با سلام
در این جا قصد بر این هست که بیت معروف و جنجالی حضرت حافظ را بررسی کنیم .
از دوستان حواهشمندم نظرات خود را پیرامون اینکه آیا این بیت کفر مطلق است یا خیر بیان کنند .
(( پير ما گفت خطا در قلم صنع نرفت ... آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد ))
بررسی جنجالی ترین بیت حافظ (( پیر ما گفت ...
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 180
- تاریخ عضویت: شنبه ۲ خرداد ۱۳۸۸, ۱:۳۹ ب.ظ
- محل اقامت: جهان اول - کره زمین - نبش خلیج فارس - کشور ایران
- سپاسهای ارسالی: 533 بار
- سپاسهای دریافتی: 601 بار
بررسی جنجالی ترین بیت حافظ (( پیر ما گفت ...
ای دل چو زمانه می کند غمناکت / ناگه برود ز تن روان پاکت
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند / زان پیش که سبزه بر دمد از خاکت
((( خیام )))
بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند / زان پیش که سبزه بر دمد از خاکت
((( خیام )))
Re: بررسی جنجالی ترین بیت حافظ (( پیر ما گفت ...
سلام به نظرم حافظ منظورش اینه که خدا از خطای ادمی میگذره نه از گناه!
گناه و خطا خیلی فرق داره وکلا ربطی به کفر نداره
گناه و خطا خیلی فرق داره وکلا ربطی به کفر نداره

- پست: 602
- تاریخ عضویت: پنجشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۶, ۹:۱۸ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 587 بار
- سپاسهای دریافتی: 777 بار
Re: بررسی جنجالی ترین بیت حافظ (( پیر ما گفت ...
کسان بسیاری در این باب سخن ها راندند.
برای تحلیل یک شعر باید موارد گونه گونه گونه ای بر رسیده شود.
1- شکل آن
2- محتوای آن
3- داستان سروده شدن شعر
4- توجیهات و معنا نگاری های پسین
و ....
در این جا باید مقدمه ای بگویم و آن این که گاهی شاعر شعری متولد می کند با قصدی و داستانی، و این ذهن سیال و پویای انسان است که آن را می پروراند و بسط می دهد. گاهی رخ می دهد که حتا خود شاعر هم فکرش به این معانی خطور نکرده باشد. البته منظور من فقط در این مورد خاص نیست این مطلب را به صورت عام بیان کردم...
در مورد این شعر هم به همین صورت است و توجه به معنای سطحی این شعر حتا آن را در قسطنطنیه در حد تکفیر شاعر نیز پیش می برد.
با این مقدمه باید وارد بحث شد.
توجیهات فراوانی در این مورد گفته اند. از آن جمله این که ضمیر ش در خطاپوشش را از این باب که خطا پوشی مختص خداوند است به خدا نسبت می دهند.
و دیگر آن که در معنای ظاهری این شعر اشاره به صنع الله، همدرس حافظ است که با هم در محضر استاد شعر می سرودند و استاد تکرار می کرد "خطا بر قلم صنع نرفت" که اشاره به صنع الله است و حافظ از همین جمله و مفهوم سخن گفته و این که علاوه بر خطاهایی که صنع الله در شعر دارد استاد خطای او را می پوشاند و او را تحسین می کند.
حال در این میان توجیهی عرفانی نیز قابل طرح است و آن اینکه دو دیدگاه در باب حسنات و سیئات در بحث واجب الوجود و ممکن الوجود مطرح است و آن این که هر آنچه خوبی و حسن است از سوی خداوند واجب الوجود است و هر آن چه نقص و خطا است مختص نفس ممکن الوجود است. تمام محامد راجع به خود اوست، و ممکن را در او تصرفى نیست، بلکه از تصرف ممکن، نقص عارض اظهار محامد و ثناى حق شود که اکنون عنان قلم را از او منصرف مىنماییم. آن چنان که خداوند در قرآن کریم در سوره نسا می فرماید
ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک (نساء: 79):
در شعر:
پير ما گفت خطا در قلم صنع نرفت ... آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد
سخن پیر ناظر به ما اصابک من حسنه فمن الله است که بدیهی است خطایی در آن راه ندارد.
اما مصرع دوم ناظر به ما اصابک من سیئه فمن نفسک است. که پیر خطای نفس انسانی را در دریای کرم و حکمت بی پایان خداوندی پوشانده است.
برای تحلیل یک شعر باید موارد گونه گونه گونه ای بر رسیده شود.
1- شکل آن
2- محتوای آن
3- داستان سروده شدن شعر
4- توجیهات و معنا نگاری های پسین
و ....
در این جا باید مقدمه ای بگویم و آن این که گاهی شاعر شعری متولد می کند با قصدی و داستانی، و این ذهن سیال و پویای انسان است که آن را می پروراند و بسط می دهد. گاهی رخ می دهد که حتا خود شاعر هم فکرش به این معانی خطور نکرده باشد. البته منظور من فقط در این مورد خاص نیست این مطلب را به صورت عام بیان کردم...
در مورد این شعر هم به همین صورت است و توجه به معنای سطحی این شعر حتا آن را در قسطنطنیه در حد تکفیر شاعر نیز پیش می برد.
با این مقدمه باید وارد بحث شد.
توجیهات فراوانی در این مورد گفته اند. از آن جمله این که ضمیر ش در خطاپوشش را از این باب که خطا پوشی مختص خداوند است به خدا نسبت می دهند.
و دیگر آن که در معنای ظاهری این شعر اشاره به صنع الله، همدرس حافظ است که با هم در محضر استاد شعر می سرودند و استاد تکرار می کرد "خطا بر قلم صنع نرفت" که اشاره به صنع الله است و حافظ از همین جمله و مفهوم سخن گفته و این که علاوه بر خطاهایی که صنع الله در شعر دارد استاد خطای او را می پوشاند و او را تحسین می کند.
حال در این میان توجیهی عرفانی نیز قابل طرح است و آن اینکه دو دیدگاه در باب حسنات و سیئات در بحث واجب الوجود و ممکن الوجود مطرح است و آن این که هر آنچه خوبی و حسن است از سوی خداوند واجب الوجود است و هر آن چه نقص و خطا است مختص نفس ممکن الوجود است. تمام محامد راجع به خود اوست، و ممکن را در او تصرفى نیست، بلکه از تصرف ممکن، نقص عارض اظهار محامد و ثناى حق شود که اکنون عنان قلم را از او منصرف مىنماییم. آن چنان که خداوند در قرآن کریم در سوره نسا می فرماید
ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سیئه فمن نفسک (نساء: 79):
در شعر:
پير ما گفت خطا در قلم صنع نرفت ... آفرين بر نظر پاك خطا پوشش باد
سخن پیر ناظر به ما اصابک من حسنه فمن الله است که بدیهی است خطایی در آن راه ندارد.
اما مصرع دوم ناظر به ما اصابک من سیئه فمن نفسک است. که پیر خطای نفس انسانی را در دریای کرم و حکمت بی پایان خداوندی پوشانده است.
آسوده بر کنار چو پرگار می شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت