
عباس عموي پيامبر، خبر داد. پيامبر فرمود: «عمو جان! پيرمردها هم به بهشت نمي روند؛ اما بمان تا بشارتت بدهم».
سپس آن دو را هم فراخواند و فرمود: «خداوند، پير زنان و پيرمردان و سياهان را به زيباترين شکل، برمي انگيزد و اينان جوان و نوراني مي شوند و آن گاه، به بهشت، وارد مي گردند».
(بحارالأنوار، ج 16، ص 294)
موارد متعدد دیگری هم هست که در تاریخ وجود داشته.
همونطور که عرض کردم شوخی یا مزاح اگر از روی اصول و خارج از دروغگویی باشد نه تنها اشکالی ندارد بلکه بسیار مفید هم هست.
اما متاسفانه اکثراً شوخی ها یا از حدش میگذره یا به مسائل نامربوط کشیده میشه و ممکنه باعث کدورت یا عوارض ناپسند دیگری بشه.
موفق باشید
