از سوی دیگر کمک های مالی ، اقتصادی ، تسلیحاتی و انسانی اعراب و کشورهای فرا منطقه ایی ، روند بازسازی ارتش عراق را تسهیل نمود . البته این کمک ها از ابتدای جنگ کم و زیاد به عراقی ها داده می شد اما در اواخر جنگ (پس از عملیات کربلای ۵) شدت پیدا کرد . در حالیکه تحریم های مختلف و فشارهای سیاسی و اقتصادی وارد آمده به ایران عملاً مانع و از جبران خسارات وارد آمده به سپاه در جریان آن عملیات گردید و حتی ارتش هم از نظر سلاح و مهمات بشدت در مذیقه بود .
این آمار توجه کنید :
) هواپیما و هلی کوپتر:
[BLOCKQUOTE] عراق در ابتدای جنگ = ۳۸۰
وارده در طول جنگ = ۳۲۹
در پایان جنگ = ۹۳۵
[/BLOCKQUOTE]
) تانک و نفربر زرهی :
[BLOCKQUOTE]
عراق در ابتدای جنگ = ۳۵۳۰
وارده در طول جنگ = ۷۳۶۹
در پایان جنگ = ۶۲۳۰
[/BLOCKQUOTE]
) توپخانه :
[BLOCKQUOTE]
عراق در ابتدای جنگ = ۹۰۰
وارده در طول جنگ = ۹۶۵
در پایان جنگ = ۳۹۰۰
[/BLOCKQUOTE]
) پرسنل زمینی عراق:
[BLOCKQUOTE]
در ابتدای جنگ = ۲۰۲ هزار نفر (۱۲ لشکر)
در طول جنگ = ۴۱۰ هزار
در پایان جنگ = ۶۷۷ هزار نفر (۵۷ لشکر)
[/BLOCKQUOTE] این حال بسیاری از فرماندهان و کارشناسان نظامی سپاه و ارتش برداشت دقیقی از وضعیت جنگ نداشتند و حتی پس از آغاز موج حملات عراق تا مدتی باور نمی کردند که واقعاً عراقی ها در موضع برتر قرار گرفته باشند و سعی می نمودند با بررسی اشکالات خطوط پدافند خودی پی به دلایل پیروزی عراق ببرند ! این طرز فکر تا آنجا بالا گرفته بود که بسیاری از رزمندگان بسیجی با تصور اینکه ایران عمداً در حال عقبنشینی است تا به جنگ خاتمه دهد (کما اینکه در اوایل تیرماه برای تقویت جبهه جنوب ، رزمندگان ایران از ماووت ، حلبچه ، پنجوین و حاج عمران عقبنشینی کردند .) از بازگشت به جبهه منصرف شده بودند و تنها با فرمان امام در روزهای پایانی دوباره جبهه ها را پر کردند !
تهاجمی ارتش عراق رسماً از ۲۸ فرودین ماه آغاز شد . در این روز عراقی ها با ۱۲ لشکر به فاو حمله کردند در حالیکه مجمموع نیروهای ایرانی مستقر در منطقه حدود یک لشکر بود . حتی در ۲۴ ساعت نخست حمله ، با وجود حجم گسترده پشتیبانی توپخانه و بمباران شیمیایی منطقه ، فرماندهان تصور می کردند این یک تک ساده برای تصرف مواضع مقدم ایران است نه تصرف کل فاو . تازه در ۲۴ ساعت دوم هدف اصلی عراقی ها مشخص شد و نیروهای ایرانی در نهایت پس از این ۴۸ ساعت مقاومت مجبور به عقبنشینی از فاو شدند .
ماه بعد رزمندگان ایران در قالب عملیات بیت المقدس ۶ بار دیگر در جبهه ماووت اقدام به پیشروی نمودند که نشان دهنده این است که عملیات عراق در جبهه فاو هشدار لازم را به فرماندهان سپاه و ارتش نداده بوده است .
ها در ۴ خردادماه در جبهه شلمچه دست به حمله زدند و این بار ظرف ۸ ساعت کل منطقه ایی که در عملیات کربلای ۵ آزاد شده بود مجدداً به اشغال عراقی ها در آمد . بعلاوه این بار نیروهای ایران از آغاز حمله عراق اطلاع داشتند چون عراقی ها عمداً طوری برای اجرای عملیات در منطقه آماده شده بودند که نیروهای ایران را با حجم بالای نیرو و امکانات خود مرعوب سازند !
خردادماه ، سپاه در یک حمله ضربتی که به بیت المقدس ۷ مشهور شد ، توانست بیشتر منطقه را دوباره بازپس گیرد اما نیروهای ایران که فاقد تدارکات و آمادگی لازم برای نبرد در گرمای تابستان خوزستان بودند با آغاز موج بمباران شیمیایی و حملات زرهی عراق ، دوباره به مواضع قبلی خود بازگشتند .
۴ تیرماه هم یک روز تلخ دیگر برای نیروهای ایران در جبهه جنوب بود . در حالیکه که سپاه در حال انتقال نیروهای خود از جبهه شمالغرب به جنوب بود ، ارتش عراق از جزایر مجنون تا کوشک دست به یک حمله گسترده زد . حجم بمباران شیمیایی منطقه در این عملیات چنان زیاد بود که دامنه آن تا شهر هویزه هم رسید .
ها در کمتر از ۲۴ ساعت ضمن تصرف جزایر مجنون تا شهرک جفیر و حتی راه آهن اهواز-خرمشهر پیشروی نمودند . نیروهای ایران هم مجبور به تخلیه هورالهویزه شدند . البته عراقی ها شب هنگام از جفیر و خط آهن عقبنشینی کرده و در اطراف کوشک و طلائیه پدافند نمودند .
شرایطی که کل دستاوردهای ایران در جبهه جنوب با این سه عملیات عراق از دست رفت و نیروهای ایران از مناطق شمالغرب عراق هم عقبنشینی نمودند ، ناو آمریکایی وینسنس در ۱۲ تیرماه ، یک فروند هواپیمای مسافربری ایران را که در خط هوایی بین المللی بندرعباس-دوبی در حرکت بود را سرنگون نمود و ۲۹۰ مسافر و خدمه آن را به شهادت رساند . هرچند بعدها آمریکایی ها سعی کردند با تحریف واقعیات و شواهد موجود ، بر اشتباهی بودن این اقدام تاکید نمایند ، در آن مقطع کاملاً مشخص بود که این یک پیام آشکار به ایران است که اگر با پایان جنگ موافقت نکند هرگونه خسارتی را باید پذیرا باشد .
حالیکه مذاکرات برای قبول قطعنامه بین سران کشور در جریان بود ، عراق دست به چهارمین حمله خود در جبهه جنوب زد . این بار هدف حمله عراق که برای تضعیف روحیه نیروهای ایران " توکلناعلی الله "! نامیده شده بود ، ارتفاعات جبل حمرین بود . جایی که برخلاف فاو ، شلمچه و مجنون ، پدافند آن را سه لشکر ۷۷ خراسان ، ۲۱ حمزه و ۱۶ زرهی قزوین از ارتش در اختیار داشتند .
ها در اینجا هم از جنایت استفاده از سلاح شیمیایی کوتاهی نکردند تا جایی که به گفته یک شاهد عینی حجم بمباران جبل حمرین چنان شدید بود که انگار یک کاسه را وارونه روی آن گذاشته باشند !
این ترتیب عراقی ها موفق به در هم شکستن مواضع ارتش در جبل حمرین شدند . اما آنها با این پیروزی قناعت نکرده و به پیشروی ادامه دادند تا جایی که در شمال منطقه تا شهر دهلران و در غرب تا مقر فرماندهی ارتش در جبهه جنوب در عین خوش پیشروی نمودند . بیش از ۵ هزار نفر از سربازان دو لشکر ۲۱ و ۷۷ اسیر شده و بقیه در کوههای خشک و سنگلاخی شمال منطقه سرگردان شده و پس از چند روز با ۷۰ کیلومتر پیاده روی خود را به اندیمشک رساندند . البته عراقی ها پس از جمع آوری اسرا از منطقه عقبنشینی کردند اما چند روز بعد بازگشتند .
در ۲۷ تیرماه سال ۶۷ به طور رسمی قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل را پذیرفت با این امید که جنگ پیش از وارد آمدن خسارات بیشتر پایان یابد . اما رژیم بعث عراق این امید را ناامید گرداند !
انتشار خبر قبول قطعنامه از سوی ایران ، عراقی ها در ۳۱ تیرماه دست به یک هجوم سراسری زدند . در جنوب تا دروازه های خرمشهر پیشروی نمودند ، جاده اهواز-خرمشهر را تا پادگان حمید مسدود کردند و همانطور که گفتم دوباره به عین خوش ، دهلران و دشت عباس بازگشتند . در جبهه غرب حتی از ابتدای جنگ هم بیشتر جلو آمدند ! مهران دوباره سقوط کرد (چند هفته قبل از آن منافقین مهران را در عملیات معروف به چلچراغ اشغال کرده و تعداد زیادی از نیروهای ارتش را اسیر نموده و بازگشتند که بعداً معلوم شد تمرینی بوده برای یک عملیات بزرگتر!) ، عراقی ها از میمک گذشته و صالح آباد را محاصره کردند ؛ خطر پیشروی و سقوط ایلام شدیداً احساس می شد . بالاتر ، عراقی ها از سومار گذشته و به سمت ایوان پیشروی کردند و بالاتر از آن گیلان غرب ، قصر شیرین و سرپل ذهاب به اشغال عراقی ها در آمد .
همه اینها یک روی سکه بود . امام (ره) در یک پیام رادیویی پس از آنکه قبول قطعنامه را به نوشیدن جام زهر تشبیه نموده بودند از مردم خواستند تا بار دیگر به جبهه ها بروند . عراقی ها پس از تهاجم اولیه با یک موج خروشانی از رزمندگان مواجه شدند که درست مثل ابتدای جنگ بدون توجه به تاکتیک ها و اینکه چه کسی مال چه لشکری و چه واحدی است و چه کسی فرمانده ، به آنها هجوم آورده اند .
ارتش عراق بویژه در جبهه جنوب بسیار سنگین بود . نبرد به سختی جریان داشت و حدود خط خودی و دشمن غیر قابل تشخیص ؛ منطقه حدفاصل پادگان حمید تا کانال پرورش ماهی ظرف چند روز بارها بین خودی و دشمن دست به دست شد .
جبهه غرب هم عراقی ها بویژه در صالح آباد و ایوان متحمل شکست شدیدی گشته و بالاتر ، از گیلاغرب و سرپل ذهاب عقبنشینی کردند . اما در اینجا آنها هنوز یک تیر دیگر در ترکش خود داشتند . منافقین با نیرویی معادل پنج هزار نفر که در قالب ۲۵ تیپ! سازماندهی شده بود قصد داشتند ظرف ۳۳ ساعت خود را از اسلام آباد غرب به تهران برسانند .
اولیه آنها برای تصرف اسلام آباد غرب با غافلگیری کامل موفق گردید . اما منافقین انتظار داشتند مردم اسلام آباد و روستاهای اطراف به استقبالشان آمده و به آنها ملحق شوند ، نه اینکه به سمت باختران(کرمانشاه) فرار کرده و راه را بند بیاورند .
منافقین در اسلام آباد غرب به رزمندگان فرصت داد تا در نقاط حساس مسیر اسلام آباد غرب-باختران کمین کنند و با رسیدن منافقین با آنها درگیر شوند . پس از فرار هم هوانیروز ستون منافقین را در تنگه پاتاق به شدت بمباران کرد . تقریباً نیمی از افراد منافقین در این نبرد که به عملیات مرصاد معروف شد به هلاکت رسیدند .
ها پس از ناکامی منافقین سعی کردند باز هم در جبهه غرب به پیشروی ادامه دهند اما متحمل خسارات سنگینی شده و تا مرز عقب رانده شدند . سرانجام حکومت عراق در تاریخ ۱۵ مردادماه ۱۳۶۷ با قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل موافق نمود و دو هفته بعد با استقرار ناظران سازمان ملل در طول مرزهای بین المللی رسماً آتش بس برقرار گردید .
دو سال بعد عراقی ها به کویت حمله کردند و از آنجا که حامی سابقشان (آمریکا) به عنوان ناجی کویت سعی داشت پای ایران را به جنگ مجدد با عراق باز کند ، ضمن پذیرش کلیه شرایط ایران و امضای قرارداد صلح از آخرین مناطق در اشغال مانده در مرز با ایران عقبنشینی نمود .
بعدها تاوان خوش خدمتی های خود را به آمریکا داد و بدون آنکه حتی عادلانه محاکمه شود تا به همه جنایاتش اعتراف نماید به پای چوبه دار رفت !


