حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند بخارا را
صائب تبریزی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد
نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را
شهریار
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چیز می بخشد بسان مرد می بخشد
نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور می بخشند
نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را
فاطمه دریایی
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنیا را
نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم ؟ چه معنی دارد این کارا ؟
و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلأ
که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکی، نه صائب دست و پا ها را
فقط می خواستند این ها، بگیرند وقت ما ها
مجادله در ادبیات بر سر یک خال!!!
مدیر انجمن: شوراي نظارت

- پست: 1101
- تاریخ عضویت: چهارشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۸, ۷:۴۲ ب.ظ
- محل اقامت: خانه همیشه سبزم!!!
- سپاسهای ارسالی: 1410 بار
- سپاسهای دریافتی: 4783 بار
- تماس:
مجادله در ادبیات بر سر یک خال!!!
[External Link Removed for Guests]
شور و عشق و شاديم را از خدايم هديه دارم**** هرچه هستم هرچه باشم چشمه ام پاکم زلالم

شور و عشق و شاديم را از خدايم هديه دارم**** هرچه هستم هرچه باشم چشمه ام پاکم زلالم


- پست: 72
- تاریخ عضویت: جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۸۸, ۲:۲۳ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 553 بار
- سپاسهای دریافتی: 153 بار
Re: مجادله در ادبیات بر سر یک خال!!!
شعر صائب و شهریارو نشنیده بودم جالب بود
مخصوصأ شعر فاطمه دریایی
من دوتا دیگم شنیدم از کرد گروسی که فقط مصرع سوّمش فرق میکنه با شعر صائب و دکتر انوشه که در جواب گروسی داد که یکمی شعر شهریارو دست کاری کرد و منم بی ادبی کردم دست به شاعری زدم و جواب دکتر انوشرو دادم
گروسی گفته:
اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل مارا بدو بخشم سرو دستو تن و پارا
جوانمردی بدان باشد که ملک خویش تن بخشی نچون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را
====================
دکتر انوشه گفته:
اگر آن مهرخ تهران بدست آرد دل مارا به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را
تن و دست و سرو پارا به خاک گور میبخشند نه بر آن مهلقای ما که شور افکنده دنیا را
====================

اگر آن دُُِّخت سارویه بدست آرد دل ما را به ناز دلبرش بخشم همه عشق ثریِّا را
تمام روح و معنا را به جانان آفرین بخشند نه بر انسان فانی چون رود زین دار دنیا را
مخصوصأ شعر فاطمه دریایی
من دوتا دیگم شنیدم از کرد گروسی که فقط مصرع سوّمش فرق میکنه با شعر صائب و دکتر انوشه که در جواب گروسی داد که یکمی شعر شهریارو دست کاری کرد و منم بی ادبی کردم دست به شاعری زدم و جواب دکتر انوشرو دادم
گروسی گفته:
اگر آن کرد گروسی بدست آرد دل مارا بدو بخشم سرو دستو تن و پارا
جوانمردی بدان باشد که ملک خویش تن بخشی نچون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را
====================
دکتر انوشه گفته:
اگر آن مهرخ تهران بدست آرد دل مارا به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را
تن و دست و سرو پارا به خاک گور میبخشند نه بر آن مهلقای ما که شور افکنده دنیا را
====================

اگر آن دُُِّخت سارویه بدست آرد دل ما را به ناز دلبرش بخشم همه عشق ثریِّا را
تمام روح و معنا را به جانان آفرین بخشند نه بر انسان فانی چون رود زین دار دنیا را
به امیدی که رسد روزی و در سایه عدل..............
گرگ گوید ندریمو برّه گوید بچریم!!!!!

گرگ گوید ندریمو برّه گوید بچریم!!!!!


Re: مجادله در ادبیات بر سر یک خال!!!
از خودم مهدی رمضان [COLOR=#000000]اگر آن ترک تبریزی بدست آرد دل ما را ببخشم بر دل و جانش تمام دین و دنیا [COLOR=#000000]تمام دین و دنیایم فدای یک نگاهش باد که تا جان بر تنم باشد نگاهم بر نگاهش [COLOR=#000000]سر دست و تن و جان را به خاک گور می بخشند نه بر آن دلبر دلکش که برده هستی ما