ابیات اول شعر آرش کمانگیر
برف می بارد.
برف می بارد به روی خار و خارا سنگ.
کوهها خاموش.
دره ها دلتنگ.
راهها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ.
بر نمی شد گر زبام کلبه ها دودی.
یا که سوسوی چراغی.گر پیا میمان نمی آورد.
رد پاها گر نمی افتاد.روی جاده ها لغزان.
آنک آنک کلبه ای روشن.
روی تپه رو بروی من...
امید وارم لذت ببرید.
