The Concise New Partridge Dictionary of Slang
and Unconventional English
Tom Dalzell (Senior Editor)
and
Terry Victor (Editor)
سلام
اين اسم اون فرهنگ لغته كه گفتم.چه جورياست؟
راستي به انگليسي ميخوايم بگيم مثلا :اون روزها كه ما جوون /بچه/........... بوديم چي ميشه؟
اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
مدیر انجمن: شوراي نظارت

-
- پست: 270
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۸۶, ۹:۴۵ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 123 بار
- سپاسهای دریافتی: 582 بار
Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
با كاروان بگوييد از راه كعبه برگرد
من يار رابه مستي بيرون خانه ديدم (امام خامنه اي)
من يار رابه مستي بيرون خانه ديدم (امام خامنه اي)

- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
, جان
با این کتاب اشنایی ندارم .
جواب سوالتون : when I was kid , when I was young
موفق باشید .
لطفا برای طرح چنین سوالاتی یک تاپیک مجزا ایجاد کنید و سوالات خودتون رو اونجا مطرح کنید
با این کتاب اشنایی ندارم .
جواب سوالتون : when I was kid , when I was young
موفق باشید .
لطفا برای طرح چنین سوالاتی یک تاپیک مجزا ایجاد کنید و سوالات خودتون رو اونجا مطرح کنید

"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.
Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time


- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
سلام
امیدوارم از اصطلاحات خسته نشده باشید و دلتون رو نزده باشه
نمیدونم چندتا تو ذهنم هست یا بلدم ولی امیدوارم روزی براتون کاربرد داشته باشه .
.... is in a good hand
.... دست خوب کسی هست - دست ادم مطمئنیه - ( یا حتی زمانی که قصد گفتن این رو دارند که چیزی دست ما هست این رو میگن . این اصطلاح کاربردی هست )
good hand's
ادم خوبها
No news is Best news
بی خبری بهترین خبره ( معادل فارسی برای این بلد نیستم )
Knowledge is power
توانا بود هرکه دانا بود - علم قدرته
Once in a blue moon
ندرتآ - گاهی
Get the Axe
بیرون انداخته شدن - اخراج شدن
Fishy
عجیب - مشکوک - موزی
Pull someone's leg
سرکار گذاشتن کسی
A little bird told me
بهم الهام شد - به دلم افتاد
It is all up with him
اب از سرش گذشته
As plain as the nose on one's face
مثل روز روشنه - واضحه - تابلوء
Stick Out One's Neck
ریسک کردن
Keep something under your hat
بین خودمون بمونه - تو دلت نگه دار
I must talk so my self
تعریف از خودم نباشه
Don`t look the other way
خودت رو به اون راه نزن ( البته بازهم معنای فارسی داره
)
push around the bush
از زیرش در رفتن - طفره روی
get outta my face
از جلوی چشمم دور شو
leave me alone
تنهام بزار
dead serious
خیلی جدی
Gas me
حالمو بهم میزنه - اعصابمو خورد میکنه
get a kick out of something
لذت بردن از چیزی - کیف کردن
get a kick out of idiom's
موفق باشید

امیدوارم از اصطلاحات خسته نشده باشید و دلتون رو نزده باشه
نمیدونم چندتا تو ذهنم هست یا بلدم ولی امیدوارم روزی براتون کاربرد داشته باشه .
.... is in a good hand
.... دست خوب کسی هست - دست ادم مطمئنیه - ( یا حتی زمانی که قصد گفتن این رو دارند که چیزی دست ما هست این رو میگن . این اصطلاح کاربردی هست )
good hand's
ادم خوبها
No news is Best news
بی خبری بهترین خبره ( معادل فارسی برای این بلد نیستم )

Knowledge is power
توانا بود هرکه دانا بود - علم قدرته
Once in a blue moon
ندرتآ - گاهی
Get the Axe
بیرون انداخته شدن - اخراج شدن
Fishy
عجیب - مشکوک - موزی
Pull someone's leg
سرکار گذاشتن کسی
A little bird told me
بهم الهام شد - به دلم افتاد
It is all up with him
اب از سرش گذشته
As plain as the nose on one's face
مثل روز روشنه - واضحه - تابلوء
Stick Out One's Neck
ریسک کردن
Keep something under your hat
بین خودمون بمونه - تو دلت نگه دار
I must talk so my self
تعریف از خودم نباشه
Don`t look the other way
خودت رو به اون راه نزن ( البته بازهم معنای فارسی داره
)
push around the bush
از زیرش در رفتن - طفره روی
get outta my face
از جلوی چشمم دور شو
leave me alone
تنهام بزار
dead serious
خیلی جدی
Gas me
حالمو بهم میزنه - اعصابمو خورد میکنه
get a kick out of something
لذت بردن از چیزی - کیف کردن
get a kick out of idiom's
موفق باشید

"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.
Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
سلام، ایده جالبی دارین
یه نکته
all thumbs یعنی دست و پا چلفتی و بی عرضه
یه نکته
all thumbs یعنی دست و پا چلفتی و بی عرضه

Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
allive and kicking یعنی "سور و مر و گنده" ، ای اصطلاح زمانی به کار می ره که بعد از بیماری یا با وجود کهولت می بینیم که شخصی از لحاظ جسمی خوبه. به اصطلاح میگیم طرف سور و مور و گنده است. 


- پست: 395
- تاریخ عضویت: شنبه ۶ بهمن ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
- سپاسهای ارسالی: 425 بار
- سپاسهای دریافتی: 706 بار
Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
سلام دوستان
امیدوارم حال همگیتون خوب باشه
خیلی وقت بود از این تاپیک دور بودم . شاید یکی از دلایلش مشغله زیاد باشه ......
اما به هرحال , امروز که قصد نوشتن اصطلاح جدید رو داشتم برای اولین بار احساس کردم اصطلاح دیگه ای یادم نمیاد شاید مغزم نم کشیده یا شاید علتش کمبود دایره اصطلاحات فارسی در ذهنم باشه , از اینکه میگم اصطلاحات فارسی تعجب نکنید , برای هر اصطلاح انگلیسی من باید معنای مناسب فارسی رو هم پیدا کنم که متاسفانه برای بسیاری از اصطلاحات قادر نیستم
و اما اصطلاحات : ( بخشی از این اصطلاحات رو با کمک گرفتن از کتاب نوشتم )
Pissed off
ticked off
عصبی , ناراحت , قاطی , اب رو غن قاطی کرده
you seem really ticked off
عصبی به نظر میرسی ! ( به نظر میرسه قاطی کردی )
What's new ?
What's up ?
چی شده ؟ چه خبره ؟
Get out of someone face
Get lost
تنهام بزار ! راحتم بزار ! از جلوی چشمم دور شو ! بزن به چاک ! گور....... !
Blow some thing
( گذشته= blew )
Goof up something
خراب کردن چیزی , گند زدن چیزی , ( به معنای سوتی دادن هم گاهی کاربرد داره )
Freak out
Flip out
دیوانه شدن , قاطی کردن , از دست دادن کنترل
Ace a test
Pass a test with flying colors
بهترین شدن در امتحان , عالی پاس کردن امتحان ( متاسفانه معادل مناسب تری سراغ ندارم شاید = آس شدن یا تکخال شدن در امتحان مناسبتر باشه اما بازهم معنای مناسبی نداره )
What's-her or his-face
اسمش چی بود! همونکه اسمشو یادم نمیاد ( زمانی که میخاید درمورد کسی حرف بزنید ولی اسمشو یادتون نمیاد )
Kiss up to someone
flatter someone
Butter someone
چاپلوسی کردن کسی
Give me a break
شوخی میکنی !, جدی نمیگی ! , داری سر به سرم میزاری ! ( یه اصطلاح رایج بین جوونها )
I can't stand him or her
نمیتونم ....... تحمل کنم . از ....... متنفرم .
To be someone's pet
محبوب کسی بودن , عزیز دوردانه کسی بودن
( البته به عنوان لفظ غیر نورمال هم کاربرد داره )
فعلا همینها بود
ENJOY IT
موفق و سربلند باشید

امیدوارم حال همگیتون خوب باشه
خیلی وقت بود از این تاپیک دور بودم . شاید یکی از دلایلش مشغله زیاد باشه ......
اما به هرحال , امروز که قصد نوشتن اصطلاح جدید رو داشتم برای اولین بار احساس کردم اصطلاح دیگه ای یادم نمیاد شاید مغزم نم کشیده یا شاید علتش کمبود دایره اصطلاحات فارسی در ذهنم باشه , از اینکه میگم اصطلاحات فارسی تعجب نکنید , برای هر اصطلاح انگلیسی من باید معنای مناسب فارسی رو هم پیدا کنم که متاسفانه برای بسیاری از اصطلاحات قادر نیستم
و اما اصطلاحات : ( بخشی از این اصطلاحات رو با کمک گرفتن از کتاب نوشتم )
Pissed off
ticked off
عصبی , ناراحت , قاطی , اب رو غن قاطی کرده
you seem really ticked off
عصبی به نظر میرسی ! ( به نظر میرسه قاطی کردی )
What's new ?
What's up ?
چی شده ؟ چه خبره ؟
Get out of someone face
Get lost
تنهام بزار ! راحتم بزار ! از جلوی چشمم دور شو ! بزن به چاک ! گور....... !
Blow some thing
( گذشته= blew )
Goof up something
خراب کردن چیزی , گند زدن چیزی , ( به معنای سوتی دادن هم گاهی کاربرد داره )
Freak out
Flip out
دیوانه شدن , قاطی کردن , از دست دادن کنترل
Ace a test
Pass a test with flying colors
بهترین شدن در امتحان , عالی پاس کردن امتحان ( متاسفانه معادل مناسب تری سراغ ندارم شاید = آس شدن یا تکخال شدن در امتحان مناسبتر باشه اما بازهم معنای مناسبی نداره )
What's-her or his-face
اسمش چی بود! همونکه اسمشو یادم نمیاد ( زمانی که میخاید درمورد کسی حرف بزنید ولی اسمشو یادتون نمیاد )
Kiss up to someone
flatter someone
Butter someone
چاپلوسی کردن کسی
Give me a break
شوخی میکنی !, جدی نمیگی ! , داری سر به سرم میزاری ! ( یه اصطلاح رایج بین جوونها )
I can't stand him or her
نمیتونم ....... تحمل کنم . از ....... متنفرم .
To be someone's pet
محبوب کسی بودن , عزیز دوردانه کسی بودن
( البته به عنوان لفظ غیر نورمال هم کاربرد داره ) فعلا همینها بود
ENJOY IT
موفق و سربلند باشید

"time" isnt the test. Time is something you spend doing the tests.
Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

Time is not the test , but everything is measured against the time, we even differentiate the things against the time most of the time

-
- پست: 2
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۹, ۴:۱۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 1 بار
Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
واقعا دست همگیتون درد نکنه با این همه اصطلاحات فوق العاده

من که خیلی دنبال اصطلاحات خفن بودم.
با اجازه اساتید سایت منم واستون اصطلاح میذارم
بازم خدا قوت دم همتون حسابی گرم

مرسی

من که خیلی دنبال اصطلاحات خفن بودم.
با اجازه اساتید سایت منم واستون اصطلاح میذارم

بازم خدا قوت دم همتون حسابی گرم

مرسی
-
- پست: 2
- تاریخ عضویت: دوشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۹, ۴:۱۰ ب.ظ
- سپاسهای ارسالی: 2 بار
- سپاسهای دریافتی: 1 بار
Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
as cool as cucumber...خونسرد بودن 
.cat got your tongue.....گربه زبونتو خورده؟
hold your horses.....آرام باش-صبرکن
چندر غازchicken feed.....
don't count your chicken before they hatch..... جوجه ها رو آخر پاییز می شمرن
دنبال نخود سیاه رفتن-پی چیزی بی ارزش رفتنwild goose chase......
have an ace up one's sleeve....برگ برنده ای در دست داشتن
مرموز و اسرار آمیز
cloak-and-dagger......
I will eat my hat.....اسمم را عوض میکنم
آدم ضد حال
wet blanket.....
catch one's red-handed.....مچ کسی را گرفتن
از حسادت ترکیدنgreen with envy.........
red-letter day......روز خاص و مهم
بند را به آب دادن
spill the beans........
upset the apple cart.....کاسه کوزه کسی را بهم ریختن
وول وول خوردنants in your pants........
bite your tongue........زبونتو گاز بگیر
نقطه ضعفAchille'a heel..........
pull one's leg..........دست انداختن

.cat got your tongue.....گربه زبونتو خورده؟

hold your horses.....آرام باش-صبرکن

چندر غازchicken feed.....
don't count your chicken before they hatch..... جوجه ها رو آخر پاییز می شمرن

دنبال نخود سیاه رفتن-پی چیزی بی ارزش رفتنwild goose chase......
have an ace up one's sleeve....برگ برنده ای در دست داشتن

مرموز و اسرار آمیز
cloak-and-dagger......I will eat my hat.....اسمم را عوض میکنم
آدم ضد حال
wet blanket.....catch one's red-handed.....مچ کسی را گرفتن
از حسادت ترکیدنgreen with envy.........
red-letter day......روز خاص و مهم
بند را به آب دادن
spill the beans........upset the apple cart.....کاسه کوزه کسی را بهم ریختن

وول وول خوردنants in your pants........
bite your tongue........زبونتو گاز بگیر
نقطه ضعفAchille'a heel..........
pull one's leg..........دست انداختن

Re: اصطلاحات کاربردي و روزمره زبان انگليسي
بچه ها این اصطلاحات چی میشه? ۱'خانه کلنگل ۲'هندوانه به شرط چاقو۳'شیطونه میگه۴'شیمی رو تک ماده قبول شدم۵'این خاطرات هم به زباله دان تاریخ پیوست۶'قربان شما هنگام خداحافظی۷'نوکرت که نیستم۸'قدمت رو چشام۹' خدا پشت و پناهت آقا کسی میدونه کمکم کنه ممنون
-
- پست: 1
- تاریخ عضویت: جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴, ۷:۴۳ ق.ظ
- سپاسهای دریافتی: 1 بار
Re: سپاس از کار خوبتان

Ali Singer نوشته شده:خواهش ميکنم فرهاد جان شما لطف داري اگه موافق باشيد من هر روز چند تا مينويسم با ترجمه فارسي ......البته بعضي از لغت هاي کاربردي رو هم براتون ميزارم که شايد کمتر به گوشتون خورده باشه....اميدوارم به دردتون بخوره
...
Henpecked.....زن ذليل![]()
patriarch.......مرد سالاري
Matriarch......زن سالاري
Are U happy or married..........مجردي يا متاهل.؟
Sissyboy......اواخواهر
night night boy.......سوسول
push arround the bush........طفره رفتن
I must talk so my self....تعريف از خود نباشه..
He`s all thumb......ادم شلخته
She doesn`t lift a finger..........دست به سياه و سفيد نميزنه
Whenever he opens he`s mouth he puts he`s feet in it.......اومد حرف بزنه راه رفت
He has a big mouth.......ادم دهن لق
Are u with me........داري منو...؟
Don`t look the other way..........خودتو به کوچه علي چپ نزن
Poor fellow.........بنده خدا
He is post master at ..............طرف خداي فلان کار است
Cut my legs and call me shorty........تو گفتي و منم باور کردم
She`s a liar liar........يه روده راست تو شکمش پيدا نميشه
Demmure girl..........دختر ناز نازي
ta ta for now.......(موقع خداحافظي معمولا ميگوييم) ..........فعلا..
اميدوارم به دردتون بخوره

