تحت قوانين ايالات متحده، (Title 10, Section 2366 of the U.S. Code)،
يك سيستم موشكي قبل از ورود به خط توليد بايد يك شليك مرگبار حقيقي را پشت سر گذاشته باشد
[External Link Removed for Guests]
يك بارديگر يك جنگنده نيروي هوائي آمريكا پشت سر فانتوم قرار گرفته و با شليك موشك، فانتوم را به دو نيم ميكند. چه اتفاقي افتاده؟ چرا يك جنگنده آمريكائي بر عليه جنگنده ديگر آمريكائي شليك ميكند؟ آنها به جنگنده ها شليك ميكنند. اينطور نيست؟
تحت قوانين ايالات متحده، (Title 10, Section 2366 of the U.S. Code)، يك سيستم موشكي قبل از ورود به خط توليد بايد يك شليك مرگبار را پشت سر گذاشته باشد. اين بدان معناست كه اين سيستم جديد موشكي زمين به هوا يا هوا به هوا بايد بر عليه يك هدف جنگي پرنده با مقياس حقيقي و با قابليت هاي يك جنگنده تمام عيار شليك شود. هزينه ريسك شليك بر عليه يك جنگنده حقيقي با هدايت خلبان بسيار بالاست و به جاي آنها جنگنده هاي هدف با مقياس حقيقي/ FSAT به كار گرفته ميشوند. به گفته يك خلبان: يك فانتوم ميميرد تا يك سيستم جديد موشكي متولد شد.
براي پشتيباني از تست و ارزيابي فعاليتهاي نيروي هوائي آمريكا، QF-4 ها گاهي به عنوان نه يك هدف مرگبار ، بلكه براي تست و ارزيابي رادارها ، سنسورهاي حساس و سيستمهاي دفاعي نيز به كار گرفته شده و همچنين از تمرينات نيروي هوائي و نيروي دريائي پشتيباني ميكنند. هر دو نيروي هوائي و دريائي آمريكا از اهداف پرنده كوچكتر و ارزانتر از FSAT استفاده ميكنند ولي فقط يك هدف پرنده با مقياس حقيقي مانند QF-4 قادر خواهد بود تا تمامي پارامترهاي يك جنگنده حقيقي را ايفا نمايد. اين پارامترها مانند: سرعت زير صوت و مافوق صوت تا و فراتر از ارتفاع 50000 فوت پايداري، اثر راداري و مادون قرمزIR و مقاومت و پايدراري در برابر خسارت يك جنگنده حقيقي.
در حال حاضر اين نقش در نيروي هوائي آمريكا را QF-4 انجام ميدهد. حرف Q نشانگر تبديل يك فانتوم يه يك هدف پرنده است. QF- 4 در حال حاضر جديدترين جنگنده بدون سرنشين آمريكا است. قبلا اين نقش را جنگنده هاي PQF-102 از سال 1974 تا 1985 ، QF-100 Super Saber از 1983 تا 1992 و QF-106 Delta Dart از سال 1990 تا 1998 به عهده داشتند. QF-106 خسارات متعددي از بابت نقص در ارابه فرود متحمل شده بود اما QF-4 به مراتب اطمينان پذيرترمي نمود و در نهايت در رقابت با QF-106 برنده شد.
[External Link Removed for Guests]
ساختن يك جنگنده بدون سرنشين
كار تبديل به QF-4 توسط شركت BAE Systems در كاليفرنيا انجام ميپذيرد. بيش از 230 فروند فانتوم از سال 1995 تا كنون تبديل به QF-4 شده و اين كار تا سال 2011 ادامه خواهد يافت. فاز اول تبديل فانتومها در ابتدا بر روي مدل هاي F-4E و F-4G “Wild Weasel” متمركز شد. كار تبديل هواپيماهاي شناسائي RF-4C به دليل فقدان اسلات مشكل بود. فانتومهاي كانديد براي تبديل به هدف پرنده از انبار گروه احياء و تعميرات هوا-فضا واقع در آريزونا تامين ميشوند. زمان تبديل يك فانتوم به يك هدف پرنده 7 ماه و هزينه آن 800.000 دلار براي هر فروند ميباشد. در QF-4 يك سيستم كنترل ديجيتالي براي هدايت عمليات از راه دور نصب شده است. همچنين مجهز به سيستم بردار امتياز دهي داپلر، ترانسپاندر، اتوپايلوت دوم، GPS براي ناوبري و فرميشن پروازي از راه دور است. از تجهيزات غير ضروري كه حدف گرديده ميتوان به توپ 20 م م كانون اشاره كرد كه بالاست جايگزين آن شده است. سكان عمودي و وينگ-تپ ها به رنگ نارجي درآمده تا نشانگر اين باشد كه اين فانتوم يك هدف پرنده است. QF-4 ها در پايگاه هاي هوائي Holloman و Tyndall مامور به خدمت ميباشند.
پرواز Q-F4
QF-4 ها غالبا با خلبان به پرواز درميآيند مگر آنكه يك آزمايش موشكي درپيش باشد. خلبان به طور معمول به كنترل ها دست نميزند اما آماده هستند تا اگر كنترلر زميني هدايت هواپيما را از دست بدهد هدايت هواپيما را به عهده بگيرد. خلبانها هنگام عمليات شكار و يا براي حفظ آمادگي پروازي خودشان QF-4ها را به پرواز در ميآورند. خدمه كنترلگر QF-4 ها مجهز به صفحه نمايشگر ادوات پرواز هواپيما بر روي يك مونيتور بوده اما فاقد ارتباط بصري مستقيم با هواپيما ميباشند. بيشتر عمليات تست و ارزيابي پرواز توسط كامپيوتر هدايت ميشود. بدينوسيله امكان پرواز با پارامترهاي دقيق پروازي ميسر شده و در صورت نيار تكرار ميگردد. با استفاده ازGPS براي هدايت و ماندن در مسير پروازي ، تا 6 فروند QF-4 قادر به كنترل در يك فورميشن ميباشند.
يك پرواز برنامه ريزي شده ممكن است شامل فرود اتوماتيك باشد اما در صورت كاهش سيگنالهاي تلمتري و يا خسارت هواپيما، يك سيستم متحرك كنترل زميني GMCS براي فرود بصري به كار گرفته خواهدشد. GMCS ها در انتهاي باند پارك شده و بدين سان كنترلرهاي زميني قادر خواهند بود تا جريان فرود را ديده و هدايت كنند.
موشك بر عليه هواپيما
قبل از انجام هر تست موشكي، چنديدن تمرين براي تائيد يك تست بدون نقص صورت ميگيرد. بسياري از تست هاي آزمايشي ارزانتر از از يك تست حقيقي ناموفق هزينه ميبرد. در صورت يك تست حقيقي بر روي يك QF-4، اصطلاحا به آن هواپيماي NULLO ميگويند. NULLO در زبان لاتين به معني صفر است و بدين معنيست كه در هواپيما هيچ خدمه اي وجود ندارد. يك هواپيماي NULLO حامل يك كلاهك موشك AIM-9 است تا مرگ جنگنده در صورت خسارت هنگام تست و يا از دست رفتن كنترل تضمين گردد. در پايگاه هوائي Tyndall، دو فروند DeHavilland Canada E-9A كه نمونه تغيير يافته Dash-8 ميباشند با رادار مرافبت هوائي خود باعث ايجاد يك “shoot box” براي ممانعت از خسارت به قايقهاي افراد عادي در نتيجه تست موشكي ميشوند.
براي ممانعت از برخورد موشك به هواپيما، QF-4 ممكن است كه از مانورهاي بازدارنده از جمله گردش 6G و صعود عمودي را انجام داده و يا به پرتاب چف و فلير و جمينگ رادار اقدام نمايد. تنيجه تست ها بوسيله سيستم هاي تله متري و اپتيكي ضبط ميشود. در صورت انهدام هواپيما، لاشه ان در منطقه امن فرو خواهد ريخت اما در صورتيكه هواپيما نجات پيدا كرده و خلبان جنگنده همراه تائيد نمايد كه QF-4 دست نخورده و سالم است ، هواپيما به پايگاه بازگردانده ميشود.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
طور معمول يك هواپيماي NULLO قبل از انهدام 3 يا 4 عمليات انجام خواهد داد. به استثنا يك شليك مرگبار، در ساير تستها ممكن است كه موشك شليك شده فاقد كلاهك جنگي بوده و مسير پروازي QF-4 طوري برنامه ريزي شده باشد كه از برخورد مستقيم جلوگيري شود. اين عمل باعث كاهش هزينه جايگزيني QF-4 ها شده و طول عمرخدمتي آنها را افزايش خواهد داد. سيستم امتياز دهي داخلي QF-4 اگر موشك شليك شده به پارامترهاي مرگ (انهدام هواپيما) رسيده باشد آن را اعلام خواهد كرد. برخي اوقات يك شليك آزمايشي حقيقي باعث سقوط QF-4 نميشود و اين يك رخدادي است كه اهميت Title10 (قانون آمريكا در ارتباط با شليك موشك) را نشان ميدهد. نرخ انهدام QF-4ها به طور معمول در پايگاه Tyndall يك فروند در ماه و در پايگاه Holloman يك تا چهار فروند در سال ميباشد. تست حقيقي بر روي QF-4ها در پايگاه Tyndall براي ارزيابي عملكرد موشك هاي Raytheon’s AIM-9X Sidewinder و AIM-120 AMRAAM و در پايگاه Holloman براي تست موشك هاي زمين به هواي PAC-3 و جنگنده هاي F-22 Raptor ميباشد.
هيچ خلبان QF-4 از ديدن پرواز بدون بازگشت جنگنده خود خوشحال نميشود اما آنها از نظر فلسفي به اين موضوع عادت كرده اند : مرگ هواپيما در آسمان بهتر از پوسيدن آن بر روي زمين است. هنگاميگه ناكارآمدي موشكهاي AIM-4 Falcon و AIM-7 Sparrow برفراز ويتنام شمالي ارزيابي ميشود اهميت برنامه QF-4 بيشتر نمايان ميگردد.
منابع:
نيروي هوائي آمريكا Fencecheck : [HIGHLIGHT=#ffc000]برداشت با ذکر نام مرکز انجمن های تخصصی سنترال کلابز مجاز است.

شماره پانزدهم [COLOR=#000000]- ویژه نامه بهار 1392 (بر روی تصویر کلیک نمائید)





