تقویم تاریخ

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

تقویم تاریخ

پست توسط Reza6662 »

 تدبیر نادر شاه افشار 
 تصویر  نادر شاه: «تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم، به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم.» 
  روزهایی یعنی در آذر ماه سال 1122 خورشیدی، نادر شاه افشار، بزرگ مرد تاریخ ایران، پس از اخراج اروپاییان از بحرین و تصرف مسقط و عمان، بزرگان کشور و افسران ارشد ارتش را برای بررسی طرح بازسازی ارتش ایران به اردوگاه خود دعوت کرد. پس از تشکیل این نشست، نادر شاه نظر خود را مطرح ساخت. طبق این طرح، ارتش ایران در هیچ واحد زمانی نباید کمتر از چهار صد هزار نیروی آماده داشته باشد و می باید کارگاههای ریخته گری ساخت توپ و تفنگ در جنوب خراسان، توسعه و گسترش یابند. این طرح شامل ایجاد یک نیروی دریایی بسیار قدرتمند و بزرگ بود تا بتواند یک تنه از عهده ناوگان اروپاییان متجاوز برآید. نادر گفته بود که چون وسعت اروپا کم است، سران اروپا دست از سر کشورهای دیگر برنخواهند داشت و ایران مکلف است از منطقه در برابر اروپاییان دفاع کند. 



 کنفرانس تهران 
 تصویر 
  روزهایی یعنی از 6 تا 9 آذر ماه 1322 (برابر 1943)، کنفرانس سران سه کشور اشغالگر ایران یعنی ایالات متحد، شوروی و بریتانیا در تهران و در محل سفارت انگلیس برگزار شد. کنفرانس تهران، در پی پیشروی های سریع ارتش آلمان نازی در جبهه شرق در جریان جنگ جهانی دوم برپا شده بود. در این کنفرانس، سران سه کشور یاد شده درباره چگونگی اتخاذ شیوه های مبارزه با ارتش آلمان و کمک به جبهه های نبرد با یکدیگر تبادل نظر کردند. در پایان کنفرانس تهران که چهار روز به طول انجامید، اعلامیه مشترکی صادر توسط چرچیل، روزولت و استالین صادر شد که در آن به انهدام نیروهای نظامی آلمان و چگونگی انجام عملیات در جبهه های شرق، غرب و جنوب اشاره شده بود. 
 [External Link Removed for Guests] 
  ژوزف استالین (دیکتاتور شوروی) با محمدرضا شاه پهلوی در حاشیه کنفرانس  
[External Link Removed for Guests]
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 4122
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۶:۱۶ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 4507 بار
سپاس‌های دریافتی: 4337 بار
تماس:

17 دی

پست توسط Reza6662 »

  نوشتار، برگی از حقایق تاریخ معاصر ایران است؛ و صدالبته به دلیل دقت شدید در امر Phil طراینگ ج.ا ، خوانندگان گرامی و محترم، از ورود به مباحث سیاسی بپرهیزند. هرچند که امکان دارد در کنار دهها پست مربوط به مباحث اخیر انجام شده در قسمت نیروی هوایی ایران در Trash فروم جای بگیرد. 

  دی 1314 : سالروز کشف  
 شرح این ماجرا را به قلم علی اصغر حکمت، کفیل وزارت ِ معارف ِ کابینه ی محمد علی فروغی «ذکاء الملک» محول می کنیم: 
 « یک روز در تیر ماه 1314 جلسه ی هیئت وزرا در سعدآباد با حضور اعلیحضرت تشکیل شد. هفته ای یک روز اعلاحضرت شخصن در هیئت دولت می آمدند که در سعدآباد تشکیل می شد و در مذاکرات ِجلسه شرکت می فرمودند و اوامری می دادند. در آ ن روز اعلاحضرت رو به من کردند و فرمودند من سابقن به وزرا و کفیل وزارت ِ معارف سابق دستور داده بودم این عادت منحوسی که در ایران مرسوم است که زنها روی خودشان را میپوشانند و پیچه و نقاب می زنند برچیده شود و زنها هم مثل سایر نقاط دنیا آزاد باشند و در اجتماع شرکت کنند ولی اینها هیچکدام انجام ندادند حالا از تو می خواهیم ببینیم تو چه کار می توانی بکنی؟ عرض کردم امر اعلاحضرت را که درست امر وجدانی خودم هم هست انجام می دهم. آمدم وزارت معارف و یک برنامه ای نوشتم. برنامه را به عرض رساندم و تصویب فرمودند. برنامه عبارت از این بود که حالا شروع کنیم در مدارس دخترها حاضر شوند و در حضور مهمانان مرد نطق کنند و تکلم کنند و جشن بر پا کنند و بعد در شهرها هر یک از وزرا و مامورین عالیرتبه دولت می روند در مجالسی که تشکیل می شود خانمها هم شرکت داشته باشند و در عین حال یک محلی تاسیس کنیم به اسم کانون بانوان که در آنجا خانم های تحصیل کرده جمع بشوند و آن کانون کارش این باشد که از رجال و دانشمندان و اشخاص معروف تهران دعوت کنند که در آنجا برای حضار از زن و مرد خطابه ای راجع به مقام زن در جامعه و به خصوص جامعه اسلام ایراد کنند.... 
 [External Link Removed for Guests] 
  بعد این بود که اجازه داده شود در مدارس ابتدایی تا سال چهارم مدارس به صورت مختلط باشد و دبستانها از بچه های ذکور و اناث (پسر و دختر) که در سن 12 - 13 هستند تشکیل شود و معلمشان هم زن باشد، زیرا که ما از حیث معلم دبستان در مضیقه هستیم و بالاخره وقتی این کارها انجام شد و افکار حاضر شد یک روزی در حضور اعلیحضرت همایونی و علیاحضرت ملکه و والاحضرت های شاهدخت، جلسه ای تشکیل شود و اعلام آزادی نسوان (زنان) به اطلاع اهل عالم برسد.... در اوایل دی ماه 1314 که من در خوزستان بودم، تلگرافی؛ از طرف آقای جم نخست وزیر وقت احضار شدم. وقتی به تهران آمدم و حضور اعلاحضرت رفتم گفتند: سابقن به شما گفته بودیم یک روزی جلسه بکنید و خانمها هم حاضر باشند و این عادت منحوس حجاب از میان برداشته شود. آن وقت من هنوز مصمم نبودم ولی حالا به واسطه حوادثی که در خراسان پیش آمده و بعضی اشرار در مسجد گوهرشاد تجمع کرده بودند و متفرق شدند و خیانتکاران مجازات شدند زمینه حاضر است باید به فوریت این جلسه را حاضر کنید. بعد در جلسه وزرا فرمودند که وزیر معارف پیشنهاد می کند که یک روز من و خانواده ام در یک مجلس عمومی مشترک زن و مرد حاضر شوم. شما که اقدام نمی کنید. این عبارت خودشان است که فرمودند شما که اقدام نمی کنید بالاخره من پیر مرد حاضر شدم که اقدام کنم. به همین مناسبت به من فرمودند کی این کار می شود؟ آن روزها این عمارت دانشسرای مقدماتی در خیابان روزولت تمام شده بود و تازه از دست بنا بیرون آمده بود و ما می خواستیم افتتاح کنیم. قرار گذاشته بودیم که در روز افتتاح جشن توزیع دیپلم ها و جوائز هم ضمنن به عمل بیاید. من بغتتن به نظرم رسید که خوب است امسال اعلاحضرت در همان جلسه حاضر شوند و این دیپلم ها را بدهند. معلمان و مفتشات و بانوان خدمتگزار هم حاضر شوند و وزرا هم با زنها و خانواده هایشان حاضر باشند. یک جلسه رسمی انجام بدهیم. فرمودند کی اینکار را خواهید کرد؟ من فورن عرض کردم هفدهم دی روز پنجشنبه. فرمودند بسیار خوب.... 
 [External Link Removed for Guests] 
  هفدهم ِ دی ماه 1314 هوا خوب، آفتاب ِدرخشان و نسیم معتدلی می وزید. ایشان تشریف آوردند و سر ِراهشان دخترهای پیشاهنگ ایستاده بودند و سلام دادند و اعلاحضرت همایونی جلوی ِعمارت ِدانشسرا پیاده شده و به وزرا اظهار مرحمت فرمودند و من راهنمایی کردم به تالار بزرگی که در طبقه دوم بود. آنجا تشریف آوردند توی سالن دیگر که خانم ها ایستاده بودند. علیاحضرت ملکه و والاحضرتها و شاهدخت شمس و شاهدخت اشرف با لباسهای بسیار زیبا و نجیبانه و محترمانه ایستاده بودند. صف بانوان و معلمات و مفتشات هم با لباس متحدالشکل در یک کنار ایستاده بودند. اعلاحضرت رو به آنها کردند. خانم هاجر تربیت در آنجا خطابه ای حاضر کرده بود که از طرف بانوان ایراد کرد. »

سپس رضا شاه گفتند:

« بی نهایت مسرورم که می بینم خانمها در نتیجه دانایی و معرفت به وضعیت خود آشنا شده و پی به حقوق و مزایای خود برده اند. همانطور که خانم تربیت اشاره نمودند، زنهای این کشور به واسطه خارج بودن از اجتماع نمی توانستند استعداد و لیاقت ذاتی خود را بروز دهند بلکه باید بگویم که نمی توانستند حق خود را نسبت به کشور و میهن عزیز خود ادا نمایند و بلاخره خدمات و فداکاری خود را آن طور که شایسته است انجام دهند و حالا می روند علاوه بر امتیاز بر جسته مادری که دارا می باشند از مزایای دیگر اجتماع نیز بهره مند گردند. ما نباید از نظر دور بداریم که نصف جمعیت ما به حساب نمی آمد، یعنی نصف قوای عامله مملکت بیکار بود. هیچوقت احصائیه (سرشماری) از زنها برداشته نمی شد مثل اینکه زنها یک افراد دیگری بودند و جزو جمعیت ایران به شماره نمی آمدند. خیلی جای تاسف است که فقط یک مورد ممکن بود احصائیه زنها برداشته شود و آن موقعی بود که وضعیت ارزاق در مضیقه می افتاد و در آن موقع سرشماری می کردند و می خواستند تامین آذوقه نمایند. من میل به تظاهر ندارم و نمی خواهم از اقداماتی که شده است اظهار خوشوقتی کنم و نمی خواهم فرقی بین امروز با روزهای دیگر بگذارم ولی شما خانمها باید این روز را یک روز بزرگ بدانید و از فرصتهایی که دارید برای ترقی کشور استفاده کنید. من معتقدم که برای سعادت و ترقی این مملکت باید همه از صمیم قلب کار کنیم. همین طور باید در راه معارف کار کرد. گر چه معارف در نتیجه کوشش اعمال دولت پیشرفت دارد ولی هیچ نباید غفلت نمایند که مملکت محتاج به فعالیت و کار است و باید روز بروز پیشرفت و بهتر برای سعادت و نیک بختی مردم قدم برداشته شود. شما خواهران و دختران من، حالا که وارد اجتماع شده اید و قدم برای سعادت خود و وطن خود بیرون گذارده اید. بدانید وظیفه شماست که باید در راه وطن خود کار کنید. » 
 [External Link Removed for Guests] 
 [External Link Removed for Guests] 
 [External Link Removed for Guests] 
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”