سلام به آقا ميلاد. فكر مي كنم حسابي غافلگير شدم!
و اما سوالات!
1.نام واقعی-نام مستعار-سن-تحصیلات--محل تولد-شغل-تاهل-توصیف چهره-رنگ مو-رنگ چشم-قد-وزن-گروه خون و موارد غیر خصوصی دیگر؟
نام واقعي: رضا - نام مستعار: آرش - محل تولد: بيمارستان مهر تهران 22 اسفند 1350 - فرزند سوم و آخر
شغل: شاغل در يك موسسه آموزشي بخش خصوصي (نيمهدولتي)
مجرد - قد بلند و درشت هيكل هستم (185 سانتي متر و. 90 كيلوگرم) - سبزه گون - رنگ مو: قهوه اي تيره - رنگ چشم: ميشي - گروه خون: A+
تحصيلات: ديپلم رياضي سال 68 - ليسانس رياضي كاربرد در كامپيوتر - دانشگاه آزاد - واحد مركز
2.اخلاقت؟
بسيار آرام - كم حرف و كم سر و صدا اما داراي كمي شيطنت!
3.موارد مورد علاقه ات از نظر فیلم-بازیگر-کارگردان-خواننده-آهنگ- و سایتها و کانالهای ماهواره ای وشخصیتها و نامها و غذا ؟
كلن تمامي فيلمهايي را كه داراي ساخت قوي هستند دوست دارم. البته طرفدار پروپا قرص فيلمهاي قبل از انقلاب هستم و كلي دي وي دي از آنها جمع كرده ام.
بازيگران ايراني مرد مورد توجه من: پرويز پرستويي - مرحوم خسرو شكيبايي و محمدعلي فردين - بهزاد فراهاني - بهروز وثوقي - ناصر ملك مطيعي - ايرج قادري و برخي ديگر كه الآن اساميشان به خاطرم نيستند. البته سريال هاي رشيد (هنرمند اصفهاني) را با وجود ساده بودن ساختار خيلي دوست دارم و همينطور كليه ي كارهاي مهران مديري.
بازيگران زن ايراني مورد توجه من: مهشيد افشار زاده - مهرانه مهين ترابي - ثريا قاسمي - نادره خيرآبادي - يكتا ناصر و برخي ديگر كه فراموش كرده ام.
خواننده ايراني: گوگوش - داريوش - عماد رام - مرجان - فرهاد - ستار - اكبر گلپايگاني - مرحوم فريدون فروغي (البته فقط آنهايي كه قبل از انقلاب سروده شده اند. متاسفانه كارهاي جديد گوگوش و خيلي هاي ديگر براي من هيچ جذابيتي ندارند)
بازيگر خارجي مورد علاقه: راجر مور (نوعي طنز حتا در كارهاي جديش دارد!) - كرك داگلاس (پسرش به نظر من اصلن جايگاهي همچون پدرش ندارد) - جان وين - آلن دلون - ژان گابن - لينو ونتورا (بازيگر فقيد فرانسوي كه در نقش ژان وال ژان بازي كرد) - همفري بوگارت (توصيه مي كنم فيلم كازابلانكا و آن تصنيف معروفش را كه اشك بوگارت سنگدل را هم در مي آورد و زيبايي مسحور كننده اينگريد برگمن سوئدي را در اين فيلم را حتمن ببينيد) - اخيرن فيلم سابرينا را با بازي بوگارت و دوبله عالي پيش از انقلاب و كيفيت تصوير دي وي دي بسيار صاف ديدم و بسيار لذت بردم. در كل فيلم هاي كلاسيك غرب را به كل سينماي 30 سال اخيرش ترجيح مي دهم.
خواننده - گروه خارجي: الويس پريسلي - Abba - Bee Gees - Frank Sinatra
سايت هاي مورد علاقه: كليه سايت هاي نظامي و سياسي مثل همين سنترال و آئرو و ميليتاري - ريانووستي - بي بي سي فارسي و همدمي.
كانال هاي ماهواره: تا چند وقت پيش كه دزد ديش مرا نبرده بود، بيشتر مشتري پارس تي وي - VOA و BBC فارسي بودم. به ويژه برنامه هاي رضا فاضلي و بهرام مشيري.
شخصيت هاي مورد علاقه: پهلوي اول و دوم - علي اميني، هويدا و مصدق (نخست وزيران سابق) - تيمسار ربيعي، جهانباني، خسروداد، بهرام آريانا و مهدي رحيمي (از فرماندهان سابق ارتش) و ...
غذاهاي مورد علاقه: پيتزا - چيزبرگر - كباب دونر - سوسيس بندري - لوبياپلو - نان سنگك با نيمرو - فلافل و آبگوشت البته با ترشي و سنگك و سبزي خوردن تازه. به طور كلي اهل غذاهاي سنتي نيستم.
4.جایگاه اجتماعی؟
خيلي معمولي مثل بيشتر مردم.
5.چه تیپی هستی؟
بسيار معمولي ساده در محيط كار و در محيط هاي رسمي همچون ميهماني و عروسي: كت و شلوار و كراوات.
6.چه خصلت های دختران و پسران جذبت میکنه و چیا دفعت میکنه؟
در دختران، از كساني كه آرايش زياد و غليظ كه چهره واقعي صورتشون را پنهان ميكند بدم مي آيد و از پسران آنهايي كه موهاي سيخ سيخي مسخره و ريش عجق وجق (به خصوص ريش بزي كه منو ياد عربها ميندازه) من از 20 سالگي به اين ور، هيچ وقت ريش نداشتهام مگر در مواردي كه مريض شده و در رختخواب افتاده ام. در دختران، خوش صحبتي و سادگي جذبم مي كنه و در پسران هم وقار همراه با خوش لباسي و نداشتن موي زائد (نه در سر نه در صورت)
7.الف)از دعواها و بزن بزن هات بگو؟ ب)فنون رزمی بلدی و توش بکار بردی؟
يادم نمياد دعواي جدي با كسي كرده باشم. در دوراني كه راهنمايي تحصيل مي كردم، چند بار با همكلاسي ها اختلافات جزئي پيدا كردم ولي طوري نبود كه بگم دعواي مفصل و كتك كاري كرده ام. اهل هيچ نوع فن رزمي نيستم.
8.از چیا متنفری؟(حالا میگه دروغ)
اتفاقن از دروغ مصلحتي بسيار هم خوشم مياد. دروغ مصلحتي، جلوي خيلي از اتفاقات و درگيري هاي غيرلازم رو مي گيره. از افراطي گري بدم مياد. از كساني كه به هموطنانم تهمت منافق و صهيونيست و محارب و ... بچسبونند حالم به هم مي خوره. در كل از آدم هايي كه خيلي مذهبي هستند دوري مي كنم و همينطور از آدم هايي كه به قول معروف در زمره لات و لوت ها به حساب مي آن.
9.تلخ ترین و شیرین ترین خاطره عمر؟
خوشبختانه زندگي من تاكنون آرام بوده و فراز و نشيب زيادي نداشته. باور كنيد هيچ حادثه تلخ و هيچ حادثه شيريني كه هميشه به يادشان باشم ندارم!
10ازدواج رو چطور می بینی؟
به نظرم بسيار خوب است فقط وقتش را بايد كمي زياد كنند! (اين از نوع شوخي هاي آقاي ميلاد بود!) ازدواج در شرايط كنوني براي بيشتر جوانها (=پسران) تقريبن غيرممكن است. هزينه هاي عروسي و بعد آن واقعن كمرشكن هستند. مهريه سنگين تبديل به يك قانون نانوشته شده و آمار بسيار بالاي طلاق به خصوص در شهرهاي بزرگ نيز گوياي ناپختگي اغلب جوانان در امور اجتماعي و رفتاري هستش.
و اما خود ازدواج بسيار لازم است به خصوص اينكه در سن مناسب و با فرد مناسب انجام گيرد. مهمترين مسئله در ازدواج؛ جدا از آمادگي رفتاري و ذهني دو طرف، توانمندي مالي پسر هستش.
11.از جو و شرایط خانوادگی ات بگو؟
با پدر و مادرم در يك خانه ويلايي در مهرشهر كرج زندگي مي كنيم.
12.اگر دختر بودی چه مزایای و چه مشکلاتی برات به همراه داشت؟
مشكلات: حجاب اجباري (براي نمونه در برادرزاده ام باعث ريزش مو شده) - نداشتن حق طلاق - توهين و تحقير توسط گشت هاي به اصطلاح ارشاد - محدوديت در برخي از خانواده هاي به اصطلاح سنتي در رفت و آمد و تحصيل و معاشرت، و نبود امكان مسافرت تنها و اقامت بدون قيم!! در هتل يا مسافرخانه عمومي!!
مزايا: متاسفانه مزيتي در دختر بودن در ايران فعلي من نمي بينم. (با عرض شرمندگي و پوزش از دختران گرامي عضو سنترال)
13.اگر در محل کنونی زندگی ات نباشی کجا را انتخاب میکنی؟چرا؟
براي من، ساكت و دنج بودن محل زندگي مهمترين اصل است. هرجا ساكت باشد، همسايه هاي مزاحم و فضول نداشته باشد و همينطور آپارتمان نيز نباشد، آنجا براي من مناسب است. هيچ وقت آپارتمان نشين نبوده ام و اميدوارم هيچگاه هم نباشم. اما جدا از مكان فعلي، ترجيح مي دادم در يك خانه ويلايي بزرگ در يكي از محلات ساكت شمال تهران همچون جمال آباد، كاشانك، سوهانك يا الهيه زندگي كنم. البته الهيه، ديگر آن الهيه سابق نيست. منزل يكي از دوستانم آنجاست و هر بار كه آنجا مي روم، مي بينم رو به خرابي است. باغ ها و منازل بزرگ همگي در حال تخريب هستند و در كوچه هاي بسيار خلوت ديروز آنجا، امروز كمتر جاي پارك ماشين گير ميآد.
14.با چند نفر از طریق نت رفیق شدی؟
1- آقا مهدي (مدير محبوب سايت) كه در سال 84 هر دو در يك فروم ديگر عضو بوديم و از آنجا آشنا شديم.
2- آقا سامان (مدير ارشد سايت و مهندس الكترونيك متبحر)
3- آقا داوود (از علاقمندان به هوافضا)
4- آقاي مهدي2224 كه مدتي است نمي دانم كجاست.
5- آقاي فريبرز (مدير ارشد سايت) كه مدتي است از ايشان بيخبرم.
و يكي دو دوست ديگر از كشورهاي خارجي.
15.خودتو گرفتی؟گرفتنت؟چرا؟
خودمو هيچ وقت نمي گيرم. اصلن از اينكار خوشم نمياد. به همه ي اطرافيانم حتا آبدارچي هاي محل كارم احترام مي ذارم و باهاشون درد دل مي كنم. اما تابستان سال 71 يادم هست در ميدان ونك با يكي از دوستانم قدم مي زدم كه نيروي انتظامي به دليل باز بودن دگمه بالايي پيراهن مان مي خواست دستگيرمان كند! به هر حال به خير گذشت و شب را در زندان نگذرانديم.
16.چه بلاهایی سر حیوانات اوردی؟
با حيوانات بسيار دوست هستم. سالي دو سه بار به همين باغ وحش تهران ميرم. تمامي گربه هاي محل منو مي شناسن و از من غذا ميخوان! (قابل توجه محمد1985) همچنين به پرنده ها و مرغ و خروس هاي پسر همسايمان سعي مي كنم غذا بدهم.
17.یک سوال سخت از خودت بپرس!
نسبت به هم سن هايت، چرا موفق نبودي؟ نه ازدواج كردي؟ نه پول و پله ي درست و حسابي به هم زدي. نه سر و زبون درست حسابي داري. نه پست مهم دولتي گرفتي. هيچي نشدي.
18.چند تا زبان میدونی؟
ما اصالتن ترك زبان هستيم (تبريزي). مختصري هم به اندازه بقيه دوستان در حدي كه كارم راه بيفتد، انگليسي بلدم.
19.سرگرمی های اصلی ات؟پاتوقت برای تفریح؟
اينرتنت - فيلم ويدئو - مطالعه كتاب و مجله (مجله ماشين را نزديك به 30 سال است ميخوانم و همينطور نوآور و صنايع هوايي) مجله جنگافزار را چند باري خريدهام اما هر بار از زياد بودن غلط هاي املايي و انشايي، عجيب و ناهماهنگ بودن صفحهبندي و ترجمههاي دور از ذهن مقالات آن، پشيمان شدهام (به آقاي جهان پناه نگوييد!). به كتابهاي تاريخي بسيار علاقه دارم. اخيرن كتابهاي مرحوم احمد كسروي را خريدهام كه هنوز وقت نكردهام بخوانم (كتاب شيعيگري را پنج هزار تومن خريدم). همينطور كتاب «ماموريتم براي وطن» نوشته محمدرضا شاه را كه از سال 1343 نو نگه داشته شده بود و به طرز باورنكردني حتا شايد ورق هم نخورده بود به قيمت 40 هزار تومن خريدم! (قيمت پشت جلد 20 ريال!) و همينطور كتاب انقلاب سپيد را به قيمت 15 هزار تومن.
20.چه موقع خانمها برات اعصاب خرد کن میشن؟
هنگام رانندگي اگر پشت سر يكي از اين خانم ها بيفتم كه تاكنون گيربكس ماشين شان، رنگ دنده سه به بالا را نديده است! يا هنگامي كه جلوي ويترين مغازه اي كه مي خواهم واقعن از آن خريد كنم بي خودي بايستند و حرف بزنند.
21.ناراحتی روحی داری؟
اين سوالي است كه به گمانم بيشتر پرسش شوندگان بدان جواب منفي خواهند داد اما بايد بگويم در خرداد سال 79 دچار افسردگي شديد شدم كه البته با مراجعه به پزشك طي چند ماه درمان شد.
22. افکار شیطانی عمرت؟
افكار شيطاني را كم و بيش همه دارند! گفتنش در اينجا باعث دردسر سايت مي شود!
23.از اقدامات خارق العاده ات!
همان طور كه گفتم فراز و نشيب زيادي تاكنون در زندگي ام نداشته ام. همينطور كار خارق العاده هم انجام نداده ام.
24.چقدر مسلمونی؟
من فقط خداپرستم. اديان همگي آمدهاند تا انسانها را يكتاپرست نمايند نه اينكه خود مورد پرستش قرار گيرند.
25.چند بار عاشق شدی؟
هيچ بار. متاسفانه يا خوشبختانه پيش نيامده. دخترهايي كه من ديدهام همگي عاشق سوناتا و آزرا هستند و عاشق پسري به سن و سال من نميشوند.
26.از چی پشیمونی؟از چی حسرت میخوری؟از چی دلت میگیره؟
پشيمونم از اينكه بيشتر تلاش نكردم. متاسفم از اينكه دوست داشتم چند زبان خارجي همچون فرانسه و روسي بدانم.
28.به بد دیدن عادت داریم یا به آن عادتمان دادند؟
به هرچه عادتمان بدهند، به تدريج بدل به نوعي قانون و ارزش مي شود. پس عادتمان داده اند ظاهر را ببينيم و قضاوت نماييم.
29.نحوه آشناییت با سنترال؟چی شد که ماندگار و فعال شدی؟
همانطور كه پيشتر نوشتم، من و آقا مهدي در يك فروم باهم دوست شديم. آقا مهدي از قديمي هاي آنجا بود. خيلي زود هر دو بدين نتيجه رسيديم كه آنجا به درد ما نمي خورد. آقا مهدي فرومي به نام عفيف را كه برگرفته از نام موبايل فروشي عفيف بود، به تازگي با همكاري آقاي فرهاد 3614 (كه نمي دانم كجا هستند و چه مي كنند) راه انداخته بودند. از من دعوت كردند و من هم عضو شدم. اما ماندگار نبودم و به واسطه ي صحبت ها و گوشه كنايه هاي نيشدار برخي مديران يا كاربران سابق سنترال، به وبلاگ نويسي روي آوردم و ترجيح دادم تنها كار كنم.
30.خرج ماهیانه ات؟
حدود 300 هزار تومن.
31.رضا؟
تنها.
32.روزهای سخت زندگی ات؟
دوران بيماري سال 79 و دوران آموزشي در سربازي (البته آموزشي خوشيهاي زيادي هم داشت).
33.به چی میخندی و به چی گریه؟
برخي رفتار مردم بسيار برايم خنده دار است. يادم هست مواقعي كه از مترو استفاده مي كنم، افراد زيادي را مي بينيم كه در ايستگاه دانشگاه شريف به سرعت زياد مي دوند و دو پله يكي خود را به بالا مي رسانند تا به صف اتوبوسهاي شهرك غرب برسند. اما همين كه رسيدند، وقتي مي بينند اتوبوس ريالي (125 توماني ناقابل) آمده است، حاضر مي شوند در سرماي زمستان بلرزند اما آنقدر بايستند تا اتوبوس بليطي بيايد تا از سر و كول هم بالا رفته و 100 تومان پس انداز كنند! اين امر براي من بي معني و بسيار خنده دار است. بيشتر اينها را با موبايلهاي گران قيمت شان مي بينيم كه با پول هركدام از موبايلهايشان مي توانند چند سال سوار اتوبوس هاي ريالي شوند. اين خنده دار است. اين مضحك است و نشان از مغزي كوچكتر از گنجشك دارد.
اما زياد گريه ام نمي گيرد. آخرين باري كه من به همراه خانواده حسابي گريه كرديم روز 26 دي و 22 بهمن 57 بود. يك بار پسر كوچك حدود 7 ساله اي را به همراه پدرش ديدم كه التماس مي كرد از او فال بخرم و من متاسفانه پول به همراه نداشتم. يك بار همين اواخر (چند شب پيش)، ساعت حدود 10 شب بود و بسيار سرد. سر چهار راه ايران زمين - خوردين، پيرمردي را ديدم كه بين اتومبيل هاي گران قيمت 50 ميليون تومان به بالا، سعي مي كرد، سه چهار بسته دستمال كاغذي بفروشد كه كسي نمي خريد. من باز هم پول نداشتم اما اين بار رفتم و از عابربانك پول گرفتم و سريع دور زدم برگشتم ولي هرچه گشتم از پيردمرد خبري نبود. يك بار هم در خيابان معروف 4 باندي مهرشهر، ديدم مقابل يكي از اين منازل 4 - 5 هزار متري، بچه گربه اي زير گرفته شده و در حال جان دادن است. اين وقايعي بود كه اين اواخر حسابي مرا ناراحت كرد.
34.سفرهات؟
شيراز - نمك آبرود - عباس آباد (شمال) - تبريز - مشهد – قم – اطراف تهران همچون فشم و آهار و لواسانات نيز زياد رفتهام.
زياد اهل سفر نيستم. پدر و مادرم پير و مريضند و من هم به تنهايي حس مسافرت ندارم. دوست صميمي هم ندارم كه باهم همراه شويم.
35.بهترین بازی کامیپوتری؟
Command & Conquer (نسخه تحت DOS)، اف117 و USAF
36.یک جمله تکاندهنده بگو؟
به يزدان گر ما خرد داشتيم / كجا اين سرانجام بد ما داشتيم
37.کار خاصت در کودکی؟
بسيار به نگهداري جوجه مرغ و بزرگ كردنشان علاقه داشتم. خروس بازي هم زياد كردهام.
------------------------------------
رضا و پدر
مورد احترام.
رضا و مادر
مورد احترام. سعي مي كنم تا جايي كه بتوانم كمكش كنم. از ظرف شستن گرفته تا خريد و شايد پخت و پز.
رضا و خواهر
مورد احترام.
رضا و برادر
دوست قابل اعتماد.
رضا و همسر

رضا و فرزند
علاقه اي به داشتن فرزند ندارم.
رضا و تهران
زشت ترين، شلوغ ترين و آلوده ترين شهر ايران.
رضا و دبی
نرفته ام و بعيد مي دانم كه بخواهم بروم. (كلن از كشورهاي عربي متنفرم و پول خرج كردن در آن كشورها را دشمني به ايران مي دانم)
رضا و ترکیه
در اولين فرصت دوست دارم استانبول و آنتاليا را ببينم.
رضا و لس انجلس!
فرصتي فراهم شده بود تا گرين كارت آمريكا را بدست آورم كه پي اش را نگرفتم. ولي دوست دارم اگر زماني ساكن آمريكا شدم، در اين شهر باشم.
رضا و قلیان
اهلش نيستم و بدم مي آيد.
رضا و سیگار!
اهلش نيستم و بدم مي آيد. از كنار سيگاري ها در پياده رو هم سعي مي كنم رد نشوم.
رضا و جنگنده صاعقه!
اف5 رنگ شده. (گنجشك رنگ شده و بلبل يادتان هست!) البته كارهايي در بهينهسازي اف5 صورت گرفته، اما نميشود گفت هواپيما توليد شده است.
رضا و راندن موتور!
بلد نيستم و علاقه اي هم ندارم.
رضا و بهترین هدیه اش!
تاكنون هديه با ارزشي از كسي نگرفته ام. بيشتر هديه داده ام.
رضا و خدمت!
اگر منظور خدمت سربازي است كه سالهاست انجام داده ام.
رضا و بیکاری!
بيكاري مرض مي آورد.
رضا و خلاف!
اهل هيچ نوع دود و دمي نيستم. طبعن بيشتر خلاف ها نيز از اين نقاط آغاز مي شوند.
رضا و لاف!
گاهي بايد لاف زد!
--------------------------
Mahdi1944
دوست خوب و مديري كه با دقت و حوصله، حتا پاسخ سوالات كاربران ناشناس را نيز به دقت مي دهد و بدون چشمداشت، از اغلب پستهاي مفيد تشكر ميكند.
SAMAN
دوست بسيار خوب و مهربان. استاد الكترونيك و آويونيك. چند وقتي بود كه پست هاي قديمي دوست خوبم آرمان و همينطور پست هاي قديمي خودم را مي خواندم. ديدم آقا سامان (به همراه آرسام و يكي دو دوست ديگر) با دقت و حوصله آنها را خوانده و از تمامي آنها تشكر كرده اند. اين از اين نظر برايم مهم بود كه بدانيم سيستم سايت يكبار دچار به روز سازي شده و تشكرهاي قبلي از بين رفته بودند. آقا سامان يك دوست واقعن خالص هستند.
Parsa
از دوستان جديد، بسيار مهربان و مبادي آداب و اخلاق. وطن پرست و تقريبن همفكر.
Shahryar
مسلط به زبان روسي و از طرفداران پروپاقرص جنگنده ها و هواپيماهاي روسي! جدا از شوخي، ايشان از اساتيد و مفاخر قسمت هوافضاي سنترال هستند.
Fariborz
استاد بي ادعا و بسيار توانمند در زبان آلماني. از مفاخر سايت سنترال. بسيار مؤدب كه تقريبن از تمامي پست هاي مفيد تشكر ميكنند.
Mohammad 1985
دوستدار گربه ها!
oweiys
متاسفانه شناختي از ايشان ندارم.
Morteza313
از كابران ارشد و علاقمند به مباحث هوافضا، طرفدار بلوك شرق (كره شمالي، چين، روسيه)، كه از نظر سياسي 180 درجه باهم اختلاف سليقه داريم.
Capitan pilot
مدير مهربان، باتلاش و بي ادعاي قسمت هوافضا. ايشان با تهيه پست هاي بسيار مفيد و خواندني همراه با تصاوير و رنگبندي مناسب، جاي خالي بسياري از مديران سابق و مديران گرفتار يا كم تلاش فعلي را به خوبي پر كرده اند.
Negar.int
متاسفانه شناختي از ايشان ندارم.
Mil@d
ذوق و استعداد فراواني در طنزنويسي و بذله گويي دارد. به جد مي گويم مي تواند با تلاش و كوشش و مطالعه ي بيشتر، نويسنده اي طنزپرداز در حد عزيزنسين تركيه بشود.