به سوی روابط پیچیده اجتماعی:
آخر نمیتوان در سانتیمانتالیسم غرق شد در حالی که دیگران در وضعیت مطلوبی نیستند.
به قول مولا:
((((اين درد تو را بس كه شب را با شكم سير بخوابي و در اطراف تو شكم هايي گرسنه و به پشت چسبيده باشند.... )))
اما در برخی تئوریهای فکری غربی با تمامی نکات مثبت موجود تمرکز بر خود است .(خوب هیچ چیز کامل نیست).
ویا در مسئله بحران اقتصادی و تروریسم. ایالات متحده ای که ابر قدرت جهان بودن را ادعا دارد و در علم و فناوریهای نو و .... خود را
پیشتاز میداند در مقابل طالبانی که ما همه میدانیم از لحاظ علم و فناوری در کجا قرار دارد چندین سال است که ایستاده و در مورد
بحران اقتصادی آیا با توجه به دلایل مطرح شده آیا واقعا وجود دارد یا ما در حال بازی خوردن هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچ چیز با ظلم نمیماند , اما هرچه فکر میکنیم دلایل فعلی وقوع این تغییر را بیشتر مربوط به آینده با فاصله زمانی میبینیم. مثل دوگانه بودن مسیر بشر --مثلث (مواد روان گردان-س...k...س-خشونت)
شاید اگر دولتهای ثروتمند بار مسئله بحران اقتصادی را به دوش کشورهای دیگر بیندازند(با توجه به این که بحث اقتصاد یکی از مسائل
حیاتی و نیاز اولیه بشر است) و در عرصه های سیاسی به بعضی دیگر بازی نرسد(
مانند فرزندی در خانواده ای که به وی توجه زیادی نمیشود و او این مسئله را به شکلی ناهنجار بروز میدهد) این مسئله حادتر شود و نزدیکتر به نظر رسد.
که بحث پیشگویی مایاها و اتفاق نچندان خوشایند میتواند شامل حال روشن شدن یکی از هیزمهای بالا باشد.
اما در پیشگویی مایاها بحث وقوع اتفاقی است که بشر وارد مرحله جدیدی میشود. شاید مرحله ای که با توجه به دلایل بالا عقیدتی
و مذهبی هم باشد . یک روزه و حادثه وار بودن پیشگویی توسط مایاها فکر مارا در گیر میکند.
در کل بحث پایان دنیا با ساختن بمبهای اتم آغاز شد و این چاقوی برنده همچنان در دست بشر بازیگوش قرار دارد.
ان شاء ا.... با مطالعه بیشتر بحث را ادامه میدهیم.
یا حق