بغضي روي صندلي چرخدار

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Moderator
Moderator
نمایه کاربر
پست: 2659
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۸ ق.ظ
محل اقامت: روبروی شما
سپاس‌های ارسالی: 2234 بار
سپاس‌های دریافتی: 14097 بار

بغضي روي صندلي چرخدار

پست توسط RAHVAR »

شعري از «حسن صادقي پناه»

بغضي روي صندلي چرخدار
خبرگزاري فارس: آن سوي ، پشت گاري خود ژست مي گرفت/ مرد لبو فروش ، سياستمدار بود/از«جنگ و صلح» نسخه كه پيچيد ادامه داد:/ «اصرار بر ادامه جنگ انتحار بود»


تصویر


خيس از مرور خاطره هاي بهار بود
ابري كه روي صندلي چرخدار بود

ابري كه اين پياده رو او را مچاله كرد
روزي پناه خستگي اين ديار بود

آن روز ها كه پاي به هر قله مي گذاشت ،
آن روز ها به گرده طوفان سوار بود

حالا به چشم رهگذران يك غريبه است
حالا چنان كتيبه زير غبار بود

بين شلوغي جلوي دكه مكث كرد
دعوا سر محاكمه شهردار بود

آن سوي ، پشت گاري خود ژست مي گرفت
(مرد لبو فروش ، سياستمدار بود)

از«جنگ و صلح» نسخه كه پيچيد ادامه داد:
«اصرار بر ادامه جنگ انتحار بود»

اين سو يكي كه جزوه كنكور مي خريد،
در چشمهاش نفرت از او آشكار بود

مي خواست كه فرار كند از پياده رو
مي خواست و به صندلي خود دچار بود

دستي به چرخ ها زد و سمت غروب رفت
ابري فشرده در صدد انفجار بود

خاموش كرد صاعقه هاي گلوش را
بغضي كه روي صندلي چرخدار بود


سروده «حسن صادقي پناه»
   تصویر     
  
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”