با شروع جنگ تحمیلی تنها نیروی دفاعی و کلاسیک برای دفاع ارتش بود و طبیعتاً در دفاع از مرزهای زمینی و سد پیشروی دشمن نیز نیروی زمینی ارتش بود، طی یکی دو ماه اول جنگ تحمیلی بر نیروی زمینی ارتش چه گذشت؟
یگانهایی از ارتش بهویژه لشکر 92 زرهی خوزستان، لشکر 84 خرمآباد (آن زمان تیپ 84 بود) و لشکر 81 زرهی کرمانشاه با عناصری از ژاندارمری به عنوان نیروی پوشش در مرزها حضور داشتند و بخش عمدهای از یگانهای ارتش نیز درگیر غائله کردستان بودند.
با شروع حمله دشمن که با 12 لشکر و تعدادی تیپ مستقل در یک حالت غافلگیرانه شکل گرفت، یگانهای ارتش دفاعی جانانه را شروع کردند که آمار تلفات و شهدای روزهای اول جنگ بیانگر و مؤید همین مطلب است که این شجاعان گمنام تا آخرین نفس در مقابل دشمن ایستادگی کردند و باعث تأخیر در حرکات و به ستوه آوردن دشمن گردیدند.
با توجه به وضعیت خاص اوایل انقلاب که باعث شده بود به دلایل مختلف ارتش توان رزمی کاملی نداشته باشد ولی با ایمان به خدا و عشق به امام راحل (ره) و مردم، در مقابل خیل بیشمار دشمنان و تجهیزات پیشرفته آنها مردانه دفاع کردند به طوری که برای ورود به خرمشهر، دشمن به مدت 39 روز در پشت دروازهای شهر زمینگیر میشود.
پس از ماههای اول جنگ نیروهای مردمی با حضور در جبههها به رزمندگان پیوستند، اول اینکه حضور مردم در کنار رزمندگان نیروی زمینی چه تأثیری در روحیه آنان داشت؟ و نیروهای نظامی چه برخوردی در مواجهه با حضور مردم در جبهههای جنگ داشتند؟
حضور نیروهای مردمی در جنگ، باعث دلگرمی رزمندگان نیروی زمینی و تسریع در روند بیرون راندن متجاوز از خاک مقدس میباشد و این مسئله کتمان نشدنی است. استقبال مردم از رزمندگان و برعکس، در همه ایام جنگ ستودنی است و اگر پشتوانه مردمی نبود شاید ما الان در وضعیت فعلی قرار نداشتیم و پیروزی در جنگ مرهون فداکاری نیروهای مسلح به همراه سایر نیروهای مردمی است.
برادری و همدلی در دوران دفاع مقدس، نمودی خیرهکننده داشت. رزمندگان اسلام به پیروی از قرآن کریم، در برابر دشمن، با صلابت و پایداری برخورد میکردند و با یکدیگر، در کمال صمیمیت، مهربانی و همدلی میزیستند. برخورد فروتنانه و برادرانه فرماندهان با نیروهای تحت امر، عشق و محبت نیروها به فرماندهان و رفتار بیپیرایه و صادقانه رزمندگان با یکدیگر، جبهههای نبرد را به کانون بزرگ محبت، صفا و برادری تبدیل کرده بود که گرمی آن، روز به روز اعضای جدیدی را به خود جذب میکرد. آنان که برای نخستین بار رهسپار جبهه میشدند، برادری دینی حاکم در میان رزمندگان را چنان زیبا و دوستداشتنی مییافتند که تا مدتها خانه و کاشانه و خانواده را از یاد میبردند. برادری، روح تعاون و همکاری را در رزمندگان میدمید و آنان را برای برداشتن باری از دوش دیگران و گام برداشتن به سوی پیروزی، به یاری همسنگران و فرماندهان وامیداشت.
از ارزشهایی که سهم زیادی در پیروزیهای جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی داشت، اشتیاق زیاد رزمندگان اسلام به دفاع و حضور در صحنههای نبرد است. تأثیر حضور داوطلبانه نیروهای مردمی و از سر شوق جنگیدنشان در کسب پیروزیهای درخشان هشت سال دفاع مقدس، چندان آشکار است که هیچگونه انکاری را برنمیتابد و استقبال رزمندگان نیروی زمینی از این حضور در اوایل جنگ بهویژه در دفاع از خونینشهر تا ابد در خاطرهها باقی میماند و همچون برگ زرینی در تاریخ جنگ خواهد ماند.
یقیناً طراحی عملیاتهای مختلف در جنگ تحمیلی و استراتژیهای اتخاذ شده تاکتیکی، نیاز به نبوغ فرماندهی و طی کردن دورههای تخصصی نظامی در زمینهها و رستههای مختلف دارد و مسلماً فرماندهان نیروی زمینی با توجه به طی این دورهها و کسب دانش تخصصی مربوط به آن، در طول جنگ به طراحی عملیات و طرحریزیهای تاکتیکی مربوط به آن میپرداختند، بعضاً شنیده شده که برخی از عملیاتها توسط سپاه پاسداران به طور مستقل و بعضی به صورت مشترک با ارتش شکل میگرفته است، در این صورت تاکتیک و استراتژی عملیاتها چگونه طراحی و انتخاب میشده است؟
مراحل مختلف هماهنگی و تعامل بین رزمندگان، در دوران دفاع مقدس به طور کلی در طول هشت سال دفاع مقدس، سه دوره متفاوت و اساسی به لحاظ الگوی تعامل و همکاری فی مابین ارتش و سپاه در سیستم فرماندهی و مدیریت دفاعی وجود داشته است.
دوره اول- سال اول جنگ
اولین دوره فرماندهی و مدیریت رزمندگان اسلام در دفاع مقدس؛ از آغاز جنگ تحمیلی تا زمان سقوط و فرار بنیصدر یعنی 10 ماهه اول جنگ است.
در این مدت، ارتش جمهوری اسلامی ایران مسئولیت مستقیم فرماندهی و اداره امور جنگ و هدایت عملیات در صحنههای نبرد را عهدهدار بود و میتوان گفت حساسترین ایام جنگ نیز مربوط به این دوره زمانی است.
در این دوره، بخش عمدهای از فشارهای جنگ بر دوش ارتش بهویژه نیروی زمینی در تثبیت دشمن آن هم در بدترین شرایط زمانی و مکانی میباشد که علیرغم همه محدودیتها اعم از تجهیزاتی و نیروی انسانی، ارتش و بهویژه نیروی زمینی قهرمان توانست دشمن را زمینگیر و عملیاتهای محدودی را نیز در این مرحله از جنگ به مورد اجرا بگذارد.
دوره دوم - اجرای الگوی دو فرماندهی
این دوره از مهرماه سال 1360 تا پایان 1363 است که تقریباً برای مدت سه الی سه و نیم سال، سیستم دفاعی و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران است. یعنی در این دوره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، تعامل و همکاری متقابل و مشترکی داشتند و اساساً «الگوی دو فرماندهی» حاکم بود و این دو بازوی توانمند در کنار هم ایفای نقش مینمودند.
همچنین در اواخر سال 1361، موضوع ایجاد قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص) به عنوان مرکز فرماندهی عملیات مطرح شد. پیش از فعال شدن قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص)، خصوصاً در سال دوم جنگ (از مهر ماه سال 1360 تا دی ماه 1361) عملیاتهای پیروزمند چهارگانهای شامل: ثامنالائمه (ع)، طریقالقدس، فتحالمبین و بیتالمقدس، به طور مشترک توسط رزمندگان ارتش و سپاه پاسداران اجرا شد. عملیات رزمندگان در این دوره، تحت نظارت قرارگاه مرکزی کربلا انجام میشد و این قرارگاه نیز تحت فرماندهی و هدایت مشترک ارتش و سپاه عمل میکرد.
لذا در روز 7/9/60 یعنی یک روز قبل از اجرای عملیات طریقالقدس طی امریهای که فرماندهی نیروی زمینی ارتش و قرارگاه عملیاتی کربلا 1 (طریقالقدس) ابلاغ کرد، مسئله هماهنگی (به ویژه هماهنگی در رده تصمیمگیریها) مشخص گردید.
دوره سوم - استقلال عمل ارتش و سپاه
در این دوره، سیستم فرماندهی و اداره امور جنگ و دفاع، در ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران کاملاً جداگانه و مستقل بود. ارتش و سپاه حتی در مناطق و صحنههای عملیاتی نیز جدا از هم، با نیروهای دشمن میجنگیدند. این دوره و روش فرماندهی و اجرای عملیات علیه دشمن، «از آغاز سال 64 تا پایان جنگ» به مدت «سه و نیم سال» اجرا شد.
در این دوره عملیات والفجر 8 توسط سپاه پاسداران به طور مستقل طراحی و به کمک پشتیبانی نزدیک ارتش به مورد اجرا گذاشته شد و ارتش نیز برای حمایت از این عملیات با 4 لشکر در منطقه شلمچه به عنوان تک پشتیبانی به جنگ با نیروهای دشمن میپرداخت.
همچنین عملیات «کربلای 5» به طور مستقل توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنوب اجرا شد؛ و ارتش نیز در منطقه دیگری از مناطق غرب کشور، عملیاتی تحت عنوان «کربلای 6» را اجرا میکرد. بنابراین در این دوره، پیروزیهای درخشان توسط مدافعان ایران اسلامی (اعم از ارتش و سپاه) کسب گردید.
هشت سال جنگ تحمیلی شیرینیها و تلخکامیهای فراوانی به دنبال داشت، با انجام عملیاتهای بزرگ و کوچک بیشمار، پیروزیها و احیانا شکستهایی نیز برای ما حادث شد، شما نقطه عطف پیروزیهای ما را کدام عملیاتها میدانید؟ و این نتایج به دست آمده چه تأثیری در ادامه روند جنگ و اجرای دیگر عملیاتها ایفا نمود؟
یک روز بعد از عزل بنیصدر، عملیات فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا در منطقه دارخوین و شرق کارون با شرکت یگانهایی از ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اجرا شد که در نتیجه آن، نیروهای متجاوز عراق از جنوب آبادی سلیمانیه و محمدیه در شرق کارون به عقب رانده شدند و در عملیات پیروزمندانه ثامنالائمه (ع) که در ۵ مهر ماه ۱۳۶۰ با شرکت یگانهایی از ارتش و سپاه و در لبیک به پیام حضرت امام (ره) مبنی بر شکست حصر آبادان انجام گرفت. نیروهای عراقی به غرب رودخانه کارون عقب رانده شدند و محاصره آبادان شکسته شد.
پس از عملیات ثامنالائمه (ع) تدبیر عملیات فرماندهان و مسئولان ارتش و سپاه بر این اساس قرار گرفت تا با انجام عملیاتهای برقآسا نیروهای دشمن را در یک منطقه منهدم نمایند و با اتکا به موانع طبیعی و صرفهجویی در قوا نیروهای آزاد شده را در جای دیگر به کار گیرند و روند عملیات را به گونهای تنظیم و اجرا کنند که سرنوشت جنگ هر چه زودترتعیین شود.
با تشریک مساعی فرماندهان ارتش وسپاه طرحهای دوازدهگانه کربلا تهیه و به تصویب شورای عالی دفاع رسید، پیوستگی طرحهای قید شده و آیندهنگری موجود در آنها سبب شد تا نیروهای رزمنده اسلام در کمتر از ۸ ماه پس از عملیات ثامنالائمه (ع) موفق شوند با عملیاتهای طریقالقدس، فتحالمبین، بیتالمقدس، (کربلای ۱ و ۲ و ۳) نیروهای عراقی را از بیشتر مناطق اشغالی بیرون برانند.
شکستهای پیاپی عراق درمنطقه آبادان و خرمشهر آمال باطل و توسعهطلبانه عراق را جهت کنترل خلیجفارس و منابع عظیماقتصادی آن بر باد داد، به طوری که با مهار شدن پیشروی ارتش عراق و اتخاذ وضعیت پدافندی، حکومت بعثی ریاکارانه مسئله صلح و حل اختلافات از طریق مذاکرات سیاسی را عنوان کرد.
بدین ترتیب با وجود توفیق نسبی که ارتش عراق با اشغال خرمشهر ومحاصره آبادان در روزهای نخست تجاوز به دست آورده بود، با تلاش جان بر کفان ارتش و سپاه، وضعیت تهاجم نیروهای عراقی به کلی متوقف شد. ماشین جنگی متجاوز پشت مواضع پدافندی نیروهای مسلح ایران زمینگیر شد و در سه مرحله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید از لوث وجود دشمنان پاکسازی شد و بیش از پنج هزار کیلومتر ازخاک میهن اسلامی از تسلط اجانب آزاد گردید. بنابراین میتوان عملیات پیروزمند ثامنالائمه (ع) را نقطه عطف جنگ تلقی نمود.
همانطور که میدانیم در ابتدای جنگ و برخی از مقاطع جنگ تحمیلی برخی از یگانهای همانند مهندسی، توپخانه، نیروی هوایی، هوانیروز و... هنوز در سپاه پاسداران تشکیل نگردیده بود و یا در مرحله ابتدایی شکلگیری بود؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که عملیاتی را نمیتوان نام برد که ارتش و بهویژه نیروی زمینی در آن سهمی نداشته باشد، در خصوص همکاری و حضور اینگونه نیروها در کنار نیروهای سپاه پاسداران و چگونگی انجام عملیاتها در این شرایط توضیح دهید؟
به منظور تعامل و هماهنگی بین ارتش و سپاه در دوران دفاع مقدس، قرارگاه مرکزی خاتمالانبیاء (ص) حضور فعال داشت و در مواقع لزوم به ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران دستور میداد که در رابطه با موضوعات مختلف، به یکدیگر کمک کنند و این کمکها نیز صورت میگرفت، از جمله این تعاملات در هشت سال دفاع مقدس عبارتند از:
* شناسایی محورها و مناطق عملیاتی دشمن؛ جمعآوری و ارائه اطلاعات لازم به نیروی عمل کننده
* تهیه و اجرای آتش پشتیبانی رزمندگان، در زمان عملیات علیه دشمن مانند استفاده از پشتیبانی هوایی توسط نیروی هوایی ارتش و هوانیروز و استفاده از آتش گردانهای توپخانه
* اجرای اقدامات مربوط به خنثیسازی و پاکسازی میادین مین
* تأمین یا کمک در جهت ارائه خدمات درمانی و بهداری
* تأمین یا کمک در جهت انجام عملیات مهندسی رزمی
* واگذاری بخشهایی از امکانات موردنیاز یگانها و. . . .
بنابراین در همه عملیاتها در دوران دفاع مقدس این همکاریها در بالاترین سطح وجود داشت و نمیتوان نقش آنها را نادیده انگاشت.
عملیات والفجر8 از جمله عملیاتهای موفقی بود که بسیاری از تاکتیکها نظامی از جمله اصل غافلگیری به طور خارقالعادهای به منصه ظهور رسید و باعث بهت و شگفتی فرماندهان عراقی و تئوریسینهای نظامی دنیا گردید، نقش نیروی زمینی در این عملیات را چگونه ارزیابی میکنید؟
در عملیات والفجر 8 یگانهای توپخانه ارتش و یگان هوانیروز و نیروی هوایی، نقش عمدهای در پشتیبانی نزدیک از یگانهای تکاور داشتند که بدون هیچ تردیدی اگر این پشتیبانی نزدیک وجود نداشت، عملیات فتح فاو موفق نمیشد اگر فقط و فقط یکی از این یگانها در عملیات اقدام نمیکرد (نیروی دریایی - نیروی هوایی - توپخانه - هوانیروز و عملیات 4 لشکر در منطقه شلمچه تا کوشک) مطمئناً این عملیات با مشکل جدی روبهرو میگردید.
عملیات 4 لشکر از نیروی زمینی ارتش در مورخه 22/11/1364 در 60 کیلومتری جبهه بهعنوان تلاش پشتیبانی در شلمچه تا کوشک تحت نام قرارگاه کربلا پشتوانه خوبی برای تصرف فاو بود. اینجانب نیز افتخار داشتم به عنوان یکی از فرماندهان گروهان یگانهای رزمی ارتش در منطقه طلاییه و جزایر مجنون در این عملیات حضور داشته باشم.
بخش اعظمی از تاریخ 8 ساله جنگ برای ما پدافند و دفاع در برابر سیل حملات و عملیاتهای دشمن بوده است. این درحالی است که تاکنون در خصوص پدافند کمتر اشاره­ای شده است. در پدافند بیشتر چه یگانهایی درگیر بودند و پدافند نیروی زمینی ارتش را در دفاع مقدس چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از مواردی که تا به حال کمتر به آن پرداخته شده، بحث پدافند در دفاع مقدس است. با توجه به دکترین نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که یک دکترین دفاعی است، حتی اگر عملیات آفندی هم انجام شود، در راستای دفاع و حفظ نظام صورت میگیرد. عملیات پدافندی از پیچیدهترین و سختترین عملیاتهاست به ویژه در ابتدای جنگ. در آن زمان لشکر 92 زرهی و یگانهایی از تیپ 37 زرهی در منطقه جنوب و لشکر 81 زرهی در منطقه غرب و تیپ 84 خرمآباد در منطقه مهران با عملیات تأخیری که نوعی عملیات پدافندی است، شوک غافلگیرکننده حمله عراق را دفع کردند و همین بازداشتن دشمن از رسیدن به اهدافی که برای آنها سرمایهگذاری کرده بود، خود یک موفقیت بزرگ بود و این دفاع سرسختانه، حرکت دشمن را کند و کانالیزه کرد و دشمن را به ستوه آورد.
در دیگر عملیاتهای پدافندی نیز رزمندگان در چند لایه در خطوط مستقر میشدند و همواره زیر گلوله باران و پاتکهای دشمن در شرایط سختی به دفاع از کشور میپرداختند. در عملیاتهای پدافندی، یگانهای نیروی زمینی ارتش، سختیهای بسیاری را تحمل کردند و الحمدالله میتوانم بگویم در همه موارد توانستند از عهده این کار با سربلندی بربیایند. بحث جایگزینی در عملیات پدافندی نیز خیلی اهمیت دارد و هنگامی که یگانها، مقابله با پاتک دشمن را در سرلوحه کار خود داشتند، نیروهای تازه نفس ارتش خود را به خطوط پدافندی میرساندند. من در منطقه سومار بارها شاهد بودم که نفراتی به اندازه انگشتان یک دست که از یک یگان پدافندی باقی میماندند اما چنان به مقاومت خود در برابر دشمن ادامه میدادند تا نیروهای پشتیبان برسند و خطوط را حفظ کنند. اگر ما به آمار و ارقام هم توجه کنیم، میبینیم تعداد زیادی از شهدا و مجروحان ما مربوط به خطوط پدافندی بودند و نیروهای ارتش تا آخرین قطره خون خود به دفاع از خاک کشورمان پرداختند.
منبع خبر انلاین