اینایی که با این شام خوردن مسلمان نیستند اگر مسلمان بودند این کار رو نمیکردند
>>ما در جنگ با آمریکا و تفاله های آمریکا هستیم <<
نیروی دریایی حافظ مرز آبی
ياد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند. 2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند
توی فروم ایران و امریکا یکی از دوستان با نام صادق پاسخ جالبی به این موضوع که توسط نمایندگان دولت امریکا تبلیغ میشد داده که به طور کامل اینجا قرار میدم. _________________________________________________________________- --------------------------------------------------------------------------------
این پیامهای پرزیدنت اوباما و خانم هیلاری کلینتون یادآور قسمتی از داستان موش وگربه مرحوم عبید زاکانی است که خدمت دوستان ارائه میکنم ---------------------------------------------- گربه آنموش را بکشت و بخورد سوی مسجد شدی خرامانا دست و رو را بشست و مسح کشید ورد میخواند همچو ملانا بار الها که توبه کردم من ندرم موش را بدندانا بهر این خون ناحق ای خلاق من تصدق دهم دو من نانا آنقدر لابه کرد و زاری کردی تا بحدی که گشت گریانا موشکی بود در پس منبر زود برد این خبر بموشانا مژدگانی که گربه تائب شد زاهد و عابد و مسلمانا بود در مسجد آن ستوده خصال در نماز و نیاز و افغانا این خبر چون رسید بر موشان همه گشتند شاد و خندانا هفت موش گزیده برجستند هر یکی کدخدا و دهقانا برگرفتند بهر گربه ز مهر هر یکی تحفههای الوانا آن یکی شیشهی شراب به کف وان دگر برههای بریانا آن یکی طشتکی پر از کشمش وان دگر یک طبق ز خرمانا آن یکی ظرفی از پنیر به دست وان دگر ماست با کره نانا آن یکی خوانچه پلو بر سر افشره آب لیمو عمانا نزد گربه شدند آن موشان با سلام و درود و احسانا عرض کردند با هزار ادب کای فدای رهت همه جانا لایق خدمت تو پیشکشی کردهایم ما قبول فرمانا گربه چون موشکان بدید بخواند رزقکم فی السماء حقانا من گرسنه بسی بسر بردم رزقم امروز شد فراوانا روزه بودم به روزهای دگر از برای رضای رحماناهرکه کار خدا کند بیقین روزیش میشود فراوانا بعد از آن گفت پیش فرمائید قدمی چند ای رفیقانا موشکان جمله پیش میرفتند تنشان همچو بید لرزانا ناگهان گربه جست بر موشان چون مبارز به روز میدانا پنج موش گزیده را بگرفت هر یکی کدخدا و ایلخانا دو بدین چنگ و دو بدانچنگال یک به دندان چو شیر غرانا آندو موش دگر که جان بردند زود بردند خبر به موشانا که چه بنشستهاید ای موشان خاکتان بر سر ای جوانانا پنج موش رئیس را بدرید گربه با چنگها و دندانا موشکانرا از این مصیبت و غم شد لباس همه سیاهانا خاک بر سر کنان همی گفتند ای دریغا رئیس موشانا بعد از آن متفق شدند که ما میرویم پای تخت سلطانا تا بشه عرض حال خویش کنیم از ستمهای خیل گربانا شاه موشان نشسته بود به تخت دید از دور خیل موشانا همه یکباره کردنش تعظیم کای تو شاهنشهی بدورانا گربه کرده است ظلم بر ماها ای شهنشه اولم به قربانا سالی یکدانه میگرفت از ما حال حرصش شده فراوانا -- این زمان پنج پنج میگیرد !چون شده تائب و مسلمانا
باآزمايش hla وثبت نام در پايگاه پيوند مغز استخوان كشور در بيمارستان شريعتي شانس زندگي را در بيماران سرطان خون و... افزايش دهيد [External Link Removed for Guests]
ياد گرفتم که : 1. با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنياي احمقانه خويش خوشبخت زندگي کند. 2. با وقيح جدل نکنم چون چيزي براي از دست دادن ندارد و روحم را تباه مي کند