درود
پس از 604800 ثانیه دوری اجباری (معادل 7 روز )ز خانه مجازی ام سنترال اینبار با نام کاربری خودم به سنترال می ایم تا برخی از سوالات خودم را با استاد رضای وطن پرست نیک اندیش و ژرف اندیش در میان بگذارم.
اگر چه با توجه به استقبال گسترده از این صندلی و تازه بودن ان(تنها پس از یک هفته) صندلی موازی جدیدی راه اندازی شده ولی از نظر من این صندلی با استاد رضا تازه داغ شده است ان هم در این سرمای زمستان!
درود و صد درود به پارسای سنترال
راستش من هم تو این مورد موندم. چون هنگامی که پرسشهای بسیاری از کاربران محترم مطرح نشده یا پاسخ داده نشده اما صندلی دیگری به یکباره برپا میشه

با اجازتون میرم سری سوال هایم هر چند امیدوارم با عنایت مدیریت و مسئولان صندلی داغ این صندلی حداقل به مدت یک هفته دیگر پا برجا باشه.
من هم امیدوارم.

1.از نظر شما ازادگی چیست و چه تفاوتی با ازادی دارد?کدام یک لازم و ملزوم دیگری یا علت و معلول دیگری است?
آزادگی یعنی حرف ستم را نپذیرفتن و سرسپرده نبودن. آزادی یعنی اختیار انسان بودن. انسانها چه آزاده و چه غیرآن، از نظر اختیار بسته به قوانین اجتماع محل زندگیشان، ممکن است آزاد باشند یا نباشند. انسان دارای آزادی نیز می تواند آزاده باشد یا نباشد. بنابراین ارتباطی بین این دو نیست. آزادی انواع گوناگون دارد: آزادی اجتماعی، آزادی سیاسی و آزادی اقتصادی از آن جمله اند. آزادی اجتماعی را به گمانم همه می دانیم چیست. همینطور آزادی سیاسی نیز آزادی انسانها در همه گونه انتخاب برای آینده وضعیت کنترل کشورشان می باشد. آزادی اقتصادی نیز نبود تبعیض در فعالیتهای اقتصادی و تولید ثروت در کشورشان می باشد. یعنی برتری خاصی به یک گروه، طبقه و اندیشهء خاص در کار و کاسبی وجود ندارد. انسانهای آزاد در کشورهای دموکراتیک بسیار یافت می شوند اما انسانهای آزاده که وجودشان محدود به کشور یا رژیم خاصی نیست، بسیار کمیابند.
2.بهای ازادی و ازدگی چیست?
بهاي آزادي بالاست اما بهاي آزادگي بسيار بالاتر است و قيمتش جان انسانها ميباشد. هزاران ايراني آزاده در طي اين چند قرن، به دليل آزاده بودن جان خود را فدا كردهاند. از رستم فرخزاد و يعقوب ليث صفار و بابك خرمدين گرفته تا ستارخان و باقرخان و ... را ميتوان در زمرهء انسانهاي آزاده ايران نام برد.
3.دیدن سخت تر است یا ندیدن شنیدن یا نشنیدن بودن یا نبودن ..............!!?
نشنیدن سخت است. ندیدن از آن سختتر و از همه سختتر، ندانستن است.
4.از نظر اقا رضا تنها راه انسان در اوج نومیدی چیست?
نوشیدن می و مست شدن یا خود را به دیوانگی زدن و مجنون شدن یا سر به دیوار کوفتن و یا..................شاید کاری که زنده یاد هدایت انجام داد و یا شاید..................?
خماري بعد از مستي بدتر از نااميدي نخستين است. خودكشي هم از تبعات نااميدي شديد است كه نشان دهندهء تسليم شدن انسان در برابر مشكل است. مشكل براي انسان است و انسان بايد آن را حل كرده و از آن عبور كند. تمامي مشكلات و موانع با گذشت زمان حل شده يا نابود ميشوند. در نااميدي بسي اميد است. پايان شب سيه، قطعن سپيد است. اندكي صبر، سحر حتمن نزديك است.
5.خداکجاست و کجا نیست?چرا او چیزهایی را که ما می بینیم نمی بیند و یا اگر میبیند خود را به ندیدن می زند.... و یا شاید همه این قضاوت ها ساخته اذهان توهم الود ما فرشتگان گنهکار سقوط کرده بر این کره خاکی است?
خدا همه جا است و جايي نيست. جايي نيست چون موجود فيزيكي نيست كه به جا و مكان نياز داشته باشد و اصولن نيازمند هم نيست. خداوند همه چيز را ميبيند و همه چيز را ميداند اما در اسباب و علل مادي و روند كار طبيعت دخالت نميكند. براي نمونه هيچ جاي كره زمين نيست كه جاذبه زمين وجود نداشته باشد. در اين دنيا هركسي هركاري خواست انجام ميدهد، مردم خود سرنوشتشان را رقم ميزنند و تنها براي اعمال ناپسندشان بايد در جهاني ديگر پاسخگو باشند.
6.نظر یا احساس یا برداشت شمااز این ابیات یا اشعار چیست?
در این دنیا که مردانش چو نامردان عصا از کور می دزدند......من خوش باورنادان محبت آرزو کردم
سياهدلي بیشتر مردمان اين روزگار و صفا و سادگی عده ای بسیار کمتر.
آنکس که بداند و بداند که بداند ، بايد برود غاز به کنجي بچراند .
آنکس کهبداند و نداند که بداند ، بهتر برود خويش به گوري بتپاند .
آنکس که نداندو بداند که نداند ، با پارتي و با پول خر خويش براند .
آنکس که نداند ونداند که نداند ، بر پست رياست ابدالدهر بماند .
آنكس كه نداند كه بداند كه نداند، بر جعل مركب بماند كه بماند
........چرا که او ریش دارد و من نه.!!
ما هم ريش داريم البته در دلمان و ريشه داريم در وطنمان اما ريش نداريم در صورتمان. (با احترام به آقای هالو!)
و این نیز بگذرد....................!
عمر نيز بگذرد. بهتر بود گذر عمرمان را در راز افسون همان گل سرخ ميگذرانديم.
تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز
نيكي و بدي هيچ سرانجامي در اين دنيا ندارند. دوران سربازي هم گروهاني داشتيم كه عرق خور بود و زنباز. الآن هم به همه جا رسيده است. كار خوب دارد. زن زيبا و نجیب دارد و ...
كار ما نيست شناسایی "راز" گل سرخ. كار ما شايد اين است. كه در "افسون" گل سرخ شناور باشيم
یک دیدگاه شرقی. در برابرش دیدگاه غربی است که اساسن به همان راز ها و علوم جهان هستی با دقت ژرفی می نگرد و افسون نمی شود تا بتوانند افسون کند.
"نرسيده به درخت،
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است
ميروي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در ميآرد،
پس به سمت گل تنهايي ميپيچي،
دو قدم مانده به گل،
پاي فواره جاويد اساطير زمين ميماني
و تو را ترسي شفاف فرا ميگيرد.
در صميميت سيال فضا، خشخشي ميشنوي:
كودكي ميبيني
رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او ميپرسي
خانه دوست كجاست."
[External Link Removed for Guests] 7.به ایرانی بودنتانافتخار می کنید و اگر دست خودتان بود دوست داشتید کجایی بودید?اسمانی یاکه زمینی و اگر زمین کجای این کره کوچک خاکی سرگشته و حیران در کنجی از کهکشان راه شیری?
بله. با همهء این درد و رنج قرنهای تاریکی فرود آمده در دیده و خرد ایرانی، جای بسی خوشحالی است که امروز مردم ایران در اکثریتشان به بیگانهپرستان از همه رنگش چه در بعد ارتجاعي و چه از نوع خلقی پشت کردند و با خواندن و فرا گرفتن از تاریخ، به خویشتن خویش نزدیک و نزدیکتر میشوند. اگر دست خودم بود، دوست داشتم ايراني موفقي باشم از نوع زميني. جمعه 2 بهمن، حدود 11 تا 12 ظهر، برنامهاي در شبكه 4 تلويزيون پخش ميشد و در آن ادعا شده بود كه منظومه شمسي در دسامبر 2012 از نزديكي يك سياهچالهء بسيار پرقدرت عبور خواهد كرد و پرتوهاي خورشيد دست كم براي چند روز به سمت آن منحرف شده و كره زمين تاريك ميشود (در حال بدبینانه کار دنیا با سقوط به درون سیاهچاله تمام می شود). ميبينيم كه هيچ جاي كهكشان، امنيت و آرامش برقرار نيست. اين عدم ثبات، ويژگي طبيعت است. هيچ چيز ثابت و دائمي نيست. (باید ببینیم نظر کارشناس محترم فیزیک و نجوم سنترال یعنی SadafG چیست)
8.تا بحال دوست داشتید جای کسی بودبد و ان شخص کیست?
بيشتر دوست داشتم 30 سال قبلتر به دنيا آمده بودم؛ يعني حوالي سال 1320 خورشيدي. يادم هست چند ماه پيش از خيابان فرانسه (نوفل لوشاتو) رد ميشدم. واقعن ديدن منازل بسيار بسيار زيباي سالهاي 1300 تا 1320 حيرت آور و بسيار لذت بخش بود. يك معماري سحرآميز در اين منازل بزرگ و دلپذیر وجود دارد. تراسهاي گرد، پنجرههاي بلند با قاب چوبي بسيار خوشتراش. آجرهای زیبایی که گذر زمان، آنها را زیباتر نموده.
[External Link Removed for Guests] زیبای یک ساختمان قدیمی در خیابان نادری (اندکی پس از چهارراه استانبول - بهار 1388)
نمی دانم حکایت قدیمی ترین پیتزا فروشی تهران یعنی
پیتزا داوود را که در این خیابان درون کوچه ای بسیار قدیمی است شنیده اید یا نه. پیتزا داوود از سال 1341 سابقه دارد! داخل همین کوچهء پیتزافروشی، دو منزل ویلایی بسیار بزرگ در دو طرف کوچه ساخته شده اند که واقعن به تمام معنا قرینه هم هستند. جدا از زیبایی شگفت انگیز، قرینگی حتا از نظر درختان درون حیاط هر دو منزل نیز حیرت آور است. درون حیاط هر دو منزل، یک کاج بسیار بلند و قدیمی است که به نظر می رسد بیش از 70 سال قدمت داشته باشند. حیف که یکی از منازل کاملن متروکه شده بود.
[External Link Removed for Guests] حسن آباد (پاییز 1387)
سفارت واتیکان یک اثر هنری به تمام معنا در این خیابان است (حیف که شب بود و فرصت عکاسی نبود). چند شب پیش برای خرید کت و شلوار و کفش و ... به چهارراه استانبول و میدان فردوسی رفتم. بازهم دیدن منازل قدیمی با کاجهای بلندی که درون حیاطهای وسیعشان به آسمان قد کشیده بودند، مرا حسرت به دل سالهای دهه 30 و 40 و 50 ای کرد که هیچ وقت ندیدم و هیچ وقت دیگر هم هیچکسی دیگری نخواهد دید. دوران شکوه و جلال شهری خلوت با هوای لطیف و تمیز به نام طهران. چند ماه پیش که برای خرید عینک آفتابی به خیابان کاخ شمالی رفته بودم، فرصتی پیش آمد تا با موبایلم، این عکس را از جلوی درب محوطه و حیاط قدیمی سفارت اسرائیل (پلاک 145) بیندازم. کمی جلوتر که رفتم، نگهبان سفارتخانه که یک گروهبان نیروی انتظامی بود به اصرار می خواست تا این عکس را پاک کنم اما زود باهم دوست شدیم.
[External Link Removed for Guests] مقابل سفارت اسرائیل (بهار 1388)
بله بیشتر از آنچه که دوست داشته باشم جای کسی باشم، دوست داشتم در آن سالها بودم و اکنون 70 سالم بود.
9.در مورد جایگاه کنونی وطنمان ایران در دنیای کنونی چه فکر می کنید ?چراخیلی ها نسبت به ما ایرانی ها اینقدر بد فکر می کنند?(یا فکر می کنند ما عربیمو یا...............) اشکال از کیست? ان ها بد می بینند یا که ما بدهستیم یا این که به قولی ما خود انها را در خماری بد دیدنمان رها کرده ایم ویا....................?
متاسفانه در دنياي كنوني، ايران جايگاه شايسته و درخور را ندارد. سر و کار داشتن و بها دادن به سازمانها و گروهکهای نه چندان خوشنام و به اصطلاح Infamous به جای دولتهای قدرتمند، سعی در نابودسازی خط و زبان فارسی با دگرگونیهای بی مورد و زیبانبخش همچون جدانویسی کلماتی که قرنها به هم پیوسته بوده اند (همان باغبان و باغ بان در چند پست قبل، آن ها به جای آنها، گران قدر به جای گرانقدر و .... )، پافشاری در بکارگیری کلمات و واژه های دور از ذهن همچون یارانه و رایانه، چرخبال و بالگرد، کش لقمه، دورگو، دورنگار، نمابر، دورنویس و ... همچنین چشمپوشی معنادار در ورود کلمات عربی، بکارگیری گستردهء واژه های زبان عربی، حجاب اجباری برای توریستهای خارجی، فرهنگ پست و رفتار ناپسند برخی از مردم به هنگام برخورد با توریستهای خارجی، پافشاری برای عضویت در اتحادیه عرب (به گمانم با التماس به عنوان عضو ناظر پذیرفته اند!)، پر کردن در و دیوار شهرها از نوشتههایی به زبان عربی، آغاز تمامی برنامه ها به ویژه اخبار تلویزیون با قطار تمام نشدنی کلمات عربی، دشمنی با اسرائیل (پیشینه روابط و سیاست خارجی تمامی کشورهای عربی بوده)، تلاش برای تولید لباس ملی (= عربی)، اجبار تمامی دانشآموزان مدارس حتا ابتدایی در شعاردهی علیه اسرائیل آن با سر دادن شعار به زبان عربی با واژه هایی همچون الموت، تشویق نامگذاری نوزدان به اسامی عربی، معرفی الگوهای افسانه ای از شخصیتهای عربی، دشمنی پنهان با فردوسی، کنارگذاری آرام آرام اساتید برجسته زبان فارسی همچون دکتر میرکزازی و ... (آقا پارسا بازم بگم

)
10.اقا رضا بر چه مبنایی حق را از باطل,درست را از غلط ,ظالم را از مظلوم .....................و پاکی را از کثیفی تشخیص می دهد!
هرکسی گمان می کند تشخیصش کاملن درست است. مبنای من، آشنا شدن با افکار طرف مقابلم است. به ویژه سنجش میزان میهن پرستیش. تشخیص ظالم از مظلوم بسیار بسیار ساده و آسان است. ظالمان در گسترهء زورمندان و قدرتمندان قرار دارند. ظالمان ابزار فراوان دارند و مظلومان تنها حرف فراوان. ظالمان با ابزارهای فراوانشان تلاش می کنند خود را قربانی و مظلوم جلوه دهند. ظالمان برای بقای ظلمشان، بهره گیری از هر ابزاری را مجاز می دانند. پاکی و کثیفی افراد از روی عقایدشان که آن هم از زبانشان جاری می شود به روشنی معلوم گردد. افراد پاک، مزدور کسی نمی شوند.
11.را رسیدن به خدا از کجا سرچشمه می گیرد و از کجا ها می گذرد و به کدامین کجا اباد و یا شاید نا کجا اباد ها ممکن است که ختم شود......?
سالها پیش در دوران کودکی، همیشه این پرسش را داشتم که پیشینه خدا چه بوده است؟ اگر او ما را آفریده، پس خدا را چه کسی خلق کرده است؟ این پرسش، مغز انسان را از اندیشه درست بازمی دارد و نباید بدان پرداخت. راه رسیدن به خدا، خودشناسی است. این راه از دل و روح پاک انسان می گذرد و اگر از روح ناپاک و دل ناسالم بگذرد، به خدایان دروغین ختم خواهد شد. همان ناکجاآباد. خدای پول و خدای سیاست. که هرکدام، یکدیگر را متقابلن مورد استفاده قرار می دهند تا برخی انسانهای نادان را به خدمت خویش دربیاورند.
اوریانا فالاچی روزنامهنگار برجسته ایتالیایی از وینستون چرچیل سئوال میکند: آقای نخست وزیر، شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند میروید و دولت هند شرقی را به وجود می آورید، اما این کار را نمیتوانید در بیخ گوشتان یعنی در کشور ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام بدهید؟ وینستون چرچیل پاسخ میدهد: برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج داریم که آن دو ابزار را در ایرلند در اختیار نداریم. روزنامهنگار میپرسد: آن دو ابزار چیستند؟ چرچیل پاسخ میدهد: اکثریت نادان و اقلیت خائن.
12.رابطه رضا با خالق خودش چطور است?چرا بیشتر ما انسانها در اصل مشرک و بت پرست هستیم علارغم این که ادعای توحید و یگانه پرستی داریم?
خداوند بسیار مرا دوست دارد. بارها این مسئله را دیده ام. یک مثال روشن می آورم. سالها پیش در دوران سربازی، برای اردوی رزمی جهت تیراندازی، رهیابی در شب به وسیلهء ستارگان، جنگ شبانه، بهره گیری از دوربین دید در شب و ... ما را به بیرون شهر و پادگانی بزرگ در کنار کوهی سترگ بردند. (گمان نمی کنم الآن چنین آموزشهایی به سربازان وظیفه بدهند) اردو تمام شد و همگی می بایست عصر یک روز جمعه به تهران بازگردانده میشدند. اتوبوسها آمد اما کامیون نیامد و بارها می بایست در محل اردو تا آمدن کامیون بمانند. از بین حدود 400 نفر، بنا شد 8 نفر کار نگهبانی در کنار بارها را که کاملن بی حفاظ بود انجام دهند. منطقهء خاصی بود. شبها، دستهء گرگها را می شد به راحتی دید. همینطور شغال و سگهای وحشی و البته تا دلتان بخواهد پشه. اما آن 8 نفر. فرمانده گردان که از نظامیان بسیار با دیسیپلین و دورهء شاهی بود، از عدد 3 بهره گرفت و دومین نفری را که به طور تصادفی انتخاب کرد شماره 23 بود یعنی من! انگار تمام دنیا سرم خراب شد.
برای من از نظر روحی و روانی بسیار سخت بود که پس از 10 روز حمام نرفتن! و استراحت در منزل، بازهم شب یا شبهایی را در بیابان و درون یک ساختمان نیمه کارهء بدون در و پیکر سپری کنم. اما تنها یک شب خوابیدیم و عصر فردا (24 ساعت بعد) کامیون آمد و بارها بار کردیم و برای ما 8 نفر یک مینی بوس آوردند. به پادگان در تهران که رسیدیم، تقریبن غروب بود. من با زیرکی، بارهای خودمان را گذاشته بودم آخر. بنابراین به هنگام تخلیه، نخستین بارها، بارهای گروهان ما بود! خیلی سریع بارها تخلیه شدند. دوستان ما که 24 ساعت گذشته را در منزل بودند با تمام شدن مرخصی 24 ساعته در حال بازگشت به پادگان بودند و اما برای ما 8 نفر، مرخصی 3 روزه صادر شد! 3 روزی که بعدن فهمیدم به بچه های گردان بسیار بسیار سخت گرفتهاند و به قول معروف پوستشان را در گرمای 40 درجه تابستان با دویدن، بشین و پاشوهای چندصدتایی و ... کنده اند!. زیرا قرار بود برای روز چهارم که روز دریافت درجه بود، آقای صیاد شیرازی برای تماشای رژه و مراسم درجه بیاید.
بیشتر انسانها، چندین خدا دارند: رئیس اداره، کارمند بانکی که حساب در آن بانک دارند، دختر همسایه

و ... خواسته ناخواسته مورد پرستش قرار می گیرند. همینطور واسطه تراشی را که در پست قبل کمی توضیح دادم و به نظر من بوسیدن در و دیوار، پول خرج کردن فراوان برای شخصیتی که زنده نیست در حالیکه میلیونها هم وطن به شدت نیازمند داریم و ... جملگی به نوعی بت پرستی و ازخودبیگانگی فرهنگی هستند.
احساس و نظر خود را درباره تصاویر زیر لطفا بیان کنید
[External Link Removed for Guests]
میدان شهیاد
[External Link Removed for Guests]
یادگار دوران شکوه
[External Link Removed for Guests]
«ای اهورامزدا، برای کردار نیک می بخشی، آگاهم و آماده ام تا هنگامی که تاب و توان دارم به مردم بیاموزم که به راستی گرایند و درستی پیشه سازند.» (جمله ای از کوروش کبیر)
[External Link Removed for Guests]
بسی رنج بردم در این سال سی / عجم زنده کردم بدین پارسی
[External Link Removed for Guests]
تاریخ درباره این روحانی عالیقدر به جز نیکی نخواهد نوشت.
[External Link Removed for Guests]
یکی از زیباترین موسیقی های بدون کلام.
[External Link Removed for Guests]
پهلوان نامی ایران (حیف که خودکشی کرد).
[External Link Removed for Guests]
بهترین اثر زنده نام صادق هدایت. واقعن در زندگی زخم هایی است که مثل خوره، روح را آهسته آهسته می خورند (باز هم حیف که خودکشی کرد).
[External Link Removed for Guests]
قهرمان نیروی هوایی ایران. از ایشان در آینده به طور رسمی به نیکی یاد خواهد شد.
همکاری داریم که حدود 76 سال دارد. ایشان بازنشسته اجباری دانشگاه جنگ در سال 1358 هستند. همکار ما با جهانبانی، طوفانیان و شهریار شفیق از نزدیک کار کرده و با همه دوست نزدیک بوده است. به طوری که می گوید جهانبانی مرا با اسم کوچک صدا می زد. ایشان از اخلاق پسندیده تیمسار، فراوان و بسیار برای من تعریف کرده است و اینکه چطور گره از کار بسیاری از افسران جزء گشود، بانی ازدواج و کمک به آنها بود و ... تیمسار یک مهین پرست واقعی بودند. (برای نمونه مسئله ازدواج آقای بهروز مدرسی را در وبلاگ oldpilot بخوانید)
[External Link Removed for Guests]
رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران در ج.ا (به گمانم دارای پست مشابه ارتشبد قره باغی)
اقا رضا خیلی ممنون بابت حضورتان
به امید خدا اگر مدت زمان این صندلی تمدید شد باز هم میام برای طرح یک سری سوالات داغ داغ و البته بکر!
از طرف خودم و دوست تبعیدی گرامیم ارسام سبزترین و صمیمانه ترین درود ها را به ویلایی در مهرشهر و صاحب و باغبان سبز و طبیعت دوست ان می فرستم
راستی پارسا جان ویلا کجا بود! این هم عکس قسمتی از حیاط منزل محقر ما:
[External Link Removed for Guests]به هرحال بازم ممنون پارسا جان. ظاهرن شما و آرسام به نوبت اخراج میشید
[External Link Removed for Guests]