استعفا: سانتيا سالگا

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 338
تاریخ عضویت: دوشنبه ۲۹ تیر ۱۳۸۸, ۱۱:۰۸ ق.ظ
محل اقامت: شيراز
سپاس‌های ارسالی: 337 بار
سپاس‌های دریافتی: 1377 بار

استعفا: سانتيا سالگا

پست توسط ستاره شب تار »

 استعفا
 
    بدينوسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم و مسئوليتهای يک کودک هشت ساله را قبول می کنم.
  می خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است.
  می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم!
  می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستنی بخورم .
  می خواهم درون يک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
  می خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چيز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را ياد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم و هيچ اهميتی هم نمی دادم .
  می خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند.
  می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم .
  می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ...
  می خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم، به يک کلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به . . .
  اين دسته چک من، کليد ماشين، کارت اعتباری و بقيه مدارک، مال شما.
  من رسماً از بزرگسالی استعفا می دهم .

نويسنده: سانتيا سالگا
 
با کسی که میتونی زندگی کنی زندگی نکن

با کسی زندگی کن که بدون اون نمیتونی زندگی کنی
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”