آخرین و مفید ترین روش های بازی کردن بااعصاب دیگران
۱- روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب
بپرن! ﴿اين روش براي افرادي كه غير از ساديسم ، رگه هايي از مازوخيسم هم دارن پيشنهاد ميشه
۲- سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند
۳- وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين
۴- کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد
۵- وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين
۶- به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين
۷- شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين
۸- صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين
۹- وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود
۱۰- بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين
۱۱- يل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين
۱۲- جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره
۱۳- قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين
۱۴- يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
۱۵- جاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين
۱۶- موقع عکس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين
۱۷- تو ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين
۱۸- جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين
۱۹- ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين
موفق باشید
آخرین و مفید ترین روش های بازی کردن بااعصاب دیگران
مدیران انجمن: رونین, Shahbaz, MASTER, MOHAMMAD_ASEMOONI, شوراي نظارت

- پست: 2597
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۱۲:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 155 بار
- تماس:

- پست: 2597
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸۴, ۱۲:۲۷ ب.ظ
- سپاسهای دریافتی: 155 بار
- تماس:

- پست: 136
- تاریخ عضویت: سهشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۸۵, ۱۱:۰۳ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 24 بار
- سپاسهای دریافتی: 46 بار
- تماس:

- پست: 341
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۵, ۳:۳۰ ب.ظ
- محل اقامت: ايران-اصفهان-کوچه بعدي
- سپاسهای دریافتی: 43 بار
- تماس:
Kingman_62, جالب بود.
اين اتفاق يکبار جلوي خود من افتاد. رفته بود پيتزا بخرم که يک نفر تلفن کرد و دقيقا همين سوال رو پرسيد
واي بچه ها نبوديد قيافه صاحب مغازه رو در اون لحظه ببينيد. خيلي باحال بود

- يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين
اين اتفاق يکبار جلوي خود من افتاد. رفته بود پيتزا بخرم که يک نفر تلفن کرد و دقيقا همين سوال رو پرسيد
واي بچه ها نبوديد قيافه صاحب مغازه رو در اون لحظه ببينيد. خيلي باحال بود

آخه چرا باور نمي کنيد؟! به جون خودم من همون سلطان آسمان قبلي ام.
اين هم اثر انگشتم:
حالا باورتون شد؟!!
اين هم اثر انگشتم:
حالا باورتون شد؟!!




دستت درد نکنه عزيز
