پيشينه عزاداري حضرت امام حسين(ع)

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه‌ي مباحث مرتبط با تاريخ ايران به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: رونین, شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
پست: 5234
تاریخ عضویت: پنج‌شنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵, ۲:۴۷ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 1747 بار
سپاس‌های دریافتی: 4179 بار
تماس:

پيشينه عزاداري حضرت امام حسين(ع)

پست توسط ganjineh »

[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]بنابه گفته «ابن قتيبه» شعار «يالثارات الحسين» را مختار ثقفي مطرح کرد. اونخستين کسي است که به مناسبت روز عاشورا، در منزل خود در شهر کوفه مجلسيادبود برپا کرد.
در مجموع هدف از اين مجالس ، تحريک مردم براي جنگعليه امويان و خونخواهي حسين (ع) بود. دينوري يادآور شده است که اين مجالسبراي سوگواري شهادت شهيدان کربلا و در کنار مزار آنان برگزار مي شد.
شيعياناز قرن سوم ، در ماه محرم در منزل امامان (ع) به نوحه سرايي مي پرداختند ونوحه گراني که «نائح» خوانده مي شدند و شعر محزون مي خواندند در اين دورانپديد آمدند. رفته رفته نوحه گري به مقتل خواني از روي مقتل الحسين ابن نماو ابن طاووس تبديل شد.
گاه نوحه خواني به درگيري ميان شيعه و سني ميانجاميد. مقتل خواني در عاشورا رفته رفته به صورت عادت مرسوم درآمده بود؛از اين رو مستنصر عباسي به جمال الدين بن جوزي در سال 460دستور مي دهد درمقام محتسب ، مردم را از مقتل خواني در عاشورا باز دارد.
همچنين ازهمان آغاز، کربلا زيارتگاه و محل تجمع مسلمانان شد؛ لذا متوکل عباسي دستورداد قبر امام را محو کنند و مردم را تهديد کرد که به زيارت آن حضرت نروندکه جان و مالشان در امان نخواهد بود.
گرچه عزاداري حسيني ، با سختگيريامويان و عباسيان عليه شيعيان همراه بود، اما در زمان آل بويه ، موازنهقوا به نفع شيعه دگرگون شد و معزالدوله اولين کسي بود که عزاداري را بهصورت مراسم سالانه در بغداد برپا کرد. در عاشوراي 353 ه.ق/933م. براينخستين بار، در بغداد مجالس بي مانندي در عزاي حسيني برپا و بازارها بستهشد و عزاداران در خيابان ها عزاداري کردند و مردم سياه پوشيدند و يقه چاککردند و به زيارت قبر امام (ع) رفتند.
دوران آل بويه در عراق از مهمترين دوران رشد و تحول شعاير و مراسم ديني و بويژه عاشورايي بود. اين مراسم خشم اهل سنت را برانگيخت.
آناناين امور را بدعت و روز عاشورا را عيد خواندند و جشن گرفتند و عامه مردمبا اشاره عالمان سني به عزاداران حمله کردند و امويان را ستودند و در وصفيزيد کتاب نوشتند.
با به قدرت رسيدن سلجوقيان ، وضع شيعيان بد شد؛ چهآنان عليه شيعه و معتزله و صوفيان و اشاعره اعلان جنگ کردند. شيعه جراتنکرد مراسم عزا برپا کند. تا زمان صفويان وضع به اين منوال و به زيان شيعهبود؛ چون صفويه به حکومت رسيدند، اوضاع تغيير کرد.
آنان از مراسم عزابه عنوان سلاح سياسي و تبليغاتي استفاده کردند و آن را گسترش دادند. درزمان عثمانيان ، عرصه بر شيعه تنگ آمد و در 11 نيسان 1802، وهابيان بهکربلا تافتند و کشتند و سوزاندند و ويران کردند و بردند.
اينان بارگاهحسين را ويران کردند و اموال آن را ربودند و هزار نفر را به خاک و خونکشيدند و 2سال بعد قصد نجف کردند؛ اما مردم پايداري کردند و شهر و مرقدامام را به گونه اي معجزه آسا نجات دادند. اين يورشها بر شيعيان و مراسمعزاداري آنها تاثير ژرفي نهاد و ادبيات عاشورا را به شدت متاثر کرد؛ چنانکه برخي از شاعران ، اين واقعه را کربلاي دوم خواندند.
شيعيان 2سالبعد، از آنان انتقام گرفتند و ملک عبدالعزيز را به قتل رساندند. داوودپاشاحاکم عثماني عراق ، بيش از ديگر ترکان بر شيعه سخت گرفت و آنها را ازبرپايي عزاداري بازداشت. او معتقد بود عزاداري ، ابزار تبليغاتي دولتايران عليه عثماني است.
با روي کار آمدن عليرضا در بغداد، شيعه در انجام مراسم آزادي تمام يافت و مجالس عزا به راه انداخت و عليرضا هم در آنها شرکت کرد.
درخلال قرن 19ميلادي ، همزمان با گسترش مجالس عزا، دسته هاي عزاداري هم پديدآمد. يکي از نخستين اين هياتها و دسته ها، دسته هاي سينه زني بود که براينخستين بار در کاظمين به راه افتاد.
مدحت پاشا، با صدور اعلاميه ايحرکت دسته هاي عزاداري را ممنوع و برپايي عزاداري را جرم خواند. او پس ازاين دست از سختگيري برداشت و مردم را آزاد گذاشت.
در آغاز قرن بيستم ،عزاداري در عراق گسترش و ژرفا يافت و رنگ مردمي و فولکلوري به خود گرفت ودر کنار مجالس تعزيه ، دسته هاي سينه زني و زنجيرزني هم پديد آمد. در نيمهدوم قرن نوزدهم ، شيعيان عراق به تاسيس حسينيه روي آوردند. نخستين حسينيه، با نام حسينيه حيدري در کاظمين ساخته شد.
حسينيه ها رفته رفته ،متحول و پيشرفته و به نهادهاي اجتماعي و فرهنگي تبديل شدند و کارشان ،تنها برپايي عزاداري نبود. پس از آن که انگليس عراق را اشغال کرد، ازبزرگداشت واقعه عاشورا و برگزاري مراسم عزاداري حمايت کرد، که بهسپاسگزاري رسمي عالمان شيعه از انگليس انجاميد.
پس از تشکيل حکومتملي در عراق در 1921، دولت روز عاشورا را تعطيل رسمي اعلام کرد، اما رفتهرفته با اين مراسم مخالفت کرد تا در عاشوراي 1927ميان عزاداران و عواملحکومتي در صحن کاظميه درگيري منجر به قتل روي داد و در 1928دولت عزاداريرا ممنوع کرد.
ملک فيصل اول به مراسم عزاداري عنايت داشت و به عزادارانبراي اين مراسم کمک مالي مي کرد و خود در آن شرکت مي جست. در 1932دولت بههياتهاي عزاداري سخت گرفت و در 1935در دوره وزارت ياسين هاشمي بشدت ازبرگزاري مراسم عزا جلوگيري شد.
در دهه پنجاه دولت بر سختگيري خودافزود و هياتها را مجبور کرد از پليس اجازه نامه بگيرند. در اواخر حکومتسلطنتي در عراق ، مراسم عزاداري ديگر جنبه سياسي خود را از دست داد.
درپايان دهه 60 و آغاز دهه 70، اين مراسم به شکلي چشمگير رشد کرد و دگرگونشد. در سال 1968راديو عراق مراسم عزاداري را پخش کرد. در آغاز دهه هفتاددر کنار جنبش شيعي ، از يک سو و مشکلات سياسي و اقتصادي از سوي ديگر،مراسم عزاداري به اوج خود رسيد و حکومت براي حل مشکلات ، 60هزار ايراني رااز عراق اخراج کرد و با اعمال فشار بر شاعران و مداحان و نوحه گران ،کوشيد مراسم را از بار اجتماعي و سياسي تهي کند.
در 1975از برپاييمراسم در نجف جلوگيري شد و دو سال بعد مردم دست به تظاهرات زدند و شعاردادند که در پي آن شماري از مردم کشته و زخمي و زنداني و اعدام شدند.
سرانجام با آغاز جنگ عراق و ايران در 1980برگزاري هرگونه مراسم عزاداري حسيني در عراق ممنوع شد. 
مرکز انجمنهای تخصصی گنجینه دانش
[External Link Removed for Guests]
مرکز انجمنهای اعتقادی گنجینه الهی
[External Link Removed for Guests]
ارسال پست

بازگشت به “تاريخ ايران”