پادگانی به مظلومیت نسل جنگ

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 830
تاریخ عضویت: شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ب.ظ
محل اقامت: باختران
سپاس‌های ارسالی: 309 بار
سپاس‌های دریافتی: 2025 بار
تماس:

پادگانی به مظلومیت نسل جنگ

پست توسط ali1371 »

نگاهي به قدم‌گاه شهيدان، پادگان ابوذر

نمي‌دانم چرا ياد دوکوهة غرب افتادم! پادگان ابوذر. شايد دليلش غربت آن پادگان نزد افکار عمومي باشد... درست به مانند نسل غريب جبهه‌ها.
پادگان ابوذر در ضلع شرقي دشت سر پل ذهاب قرار دارد. مي‌گويند: پادگان ابوذر در حدود سال‌هاي 44 تا 47 ساخته شده و در اختيار تيپ 3 شاهين از لشگر 81 زرهي کرمانشاه قرار گرفت. اين پادگان به پادگان شاهين و سرپل ذهاب نيز شهرت دارد. ساختمان‌هاي 5 طبقه پادگان به صورت دوقلو ساخته شده است. درست به مانند پادگان دوکوهه در جنوب.
در روزهاي آغازين جنگ، اين پادگان شاهد صحنه‌هاي زيبايي از رشادت و پايمردي بود. پادگان ابوذر بر خلاف پادگان دو کوهه در جنوب، بر بدن خود تير و ترکش‌هاي بسياري را به يادگار دارد و خود از نزديک شاهد رزم بي‌امان بزرگ مردان عاشق بوده است. در روزهاي آغازين جنگ، نيروهاي ارتش بعث همزمان با حرکت به سوي قصرشيرين و محاصره آن، از بخشي از حوزه سرزميني اين شهرستان گذشته بودند. به استناد بند يکم اطلاعيه شمارة 54 ستاد مشترک ارتش جمهوري اسلامي ايران، در منطقه باويسي ارتش عراق با نيروهاي زرهي چند بار به داخل خاک ايران نفوذ کرده و قصد قطع ارتباط سرپل ذهاب و قصر شيرين را داشته است که تا سوم مهرماه (1359) موفق به اين کار نشده است. پس از درهم شکستن خطوط اول نبرد و گذر از باويسي و گردنو که از مدت‌ها قبل و همزمان با آغاز تحرکات و تجاوزات مرزي در مرز شهرستان قصرشيرين، اين منطقه نيز همواره دستخوش ناامني و دست اندازي دشمن گرديده بود، تانک‌هاي دشمن دشت ذهاب را در نورديده و راه سر پل را در پيش گرفتند، اما در مسير با مقاومت‌هاي سرسختانه نيروهاي بومي منطقه مواجه شدندکه يکي از کانون‌هاي مقاومت در روستاي زرين جوب و سه راهي آن شکل گرفت. از چند روز قبل، کساني که قدرت برداشتن سلاح داشته‌اند به سپاه پاسداران مراجعه و خواهان مسلح شدن بودند که پاسداران انقلا ب با آغوش باز آنها را پذيرفته و در حد وسع و توان مسلح مي‌نمايند. هسته‌هاي مقاومت مردمي در سر پل ذهاب آماده دفاعي جانانه شده بودند.
ارتش دشمن فاصله خود را با شهر کمتر مي‌کند و اين موضوع نشان مي‌دهد که مقاومت‌ها در روستاها و دشت هموار اطراف سرپل ذهاب در هم شکسته شده و تدبير آن است که بيشترين توان براي دفاع از جلوگيري از سقوط شهر به کار گرفته شود. ارتش بعث عراق سوداي اشغال سرپل ذهاب را در سرداشت. غافل از آن که در دشتي نسبتاً باز قرارگرفته و موقعيت جغرافيايي منطقه به او اجازه محاصره اين شهر را نمي‌دهد و از همه مهمتر مدافعان اين شهر از آمادگي خوب‌تري برخوردار بوده و جنگنده‌هاي نيروي هوايي و تيزپروازان هوانيروز نيز براي پشتيباني مدافعان شهر از فضا و قدرت مانور بهتري برخوردار بودند.
نيروهاي پياده تحت حمايت وسيع و همه جانبه يگان‌هاي زرهي ارتش عراق، روستاهاي دشت ذهاب را پشت سرنهاده و راه سرپل را در پيش گرفتند و سربازان اشغالگر براي نيل به مقصود به دو شاخه تقسيم شدند: يک دسته راه سرابگرم را در پيش گرفتند و گروه ديگر در محور شهرک قره‌بلاغ درگير شدند. در شهرک قره بلاغ و پل داداش خان نبردي سخت در جريان است. دشمن فشار نظامي خود را در محور شهرک قره‌بلاغ به سرپل افزايش داده تا شهر را تصرف نمايد. در صورت تحقق اين موضوع، طبيعتاً روحيه مدافعان ساير محورها وحتي جبهه گيلان‌غرب تضعيف خواهد شد. اشغالگران به شهر وارد مي‌شوند؛ منتهي فقط در خيابان اصلي توان و قدرت حرکت دارند. زيرا کوچه‌ها و خيابان‌هاي ديگر شهر در دست مدافعان است. مقر سپاه پاسداران هدف شليک گلوله مستقيم تانک قرار مي‌گيرد. رزمندگان شجاع از چند طرف تانک‌ها و نيروهاي دشمن را مورد حمله قرار داده و فرماندهان بعثي که خود را در محاصره مي‌بينند، خيلي زود مجبور به صدور فرمان عقب نشيني مي‌گردند. چنين شد که متجاوزان ساعاتي بيش توان حضور در سر پل ذهاب را نيافتند و ديري نپاييد که مدافعان شهر با فداکاري و از خودگذشتگي، ارتش تا دندان مسلح بعث را به عقب نشيني تا پارک فلاحت در حاشيه شهر وادار نمودند.
در همان زماني که در اين محور جنگ به شدت ادامه داشت، در محور ديگر، يعني سرابگرم، پل داداش خان نيز درگيري سختي در جريان است و مدافعان در تلاش‌اند تا ضمن جلوگيري از پيشروي متجاوزان به طرف شهر و همچنين دستيابي به ارتفاعات مهم و استراتژيک دانه خشک، آنان را مجبور به عقب‌نشيني کنند و چنين نيز کردند و تانک‌ها و نفربرها و نيروهاي پياده در منطقه ريخک و آب باريک موضع گرفتند. در اين پيکارها عقابان تيرپروازي چون شهيد شيرودي و همچنين علاوه بر مدافعان مردمي و بچه‌هاي سپاه، رزمندگان تيپ 3 زرهي ابوذر رشادت و از خودگذشتگي را به اوج رسانيده و نقشي بي‌بديل ايفا کردند. در صورتي که ارتفاعات دانه خشک توسط ارتش عراق تصرف مي‌شد، موقعيت پادگان ابوذرکه مقر تيپ 3 زرهي لشکر 81 کرمانشاه است در ديد و تير مستقيم متجاوزان و در نهايت در خطر حتمي سقوط قرار مي‌گرفت. بنابراين با درايت فرماندهان جنگ و رشادت مدافعان، صحنه پيکار به خارج از شهر منتقل گرديد. نيروهاي آرپي‌جي‌زن و تيز پروازان هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران، تانک‌هاي ارتش بعث را مورد هدف قرار داده و آنها را يکي پس از ديگري منهدم و به آتش کشيدند.
فرماندهان بعث که نيروهاي تحت امرشان را با خيال راحت به منطقه گسيل داشته بودند و چنين وضعيتي را پيش‌بيني نمي‌کردند، در کمال ناباوري شاهد انهدام ادوات زرهي و کشته شدن نيروهاي پياده خود بودند. نبرد سخت تن با تانک به اوج خود رسيده بود. سربازان تا دندان مسلح ارتش بعث توان مقابله با اراده و مقاومت مدافعان سر پل ذهاب را نداشتند و راهي جز عقب نشيني براي‌شان باقي نمانده بود. ارتش عراق به دومين ناکامي خود تن در داد و به طرف شهرک زراعي و سپس شهرک المهدي(عج) عقب نشست. اما قواي اسلام به اين مقدار بسنده نکرده و درصدد بودند تا فاصله متجاوزين را با شهر بيشتر نمايند و لذا به نبرد ادامه داده و ارتش بعث براي سومين بار مجبور به عقب‌نشيني به سمت ارتفاعات قلاويز شد. ارتش عراق از محل ارتفاعات، مناطق مختلف شهر را زير آتش سنگين توپخانه قرار دادند. رزمندگان اسلام با کمترين امکانات و بدون هيچ پشتوانه‌اي در شهرک المهدي (عج) يعني درست در چند صدمتري دشمني که از نظر نظامي به پيشرفته‌ترين سلاح‌ها و از نظر لجستيکي و تدارکات در اوج آمادگي رزمي به سر مي‌برد، مستقر گرديده و پيشروي دشمن را سدکردند. نيروهاي اشغالگر از روز چهارم تا دوازدهم مهرماه سال 59 چندين مرتبه به قصد تصرف و اشغال شهر سرپل‌ذهاب با پشتيباني همه جانبه توپخانه و خمپاره‌انداز و نيروي هوايي اقدام به عمليات نظامي نمود، اما هر بار ايستادگي و پايمردي جانانه مدافعان شهر، آنان را وادار به پذيرش ناکامي و عقب نشيني کرد. مدافعان سرپل ذهاب در هفتم مهر ماه با حمايت نيروي هوايي و هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي ايران حمله‌اي به منظور خارج نمودن ارتفاعات قراويز و همچنين حرکت به سوي قصرشيرين و آزاد سازي اين شهر را آغاز کردند که به دليل قرار گرفتن متجاوزان در نقاط استراتژيک وارتفاعات و همچنين در اختيار داشتن صدها تانک و نفربر و ده‌ها گردان پياده، موفق به اين کار نشدند.
علي‌رغم پايمردي و رشادتي که فرزندان برومند سر پل ذهاب در جلوگيري از سقوط شهرشان و همچنين عقب راندن دشمن به خرج دادند، اما نبايد فراموش کنيم که هم از محور قلاويز و هم از ارتفاعات بازي دراز، شهر سرپل ذهاب و دشت‌هاي قلعه شاهين، به شيوه و پاطاق زير ديد و تير مستقيم دشمن قرارگرفت و اين موضوع تا زمان عقب نشيني آنان در خرداد ماه سال 61 ادامه يافت و خسارات فراواني بر اماکن مسکوني، باغات و کشتزارهاي مردم منطقه وارد آمد.
براي پي بردن به وضعيت بحراني آن مقطع و ميزان حملات و آتش پرحجم دشمن، يک نمونه گزارش روزنامه‌هاي بيستم مهر ماه سال 59 ذکر مي‌شود. بر اساس اين گزارش در هر دقيقه 15 گلوله توپ دشمن بر شهر سرپل ذهاب و حومه فرود مي‌آيد؛ يعني در هر ساعت نه‌صد گلوله به سوي محله‌هاي مختلف شهر و اطراف آن شليک گرديده است. آنان که در معرکه‌هاي آتش و خون حضور داشته‌اند نيک مي‌دانند که انفجار نه‌صد توپ در يک ساعت يعني چه و چه غوغا و آتشي برپا مي‌کند. واقعاً دل شير و مرد ميدان مي‌خواهد تا در اين‌گونه آوردگاه‌ها که تير و ترکش و دود و آتش زمين و آسمان را پوشانيده، محکم و استوار پايداري کرد؛ اما فرزندان اين مرز و بوم با تکيه بر سلاح ايمان و شهادت، حتي توپ‌ها و تانک‌ها را نيز خسته و ناکارآمد نمودند. فشار نظامي و حملات توپخانه‌اي و بمباران‌ها چنان شدت يافت که ماندن غير نظاميان در شهر سرپل‌ذهاب به هيچ وجه صلاح نبود و مردم خانه و کاشانه خود را رها نمودند و اموال آنان چه در منازل و چه مغازه‌ها بلاصاحب رها گرديد و بسياري از آنها طعمه حريق و انهدام ناشي از فرود توپ‌ها و بمب‌ها شد.
بچه‌هاي فداکار سرپل ذهاب به هنگام دفاع در روزهاي آغازين جنگ و ماه‌ها و سال‌هاي بعد، کاملا در دشت باز قرار داشتند و دشمن در ارتفاعات موضع گرفته و مستقر بود. در چنين موقعيتي دفاع نمودن ايستادگي در برابر دشمن کاري بزرگ و مثال زدني است که مدافعان سلحشور سرپل ذهاب (سپاه تيپ 3 ابوذر، نيروهاي رزمنده مردمي، بچه‌هاي ژاندارمري) آن را به بهترين وجه ممکن انجام دادند و هرگز اجازه نفوذ دشمن به دژ دفاعي خويش را ندادند.
گروه‌هاي متعددي در روزهاي اوليه جنگ در پادگان ابوذر شکل گرفتند و ضربات مکرري بر پيکر نيروهاي بعثي وارد آوردند. از دشت ذهاب و کوره موش تا بان‌سيران و تنگ حاجيان و قراويز و ارتفاعات بازي دراز و افشارآباد (فتي افشار) تا ارتفاعات دانه خشک و... صحنه حضور رزمندگان گيلان غربي، سرپل ذهابي و قصر شيريني و نبرد آنان با نيروهاي دشمن بود. اين مقاومت‌ها باعث گرديد تا خطوط جبهه تثبيت و به مرور زمينه حملات برنامه‌ريزي شده رزمندگان جان بر کف فراهم گردد.
پادگان ابوذر شاهد بيشترين رشادت‌ها بود! زيرا خود از نزديک شاهد تمام ماجرا‌ها بود. هنوز هم پادگان ابوذر با همان تن زخمي برقرار است و همچون نسلش غريب!
براي رفتن به پادگان ابوذر بايد از تنگه مرصاد به سمت اسلام آباد رفت و از آنجا به کرند و پس از تنگه پاتاق، حدود بيست کيلومتر مانده به شهر سرپل ذهاب، به پادگان مي‌رسي؛ هرچند که ديگر اين روزها به پادگان شبيه نيست، بلکه بيشتر به بنايي زخمي مي‌ماند که از گوشه‌گوشه آن مظلوميت مي‌بارد.
پادگان ابوذر هنوز هم به مانند نسل واقعي جنگ در مظلوميت به سر مي‌برد.

ماهنامه امتداد
  که ارتش ایران درجنگ کرد حماسه نبود معجزه بود
یاسرعرفات
 
وبلاگ من [External Link Removed for Guests]
Rookie Poster
Rookie Poster
نمایه کاربر
پست: 46
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۸, ۲:۵۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 121 بار
سپاس‌های دریافتی: 97 بار

Re: پادگانی به مظلومیت نسل جنگ

پست توسط alireza.z »

اطلاعات بسیار کاملی بود از ali 1371 به خاطر این پست تشکر میکنم
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 830
تاریخ عضویت: شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ب.ظ
محل اقامت: باختران
سپاس‌های ارسالی: 309 بار
سپاس‌های دریافتی: 2025 بار
تماس:

Re: پادگانی به مظلومیت نسل جنگ

پست توسط ali1371 »

دوستان عزیز به قدری زاغه مهمات این پادگان بزرگ است که همزمان 3تریلی داخل ان می تونند دور بزنن
  که ارتش ایران درجنگ کرد حماسه نبود معجزه بود
یاسرعرفات
 
وبلاگ من [External Link Removed for Guests]
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 837
تاریخ عضویت: شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۶:۱۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 231 بار
سپاس‌های دریافتی: 1917 بار

Re: پادگانی به مظلومیت نسل جنگ

پست توسط میهن پرست »

واقعا به این شهیدان مدیون هستیم فقط خدا کنه کاری نکنیم که شرمنده این شهیدان بزرگ و گرانقدر شیم چون ما حالا حالا ها به این عزیزان بدهکاریم
شاید سالهای سال باشد که اتش امپراطوری پارس خاکستر شده باشد.اما روزی فرا خواهد رسید که ز خاکستر ها ققنوس برخیزد و ان هنگام اتش سالهای سال سکوت مردم ایران زبانه خواهد کشید و بار دیگر مردمی از سرزمین پارس از شرق تا چین واز غرب تا دروازه های روم حکمرانی میکنند و تمام دشمنان این مرز وبوم در اتش قهر ایران خواهند سوخت.ان روز نزدیک است...
Major
Major
نمایه کاربر
پست: 830
تاریخ عضویت: شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ب.ظ
محل اقامت: باختران
سپاس‌های ارسالی: 309 بار
سپاس‌های دریافتی: 2025 بار
تماس:

Re: پادگانی به مظلومیت نسل جنگ

پست توسط ali1371 »

تصویر

تصویر

تصویر

این هم تعدادی عکس از پادگان ابوذر{قلعه شاهین} ازسایت اقای رزمی
  که ارتش ایران درجنگ کرد حماسه نبود معجزه بود
یاسرعرفات
 
وبلاگ من [External Link Removed for Guests]
New Member
پست: 5
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۸, ۴:۰۸ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3 بار
سپاس‌های دریافتی: 1 بار

Re: پادگانی به مظلومیت نسل جنگ

پست توسط 5700 »

واقعا این پادگان واستان کرمانشاه در جنگ مظلوم بودند
Furious Poster
Furious Poster
پست: 364
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷, ۵:۴۳ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 3003 بار
سپاس‌های دریافتی: 602 بار

Re: پادگانی به مظلومیت نسل جنگ

پست توسط chad »

اخرین تصویری که از این پادگان دیدم هنوز ویرانی ساختمانها از زمان جنگ باقی مونده بود.حیف همچین پادگانی معیوب باشه تصویر
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”