● هواپیمای کفیر، جنگنده بال دلتایی اسرائیلی
در حدود سال های ۱۹۷۰، نیروی هوایی اسرائیل، تعداد ۵۰ فروند هواپیمای موفقمیراژ ۵ را به شرکت داسو برگه فرانسوی سفارش داد. اما به دلیل فشارهایی کهاز سوی افکار عمومی برای عدم فروش آن ها به فرانسه وارد آمد، رژیم اشغالگرصهیونیستی این جنگنده ها را تحویل نگرفت.
پس از آن، اسرائیلی ها در ابعاد وسیعی به تحقیق در مورد طراحی انواعهواپیماهای جنگنده دست زدند که ابتدا به تولید هواپیمای اسرائیلی نشر وسپس کفیر انجامید.
پس از مدتی، بر روی بدنه هواپیمای کفیر که شباهت قابل توجهی به میراژ ۵دارد، موتورهای J-۷۹ جنرال الکتریک، یعنی همان موتورهای نصب شده بر رویهواپیمای فانتوم نیز بر روی جنگنده کفیر آزمایش گردید. بدنه این هواپیمابرای ایجاد قابلیت نصب موتورهای J-۷۹، ابتدا کوتاهتر و سپس دارای قطربیشتری شده است و همچنین برای تامین هوای مورد نیاز برای پس سوز موتور،این هواپیما دارای چهار دریچه هوا روی بدنه و یک دریچه روی قسمت عقب بدنهاست. همچنین ورودی های موتور این هواپیما به صورت کانال های هوایی با نیممخروط هایی در وسط آن ها برای مهار امواج ضربه ای و کنترل میزان هوایورودی به موتور می باشد.
این هواپیما، برای کنترل پایداری عرضی خود و همچنین امکان انجام عملیات درارتفاع پایین، یعنی همان نقطه ضعف هواپیماهای بال دلتایی، دارای یک جفتبالچه مشهور به کانارد در قسمت جلوی هواپیما و در طرفین ورودی های موتورآن است که امکانات بیشتری برای کنترل هواپیما در سرعت های پایین تر به آنمی دهند.
این جنگنده، که بسیاری آن را یک کپی ناقص از هواپیمای میراژ ۵ می پندارند،مجهز به تجهیزات الکترونیکی یا همان اویونیک اسرائیلی و تانک های سوختبهبود یافته می باشد. این هواپیما، برای دفاع هوایی و مخصوصاً برای حملاتزمینی طراحی و تولید شده است و حتی از تسلیحات، یعنی موشک ها و بمب های بهکار رفته در هواپیمای میراژ ۵ بهره می جوید. این هواپیما دارای طول بدنهای به میزان ۱۵ متر و دهانه بالی به میزان ۸ متر است. این هواپیما، قادراست به کمک موتور J-۷۹ با سرعت هایی بالغ بر ۳/۲ ماخ نیز دست پیدا کرده وبه ارتفاع تا ۱۸ کیلومتر نیز برسد. این هواپیما، با بیشترین وزن برخاستمعادل ۱۶ تن، هواپیمایی در کلاس سبک به شمار می آید.
همچنین، جنگنده کفیر دارای برد نسبتاً کوتاهی به میزان ۷۷۰ کیلومتر است کهدلیل عمده آن، می تواند استفاده از موتورهای توربوجت پر مصرف J-۷۹ بیانشود، چنانکه این موضوع، در خود هواپیمای فانتوم نیز وجود دارد. البته برایاسرائیل، با مساحت اندک کشورش، این ضعف چندان آشکار نمی نماید. کفیر قادربه حمل انواع موشک های سایدوایندر، پایتون، شفریر، ماوریک و شرایک، درکلاً ۹ مقر در زیر بال ها و بدنه می باشد که وزن کل تسلیحات، یعنی مجموعبمب ها و موشک های محوله، می تواند تا ۵ تن نیز برسد. ناگفته نماند جنگندهکفیر محصول صنایع هواپیما سازی اسرائیل یا IAI است که در نیروی هواییآمریکا، اف-۲۱ ای نام گذاری شده است.
IAI Lavi

پس از موفقيت در ساخت جنگنده هاي نسل سوم «نشر» و«کفير»، جنگندهء نسل چهارم اسرائيل يعني «لاوي» ساخته شد. لاوي يک جنگندهءبسيار پيشرفته و در حد جنگنده هايي نظير اف16 و اف18 مي باشد. از اينجنگنده کمتر گفته شده است، زيرا هيچگاه به طور رسمي به كار گرفته نشد وليIAI جهت جبران زحمات فراواني كه براي طراحي اين جنگنده و سيستمهايپيشرفتهاش كشيد، بسياري از طراحهايش را عينن به جنگندهء J-10 چينيمنتقل كرده است. امروز، لاوي در قالبي نو به نام J-10 در اختيار نيرويهوايي چين و به زودي پاكستان، قرار خواهد گرفت. چينيها، علاقمندي مقاماتايران را نيز براي دريافت اين جنگنده اعلام كردهاند هرچند به سختيميتوان باور كه دولت اسرائيل، اجازهء فروش J-10 را به ايران صادر نمايد.
لاوي يک جنگنده چند کاره است که هرگز وارد خدمت نشد اما با اين وجود،مرحلهء مهمي را در زمينهء توسعهء هواپيما در صنايع IAI شکل داد و شايدبالاتر از توان IAI قرار داشت.
براي اولين بار در تاريخ تکنولوژي اسرائيل، طراحي مستقل يک هواپيمايپيشرفته، محقق شده بود. پيشتر از اين، صنايع IAI، جنگنده هاي Nesher، Kfirو Tzukit را با موفقيت توليد کرده بود، اما در واقع اين هواپيماها،مدلهايي کپي شده يا ارتقاء يافته از جنگنده هاي ساخت کشورهاي ديگر بودند.لاوي در واقع اولين هواپيمايي بود که مطابق با استانداردهاي مورد نيازنيروي هوايي ساخته شد و يکي از پيشرفته ترين جنگنده هايي شد که در آستانهءورود به هزارهء سوم توليد شده بود. قرار بود بين سالهاي 1993 تا 2003،تعداد 300 فروند لاوي ساخته شده و جايگزين هواپيماهاي قديمي A-4(اسكايهاوك) و كفير شوند. كل اين پروژه، مبلغي در حدود 3 ميليارد دلار رابالغ ميشد.
A-4 Skyhawk

برنامهء توليد لاوي به فوريه 1980 باز مي گردد. در آن زمان دولت بهنيروي هوايي اجازه داد تا جنگندهء آينده بر اساس تکنولوژي هاي فنيپيشرفته، طراحي شود. 18 ماه بعد، پروسهء توليد هواپيماي جديد در IAI شکلگرفت و قرار شدن براي موتور هواپيما که ساخت آن نياز به تکنولوژي فنيبالايي دارد از بين موتورهاي ساخت شرکت پرات اند ويتني، يک مدل انتخابشود.
جنگندهء تک سرنشينهء لاوي قرار بود جايگزين هواپيماهاي اسکاي هاوک(SkyHawk) شده و ماموريتهاي گوناگوني مانند حمله به اهداف زميني در فواصلنزديک و متوسط و دفاع هوايي را به انجام برساند.
نوع دو سرنشينه نيزقرار بود براي مراحل پيشرفتهتر آموزش خلباني به کار گرفته شود ضمن آنکهبتواند ماموريتهاي رزمي را نيز به خوبي انجام دهد.
لاوي، جنگندهاي در ابعاد کوچک، باهوش و داراي سيستمهايي بود که امکانخطا را کم ميکرد و راه حل مناسب نيروي هوايي براي نبردهاي آينده به شمارمي رفت. سيستمهاي نرم افزاري بسيار هوشمندي براي كنترل و نشانهرويتسليحات در داخل جثهء كوچك اين جنگنده تعبيه شده است. وجود اين سيستمهايكامل، به معني كاهش هزينههاي تعمير و نگهداري ميشد، زيرا با ورود بهخدمت اين جنگندهء چندماموريته، تعدادي جنگندهء قديمي از رده خارج ميشدند.
مطابق اصول فني، لاوي يك جنگندهء بسيار پيشرفته به شمار ميرفت:
- با بدنهاي كاملن آيروديناميك؛
- قابليت مانور عالي؛
- پساي كم در هنگام حمل تسليحات كامل؛
- قابليت پرواز با حداكثر مهمات در حداكثر سرعت و فواصل طولاني؛
- قابليت استفاده از انواع تسليحات پيشرفته.
جزئيات عمليات هواپيما – به خصوص كابين آن – به وسيله خلبانبرنامهريزي ميشود. بدين معني كه جنگنده به خلبانش اجازه ميدهد وارداجراي تاكتيكهاي نبرد شود بدون آنكه نياز به دقت و كنترل مدوام سيستمهايمختلف جنگنده باشد. سيستمهاي الكترونيكي لاوي (آويونيك) به شكل كاملن نوو ابداعي طراحي شدهاند و داراي عيبياب خودكار هستند تا تعمير آنها،سادهتر شود.

به تاريخ 31 دسامبر 1986، نمونهء ابتدايي لاوي، اولين پرواز از سري پروازهاي آزمايشي لاوي را انجام داد. سرخلبان آزمايشگر – مناخيم شيمول– كه از ژنرالهاي ارشد نيروي هوايي است ساعت 13:21 به وقت محلي، از باندپايگاه هوايي بنگورين به هوا خاست و در مدت 26 دقيقه پرواز، سيستمهايكنترلي و موتور اين جنگنده را مورد سنجش قرار داد.
سه ماه بعد، دومين نمونهء اوليه نيز به هوا خاست. در آن پرواز نيزسيستمهايي چون: سيستم كنترل پرواز، موتور، برق هواپيما، هيدروليك و سيستمخنك كنندهء كابين (ايركانديشن) مورد آزمايش قرار گرفت. دومين نمونه، دچاربرخي بهسازيها نسبت به مدل اول شده بود كه شامل حمل مخزن سوخت سوارشده دروسط بدنهء هواپيما، غلاف سوختگيري هوايي و برخي سيستمهاي الكترونيك(آويونيك) كه در نمونهء اول، گنجانده نشده بودند.
در كل تعداد 3 فروند نمونهء اوليه از لاوي در IAI توليد شد كه به غير از 5 فروند نمونهء اصلي بود كه بعدن ساخته شد.
بهتاريخ 30 آگوست 1987، دولت تحت فشار آمريكا، تصميم گرفت تا ادامهء پروژهلاوي را ملغي كند. دليل آن نيز مشكلات تامين بودجه و همچنين فشارهاياقتصادي و سياسي وارده از طرف احزاب بود. (برخي احزاب مانند حزب ليكود برخلاف حزب كارگر، از هزينهء تمام شدهء نسبتن بالاي اين جنگنده رضايتنداشتند و ترجيح ميدادند كه جنگندههاي ارزانقيمتتري مانند F-16C/D ازايالات متحده خريداري شود) همچنين ايالات متحده، نگران از دست رفتن بازارجنگندههاي صادراتي اف16 و اف18 خود بود. اين تصميم، باعث تظاهرات كارگرانخشمگين صنايع IAI شد هرچند كه نتيجه اي دربر نداشت. IAI انتخاب ديگرينداشت و بدين گونه 5000 نفر از كاركنانش، بيكار شدند.
دولت مبلغ 450 ميليون دلار بابت هزينهء لغو پروژهء لاوي از ايالات متحده طلب كرد.
سومين نمونهء لاوي كه به نام B-3 يا Technology Demonstrator (اثباتكنندهء تكنولوژي) ناميده شد، دو سال بعد از ملغي شدن پروژه، ساخته شد.اين جنگنده، امروزه در IAI براي تست و ارزيابي سيستمهاي الكترونيك بهمنظور صادرات به ديگر كشورها، مورد استفاده قرار ميگيرد.

برخي مشخصات فني
ماموريت اوليه: جنگندهء چندكاره (Multi-Task)
سازنده: اسرائيل
ابعاد
طول: 14.57 متر
فاصلهء دو سر بالها: 8.78 متر
ارتفاع: 4.78 متر
مساحت بالها: 33.05 متر مربع
مقدورات
حداكثر سرعت: 1.85 ماخ
حداكثر وزن قابل بارگذاري: 7200 كيلوگرم
برد عملياتي: 2100 كيلومتر
وزن خالص: 9990 كيلوگرم
پيشرانه
يك موتور توربوفن ساخت پرات اند ويتني (PW1120) با كشش 9344 كيلوگرم
برخي سيستمها
سيستم كامپيوتري پرواز با سيم = Fly By Wire يا FBW
گيرندة اخطار راداري = Radar Warning Receiving يا RWR
سيستم پيشرفتهء تشخيص دوست از دشمن: IFF
نمايشگر سربالا = Headup Display يا HUD ساخت Albit Systems
و . . .




)