درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

در اين بخش مي‌توانيد در مورد سلاح و ادوات جنگي زميني به بحث بپردازيد

مدیران انجمن: شوراي نظارت, مديران هوافضا

Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(12)
 
[HIGHLIGHT=#8db3e2]كردزمن: سرسختي حزب‌الله در «مارون الراس» بزرگترين شگفتي جنگ 33 روزه بود   
 
خبرگزاري فارس:تحليلگر پنتاگون و جنگشناس مشهور غربي در كتاب خود درباره جنگ 33 روزه نوشته است:حمله زميني اسرائيل در 17 ژوئيه در امتداد مرزها در نزديكي روستاي "مارون‌الراس " آغاز شد.از نظر اين كارشناسان سرسختي حزب‌الله در اين روستا بزرگترين شگفتي جنگ بود.
 
 تصویر 


[HIGHLIGHT=#e5b9b7]**فصل چهارم:
 

*جنبه‌هاي ديگر نظامي و جنبه‌هاي تاكتيكي و تكنولوژيكي جنگ

تاكيد بر اين امر اهميت دارد كه برخي از جزئيات مهم فني و تكنولوژيكي و ديگر جنبه‌هاي نبرد در جنگ حزب‌الله و اسرائيل هنوز روشن نيستند. چندين سال طول مي‌كشد كه داده‌هاي نظامي و تاريخي‌اي مطرح شوند كه بتوان به آنها تكيه كرد و برخي اوقات غيرممكن است كه نشانه‌ها و موارد مناقشه‌انگيز حل و فصل گردند. به هر حال به نظر مي‌رسد درس‌هاي متعدد تاكتيكي و فني نمود پيدا كرده‌اند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*سازمان نظامي حزب‌الله و ضرورت‌هاي تاكتيكي  

براي درك اين آموزه ها و اقدامات متقابل ميان نيروهاي اسرائيلي و حزب‌الله بايد تفاوت نيروهايي به كار حزب‌الله مستقر كرد با نيروهاي متعارف اسرائيل درك كرد.
شاخه نظامي حزب‌الله به صورت افقي [خطي] سازماندهي شده بودند. بطور اساسي به دو دسته رزمنده تقسيم‌بندي مي‌شوند: آنچه كه از آنها به عنوان رزمندگان نخبه عادي ياد مي شود كه شمار آنها حدود هزار نفر است و اغلب آموزش‌هاي استفاده از تسليحات پيشرفته را گذرانده‌اند و رزمندگان روستايي كه شمارش تعداد آنها دشوار است زيرا شامل نيروهاي محلي هستند كه رابطه نسبي با حزب‌الله دارند.
حزب‌الله در طول جنگ با اسرائيل رزمندگان خود را به تيم‌هاي خودكفاي كوچك دسته بندي كرد كه قابليت عمليات مستقل داشته بدون اين كه دستوراتي از مقامات عالي‌رتبه‌تر براي يك دوره زماني طولاني دريافت دارند. اگرچه يك سيستم ارسال علائم تماس راديويي و يك سيستم بسته تلفني و پيام‌هاي راديويي دو سويه امكان در تماس بودن اين تيم‌ها به واحدهاي ارشدتر را فراهم مي‌آوردند اما حجم زيادي از تصميم‌گيري‌هاي زمان جنگ بردوش رده‌هاي پايين بوده و تاحدود زيادي نياز به چنين ارتباطاتي را كاهش مي‌داد.
اين ساختار فرماندهي غيرمتمركز، به گفته برخي، ارايه‌گر اجتناب از ساختار فوق‌العاده سلسله‌ مراتبي است كه عموماً شاخصه ارتش‌هاي عربي است. "كنث پولاك " يكي از تحليلگران امور خاورميانه اينگونه مطرح مي‌كند كه "معمولاً رسم بود حتي جزئي‌ترين موضوعات نيز به زنجيره فرماندهي سپرده شود و اين امر وظايف فوق‌العاده‌اي بر دوش فرماندهان ارشد گذاشته و زمان واكنش را كندتر مي‌كرد ". ساختار بازتر حزب‌الله همانند همتايان آن در جمهوري چچن، عراق و افغانستان ممكن است در مزيت‌هاي بارز آن در جنگ 2006 كارايي داشته و به واحدها اجازه انعطاف لازم براي واكنش سريع و تطبيق در برابر تهاجمات اسرائيل را داده است.

*نقش مبارزان روستايي

نيروهاي حزب‌الله از راهبرد جنگي و اهداف تاكتيكي كاملاً متفاوتي به نسبت نيروهاي دفاعي اسرائيل برخوردار بودند. بنا بر گزارشي كه از سوي "اندرو اگزوم " در موسسه واشنگتن براي سياست‌ خاور نزديك منتشر شده، هدف حزب‌‌الله در طول جنگ ژوئيه "دست نخورده ماندن به عنوان يك نيروي مبارزه كننده به هم پيوسته، ضمن وارد آوردن حداكثر تلفات ممكن به دشمن و خلاصه اين كه، ماموريت آن حفظ بقاء بود ". همانگونه كه پيش از اين به آن اشاره شد،‌ حزب‌الله بيشتر مناطق جنوب لبنان و روستاهاي آن را به "منطقه امن " سنگربندي شده براي عمليات در برابر هرگونه تجاوز اسرائيل بدل كرده بود. ماموريت حزب‌الله در اين روستاها به گفته "تيمور گوكسل " يكي از مقامات پيشين سازمان ملل "ريختن خون اسرائيل بود نه شكست دادن آن ".
اگزوم تحليل زير را از استفاده حزب‌الله از جنگ‌هاي نامتقارن روستايي ارايه كرد:
"حمله زميني اسرائيل در 17 ژوئيه و با يك سري تحقيقات اوليه در امتداد مرزها در نزديكي روستاي "مارون‌الراس " آغاز شد. نيروهاي دفاعي اسرائيل بلافاصله دريافتند كه نيروهاي مقابله كننده حزب‌الله در آنجا سنگربندي كرده اند و قادرند دفاع شديدي در اين روستا انجام دهند. در عمل مارون الارأس پيش‌قراول آنچه بود كه در انتظار نيروهاي دفاعي اسرائيل در جنوب لبنان بود. نيروهاي اسرائيلي تا 23 ژوئيه در موقعيتي نبودند كه ادعا كنند مارون‌الارأس را به كنترل خود درآورده‌اند. جنگ سختي كه در روستا و حومه آن درگرفت به مرگ 6 سرباز نيروهاي دفاعي اسرائيل و مجروحيت هشت سرباز ديگر منجر شد. "
از نظر اين كارشناس، سرسختي حزب‌الله در اين روستا بزرگترين شگفتي جنگ بود. همانگونه كه تاكنون گفته شد، اكثر رزمندگاني كه از روستاهايي مانند "عيطه‌الشباب "، "بنت جبيل " و مارون‌الارأس دفاع مي‌كردند در حقيقت از مبارزان عادي حزب‌الله نبودند و در برخي اوقات عضو حزب‌الله نيز نبودند. اما به گفته يكي از ناظران امور لبنان،‌ اين مبارزان افرادي بودند كه "بطور محسوس از كشورشان، فروشگاه‌هايشان، خانه‌هايشان و حتي درختانشان دفاع مي‌كردند ".
همينطور بايد گفت كه عملكرد اين واحدهاي روستايي استثنايي بود. آنها وظيفه خود - يعني ريختن خون نيروهاي اسرائيلي تا حداكثر ممكن- را با عزم و اراده و مهارت انجام دادند. در مارون الاراس، نزديك بنت‌جبيل و ديگر روستاها، حزب‌‌الله كاري كرد كه نيروهاي دفاعي اسرائيل براي هر وجبي كه تسخير مي‌كنند، هزينه بپردازند. در عين حال، حزب‌الله قوانين مربوط به اين كه جنگ چگونه انجام شود را ديكته كرد. يكي از ناظران آن را اينگونه مطرح مي‌كند كه "اين درس بسيار خوبي در يك جنگ نامتقارن بود. اين اسرائيل نبود كه جنگ خود را بر حزب‌الله تحميل مي‌كرد بلكه حزب‌الله بود كه كارزار خود را بر اسرائيل تحميل مي‌كرد ". خيابان‌هاي باريك روستاهاي جنوب لبنان اجازه تحرك‌ به تانك‌ها را نمي‌داد از اين رو نيروهاي دفاعي اسرائيل مجبور بودند با نيروهاي پياده خود كه از سوي خودروهاي زرهي،‌ توپخانه و آتش‌بار هوايي حمايت مي‌شدند، درگير شود. اين نوع درگيري بسياري از مزيت‌هاي طبيعي نيروهاي دفاعي اسرائيل را سلب كرد و نيروهاي زميني آن را مجبور كرد كه در جنگي كاملاً متفاوت با آنچه درگير شوند كه براي آن آموزش ديده بودند.
به هر حال، اگزوم محدوديت‌هاي اين نوع درگيري را به صورت زير برشمرده است:

*شيوه غيرمتمركزي كه حزب‌الله به نيروهاي خود سازماندهي داده بود به هر حال داراي مزيت‌ها و مضراتي بود. استقلال عملي كه به فرماندهان واحدهاي كوچك حزب‌الله داده شده بود به آنها امكان انعطاف‌پذيري فراواني داد و آنها را ترغيب كرد كه ابتكار عمل را در برابر قواي اسرائيلي در دست گيرند. علاوه بر اين نبود پشتوانه لجستيكي به آنها كم و بيش اجازه داد تا در طول دوره نبرد خودكفا باشند. واحدهاي كوچك حزب‌الله به اندازه كافي آب، غذا و تجهيزات در اختيار داشتند كه براي جنگ پنج هفته‌اي برايشان كافي باشد.
اما روش غيرمتمركزي كه حزب‌الله به نيروهاي خود آرايش داده بود مانع از اين بود كه واحدهاي آنها از يكديگر به گونه‌اي حمايت و پشتيباني كنند كه واحدهاي كوچك نيروهاي دفاعي اسرائيل مي‌توانستند انجام دهند. در يك نبرد هر فرد و واحدي شاهد درگيري مخصوص به خود است. اين امر بخصوص درمورد حزب‌الله صدق مي‌كند زيرا واحدهاي انفرادي آن داراي منابع موجود اندكي بودند كه به آنها اجازه بدهد بدانند - در بحبوحه جنگ و با وجود تجهيزات ارتباطي آنها- واحدهاي همجوار با چه مسايلي مواجه بوده و چگونه مي‌توان به آنها كمك كرد. همچنين با وجود اين كه واحدهاي كوچك حزب‌الله تحرك فراواني از خود در داخل روستاها و مناطق خاص عملياتي نشان مي دادند اما سازماندهي غيرمتمركز حزب‌الله آنها را مجبور مي‌كرد كه كم‌وبيش دفاع بي‌تحركي داشته باشند. ترديدي درباره ناتواني عقب‌نشيني واحدها و يا پيشروي براي حمايت از ديگر واحدها وجود نداشت چرا كه نيروي هوايي اسرائيل توانسته بود با موفقيت روستاها و استحكامات آنان را از هم مجزا سازند.
اما عقب‌نشيني براي واحدي كه جزيي از روستايي است كه در آن مي‌جنگند چه معني دارد؟ "تيمور گوكسل " يكي از مقامات پيشين سازمان ملل با رد گزارش‌هاي مربوط به عقب‌نشيني حزب‌الله و فرار نيروهاي آن به سوريه بعد از مغلوبه شدن جنگ، گفت: "براي يك رزمنده در روستاي عيطه الشباب، عقب‌نشيني يعني رفتن به منزل و قراردادن كلاشينكف [اي كي 47] زير تخت‌خواب و تغيير لباس بود ". "

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*نبايد با دشمن بر اساس شرايط آن جنگيد  

همانگونه كه پيش از اين گفته شد قابليت‌هاي حزب‌الله در جنگ نامتقارن علاوه بر ناكامي‌هاي راهبردي و تاكتيكي بود كه نيروهاي دفاعي اسرائيل را برآن داشت كه بر اساس شرايط آن درگير شوند. جنگ ضدشورش و عمليات ايجاد ثبات اغلب بايد به گونه‌اي است كه تا حدودي بر اساس شرايطي انجام مي‌شود كه از سوي دشمن تحميل مي‌گردد، اما نيروهاي دفاعي اسرائيل از روي اختيار راهبردي جنگي انتخاب كرد كه بر اساس آن به حزب‌الله در مستحكم‌ترين مواضع مقدم آن حمله كرد و عمليات زميني نيروهاي دفاعي اسرائيل را به عملياتي بي‌تحرك و رودررو در ميدان نبردي خياباني محدود كرد. نبردي كه در آن مزيت‌هاي نيروهاي دفاعي اسرائيل از نظر تسليحاتي و فناوري كمترين كارايي را دارند.
نيروهاي دفاعي اسرائيل همچنين شيوه‌هايي از جنگ را برگزيدند كه نتوانستند با وجود حمله به عمق مانع از پراكندگي، رخنه و تجهيز مجدد نيروهاي حزب‌الله شده و نتوانستند مواضع احاطه شده حزب‌الله را از سمت پشت جبهه دور بزنند.
نيروهاي دفاعي اسرائيل بر عمليات هوايي و اقدامات پليسي عليه فلسطينيان تمركز كرده بودند حال ان كه حزب‌الله براي نوعي از درگيري برنامه‌ريزي كرده بود كه عملاً پيش آمد.
حزب‌الله در سال‌هاي قبل از جنگ 2006، بيشتر وقت خود را صرف آماده‌سازي و شكل دادن به جنوب لبنان براي جنگ احتمالي كرده بود. تاكتيك‌هايي مانند بمبگذاري انتحاري [شهادت‌طلبانه] از مدت‌ها پيش بخاطر بلوغ حزب‌الله به يك نيروي چريكي بهتر، كاهش يافته بود. اين بلوغ تا حدود زيادي مرهون تسليحات و آموزش‌هايي بود كه حزب‌الله از ايران دريافت كرده بود. همانگونه كه يكي از ژنرال‌هاي اسرائيلي مطرح كرده "حزب‌الله از سال 2000 الي 2006 وقت خود را صرف تفكر درباره تاكتيك جنگ آتي كرد ". به عبارت ديگر، حزب‌الله از اين نظر درباره مناقشه انديشه كرد كه نيروهاي دفاعي اسرائيل چگونه خواهند جنگيد و چه نوع تسليحات، پرسنل و تاكتيك‌هايي از سوي اين نيروها به كار گرفته خواهند شد.
حتي در پايان جنگ زماني كه اسرائيل در نهايت وارد عمليات گسترده زميني شد و قصد كرد به سوي رودخانه ليتاني پيش‌روي كند، نيروهاي دفاعي اسرائيل باز هم بطور ناآگاهانه مطابق ميل حزب‌الله عمل مي‌كردند. اسرائيل با وجود اين كه از نزديك به دو هفته قبل از آن پايان جنگ مي‌دانست جامعه بين‌الملل قصد دارد نيروهاي چندمليتي به لبنان اعزام دارد؛ براي آغاز تهاجم زميني خود تا روزي كه آتش‌بس آماده امضاء شدن بود، صبر كرد. علاوه بر ماهيت شتابزده حمله، جغرافياي منطقه اسرائيل را وادار كرد كه در امتداد خطوط پيش‌بيني شده پيشروي كند. محدوده باريك حمله و منطقه به حزب‌الله زمان و پوشش كافي را براي تدارك كمين به نيروهاي دفاعي اسرائيل ارايه كرد. نتيجه اين كمين‌ها به از دست رفتن توان زرهي و تلفات سنگين اسرائيلي‌ها منجر شد كه در دو روز نهايي جنگ 34 سرباز اسرائيلي جان خود را از دست دادند.
حزب‌الله ثابت كرد بهتر آموزش ديده و آماده‌تر از اغلب نيروهاي چريكي است كه اين امر بيانگر اطلاعات فراوان درباره كيفيت آموزش و دكترين ايراني‌ها در اين منطقه است. به هر حال، نيروهاي دفاعي اسرائيل به شيوه‌هايي جنگيدند كه بطور اساسي كارايي حزب‌الله را افزايش داد. جالب اين كه نيروهاي دفاعي اسرائيل، به گونه‌اي جنگيدند كه تقريباً‌ بر تلفات كلي نيروهاي دفاعي اسرائيل افزود. اين نيروها در تلاش براي اجتناب از گرفتار شدن در لبنان در جنگي فرسايشي با كمترين انعطاف عمل وارد شدند.
اشتباهات اسرائيل نمونه بارز نياز براي تغييراتي است كه براي نيروهاي آمريكايي و ديگر نيروهاي غربي لازم است. نيروهايي كه اشتباهات مشابهي در عراق و افغانستان مرتكب شده‌اند. پيروزي در جنگ عليه دشمن‌هاي سياسي و ايدئولوژيكي از طريق حمله به نيروهاي رزمي آنها تقريباً ‌غيرممكن است. چنين دشمناني كاري بيش از جنگ فرسايشي مي‌كنند. آنها دست به نبرد فرسايشي ايدئولوژيكي، سياسي و رسانه‌اي مي‌زنند. در اين حالت همواره رهبران و داوطلبان بيشتري دست اندركار هستند. اين دشمنان قابليت پراكنده شدن، وقفه، انتظار و انطباق‌پذيري دارند.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]يكي از افسران ارشد آمريكايي كه يكي كارشناسان دولتي است درباره جنگ اينگونه عنوان كرد كه اين جنگ درس‌هاي زير را درباره روش‌هايي ارايه مي‌كند كه رفتار اسرائيل به تقويت حزب‌الله منجر شد. وي با اشاره به توازي درس‌‌هايي كه اسرائيل بايد بياموزد و درس‌هايي كه آمريكا بايد از جنگ عراق و افغانستان فرا گيرد، گفت: 

[HIGHLIGHT=#c6d9f0]"  در اين ميان به هدف نهايي اعتقاد دارم. اما اعتقادي به اين امر ندارم كه ما بطور واقعگرايانه‌اي دشمن خود را ارزيابي كرده باشيم. اول از همه، من با اين امر مخالف هستم كه حزب‌الله متعصب است. اين حزب تا حدود فراواني در مقايسه با القاعده ميانه رو بوده و داراي اهداف متفاوتي است. ما در دهه 1970 و 80 زماني شيخ فضل‌الله را تخريب كرديم كه مي‌بايست او را محصور مي‌كرديم- پيام وي زنگ خطر بود ولي ما آن را ناديد گرفتيم. اين جنگ تنها در خدمت افراطي كردن جمعيتي بود كه اساساً ميانه‌رو بودند آن هم در كشوري كه هم‌اكنون دموكراتيك است و سطح بالاي تحصيلي دارد. ما همچنين اين واقعيت را ناديده مي‌گيريم كه درصدي از جمعيت شيعه لبنان داراي گذرنامه آمريكايي هستند- لبنان تاريخ طولاني از مهاجرت به آمريكا دارد كه به قرن نوزدهم باز مي‌گردد. اين يك كابوس بالقوه است.
انقلاب ايران و ربوده شدن و متعاقب آن قتل امام موسي صدر، نشانه‌هاي نخستين تلاش و تمايل شيعيان براي نفوذ منطقه‌اي بود. شيعيان مدت‌ها است در اسلام به حاشيه‌رانده شده‌اند و شيعيان اين دوره را فرصت تاريخي خود مي‌پندارند. حزب‌الله تجلي اين امر است و بذرهاي آن توسط اسرائيل در زمان اشغال لبنان در دهه 1980 پاشيده شد. نصرالله روياي رهبري لبنان و تبديل آن به يك كشور مسلمان را در سر مي‌پروراند. وي همچنين مي‌داند رهبري لبنان مي‌تواند به وي نفوذ منطقه‌اي بدهد. وي في‌نفسه هدف واقعي براي نابودي آمريكا ندارد. اما وي اكنون اين برداشت را دارد- و به نظر من اين برداشت درباره اين جنگ به درستي صدق مي‌كند- كه آمريكا از اسرائيل خواسته جنگ را به اين صورت دنبال كند. لبنان سال‌ها است به عنوان يكي از عوامل بين‌المللي استفاده مي‌شود آنها سلطه منطقه‌اي را مي‌شناسند وقتي شاهد آن هستند.
كنترل حزب‌الله هدف درستي است اما اين روش انجام اين كار نيست. هر زمان اسرائيل جنگي را به اين شيوه دنبال مي‌كند- و لبناني‌ها آن را "جنگ ششم " مي‌خوانند- در حقيقت حزب‌الله را قوي‌تر مي‌كنند. اين شيوه كارايي ندارد. ما بايد در ابتدا بايد در برابر اين وسوسه مقاومت كنيم كه همه سازمان‌هاي داراي ريشه اسلامي را در يك قالب تصور كنيم. ما نمي‌توانيم با دشمني بجنگيم كه آن را درك نمي‌كنيم- يا بدتر اين كه از آن درك نادرستي داشته باشيم. اين يك جنگ واحد نيست. اين نگرش درك نادرست اساسي از متغيرها در خاورميانه است. آيا تعامل (آموزشي و تجهيزاتي) ميان برخي از فراكسيون‌ها در كار است؟ بله. آيا گروه‌هايي مانند حزب‌الله از مناقشات منطقه‌اي سود مي‌برند؟ بله. اما اين يك جنگ واحد نيست.
اسرائيلي‌ها ممكن است تلاش كرده باشند از تلفات غيرنظامي اجتناب كنند اما واقعيت اين است كه آنها سابقه طولاني در بمباران كوركورانه در لبنان دارند و دشمنان آنها يعني سازمان آزاديبخش فلسطين و حزب‌الله نيز سابقه طولاني در جاسازي تسليحات و مبارزان خود در مناطق غيرنظامي، بيمارستان‌ها، مساجد و آپارتمان‌ها دارند. محلي‌ها اين امر را مي‌دانند- مي‌توان خيابان‌هاي بيشماري را نام برد كه خالي از سكنه شدند چرا كه همه مي‌دانستند يك مكان و يا ساختمان خاص هدف قرار خواهد گرفت.
واقعيت اين است كه اسرائيلي‌ها در جنگ‌هاي قبلي هزاران مرد، زن و كودك را در غرب بيروت كشتند- اين قربانيان بدون در نظر گرفتن قربانيان "صبرا " و "شتيلا " هستند. اين جنگ تلاشي براي نابودي جنوب لبنان تا حداكثر ممكن و نابودي مناطق شيعه‌نشين تا حداكثر توان ممكن بود. آنها اين اقدامات را اينگونه توجيه مي‌كردند كه هشدارهاي لازم را به همه ساكنان براي فرار داده‌اند، اما به خوبي از اين امر آگاه بودند كه بسياري از آنها نمي‌توانند خارج شوند. آنها قصد داشتند جنوب لبنان را تخليه و منزوي كنند تا بتوانند جنگ زميني عليه مبارزان حزب‌الله دنبال كنند. اما تلفات اوليه جنگ كهنسالان، مريضان و فقرا هستند. نصرالله اين را مي‌دانست اما از آن استفاده كرد. وي از آن بهره گرفت و اسرائيل نيز دقيقاً گام در اين راه نهاد. آيا نصرالله حزب‌الله را براي حفاظت از اين آدم‌ها بسيج كرد؟ البته كه نه. وي از آنها تا حد بسيار موثري سوءاستفاده كرد.
اسرائيل در حقيقت از بالارفتن شمار تلفات غيرنظامي اجتناب كرد. كمتر از هزار نفر در طول يك ماه درگيري جدي كشته شدند. همچنين همه چريك‌هاي كشته شده حزب‌الله در فهرست قربانيان غيرنظامي اين جنگ قرار گرفتند. اما تعداد مهم نيستند. كودكان كشته شده هر تعداد باشد در اذهان همه لبناني‌ها نقش مي‌بندند. در بمباران‌ها و حملات اسرائيلي‌ها به صيدا و غرب بيروت در دهه 1980 عجيب نبود كه 125 الي 150 غيرنظامي به يك باره در بمباران بدون ملاحظه‌ اسرائيلي‌ها عليه مناطق غيرنظامي كشته شوند. اين كشوري است كه شاهد 15 سال جنگ داخلي و بعد از آن از سوي اسرائيل و سوريه تحت اشغال بود. حتي مرگ يك كودك يادآورنده همه اين خاطرات و هراس‌ها بود. به همين دليل بود كه وقتي اسرائيل حمله كرد، جنوب لبنان به واقع تخليه شد. تقريباً يك ميليون نفر آواره شدند. همه اين خاطرات و هراس‌ها واقعي به نظر رسيدند و مردم فرار كردند. حتي با وجود كاهش تلفات غيرنظامي، اسرائيل همان هراس و ترسي را در ميان مردم برانگيخت كه در ميان قربانيان هولوكاست رايج بود.
وقتي اسرائيلي‌ها تقريباً همه پل‌هاي اصلي‌اي را كه رو به خارج از منطقه باز مي‌شدند بمباران كرده بودند، برگه‌هايي بر منطقه ريختند كه به مردم مي‌گفت به شمال فرار كنند. آنها به ساكنان "مرجعيون " گفتند كه فرار كنند اما بعد از آن اقدام به بمباران كاروان‌هايي كردند كه مشغول ترك محل بودند.
آيا افراد شرير در اين كاروان‌ها بودند؟ بدون شك اينگونه بود اما خواسته يا ناخواسته كاري كه اسرائيلي‌ها انجام مي دهند از نظر مردم منطقه پاكسازي قومي است و اسرائيلي‌ها با در پيش گرفتن جنگ،‌ بر شدت مشكل افزود. شبكه‌هاي خبري المنار و الجزيره همچون واحد پشتيباني فني (TSU) براي همه شورش‌ها و گروه‌هاي مقاومت در جهان عرب بازي مي‌كنند- ما از اين امر آگاهيم. ما مي‌دانيم كه اين شبكه‌ها تا چه حد حتي براي اعراب ميانه‌رو محبوب هستند. اسرائيلي‌ها مي‌دانستند كه افكار عمومي از سوي نصرالله به منظور تقويت پايگاه قدرت و افزايش نفوذ وي در سطح ملي، شكل داده شده بود- اما با اين حال به نفع وي وارد عمل شدند.
براي ما كه داراي حساسيت‌هاي غربي مخصوص خود هستيم بي‌معني است كه به اين امر اشاره كنيم كه قتل عامل "حافظ اسد " رئيس جمهوري فقيد سوريه در منطقه "حما " بيشتر و گسترده‌تر از اقدامي بود كه اسرائيلي‌ها در اين كشور انجام دادند. اما اين وحشيگري در راستاي "امت بزرگتر " است. اين جنگي عليه يك دشمن مشترك است.
همچنين ساده‌انگاري و اشتباه است كه يك "رسانه جهاني دشمن " را مقصر بخوانيم. بسياري از آنها بي‌اطلاع هستند. بعضي از آنها نيز خط‌ مشي خاصي را دنبال مي‌كنند. شبكه فاكس نيوز همچون الجزيره متعصب است. ارايه گزارش‌هاي قابل اعتماد اقدام خوبي است. يك پيام رسان را نبايد كشت و نبايد همه را محصور كرد. آنچه يك خبرنگار خوب در عمل مشاهده مي‌كند همان چيزي است كه افراد بومي مشاهده مي‌كنند- بايد به اين پيام گوش داد و از آن استفاده كرد. به آنچه الجزيره مي‌گويد گوش دهيد تا با استفاده از آن درباره دشمن خود ياد بگيريد.
اسرائيل روستاي "رميش " كه يك روستاي مسيحي‌نشين است را دست نخورده باقي گذاشت. اين تنها شهرك در امتداد و موازات رودخانه ليتاني است كه سالم باقي ماند. راهبه‌ها و ساكنان منطقه همه مسلمانان و مسيحيان را از روستاهاي اطراف جمع كردند به آنها غذا و سرپناه دادند. با اين حال يك روز قبل از آتش‌بس، شيعياني كه در روستاهاي تخريب شده بودند اين سوال را مطرح كردند كه چرا رميش سالم ماند و از آن برداشت به همدستي با اسرائيل كردند. اين برداشت برگرفته از آموزه‌هاي تعصب‌آميز اسلامي نيست- بلكه برگرفته از خاطره لبناني‌ها از وحشيگري‌ها همه طرف‌ها از جمله مسيحيان است كه در طول جنگ داخلي نمايش داده شد. صومعه رميش داراي يادواره نيروهاي لبناني است كه بر ديوار بيروني صومعه نقش بسته است.
اكنون اين نيروها تجلي جديد و مرسوم ملي‌گرايي مسيحيان هستند. اما اگر شما يك مسلمان بالاي 30 سال باشيد، به صبرا و شتيلا مي‌انديشيد. اشغال لبنان در سال 1982 و اقدامات متعاقب آن اين تاثير را به همراه داشت كه مسيحيان را به خارج از منطقه جنوب براند. هيچ حمايتي از سوي غربي‌ها از اين آدم‌ها صورت نگرفت. آنها بطور نظام‌مند به بيرون رانده شدند. اگر اسرائيل مي‌خواست از اين امر اطمينان حاصل كند كه يك جمعيت خاص حزب‌اللهي در امتداد
[COLOR=#000000]مرزها وجود داشته باشد، بايد نتيجه گرفت كه به هدف خود دست يافت.
اسرائيل بدون اطلاعات كافي براي فهميدن توان موشكي حزب‌الله به منطقه وارد شد. شكست نخورد چرا كه جنگي جدي به راه نينداخت. بله، اسرائيل مي‌توانست [HIGHLIGHT=#f2dcdb]هر وجب از جنوب را بمباران هسته‌اي كند[!!]  [HIGHLIGHT=#f2dcdb]و يا 200 هزار نيرو به منطقه اعزام  . اين اقدامي است كه اسرائيل اگر مي‌خواست جنگ جدي راه بيندازد و از نيروهاي گسترده نظامي استفاده كند، به كار گيرد. 
... اين جنگي جدي بود، بخصوص اگر شما لبناني باشيد. زيرساخت‌هاي كشور بطور اساسي نابود شدند. تقريباً 100 پل و معبر در يك كشوري كه تنها 4 هزار مايل مربع وسعت دارد بمباران شدند. كل بخش جنوبي بيروت كه مسكن 300 هزار نفر بود، با خاك يكسان شد. بيشتر منطقه جنوب رودخانه ليتاني با خاك يكسان شدند. وجب به وجب منطقه شبيه شهر "درسدن " آلمان [در جنگ جهاني دوم] شد. همه جاده‌هاي اصلي بمباران شدند. اما مي‌دانيد كه چه كسي براي كمك به اين مردم شتافت؟ حزب‌الله. نصرالله متعهد شد كه يك خانه براي هر خانواده آواره شيعه اجاره كند و خانه‌هاي تخريب شده آنها را بازسازي كند. حزب‌‌الله داراي منابع مالي نامحدود است و آنها از اين منابع در نبود يك دولت مركزي قوي همچون الگوي كلاسيك وابستگي و حمايت مردمي از برادري اسلامي استفاده كردند. شبه‌نظاميان جنبش امل كه شيعه هستند هنگام بازگشت مردم به "صور " بسته‌هاي شيريني به هر نفر مي‌دادند. يك روز بعد از سخنراني پيروزي نصرالله، پرچم‌هاي حزب‌الله بر فراز هر تير برقي به احتزاز درآمدند.
بمباران‌هاي اسرائيل به اين ذهنيت دامن زد كه دست به "قرباني‌كردن اعراب " زده و اين پيام هر گروه افراطي است. به راه انداختن جنگ در اين حالت به تقويت افراط‌گرايي منجر مي‌شود و آن را از ميان نمي‌برد.
بخاطر اين سياست، اقتصاد لبنان شكننده شده است. بجز پول‌هايي كه از طريق حزب‌الله به جنوب سرازير مي‌شوند و حجم زياد كمك‌هاي مالي بازسازي كه از سوي امارات عربي متحده، عربستان سعودي و ديگر كشورهاي عربي به دست حزب‌الله خواهد رسيد و كمك‌هاي گسترده‌اي كه اين كشورها ارايه خواهند كرد، اقتصاد دولت مركزي بزرگترين ضربه را خواهد ديد و بيش از گذشته توانايي دولت مركزي براي در دست گرفتن كنترل، تضعيف خواهد كرد.
اسرائيل جنگي جدي به راه انداخت اما جنگي هوشمندانه به راه نينداخت. لازم است كه از ضعف‌هاي دشمن استفاده كرد. ضعف‌هايي كه لزوماً نظامي نيستند.
اگر قرار است جنگي به راه اندازيد بهتر است از روز اول از هر چه در اختيار داريد استفاده كنيد. در جنگ، "پيروزي " تنها معامله‌اي است كه بايد به هر قيمت حاصل شود.
اين جنگ، عمليات،‌ طرح‌ريزي و تئوري عالي‌اي داشت كه بطور ضعيف دنبال شد. آخرين باري كه اسرائيل با موفقيت به لبنان حمله كرد، 100 هزار سرباز در منطقه به كار گرفته بود. آنها جنگ اخير را با 10 هزار سرباز آغاز كردند و انتظار داشتند با حمايت هوايي و ويژگي عملياتي پيروز جنگ خواهند بود. ويژگي عملياتي به خوبي مورد استفاده قرار نگرفت و قرباني شناسايي و اطلاعات ضعيف شد.
سربازان نيروهاي دفاعي اسرائيل در هيچ كجا به سطح تعهد و جمع آموزش‌هايي دست نيافتند كه كادر مركزي حزب‌الله از آن برخوردار بود. رزمندگان حزب‌الله به خوبي آموزش ديده بودند. آنها به خوبي آماده شده بودند و همانند ايراني‌ها از طرح‍‌ريزي بلندمدت قوي و كاركنان عملياتي برخوردار بودند. (C4) يا همان (فرماندهي، كنترل، ارتباطات و كامپيوتر) آنها بسيار پيچيده بود. آنها تجهيزات موثر تكنولوژيكي در اختيار دارند.(آنها از طريق رابط‌هاي خود از روسيه قطعات زيادي خريداري كردند) و از قابليت‌هاي ماهواره‌اي عالي برخوردارند. تاكيد مي‌كنم شبكه فرماندهي و كنترل آنها از سوي كوماندوهاي اسرائيلي بيرون آورده نشدند. دفعه ديگري كه با شما ملاقات كنم در اين باره توضيح خواهم داد.
از پتانسيل ويژگي‌هاي عملياتي صرفنظر از جزئيات مربوط به موارد جانبي، كمتر از حد استفاده شد و به حمايت‌هاي اطلاعاتي و شناسايي بهتري نياز داشت. راه‌هاي متعددي براي حمايت و تقويت فرصت‌هاي پيروزي قبل از استقرار نيروها وجود داشتند. همانطور كه شاهد بوديم، اسرائيل پايگاه قدرت نصرالله را تقويت كرده و خود آنها مقدمات مشكلات جاري را با انگيزه‌اي كه آمريكا به آنها داد، فراهم كردند[HIGHLIGHT=#c6d9f0]. " 

اين افسر در ادامه اظهارات خود افزود:

[HIGHLIGHT=#c6d9f0]" جنگ پيامدهاي عظيم راهبردي به همراه داشت زيرا، درست يا غلط، جهان اسلام اعتقاد دارد كه درس‌ عراق،‌ افغانستان و لبنان اين بوده كه جهان غرب آسيب‌پذير است. جامعه اسلامي- كه در گذشته بخاطر نزاع فرهنگ‌ها از هم گسيخته بود و از ناتواني رنج مي‌برد- اكنون داراي قهرمانان است و مدارس ديني بدون شك اكنون با داستان‌هاي طول و درازي پر شده است كه براي پرورش ستون‌هاي بعدي جنگجويان مورد استفاده قرار مي‌گيرند تا براي جنگ بعدي آماده شوند.
همانگونه كه شما به آن اشاره كرديد، اشتباه نيست كه ما اكنون به تغيير اساسي در تفكرمان براي كسب آمادگي براي اينگونه كارزارها نيازمنديم. سند از قبل تدوين شده و بي‌ربط "بررسي چهارساله دفاعي " (QDR) را بايد به سطل زباله انداخت. (من مدرك و دليلي نمي‌بينم كه دولت يا فرماندهان نظامي تصوري در اين رابطه از خود نشان داده باشند).
تعريف جنگ بايد توسعه يابد (ما مجبوريم انديشه‌هاي كهنه را به طرز درستي عوض كنيم) تا بر مسايل اقتصادي، سياسي، ديپلماتيك و اطلاع‌رساني تاكيد شود. مقتضيات بايد ماموريت را هدايت كند، ... ماموريت بايد طرح‌ را هدايت كند و سازمان بايد از همه پيروي كند. وضعيت ما غيرطبيعي است. بدتر اين كه به نظر مي‌رسد از نظر فرهنگي قابليت انطباق نداريم. بسيار دردسرساز است[HIGHLIGHT=#c6d9f0]. "  

چنين نقطه نظراتي نبايد ناديده گرفته شوند. مسئله جنگ با دشمني مانند حزب‌الله تنها به اجتناب از درگيري تاكتيكي با آن بر اساس شرايط آن و يا به آنگونه‌اي كه "راپرت اسميت " هشدار داده، امكان دادن به آن براي جنگ در سطح پايين‌تر از كفايت نيروهاي متعارف ختم نمي‌شود. مسئله، جنگيدن با چنين دشمني به گونه‌اي است كه به آن مزيت‌هاي مذهبي، فرهنگي، سياسي و برداشتي داشته شود و اين نشان دهنده ماهيت غريب اسرائيل و آمريكا است.

ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(13)
 
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]كردزمن: هدف هيچ يك از سياستمداران اسراييلي بازگرداندن سربازان اسير نبود   
 
خبرگزاري فارس: ژنرال «اودي آدام» از مشاهده راه رفتن مغرورانه ناپلئون گونه ايهود اولمرت، نخست وزير و عمير پرتس، وزير دفاع در ابتداي جنگ و اهداف غيرواقع‌بينانه آنها عصباني بود كه هيچ يك از اهداف آنها، بازگرداندن سربازان ربوده شده اسرائيلي نبود.  


 تصویر 



[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*آمادگي و آماده‌سازي
 

از زمان جنگ، منابع اسرائيلي بر اين امر تاكيد كرده‌اند كه نيروهاي زميني اسرائيل در سال‌هاي پيش از جنگ از نظر آماده‌سازي و آموزش بطرز نامناسبي قصور كرده‌ بودند. اين واقعيت كه داشتن آمادگي هميشه به اندازه تعداد و فناوري نيروها اهميت دارد درس تازه‌اي از جنگ نيست. همين امر براي خطراتي صدق مي‌كند كه در شكل دادن به قوا براي جنگ‌هايي وجود دارد كه يك كشور مي‌خواهد بجنگند تا جنگ‌هايي كه ممكن است اين كشور بالاجبار درگير آنها شده يا ممكن است از سوي اتفاقات و يا دشمن تحميل شود. با اين حال، آمادگي براي نبرد زميني مبهم‌تر از آن چيزي است كه بسياري از ناظران ارزيابي مي‌كنند. بايد به نحوي چنين نتيجه‌اي را انتظار داشت. هيچ اندازه از انضباط و آموزشي نمي‌تواند جاي تجربه جنگي را بگيرد و نيروهاي دفاعي اسرائيل از سال 1982 تنها با مقاومت ضعيف غيرسازماندهي شده فلسطيني‌ها مقابله كرده بودند.
بر اساس نوشته "زئيو شيف " در روزنامه هاآرتص، تمركز اخير بر ماموريت‌هاي صلح‌باني و امنيتي، توانايي نيروهاي دفاعي اسرائيل را براي دنبال كردن موثر عميات تهاجمي سلب كرده است. ارتش حتي زماني كه با موانع اندك مواجه شد، از ابتكار عمل برخوردار نبود. ارتش كه بطور مداوم در امور پليسي عمل كرده بود اغلب به دنبال دلايلي براي خودداري از حمله و اجتناب از تهاجم مي‌گشت. مهم است به اين نكته اشاره شود كه به هر حال بخاطر ناكامي‌ها در آموزش نيروهاي ذخيره، همه نيروهاي زبده تيپ‌هاي پياده‌نظام و چترباز در كنار بسياري از گردان‌هاي زرهي به كار گرفته شدند. بيشتر درگيري‌ها در طول جنگ توسط بهترين يگان‌هاي نظامي اسرائيل صورت گرفت.
نيروهاي دفاعي اسرائيل بطور واقعي نيروهاي زميني فعال خود را براي نبرد خاصي كه در پيشروي به درون خاك لبنان با آن مواجه بودند، آماده نكرده بودند و متوجه شدند نيروهاي ذخيره نيز براي كسب آمادگي براي يورش نهايي به سمت رودخانه ليتاني، نيازمند دستكم يك هفته آموزش هستند. قابل توجه آن كه سرتيپ "يوسي هيمان " فرمانده پيشين نيروهاي پياده‌نظام و شبه‌نظامي نيروهاي دفاعي اسرائيل بعد از جنگ اينگونه عنوان كرد كه وي و ديگر فرماندهان نتوانستند پيش از جنگ نيروهاي خود را براي چنين جنگ‌هايي آماده كنند و او و ديگر فرماندهان اكنون بخاطر احساس خاصي كه درباره شكست و از دست رفتن فرصت‌ها وجود دارد، متاسف هستند و ادامه داد كه "ما در گناه تكبر... گناهكار بوديم ".
ناكامي در طرحريزي براي گزينه جايگزين در كنار وابستگي اوليه به توان هوايي، به نظر در روند آماد‌سازي مناسب استفاده از نيروهاي زميني بعد از آن كه جنگ عملاً آغاز شد، تاخير انداخت. مسئله جدي‌تر اين كه اسرائيل در طول اين 6 سال، سازماندهي حزب‌الله در مرزهاي شمالي خود را تنها به نظاره نشست. به نظر مي‌رسد كه كيفيت كلي آمادگي، آموزش و آماده‌سازي اسرائيلي‌ها براي يك جنگ احتمالي بيشتر تحت تاثير اين واقعيت بود كه آنها نمي‌خواستند در جنگ زميني ديگري در لبنان وارد شوند تا اين واقعيت كه ممكن بود مجبور شوند به چنين جنگي وارد شوند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*لجستيك  

يگان‌هاي لجستيك نيروهاي دفاعي اسرائيل نتوانستند نيازهاي اين نيروها را در نبرد فراهم آورند يا اين كه آمادگي اين كار را نداشتند- شايد به اين خاطر كه فرماندهان و سياستمداران ارشد آنها هرگز راهنمايي و دستورات لازم را براي آمادگي نيروها براي يك جنگ زميني كه ممكن بود اين نيروها وارد آن شوند، صادر نكرده بودند. از سرتيپ "آوي ميزراهي " رئيس معاونت لجستيك نيروهاي دفاعي اسرائيل اينگونه نقل شده است كه گفته "در برخي موارد ما نمي‌توانستيم مسيرها را براي تامين مواد امن كنيم از اين رو به دنبال مسيرهاي ديگر مانند تامين از راه هوا رفتيم ". همين نشريه به نقل از يكي ديگر از فرماندهان ارتش اسرائيل كه نام وي را ذكر نكرد،‌ گزارش داد كه وي گفته "ما خود را در حالي مشغول عمليات يافتيم كه عقبه لجستيكي نداشتيم ".
اظهارات نيروهاي ذخيره روشن مي‌كند كه بسياري از آنها در حالي وارد جنگ شدند كه از تجهيزات مناسب مانند برخي از اقلام حياتي مثل دوربين‌هاي ديد در شب براي تفنگ‌هاي تك‌تيراندازها برخوردار نبودند. اقلام اساسي نيز در انبارها وجود نداشتند. گزارش‌ها حاكي از اين امر است كه نيروهاي ذخيره بطور مناسبي تامين نشده بودند و تجهيزاتي قديمي در اختيار داشته و حتي با كمبود آب و غذا مواجه بودند.
مشكلات لجستيكي تنها به مايحتاج نيازهاي خطوط مقدم محدود نمي‌شد بلكه شامل مشكل در وجود مهمات لازم مي‌شد. بطور خاص اين كه نيروي هوايي اسرائيل در طول جنگ از نبود مهمات و بمب‌هاي هوشمند رنج مي‌برد. اين كمبود در طول جنگ شدت بيشتري يافت اما كمبود مسئله‌اي بود كه پيش از آغاز جنگ نيز وجود داشت. نيروي هوايي اسرائيل بطور خاصي نگران دخالت احتمالي سوريه بود كه مي‌توانست به دشوارتر كردن تامين مواد منجر شود.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*ذخيره‌ها و آموزش نيروهاي فعال و ذخيره  

اگر چه نتايج گزارش‌هاي نيروهاي دفاعي اسرائيل درباره دومين جنگ در لبنان در ابتدا قرار بود تا پايان تقويم 2006 منتشر شوند اما برخي از كميته‌هاي دخيل در كار بخاطر فوريت يافته‌هاي آنها، تحقيقات خود را زودتر از موعد به اتمام رساندند. از يافته‌هاي مذكور، ضرورت كسب آمادگي بيشتر و افزايش آموزش‌ها براي نيروهاي ذخيره بود. روندي كه قرار بود از پاييز 2007 آغاز شود.
آموزش‌ واحدهاي ذخيره در طول 6 سال گذشته تا حد قابل توجهي كاهش يافته بود. بسياري از افسران نيروهاي دفاعي اسرائيل و نيروهاي ذخيره دريافتند كه اين نوع آموزش در كنار آموزش واحدهاي كوچك و جوخه‌ها در دوره قبل و در طول دوره جنگ نامناسب بوده است. در طول جنگ بيشتر واحدهاي ذخيره به منظور آماده‌سازي براي حمله به لبنان با عجله وارد مانور يك هفته‌اي براي تازه ‌كردن آموزش‌ها شدند و از اين رو عده‌ اندكي احساس كردند آموزش‌هاي آنها كافي بوده است.
موارد مهمي كه اين نيروي ذخيره از آن شكايت داشتند شامل موارد ذيل بود:

*آماده‌سازي و آموزش ضعيف نيروهاي ذخيره لشكر 91 كه به ربوده شدن سربازان و به راه‌افتادن اين جنگ منجر شد.

*مشكلات در لشكر زرهي ذخيره كه در هفته آخر جنگ در جبهه شرق درگير بودند. مشكلاتي نظير وجود افسران ناآماده كه دستورات گيج كننده مي دادند، تغيير مداوم در ماموريت و كاستي‌هاي جدي در فرماندهي مقرهاي فرماندهي لشكري.

*نداشتن آمادگي لازم براي ادغام تحرك تانك‌ها در كنار مهندسي جنگ و برداشتن موانع.

*آماده‌سازي و آمادگي ضعيف يگان‌هاي پياده‌نظام و آماده‌سازي ضعيف براي تخليه‌ لشكر پياده‌نظام ذخيره.

*مشكلات در همكاري با نيروي هوايي اسرائيل بخصوص در مديريت نقل و انتقالات هوايي در طول دو روز آخر جنگ و در هماهنگ كردن حمايت بالگردها و جابجايي بعد از زماني كه يك بالگرد توسط حزب‌الله هدف قرار گرفت.

آموزش‌ها براي امنيت پشت جبهه و آمادگي جابجايي بطور قابل توجهي ضعيف بود. بسياري از واحدها از ضعف در لجستيك و خدمات پشتيباني در تامين مواد اوليه‌اي مانند آب به منطقه بعد از عبور اين واحدها به داخل مرزهاي لبنان و نبود تامين مواد در خطوط مقدم شكايت داشتند و اين كمبود زماني كه واحدها بطور فيزيكي درگير هستند بطور خاصي جدي بود.
بعداً در تحقيقات نيروهاي دفاعي اسرائيل مشخص شد كه مشكلاتي در عملكرد واحدهاي ذخيره در طول جنگ وجود داشته است. افسران ذخيره در يك لشكر زرهي ذخيره از آنچه كه قصورهاي مرگبار ناميدند به شدت انتقاد كردند. آنها گفتند كه لشكرشان از موارد زير رنج مي‌برده است.

*(الف) دستورات گيج كننده،
* (ب) تغييرات مكرر در ماموريت‌ها،
* (ج) بي‌كفايتي فرماندهي مركزي لشكر و
*(د) عملكرد ضعيف گردان تانك.

همچنين انتقادهايي در يك لشكر پياده‌نظام ذخيره درباره فرماندهي و تاكتيك‌ها وجود داشت كه منجر شد چند سربازي كه در يك خانه سنگر گرفته بودند با شليك موشك‌هاي ضدتانك كشته شوند. در همين لشكر مشكلاتي در زمينه بلاتكليفي در اتخاذ روش‌هاي تخليه سربازان زخمي وجود داشت.
در نتيجه نيروهاي دفاعي اسرائيل برنامه‌ريزي كرده‌اند كه با سرعت سطح آموزش‌هاي سربازان ذخيره و فعال را افزايش دهند. روزنامه هاآرتص در اواخر نوامبر گزارش داد كه سرتيپ "بني گانتز " فرماندهي زميني نيروهاي دفاعي اسرائيل در طول بازديد از پايگاه آموزشي "زه‌اليم " اعلام كرد كه نيروهاي دفاعي اسرائيل قصد دارند آموزش نيروهاي ذخيره را بخاطر عملكرد آنها در طول جنگ تا 30 درصد افزايش دهند. لازمه اين امر، آموزش 80 روزه سربازان ذخيره در هر سه سال و آموزش 95 روزه فرماندهان است.
به هر حال، افزايش برنامه‌ريزي شده به مشكلاتي ختم مي‌شود كه درباره قانوني بوجود خواهد آمد كه قرار است در سال 2008 لازم الاجرا گردد. اين قانون به منظور كاهش ميزان زمان خدمت نيروهاي ذخيره تدوين شده است. اين قانون زمان خدمت سربازان را در هر سه سال 45 روز و براي فرماندهان 70 روز كاهش مي‌دهد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*آموزش‌هاي زنده بيشتر  

درسي ديگر كه بسيار شبيه درسي است كه ارتش آمريكا در برنامه‌هاي خود در "فورت اروين " آموخت، نياز به آموزش‌هاي واقعگرايانه و زنده است. معلوم شد كه آموزش‌هاي رسمي و شبيه‌سازي‌ها، جانشين كاملي براي آموزش‌هاي فيزيكي و تجربه‌اي نيست كه در هنگام همكاري تيمي و در برخورد با سختي‌هاي ميداني به دست مي‌آيد.
در نتيجه فرمانده نيروهاي زميني اسرائيل ميزا بودجه آموزش نظامي خود را از 550 ميليون شكل در سال 2006 به 830 ميليون شكل در سال 2007 افزايش داد. سرتيپ "يوزي مسكوويچ " فرمانده مركز ملي آموزش زميني ارتش عنوان كرده است كه "ما تصميم گرفته‌ايم كه دستكم در دو سال آينده بر تقويت كيفيت رزمي و آمادگي نيروهاي رزمي خود متمركز شويم ... اين يك درس مستقيم و بسيار مهم از جنگ لبنان است. "
نيروهاي دفاعي اسرائيل افزايش عمده در آموزش‌هاي آتش‌بار واقعي تا سطح تيپ را برنامه‌ريزي كردند كه شامل تمرين‌هاي مشترك با نيروي هوايي اسرائيل بود. اين نيروها همچنين براي تمرين‌هاي لشكري در سال 2007 برنامه‌ريزي كرده‌اند كه هم قرار است مانورهايي در مركز آموزش تاكتيكي "متبت " در صحراي نغب و جنگ‌هاي شهري در مركز جديد آموزش جنگ‌هاي شهري برگزار كنند. از قرار معلوم اين آموزش‌ها شامل استفاده از سيستم‌هاي آموزشي ديجيتال شبيه سيستم‌هايي است كه توسط نيروهاي آمريكايي مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اين آموزش‌ها شامل استفاده گروه جديد آموزش تاكتيك رزمي "رعام " و سيستم فرماندهي و كنترل "زاياد " (به معني شكارچي) براي مرتبط كردن عناصر مختلف از تيم‌هاي رزمي آبي و قرمز در كنار هم است.
به هر حال، در اين آموزش‌ها آموزش‌هاي زنده تجربي بيشتري از نوعي به كار گرفته مي‌شود كه اين نوع سيستم‌هاي ديجيتالي آمادگي شبيه‌سازي كامل آنها را ندارند. در نتيجه درس‌هاي تاكتيكي و آموزشي احتمالي جنگ به معرض آزمون گذاشته مي‌شود. فعاليت اصلي به صورت زنده خواهد بود تا آموزش‌هاي مجازي و بر موارد زير تاكيد خواهد داشت:

* (الف) درگيري نزديك خياباني عليه نيروهاي حزب‌الله،
*‌ (ب)استفاده عملي از هواپيماهاي بدون سرنشين (UAVs)،
* (ج)آموزش خدمه تانك‌ها.

يكي از اهداف استفاده از اين تجربه براي طراحي مجدد آموزش‌هاي شبيه‌سازي شده است هم در واكنش به درس‌هاي جنگ و فراهم كردن راهكاري براي ارايه سريع آموزش‌هاي تازه در منطقه پشت جبهه در زمان آمادگي و انجام تهاجم عملي.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*رهبري  

نبود آمادگي به سطوح فرماندهان عاليرتبه تعميم پيدا كرد. نه‌تنها بسياري از آنها از تجربه رزمي واقعي برخوردار نبودند بلكه همچنين نيروهاي دفاعي اسرائيل در 16 سال گذشته دوره‌هايي براي فرماندهان لشكرها ارايه نكرده بودند. يكي از تيم‌هاي تحقيق درباره عملكرد فرماندهان ارشد كشف كرد كه افسران ارشد فاقد ابتكارعمل‌هاي مناسب و مهارت براي فرماندهي ميدان بوده و بيشتر نقش يك رئيس را ايفا مي‌كردند تا يك فرمانده جنگي.
در طول جنگ، نبود آمايش لازم به از كارافتادگي متعدد در سطوح فرماندهي از مقرهاي كل فرماندهي تا رده‌هاي پاييني منجر شد. سرتيپ " اودي آدام " فرماندهي منطقه شمال زماني كه يك نماينده از سوي ستاد كل به ستاد فرماندهي اين منطقه اعزام شد تا به مديريت جنگ كمك كند، ضرورتاً عوض شد. شواهد نشان مي‌دهند كه اين از كارافتادگي‌هاي در همه زنجيره فرماندهي به وقوع پيوست.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]يكي از اسرائيلي‌ها در پيامي الكترونيكي،‌ رويكردهاي يكي از فرماندهان گردان‌هاي درگير در لبنان را به صورت زير خلاصه كرده است:
 "من سال‌ها بود "دني " را مي‌شناختم اما هرگز او را به اندازه كنوني عصبي نديده بودم. وي يكي از فرماندهان گردان ذخيره در يگان زرهي و در زندگي غيرنظامي خود يك كشاورز موشاو بود. درجه سردوشي وي سرگردي بود. وي آدمي قدبلند، عضلاني و درشت اندام و در اواخر دهه چهارم زندگي بود كه با چهره‌اي بي‌پروا سوار بر جيپ زرهي خود به سرعت از ميان پرده‌اي از دود غليظ و خاك‌هاي به پا خاسته از ستون‌هاي تانك‌هاي پرسروصدا و غران "مركاوا " از لبنان به پايگاه‌هاي خود باز مي‌گشتند.
دني از دست سه رئيس ستاد قبلي يعني ايهود باراك، شائول موفاز و موشه يعالون به اين خاطر عصباني بود كه آنها نيروي زميني را بخاطر نيروي هوايي به دست فراموشي سپرده بودند و تحرك زميني را فداي توانايي‌هاي فناوري‌هاي پيشرفته كرده بودند و وقت متخصصان تانك را در مقابله با انتفاضه تلف كرده بودند.
دني به اين خاطر از دست آنها عصباني بود چون آنها بودجه ارتش را به ميزان 13 درصد كاهش داده بودند و سطح نيروهاي ذخيره را برابر با 25 درصد كاهش داده بودند. يك نيروي ذخيره تانك براي اين كه در بهترين حالت خود قرار گيرد نياز دارد كه هر ساله پنج روز تمرين در جهت نيروبخشي انجام دهد. در حالي كه بيشتر اين نيروها در سه سال گذشته از اين تمرين‌هاي نظامي برخوردار نشده بودند و برخي ديگر در طول پنج سال گذشته تمريني نگذرانده بودند و برخي نيز به هيچ عنوان در تمريني نظامي شركت نداشتند.
دني از شيوه شتاب‌زده‌اي كه نيروهاي ذخيره‌اش بسيج شدند خشمگين بود، نيروهاي بي‌توشه، تجهيزات قديمي و تامين ناكافي. انتقال آنها از يك شرايط عادي به مكان خطر و مرگ چنان ناگهاني بوده كه امكان انطباق با شرايط رزمي را سلب كرد. نيروهاي ذخيره وي كه تعهداتي دارند كه نمي‌توان آنها را شكست يا توصيف كرد،‌ زمان بسيار اندكي داشتند تا خود را از طريق تمرين سخت نظامي، انضباط سخت و فرمانبرداري محض، با شرايط خطوط مقدم سازگار كنند. برخي از اين نيروها چنان از شكل لازم خارج بودند كه در معرض استرس‌هاي فرساينده قرار گرفتند.
دني از نبود استعداد كافي در نيروهاي تازه استخدام شده عصباني بود. آنها بنا بر وظايف از خدمه تانك بودند اما بنا بر نياز به عنوان نيروهاي پياده براي مقابله با انتفاضه به كار گرفته شده بودند. موقعيت آنها به عنوان خدمه تانك نبود بلكه به عنوان كماندوهاي ضربت عمل مي‌كردند. آنها كه سرشار از انرژي و توان بودند بيش از آن كه درباره توانايي، تكنولوژي تانك‌ها و مكانيزم‌هاي حفاظت از خود در لبنان اطلاعات داشته باشند در سركوب تروريستها در كوچه پس كوچه‌هاي اردوگاه‌هاي آوارگان جنين و نابلس تبحر داشتند.
به همين خاطر وقتي قرار شد نخستين افراد از اين خدمه‌هاي تانك از خط آبي عبور كنند دانش اندكي درباره چگونگي عملكرد در منطقه‌ ترسناك و سخت ميدان كارزار لبنان، تپه‌هاي پرشيب، بسترهاي خشك رودخانه‌هاي آن، جاده‌هاي پر پيچ و خم و سلاح‌هاي نيرومند ضدتانك حزب‌الله داشتند.
دني از دست خدمه ماشين جنگي اسرائيل بخاطر دست كم گرفتن قدرت تانك‌هاي مركاوا كه تانك اصلي اسرائيل به شمار مي‌رفت،‌ عصباني بود. تازه ترين نسخه آن يعني تانك‌هاي مركاواي 4 شايد بهترين تانك‌ها در جهان باشند كه ساخت آنها در دهه 1970 و زماني آغاز شد كه كشورها از فروش تانك‌هاي اصلي ارتش‌هاي خود به اسرائيل خودداري كردند. يكي از متخصصان باذكاوت در طراحي زرهپوش‌ها به نام ژنرال "اسرائيل تال "، مركاوا را طراحي كرد كه تازه‌ترين طرح آن داراي حداكثر توان آتش‌بار و انعطاف‌پذيري و امنيت بالاي براي خدمه اين تانك است. با وجود آن كه تانكي وجود ندارد كه تسخير ناپذير باشد اما مدل مركاواي 4 به اين مشخصه بسيار نزديك است.
اكنون تانك مركاواي 4 كه چهارمين نسل آن تانك‌ها به شمار مي‌رود عيار خود را در سخت‌ترين نبرد اثبات كرد. اين تانك‌ها در دره تنگ غربي پيچ رودخانه ليتاني در بخش مركزي در- نبرد "وادي سلوكي "- درگير شدند.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]دو تانك از 8 مركاواي 4 زماني هدف قرار گرفتند كه در ديد موشك‌هاي ضدتانك دوربرد شعاع ليزري خودكار «كورنت» ساخت روسيه كه از جانب سوريه به دست حزب‌الله رسيده بود قرار گرفتند و فرماندهان آنها به شدت زخمي شدند. [HIGHLIGHT=#dbe5f1] اين موشك‌ها با كلاهك‌هاي مرگبار دوپشته خود مي توانند از زره‌پوش عبور كرده و انفجار دروني در تانك ايجاد كنند. اما اين فرمانده يگان ذخيره به سرعت به نجات 6 تانك ديگر رفت و آنها را در ميان گل و لاي به بالاي گلوگاه هدايت كرد- صعودي كه هيچ يك از تانك‌هاي جهان نمي‌توانند انجام دهند. در كل 4 خدمه تانك در نبرد سلوكي جان خود را از دست دادند نبردي كه يك پيروزي براي تانك‌هاي مركاوا بود. اگر اين تانك‌ها همان نسل اوليه باقي مي‌ماند و به فناوري پيشرفته مجهز نمي شد و از مكانيزم‌ حفاظت از خود برخوردار نبود، 50 خدمه در اين جنگ جان خود را از دست مي‌دادند.
  از اين كه بدون حفاظت، در ميان نيروهاي شبه‌نظامي مجهز پيچيده رها شده بود، عصباني بود. شبه نظامياني كه پشت غيرنظاميان در روستاهايي پناه گرفته بودند كه اكنون غبار خاكستري رنگ ديوارهاي تخريب شده خانه‌ها بر روي آنها نشسته است و آواره‌هاي جنگ بر پيكر آنها به جاي مانده است. اماكني كه ژنرال‌هاي اسرائيلي بارها ادعا كردند در آنجا پيروز شده‌اند؛ امكاني كه كار نجات سربازان ما در آن به كندي صورت مي‌گرفت. اماكني كه بوي سربازان كثيف و بدون آب و غذاي اسرائيلي كه مدت‌ها از نبود خدمات پشتيباني رنج برده بودند با بوي تعفن خون و پيكرهاي بي‌جان و دارو در هم آميخته بود.
دني از گزارش‌هاي اوليه‌اي عصبي بود كه در آن ادعا شده بود دشمن ضربه محكمي ديده و حزب‌الله با آشفتگي و سراسيمگي پا به فرار گذاشته است. دني بخاطر نبود نشانه‌هاي اين نوع عقب‌نشيني غيرسازماندهي شده به اين گزارش‌ها مشكوك بود. پس چرا شمار زندانيان تا اين اندازه اندك بودند؟ پس چرا از پوتين‌هاي به جا مانده از سربازان دشمن، تفنگ‌هاي بر زمين افكنده و مهمات به جاي مانده در كنار جاده‌ها خبري نبود؟ آيا كسي در اطلاعات ارتش اسرائيل از دكترين نبرد تا آخرين قطره خون دشمن و يا سنگرهاي عمق 10 متر و تونل‌هايي غيرقابل نفوذي خبر داشت كه گرد سياه روغني حاصل از انفجار 130 هزار گلوله‌اي كه طي اين جنگ بيهوده در اين تابستان داغ بر روي آنها ريخته شده بود، روي ديواره آنها نشسته بودند؟
دني از مشاهده راه رفتن مغرورانه ناپلئون گونه ايهود اولمرت، نخست وزير و عمير پرتس، وزير دفاع در ابتداي جنگ و اهداف غيرواقع‌بينانه آنها عصباني بود كه هيچ يك از اهداف آنها، بازگرداندن سربازان ربوده شده اسرائيلي نبود.
آنها كه اكنون به ناگهان خود را در ميانه اميدهاي برباد رفته اسرائيل گرفتار شده مي ديدند در عين حال بگونه معجزه‌آسايي از اين مخمصه و ناتواني حيرت‌آور خود در اعتراف به اشتباهات اخساس آشفتگي نمي كردند. بار همه اين نااميدي ها به گردن ژنرال‌ها سنگيني مي كرد در حالي كه به نخست‌وزير گفته شده بود كه عقب‌نشيني يك نوع پيشروي است و به وزير دفاع تفهيم شده بود كه شكست مي‌تواند يك پيروزي قلمداد شود.
دني از دست دولت عصباني است كه عملكرد آن در جنگ همراه با كندي و غفلت بوده و مشاوران اختلافات و برداشت‌هايي با اشتباهات مرگباري داشتند. مديريت سهل‌انگارانه در امور داخلي، به اهمال در مديريت ميدان نبرد منجر شد و دستورات گيج كننده و متناقض به همراه داشت. زماني كه نيروها ايمان به دكترين خود را از دست بدهند، بازگشت به ايمان كامل دشوار خواهد بود. به همين دليل بود كه كابينه تا در آستانه آتش‌بس در تمام طول صبح و بعدازظهر تابستان به اين ناله‌ها توجه نكرد يا نمي خواست توجه كند و براي آن آماده نبود؛ تا اين كه خيلي دير شد و تا اين كه به سختي نكته‌اي در آنچه كه آنها مي‌گفتند وجود داشت و تا اين كه جوانان بيشتري مجبور بودند جان خود را از دست دهند.
با اين حال آنها [سران اسرائيل] همچون يك موجود محكوم به فناي خسته از بادهاي خدايان هومر[شاعر يوناني] مسير خود را تغيير ندادند. تناقض دولت كنوني، ممانعت از تلفات، رفع اشتباهات و تغيير جهت بود. از نظر هر دولتي اعتراف به اشتباه منتفي است. چرا كه هر كسي بهانه و عذري دارد.
دني بيشتر از همه از زير بار مسئوليت شانه خالي كردن آدم‌هاي "خيابان شنكين " عصباني بود كه استعاره‌اي است براي آدم‌هاي اشرافي و طرفدار حاكميت نخبگان كه از زير بار مسئوليت شانه خالي مي‌كنند و همه نمادهاي ميهن‌پرستي يهودي را به استهزاء، ريشخند و تمسخر مي‌گيرند. نمادهايي كه وي و نيروهاي ذخيره تحت امر وي به آنها احترام مي‌گذارند.
به گفته "ماكياولي "، يك شاهزاده باهوش بايد همواره يك پرسشگر خوب باشد. آنچه اكنون اسرائيل به آن نياز دارد پرسشگرهاي بزرگ هستند. در ميان همه، دني و مردان عصباني وي بزرگترين پرسشگرها هستند. "
خشم همواره از روي تعصب است و فرماندهان واحدهاي كوچك از نماي كلي جنگ اطلاعي ندارند. به هر حال، اين عوامل باعث نمي‌شود كه اين خشم بي‌ربط به نظر برسد و يا اظهاراتي كه از روي خشم بيان مي‌شود مورد بي‌اعتنايي قرار گيرد. اين فلسفه بخصوص در زماني صدق مي‌كند كه كميسيون وينوگراد و ديگر بررسي‌هاي دروني در نيروهاي دفاعي اسرائيل و منابع مستقل، صحت بسياري از اين اظهارات را تاييد كردند.
همچنين مهم است اين نكته يادآور شود كه تحليلگران ارشد نظامي اسرائيلي مانند "زئيف شيف " بطور علني فرماندهي نيروهاي دفاعي اسرائيل بخصوص لشكر 91 را به باد انتقاد گرفتند. شيف اعلام كرد كه نيروهاي دفاعي اسرائيل نيروهاي خود را همچون "نيروي پليسي بزرگ " آموزش داده بودند به گونه‌اي كه تمايل و توانايي آنها براي جنگ به شدت كاهش پيدا كرده بود. اين نيروها در طول 16 سال گذشته دوره‌اي آموزشي براي فرماندهان لشكرها در نظر نگرفته بودند- هر چند دن حالوتس بعد از جنگ دستور داد كه يك دوره براي فرماندهان گذاشته شود- اين كمبود، نيروهايي پرورش داد كه افسران ارشد آنها بيش از آن كه نقش فرمانده جنگي را ايفاء كنند، نقش روسا را بازي مي‌كردند. فرماندهاني كه از سخنان نظامي نامفهومي استفاده مي‌كردند كه ديگر واحدهاي نظامي در درك آنها مشكل داشتند.
نيروهاي نظامي بايد براي جنگ‌هايي آماده شوند كه ممكن است در آن درگير شوند نه براي جنگي آماده شوند كه دلشان مي‌خواهد. آنها همچنين بايد با علم به اين امر كه تاريخ جنگ‌ها نشان نداده كه طراحان زمان صلح بتوانند زمان وقوع جنگ يا چگونگي گشوده شدن آن را پيش‌بيني كنند، آمادگي خود را حفظ كنند.

ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(14)
 
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]كردزمن: حزب‌الله اكثر زرادخانه موشكي خود را در ميدان نبرد حفظ كرد   
 
خبرگزاري فارس:آنتوني كردزمن در كتاب خود پيرامون جنگ 33 روزه مي نويسد: نيروي هوايي اسرائيل گمان مي‌كرد توانسته بيشتر موشك‌اندازهاي حزب الله را در شب اول جنگ نابود كند اما حزب‌الله اكثر زرادخانه موشكي خود را در ميدان نبرد حفظ كرد.  


 تصویر 



[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*جنگ نامتقارن با استفاده از فناوري پيشرفته
 

جنگ با حزب‌الله نشان داد كه چگونه يك عامل غيردولتي مي‌تواند زماني كه به تسليحات پيشرفته دست پيدا كند و از حمايت‌هاي قوي بيروني از كشورهايي مانند ايران و سوريه برخوردار شود، دست به چه كارهايي بزند. اين درسي مهم بخصوص براي زماني خواهد بود كه پاي انتقال تسليحات پيشرفته‌تري به شورشيان در عراق و نيروهايي مانند طالبان در افغانستان به ميان آيد. بطور حتم اين درسي است كه نيروهاي متخاصم بطور حتم آن را جدي گرفته‌اند بخصوص با توجه به تبادل درس‌هاي عملي جنگ در ميان جنبش‌هاي تندروي اسلامي از طريق اينترنت و توجه به اين امر كه عوامل دولتي متخاصم هم‌اكنون تا چه اندازه به درس‌ها و عبرت‌هاي جنگ‌هاي نامتقارن توجه مي‌كنند.
مقامات و افسران اسرائيلي هنوز درباره حدود و ماهيت فناوري انتقالي به حزب‌الله و يا درباره تعداد تسليحاتي كه اين جنبش در اختيار دارد، اتفاق نظر ندارند و منابع خارجي متعدد، اطلاعات متضادي ارايه مي‌كنند. به هر حال، به نظر مي‌رسد به طور كلي، اسرائيل و ديگر منابع در برخي از نكات با هم موافقند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*قواي راكتي و موشكي حزب‌الله  

استفاده از راكت‌هاي كوچك تاكتيكي نشان داد كه تاكتيك‌هاي جديد در كنار تسليحات قديمي‌تر مي‌توانند نقش مهمي در نبرد نامتقارن ايفا كنند. در عمل، اسرائيل متوجه شد كه باخطري جدي از سوي 10 الي 16 هزار راكت كوتاه برد معمولي يا نسخه‌هاي تقويت شده 122 ميلي‌متري كاتيوشاي سري "گراد " مواجه است. بيشتر اين راكت‌ها از نوع راكت‌هاي كوچك توپخانه اي بودند كه توسط موشك‌اندازهاي انفرادي قابل حمل توسط انسان شليك مي‌شدند. بيشتر آنها داراي كلاهك‌هاي بسيار كوچك بودند و برخي از آنها مدل پيشرفته‌تر با برد 30 الي 40 كيلومتري (19-25 مايل) بودند و بسياري از آنها داراي برد 19 الي 28 كيلومتري (12-18 مايل) بودند كه تنها مي توانستند اهدافي در 11 الي 19 كيلومتري (7-12 مايل) در داخل خاك اسرائيل را هدف قرار دهند مگر اين كه درست از نقطه مرزي شليك مي‌شدند.
چنين سيستم‌هايي به آساني در تعداد فراوان و تقريباً از هر موضع و يا ساختماني قابل پرتاب هستند و حزب‌الله تاحدودي از اين بابت داراي توان آتش‌بار نامنظم بود چرا كه چنين تسليحاتي چنان بي‌دقت بودند كه بتوانند بطور تصادفي به محل اصابت كرده و تنها مي توانستند براي اهدافي مورد استفاده قرار گيرند كه اندازه آنها به قد يك شهرك بود. اين گلوله‌ها داراي كلاهك بسيار كوچك بودند. به هر حال آنها به اندازه‌اي بزرگ نبودند كه بتواند متعاقب خود باعث تخليه محلي‌ها و يا مختل كردن فعاليت‌هاي اقتصادي منطقه شود و اسرائيلي‌ها را وادار كند در پناهگاه‌هاي باقي بمانند.
قواي راكتي حزب‌الله. همانگونه كه پيش از اين نيز گفته شد، حزب‌الله توانست برخلاف انتظارها شمار زيادي از راكت‌هاي كوتاه‌برد خود را تا روز آخر جنگ به سوي اسرائيل شليك كند، زماني كه حزب‌الله 250 راكت را به سوي شمال اسرائيل تا پيش از به مرحله اجرا درآمدن آتش‌بس در 14 ژوئيه 2006، شليك كرد. حزب‌الله هرگز نمي تواند اسرائيل را با تهاجم تهديد كرده و يا بطور مستقيم برتري نظامي متعارف اسرائيل را به چالش بكشاند به هر حال اين جنبش مي‌تواند به روش‌هاي ديگر اسرائيل را تهديد يا هدف حمله قرار دهد.
حزب‌الله نتوانست اين موفقيت را درباره راكت‌هاي دوربردتر خود به دست آورد چرا كه نيروهاي دفاعي اسرائيل توانستند تقريباً همه راكت‌هاي ميان برد آن را هدف قرار دهند. "جفري بي وايت " يكي از اعضاي مركز مطالعاتي موسسه واشنگتن براي سياست‌ خاورنزديك آمريكا تخمين زده است كه راكت‌هاي دوربرد حزب‌الله بسته به مكان استقرار آنها تا مرز اين قابليت اوليه را داشتند كه اهداف منطقه‌اي (شهرها، شهرك‌ها و تاسيسات عمده نظامي را در صورت مكان‌يابي) تا كريدور تل‌آويو- بيت‌المقدس هدف قرار دهند. از آنجايي كه آتش‌بار مداوم تنها توسط راكت‌هاي كوتاه‌برد امكان داشت و از آنجايي كه حزب‌الله تقريباً هيچ قصدي براي استقرار راكت‌هاي دوربرد خود در نزديك مرز نداشت،‌ از اين رو تهديد اوليه عليه غيرنظاميان و فعاليت‌هاي اقتصادي در شمال خط حيفا-تيبرياس بود.
برداشت اگزوم اين است كه اين محدوديت ممكن است ترديدهاي راهبردي براي حزب‌الله و حامي آن ايران، درباره سرمايه‌گذاري در تجهيز و آموزش مبارزان حزب‌الله براي استفاده از راكت‌هاي مخرب‌تر و دوربردتر بوجود آورده باشد. اگزوم مي گويد:
"راكت‌هاي حزب‌الله از تاثير مطلوب براي شكستن اراده مردم مناطق شمالي برخوردار نبودند و در عوض- همانگونه كه درباره همه بمباران‌هاي هوايي صدق مي‌كند- عزم مردم هدف حمله را تقويت كرد. اين امر يك شكست راهبردي براي ايران و حزب‌الله بود كه در صورت حمله احتمالي اسرائيل به ايران، بر راكت‌هاي حزب‌الله در لبنان به عنوان راهكاري براي حمله متقابل موثر حساب كرده بودند.
علاوه بر اين، اگر چه حزب‌الله در شليك راكت‌هاي كوتاه برد خود به اسرائيل موفقيت بزرگي به دست آورد اما راكت‌هاي ميان‌برد آن بطور كلي از سوي نيروي هوايي اسرائيل نابود شدند. موفقيت خاص نيروي هوايي اسرائيل در سلب توانايي حزب‌الله در عملي كردن شليك راكت‌هاي ميان‌برد و دوربرد عليه اهداف فراتر از حيفا بود كه نصرالله در 14 ژوئيه قول آن را داده بود. [HIGHLIGHT=#dbe5f1]به عنوان مثال، حملات هوايي حملات اوليه هوايي در روز دوم جنگ، به نابودي 59 موشك‌انداز ثابت موشك‌هاي ميان‌برد فجر و زلزال در ظرف 34 دقيقه منجر شد.   آنجايي كه حملات كاتيوشايي تنها تاثيرات رواني به همراه دارد، اين واقعيت كه حزب‌الله قادر نبود بسياري از سلاح‌هاي دوربرد خود را به سمت عمق خاك اسرائيل شليك كند بايد براي "داحيه " و تهران نگران كننده باشد با توجه به اين زمان و انرژي فراواني براي دستيابي به آنها و آموزش نيروهاي حزب‌الله براي استفاده از آن صرف شده بود. "
در همين حال، مالكيت مطلق حزب‌الله بر قابليت‌هاي موشكي دوربرد تهديد رواني جدي بر افكار عمومي اسرائيل به همراه داشت و به عنوان عاملي عمل كرد كه ارتش اسرائيل نمي‌تواند نسبت به آن بي‌اعتنا باشد. در عين حال، بسياري از موفقيت‌هايي كه حزب‌الله در زمينه استقرار توانايي‌هاي موشك‌هاي كوتاه‌برد داشت بخاطر آماده‌سازي و آموزش بعلاوه ساختار ساده و غيرمتمركز گروه هاي موشكي آن بود.
"موفقيت حزب‌‌الله در حفظ آتش‌بار سنگين در سراسر جنگ در درجه اول نشانه طرحريزي بود كه در قبل از جنگ صورت گرفته بود و همچنين نشان دهنده اراده و مهارت مبارزان حزب‌اللهي دخيل در كار بود. بدون شك،‌ روشي كه تيم‌هاي راكتي طبق آن از سلاح‌هاي خود استفاده و نگهداري كردند بسيار اثرگذار بود. اما اين گروه‌ها مديون آماده‌سازي‌اي بودند كه حزب‌الله پيش از درگيري انجام داده بود و راكت‌هاي كوتاه‌برد خود را در مواضعي مستحكم كرده بود كه قابل رهگيري نبوده در برابر بمباران‌ها مقاوم باشد.
يك بار ديگر حزب‌الله به سران خود استقلال عمل فراواني در اين ارتباط ارايه كرد. فرماندهاني كه كار هدايت گروه‌هاي راكتي را در روزهاي اول جنگ به پرتاب‌كنندگان كاتيوشا ‌سپرد و دستورات و ماموريت‌هاي آسان ارايه كردند و به آنها دستور دادند تا زمان پايان يافتن جنگ باز نگردند.
رزمندگان حزب‌الله مستقر در استحكامات مرزي نيز بايد در كنار تيم‌هاي راكت‌انداز درنظر گرفته شوند چرا كه مانند اين تيم‌ها، اين رزمندگان نيز بين مناطق روستاها در رفت و آمد بودند و از اين رو از جريان اصلي زندگي دور بودند. با اين حال، به مدد عزم و اراده و طرح‌ريزي مناسب لجستيكي پيش از جنگ، اين رزمندگاني كه در استحكاماتي مانند "لابون " واقع در جنوب منطقه "نقوره " مستقر بودند، با وجود آن كه اساساً پشت خطوط مقدم نيروهاي دفاعي اسرائيل مستقر بودند توانستند به پرتاب راكت‌ها تا روز به اجرا درآمدن آتش‌بس در 14 اوت 2006 ادامه دهند. راكت‌هاي ميان‌برد تهديد بزرگتري هستند زيرا مي‌توانند به صورت رگباري تنها از يك دستگاه شليك شوند. همچنين، ‌راكت‌هاي 220 ميلي‌متري و 302 ميلي‌متري سوريه داراي كلاهك‌هاي تقويت شده تكه‌تكه شونده بوده و براي كشتار و زخمي‌كردن آدم‌هايي ساخته شده‌اند كه در مسير آن قرار مي‌گيرند. در عين حال، راكت‌هاي كوتاه‌برد بخاطر شمار زياد و قابليت اندك رهگيري شدن تهديد جدي‌تري به همراه دارند. اين تسليحات بخاطر قابليت شليك انفرادي و يا دسته جمعي، شليك از راه دور يا شليك با استفاده از يك تايمر و دشواري در رديابي آنها قبل از شليك و نياز به خدمه اندك و وساختارهاي حمايت لجستيكي، دوره جنگ جهاني دوم ثابت كرده بودند كه از موثرترين راكت‌‌هايي هستند كه در طول درگيري در اختيار حزب‌الله بوده است.
"جفري وايت " كارايي زرادخانه راكتي حزب‌الله را به شرح زير توصيف مي‌كند:

"به هر حال، هر سيستمي داراي محدوديت‌هايي است. اين راكت‌ها اساساً بدون دقت هستند و نياز دارند به صورت انبود در طول يك دوره زماني مداوم شليك شوند تا بتوانند خسارات لازم را به همراه داشته باشند. حزب‌الله اين توانايي را نداشت كه شليك راكت‌هاي خود را فراتر از شليك‌هاي بدوي ببرد از اين رو نتيجه كار تا حدود زيادي به شانس و مداومت بستگي داشت. اگر چه راكت‌هاي حزب‌الله از ارزش عملياتي و تاكتيكي چنداني برخوردار نبودند اما به عنوان سلاح‌هاي رواني و سياسي مطرح بودند كه داراي تاثيرات راهبردي است. اين روشي بود كه اين راكت‌ها مورد استفاده قرار گرفتند. "

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*تاثير شليك راكت بر جنگ
 

آمار و ارقام ارايه شده از شمار راكت‌هايي كه حزب‌الله در طول جنگ شليك كرد متفاوت است. بطور كلي، گزارش‌هاي پليس اسرائيل نشان مي‌دهند كه اسرائيل در طول 34 روز درگيري هدف جمعاً 4 هزار و 228 راكت قرار گرفت واين امر به مرگ 53 نفر و تخليه موقت حدود يك ميليون اسرائيلي منجر شد. (گزارش سپتامبر 2006 توسط سرويس تحقيقات كنگره تخمين زده است كه حزب‌الله بين 4 هزار الي 5 هزار راكتي در طول درگيري شليك كرده و اين تعداد تنها يك سوم شمار كل زرادخانه راكتي اين گروه بوده است.)
حزب‌الله قادر بود كه در طول جنگ و با وجود عمليات نيروهاي دفاعي اسرائيل بطور مداوم سطح سنگين آتش‌بار خود را حفظ كند. در يك هفته و نيم اول حزب‌الله در هر روز سطح آتش‌بار 150 الي 180 گلوله در روز را حفظ كرد. اگر چه اين ميزان در روزهاي پاياني ژوئيه به 100 راكت در روز كاهش پيدا كرد اما در اوايل اوت بار ديگر روند صعودي به خود گرفت.چنين شليك‌هايي به مرگ شمار اندكي از افراد منجر شد.
به هر حال، اسرائيل در كل تلفات سنگيني را شاهد بود و از نظر اقتصادي خسارت سنگيني در شمال متحمل شد. به عنوان مثال شهرك "كريات شمعونا " هدف 370 گلوله قرار گرفت و بيشتر منطقه شمال اسرائيل تخليه شد و ساكنانش يا به پناهگاه‌ها برده شدند و يا فعاليت اقتصادي در اين شهرها متوقف شد. در كل 2 هزار ساختمان آسيب ديدند و 10 الي 15 درصد از كسبه‌هاي شمال نتوانستند فهرست پرداختي‌هاي خود را محقق كنند. هزينه كلي اقتصادي به سرعت به ميلياردها دلار رسيد و پيش‌بيني‌هاي اوليه بعد از جنگ،‌ هزينه ملي را كاهش رشد درآمد ناخالص ملي از 6 به 5/4 درصد پيش‌بيني كردند.
يكي از راهكارهايي كه حزب‌الله براي افزايش مرگباري راكت‌هاي خود از آن استفاده كرد مجهز كردن آنها به كلاهك‌هاي ضدنفر بود. به گزارش مركز ديده‌بان حقوق بشر، حزب‌الله از مهمات خوشه‌اي ساخت چين استفاده كرد. ديده‌بان حقوق بشر علاوه بر مستندسازي حملات متعدد، گزارش داد كه پليس اسرائيل اصابت 113 راكت خوشه‌اي را ثبت كرده است.
به هر حال، حملات بخشي از داستان بوده است و جنگ هشداري در اين باره بود كه راكت‌هاي پيچيده تر و موشك‌هاي بالستيك، موشك‌هاي كروز و هواپيماهاي بدون سرنشين به عنوان تهديدي در جنگ‌هاي نامتقارن نمود پيدا كرده‌اند. به هر حال، افسران و مقامات اسرائيلي روشن كرده‌اند كه دليل واقعي اسرائيل در راه‌اندازي جنگ، استقرار مداوم سيستم‌هاي ميان برد و دوربرد و احتمال ايجاد شدن يك نيروي موشكي به عنوان عوامل اصلي ايران و سوريه بود كه مي‌توانستند اهدافي را در سراسر اسرائيل هدف قرار دهند.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]اين قواي موشكي شامل راكت‌هاي "رعد " ساخت سوريه با برد حداكثري 45 كيلومتري و سيستم‌هايي مانند فجر 3 و فجر 5 بودند كه 45 الي 75 كيلومتر برد داشته و قادر هستند مناطقي مانند حيفا و "نهاريا " را هدف قرار دهند.   هوايي اسرائيل توانست بيشتر موشك‌اندازهاي فجر 3 ايران را در شب اول جنگ نابود كند اما نيروهاي دفاعي اسرائيل نمي‌دانستند كه آيا راكت‌هاي ساخت سوريه نيز در كار هستند يا خير.
فجر 3 و يا موشك رعد داراي بردي 45 كيلومتري بوده و كلاهك 45 الي 50 كيلوگرمي و قطر 220 الي 240 ميلي‌متر و طول 5 متر و 20 سانتي‌متري و وزني برابر با 408 كيلوگرم دارند. به نظر مي‌رسد در كل 24 الي 30 راكت‌انداز و دستگاه پرتابي كه هركدام 14 راكت حمل مي‌كنند در اختيار حزب‌الله قرار گرفته بودند. نيروي هوايي اسرائيل گمان مي‌كند كه همه موشك‌اندازهايي را كه بعد از نخستين روزهاي جنگ شليك شدند، نابود كرده اما افسران اسرائيلي برآورد روشني از اين امر ارايه نكرده‌اند كه چه تعداد موشك عملاً باقي مانده‌اند.

اين تسليحات همچنين شامل راكت‌هاي توپخانه‌اي 302 ميلي‌متري "خيبر " و "ام 302 " سوريه بودند كه بردي معادل 100 كيلومتر و كلاهك 100 كيلوگرمي هستند. راكت‌هاي فجر 5 نيز از نوع 333 ميلي‌متري با برد 70الي 75 كيلومتر هستند. نيروي هوايي اسرائيل در اين مورد نيز گمان مي‌كرد توانسته بيشتر موشك‌اندازهاي فجر 5 ايراني را در شب اول جنگ نابود كند،‌ اما اين نيروها در اين مورد نيز اطلاعي از اين امر ندارند كه چه تعداد راكت 302 ميلي‌متري سوري در اختيار حزب‌الله قرار گرفته بود.
راكت‌‌هاي فجر 5 از يك موشك‌انداز متحرك شليك مي‌شوند و در هر موشك‌انداز تا 4 راكت نصب است و داراي حداكثر برد 75 كيلومتري هستند، 45 كيلوگرم مواد منفجره و قطر 333 ميلي‌متري و طول 6 متر و 48 سانتي‌متري هستند و وزني برابر با 915 كيلوگرم دارند. به نظر مي‌رسد كه در كل 24 الي 30 موشك‌انداز و دستگاه‌هاي پرتاب‌كننده آنها به حزب‌الله ارايه شده بود. بار ديگر نيروي هوايي اسرائيل عنوان مي‌كند توانسته همه موشك‌اندازها را عملاً بعد از روزهاي اول جنگ نابود كند. اما افسران و مقامات اسرائيلي برآوردي از اين امر ارايه نكردند كه عملاً چند عدد از اين موشك‌ها جان سالم به در بردند و حزب‌الله در ادامه جنگ مي‌توانست همچنان از سكوهاي متحرك باقي‌مانده استفاده كند.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]حزب‌الله از تاكتيك‌هاي متعددي براي كمك به افزايش ميزان بقاي قواي راكتي خود در برابر توان نيروي هوايي اسرائيل برخوردار بود. حزب‌الله اكثر رزادخانه راكتي خود را در ميدان نبرد حفظ كرد. دوم اين كه براي حفاظت از موشك‌اندازها، برخي از آنها بر سكوهاي چرخ‌دار سوار شدند و مي‌توانستند پس از شليك به زيرزمين منتقل شوند. خدمه آنها براي كاهش ميزان علائم گرمايي اين پرتاب‌گرها روي آنها را با چادرهاي ضدگرما مي‌پوشاندند. پس از واكنش اسرائيلي‌ها به پرتاب اين راكت‌ها كه يك تا دو دقيقه به طول مي‌كشيد، بار ديگر پرتاب‌‌گرها براي شليك مي‌توانستند به سطح زمين آورده شوند. خدمه اين راكت‌اندازها به منظور حفظ جان خود قبل از شليك موشك‌ها از تايمر استفاده مي‌كردند.  
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]


سطح قابليت‌هاي حزب‌الله در مورد سيستم‌هاي زلزال 1 و 2 و 3 و ديگر سيستم‌ها پيش از اين تشريح شده است. اين موشك‌ها بردي برابر با 115 الي 220 كيلومتر دارند. مشخص شده كه زلزال 2 در اختيار حزب‌الله قرار گرفته است و نشان دهنده ميزان فناوري دخيل در اين جنگ است. اين موشك‌ها از مشتقات موشك‌هاي روسي FROG7 هستند و بردي بيش از 115 كيلومتر دارند كه برخي از منابع برد 220 كيلومتر را براي آن اعلام كرده‌اند. وزن اين موشك‌ها 3 هزارو 545 كيلوگرم بوده و به يك موشك‌انداز سنگين با هدف بزرگ نياز دارد.


[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*هواپيماهاي بدون سرنشين (UAVs)  

هر دو طرف در طول جنگ از هواپيماهاي بدون سرنشين استفاده كردند. حزب‌الله در طول جنگ 4 هواپيماي بي‌سرنشين (UAVs) به اسرائيل اعزام كرد كه يكي از آنها هنگام بلند شدن از زمين سقوط كرد. از اين هواپيماها با عنوان "مرصاد1 " ياد مي‌شود كه پيش از اين از آنها به عنوان نسخه حزب‌اللهي هواپيماهاي بدون سرنشين مهاجر 4 يا "ابابيل " و يا نسخه‌اي از UAV كه بطور مستقل از سوي حزب‌الله ساخته شده‌اند ياد مي‌شود. نخستين پرواز اين نوع هواپيماها در 7 اوت انجام شد كه در خارج از سواحل "طائر " لبنان توسط نيروي هوايي اسرائيل ساقط شد.  


پرتاب دوم و سوم اين نوع هواپيماها در غروب 13 اوت انجام شد. دومين هواپيما بلافاصله بعد از برخاستن از زمين سقوط كرد/ بنا بر اعلام نشريه "ديفنس نيوز " چهارمين هواپيما نيز بلافاصله پس از ورود به حريم هوايي اسرائيل سقوط كرد.
گزارش‌ها حكايت از اين امر دارد كه اين هواپيماهاي بدون سرنشين حامل مواد منفجره بودند و پرواز آنها هنگام شب نشان مي دهد كه ممكن است مجهز به دوربين‌هاي ديد در شب براي پرواز شبانه بوده‌اند. مقامات اطلاعاتي اسرائيل دستكم يكي از اين هواپيماهاي ساقط شده را مجهز به 10 كيلوگرم مواد منفجره يافتند.

[HIGHLIGHT=#d7e3bc]*نكته: تاحدود زيادي درباره توانايي‌هاي موشك‌هاي ايراني و سوري و سيستم‌هاي راكتي آنها ابهام وجود دارد. بسياري از آنها ريشه در فناوري دوره اتحاد جماهير شوروي دارد. اين ابهام در اين باره نيز وجود دارد كه آيا در حقيقت نام‌هاي ديگري روي آنها گذاشته شده يا سيستم‌هاي متفاوتي هستند. احتمالا ايران و سوريه از اسامي متفاوت براي سيستم‌هاي مشابه استفاده كرده‌اند و خود ايران نيز ممكن است به عوض سيستم‌هاي متفاوت نام‌هاي متفاوت بر روي سيستم‌هاي مشابه نهاده باشد. ابهامات ديگري درباره اين امر وجود دارد كه در حقيقت چه سيستم‌‌هايي به دست حزب‌الله رسيده است.
راكت‌ها قابليت نصب كلاهك‌‌هاي مختلف دارند كه در اندازه و نوع متفاوت هستند. تغيير كلاهك‌ها بر وزن تاثير مي‌گذارد در نتيجه اين وزن، برد اين سلاح‌ها تغيير مي‌كند.
 


* نام كاتيوشا براي اطلاق به راكت‌هاي كاليبر كوچك به كار مي‌رود. گمان مي‌رود اكثريت اين تسليحات از انواع مختلف 122 ميلي‌متري باشند كه همان قابليت‌هاي سلاح ام‌21 را دارا هستند. ام-21 يك راكت روسي دوره اتحاد جماهير است. راكت 107 ميلي‌متري نوع 63 يك سلاح طراحي چين است كه گمان مي‌رود اين سلاح‌ها نيز از طريق ايران يا سوريه يا هر دوي آنها به زرادخانه حزب‌الله افزوده شده‌اند.

بنا به گفته يكي از مقامات ارشد نيروي هوايي اسرائيل، اين نيرو توانست علائم اندك ورود هواپيماهاي بدون سرنشين حزب‌الله را با ايجاد تنظيمات خلاقانه در رادارها ردگيري كند. بدنبال ردگيري آنها، خلبانان هواپيماهاي اف‌16 قادر بودند با شليك موشك‌هاي "پيتون 5 " آنها را سرنگون كنند. گزارش‌ها از يكي از اين درگيري‌ها نشان مي‌دهد كه اين UAV در دامنه ديد خلبان ردگيري شد. بعد از آن، در ارتفاع 2 هزار پايي و در سرعت كم، خلبان با شليك پيتون هدف را نابود كرد. مقامات نيروي هوايي اسرائيل از توانايي نيروهايشان در تطبيق و مواجهه با تهديد اين نوع هواپيماها راضي بودند.
اسرائيل داراي توانايي بسيار بيشتري به نسبت حزب‌الله بود. اسرائيل در طول جنگ از مزيت‌هاي هواپيماهاي بزرگتر بدون سرنشين خود نهايت استفاده كرد. نيروهاي دفاعي اسرائيل از انواع مختلف UAVs در اختيار خود بهره گرفتند. اين هواپيماها شامل "هرمس S450 زيك "، "شووال " (هرون-1 / كراشر)، و "سرچر 2 " بودند. "اسكاي لارك " كه نخستين هواپيماي تاكتيكي بدون سرنشين اسرائيل است نيز نخستين پروازهاي خود را انجام داد. اين هواپيماي بدون سرنشين بيش از 500 پرواز شناسايي انجام داد. آنها به عنوان يك هواپيماي بدون سرنشين از سوي سربازان حاضر در گردان‌ها قابل هدايت بودند و قادر بودند تا 10 كيلومتر جلوتر پرواز كنند. بنا بر گزارش نيروي هوايي اسرائيل، هواپيماهاي بدون سرنشين اسرائيل 16 هزار ساعت پرواز انجام دادند. 80 درصد از اين ساعات پروازي صرف جمع‌آوري اطلاعات شدند.
به گفته "ايزاك بن اسرائيل " يكي از ژنرال‌هاي بازنشسته نيروي هوايي اسرائيل، "اين نخستين استفاده گسترده از هواپيماهاي بدون سرنشين بود كه نه‌تنها ارايه كننده حضور مستمر بر فراز كل منطقه درگيري بود بلكه براي كمك به مسيريابي و هدايت مهمات هوشمند عليه اهداف متحرك،‌ استتار شده و بسيار كوچك مورد استفاده قرار گرفتند ". وي همچنين از راهكاري كه نيروي هوايي اسرائيل از اين هواپيماهاي بدون سرنشين و ديگر ابزارها براي مقابله با شبكه تهديدهايي كه از سوي حزب‌الله وارد مي‌شد، تمجيد كرده و گفت:
"اين امر مانند كشتار هدفمند در جايي نبود كه ما دو هفته براي طرحريزي وقت داشتيم. در اينجا ميان ظهور تروريست‌ها براي شليك اين موشك‌ها و زمان بازگشت آنها به اماكن اختفاي خود در ميان مردم غيرنظامي بي‌گناه، بحث ثانيه‌ها در ميان بود. متصديان موشك‌‌اندازهاي ميان‌برد به موشك‌اندازهاي انتحاري تبديل مي‌شدند چرا كه حتي قبل از شليك اولين موشك خود، نابود مي‌شدند.
يكي ديگر از كارشناسان امور هواپيماهاي بدون سرنشين از عملكرد قواي UAV ابراز رضايت كرد. وي از توانايي حفظ عمليات 24 ساعته خشنود بود. علاوه بر اين، وي از توانايي انتشار مقدار اطلاعات فراواني كه از اين عمليات بدست آمده بود، تحت تاثير قرار گرفته بود.

ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(15)
 
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]فرمانده واحد تانك ارتش اسراييل در جنگ33 روزه بايد يك آشپز باشد   
 
خبرگزاري فارس:يكي از ناظران بي‌طرف بدون اين كه از اين امر خبر داشته باشد كه ستون تانك ها به مدت 48 ساعت در آنجا نگهداشته شده بودند، اينگونه مطرح كرد كه فرمانده اين واحد بايد يكي از آشپزهاي نيروهاي دفاعي اسرائيل باشد نه يك فرمانده تانك.  


 تصویر 



[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*سيستم‌هاي ضدزره  

حزب‌الله استفاده گسترده‌اي از تسليحات ضدزره عليه اهداف زرهي نيروهاي دفاعي اسرائيل و نيروهاي پياده‌نظام اسرائيل استفاده كرد. تيم ويژه ضدتانك حزب‌الله در طول جنگ ماه ژوئيه متشكل از دو فرد بسيار آموزش ديده در استفاده از سيستم‌هاي تسليحاتي و دو تا سه فرد ديگري بود كه از توانايي كمتري در استفاده از تسليحات برخوردار بوده و نقش تامين‌كننده و حمل كننده را براي ديگران بازي مي كردند. بيشتر رزمندگان متخصص ضدتانك در طول جنگ بي‌كار ماندند زيرا در امتداد رودخانه ليتاني موضع گرفته بودند چرا كه حزب‌الله انتظار داشت كه حمله نيروهاي دفاعي اسرائيل با سرعت و عمق بيشتر از آنچه كه در عمل انجام شد، پيشروي خواهد كرد. به هر حال، همانگونه كه "اندرو اگزوم " تشريح كرده تيم‌هاي عمل كننده ضدتانك موفقيت چشمگيري داشتند:
ستون زرهي اسرائيل در 10 اوت به سوي منطقه "وادي السلوكي " سرازير شدند- دره‌ عميق شمالي-جنوبي كه جنوب لبنان را به دو بخش تقسيم مي‌كند- اين ستون زرهي با يك فاجعه مواجه شد. 48 ساعت پيش از آن، به واحد نيروهاي دفاعي اسرائيل دستور داده شده بود كه از وادي سلوكي گذشته و شهرك "قندوريه " را به تصرف درآورند. اما دلايل اين امر نامعلوم بود،‌ زماني دستور توقف پيشروي به اين ستون‌ها داده شد كه خودروهاي پيش‌قراول آن به ته دره رسيده بودند. اين واحد متعاقب اين امر دور زد و به سمت موقعيتي در غرب "الطيب " حركت كرده و در عين حال منتظر دستورات بعدي ماند. تاخير در حركت نيروهاي دفاعي اسرائيل به دشمن زمان لازم را داد تا براي دفاع از دره آماده شوند. حزب‌الله تيم‌هاي ضدتانك خود را به دو طرف دره هدايت كرد و منتظر اقدام مجدد نيروهاي دفاعي اسرائيل ماند.
در نتيجه زماني كه فرمانده هدايت كننده ستون زرهي در 12 اوت به پايين دره رسيد، تانك وي بوسيله يك وسيله انفجاري سنگين تخريب شد. بقيه تيم وي نيز زير آتش‌باز سنگين واحدهاي ضدتانك حزب‌الله قرار گرفتند كه در پشت دره پناه گرفته بودند. 11 تانك نيروهاي دفاعي اسرائيل هدف موشك‌هاي ضدتانك حزب‌الله قرار گرفت ضمن اين كه هشت خدمه و چهار سرباز ديگر كشته شدند. تلفات اين جنگ يك دهم از كل تلفات نيروهاي دفاعي اسرائيل در جنگ ماه ژوئيه بود.
يكي از ناظران بي‌طرف بدون اين كه از اين امر خبر داشته باشد اين ستون به مدت 48 ساعت در آنجا نگهداشته شده بودند، اينگونه مطرح كرد كه فرمانده اين واحد بايد يكي از آشپزهاي نيروهاي دفاعي اسرائيل باشد نه يك فرمانده تانك. اما نسبت دادن فاجعه وادي السلوكي به بي‌كفايتي نيروهاي اسرائيلي در اصل بي‌اعتنايي به موفقيت بزرگ تاكتيكي حزب‌الله در جنگ ژوئيه خواهد بود: يعني استفاده از سلاح‌هاي متعدد ضدتانك كه بطور مداوم براي نيروهاي دفاعي اسرائيل حاضر در منطقه مشكل آفرين بود. "
بنا بر گزارش‌هاي اوليه، حزب‌الله استفاده گسترده‌اي از راكت‌هاي ضدتانك صورت داد و بيش از يك هزار راكت به تانك‌هاي اسرائيلي و نيروهاي پياده‌نظام آن شليك كرد. [HIGHLIGHT=#dbe5f1]اسرائيلي‌ها هم با موشك‌هاي قديمي هدايت شونده ضدتانك (ATGM) مواجه بودند مانند، AT-3 Sagger (ماليوتكا)،‌ AT-4 Spigot (فاگوت) و AT-5 Spandrel (كونكورز) - هر كدام از آنها از نوع سيستم‌هاي هدايت سيمي بوده اما با افزايش شماره مدل‌ها پيشرفته‌تر و موثرتر و استفاده از آنها آسانتر شده است.  [HIGHLIGHT=#e5e0ec] نيروهاي دفاعي اسرائيل همچنين با يك نوع سلاح پيشرفته‌تر مانند موشك ضدتانك دوش‌پرتاب، نشانه‌گيري چشمي هدايت سيمي توفان (TOW)، موشك AT-13 Metis-M 9M131 مواجه بودند كه استفاده كننده از آنها تنها به اين امر نياز دارد كه هدف را ردگيري كند و همچنين موشك نوع AT-14 Kornet-E 9P133 كه نسل سوم سيستمي است كه مي‌تواند براي حمله به تانك‌هاي مجهز به زره‌پوش‌هاي واكنشي در برابر مواد منفجره و همچنين حمله به ساختمان‌ها و نيروهاي سنگر گرفته استفاده شود. بسياري از اين سيستم‌ها داراي شماره سريال‌هايي بودند كه نشان مي‌داد مستقيم از سوريه آمده‌اند و برخي ديگر نيز ممكن است از سوي ايران ارايه شده باشد. 
 سلاح AT-14 نمونه مناسب از اين نوع سلاح‌هاي با فناوري بالا است كه آمريكا ممكن است در آينده در جنگ‌هاي نامتقارن با آنها مواجه شود. اين سلاح مي تواند بر روي يك خودرو نصب شده و يا به عنوان يك سيستم قابل حمل توسط يك سرباز مورد استفاده قرار گيرد. اين سلاح براي نبردهاي شبانه داراي دوربين گرمايي و ردگيري علائم گرمايي است و موشك آن داراي هدايت زاويه ديد راهبري نيمه خودكار (SACLOS) است كه قابليت هدايت با علائم ليزري را نيز دارا است. برد اسمي اين سلاح حداكثر 5 كيلومتر و كلاهك ضدتانك با قابليت انفجار بالا (HEAT) براي در هم شكست تانك‌هايي به كار مي‌رود كه مجهز به زره واكنشي هستند و همچنين داراي كلاهك مواد منفجره و آتش‌زا براي استفاده عليه سنگرها، استحكامات هستند. گفته مي‌شود حداكثر ضريب نفوذ آنها تا هزار و 200 ميلي‌متر است.
ديگر سيستم‌ها شامل نسخه پيشرفته از آرپي‌جي‌هاي 105.2 ميلي‌متري است كه به آنها آرپي‌جي 29 يا ومپاير (به معني خون‌آشام) نيز گفته مي‌شود.اين سيستم‌ها سنگين‌تر از مدل‌هاي قبلي بوده و داراي كلاهك دوپشته است. اين سلاحي دو نفره است كه بردي معادل 450 متر داشته و داراي نارنجك 5/4 كيلوگرمي است كه مي‌تواند براي حمله به زره‌پوش‌ها، سنگرهاي زيرزميني و ساختمان‌ها به كار رود. برخي از نسخه‌هاي آن به دوربين ديد در شب نيز مجهز هستند.
نيروهاي دفاعي اسرائيل اغلب شاهد بودند كه اين سلاح‌ها با مهارت تاكتيكي با ميزان اشتباه فني پايين مورد استفاده قرار مي‌گيرند و به همان آساني مورد استفاده قرار مي‌گيرند كه نسل سوم AT-GMs استفاده مي‌شوند. اين سلاح‌ها خسارت جدي به ساختمان‌ها و زرهپوش‌ها وارد مي‌كنند. حزب‌الله همچنين اثبات كرد مي‌تواند از همان شيوه هجومي استفاده كند كه معمولاً در كمين‌هاي صورت گرفته در عراق براي شليك گلوله‌هاي متعدد به يك هدف در آن واحد استفاده مي‌شود. مبارزان حزب‌الله علاوه بر استفاده سلاح‌هاي ATGM خود عليه اهداف زرهي همچنين از آنها به صورت بسيار موثري عليه تجمع پياده‌نظام و ساختمان‌هاي محلي استفاده كردند.
مهمتر از همه اين كه حزب‌الله همچنين مهارت قابل توجهي در استفاده از سلاح‌هاي نسل قديم ضدتانك نشان داد اگر چه اين مهارت اغلب با آتش تهاجمي انواع مختلف تسليحات به اهدافي همراه بودند كه از يك نقطه معين عبور مي‌كردند، بخصوص زماني كه اين آتش‌بار در بردهاي بلند صورت مي‌گرفتند. نيروهاي زرهي اسرائيل در مواجهه با اين نوع شيوه‌ها، با مشكلات مواجه بودند. يكي از مشكلات مهم اين بود كه از تانك‌ها خواسته شده بود كه در مناطق دشوار به خودي خود عمل كنند. تانك‌ها در اين مناطق زماني موثرتر كار خواهند كرد اگر از سوي پياده‌نظام، يگان مهندسي و توپخانه حمايت شوند.
منابع نيروهاي دفاعي اسرائيل در ابتدا تخمين زدند كه دستكم 500 گلوله ATGM در طول درگيري شليك شدند. آنها گزارش دادند كه در كل تعداد 60 خودرو از انواع مختلف زرهي تا 11 اوت 2006 هدف قرار گرفتند (گزارش‌ها درباره اين كه همه اين زرهپوش‌ها، تانك بودند اشتباه است). بيشتر اين خودروهاي زرهي به سرعت در ميدان نبرد تعمير شده و خدمت خود را از سرگرفتند. تنها 5 الي 6 نوع خودروي زرهي بطور دائمي از كار افتادند.
اگر چه برخي منابع به سادگي از نابودي 20 تانك سخن مي‌گويند اما ديگر منابع جزئيات كار را به شرح زير ارايه كردند:

**تانك‌هاي حاضر: 400
**تانك‌هاي هدف قرارگرفته: 48 (اين برآورد بر اساس گزارش‌هايي است كه كمتر از چند ده تانك هدف قرار گرفتند)
**تانك‌هاي آسيب ديده: 40
**تانك‌هاي منهدم شده: 20
**تانك‌هاي نابود شده: بيش از 5 (اين برآورد بر اساس گزارش‌هايي است كه كمتر از چند ده تانك هدف قرار گرفتند)
**شمار خدمه كشته شده: 30

گزارش‌هاي ثانويه ارايه كننده آمار متفاوتي بود. برخي از برآوردها شمار موشك‌هاي ضدتانك ATGM و راكت‌هاي ضدتانك سنگين را بيش از هزار عنوان كرده‌اند. بنا بر تحقيقي كه از سوي "آلون بن ديويد " ارايه شده، نيروهاي دفاعي اسرائيل بعد از آتش‌بس نتيجه گرفتند كه حدود 45 درصد از تانك‌هاي اصلي رزمي اسرائيل كه از سوي موشك‌هاي ATGM هدف قرار گرفته بودند به نوعي منهدم شدند. در كل 500 تانك مركاوا به منطقه اعزام شدند كه دقيقاً 5 عدد از آنها توسط مين‌هايي كه در قسمت زيرين تانك منفجر شدند و با استفاده از تاكتيك‌هاي آسيب‌شناسي تانك نابود شدند. حدود 50 مركاواي نسل 2 و 3 و 4 هدف قرار گرفتند كه 21 عدد آنها منهدم شدند. 11 مورد از اين انهدام‌ها كشته‌اي به همراه نداشت اما 10 مورد انهدام ديگر موجب تلفات 23 خدمه تانك شدند. موشك‌هاي ضدتانك ATGM همچنين تلفات سنگيني بر پياده‌نظام وارد كرد بخصوص وقتي كه عده‌اي از نيروهاي ذخيره ارتش اسرائيل در داخل ساختماني گرفتار آمدند و آن ساختمان هدف يك موشك ATGM قرار گرفت.
يكي از تحليلگران برجسته دفاعي اسرائيل توضيحات زير را درباره تاثير ATGM ها و ديگر سلاح‌هاي ضدتانك حزب‌الله ارايه كرد.
"... ما مي‌دانستيم كه اين سازمان داراي راكت‌هاي پيشرفته ضدتانك هستند و اطلاعات نظامي نيروهاي دفاعي اسرائيل حتي توانسته بود به يك نمونه از آن راكت‌ها دست يابد. ما همچنين فهميده بوديم كه حزب‌الله مشغول سنگربندي واحدهاي ضدتانك است. به هر حال نتوانستيم اهميت استقرار گسترده اين نوع تسليحات را درك كنيم.
نتيجه اين شد كه موشك‌هاي ضدتانك به عامل اصلي تلفات نيروهاي دفاعي اسرائيل بدل گشتند و تقريباً‌ همه تلفاتي كه يگان زرهي دادند و بسياري از تلفات يگان پياده‌نظام بخاطر اين موشك‌ها كشته شدند. بيشتر سربازان پياده‌نظام به عوض آن كه توسط درگيري رو در رو كشته شوند بخاطر سلاح‌هاي ضدتانك كشته شدند. بسياري از سربازان پياده نظام كه زندگي خود را بخاطر سلاح‌هاي ضدتانك از دست دادند در ساختمان‌هاي روستايي وارد شده بودند و راكت‌ها با عبور از ديوار موجب مرگ آنها شد.
[HIGHLIGHT=#ebf1dd]....حزب‌الله در اين جنگ از هفت نوع راكت‌ استفاده كرد. 4 نمونه از آنها از نوع پيشرفته‌ترين راكت‌هاي موجود بودند و همگي توسط روسيه توليد و به سوريه فروخته شده بودند. پيشرفته‌ترين راكت مي‌تواند زره فولادي به قطر 70 سانتي‌متر تا 1 متر و 20 سانتي‌متر را سوراخ كند. بعد از اين كه زره شكافته شد،‌ كلاهك دوم در داخل تانك منفجر مي‌شود. اطلاعات نظامي ارتش اسرائيل يكي از اين راكت‌ها را به دست آورد و متوجه شد كه حزب‌الله مشغول سنگربندي واحدهاي ضدتانك است. به هر حال نيروهاي دفاعي اسرائيل به طور مناسبي براي اين تحولات آماده نشده بودند.  
4 تانك اسرائيلي نيز به مين‌هاي بزرگ كارگذاشته شده در زمين برخورد كردند. سه تانك كه از زره زيرين برخوردار نبودند همه 12 سرنشين خود را از دست دادند. تانك چهارم داراي زره زيرين تانك بود كه از 6 خدمه آن تنها يك نفر كشته شد.
[HIGHLIGHT=#ebf1dd]موشك‌هاي ضدتانك به 46 تانك و 14 خودروي زرهي ديگر اصابت كردند. در همه اين حملات، تنها 15 تانك سوراخ شده و 5 خودروي زرهي ديگر آسيب ديدند و 20 سرباز جان خود را از دست دادند كه 15 نفر از آنها از خدمه تانك بودند. دو سرباز ديگر عضو يگان زرهي كه بدن آنها در تيررس قرار گرفت، كشته شدند. در ديگر نقطه يعني "وادي السلوكي " حزب‌الله عمليات كمين موفقيت‌آميزي ترتيب داد و 11 تانك را هدف قرار داد. موشك‌ها زره سه تانك را شكافتند كه در دو تانك هفت سرباز يگان زرهي كشته شدند. دو تانك ديگر نيز از حركت باز ايستادند. "  
ابهامات مهمي در اين آمار و ارقام و نتيجه‌اي كه بايد از آنها گرفت، وجود دارند. ديگر مشكل در ارزيابي تاثيرات چنين تسليحاتي اين است كه نيروهاي دفاعي اسرائيل در امتداد خطوط پيشروي كه حزب‌الله عملاً‌هفته‌ه وقت آماده‌سازي براي كمين داشت، حركت كند و نامنظمي داشتند. هيچ آمار و اطلاعاتي در اين باره در دست نيست كه چه تعداد موشك و از چه نوع ناتوان ماندند و چقدر درگيري در مناطق شهري و يا نقاط مهم اتفاق افتاد. هر سيستم زرهپوشي آسيب‌پذير است و بيشتر به كيفيت مانور و حمايت بستگي دارد. گذشته از اين مسايلي در اين باره مطرح مي‌شود كه چه تعداد از تلفات نيروهاي دفاعي اسرائيل بخاطر نبود حمايت‌هاي زرهي بوجود آمد. در شرايط حاضر، درس عبرت گرفتن آسان‌تر از حمايت از اين آمار با واقعيت‌ها است.
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]در يك اتفاقي كه براي سلاح‌هاي ضدتانك اسرائيل پيش آمد، نگراني عمده‌اي براي جنگ‌ آتي بوجود آورده است. در طول جنگ لبنان، نيروهاي حزب‌الله يك موشك ضدتانك سالم از نوع "رافائل اسپايك " MR ATGM از اسرائيل به غنيمت گرفتند. اين موشك اسپايك MR در نوك خود وسيله‌اي دارند كه به آنها قابليت آتش‌افكني و سوراخ كنندگي مي‌دهد. نيروهاي دفاعي اسرائيل متعاقب اين امر ابراز نگراني كردند كه اين سلاح به ايران منتقل شود و در آنجا براي بهينه‌سازي موشك‌هاي ضدتانك ATGM ايران و بهينه سازي تدابير مقابله‌اي عليه سلاح‌هاي ضدتانك از خانواده اسپايك شود.  
يكي از واكنش‌هايي كه خدمه زرهي براي تاكتيك‌هاي ضدتانك حزب‌الله به كار بستند استفاده از گلوله‌هايي بودند كه توسط صنايع نظامي اسرائيل توسعه يافته‌اند. گلوله‌هاي ضدنفر و ضداجسام 105 ميلي‌متري براي تانك‌هاي اصلي رزمي مركاوا است كه شاهد نخستين كاربرد گسترده خود در ميدان‌هاي نبرد دربرابر اقدامات ضدتانك حزب‌الله بودند.
در واكنش به موفقيت‌هاي حزب‌الله در طول جنگ، نيروهاي دفاعي اسرائيل بعد از جنگ اعلام كردند كه مركاواي 5 به سيستم زره فعال "تراپي " مجهز مي‌شوند. اين سيستم زماني كه بطور كامل عملياتي شوند مي‌توانند تهديدي كه به سمت تانك در حركت است را شناسايي كرده و پيش از اثر، آن تهديد را نابود كند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*سيستم‌هاي ضدهوايي  

[HIGHLIGHT=#ebf1dd]نيروهاي هوايي اسرائيل در 15 هزار و 500 سورتي پروازي خود تنها يك هواپيماي خود را بخاطر آتش دشمن از دست دادند. با اين حال آنها 4 هواپيماي خود را بخاطر سانحه از دست دادند. اين اتفاقات براي سه بالگرد آپاچي و يك اف‌16 رخ داد.  اين هواپيما پس از آن كه يك لاستيك خود را هنگام برخاستن از دست داد، سقوط كرد. يك هواپيمايي AH-64D نيز بخاطر نقص فني سقوط كرد. دو هواپيماي AH-64A نيز بخاطر تصادم در آسمان كه بخاطر اشتباه خلبان رخ داد، از بين رفتند. بالگرد حمل و نقل CH-53 تنها هواپيمايي بود كه بخاطر آتش دشمن ساقط شد. اين بالگرد پس از پياده كردن نظاميان همراه مشغول اوج گيري بود كه هدف يك موشك SA-16 ساخت چين قرار گرفت.
نيروي هوايي اسرائيل علاوه بر شمار بالاي ماموريت رزمي، توانست با موفقيت 110 سورتي پرواز امداد با استفاده از بالگردهاي "بلك‌هاوك " انجام دهد. اين ماموريت‌ها موجب نجات 360 سرباز شدند. بنا بر اعلام نيروي هوايي اسرائيل، دو سوم از ماموريت در طول روز روشن يا زير نور كامل ماه انجام شد. ماموريت‌هايي كه ميدان ديد وسيعي وجود دارد خطر شديد حملات ضدهوايي را از سوي حزب‌الله به همراه دارد.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]به هر حال، برآورد اطلاعاتي اسرائيل حاكي از آن بود كه حزب‌الله دستكم داراي موشك‌هاي ضدهوايي SA-7 (استرلا 2/2 ام يا گرايل) و يا موشك‌هاي دوش‌پرتاب سطح به هواي SA-14 "گرملين " (سام) و شايد داراي موشك SA-16 "گيملت " و احتمالا موشك‌هاي SA-18 و تعدادي موشك از نوع SA-8 است. موشك‌هاي SA-14 و SA-16 بسيار پيشرفته‌تر از SA-7 هستند. هر چند امكان موفقيت چشمگير براي آنها وجود دارد.
موشك‌هاي SA-18 گروز (ايلگا 9K38) دردسرسازتر هستند. به گفته فدراسيون دانشمندان آمريكايي، گونه پيشرفته از SA-14 وجود دارند كه از آتش‌بار گرمايي / مخزن گازي استفده مي‌كنند و همان 2 كيلوگرم كلاهك انفجاري را برخوردار بوده و مجهز به يك فيوز تغذيه حسي است. به هر حال، موشك در كل طرح جديدي است و داراي برد و سرعت عملياتي بالايي است. اين موشك داراي حداكثر برد 5 هزار و 200 متر و ارتفاع 3 هزارو 500 متر است و از سيستم هدايت مادون قرمز با منطق همگرايي متناسب برخوردار است. آنها حفاظت بهتري در برابر مختل‌گرهاي الكترونيكي - نوري دارند.
  دارد كه به حزب‌الله تعدادي از سيستم‌هاي سام از نوع SA-8 GECKO (9K33 Osa روسيه) ارايه شده باشد كه از نوع تسليحاتي هستند كه بر خودرو نصب مي‌شوند و سيستم‌هاي هدايت راداري با برد 10 كيلومتر داشته و6 موشك بر هر خودرو قابل نصب است. نيروهاي دفاعي اسرائيل نگران بودند اين سيستم‌ها به حزب‌الله امكان دهد بدون هشدار واضح عليه هواپيماهاي نيروي هوايي اسرائيل كمين انجام دهند- تاكتيكي كه تنها تعداد اندكي از موشك‌هاي SA-8 مي‌توانند پيروزي تبليغاتي به ارمغان بياورند. اين نگراني در كنار خطر حمله موشك‌هاي SA-16 و SA-18 نيروهاي هوايي اسرائيل را وادار كرد تا در طول جنگ به اندازه غيرمنتظره‌اي، تدابير مقابله‌اي با اين احتمال را در پيش گيرند. نيروي هوايي اسرائيل همچنين براي ارايه قابليت‌هاي حملاتي هوايي به شدت بر هواپيماهاي بدون سرنشين خود تكيه كند.
همچنين گزارش‌هايي وجود دارد كه كارشناسان ايراني، اعضاي نيروهاي قدس اين كشور در طول جنگ با نمايندگان حزب‌الله بطور مرتب در دمشق نشست برگزار مي‌كردند تا درباره ارايه پدافند بهتر سطح به هوا گفت‌وگو كنند. اين مباحثات شامل ارايه احتمالي موشك‌هاي سام انفرادي چيني QW-1 بعلاوه تعداد بيشتري C-802 بود. اين نشست‌ها همچنين احتمالا شامل آموزش و انتقال پدافند پيشرفته‌تر هوايي به محض اتمام جنگ بود. اين موشك‌ها ممكن است شامل موشك‌هاي "ميثاق 1 " كه موشك‌‌هاي سام با ارتفاع كم و بسيار كم بود كه ايران به تازگي توليد انبوه آنها را آغاز كرده است.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*علائم پايين، اختفاي نامتقارن  

از اين رو نيروهاي دفاعي اسرائيل با تهديد احتمالي از سوي سيستم‌هاي پدافند پيشرفته كوتاه برد (SHORAD) مواجه بودند كه بيشتر آنها از نوع حمل بر خودرو نبوده و سلاح‌هاي با علائم پايين بوده وتشخيص و هدف قرار دادن آنها بسيار دشوار بوده و به راحتي در تاسيسات غيرنظامي قابل استتار واختفاء هستند. به عنوان مثال اسرائيل از اين امر شگفت‌زده شد كه حزب‌الله به بيش از 200 دستگاه ديد در شب از ايران دست يافته است كه به نظر مي‌رسد بخشي از انتقال 250 دستگاهي نظامي بود انگليس به ايران فروخت تا از آنها براي نظارت بر مرزها و مبارزه با مواد مخدر استفاده كند.
معمولا رادارگريزي (اختفاء) به عنوان فناوري برتر محسوب مي‌شود. اما اينگونه نيست. نيروهاي متعارف هنوز داراي حسگرهايي هستند كه به تاسيسات نظامي عمده نصب مي‌شوند و در شرايطي عمل مي‌كنند كه هرگونه هدف احتمالي به يك هدف واقعي تبديل مي‌شود. بسياري از سلاح‌هاي حزب‌الله از اين شرايط برخوردار نبودند و مشكل در كنار اين واقعيت بود كه يك سلاح سبك به نسبت سلاح‌هاي سنگين اغلب راحت‌تر قابل جابجايي و استقرار هستند بدون اين كه در منطقه پرتراكم قابل ردگيري باشند.
اين خاصيت درمورد راكت‌هاي كوچك مانند قسام و كاتيوشا صدق مي‌كند كه تنها نياز به پرتاب‌گرهاي كوچكي دارند كه مي‌توان آنها را در يك خانه يا يك محل اختفاء ظرف چند ثانيه قرار داد و با استفاده از يك تايمر آنها را شليك كرد. تصاوير اسرائيل نشان دهنده مواردي است كه مبارزان حزب‌الله به داخل يك خانه دويده يك نمونه از اين سيستم‌ها را راه‌اندازي كرده و پس از شليك در ظرف يك دقيقه محل را ترك مي‌كنند.
اين خاصيت همچنين براي هواپيماهاي بدون سرنشين نيز صدق مي‌كند. رادارهاي شناسايي معمولي اسرائيل نمي‌توانند هواپيماهاي بدون سرنشين ايران را ردگيري كنند و نيروهاي دفاعي اسرائيل مجبور شدند كه به سرعت به بررسي سيستم‌هايي بپردازند كه بتواند چنين وسايل كوچك پرواز در ارتفاع كم را ردگيري كنند. (شايد از رادارها از نوع رادارهاي ضدتوپخانه‌اي باشند اما منابع اسرائيلي اين فرضيه را تاييد نكرده‌اند.)
معلوم نيست كه چه تعداد از اين دستگاه‌هاي چقدر در توانايي دو فروند جنگنده اف‌16 اسرائيل براي سرنگوني هواپيماي مسلح بدون سرنشين ابابيل با استفاده از يك موشك هوا به هوا در 8 اوت نقش داشته‌اند. اين ابابيل‌ تا 15 كيلومتري حيفا نفوذ كرده بود و به سمت جنوب در حال پرواز بود. اين هواپيماها مي‌توانند طي يك ساعت تا 300 كيلومتر پرواز كنند و 45 كيلوگرم بار با خود حمل كنند. ارتفاع اين هواپيماي بدون سرنشين در زماني كه سرنگون شد،‌ معلوم نيست. اما به نظر مي‌رسد كه در ارتفاع پايين پرواز نمي‌كرد تا امكان شناسايي شدن را از بين ببرد. اين سيستم بسته به وضعيت ماموريت و باري كه حمل مي‌كند داراي برد حداكثري 150 الي 450 كيلومتر است و سقف پرواز آن 4 هزار و 300 متر است. اگر ردگيري نشوند مي‌توانند هر هدفي را در سراسر اسرائيل هدف قرار دهند هر چند كه سيستم مكان‌يابي جهاني (GPS) نصب شده بر روي اين دستگاه‌ها به آنها دقت هدف‌گيري 10 متر ارايه مي‌كند و ميزان باري كه مي‌توانند حمل كنند محدود است.


ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(16)
 
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]كردزمن: حملات نيروي هوايي اسرائيل هيچگونه اثر ميداني به همراه نداشت   
 
خبرگزاري فارس: تحليل گر پنتاگون در كتاب خود پيرامون جنگ33روزه نوشته است:نيروي هوايي اسرائيل بعد از آن حدود دو هفته حمله هوايي انجام داد كه هيچگونه اثر ميداني به همراه نداشت و بطور آشكار نتوانست مانع از حملات راكتي حزب‌الله شود.  


 تصویر 



[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*غافلگيري تكنولوژيك  

مقامات و افسران اسرائيلي در سطوح ارشد اطلاعاتي عنوان مي‌كنند كه بيشتر ابعاد آرايش نظامي حزب‌‌الله برايشان با وجود گذشت 6 سال از خروج نيروهاي اسرائيلي از لبنان غافلگير كننده و غيرمنتظره نبود. برخي از منابع اعلام مي‌كنند كه اطلاعات اسرائيل در طول سال‌ها توانسته شبكه گسترده اي از خبرچين‌ها در درون حزب‌الله ايجاد كند كه بتوانند بر انتقال زميني و دريايي تسليحات نظارت كنند و سازمان‌هاي موساد و "شين‌بت " و "آمان " حتي داراي "شبكه‌هاي شنود " در خطوط مقدم بودند كه ارايه كننده اطلاعات مربوط به هدف‌گيري در زمان جنگ هستند.
مقامات موساد عنوان مي‌كنند آنها انتقال 13 هزار كاتيوشا، راكت‌هاي پيچيده‌تر ميان‌برد و دوربرد توپخانه‌اي ساخت ايران، ‌موشك‌هاي هدايت شونده (زلزال3)، موشك‌هاي سام مانند SA-14، SA-16 و احتمالاً SA-8 و SA-18 و موشك‌هاي ضدكشتي CS-801 و تسليحات توانمند ضدتانك مانند AT-3 ساگر2 و كورنت را كشف كرده‌اند. آنها همچنين هواپيماهاي بدون سرنشين مسلحي را شناسايي كردند كه از آنها در تلاش براي حمله به اسرائيل در 8 اوت 2006، استفاده شد. مانند ابابيل 3 (مرصاد حزب‌الله-1).
مقامات اطلاعاتي اسرائيل عنوان كرده‌اند كه آنها مي‌دانستند حدود 100 مشاور ايراني‌ها با حزب‌الله همكاري مي‌كردند و مي‌دانستند كه ايران نه‌تنها حجم فراواني از تسليحات را در اختيار حزب‌الله قرار داده است بلكه يك مركز فرماندهي و كنترل براي هدف گيري و هدايت موشك‌هاي شليك شده با استفاده از امكانات پيشرفته فرماندهي و كنترل و ارتباط با هواپيماهاي بدون سرنشين داير كرده بود. اين مقامات عنوان كردند كه هشدارهايي درباره تسليحات پيشرفته‌تر، دوربين‌هاي ديد در شب، وسايل ارتباطي ارايه كرده بودند و همچنين درباره بهبود فني در وسايل انفجاري موسوم به (IED)، بمب‌ها و تله‌هاي پنهان مرگباري كه حزب‌الله از پيش از خروج اسرائيلي‌ها از جنوب لبنان استفاده مي‌كرد، هشدار داده بودند.
با وجود اين، افسران اسرائيلي و كارشناسان بر اين امر در طول جنگ تاكيد كردند كه نيروهاي دفاعي اسرائيل با غافلگيري تكنولوژيكي و ابهاماتي در زمينه‌هاي مختلف مواجه شدند. ممكن است در برخي موارد اين ابهامات بخاطر اين امر بوده باشد كه اطلاعات جاسوسي اسرائيل فوق سري بوده و اطلاعات مربوطه در اختيار فرماندهان ميدان در جبهه شمال و لشكر 91 قرار نگرفت. به هر حال اين امكان وجود دارد كه شناسايي جزئيات انتقالات مربوط به سلاح‌هاي سبك بسيار دشوار است و حزب‌الله در فريب اطلاعات اسرائيلي در برخي از زمينه‌ها موفق بود.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]برخي از منابع اسرائيلي عنوان كرده‌اند كه اطلاعات اسرائيل از اين امر تعجب كرد كه حزب‌‌الله داراي سلاح‌هاي ضدكشتي C-802 بوده و مي توانست آنها را به كار گيرد. برخي عنوان مي‌كنند كه اطلاعات اسرائيل از دراختيار داشتن هواپيماهاي بدون سرنشين توسط حزب‌الله و مسلح بودن برخي از آنها بي‌خبر بود. ديگر ترديدها درباره آگاهي اطلاعات اسرائيل از انتقال تسليحاتي مانند AT-5، AT-13، AT-14 بوجود آمدند.  
به نظر مي‌رسد اتفاق‌نظر كاملي درباره اين امر وجود دارد كه اطلاعات اسرائيل با وجود آن كه به نيروي هوايي كمك كرد تا پست‌هاي آشكار ديده‌باني حزب‌الله را از بين ببرد اما همچنين توسعه مواضع دفاعي در نزديك مرز توسط حزب‌الله را دست‌كم گرفت و يا اين كه نتوانست به طرز مناسبي اين اطلاعات خود را در اختيار قرار دهد. اگر چه منابع درباره جزئيات كامل اختلاف‌نظر دارند اما حزب‌الله شبكه‌اي از مواضع دفاعي را در نزديكي مرز اسرائيل و لبنان يا "خط آبي " ايجاد كرد.
اين مواضع شامل سنگر‌هاي زيرزميني، تونل‌ها و مواضع آتش‌بار كه توسط ارتباطات فيبري-نوري به هم مرتبط بودند كه به صورت 150 شبكه رزمي درآمده بودند كه برخي از مواضع در كمتر از يك كيلومتري مرز قرار داشتند. اطلاعات اسرائيل از ارتباط تلفني ماهواره‌اي و استفاده از پيام‌هاي رمزدار در مراكز پخش حزب‌الله شگفت‌زده شد. حزب‌الله همچنين انبارهاي مخفي راكت در مزارع و خانه‌هاي روستايي بنا كرده بود و شبكه‌هايي از كشاورزان ايجاد كرده بود كه براي شليك موشك از اين مواضع استخدام شده بودند. آنها سلول‌هاي پاره وقت از مبارزاني بودند كه اطلاعات اسرائيل تنها در زمان درگيري متوجه آنها شد.
برخي منابع عنوان مي‌كنند كه برخي از مواضع داراي راكت‌‌اندازهايي بودند كه توسط برگ‌درختان استتار شده بودند اما معمولاً تا پنج متر در زير زمين مستقر شده و داراي 10 راكت بوده و مي‌توانستند از راه دور يا با استفاده از ابزارهاي خودكار زمان‌بندي [تايمر] شليك شوند. اين راكت‌اندازها برخي اوقات با استفاده از چادرهاي ضد انتشار گرما استتار مي‌شدند تا علائم مادون قرمز آنها از ديد پنهان بماند. (استفاده از اين چادرها، سطوح خيس و ديگر وسايل مخفي كننده و يا مانع گرما به زمان ويتنام باز مي‌گردد و انواع آنها در عراق و يا توسط طالبان در افغانستان مورد استفاده قرار گرفته‌اند.)
به نظر مي‌رسد اطلاعات نيروهاي دفاعي اسرائيل در شناسايي انتقال موشك‌هاي ايران بهتر از شناسايي موشك‌هاي سوري عمل كرده باشند. شواهد و [HIGHLIGHT=#dbe5f1]مدارك حاكي است كه سوريه نيز به همان اندازه ايران راكت‌هاي توپخانه‌اي ميان‌‌برد 220 و 320 ميلي‌متري ارسال كرد بعلاوه اين كه بخش اعظمي از كاتيوشاها را در اختيار قرار داد. سلاح‌هاي ضدتانك آر‌پي‌جي 29 و احتمالا تسليحات پيشرفته‌تر هدايت‌شونده ضدتانك پيش‌بيني نشده بودند. تعيين اين امر امكان نداشت كه چگونه موشك‌هاي پيشرفته "سام " به جايي منتقل مي‌شدند كه نيروهاي حزب‌الله در آن مستقر بودند. تعيين اين امر امكان نداشت كه دقيقاً چه نوع و سطحي از توان موشك‌هاي دوربرد ايران در اختيار قرار گرفتند زيرا سه نوع موشك زلزال ايران در عملكرد بسيار متفاوت از هم هستند و ديگر سيستم‌هاي ايراني (مانند آن دسته از سيستم‌هايي كه داراي سيستم هدايتي بهتر هستند) مشابه آنچه هستند كه اسرائيل آنها را زلزال 2 و زلزال 3 مي‌خواند. 
به هر حال اين واقعيت كه اسرائيل با برخي از غافلگيري‌‌هاي تكنولوژيكي مواجه شد، نبايد به عنوان يك عامل انتقادي مورد استفاده قرار گيرد مگر اين كه شواهد و مداركي دال بر غفلت به دست آيد. اگر قرار باشد از اين غافلگيري درسي گرفته شود، آن درس اين است كه در زماني كه شمار محموله‌هاي ارسالي زياد باشد و زماني كه بسياري از تسليحات كوچك بوده و در كاميون‌ها و يا كانتينرها ارايه مي‌شوند و عملاً‌ از آنها استفاده‌اي نمي‌شود، امكان غافلگيري وجود دارد.
غافلگيري زماني غيرقابل اجتناب‌تر است كه امكان انتقال سريع تجهيزات در زمان جنگ و يا در زماني كه تاسيسات تازه‌اي برپا مي‌شود، وجود دارد. مانند ايجاد شدن مركز مشترك اطلاعاتي ايران و سوريه و حزب‌الله كه مركزي مشاوره‌اي بود كه در طول جنگ در دمشق داير شد تا به حزب‌الله حمايت‌هاي اطلاعاتي فني و تاكتيكي ارايه كند. درسي كه بايد فراگرفت اين است كه جنگ مويد سطح تازه‌اي از قابليت‌ها براي عوامل غير‌دولتي در استفاده از چنين تسليحاتي است.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*هزينه  

يكي از جنبه‌هاي مهم اين انتقالات كه در وراي گزارش‌هاي غيرمحرمانه، تبليغاتي‌محور اطلاعاتي پنهان ماند اين بود كه اين انتقالات تا چه اندازه براي ايران و سوريه ارزان و راحت بود. آمريكا و اسرائيل برخي اوقات اعداد و ارقامي از هزينه‌هاي انتقال تسليحاتي ارايه مي‌كنند كه به ميلياردها دلار مي‌رسد. آنها صحبت از كمك‌هاي سالانه 100 الي 250 ميليون دلاري ايران به حزب‌الله مي‌كنند.
چنين برآوردي از هزينه‌ها، پنهان كننده و منحرف كننده اين آموزه حقيقي است كه كشورهايي مانند ايران و سوريه تا چه حد آسان و ارزان مي‌توانند مولفه هاي غيردولتي را تسليح كنند. ميزان اين تسليحات از محل مازاد بر نياز اين كشورها تامين شده و اين انتقالات به هيچ عنواني محدوديتي براي سوريه و ايران ايجاد نمي‌كند. واقعيت اين است كه چنين تسليحاتي مي‌توانند به صورت سيستم‌هايي منتقل شوند كه مازاد بوده و ارزش محوري نداشته و هزينه‌اي جز هزينه‌هاي حاشيه‌اي ندارد. 6 سال سازماندهي و انتقال تسليحاتي ممكن است براي ايران و سوريه در كل هزينه‌اي معادل 50 ميليون الي 100 ميليون دلار آمريكا داشته است.
نكته‌اي بسيار حياتي اين است كه حتي با استفاده از تسليحات پيشرفته، ايفاي نقش مخرب در تسليح عوامل غيردولتي در مقام مقايسه با ديگر گزينه‌هاي نظامي ارزان‌تر است. آمريكا بايد براي افزايش شديد چنين اقداماتي آماده باشد چرا كه دشمنان آن فهميده‌اند اين گزينه مي‌تواند تا چه اندازه آسان و ارزان باشد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*ارزيابي مجدد سطح خطرات فني و تكنولوژيكي در نيروهاي نامتقارن و مولفه هاي فشار غيردولتي  

كارشناساني مانند سر "راپرت اسميت " بر اين امر تاكيد كرده‌اند خطري كه از سوي دشمنان براي نيروهاي نظامي مدرن و كشورها وجود دارد اين است كه درگيري در سطحي پايين‌تر از آستانه‌اي صورت مي‌گيرد كه ارتش‌هاي متعارف در آن كارآمدترين هستند. جنگ عراق نشان داد كه حتي انتقال بسيار اندك از فناوري‌هايي مانند حسگرهاي حركتي، خرج خام و تجهيزات پيشرفته‌تر رهاسازي مواد منفجره مي‌تواند نقش عمده‌اي در افزايش توانايي شورشيان و تروريست‌ها داشته باشد.
حزب‌الله در كل سطح جنگ را تا آستانه قابليت متعارف نيروهاي دفاعي اسرائيل افزايش داد. در نتيجه در داخل كشور در آرامش بهينه‌ با همكاري تامين كنندگان عمده خارجي عمل كرد. قابليتي كه جريان‌هاي ديگر مانند القاعده و طالبان و شورشيان و شبه نظاميان در عراق تا حدود زيادي فاقد آن بوده‌اند. اين تلاش‌ها تنها گوشه‌اي از اصل ماجرا است. به نظر نمي‌رسد حزب‌الله از موشك‌هاي پيشرفته «سام» استفاده كرده باشد كه پيش از اين از آنها نام برده شد. تهديدي كه جنگنده‌هاي نيروي هوايي اسرائيل و بالگردهاي آن را مجبور كرد بطور مداوم از تدابير مقابله‌اي درباره آنها استفاده كنند.
استفاده حزب‌الله از موشك‌هاي ضدتانك ATGM و آرپي‌جي 29 نه تنها مانع استفاده اسرائيل از زرهپوش‌ها شد بلكه تا حدود زيادي توانايي آنها در ورود به ساختمان‌ها را كاهش داد و پراكندگي و سنگرگيري را ضروري كرد.
خطر حملات راكت‌هاي دوربرد نياز به پوشش مداوم هوايي و حسگرها در سراسر جبهه مقدم حزب‌ الله را به همراه داشت تا اين اطمينان حاصل آيد كه اين راكت‌اندازها بلافاصله پس از شليك هدف قرار گيرند. وظايف نيروهاي دفاعي اسرائيل نيز زماني به سرعت زياد مي‌شود اگر ايران و سوريه راكت‌هاي دوربردتر و يا موشك‌هايي در اختيار حزب‌الله قرار دهند كه هدايت دقيقي دارند. چرا كه اين توانايي‌ها امكان اين امر را فراهم مي‌آورد كه يك موشك بدون كمترين هشداري خسارات سنگيني به يك نيروگاه برق، كارخانه آب‌شيرين‌كن يا پالايشگاه يا تاسيسات ذخيره سوخت وارد آورد.
درسي كه در اينجا مطرح است تنها تاكتيك‌هايي نيست كه حزب‌الله تاكنون به كار بسته است. بلكه نياز است تحقيقي از همه سيستم‌هاي تسليحاتي و فناوري صورت گيرد كه شورشيان و تروريست‌ها مي‌توانند در حملات و جنگ‌هاي بعدي با اين فرض به كار گيرند كه محدوديت‌هاي فناوري به شدت كاهش يابد. آمريكا و همپيمانان آن با خطر گسترش انواع مختلفي از اين تسليحات مواجه هستند. بايد زمينه‌هاي مختلف آسيب‌پذيري نيروها و تاكتيك‌ها آمريكا كه مهاجمان نامتقارن و غيردولتي از آن بهره مي‌گيرند، شناسايي گردند. بايد با دقت مواضع كشورهاي حامي اين جريان‌ها بررسي شده و پايگاه‌هاي اينترنتي، دستورالعمل‌هاي آموزشي و ديگر منابع اطلاعاتي مورد بررسي قرار گيرند تا به اشتراك گذاشتن يا به كارگيري اين اطلاعات را شناسايي كنند.
آمريكا مانند اسرائيل و ديگر همپيمانان خود با جنگ‌هاي طولاني با دشمناني مواجه است كه نشان داده‌اند بسيار سازگار بوده و بطور مداوم به دنبال كشف نقاط ضعف و توانايي استفاده از محدوديت‌هاي توانايي‌هاي متعارف جنگي هستند. آمريكا بايد هر موقع كه مي‌تواند پيش‌بيني و پيش‌دستي لازم را انجام دهد و بايد تاكتيك‌هاي مقابله‌‌اي و فناوري‌هاي لازم را در اختيار همپيمانان خود بگذارد.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*عملكرد نيروي هوايي اسرائيل: حفظ تناسب در نقش توان هوايي  

نيروي هوايي اسرائيل در طول جنگ از نظر برتري بر دشمن به صورت بسيار مناسبي عمل كرد. حزب‌الله داراي نيروي هوايي نبوده و از موشك‌هاي پيشرفته سطح به هوا برخوردار نبوده است. بالاترين موفقيت نيروي هوايي اسرائيل بخاطر حمله اوليه آن بود كه به خوبي اجرا شد. اين حملات با توجه به اطلاعات جاسوسي درست انجام شد و با موفقيت درصد بالايي از توان موشكي حزب‌الله را از بين برد. نيروي هوايي پيش از جنگ پيش‌بيني كرده بود كه پيدا كردن و نابودي موشك‌هاي كوتاه‌برد دشوار خواهد بود و سير تحولات و اتفاقات صحت اين پيش‌بيني را ثابت كرد.
نيروي هوايي اسرائيل در طول جنگ مسئوليت مناطق شمال رودخانه ليتاني را برعهده داشت. اين نيرو در بخش‌هاي جنوب اين رودخانه مسئوليتي مشترك با فرماندهي جبهه شمال داشت. نيروي هوايي اسرائيل با مشكلاتي مواجه شد كه مي‌توانست با به كارگيري تهاجمات مشترك زميني و هوايي تاثير بهتري داشته باشد. به هر حال، عمليات در شمال رودخانه ليتاني در طول جنگ تنها برعهده نيروي هوايي بود. يكي از مهمترين شكست‌ها در اين مناطق، ناتواني نيروي هوايي در جلوگيري از خطوط تداركاتي حزب‌الله بود. نيروي هوايي اسرائيل در حمله به قاچاق راكت‌ها و راكت‌اندازها از سوريه به كندي عمل كرد. نيروي هوايي اسرائيل همچنين اقدامي عليه كاميونت‌هايي انجام نداد كه از جاده‌هاي ساحلي براي انتقال جنگجويان از مناطق شمالي به ميدان نبرد استفاده مي‌كردند. احتمالاً يكي از دلايل تعلل و خودداري از حمله به خطوط تداركاتي حزب‌الله امكان هدف قرار گرفتن غيرنظاميان و يا محموله‌هاي امدادي بود. همانگونه كه در هنگام آغاز عمليات تخليه مناطق اتفاق افتاده بود.
همانگونه كه پيش از اين ذكر شد، برخي از كارشناسان اسرائيلي رئيس ستاد نيروهاي دفاعي اسرائيل، رئيس اطلاعات و رئيس نيروي هوايي را بخاطر وابستگي بيش از حد به توان هوايي و داشتن برآورد نادرست از آنچه كه توان هوايي مي‌توانست انجام دهد، مورد انتقاد قرار دادند. معلوم نيست آيا اين منتقدان دانش عملي از حوادث و رخدادها، آنچه كه افسران ميدان عملاً دستور داده بودند و جهت‌دهي به آنها از سوي سران سياسي اسرائيل يا ديگر واقعيت‌هايي داشته‌اند كه براي رسيدن به چنين نتيجه‌اي لازم است.
اين برداشت‌ها با وجود اين واقعيت بوده است كه موفقيت‌هاي نيروي هوايي اسرائيل در مواجهه با تهديد موشك‌هاي دوربرد حزب‌الله در روز اول جنگ اتفاق افتاد و كمتر مورد توجه و بحث و گفت‌وگو قرار گرفت. نيروي هوايي اسرائيل بعد از آن حدود دو هفته حمله هوايي انجام داد كه هيچگونه اثر ميداني به همراه نداشت و بطور آشكار نتوانست مانع از حملات راكتي حزب‌الله شده و در عين حال به اهداف غيرنظامي لبنان آسيب‌رسانده و تلفات غيرنظامي گسترده، آسيب‌هاي موازي با آن را به همراه داشت و منجر به تخليه وسيع لبنان شد.
تنها بعد از گذشت دو هفته، نيروهاي دفاعي اسرائيل دو تيپ به ميدان نبرد عليه خطوط مقدم و استحكامات دفاعي آن در منطقه "بنت‌جبيل " و "مارون‌الراس " اعزام كرد. كابينه اسرائيل بعد از گذشت 29 روز از جنگ دستور انجام عمليات عمده زميني براي تصرف جنوب لبنان را صادر كرد- اقدامي كه عملاً از 11 اوت و زماني شروع شد كه آتش بس سازمان ملل تقريباً به آن تاريخ موكول شده بود. اقدام زميني قرار بود كه در 13 ماه اوت متوقف شود يعني زماني كه درگيري حزب‌الله با نيروهاي دفاعي اسرائيل ادامه داشت و اين جنبش همچنان مي‌توانست حدود 200 راكت در روز شليك كند.

ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(17)
 
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]كردزمن: اسرائيل توان قدرت هوايي خود را دست بالا گرفته بود   
 
خبرگزاري فارس: كار كميسيون وينوگراد و مطالعات داخلي نيروي دفاعي اسرائيل تا حدود فراواني تاييد كننده اين امر بود كه اسرائيل آنچه كه از عهده يك قدرت هوايي مي‌توانست برآيد را دست بالا گرفته بود.  
 
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*دامنه اقدامات نيروي هوايي اسرائيل
 
همانگونه كه پيش از اين ذكر شد، نيروي هوايي اسرائيل 15 هزار و 500 سورتي پرواز انجام داد كه شامل حدود 10 هزار سورتي پرواز جنگنده‌ها و حمله به حدود 7 هزار هدف بود. با اين حال، توان هوايي اسرائيل نه‌تنها نتوانست مانع از شليك حدود 4 هزار راكت حزب‌الله عليه اهدافي در شمال اسرائيل شود- مشهودترين تهديد حزب‌الله و يكي از مهمترين نگراني‌هاي فوري براي مردم اسرائيل- بلكه نتوانست تاثير قهري بر دولت لبنان را به همراه داشته باشد.
همانگونه كه انتظار مي‌رفت، دولت لبنان براي كسب كمك دست به سوي جامعه بين‌الملل دراز كرد. اين دولت تمايل نداشت و يا قادر نبود براي تامين جنوب نيروهاي ارتش را به جنوب اعزام كند- بخصوص آن كه استانداردهاي نگهداري اين ارتش به معني آن بود كه بسياري از كاميون‌ها، نفربرها و بالگردها به كار گرفته نشوند و اين امر مانع از جابجايي آن در جاده‌هاي به شدت آسيب‌ديده در مناطقي شد كه مخالفتي با جابجايي ارتش در آنجا وجود نداشت.
ايهود اولمرت، نخست‌وزير اسرائيل از زمان جنگ اينگونه عنوان كرده كه تا روز چهارم جنگ هرگز پيشنهادي براي انجام حمله گسترده زميني صادر نكرده بود و ژنرال حالوتس نيز اينگونه عنوان كرده كه "من هرگز نگفتم حملات هوايي براي پيروزي كافي است. طرح اصلي تركيبي از اقدام هوايي با مانور زميني بود. "

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*كيفيت اجراي نيروي هوايي  

كار كميسيون وينوگراد و مطالعات داخلي نيروي دفاعي اسرائيل تا حدود فراواني تاييد كننده اين امر بود كه اسرائيل آنچه كه از عهده يك قدرت هوايي مي‌توانست برآيد را دست بالا گرفته بود و توان هوايي را با طرح معني‌دار جنگي و يا مفهوم عمليات مشترك، در هم نياميخته بود. به هر حال، لازم است قضاوت درباره طرحريزي و اجراي نيروي هوايي اسرائيل بر اساس بررسي كامل سوابق باشد. ضرورت اين امر زماني حس مي‌شود كه ديگر منتقدان اينگونه مطرح مي‌كنند نيروهاي زميني اسرائيل اصولاً به دو دسته تقسيم شده بودند. عده‌اي طرفدار محاصره سريع حزب‌الله از شمال و جنوب و منزوي كردن مناطق جنوب رودخانه ليتاني بودند ولي عده‌اي ديگر عنوان مي‌كردند با اين كار، نيروهاي زميني اسرائيل وارد اشغالگري و جنگ فرسايشي ديگري مي‌شوند.
جنگ برخي از توانايي‌هاي قواي هوايي را نشان داد بعلاوه اين كه نشان دهنده ضعف‌هاي آن بود. اين جنگ همچون آنچه كه براي نيروهاي آمريكا و سازمان ناتو در عراق و افغانستان پيش آمد، نشان دهنده امكان بقاء و آزادي عملي بود كه توان هوايي هم‌اكنون به كشورها در مبارزه با عوامل غيردولتي ارايه مي‌كند. اين آزادي عمل ممكن است اگر عوامل غيردولتي به تعداد زيادي از سيستم‌هاي پدافند پيشرفته كوتاه برد (SHORAD) دست پيدا كرده و آنها را به كار گيرند ، به سرعت از بين برود. به هر حال، تا 10 اوت، نيروي هوايي اسرائيل حدود 8 هزار سورتي پرواز و 1600 حمله بالگردي انجام داد بدون اين كه خسارتي در ميدان نبرد شاهد باشد. اين نيروها تا پايان جنگ 15 هزار و500 سورتي پرواز انجام دادند، كه 10 هزار پرواز مربوط به جنگنده‌ها بود. اين نيروها همچنين 110 سورتي پرواز امداد و نجاد داشتند و از بالگردهاي بلك‌هاوك براي خارج كردن 360 سرباز استفاده كردند. بيشتر اين عمليات‌ها در روز روشن و يا در زير نور كامل ماه صورت گرفت كه بالگردها قابليت آسيب‌پذيري بيشتري دارند و 59 سرباز نيز از منطقه درگيري تخليه شدند.
اتخاذ تدابير مقابله‌اي شايد يك اقدام احتياطي اشتباه بود- شايد منجر به ارايه طرح‌هاي عملياتي‌اي شد كه از نظر اجرا هزينه‌بردار بودند و بخاطر ارتفاع و محدوديت‌هاي حمله‌ در محدود كردن كارايي رزمي تاثير داشته است. به هر حال، نيروي هوايي اسرائيل يك هواپيماي خود را در نبرد و چهار هواپيماي خود را بر اثر حادثه از دست داد. سه بالگرد آپاچي AH-64 از دست رفت كه يكي از آنها از نوع AH-64 لانگبو بود كه بخاطر نقص فني از دست رفت. دو فروند از بالگردهاي AH-64A در تصادف هوايي كه بخاطر اشتباه خلبانان صورت گرفت از دست رفتند. يك هواپيماي اف‌16 نيز در هنگام برخاستن از زمين و بر اثر تركيدگي لاستيك از بين رفت. تنها هواپيمايي كه بر اثر درگيري از دست رفت از نوع بالگردهاي حمل و نقل CH-53 بود كه لحظاتي قبل نيروهاي همراه خود را تخليه كرده بود و هنگام برخاستن هدف موشك سبك سام ساخت چين از نوع QW-1 قرار گرفت. (اين نوع موشك‌ها نسخه كپي از نمونه روسي SA-16 هستند.)
گزارش‌ها نشان مي‌دهند نيروي هوايي اسرائيل فاقد ذخاير كافي از سلاح‌هاي هوشمند بود و مجبور شد از بمب‌هاي بي‌دقت و يا سلاح‌هايي استفاده كند كه يك وسعت منطقه‌اي را هدف خود قرار مي‌دهند مانند بمب‌هاي خوشه‌اي. به نظر نمي‌رسد نيروي هوايي اسرائيل از شمار كافي بمب‌هاي هوشمند سبك و يا بمب‌هاي دقيق كوچك برخوردار بوده است - مانند بمب‌هاي 250 پوندي كه آمريكا در نبرد عراق و افغانستان معرفي كرد- يا اين كه به نظر نمي رسد اين نيرو مديريت هدف‌گيري، اطلاعاتي و رزمي خود و خلبانان خود را به گونه‌اي آموزش نداده بود كه ماموريت‌هاي محوله را به گونه‌اي به انجام برسانند كه ميزان تلفات غيرنظامي و خسارات جانبي را به ميزان فراوان كاهش دهند بدون اين كه به كاهش كارايي ماموريت‌ آنها منجر شود. اين قصور منجر به حمله به روستاي "قانا " شد كه طي آن 28 غيرنظامي از جمله 14 كودك جان خود را از دست دادند.
با اين وجود، به نظر مي‌رسد نيروي هوايي اسرائيل پروازهايي با كارايي قابل توجه دستكم در ماموريت‌هاي حمايت از مجموعه عملياتي انجام داد. پروازهايي كه براي حمايت از عمليات زميني اسرائيل صورت مي‌گرفت. افسران نيروي زميني اسرائيل در خطوط مقدم عنوان مي‌كنند كه بيشتر اين نوبت‌هاي پروازي با دقت شليك 10متر صورت گرفت و حمايت هوايي تا حدود زيادي با واكنش مناسب صورت گرفت. آنها همچنين عنوان كردند كه با وجود جبهه‌اي كم عمق،‌ نيروي هوايي و توپخانه‌اي همكاري نزديكي با يكديگر داشتند.
نيروهاي دفاعي اسرائيل همچنين توانستند از تداخل حمايت هوايي با ماموريت‌هاي توپخانه‌اي جلوگيري به عمل آورند بعلاوه ماموريت‌هاي ثابت و يا چرخشي با كارايي فراوان انجام دهند. اين نيروها 40 هزار راكت توپخانه‌اي شليك كردند و برخي از برآوردها شمار اين امر را به اندازه 100 هزار و يا فراتر تخمين مي‌زنند. راكت‌ها معمولا بطور قابل معاوضه‌اي با حملات هوايي، نشانه‌گيري مي‌شدند و دقت شليك با استفاده از دستگاه‌هاي مكان‌نما GPS و مكان‌يابي هدف، امكان دقت 10 متر را براي هر حمله هوايي يا توپخانه‌اي فراهم آورد. (اين داده‌ها با درنظرگرفتن متوسط دقت ارايه مي‌شود و اشتباهات اساسي مي‌تواند در برخي از موارد خاص پيش آيد.)

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*حملات و سركوب موشكي و راكتي  

نيروهاي دفاعي اسرائيل از همان ابتدا دريافتند كه نمي‌توانند مانع از شليك راكت‌هاي كوتاه‌برد شوند و به روشني اين واقعيت را در اختيار تصميم‌سازان اسرائيل قرار داده بودند. در عين حال بلافاصله به مقابله با اين واقعيت پرداخت كه اسرائيل تا حدود زيادي محموله‌هاي منتقل شده راكت‌هاي ميان برد از سوريه به حزب‌الله را دستكم گرفته بود.
اين نيروها توانستند به مدت 7 روز و به مدت 24 ساعته حسگرهايي را به كار گيرند و پوشش حمله‌اي بر بيشتر مناطق جنوب لبنان داشته و موشك‌اندازهاي اصلي حزب‌الله را ظرف چند دقيقه پس از شليك نابود كنند. اين نيروها به تقويت پوشش راداري براي شناسايي علائم اندك ناشي هواپيماهاي بدون سرنشين حزب‌الله كمك كردند و مقابله با اين هواپيماها را در زمره فعاليت‌هاي پدافند هوايي خود قرار دادند.
نيروي هوايي اسرائيل براي نخستين‌بار در جهان نمونه‌اي از آنچه را ارايه كرد كه توان "مرحله تقويت شده رهگيري پرتاب " يا (boost phase launch intercept) ناميده مي‌شود. اين نيرو استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين UAV و تاسيسات پيشرفته فرماندهي و كنترل را در كنار هواپيماهاي آماده براي شليك استفاده مي‌كند. اين امر امكان شليك گلوله‌هاي هدايت‌شونده دقيق توپخانه‌اي را تقريباً بلافاصله بعد از ردگيري حركت سيستم‌هاي راكتي و موشكي ميان‌برد و دوربرد و يا شليك اولين گلوله از اين سيستم‌ها، فراهم مي‌آورد.
نيروي هوايي اسرائيل استفاده گسترده‌اي از سه نوع هواپيماهاي بدون سرنشين: هرمس 450S زيك، سرچر2، شووال (هرنون)1 به عمل آورد. اين هواپيماها به مدت 31 روز فعال بودند و بيش از 16 هزار ساعت پروازي انجام دادند. اين برنامه برابر است با پرواز 21 هواپيماي بدون سرنشين در 24 ساعت شبانه روز. حدود 13 هزار ساعت از اين پروازها صرف ماموريت‌هاي اطلاعاتي و هدف‌گيري شد. نيروهاي دفاعي اسرائيل مدعي هستند كه بيش از 100 موشك‌انداز را نابود كردند كه معادل يك موشك‌انداز در ازاي 160 ساعت پرواز هواپيماي بدون سرنشين يا 3 موشك‌انداز در هر روز خواهد بود. نتيجه اين بود كه هواپيماهاي بدون سرنشين اسرائيل نه‌تنها پوشش مداوم بر ميدان نبرد داشتند بلكه به اندازه كافي در منطقه مستقر شده بودند كه امكان هدف‌گيري حتي سيستم‌هاي كوچك و پراكنده را فراهم آورند. در حقيقت به نظر مي رسد درسي كه نيروي هوايي اسرائيل از اين تجربه به دست آورده اين است كه هواپيماهاي بدون سرنشين بايد به گونه‌اي ساخته شوند تا بتوانند براي افزايش زمان ماموريت و كاهش خطر ناشي از نشست و برخاست آنها، در هوا سوخت‌گيري كنند.
از يكي از مقامات ارشد نيروي هوايي اسرائيل اينگونه نقل شده كه گفته است "حلقه ميان حسگر تا شليك به نيروهاي هوايي اسرائيل امكان داد تا بيش از 90 درصد از موشك‌اندازهاي ميان‌بردي را از بين ببرد كه حزب‌الله عملاً در ميدان نبرد استفاده كرد و اين مفهومي بود كه قبل از جنگ طرحريزي شده بود اما در زمان درگيري‌ها توسعه يافت... اين يك مرحله درس اندوزي بود. اما اعتقاد ما بر اين است كه بعد از گذشت چند روز، اين موشك‌‌انداز در 90 درصد از موارد بطور حتم نخستين و آخرين موشك خود را شليك كردند ".
اكنون به نظر مي‌رسد چنين ادعاهايي بزرگ‌نمايي بوده است و تنها در مورد موشك‌اندازهايي صدق مي‌كند كه از آنها استفاده شده بود نه آن دسته از دستگاه هايي كه مورد استفاده قرار نگرفتند. به هر حال اين سوال باقي است كه آيا عملكرد كلي نيروي هوايي اسرائيل در اين ميدان موثر بوده است يا خير.
همين افسر نيروي هوايي در عين حال درباره واكنش به موشك‌هاي كوچك‌تر هشدار داد و گفت كه هدف‌گيري و هماهنگ كردن اقدام عليه اين دسته از تسليحات بسيار دشوار است. وي گفت: "اين كار مانند عمليات ترور هدفمند نيست كه ما بدانيم به دنبال چه كسي هستيم و آن فرد كجا حضور دارد تا مدتي بر وي نظارت كنيم. دراينگونه ماموريت‌ها از زمان كافي برخورداريم ... اما در اينجا اهداف مخفي هستند. يك عامل تروريستي روي ايوان آپارتمان خود مي‌آيد شليك مي‌كند و به داخل خانه باز مي‌گردد. اگر بلافاصله او را شناسايي نكنيم، او را گم مي كنيم. "

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*مشكلات در ممانعت و وادار سازي  

همانگونه كه پيش از اين گفته شد، اين كه نيروي هوايي اسرائيل در ماموريت ممانعتي خود چه كاري انجام داد و اين كه مامويت‌هايي مانند حمله به خطوط تداركاتي حزب‌الله، تاسيسات و اهداف سخت‌ آن را با چه كيفيتي انجام داد، مشخص نيست. برخي از گزارش‌هاي اوليه نشان مي‌دهند كه نيروي هوايي اسرائيل به شمار زيادي از اهدافي حمله كرد كه نسبت به آن ها سوءظن وجود داشت اما مورد تاييد قرار نگرفته بودند و پراكندگي حزب‌الله و تخليه‌هايي كه صورت داده بود بسياري از اين مواضع را به سوراخ‌هايي خالي بدل كرده بود. به نظر مي‌رسد توانايي اين نيرو در حمله به رهبري حزب‌الله نيز بسيار محدود بوده است.
به نظر مي رسد نيروي هوايي اسرائيل مانند همه نيروهاي هوايي و عمليات‌ بيش از پيش بر توانايي خود در استفاده از توان هوايي و واداشتن و ارعاب دولت‌ها و رفتار سياسي آنها بزرگنمايي كرده است. لبنان به تلاش نيروي هوايي اسرائيل براي مجبور كردن آن براي استقرار نيرو در جنوب لبنان و ساكت كردن حزب‌الله به گونه‌اي كه مطلوب نظر اسرائيل باشد، پاسخ مثبت نداد. شواهد و مداركي دال بر اين امر وجود ندارد كه حمله نيروي هوايي اسرائيل اثري جز موارد زير بر رهبران لبناني داشته است كه

* (الف) براي كسب حمايت به جامعه بين المللي رو كنند تا اسرائيل را وادار كنند آتش‌بس را بپذيرد،
* (ب) سران حزب‌الله را به تلاش شديدتر وادار كنند و
* (ج) واكنش خصمانه بيشتري در جهان عرب برانگيزند. البته بعضي اوقات حق با طرفداران سياست تشديد درگيري‌ها و وادار كردن و ايجاد تغييرات در رفتار سطوح سياسي است. اما بيشتر اوقات اين نظر آنها اشتباه است. بيشتر اوقات چنين حملاتي به خصومت بيشتر و مقابله با تشديد درگيري منجر مي‌شود.

اگر در اينجا درسي باشد، درسي است كه از زمان "گوليو دوهه " تاكنون بوده است، اين كه طرفدار استفاده از توان هوايي از درك صحيح سياسي از جنبه واداركنندگي قدرت هوايي به نسبت آدم‌هاي كوچه و خيابان برخوردار نيستند و شايد درك آنها از اين آدم‌ها كمتر نيز باشد. آنها تمايل دارند كه در توانايي خود در تاثيرگذاري و ارعاب مسئوليت و سياستمداران بزرگنمايي كنند و از آن به عنوان اسلحه‌اي براي نفوذ نبرد سياسي به كار گيرند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*مشكلات در ارزيابي خسارات نبرد و عمليات بر مبناي ميزان تاثيرات
 

مباحثات صورت گرفته با پرسنل نيروي هوايي همچنين نشان مي‌دهد كه اين نيرو در اين نبرد نيز با همان مشكلات مشابهي در ارزيابي دقيق ميزان خسارات نبرد مواجه بوده كه از زمان تشكيل اسرائيل با آن مواجه بوده و از مشكلات آن در نبردهاي 1967، 1973 و 1983 به شمار مي رفت. علاوه بر اين، اين مشكلات هنوز توصيف كننده مشخصه نيروي هوايي آمريكا و ديگر كشورهاي عضو ناتو به شمار مي رود.
تجهيزات فني و تحليلي در هدف‌گيري و ارزيابي خسارات ناشي از جنگ هنوز با محدوديت‌هاي عمده مواجه هستند و نيروي هوايي تقريباً‌ بطور غيراجتناب‌پذيري ادعاهاي غلوآميزي در اوج درگيري ارايه مي‌كنند. اين محدوديت‌ها بخصوص در سوابق بررسي‌هاي بعد از جنگ و بررسي اثرات عملي حملات هوايي عليه اهداف در مناطق پشت جبهه مشهود است صرفنظر از اين كه اين اهداف در زمره تاسيسات ثابت، مسيرهاي تداركاتي و لجستيكي دشمن و اهداف عليه رهبري دشمن بوده باشد.
همه اين مسايل نيازمند بررسي و مطالعه دقيق هستند. درسي كه احتمالا مي‌توان درباره توانايي هوايي بر اساس داده‌ها و اطلاعات محدود گرفت اين است كه طرحريزي جنگ و اجراي آن توسط همه نهادها و شعبه‌ها بايد بر اساس بهترين راهكار مشترك جنگي باشد و بررسي بدون ملاحظه توانمندي‌ها و محدوديت‌هاي هر يك از ابزار نظامي باشد به گونه‌اي كه مورد تاييد ارزيابي خسارات ناشي از نبرد برسد. آمريكا هم‌اكنون اين دكترين را در پيش گرفته است اما هنوز آمريكا نيز داراي "دايناسورهاي " كوچكي است. گونه اي كه هنوز به آن گونه كه بايد منقرض نشده‌اند.

[HIGHLIGHT=#f2dcdb]*پدافند موشكي، راكتي يا موشك كروز  

حزب‌الله با وجود وارد آوردن تلفات سنگين و مختل كردن زندگي عادي و اقتصاد اسرائيل در مناطقي كه هدف حمله قرار گرفتند، از راكت‌هاي و سيستم‌هاي مرگبار موشكي در طول جنگ استفاده نكرد تا امنيت اسرائيل را تهديد كند. اسرائيل تنها هدف راكت‌هاي غيرهدايت شونده توپخانه‌اي قرار گرفت كه از كلاهك‌هاي متعارف و يا خوشه‌اي ساده استفاده مي‌كردند. بعاوه اين كه هدف هواپيماهاي كوچك بدون سرنشين هدايت توسط جي‌پي‌اس با برد 450 كيلومتر و توانايي حمل بار 30 الي 40 كيلوگرم قرار گرفت. در نتيجه تاثير اين حملات بيش از آن كه فيزيكي باشد، رواني و مختل كننده بود.
به هر حال اين تجربه هيچگاه به اسرائيل تضميني براي آينده ارايه نمي‌كند. حتي اگر اسرائيل توانسته باشد عملاً همه راكت‌هاي ميان‌برد و دوربرد حزب‌الله را از بين برده باشد، ايران و سوريه مي‌توانند موشك‌هاي دوربردتر و دقيق‌تر با ميزان حمل بار سنگين‌تر به آن ارايه كنند. اين راكت‌ها مي‌تواند به كلاهك‌هاي پيچيده شيميايي، راديولوژيكي و بيولوژيك مجهز شوند. عملاً هرگونه استفاده از چنين تسليحاتي مي تواند تاثير سياسي عمده‌اي داشته باشد حتي اگر تاثير نظامي آن محدود باشد. انواع مختلف سيستم‌ها وجود دارند كه به راحتي مي‌توانند از طريق كشتي‌هاي غيرنظامي و خارج از محدوده عادي نيروي دريايي اسرائيل شليك شده و يا به صورت قطعات قاچاق شوند.
بيشتر انواع موشك‌هايي كه حزب‌الله در لبنان استفاده كرد، بر خلاف سيستم‌هاي موشك‌هاي بالستيك ارايه كننده مشكلات پدافندي بود. بيشتر آنها در زمره سيستم‌هاي اوج‌گيرنده مانند موشك‌هاي اسكاد و شهاب نيستند كه زمان شناسايي و هشدار مورد نياز براي موشك‌هاي ضدموشك را فراهم آورند. بسياري از آنها همچنين داراي علائم بسيار پائين و زمان آماده‌سازي اندك هستند. حزب‌الله استفاده خوبي از تاكتيك‌هاي "شليك و گريز " انجام داد و اغلب از شهرك‌ها و يا ساختمان‌ها به عنوان پوشش استفاده كرد. چهار حمله حزب‌الله با استفاده از هواپيماهاي بدون سرنشين جدي‌تر گرفته شد. اما آنها هشداري درباره اين امر بود كه موشك‌هاي كروز كوتاه‌برد داراي علائم پائين با دقت هدف‌گيري بالا مي‌تواند تاثير متفاوتي داشته باشد.
درس عبرت اصلي اين است كه آمريكا و همپيمانان آن نه‌تنها نيازمند دفاع موشكي هستند بلكه نيازمند دفاع دربرابر موشك‌هاي كروز، هواپيماهاي بدون سرنشين،‌ راكت‌هاي توپخانه‌اي و موشك‌هاي بالستيك كوتاه برد با ارتفاع اوج اندك هستند. به هر حال، در عمل ارايه چنين تسليحاتي ارايه كننده مشكلات مشابهي هزينه- كارايي است كه درباره ديگر سرمايه‌گذاري‌ها در فناوري نظامي صدق مي‌كند. طرفداري از چنين سيستم‌هايي آسان است اما بسياري از گزينه‌هاي كنوني يا گزاف هستند و يا اين كه عملي نيستند و در بهترين حالت تنها راهكاري مقطعي محسوب مي‌شوند.
حساب هزينه و كارايي از مسايل مهمي است كه در زماني كه درخواست تازه‌اي براي استقرار موشك‌هاي ضدبالستيكي تاكتيكي و سيستم هاي راكتي مطرح مي‌شود،‌ نياز به بررسي دقيق دارد. يا در زمان تامين بودجه براي سلاح‌هاي ليزري و انرژي مانند "ليزرهاي تاكتيكي با انرژي بالا " (THEL) نياز به بررسي دقيق دارند. ارايه چنين پيشنهادي بر روي كاغذ بسيار آسان است اما مقدار زيادي از پول توسعه را با كمترين نتيجه عملي مي‌بلعد.
به عنوان مثال برخي عنوان كرده اند كه تنها 5 عدد از سيستم‌هاي ليزري تاكتيكي THEL مي‌توانند از كل شمال اسرائيل حفاظت كند. اين سيستم‌ها مي‌توانند ظرف 18 ماه توليد و مستقر شوند. نخستين واحد آن حدود 150 ميليون دلار هزينه خواهد داشت ولي سيستم‌هاي اضافه بر آن هزينه كمتري خواهند داشت. چنين ادعاهايي به راحتي قابل طرح هستند اما تجربه عملي نشان از (الف) افزايش شديد هزينه (ب) برنامه‌اي كه اجراي آن سال‌ها به طول مي‌انجامد و (ج) كاهش مداوم در برنامه‌هاي آزمايش و ارزيابي براي معتبر خواندن اين سيستم‌ها و (د) كارايي بسيار مبهم در شرايط واقعي دارد. پدافند موشكي فعال گزينه‌اي هزينه‌بردار و نامطمئن است.
همچنين مباحثي در اسرائيل در جريان است كه چه شيوه‌اي بايد براي برخورد با راكت‌هاي كوتاه‌برد در پيش گرفته شود كه شليك انبوه آنها آسان و ارزان باشد. يكي از تلاش‌هاي اسرائيل براي مبارزه با راكت‌هاي كوتاه‌برد كاتيوشا بر پايه راكت‌هاي توپخانه‌اي نظامي اسرائيل است كه با خود كاتيوشاها قابل مقايسه هستند. اين سيستم كه با عنوان سپر جادويي خوانده مي‌شوند و غيرهدايت شونده هستند به انفجار توده‌اي و انبوه آنها در مسير راكت‌هاي نزديك شونده متكي هستند. ديگر برنامه‌ها و تحقيقات وزارت دفاع در برنامه پدافند موشك‌هاي بالستيك كوتاه‌برد نيروهاي دفاعي اسرائيل بر توسعه سيستم‌هاي ارزان هدايت خودكار متمركز شده است. اين برنامه‌ها شامل موشك رهگير "كلا ديويد " است كه براي هدف قراردادن راكت‌ها و موشك‌هاي ورودي با برد 40 الي 250 كيومتر طراحي شده‌اند. برخي از تحليلگران اسرائيلي اينگونه عنوان مي‌كنند كه يك سيستم دفاعي كاملاً كارآمد ممكن است نيازمند تركيبي از تدابيري باشد كه دفاع‌هاي موشكي، راكتي و موشك‌هاي كروز تنها بخشي از آن به شمار مي‌روند. چنين تلاش گسترده‌اي به معني ناديده گرفتن تهديدهاي دولتي و غيردولتي براي امكان ذخاير چنين تسليحات در جايي است كه امكان رهگيري و هدف قراردادن تهديدات تهاجمي بازدارنده آشكار در حال گسترش دشمن در آنجا وجود دارد. اين تلاش‌ها مي‌توانند شامل توسعه بيشتر نوعي قابليت واكنش سريع باشند كه نيروي هوايي اسرائيل بعد از روزهاي اول جنگ از طريق متمركز كردن حسگرها و استقرار قابليت حمله هوايي عليه موشك‌اندازهاي عمده داراي علائم مشهود پس از اولين شليك اين موشك‌اندازها به كار گرفتند. همچنين هر چه سريعتر به قابليتي نياز است كه ارايه كننده بهترين حالت شناسايي و مشخص كننده حتي محدودترين كلاهك‌هاي شيميايي، بيولوژيكي، راديولوژيكي و هسته‌اي و شناسايي دقيق نوع سيستمي كه در اين حملات مورد استفاده قرار مي‌گيرند، باشد.
اشكالي در ايجاد پدافند فعال موشكي وجود ندارد با توجه به اين امر كه مي‌توان آنها را بر اساس محاسبات هزينه و كارايي ساخت. به هر حال، اين جنگ هشدار ديگري در اين راستا بود كه اين پدافندها هرگز نمي‌توانند به خودي خود روش و راهكار موثري براي دفاع در برابر طيف گسترده‌اي از تهديدهاي احتمالي باشند.

ادامه دارد ... 
   
 فارس 
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(18)
 
[HIGHLIGHT=#938953]حزب الله در جنگ 33 روزه به روش«نامتقارن شبكه محور» عمل كرد  
 
خبرگزاري فارس: جنگ نامتقارن شبكه محور را نمي‌توان ناديده گرفت.اين نوع از جنگ شبكه‌محور غربي كه مي‌تواند تا اين حد دربرابر نيروهاي متعارف كارآمد باشد و آن را با چالش عمده مواجه سازد بايد اين امر به رسميت شناخته شود.  



 تصویر 


[HIGHLIGHT=#d99694]*ضدزره‌‌هاي فعال در برابر زره‌هاي متراكم تر
 

تعدادي از اسرائيلي‌ها اينگونه مطرح مي‌كنند كه جنگ ضرورت نياز به شيوه‌هاي پيشرفته‌تر براي دفاع از زرهپوش‌ها را نشان داد؛ مانند توسعه توانايي شناسايي و ردگيري تسليحات ضدتانك و واكنش به آن تسليحات با استفاده از تدابير مقابله‌اي خودكار و سيستم‌هاي ردگيري آتش‌. برخي كارشناسان اسرائيلي نيز هم‌اكنون اينگونه مطرح مي‌كنند كه زره‌هاي واكنشي دربرابر مواد منفجره ديگر كافي نيستند و به نصب فوري بخش حفاظت از زره "رافائل تراپي " نياز است كه براي تانك‌هاي مركاواي 4 طراحي شده بودند ولي تاكنون بر روي اين تانك‌ها نصب نشده‌اند.
آموزه هاي شرايط واقعي ممكن است پيچيده‌تر باشد. همانند تعجيلي كه در ارايه بودجه براي پدافند فعال موشكي و راكتي صورت گرفت، همه چيز بستگي به هزينه و كارايي در دنياي واقعي دارد. اين واقعيت كه يك مشكل فني و تاكتيكي در كار است هرگز نمي‌تواند دليلي بر اثبات راهكاري باشد كه هزينه‌هاي آن محاسبه نشده و مورد آزمون قرار نگرفته است. اين امر در زماني درست‌ است كه اضافه كردن چنين سيستم‌هايي بر ناوگان زرهي بسيار گران تمام مي‌شود. ديگر راهكارها ممكن است هم ارزشمند و هم از نظر هزينه‌اي سودمند باشد.
از دست رفتن تجهيزات زرهي اسرائيل در بسياري از مواقع به اين خاطر اتفاق افتاد كه اين سيستم‌ها تنها تجهيزاتي بودند كه از حفاظت كافي براي اين كه بتوان آنها را در چنين شرايط نامطلوبي به ميدان نبرد اعزام كرد، برخوردار بودند. پيشگامي عملياتي زرهپوش‌ها گزينه جايگزين براي انواع ديگر نبردها بود كه در صورتي كه زره‌ها نتوانسته بودند دربرابر ضربات تحمل بياورند، مي‌توانست موجبات تلفات جاني بيشتري ر فراهم آورد. در عين حال، بسياري از خسارات به بار آمده بخاطر آماده‌سازي، آموزش و تاكتيك‌هاي نامناسب بودند.
يكي از مهمترين سوالات كنوني، سنجيدن ميان دو گزينه نصب زره‌هاي بيشتر يا ارايه توان حافظتي بهتر از زره‌پوش‌هاي كنوني است. شايد درس واقعي حفظ سيستم‌هاي سنگين زرهي و به دست‌آوردن زره‌هاي بيشتر براي عملياتي است كه در نبردهاي خياباني، ضدشورش، نامتقارن يا لجستيكي و پشت خطوط مقدم صورت مي‌گيرند. اين راهبرد ممكن است شامل برخي سرمايه‌گذاري‌ها در توليد سيستم‌هاي بهتر هشدار دهنده نصب شده بر زره‌پوش باشد اما هيچ نيروي نمي‌تواند ارايه كننده همه نيازها باشد بخصوص سرمايه‌گذاري بر روي سيستم‌هايي كه كارايي آن به اثبات نرسيده است.
به نظر مي‌رسد،‌ نيروهاي دفاعي اسرائيل به جمع‌بندي مشابهي رسيده‌اند با وجود آن كه اسرائيل پيش از جنگ نيز به دنبال لغو توليد تانك‌هاي مركاوا بود. در مقاله‌اي كه توسط "باربارا اوپال-روم " در نشريه "اخبار دفاعي " به چاپ رسيد، اين تغيير رويكرد بر اثر جنگ به شرح زير بيان شده است:

"آنها قبل از جنگ از مفهوم جديدي در نيروهاي دفاعي اسرائيل سخن مي‌راندند كه ديگر از جنگ‌هاي بزرگ خبري نخواهد بود و هر چه باشد نيروي هوايي با بخش اعظم تهديدات آتي مقابله خواهد كرد... شيوه كه اين جنگ مبتني بر آن اداره شد، صدمه به تانك‌ها را به همراه داشت. چرا كه از تانك‌ها به خوبي استفاده نشد. زماني كه دسته‌اي كوچك از تانك‌ها را به دره‌اي مي‌فرستيد كه خط مقدم و پشت‌جبهه‌اي ندارد و شبكه‌هاي تروريستي هنوز در آنجا فعال هستند،‌ اين تانك‌ها هدف قرار خواهند گرفت. تانك‌ها نياز دارند كه به عنوان بخشي از چارچوب يگان كامل نيروهاي مسلح عمل كنند... اما من اكنون توقع دارم اگر آنها اين جنگ را به درستي تجزيه و تحليل كنند، به روشني درك خواهند كرد كه چرا حوادث به اين صورت پيش رفت... يكي از درس‌ها اين است كه تانك‌ها و زرهپوش‌هاي سنگين همچنان به عنوان عناصر اصلي در ساختار نيروهاي زميني باقي خواهند ماند و نقش مداوم و با اهميتي در نبردهاي آتي ايفاء خواهند كرد. " (حيم ارز،‌ يكي از ژنرال‌هاي بازنشسته نيروي دفاعي اسرائيل و رئيس بنياد يگان‌هاي زرهي است.)
"هر جنگ ترديدهايي را احيا مي‌كند كه ممكن است عده‌اي درباره برتري تانك‌هاي اصلي تهاجمي داشته باشند. تانك در ميانه جنگ‌ها همواره يك هدف است. اما در زمان جنگ است كه همه مي‌توانند بخاطر بياورند چرا ما به اين تانك‌ها و نسخه‌هاي پيشرفته و به روز شده آنها و شمار بالاي آنها نياز داريم. " (يهودا آدمون، يكي از سرتيپ‌هاي بازنشسته و مدير پيشين برنامه تانك مركاوا)
ديگر كارشناسان بر اين امر تاكيد كرده‌اند كه جنگ نياز به خودروهاي جنگي و ترابري سنگين زرهي را نشان داد. در نتيجه، جنگ حزب‌الله و اسرائيل ممكن است به نيروهاي دفاعي اسرائيل آموخته باشد كه نبرد در جنگ‌هاي نامتقارن به شمار بالايي از خودروهاي زرهي سنگين نياز دارد.
اين درس شبيه آموزه اي است كه آمريكا فراگرفت و تلاش‌هايي را براي ارتقاي زره‌ها و تسليحات بهتر براي خودروهاي زرهي و پشتيباني خود در عراق آغاز كرد. اين درس عبرت ارزش بسياري از عناصر برنامه مربوط به سيستم‌هاي زرهي آينده ارتش آمريكا را زير سوال مي‌برد. برنامه‌اي كه تاكيد بيشتر بر ارزش زره‌پوش‌هاي سبكي مانند تانك‌هاي زرهي ام1 داشت. آمريكا نصب سيستم‌هاي سنگين‌تر بر خودروهاي زرهي مانند ام1، برادلي، استرايكر را افزايش داد تا جانشين سيستم‌هايي مانند هاموي‌ها و خودروهاي زرهي سبك شوند. به نظر مي‌رسد اين سيستم‌هاي به جاي مانده از قديم در زمره جنبه‌هاي حياتي نبرد‌هاي نامتقارن باشند.
كشورهايي مانند كانادا نيز همين واكنش را در برابر نبردها در افغانستان از خود نشان دادند. طالبان از سلاح‌هاي ضدتانك بسيار ساده‌تري به نسبت آنچه استفاده كرد كه حزب‌الله از آن بهره گرفت اما نبردها در جنوب افغانستان همچنان كانادايي‌ها را مجاب به استقرار تانك‌هاي اصلي تهاجمي خود براي مواجهه با تهديدي كرد كه از سوي طالبان مطرح بود. اين امر همچنين ديگر كشورهاي ناتو را مجبور كرد كه به شدت از تحركات خودروهاي غيرزرهي خود بكاهند و از خودروهاي سبك‌ زرهي از قبيل خودروهاي پيشاهنگ و نفربرهاي زرهي سبك استفاده كنند.
به نظر مي‌رسد ديگر كشورها نيز درس مربوط به نياز به زره‌هاي سنگين‌تر و آتش‌بار تدافعي را براي رفع نياز به خودروهاي لجستيكي مسلح و زرهي فرا گرفته‌اند و به دنبال راهكار تازه‌اي براي حفاظت از كاروان‌ها و نيروهايي هستند كه در منطقه پشت جبهه حركت مي‌كنند. نيروهاي مستقر در عراق و افغانستان بر خلاف نبرد نيروهاي دفاعي اسرائيل با حزب‌الله، متوجه شدند كه ممانعت از رخنه در مناطق پشت جبهه ميسر عملاً‌ غيرممكن است و در حملاتي از اين دست تركيبي از سلاح‌هاي ضدتانك و سيستم‌هايي مانند وسايل انفجاري بهينه شده به كار گرفته مي‌شوند. نتيجه كار اين بود كه نيروهاي تداركاتي مي‌بايست نقش نيروهاي رزمي را ايفاء مي‌كردند و هيچ تحركي بدون داشتن چنين قابليت‌هايي ميسر نبود.

[HIGHLIGHT=#d99694]*نيروهاي دريايي و آمادگي
 

نيروي دريايي اسرائيل نقش عمده‌اي در امن‌كردن سواحل اسرائيل در برابر تهديدهاي متعدد حزب‌الله و فلسطيني‌ها در طول جنگ و تقويت ممنوعيت تامين دريايي آن ها ايفا‌ء كردند. اين نيرو حدود 8 هزار ساعت سفر دريايي براي اجراي اين ماموريت‌ها در زمان جنگ انجام داد. به هر حال نكته‌اي كه هنوز معلوم نيست اين است كه چرا مدرن‌ترين ناو كلاس "ساعر " اسرائيل (هانيت) مي‌تواند به راحتي توسط موشك‌هاي ضدكشتي هدف قرار گيرد. هانيت يكي از 3 ناو كلاس "ساعر5 " است. اين ناو در سال 1995 تكميل شد و يكي از مدرن‌ترين و قابل‌ترين كشتي‌هاي اسرائيل بود. اين ناو مي‌بايست توانايي بالايي در دفاع از خود در برابر چنين حمله‌اي مي‌داشت.
واقعيت‌هاي اصولي معلوم هستند. نيروهاي حزب‌الله در 14 ژوئيه با 2 موشك ضدكشتي به هانيت حمله كردند. حزب‌الله علاوه بر حمله به هانيت، مدعي شد كه در روزهاي اول اوت و 12 اوت نيز حمله موفقيت‌آميز موشكي به ناوگان دريايي اسرائيل داشته است. اسرائيل هدف قرار گرفتن كشتي‌ها را رد كرد. به هر حال مجله "جينز " در 12 اوت اندكي پس از اين ادعا، اقدام به انتشار مشاهدات شاهدان عيني كرد كه شاهد ستون دود غليظ از افق جنوب غربي سواحل صور بودند.
"زييو شيف " يكي از تحليلگران ارشد دفاعي اسرائيل آنچه اتفاق افتاد را به شرح زير بيان كرده است:

"دو روز از جنگ گذشته بود كه حزب‌الله ناوشكن "هانيت " نيروي درياي اسرائيل را با يك موشك سطح به دريا هدف قرار داد كه ايران در اختيار اين سازمان قرار داده بود. چهار نفر از ملوانان كشتي كشته وچند نفر ديگر زخمي شدند و كشتي خسارات سنگين ديد. روز بعد،‌ رئيس نيروي دريايي كميته‌اي را براي تحقيق داير كرد. بيش از 6 هفته بعد از خاتمه جنگ هنوز كسي از گزارش كميته تحقيق آگاه نشده است.
در تحقيقاتي كه ما داشتيم، معلوم شد كه بخش اطلاعات در ستاد كل به كشتي هشدار داده بود. اين هشدار مدت‌ها قبل از آن اتفاق به نيروي دريايي صادر شده بود كه بايد فرض كند موشك چيني c-802 به زرادخانه حزب‌الله افزوده شده است. نيروي دريايي به اين جمع‌بندي متفاوتي رسيده بود از اين رو اين هشدارها را رد كرد. از آنجايي كه گزارش مربوط به كميته تحقيق نيروي دريايي منتشر نشده، معلوم نيست آيا اتفاقات فوق‌الذكر در گزارش نيروي دريايي ذكر شده است يا خير.

نشستي كه در آن اين هشدارهاي اطلاعاتي ارايه شد در 21 آوريل 2003 در دفاتر اطلاعات دريايي برگزار شد. به كاركنان نيروي دريايي اطلاعاتي داده شد كه چين به ايران موشك سطح به درياي C-802 فروخته است و ايراني‌ها در يك نوع از اين موشك‌ بهينه‌سازي‌هايي انجام داده‌اند. نهادهاي اطلاعاتي اينگونه فرض مي‌كردند كه اگر اين موشك در زرادخانه ايران بوده پس حزب‌الله نيز احتمالاً آن را دريافت كرده است. جمع‌بندي در سازمان اطلاعاتي اين بود، در صورتي كه عكس اين نتيجه‌گيري ثابت نشود، اسرائيل مي‌تواند با اين فرض دست به كار شود كه حزب‌الله داراي چنين موشك‌هايي است.
همين هشدار نيز توسط اطلاعات اسرائيل به نيروي هوايي اسرائيل درباره موشك‌هاي SA-18 داده شد كه يك موشك زمين به هواي ساخت روسيه است. نيروي هوايي نيز بر اساس اين فرضيه كار كرد با وجود آن كه چنين موشكي در لبنان به سوي جنگنده‌هاي آن شليك نشد. به خلبانان توصيه شد با اين فرض عمل كنند كه چنين موشك‌هاي پدافندي در زرادخانه حزب‌الله وجود دارند.
اما اين دستورالعمل در نيروي دريايي پياده نشد. آنها به اين جمع‌بندي رسيده بودند كه موشك چيني كه به ايران فروخته شده در اختيار حزب‌الله قرار نگرفته است. اما ثابت شد اين جمع‌بندي اشتباه است. به اين اشتباهات بايد بي‌توجهي به طرح دفاعي ناو با عنوان سيستم ضدموشك "باراك " را افزود. با وجود اين كه اين ناوشكن وارد محدوده جنگي شده بود و در امتداد ساحل لبنان گشت مي‌زد اما خدمه آن فراموش كرده بودند كه سيستم عمل‌كننده خودكار ناو (باراك) را فعال كنند. نتيجه اين بود كه هيچ تلاشي براي شناسايي موشك‌ها ايراني ساخت چين صورت نگرفت تا زماني كه اين موشك به هدف خود اصابت كرد. اعتقاد بر اين است كه يك متصدي ايراني اين موشك را از سواحل ايران [لبنان] شليك كرده و يا دستكم در كار اين حمله مشاركت داشته است.
بر خلاف اين شكست، نيروي دريايي اسرائيل در استقرار كوماندوهاي دريايي در حملات موفقيت‌آميز به سواحل لبنان موفق عمل كرد. اين كوماندوها موفق به انجام مجموعه‌اي از حملات شدند و راكت‌اندازها و ديگر اهداف را نابود كردند. نيروي دريايي دست به انجام استقرار عمده نيروهاي دريايي خود در ساحل لبنان نزد. "

از زماني كه شيف اين اظهارنظرها را مطرح كرد برخي از واقعيت‌هاي ديگر پا به عرصه وجود گذاشتند. به نظر مي‌رسد اين دو موشكي كه به سوي ناو اسرائيل شليك شد از نوع C-802 بودند اگر چه برخي از كارشناسان خارج از اسرائيل اينگونه مطرح مي‌كنند كه امكان دارد اين موشك‌ها از نوع كوچك‌تر C-701 بوده است. بنا بر اعلام موسسه امنيت جهاني، موشك C-802 كه نام چيني آن "ينجي واي‌جي-2 " (Yingji YJ-2) است توسط يك موتور توربوجت با سوخت پايه پارافين قدرت مي‌گيرد. اين موشك از نوع مادون صوت بوده و (9/0 ماخ) سرعت داشته و وزرن آن 715 كيلوگرم است و بردي برابر با 120 كيلومتر دارد و ظرفيت بارگيري 363 پوند برابر با 165 كيلوگرم بار را دارد. اين موشك داراي مقطع عرضي راداري كوچك بوده و زماني كه به هدف حمله‌ور مي‌شود در ارتفاع بين 5 الي 7 متر از سطح دريا پرواز مي‌كند. موشك‌هاي C-701 نصف اندازه موشك C-802 بوده و سرعتي برابر با 8/0 ماخ داشته و برد آن حدود 15 كيلومتر است.
موشك اول داراي خط سير شليك با توان آفندي بالا بود كه ممكن است از يك سكوي انحرافي شليك شده باشد ولي به ناو هانيت برخورد نكرد به يك كشتي باري در فاصله 60 كيلومتري خارج از ساحل برخورد كرد. موشك دوم به عقب كشتي هانيت برخورد كرد و آن را به آتش كشيد و چهار ملوان را به كام مرگ فرستاد. احتمال دارد اين موشك و پرتاب‌كننده آن بر روي يك كاميون نصب شده بودند تا به اندازه كافي كوچك باشند كه بتوان آنها را در يك كاراژ پنهان كرد. يا اين كه ممكن است در يك محوطه پاركينگ يا فضاي خالي استتار شده بودند.
نيروي هوايي اسرائيل بعد از آن و در واكنش به اين حمله يك رادار نظامي ساحلي لبنان را نابود كرد. برخي از كارشناسان اينگونه مطرح مي‌كنند كه اين رادار ساحلي براي استفاده موشك‌هاي C-802 و C-701 هماهنگ شده بودند. به هر حال، نشريه جينز اينگونه مطرح مي‌كند كه براي اين حمله نيازي به رادار نيست چرا كه موشك‌ C-802 از نوع موشك‌هاي خاصي هستند كه از رادارهاي فعال بر بدنه خود استفاده مي‌كنند و موشك C-701 نيز از هدايت تلويزيوني بهره مي گيرد.
موشك دوم زماني ناو هانيت را هدف قرار داد كه اين ناو از تدابير مقابله‌اي فعال خود استفاده نكرد. اين عامل از اين جهت حياتي است كه قابليت ضدموشكي اين كشتي داراي 64 واحد موشك پدافندي از نوع باراك بوده و توپ 20 ميلي‌متري آتش سريع "فالانكس " و تيربار 62/7 ميلي‌متري خودكار بر روي آنها نصب بوده و داراي سيستم پيچيده انفعالي از قبيل دستگاه‌هاي ايجاد كننده پارازيت در رادارها و دستگاه‌هاي اختلال كننده هستند.
تحقيقاتي كه اسرائيل به دنبال اين امر انجام داد معلوم كرد كه همه اين سيستم‌ها در زمان حمله خاموش بودند. يكي از دلايلي كه اين سيستم خاموش بود مي‌تواند اين بوده باشد كه رادار سيستم ضدموشكي باراك با صحت پايين‌تراز 50 درصد در زمان حمله عمل مي‌كند. گزارش اوليه منتشر شده توسط كميته‌اي كه درباره اين حادثه تحقيق مي‌كرد، هم فرمانده ناو هانيت و سران ارشد نيروي دريايي اسرائيل را مقصر عنوان كرده است. به هر حال، خدمه اين ناو همچنين سه نوع سيستم ضدموشكي ديگر آن را نيز خاموش كرده بودند و اكثر خدمه در سالن كشتي مشغول خوردن شام بودند. افسري كه سيستم باراك را خاموش كرد همچنين از نقص در عملكرد رادار، گزارشي به ناخداي كشتي ارايه نكرد يا او را از تصميم خاموش كردن سيستم دفاع موشكي ناو مطلع نكرد.
عوامل متعدد ديگري ممكن است در آسيب‌پذيري هانيت نقش داشته‌اند. بنا بر دستور درياسالار، اين كشتي به ساحل لبنان نزديك شده بود تا محاصره را تقويت كند. فقدان تدابير تقابلي مناسب ،بعلاوه نزديك شدن بيش از حد آن به ساحل ممكن است تا حدودي نشان دهنده و اثبات كننده اين امر باشد كه اطلاعات اسرائيل اعتقاد داشت حزب‌الله داراي موشك‌هاي پيشرفته ضدكشتي C-802 نيست يا اين كه از توانايي لازم براي استفاده از اين تسليحات برخوردار نيست.
به هر حال، اطلاعات ارتش بعد از حمله اينگونه عنوان كرد كه به اطلاعات نيروي دريايي هشدار داده بود حزب‌الله ممكن است چنين تسليحاتي در اختيار داشته باشد. در يكي از بيانيه هاي نيروهاي دفاعي اسرائيل اينگونه آمده است:
تحقيقات نشان مي‌دهد برغم نبود گزارش‌هاي اطلاعاتي خاص درباره در اختيار داشتن اين نوع تسليحات توسط حزب‌الله، اطلاعات خاصي در گذشته از سوي نيروي دريايي دريافت شده بود كه مي‌توانست به فرضيه‌اي عملياتي دال بر اين كه امر منجر شود كه دشمن مهمات دريايي در اختيار دارد. بر همين اساس توصيه مي‌شود به گونه‌اي عمل شود كه از اين تهديد اجتناب لازم صورت گيرد.

همانند مباحث پيشين درباره انتقال تسليحات دفاع زميني و هوايي با فناوري بالا به حزب‌الله، اين مبحث نيز ارايه كننده درس مهمي درباره اهميت تسليحات با فناوري بالا، ‌اطلاعات جاسوسي و نياز به تغيير روش‌هاي كاربردي براي پيش‌بيني امكان انتقال چنين تسليحاتي است. نياز به آماده شدن براي غافلگيري تكنولوژيكي همواره از دروس مهم جنگ بوده است.

[HIGHLIGHT=#d99694]*شبكه‌هاي غيررسمي و جنگ شبكه‌محور نامتقارن
 

حزب‌الله همانند شورشيان و گروه هاي تروريستي در عراق و افغانستان و كشورهاي عربي‌اي كه توسط اين گروه‌ها تهديد مي‌شوند مثل الجزاير، مصر، عربستان سعودي، توان يك عامل غيردولتي در راه‌اندازي يك نبرد شبكه محور "netcenteric warfare " مخصوص به خود را به نمايش گذاشت. به عبارت ديگر، حزب‌الله همانند يك شبكه غيررسمي سازگار شونده پراكنده متشكل از سلول‌ها و واحدهاي كوچك عمل كرد. سلول‌هايي كه با استقلال عمل قابل توجهي فعاليت مي‌كردند و قادر بودند با استفاده از گزارش‌هاي رسانه‌اي و ارتباطات شفاهي و نظاير آن به سرعت خود را با شرايط محلي سازگار كنند.
حزب‌الله به دلايل فرماندهي، جنوب لبنان را به بخش‌هاي مختلف تقسيم بندي كرد كه هر بخش شامل 12 روستا مي شد. همانگونه كه پيش از اين گفته شد، اين بخش‌ها بعد از آن به زيرمجموعه‌هايي شامل 2 تا 3 روستا تقسيم‌بندي شدند. ارتباط ميان اين بخش‌ها و گزارش به بيروت از طريق زميني، سيستم‌هاي ارتباطي نوري- فيبري بود كه نشان دادند در برابر ردگيري‌ها و اختلال‌ها مقاوم هستند. اگر خطوط ارتباطي شكسته مي‌شد، هر بخش مستقل كه شامل زيرمجموعه‌ها بودند اين اختيار را داشت كه بطور مستقل عمل كند. در ميان اين زيرمجموعه‌ها، جنگجويان جابجا شونده‌اي وجود داشتند با دستگاه‌هاي ارتباطي ترانزيستوري برد كم و با استفاده از رمزهايي كه بر اساس آگاهي آنها از منطقه و از يكديگر كدگذاري شده بود با هم ارتباط برقرار مي‌كردند و اختلال وارد كردن در آنها بسيار دشوار بود.
نيروهاي حزب‌الله علاوه بر تمايز جغرافيايي، به دو شاخه تقسيم شده بودند. [HIGHLIGHT=#f2dcdb]شاخه اصلي كه شامل نيروهاي منظم و گروه‌هاي از نگهبانان روستاها  ، البته همچنين به نظر مي‌رسد كه كادرهاي فني،‌ كارشناسان مخابراتي، فرماندهان ارشدي نيز در ميان آنها بودند. اين شاخه همچنين شامل مبارزان پاره‌وقتي بود كه به عنوان عناصر آماده به كار عمل مي‌كردند يا براي شليك راكت‌ها يا ديگر اهداف خاص و محدود به كار گرفته مي‌شدند.
افراد منظم شامل اعضاي تمام وقت، با تجربه، آموزش ديده، با انضباط فوق‌العاده و بسيار باانگيزه بودند. اين نيروها در سنگرها گماشته مي‌شدند و در درگيري‌هاي اصلي نيز شركت داشتند. صدها نفر از اين نيروهاي منظم به صورت گروه‌هاي 15 الي 20 نفري تقسيم شده بودند. واحدهاي منظم يونيفرم نظامي به تن داشته و مسئول اسلحه‌هايي بودند كه براي استفاده به آموزش‌هاي بيشتر نياز داشتند. تسليحاتي مانند راكت‌هاي توپخانه‌اي و موشك‌هاي پيشرفته‌تر ضدتانك. تك‌تيراندازها نيز از ميان اين افراد گماشته مي‌شدند.
به گفته منابع اسرائيلي، نيروهاي راكت‌انداز حزب‌الله در جنوب به 150 واحد تقسيم شدند. هر كدام از اين واحدها با شاخ و برگ درختان استتار شده و داراي 10 راكت‌انداز بوده كه با بالابرهاي هيدروليك و تايمر كار مي‌كردند. اين راكت‌اندازها توسط بيش از 12 سنگر تقويت شده در سراسر جنوب لبنان كنترل مي‌شدند. هر كدام از اين واحدهاي راكت‌انداز توسط مين‌هاي، حسگرهاي مراقبتي حفاظت مي‌شدند و واحدهاي حزب‌الله آماده كمين كردن به نيروهاي مهاجم بودند.
[HIGHLIGHT=#f2dcdb]شاخه دوم نگهبانان روستاها بودند.  اين شاخه تا حدود زيادي متشكل از كهنه چريك‌هايي بود كه در زمان اشغالگري اسرائيل در لبنان تجربه اندوخته بودند. اين نيروها همانند نيروهاي منظم، باانضباط و باانگيزه بودند اما به صورت پاره‌وقت فعاليت كرده و لباس نظامي به تن نمي‌كنند. اين نيروهاي نامنظم وقتي كه بسياري از غيرنظاميان منطقه را تخليه مي‌كردند، در خانه‌هاي خود باقي مي‌ماندند. آنها نيروهاي تازه نفسي بودند كه همزمان با پيشروي نيروهاي دفاعي اسرائيل به خاك لبنان به مقابله با آنها مي پرداختند. آگاهي و اطلاعي كه اين نيروها از محل داشتند مزيت آشكاري به آنها در برابر نيروهاي اسرائيلي مي‌داد.
آنها به عوض آن كه مجبور باشند سريعتر از چرخه تصميم‌گيري نيروهاي دفاعي اسرائيل عمل كنند، آن را ناديده مي‌گرفتند و منتظر حمله اسرائيلي‌ها مي‌ماندند. در مواضع خود سنگر گرفته و به ناگهان از زير پوشش‌ خود بيرون مي‌آمدند و براي حمله يا كمين به نيروهاي اسرائيلي زمان درست را بر مي‌گزيدند. مبارزان خط مقدم ممكن است جا بمانند و يا فدا شوند و اين "خودفداكردن " به تاكتيكي جايگزين براي رويارويي با سرعت مانور و تخمين جابجايي نيروهاي دفاعي اسرائيل بدل شد.
كادر زبده و كادر رهبري را مي توان پنهان كرد، پناه داد و يا پراكنده كرد. مناطق پشت جبهه با وجود اقدامات نيروي هوايي اسرائيل به ماوايي براي اين افراد بدل شد. صرفنظر از حسن نصرالله كه توانست جان سالم به در برد ديگر اعضاي كادر رهبري از اهميت خاصي برخوردار نبودند.
حتي شبكه خبري المنار لبنان توانست با افزودن تنوع سيگنال‌ها از هدف قرار گرفتن مستقيم توسط نيروي هوايي اسرائيل جان سالم به در برد. حتي زماني كه نيروي هوايي اسرائيل ساختمان پنج طبقه اصلي اين شبكه در بيروت را هدف قرار داد و اين هواپيماها حتي آوارهاي اين ساختمان را نيز به رگبار بستند، پخش برنامه‌هاي اين شبكه بيش از دو دقيقه قطع نشد.
راهبرد فرسايش و واكنش كند جايگزين سرعت و كارايي در فرماندهي و كنترل شد. نبود يك سيستم تامين سلسله‌مراتبي و رسمي به معني پراكندگي تسليحات و تامين مواد و تجهيزات بود كه طي 6 سال انباشته شده بودند- اين امر معادل "ارايه خدمات لجستيك پيش از موعد " است- اين پراكندگي تضمين كننده ادامه عملكرد باوجود حملات نيروهاي هوايي به تاسيسات تامين مواد و تجهيزات بود.
توانايي جنگ بر اساس زمينه‌هاي مذهبي، ايدئولوژيكي و فرقه‌اي به اندازه‌اي گسترده بود كه نيروهاي دفاعي اسرائيل توانايي انطباق با آنها را از نظر عمق و ميزان حمايت نداشتند. همانگونه كه پيش از اين گفته شد، غيرنظاميان به يك سلاح دفاعي بدل شدند و توانايي بهره‌گيري از تلفات غيرنظاميان و خسارات موازي با آن به سلاحي در نبرد سياسي بدل گشت. همچنين توانايي در بهره‌گيري از مناطق پرازدحام و سرزمين‌هايي آشنا به عنوان سنگر و يا مكاني براي انجام عمليات كمين دستكم تا حدودي به عنوان عامل جبران كننده در برابر توان زرهي، تحرك، آتش‌بار و حسگرهاي نيروهاي دفاعي عمل كرد.
نبايد در حجم و اندازه قابليت حزب‌الله در جنگ نامتقارن شبكه محور و جنگ فرسايشي با تحرك اندك بزرگنمايي كرد. نيروهاي دفاعي اسرائيل مي‌توانند در هر نبردي پيروز شوند و مي‌توانستند در اين جنگ با استفاده از تاكتيك‌هاي متفاوت زميني به پيروزي قاطعي دست پيدا كنند. با اين وجود، جنگ نامتقارن شبكه محور را نيز نمي‌توان ناديده گرفت. اين نوع از جنگ شبكه‌محور غربي كه مي‌تواند تا اين حد دربرابر نيروهاي متعارف كارآمد باشد و آن را با چالش عمده مواجه سازد بايد اين امر به رسميت شناخته شود.


ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 4395
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۸۴, ۱:۱۴ ب.ظ
محل اقامت: کرج پلاک 43!
سپاس‌های ارسالی: 6717 بار
سپاس‌های دریافتی: 12105 بار
تماس:

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط Mohammad 1985 »

جالب بود !!! از همه مهمتر نیروی دفاعی اسرائیل ! همه جا گفته نیروی دفاعی ! تا اونجا که من می دونم برای حمله و تسخیر یه نقطه نیروی تهاجمی لازمه نه تدافعی ! کلا شما وقتی یه جا رو میگیرید در حال تهاجم هستید نه دفاع !
مورد بعدی اینه که ارتشهایی که نیروی انسانی براشون ارزشمنده زمانی که میخوان عملیاتی انجام بدن براشون فاکتور تلفات خیلی مهمه مثلا به تیپ زرهی 205 دستور داده میشه تپه A رو تصرف کنه و تحت اشغال نگه داره حالا طبق استاندارشون در نظر میگیرن که برای این کار تیپ حداکثر باید 3 تانک و مثلا 30 پیاده رو از دست بده که اگه از این بیشتر بشه دیگه اون مورد براشون ارزش نظامی نداره و در واقع شکست محسوب میشه مگر موقعی که خیلی حساس و ضروری باشه براشون .
البته اینگونه جنگهای چریکی و شهری به درد ارتش اسراییل میخوره که به شدت از نظر نیروی انسانی کمبود داره اما آیا میشه جلوی ارتشهای بزرگتر از نظر نیروی انسانی اینگونه گرفت ؟ مثلا ارتش چین ؟ که میتونه صدها هزار نظامی رو به سرعت بسیج کنه ؟ درسته میشه تلفاتشون رو افزایش داد ولی نمیشه جلوشون صرفا با این روش گرفت .
اما نکته بعدی به هیچ وجه نباید با یک شکست اسراییل رو نابود شده و ناتوان فرض کرد بدون شک اونها تغییرات گسترده در شیوه جنگ و همچنین تغییر تاکتیک برای مقابله با حزب الله روی میارن شکست حزب الله باعث میشه ایران دچار مشکل بشه . هنوز هم ارتش اسرائیل توانایی بالایی در جنگهای کلاسیک داره و صرفا با یک عقب نشینی در جنگ 33 روزه نمیشه اون رو نابود شده فرض کرد .
به همه سياستمداران مشکوک باش.
جکسون براون
Colonel II
Colonel II
نمایه کاربر
پست: 1606
تاریخ عضویت: سه‌شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷, ۱:۴۱ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 18344 بار
سپاس‌های دریافتی: 12308 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط shola »

Mohammad 1985 نوشته شده:جالب بود !!! از همه مهمتر نیروی دفاعی اسرائیل ! همه جا گفته نیروی دفاعی ! تا اونجا که من می دونم برای حمله و تسخیر یه نقطه نیروی تهاجمی لازمه نه تدافعی ! .


همانطوری که می دانید به نام رسمی ارتش اسرائیل IDF به معنای نیروی دفاعی اسراییل ( Israel Defense Forces ) است .تهاجم یا تدافع فرقی ندارد در هر حال ارتش این رژیم با این نام خوانده می شود
منم مرگ، مادر تو، منم که دوباره تو را از نو میزایم.
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(19)

 [HIGHLIGHT=#c4bd97]كردزمن: تمام سيستم‌هاي جنگ الكترونيك اسراييل در جنگ با حزب‌الله خنثي   
  فارس: اسرائيل يكي از قدرت‌هاي جهاني در توسعه سيستم‌هاي جنگ الكترونيك محسوب مي‌شد. تمام اين سيستم‌هاي در جنگ با حزب‌الله نه‌تنها پرنقص نشان دادند بلكه خنثي شدند به گونه‌اي كه هيچ كدام عملكردي را نشان ندادند كه براي آن طراحي شده بودند. 

 تصویر 
[HIGHLIGHT=#c0504d]*منطقه و مواضع تقويت شده  

درس‌هاي متعدد كلاسيك را مي‌توان از جنگ از نو آموخت. سرزمين‌ و منطقه نقش مهمي در جنگ بازي كرده است. اين درگيري‌ها در زميني سنگلاخي و ناهموار با درختان پراكنده‌اي كه سطح تپه‌هايي را پوشانده‌اند كه بر گلوگاه‌ها و دره‌ها مشرف هستند، صورت گرفت. از ويژگي‌هاي اين منطقه وجود اجتماعاتي است كه گاهي از چند خانه تا يك شهرك كوچك را شامل مي‌شوند. حزب‌الله اغلب با داشتن اطلاعات و شناخت كافي از منطقه به طور موثري از پوشش طبيعي در كنار مواضع متعدد و آماده خود استفاده كرد.
علاوه بر شرايط طبيعي سرزميني، روستاها و شهرك‌ها در امتداد مرزها به طور موثري از سوي نيروهاي حز‌ب‌الله مورد استفاده قرار گرفتند. در بنت‌جبيل، خيابان‌هاي باريك، منطقه‌اي خطرناك براي زرهپوش‌هاي نيروهاي دفاعي اسرائيل ايجاد كردند. حزب‌الله از عمليات كمين و وسايل تقويت‌شده انفجاري IED عليه تهاجم تانك‌هاي اسرائيلي استفاده كرد. نكته‌اي كه بيش از پيش مسئله را بغرنج‌تر مي‌كرد، نبود حمايت بالگردها بخاطر هراس از وجود موشك‌هاي ضدهوايي سام بخصوص موشك SA-18 بود. نيروهاي حزب‌الله در ديگر روستاهاي امتداد مرز از طبقات بالايي ساختمان‌ها براي حمله به نيروهاي اسرائيلي كه به سوي پايين خيابان بسيار باريك در حركت بودند، استفاده كرد.
همانگونه كه پيش از اين نيز گفته شد، دامنه مواضع دفاعي حزب‌الله به نظر در مراحل اوليه جنگ نيروهاي دفاعي اسرائيل را غافلگير كرد. اگر چه اين غافلگيري نشانه شكست در اشتراك اطلاعات ميدان بود تا شكست در جمع‌آوري و تجزيه و تحليل اطلاعات جاسوسي. حزب‌الله در طول 6 سال از زمان خروج نظاميان اسرائيلي از لبنان در ماه مي 2000 مجموعه گسترده و عظيمي از سنگرها و مواضع آتش‌بار ساخته بود.
برخي از سنگرها تا 40 متر زيرزمين كشيده شده بودند و منطقه‌اي حدود 2 كيلومتر را در بر مي‌گرفتند. اين سنگرها داراي تاسيسات پزشكي، ذخاير تسليخاتي، آب و تهيه و تداركات به گونه‌اي بود كه رزمندگان بتوانند به مدت چندين هفته بدون هيچ نيازي به تامين مايحتاج در آن بمانند.
بنا بر اعلام برخي منابع، نيروهاي موقت سازمان ملل در لبنان (يونيفيل) و نيروهاي دفاعي اسرائيل تا حدود زيادي پيش از آغاز جنگ دامنه اين ساخت و سازها را دست‌كم گرفته بودند. يكي از افسران يونيفيل درباره سنگرهاي فوق‌الذكر به نشريه جينز اينگونه عنوان كرد كه "ما هرگز شاهد نبوديم آنها در حال ساخت چيزي باشند. آنها حتما با قاشق سيمان به آنجا آورده بودند ".
با اين حال در ارزيابي‌اي كه در ماه نوامبر 2006 و بعد از جنگ توسط "اندرو اگزوم " از موسسه واشنگتن براي سياستگذاري خاور نزديك صورت گرفت، آمده است:

"باوجود آن كه پيش از سفر تدوين كننده گزارش به جنوب لبنان در نوامبر 2006، مواضع حزب‌الله تا حدود زيادي توسط نيروهاي دفاعي اسرائيل نابود شده بودند اما بلوك‌هاي بزرگ بتوني نشان دهنده سيستم‌ سنگرسازي است كه در طول يك دوره زماني طولاني ساخته شدند. در يكي از اين مناطق در جنوب "نغوره " كه مشر به درياي مديترانه و مرز اسرائيل است، يكي از مواضع حزب‌الله داراي بتوني به ضخامت 18 اينج بود كه در فاصله صرفاً 20 تري از يكي از پست‌هاي يونيفيل و 100 متري يكي از مواضع نيروهاي دفاعي اسرائيل ساخته شده بود. "

شكست در درك حدود زيرساخت‌هاي نظامي حزب‌الله تنها به يك محل مختص نمي شد بلكه اين ناكامي در سراسر مرز نشان داد كه اطلاعات اسرائيل شكستي جدي در اين باره متحمل شد.
موقعيت منطقه‌اي همچنين در مراحل نهايي جنگ نيز براي نيروهاي دفاعي اسرائيل مسئله‌ساز شد. زمين ناهموار محدوده احتمالي حمله را به دو دره محدود كرد. بعد از اين كه عمليات آغاز شد، معلوم شد كه نيروهاي اسرائيلي از كدام يك از اين دره‌ها مي‌خواهند استفاده كنند. ويژگي‌هاي منطقه‌اي در كنار اين واقعيت كه نيروهاي دفاعي اسرائيل عمليات خود را تا نزديكي‌هاي پايان جنگ به تعويق انداختند، به نيروهاي حزب‌الله فرصت مناسبي داد تا براي عمليات كمين خود آماده شوند. زماني كه ستون‌هاي زرهي از وادي سلوكي پيشروي كردند، تانك سرفرماندهي توسط يك وسيله انفجاري تقويت شده نابود شد و تانك‌هاي باقي‌مانده نيز هدف خمپاره و آر‌پي‌جي قرار گرفتند. در طول اين درگيري، حزب‌الله 11 تانك را هدف قرار داد و 8 خدمه تانك را به همراه 4 سرباز ديگر از بين برد.
مشكل ديگر براي نيروهاي اسرائيل نبود اطلاعات و آگاهي دست اول درباره سرزميني بود كه آنها در آن مي‌جنگيدند. فرماندهان رده‌هاي پايين‌تر ارتش اسرائيل با نبرد در لبنان و حزب‌الله آشنا نبودند. در يكي از گزارش‌ها اينگونه آمده است كه هيچ يك از سربازان واحدهاي منظم در لبنان نجنگيده بودند.
نداشتن آگاهي از منطقه در كنار استفاده حزب‌‌الله از استتار، نشان‌دهنده نياز به طرحي براي تعيين تاثير كامل منطقه و آب‌وهوا و طرحي براي تقويت استحكامات در مناطق پرجمعيت كنوني و ايجاد موانع نظامي است.
درنتيجه اين درس‌ها، كارگروهي كه توسط نيروهاي دفاعي اسرائيل تشكيل شد در سال 2007 خواستار توسعه توانمندي‌ها در "حوزه زيرزميني " شد. يكي از مقامات ارشد نيروهاي دفاعي اسرائيل در ژانويه 2007 به نشريه جينز گفت:
"انتظار ما اين است كه حوزه زيرزميني به محور جنگ‌هاي نامتقارن بدل شود... حزب‌الله و سازمان‌هاي فلسطيني با برگرفتن تاكتيك‌هاي كلاسيك چريكي به مزيت‌هاي جنگ زيرزميني پي‌برده و توانمندي‌ خود را در اين زمينه سرمايه‌گذاري كرده‌اند. اگر چه هنوز شاهد حفر تونلي در كرانه باختري نبوده‌ايم اما انتظار داريم اين شيوه در مدت كوتاهي در آنجا متداول شود. "
فرماندهي جبهه جنوبي نيروهاي دفاعي اسرائيل هم‌اكنون "يگان تونل‌ها " در سال 2002 تشكيل داده كه در آن مهندسين متخصص در شناسايي و نابودي تونل‌ها عضو هستند. اين امر در واكنش به استفاده فراوان از تونل‌ها در طول انتفاضه دوم صورت گرفت. تونل‌ها كه در ابتدا براي وارد كردن و حمل ونقل تسليحات كنده شدند بعداً به عنوان مكاني براي حمله به نيروهاي دفاعي اسرائيل بدل گشتند. حملات فرامرزي و اسيرگرفتن "گلعاد شاليت " سرجوخه نيروهاي دفاعي اسرائيل در 25 ژوئن 2006 در گذرگاه مرزي غزه در منطقه "كرم شالوم " نمونه‌اي از اين دست اقدامات به شمار مي‌رود. سيستم‌هاي زيرزميني در جنوب لبنان نيز نيروهاي دفاعي اسرائيل را مجبور كرد نيروهاي زميني خود را براي پاكسازي تونل‌ها از راكت‌ها و مبارزان به منطقه اعزام دارند.
نيروهاي دفاعي اسرائيل در اوايل 2007، گزينه‌هايي را مورد ارزيابي قرار دادند تا تونل‌ها را بدون استفاده از نيروهاي زميني و كارگذاشتن مواد منفجره، پاكسازي كنند. ايده اوليه شامل استفاده از بمب‌هايي بود كه توسط روبوت‌ها حمل مي‌شدند و يا ريختن مواد منفجره مايع در سيستم‌ تونل‌ها بود.

[HIGHLIGHT=#c0504d]*مقايسه ارتباطات حزب‌الله با جنگ الكترونيك آن  

حزب‌الله نشان داد كه مي‌تواند شبكه ارتباطي فرماندهي و كنترل كارآمدي براي عمليات جوخه دو تا 3 نفره در نبردهاي پراكنده با كيفيت قابل توجه داشته باشد. اين شيوه‌هاي ارتباطي پيش از اين مورد بررسي قرار گرفتند و روشن شد چگونه يك دشمن آماده براي نبرد نامتقارن مي‌تواند سيستم‌هاي فرماندهي و كنترل و ارتباطات خود را در نبرد حفظ كند.
يكي از مفسران اينگونه مطرح مي‌كند كه حزب‌الله گام را فراتر از اين مسايل گذاشته و قابليت فراواني از جنگ الكترونيك ايجاد كرد:
"كارشناسان جنگ الكترونيك آمريكا در اسرائيل هستند تا بيابند چگونه سيستم‌هاي ايراني حزب‌الله جنگ الكترونيك اسرائيل را ناكار كرد. آنها به چهار زمينه پرداختد:

*1-ناكامي سيستم‌هاي جنگ الكترونيك اسرائيل براي مسدود كردن فرماندهي و ارتباطات حزب‌الله و رابطه ميان فرماندهي لبناني‌ها و مقرهاي ايراني مستقر در سوريه.

*2-چگونه متخصصين ايراني به حزب‌الله در شنود شبكه‌هاي ارتباطي اسرائيل و تلفن‌هاي همراه اسرائيلي‌ها از جمله مكالمه سربازان اسرائيلي در داخل لبنان كمك كردند.

*3-چگونه تجهيزات جنگ الكترونيك ايراني در ايستگاه‌هاي رادار ساحلي ارتش لبنان نصب شد و كار سيستم موشك‌هاي ضدموشك "باراك " نصب شده بر ناوهاي اسرائيلي را مسدود كرد و به حزب‌الله امكان داد تا ناو "هانيت " اسرائيل را هدف قرار دهد.

*4-چرا جنگ الكترونيك اسرائيل قادر نبود سيستم‌هاي نظامي در سفارت ايران در بيروت را مختل كند. اين سفارتخانه داراي يك اتاق جنگ زيرزميني بود كه حسن نصرالله و فرماندهان ارشد وي مانند "عماد مغنيه " در آنجا فعاليت داشتند.


تا تاريخ 12 ژوئيه 2006 كه حزب‌الله ماشه جنگ لبنان را كشيد، اسرائيل يكي از قدرت‌هاي جهاني در توسعه سيستم‌هاي جنگ الكترونيك محسوب مي‌شد- اين قدرت چنان بود كه رابطه‌اي دوجانبه براي انجام تحقيق و توسعه براي ساخت بسياري از سيستم‌هاي جنگ الكترونيك آمريكا و اسرائيل برقرار گشت. سيستم‌‌هايي كه در آنها تجهيزات و شيوه‌هاي مكمل آمريكايي و اسرائيلي ارايه شدند.
اين سيستم‌ها در جنگ با حزب‌الله نه‌تنها پرنقص نشان دادند بلكه خنثي شدند به گونه‌اي كه هيچ كدام عملكردي را نشان ندادند كه براي آن طراحي شده بودند. اين امر براي آمريكا و اسرائيل در دور بعدي درگيري در لبنان و يا هرگونه درگيري با ايران، مسئله ساز است.
نهادهاي اطلاعاتي هر دو كشور تلاش‌هاي فراوان ايران را در مدرن كردن تجهيزات جنگ الكترونيك ناديده گرفتند كه براي عقيم كردن عمليات ارتش آمريكا در عراق و عملكرد نيروهاي دفاعي اسرائيل در لبنان صورت گرفت. واحدهاي جنگ الكترونيك اسرائيل با تعجب شاهد مكانيزم‌هاي حفاظتي پيچيده‌اي بودند كه به شبكه ارتباطي حزب‌الله متصل شده بود. شبكه‌هايي كه توسط فيبرهاي نوري به هم متصل شده بودند و دربرابر اختلال الكترونيكي آسيب‌پذير نبودند.
كارشناسان آمريكايي و اسرائيلي اكنون دريافته‌اند كه از يكي از ويژگي‌هاي مهم تمرين دريايي ايران كه در آوريل 2007 در خليج فارس برگزار شد، چشم پوشي‌ كرده‌اند: اين ويژگي عبارت است از پيشرفت ايران در جنگ الكترونيك. آنها بسياري از سيستم‌هاي تسليحاتي ايران را قديمي و از مدافتاده توصيف كردند حال آن كه موشك‌هاي كروز ضدكشتي C-802 و سيستم‌هاي متعدد جنگ الكترونيك از جمله آنها بودند كه هر دوي اين تجهيزات در جنگ لبنان تاثير مرگباري داشتند.
جنگ اطلاع‌رساني در يك محيط سرشار از رسانه به همان اندازه خود جنگ، مهم و حياتي است زيرا جامعه بين‌الملل را وارد بازي مي‌كند. در شرايط حاضر اطلاعات و داده‌هاي اندكي براي تاييد جزئيات قابليت‌هاي حزب‌الله در اين حوزه وجو دارد. به هر حال، تاكنون هيچگونه بحثي درباره قابليت‌هاي مهم جنگ الكترونيك حزب‌الله در اسرائيل نشده يا ميزان آن اندك بوده است.

[HIGHLIGHT=#c0504d]*فعاليت‌هاي اطلاعاتي  

يكي از درس‌هاي هميشگي جنگ اين است كه كيفيت درگيري تا حدود زياد به كيفيت تجزيه وتحليل اطلاعاتي در پيش، حين و پس از پايان گرفتن جنگ بستگي دارد. هر دو طرف از قابليت‌هاي قابل توجه اطلاعاتي برخوردارند اما هر دوي آنها محدوديت‌هايي نيز دارند.

ادامه دارد ...

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
Captain
Captain
نمایه کاربر
پست: 2371
تاریخ عضویت: شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷, ۱۱:۰۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 6261 بار
سپاس‌های دریافتی: 11083 بار

Re: درس هايي از جنگ 33 روزه لبنان

پست توسط yasermym »

اختصاصي فارس/پاورقي از كتاب «آنتوني كردزمن»(بخش پاياني)

 تحليلگر پنتاگون:حزب‌الله منابع اطلاعات نظامي خود را در درون اسرائيل توسعه داده است  خبرگزاري فارس: برخي الگوها در حملاتي كه در طول جنگ صورت گرفت مانند حمله به پايگاه نيروي هوايي اسرائيل در "زفات " در 15 كيلومتري مرز نشان مي‌دهد حزب‌الله بطور كارآمدي منابع اطلاعات نظامي خود را در درون اسرائيل توسعه داده است. 
 تصویر 
[HIGHLIGHT=#c0504d]*اسرائيل  

اسرائيل از دارايي‌هاي پيشرفته فني اطلاعاتي برخوردار است كه پيش از اين به بسياري از آنها به تفصيل پرداخته شد. اسرائيل با وجود اين امكانات همچنين اشتباهات جدي در تجزيه و تحليل اطلاعاتي و برخي جنبه‌هاي اطلاعات تاكتيكي انجام داد. شكست در تجزيه و تحليل مناسب و پيش‌بيني رفتار دولت لبنان و پيشرفت‌هاي كلي حزب‌الله در كسب توانايي‌هاي جنگي مثال مهمي از اين ناكامي‌ها است.
جامعه اطلاعاتي اسرائيل (شامل موساد و شين‌بت و امان) به مدت 6 سال از زمان خروج نيروهاي دفاعي اسرائيل از منطقه امنيتي در جنوب لبنان مشغول نظارت بر فعاليت‌هاي حزب‌الله در امتداد مرزها بود. در طول آن زمان، مشاهده شد حزب‌الله محموله‌هاي تسليحات پيچيده از ايران از طريق سوريه دريافت كرد. پست‌هاي ديده‌باني همچنين شاهد ساخت‌وساز سنگرها در امتداد خط آبي بودند.
بنا بر گزارش نشريه «جينز»، با وجود آن كه نيروهاي دفاعي اسرائيل از اندازه سنگرها و تونل‌هاي حزب‌الله شگفت‌زده شدند اما اطلاعات گسترده‌اي درباره مكان آنها توسط اطلاعات اسرائيل به دست آوردند. پرونده‌ها شامل اطلاعاتي درباره سنگرهاي حزب‌الله و شبكه‌هاي مخابراتي آن در امتداد مرزها بود و عوامل موساد كه به شبكه‌هاي حزب‌الله نفوذ كرده بودند اطلاعات اضافي درباره انتقال تسليحات و مكان سنگرها ارايه كردند. در آستانه بروز جنگ،‌ عوامل موساد براي نشانه‌گذاري اهداف از مواد شيميايي استفاده كردند كه از سوي نيروي هوايي اسرائيل رهگيري شدند. در نتيجه در طول 365 ساعت از جنگ، بيشتر موشك‌هاي راهبردي و شبكه‌هاي مهم فرماندهي و كنترل حزب‌الله نابود شدند. تحليلگران به اين نكته اشاره مي‌كنند كه حزب‌الله نتوانست عمق اسرائيل را نشانه رود و بيشتر اين امر به لطف توانايي نيروي هوايي آن در از بين بردن زودهنگام 150 راكت‌انداز بود.
اطلاعات اسرائيل همچنين توانست با موفقيت عمده مراكز و سايت‌هاي راكت‌هاي دوربرد حزب‌الله را در روزهاي اوليه جنگ با كمك شبكه‌هاي شنود موساد، شناسايي و هدف‌گذاري كند.
به هر حال به گفته يكي از منابع، اين اطلاعات به نظر سري بودند و نقشه‌هاي مربوطه و ديگر اطلاعات تا اواخر جنگ به دست فرماندهان نظامي حاضر در ميدان نرسيد. افسران ميدان از موجود بودن اين اطلاعات آگاهي داشتند اما تا يك هفته بعد از آغاز هجوم زميني به اين اطلاعات دسترسي نيافتند. طرح‌هايي براي انتقال اطلاعات لازم به واحدهاي مرتبط در دست اقدام بود اما هرگز به موقع عملي نشد.
بنا بر اعلام نشريه جينز، اطلاعات اسرائيل مي‌دانست كه حزب‌الله داراي سلاح‌هاي پيشرفته ضدتانك است و آن را گزارش داده بود. به هر حال، نيروهاي دفاعي اسرائيل به خوبي براي استفاده تاكتيكي از راكت‌هاي ضدتانك حزب‌الله آماده نبودند زيرا سران اين نيروها پيش‌بيني استفاده كارآمد و خلاقانه حزب‌الله از آنها به صورت حملات گسترده را نكرده بودند.
برخي از منابع اينگونه عنوان مي‌كنند برخي از شكست‌هاي نيروهاي دفاعي اسرائيل در جنگ ممكن است در درجه اول بخاطر بي‌توجهي به اطلاعات جاسوسي مناسب بوده باشد. به هر حال، اين اطلاعات نشان مي‌دهد كه مسئله فراتر از استفاده مناسب از اطلاعات بوده است. [HIGHLIGHT=#d8d8d8]مداخله ايران مشكل ديگري بود كه اطلاعات ارتش اسرائيل (امان) با آن مواجه بود. بنا بر يكي از گزارش‌ها، امان از شمار كافي از فارسي‌زبانان براي شنود مكالمات ميان حزب‌الله و افسران ايراني برخوردار نبود.  

[HIGHLIGHT=#c0504d]*حزب‌الله  

در طول دوران ارزيابي بعد از جنگ معلوم شد كه حزب‌الله اهميت فراواني براي اطلاعات قائل بود. بنا بر ارزيابي نشريه «جينز»، حزب‌الله در سال‌هاي پيش از جنگ، امنيت داخلي خود را تقويت كرد تا مانع از نفوذ عوامل اسرائيلي شود بعلاوه اين كه تلاش‌هاي اطلاعاتي فزاينده‌اي در داخل اسرائيل انجام داد. در عين حال، ايران نيز تجهيزات پيشرفته جمع‌آوري اطلاعات در اختيار اين گروه قرار داد كه هواپيماهاي بدون سرنشين و تجهيزات شنود مكالمات از آن دست بودند.
با اين وجود، كيفيت اطلاعات حزب‌الله و سطح حمايت اطلاعاتي كه از سوي ايران و سوريه در اختيار آن قرار مي گرفت مبهم است. حزب‌الله پيش از جنگ تلاش گسترده‌اي براي بهبود جمع‌آوري اطلاعات خود انجام داد. اين گروه بر تحرك نيروهاي اسرائيلي متمركز شد و از اطلاعات براي كمك به طرحريزي حمله 12 ژوئيه استفاده كرد كه منجر به برپا شدن درگيري شد. حزب‌الله با كمك ايران و سوريه پست‌هاي شنود در امتداد مرزها داير كرد. اين پست‌ها داراي تجهيزات پيشرفته و گسترده بودند. تلاش‌هاي اطلاعاتي ديگر نيز در يك مركز به منظور تجزيه و تحليل اطلاعات به دست آمده از درون اسرائيل انجام شد.
[HIGHLIGHT=#f2f2f2]اطلاعات اسرائيل اعتقاد دارد كه قابليت‌هاي حزب‌الله و اطلاعات ايران نزديك به هم هستند.  اعتقاد بر اين است ايران علاوه بر تامين هواپيماهاي بدون سرنشين به حزب‌الله، به اين گروه كمك كرد كه قابليت علائم اطلاعاتي را توسعه دهد[HIGHLIGHT=#d8d8d8]. به عنوان مثال، سرتيپ "گال هرش " فرمانده لشكر 91 اسرائيل در 25 ژوئيه 2006 به خبرنگاران گفت كه سربازان اسرائيلي در طول نبرد در بنت‌جبيل اتاق‌هايي يافتند كه مملو از تجهيزات ساخت ايران بود. با اين حال پيچيدگي اين تجهيزات نامعلوم بود، اما حزب‌الله ظاهراً توانست پيام‌هايي را به ساكنان شمال اسرائيل ارسال كند و به آنها هشدار دهد تا خانه‌هاي خود را براي اجتناب از هدف‌قرار گرفتن، ترك كنند. اين كار بسيار شبيه همان كاري بود كه نيروهاي دفاعي اسرائيل براي توصيه به ساكنان جنوب لبنان براي تخليه خانه‌هايشان ارايه كرده بود.  
ارتباطات امن نيروهاي دفاعي اسرائيل شامل راديوهاي تاكتيكي "واي مكس " است كه توسط شركت مخابراتي "تاديران " اسرائيل ساخته شده كه يك شبكه سلولي زميني شركت "مانتين روز " و محصول شركت موتورولا آمريكا و اسرائيل است. ارتباطات ماهواره‌اي ارايه شده از سوي فضاپيماهاي "آموس-1 " و "آموس-2 " نيز از اين دست ارتباطات امن به شمار مي‌رود. با اين حال، اسرائيلي‌ها به خطوط امن مخابراتي تكيه نمي كنند.
[HIGHLIGHT=#ddd9c3]بنا بر گزارشي كه در روزنامه هاآرتص منتشر شد، اطلاعات حزب‌الله توانست به مكالمات تلفن‌هاي همراه گوش داده و صفحات پيام به "پيجر "ها را بخواند. "آوي ديختر " يكي از مديران پيشن سازمان شين‌بت و از افسران كنوني امنيت داخلي اسرائيل اعتراف كرد كه حزب‌الله داراي زيرساخت‌ها و فناوري پيچيده براي شنود مكالمات اسرائيلي‌ها است. وي همچنين عنوان كرد اسرائيل نشانه‌هايي يافته كه حزب‌الله تلاش داشته به تلفن‌هاي سلولي اسرائيل گوش فرا دهد. به هر حال وي منكر اين امر شد كه حزب‌الله در اين كار خود موفق بوده و تاكيد كرد برتري در اين زمينه با اسرائيل است. 
مدير شعبه C4I در ستاد كل نيروهاي دفاعي اسرائيل، سرتيپ "اودي شاني " بر امنيت شبكه مخابرات اسرائيل تاكيد كرد و گفت: "دشمن داراي قابليت‌هاي فوق‌العاده براي ورود به سيستم‌هاي ما است اما من با اطمينان مي‌توانم بگويم همه چيز پنهان شده و قابليت آشكار شدن ندارد. "
حزب‌الله علاوه بر پست‌هاي شنود خود، دست به جمع‌آوري اطلاعات واقعي و ايجاد مركز تجزيه و تحليل براي بررسي اسرائيلي‌ها و رسانه‌هاي بيروني كرده است و اطلاعاتي دريافت مي دارد كه از پست‌هاي سوريه ارسال مي‌شوند. سوريه از مدت‌ها پيش توافقنامه تبادل اطلاعاتي با روسيه داشته و به تازگي توافقنامه مشابهي با ايران بسته است. بنا بر اين توافقنامه‌ها، ايران و روسيه به داير كردن پست‌هاي شنود كمك كرده و اطلاعات ميان سوريه و كشوري داد و ستد مي‌شود كه به ساخت اين پست‌ها كمك كرده است.
علاوه بر اطلاعات سيگنال‌ها، حزب‌الله تلاش كرد عوامل خود را در درون اسرائيل توسعه دهد. برخي الگوها در حملاتي كه در طول جنگ صورت گرفت مانند حمله به پايگاه نيروي هوايي اسرائيل در "زفات " در 15 كيلومتري مرز نشان مي‌دهد حزب‌الله بطور كارآمدي منابع اطلاعات نظامي خود را در درون اسرائيل توسعه داده است. "سالم ابو اسماعيل " يكي از ژنرال‌هاي بازنشسته ارتش لبنان عنوان كرده اسرائيل براي اين جنبه از فعاليت حزب‌الله آماده نبود و مي‌افزايد: [HIGHLIGHT=#f2dcdb]"اگر توانمندي نظامي حزب‌الله بخصوص زرادخانه‌هاي موشكي و بردهاي براي اسرائيل يك شگفتي نبود اما قابليت‌هاي اطلاعاتي انها بطور حتم براي اسرائيلي‌ها غافلگير كننده بود.  "
به هر حال، جاي ترديد است اسرائيل پيش از جنگ و در طول جنگ اعتقادي به اين امر نداشته دستكم برخي از گردشگران ممكن است به عنوان عوامل اطلاعاتي عمل نمي‌كردند و يا برخي از اعراب اسرائيل منابع اطلاعاتي حزب‌الله نبوده‌اند. يكي از قوانين آهني جنگ سياسي و ايدئولوژيك بعلاوه مناقشه‌اي كه در آن جمعيت‌هايي از قوم‌ها و يا فرقه‌هايي در آن دخيل هستند كه با دشمن مشتركاتي دارند، اين است كه عوامل اطلاعاتي همواره حضور دارند و فعال هستند.

 **فصل پنجم:  

*آموزه‌هاي قانون پيامدهاي ناخواسته

تاثيرات "جاريه " جنگ

جنگ اسرائيل و حزب‌الله هزينه‌هاي وحشتناكي به لبنان از لحاظ جاني و اقتصادي به همراه داشت. اين جنگ براي اسرائيل بيش از آن كه هزينه جاني به همراه داشته باشد هزينه مالي به همراه داشته است اما تاثير بلندمدت راهبردي آن ممكن است ترغيب كننده حملات نامتقارني باشد كه در آينده خسارات سنگين‌تري به همراه خواهند داشت. هزينه‌هاي اقتصادي به لبنان پيش از اين توضيح داده شد. [HIGHLIGHT=#ccc1d9]اما هزينه‌هاي دفاعي جانبي جنگ بر اسرائيل به 27 ميليارد شكل (6 ميليارد و 500 ميليون دلار) تا پايان سپتامبر 2006 بوده است. اين هزينه اضافي براي كشوري كه بودجه سالانه آن در سال 2006 برابر با 33 ميليارد و 500 ميليون شكل (8 ميليارد دلار) و در سال 2007 برابر با 34 ميليارد و 300 ميليون شكل (2/8 ميليارد دلار) بوده،‌ سنگين است. 
آنچه كه از نظر درس‌هاي جنگ از اهميت بيشتري برخوردار است، اين است كه جنگ حزب‌الله و اسرائيل سومين جنگ در كمتر از ربع قرن بود كه اسرائيل پيامدهاي اصلي راهبردي اقدام نظامي در لبنان را به غلط محاسبه مي‌كند. "آريل شارون " وزير دفاع اسرائيل در سال 1982، دست به تشديد نزاع مرزي با سازمان آزاديبخش فلسطين زد و آن را به نبرد با سوريه و اشغال همزمان جنوب لبنان و حومه بيروت توسعه داد. شارون تلاش داشت ساختار سياسي لبنان را به گونه‌اي تغيير دهد كه اين كشور تماماً در دست "پير جميل " جنگ‌سالار ماروني اين كشور بيفتد.
تهاجم سال 1982 يك پيروزي تاكتيكي عمده براي اسرائيل به همراه داشت. به هر حال، اين تهاجم به از بين رفتن سريع اميدهاي سياسي اسرائيل با مرگ جنگ‌سالار مورد حمايت تل‌آويو و در نتيجه به تشديد اختلافات مذهبي و سياسي لبنان منجر شد. اسرائيل در اشغالگري حومه بيروت گرفتار ماند و اين امر اسرائيل را به كشتار غيرنظاميان فلسطيني در اردوگاه‌هاي صبرا و شتيلا مرتبط كرد و اين امر فشارهاي سياسي و نظامي ايجاد كرد كه در عوض نيروهاي دفاعي اسرائيل را مجبور كرد به جنوب لبنان عقب‌نشيني كنند. آنچه كه شكست عمده سازمان آزاديبخش فلسطين به نظر مي‌رسيد در نهايت به تقويت قدرت سياسي و نظامي اين سازمان در انتفاضه ختم شد.
تهاجم سال 1982 همچنين بذر تلاش مداوم و طولاني شيعيان لبنان را پاشيد. اگر چه شيعيان در ابتدا از پيشروي نيروهاي اسرائيلي به منزله آزادي جنوب لبنان از اشغال سازمان‌هاي فلسطيني استقبال كردند، خصومت و بي‌تفاوتي اسرائيلي‌ها و همچنين تشكيل حاكميت مسيحيان در منطقه جنوب لبنان كه در آن زمان در اختيار‌ اسرائيل بود به تشكيل حزب‌الله كمك كرد و در نهايت اسرائيل وارد جنگ فرسايشي بلند با حزب‌الله و ديگر گروه‌هاي شيعه‌اي شد كه تلاش داشتند اسرائيلي‌ها را از لبنان بيرون برانند.
نزديك به دو دهه بعد از آن، اسرائيل محاسبه غلط راهبردي ديگري انجام داد و در سال 2000 تصميم گرفت نيروهاي خود را از اين كشور خارج كند. به هر حال، تل‌آويو نمي‌توانست درباره توافق امنيتي و مرزي و صلح قاطع با دولت لبناني تحت نفوذ سوريه مذاكره كند. ارتش جنوب لبنان كه با حمايت مالي اسرائيل تشكيل شده بود از هم پاشيد و اسرائيل مجبور شد با چنان عجله‌اي از لبنان خارج شود كه به نظر رسيد حزب‌الله پيروز ميدان بوده و باعث از هم پاشيده شدن اين ارتش و حاكميتي شد كه اسرائيل در منطقه ايجاد كرده بود. خروج اسرائيل به عوض اين كه آرامش را به همراه داشته باشد، حزب‌الله پيروزمند را در نزديكي مرز "خط آبي " مستقر كرد.
تشديد جنگ 2006 توسط اسرائيل به صورت كاملاً متفاوت با تهاجم سال 1982 رقم خورد. تشديد اوضاع در نتيجه اقدام واحد سران نظامي و سياسي اسرائيل بود و كار يك وزير دفاع تندرو نبود. اسرائيل در تلاش براي تغيير ويژگي سياسي و راهبردي لبنان به توان هوايي اتكاء كرد تا اين كه حمله عمده زميني انجام دهد. به هر حال، اين شيوه نشان دهنده فرضيات اصولا اشتباه درباره رفتار سياسي و راهبردي لبنان و آسيب‌پذيري حزب‌الله بود.
با وجود تقويت نيروهاي يونيفيل در لبنان و استقرار نيروهاي ارتش لبنان در جنوب اين كشور، اسرائيل امن‌تر از پيش از آغاز جنگ نيست. موفقيت قطعنامه 1701 شوراي امنيت سازمان ملل به همكاري فوق‌العاده حزب‌الله، اسرائيل و دولت و ارتش لبنان بستگي داشت. فرض بر اين بوده كه درگيري‌هاي ميان اسرائيل و حزب‌الله به دور جديدي از جنگ‌ها منجر نخواهد شد و ايران و سوريه ارايه تسليحات جديد به حزب‌الله را دنبال نخواهند كرد و نيروي حافظ صلح بين‌المللي مي‌تواند به واقع موفق باشد. در اين قطعنامه همچنين خطر بحران سياسي ناشي از حزب‌الله در لبنان، جنگ داخلي و تقويت مجدد نقش سوريه در لبنان در نظر گرفته نشده بود.
در نتيجه اسرائيل و حزب‌الله اكنون آتش‌بس و ترتيبات امنيتي را به عنوان تركيبي از خطرات و فرصت‌ها مي‌انگارند. نتيجه جنگ روند صلحي است كه مي‌تواند در يك لحظه به روند جنگ بدل شود. بنابراين، هر يك از طرفين بايد آماده دفاع دربرابر ديگري و در عين حال تلاش براي استفاده از شرايط آتش‌بس باشند. اين جنگ ممكن است همچنين ماشه نزاع داخلي قدرت در لبنان را كشيده و اين امر حزب‌الله را به قدرت حاكم بر سياست لبنان بدل مي‌كند و دور جديدي از جنگ‌هاي مذهبي به راه مي‌اندازد. بطور حتم هر دو طرف شاهد خطر آغاز دور جديدي از درگيري‌ هستند و هم‌اكنون اهداف، راهبرد و تاكتيك‌هاي خود را براي چنين احتمالي تدوين مي‌كنند.
قوانين درگيري كه نيروي تقويت شده يونيفيل در صورت خيزش مجدد حزب‌الله در جنوب و يا دور جديدي از درگير‌ي‌ها تعيين خواهند كرد، معلوم نيست. تاكنون، نيروهاي سازمان ملل و ارتش لبنان تلاش‌هاي محدودي براي خلع‌سلاح حزب‌الله انجام داده‌اند و در جلوگيري از تسليح مجدد اين گروه موفقت محدودي داشته‌اند.
همانند 1982، موفقيت تلاش مشورتي نظامي آمريكا كه به نظر مي رسد تقويت ارتش لبنان است به وحدت سياسي لبنان بستگي دارد. وحدتي كه در شرايط كنوني بعيد به نظر مي‌رسد. در نتيجه به نظر مي‌رسد تلاش آمريكا بيشتر بر تصحيح مشكلات سياسي لبنان و آمادگي و قابليت عملياتي نيروهاي موجود باشد تا ايجاد واقعيت‌هاي جديد در جنوب و يا امتداد مرزهاي جنوب لبنان. به نظر مي‌رسد آمريكا با همان اختلاف عقيدتي جدي ميان لبناني‌ها، نبود وحدت و مسير سياسي، بعلاوه فشار احتمالي ايران و سوريه براي ممانعت از توسعه يك نيروي ملي مواجه باشد.
ميراث جنگ براي اسرائيل نيز مواجهه با مشكلات گسترده‌تر راهبردي است. اين دورنما بسيار واقعي به نظر مي‌رسد كه حتي اگر جنگي ميان حزب‌الله و اسرائيل در نگيرد، اما اين جنگ نيروهايي در جهان عرب ايجاد كرده كه اسرائيل را وارد نزاع چهارسويه گسترده با عناصرعرب خواهد كرد بعلاوه اين كه مشكلات سياسي فزاينده‌اي براي اعراب ميانه‌رو پديد خواهد آورد.
عملكرد حزب‌الله ممكن است به تشديد راديكاليسم نوين شيعي منجر شود و يا عناصر در حال رشد تندروي سني‌مذهب "نئوسلفي " در لبنان را وادار كند به حملات تروريستي خود ادامه دهند. حماس و جهاد اسلامي فلسطين كه اكنون كنترل نوار غزه را در دست دارند ممكن است از اين امر پيروي كرده و راه مشابهي در پيش گيرند و اسرائيل ممكن است شاهد مناقشه تازه با جبهه جديدي در كرانه باختري باشد اگر اين نيروهاي ضداسرائيلي بتوانند در تشديد فعاليت خود در آنجا موفق باشند. جنگ اسرائيل و حزب‌الله به همه نوع كشورهاي متخاصم و عوامل غيردولتي نشان داد كه اسرائيل و اسرائيلي‌ها آسيب‌پذير هستند. سوريه و ايران رغبت شديدي به تشديد فشارها دارند. جنبش‌هاي فراملي شيعه و سني دلگرمي تازه اي براي حمله به اهداف اسارئيلي در داخل و خارج دارند.
جنگ همچنين با ديگر مناقشات منطقه‌اي تعامل دارد. حمايت سوريه و ايران از حزب‌الله تا حدودي با اقبال عمومي مواجه شده و در ميان نظام‌هاي عربي مانند مصر، اردن و عربستان سعودي نگراني عمده درباره نفوذ فزاينده راهبردي ايران و خطر هلال شيعي ايجاد كرده است. هلالي كه مي‌تواند ايران، سوريه،‌ عراق و لبنان را شامل شود. جنگ همچنين با احياي القاعده و ديگر جنبش‌هاي تندرو نئوسلفي در تعامل است. گروه‌هايي كه نه‌تنها مخالف اسرائيل و سكولاريسم هستند بلكه جنبش‌هاي شيعي مانند حزب‌الله و همه شيعيان را به عنوان مرتد و مشرك مي‌دانند تا اين كه آنها را اعضاي مشروع اسلام قلمداد كنند.
يكي از درس‌هاي اين تجربه ممكن است اين باشد كه جنگ‌هاي نامتقارن عموماً فراتر از استفاده از روش‌هاي جنگي نامتقارن هستند. يعني اغلب شامل ايدئولوژي‌ها و ارزش‌اي نامتقارن هستند. مشابه آنچه در ويتنام پيش آمد، اين ارزش‌هامي‌تواند چنان تاثير عميقي بر نتيجه جنگ داشته باشند كه حتي پيروزي‌هاي عمده تاكتيكي بي‌ربط جلوه كنند بخصوص زماني كه يك طرف به راحتي در جنگي فرسايشي وارد مي‌شود ولي ديگري نمي‌تواند بعلاوه زماني كه مردم از نظر ايدئولوژيكي و سياسي با پيروز تاكتيكي ميدان دشمن باقي مي‌مانند.
در اين حالت، ممكن است اسرائيل نسبت به واقعيت‌هاي راهبردي و راهبردي كلان در لبنان كورتر از آمريكايي نباشد كه با واقعيت‌هاي مشابهي در عراق و افغانستان مواجه است. غلط بودن اين فرض كه يك دشمن به شكست تاكتيكي با رفتاري واكنش نشان مي دهد كه ارزش‌هاي مشابه با حمله كنندگان داشته باشد در بيشتر جنگ‌هاي متعارف در اروپا ثابت شده است. در اين كشورها،‌ ملي‌گرايي و ايدئولوژي غربي رفتار هر دو طرف را تعيين مي‌كند. خشم مداوم، نفرت و درخواست براي بازگرداندن سرزمين‌ بدون استثناء به عنوان قانون بوده است.
وارد جنگ شدن با يك دشمن با فرهنگ،‌ سيستم سياسي و اعتقادات مذهبي و ارزش‌هاي متفاوت به احتمال زياد نتايج مشابهي به همراه خواهد داشت. عدم تقارن سياسي، ايدوئولوژيكي و اداركي ميان دو طرف به آساني مي‌تواند به بعد برتر جنگ بدل شده و به گونه‌اي بروز كند كه ادامه اين تقارن را مهم‌تر سازد و فرقي نمي‌كند نتيجه نبرد چه باشد. ناديده‌ گرفتن اين واقعيت در كنار اعتقاد به ايجاد يك مجموعه از ارزش‌هاي مشترك و جهاني مي‌تواند پذيرش شكست باشد.

[HIGHLIGHT=#c0504d] 

فارس
دانستني که تو را اصلاح نکند گمراهي است. حضرت علي (ع)

تصویر

 [FONT=tahoma, Verdana, Helvetica, Arial, sans-serif][COLOR=#444444]==================================
دانلود مقاله در
انجمن علمي تامين رايگان مقالات گيگا پيپر
[External Link Removed for Guests]
==================================    
ارسال پست

بازگشت به “ادوات زميني”